پرش به محتوا

حضرت محمد صلی الله علیه و آله

مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
استناد ناقص
جانبدارانه
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از پیامبراکرم(ص))
محمد بن عبدالله
آخرین پیامبر اولوالعزم
خاتم النبیین
مسجدالنبی مرقد حضرت محمد(ص)
مسجدالنبی مرقد حضرت محمد(ص)
ناممحمد
نام در قرآنمحمد • احمد
کنیهابوالقاسم • ابوابراهیم • ابوالریحانتینابوالسبطین...
لقبامینرحمة للعالمین • مصطفی • حبیب‌الله • صفی‌الله • خاتم النبییننبی امّی • نبی‌الله • رسول‌الله
ولادت۱۷ ربیع‌الاول عام الفیل/۹ مه ۵۷۰م در مکه
درگذشت۲۸ صفر ۱۱ق/۲۵ مه ۶۳۲م در مدینه (رحلت پیامبر)
طول عمر۶۳ سال
محل زندگیمکه • مدینه
محل دفنحجره پیامبر در مدینه
والدینعبدالله بن عبدالمطلبآمنه بنت وهب
نسبهاشم بن عبدمناف
همسرخدیجهسودهعایشهحفصهزینب دختر خزیمهام سلمهزینب دختر جحشجویرهام‌حبیبهماریهصفیهمیمونه
فرزندقاسمعبداللهرقیهزینبام کلثومابراهیمفاطمة الزهرا(س)
خویشاوندان سرشناسعبدالمطلبابوطالبحمزه
قومقریش
بعثت۲۷ رجب سال ۴۰ عام الفیل/۶ ژوئیه ۶۰۹ میلادی
محل بعثتغار حرا در مکه
پس ازحضرت عیسی(ع)
جانشینامام علی(ع)
کتابقرآن
دیناسلام
معجزاتقرآن • شق القمررد الشمسمعجزات پیامبر(ص)
داستان قرآنیسوره محمدمباهله
جنگ‌هاغزوه بدر • غزوه بنی‌قینقاعغزوه احدغزوه بنی‌نضیرغزوه خندقغزوه خیبرفتح مکهغزوه تبوکفهرست جنگ‌های پیامبر(ص)
حوادثهجرت به حبشهمحاصره بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالببیعت عقبهتغییر قبلهبیعت رضوانصلح حدیبیهسنة الوفودفتح مکه نامه به پادشاهانحجة الوداعسپاه اسامهماجرای دوات و قلم
پیروانمسلمان
مخالفانمشرکان مکه
پیامبران
نوحابراهیمموسیعیسیمحمد
سایر پیامبران


محمد فرزند عبدالله (۵۳ قبل از هجرت-۱۱ق/۵۷۰-۶۳۲م) پیامبر دین اسلام و آورنده کتاب قرآن، که تأثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشری خوانده شده است. در قرن ۲۱ میلادی، پیروان او دومین دین بزرگ جهان را شکل داده‌اند. مسلمانان او را از پیامبران اولوالعزم، آخرین پیامبر خدا، رحمةُ للعالمین، و نمونه انسان کامل برای زیست فردی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و سیاسی می‌دانند. او در قرآن با القابی مانند نبی، رسول و احمد یاد شده، و آیه ۲۱ سوره احزاب او را الگوی برتر برای مؤمنان معرفی کرده است. علاوه بر قرآن که پیام الهی و معجزه پیامبر شناخته می‌شود، سخنان محمد نیز از مهم‌ترین منابع شناخت اسلام و منبع رفتار و باورهای دینی مسلمانان است. هر سال میلیون‌ها مسلمان مرقد او در مدینه را زیارت می‌کنند و در مسجدی که او بنا کرده نماز می‌گزارند. نام محمد یکی از پرتکرارترین نام‌های مردانه در جهان است.

محمد مردی از قبیله قریش بود که در قرن ششم میلادی، در مکه در شبه جزیره عربستان متولد شد و در ۴۰ سالگی رسالت خود را آغاز کرد. او مردم را به یگانه‌پرستی و ترک بت‌پرستی دعوت کرد. دعوت خود را مخفیانه آغاز کرد و نخستین ایمان‌آورندگان به او، علی و خدیجه دانسته‌ شده‌اند. محمد پس از سه سال دعوت خود را آشکار کرد و پس از ده سال، در ۵۳ سالگی به مدینه رفت و حاکم آنجا شد. پیامبر اسلام، هشت سال بعد، مکه را فتح کرد و پس آن در مدت دو سال تمام شبه‌جزیره عربستان مسلمان شدند.

یاران حضرت محمد(ص) که صحابه خوانده می‌شوند، از خاندان او یعنی بنی‌هاشم، و نیز مسلمانانی بودند که در مکه مسلمان شده و با او به مدینه هجرت کردند و مهاجرین خوانده شدند. همچنین بخشی دیگر، ساکنان مدینه بودند که به او و همراهانش پناه دادند و در کنارش جنگیدند، و با عنوان انصار مشهور شدند.

در دوران رسالت حضرت محمد(ص)، سه گروه مشرکان مکه، منافقان در مدینه، و یهودیان ساکن در مدینه و اطراف آن، با او در تقابل بودند؛ مشرکان مکه در طول ۱۳ سال آزار فراوانی به پیامبر و یارانش رساندند، اموالشان را مصادره کردند و آنها را در محاصره اقتصادی قرار دادند؛ به‌طوری که وادار به خروج از مکه شدند. پس از استقرار پیامبر در یثرب (مدینه) نیز مشرکان چندین جنگ با مسلمانان برپا کردند که بَدْر و اُحُد مشهورترین آنها بود. یهودیان مدینه نیز نخست با پیامبر پیمان همکاری بستند، ولی پس از چندی در جنگ خندق عهدشکنی کرده و با مشرکان مکه همراه شدند. پیامبر در طی چند جنگ از جمله خیبر، آنها را وادار به تسلیم یا خروج از مدینه کرد.

درباره زندگانی حضرت محمد(ص) گزارش‌های فراوانی در متون تاریخی آمده است. کتاب‌های بسیار زیادی با موضوع سیره‌نگاری، شمایل‌نگاری، مناقب‌نویسی، مغازی‌نگاری، دلایل‌نویسی و مانند آن از سوی پژوهندگان مسلمان و غیرمسلمان نوشته شده است. مسلمانان احادیث رسیده از پیامبر را در کتاب‌های حدیثی گردآوری کرده‌اند. حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث ثقلین مشهورترین حدیث‌ها نزد شیعیان هستند که به مسئله جانشینی پیامبر نیز ارتباط دارند.

محمد در ۲۵ سالگی با خدیجه ازدواج کرد، و فاطمه دختر پیامبر حاصل این ازدواج است. محمد پس از خدیجه با زنان دیگری نیز ازدواج کرد، ولی از هیچ‌یک فرزندی باقی نماند. مسلمانان برای حضرت محمد ویژگی‌هایی اختصاصی را بیان می‌کنند که اجازه تعدد ازدواج یکی از آنهاست. برخی شرق‌شناسان بر چندهمسری پیامبر اکرم خرده گرفته‌ و آن را دستاویز نقد و بلکه اهانت به او قرار داده‌اند. نویسندگان مسلمان برای این ازدواج‌ها دلایلی ذکر کرده‌اند.

زندگی حضرت محمد بسیار ساده توصیف شده است؛ به‌گونه‌ای که وقتی در سال ۱۱ هجری قمری از دنیا رفت، به جز سلاح و مرکبش مال چندانی باقی نگذاشت. بخشی از اموالش را در قالب مزرعه فدک به دخترش فاطمه بخشیده بود. به باور شیعیان، محمد در روزهای پایانی عمر تلاش کرد با معرفی علی بن ابی‌طالب در خطبه غدیر و فرستادن مدعیان خلافت در قالب سپاه اسامه به بیرون مدینه و نگارش یک وصیت‌نامه تکلیف جانشینی خودش را روشن کند.

معرفی و تبیین جایگاه

محمد بن عبدالله مردی از قبیله قریش که در قرن ششم و هفتم میلادی در شبه جزیره عربستان زندگی می‌کرد. او آورنده کتاب قرآن و دین اسلام است که در قرن ۲۱ میلادی دومین دین جهانی از نظر تعداد پیروان است.[۱] نویسنده کتاب صد شخصیت مؤثر تاریخ، محمد را تأثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشر[۲] و مؤثرترین رهبر سیاسی تمامی دوران‌ها[۳] معرفی کرده است.

به باور مسلمانان، حضرت محمد(ص) انسان کامل،[۴] و الگوی دائمی در اخلاق، شریعت، زندگی خانوادگی، سیاست و معنویت است.[۵] مقام او از فرشتگان و دیگر پیامبران الهی نیز بالاتر است.[۶] عارفان مسلمان او را بالاترین شخصیت عالم آفرینش[۷] و نوری ازلی تصویر می‌کنند که خدا هستی را از او و به واسطه‌ او آفریده است.[۸] و با نقل حدیث لولاک معتقدند اگر محمد نبود خداوند چیزی خلق نمی‌کرد.[۹]

در اعتقاد مردم مسلمان، محمد(ص) شفیع روز قیامت است و این مقام شفاعت به تعظیم و تکریم همگانی او جهت داده است.[۱۰] او پیامبری برای همه بشر و آخرین پیامبر الهی است،[۱۱] جزو انبیای اولوالعزم[۱۲] و در باور شیعیان نخستین فرد از چهارده معصوم است[۱۳] و در دریافت و ابلاغ وحی و نیز در تمام ساحت‌های زندگی پاک از گناه و خطا زیسته است.[۱۴]

سخنان پیامبر در ادبیات مسلمانان حدیث نامیده می‌شود[۱۵] و پس از قرآن مهم‌ترین و معتبرترین منبع شناخت دین است.[۱۶] و منبع رفتار و اعمال مسلمانان حساب می‌شود و مسلمانان تلاش کرده‌اند احادیث پیامبر را بدون تغییر گردآوری کنند.[۱۷] همین انگیزه زمینه‌ساز شکل‌گیری رشته‌ای از علوم اسلامی با نام علوم حدیث شده است.[۱۸] احترام مسلمانان به پیامبر به حدی است که نسل باقیمانده از او را سید یا شریف می‌نامند و با آنان با احترام و ادب رفتار می‌کنند.[۱۹]

مطالعات درباره پیامبر اسلام(ص)

دربارهٔ زندگانی حضرت محمد(ص)، گزارش‌های فراوانی در متون تاریخی آمده و حوادث و رویدادهای زندگی او، در مقایسه با دیگر پیامبران، کامل‌تر ثبت شده است.[۲۰] با این حال، به دلیل از دست رفتن برخی منابع یا تغییر و تبدیل‌ها در نقل و جعل‌ داستان‌ها، همچنان برخی از جزئیات زندگی او روشن نیست.[۲۱]

نگاشته‌ها درباره پیامبر اکرم در موضوعاتی چون سیره‌نگاری، سیره‌پژوهی، حدیث‌نگاری، مغازی‌نگاری، شمایل‌نگاری‌، دلایل‌نگاری، مناقب‌نگاری و خصائص‌نگاری صورت‌بندی شده است.[۲۲] همچنین، نگاشته‌های ادبی منظوم و غیرمنظوم و آثار دربارهٔ پیامبر(ص) در ادبیات کودکان و نوجوانان در ذیل کتاب‌شناسی‌های درباره او قرار گرفته است.[۲۳] این آثار به زبان‌های مختلف نگارش یافته است.[۲۴] بسیاری از این آثار توسط مؤمنان و دوستداران او و برخی دیگر توسط مخالفانش نوشته شده است.[۲۵]

سیره‌نگاری اولین نوع نگارش، و آثار عروة بن زبیر (درگذشت: ۹۴ق)، از اولین نمونه‌های سیره‌نگاری قلمداد شده است.[۲۶] سیرهٔ ابن‌اسحاق نوشتهٔ محمد بن اسحاق (درگذشت: ۱۵۱ق) اولین سیرهٔ جامع و مستقل نبوی خوانده شده، که به‌دلیل نظم منطقی در نقل رخدادها، نخستین کار اصیل در این زمینه شناخته شده است.[۲۷] در زمینهٔ سیره‌پژوهی هم از کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم از سید جعفر مرتضی عاملی (درگذشت: ۱۴۴۱ق)، مورخ شیعه به‌عنوان اثری شاخص یاد شده است.[۲۸]

دربارهٔ آثار نگاشته‌شده دربارهٔ پیامبر(ص) فهرست‌هایی هم نگاشته شده است؛ از جمله مُعْجَمُ ما اُلِّفَ عن رسول‌ الله(ص) نوشتهٔ صلاح‌الدین مُنَجِّد (درگذشت: ۱۴۳۱ق)، کتاب‌شناس سوری، که در آن نگاشته‌های عربی حدود ۱۵۵۰ مؤلف فهرست شده است؛[۲۹] کتاب‌شناسی پیامبر(ص) تهیه‌شده در پایگاه اطلاع‌رسانی سراسری اسلامی (پارسا) که در آن حدود ۴۴۰۰ کتاب به زبان فارسی و عربی آمده است؛[۳۰] مقاله‌شناسی پیامبر اسلام(ص) تهیه‌شده توسط خانهٔ پژوهش قم که ضمن آن حدود ۱۴۰۰ مقاله به زبان فارسی فهرست شده است.[۳۱]

محمد در قرآن

آیه‌های بسیاری از قرآن به گونه‌ای با محمد در ارتباط است.[۳۲] هر چند نام «محمد» تنها در چهار آیه و نام احمد تنها در یک آیه آمده است.[۳۳]

به گفته جوادی آملی مفسر شیعه، در قرآن هیچ‌گاه پیامبر با اسم خاص خود مخاطب قرار نگرفته و همیشه با عناوینی مانند «یا ایها النبی» و «ایها الرسول» مورد خطاب است.[۳۴] سید محمدحسین طباطبائی و جوادی آملی بر اساس عبارت «اول المسلمین» که در آیه ۱۶۳ سوره انعام آمده، معتقدند پیامبر از نظر رتبه اولین مسلمان[۳۵] و بر اساس آیه ۲۱ احزاب بهترین الگو برای زیست مسلمانی است.[۳۶]

قرآن او را با عباراتی مثل رحمةً للعالمین (آیه ۱۰۷ سوره انبیاء) و کسی که نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم است توصیف کرده است که رنج و مشقت آنان برای او سنگین و دشوار است.[۳۷]

بر اساس آیه اول سوره اسراء پیامبر در سفری خارق‌العاده در یک شب از مسجد الحرام به مسجدالاقصی رفته[۳۸] و نیز بنابر تفسیر عالمان مسلمان از آیات سوره نجم به معراج رفته و حقایقی را در ملکوت و بهشت و جهنم مشاهده کرده، و به بالاترین مقام قرب به خداوند رسیده است.[۳۹] با این حال در باور مسلمانان، او همچنان یک مخلوق[۴۰] و یکی از افراد بشر است و ویژگی‌های انسانی و مادی دارد[۴۱]و بالاترین مقام او همین است که عبد و بنده خداست.[۴۲]

بنابر یک پژوهش حدود ۸۰ آیه[۴۳] و بنابر پژوهشی دیگر بیش از ۱۰۰ آیه قرآن[۴۴] خطاب‌هایی عتاب‌آمیز به پیامبر دارند، و مفسران زیادی را بر آن داشته که تلاش کنند ناسازگاری این آیات با عصمت پیامبر اکرم را برطرف کنند.[۴۵]

زیارت حرم پیامبر و تبرک به آثار او

مرقد پیامبر(ص) در مدینه مقصد سفر زیارتی مسلمانان است و آنان در سفر عمره و حج برای عبادت و زیارت به مسجدالنبی و کنار مرقد او می‌روند. تعداد زائران روضه نبوی در سال ۲۰۲۴ میلادی، بیش از ۱۳ میلیون نفر اعلام شده است.[۴۶] همچنین غار حراء در کوه نور که محل بعثت پیامبر بوده، از مکان‌هایی است که مسلمانان برای زیارت و عبادت به آنجا می‌روند.[۴۷]

زیارت‌گاه حضرت‌بال در کشمیر، به باور مردمان آن‌، حاوی مویی از پیامبر اسلام است و مردم به زیارت آن می‌روند.[۴۸] در موزه توپ‌قاپی در ترکیه نیز اشیائی منتسب به پیامبر وجود دارد؛ هرچند برخی پژوهش‌گران در انتساب قطعی همه این اشیاء به پیامبر تردید کرده‌اند.[۴۹] در مسجد خرقه در استانبول ترکیه نیز لباسی منتسب به محمد بن عبدالله نگهداری می‌شود که مردم آن را زیارت می‌کنند.[۵۰]

محمد در فرهنگ و تمدن اسلامی

محمد بن عبدالله در فرهنگ و تمدن مسلمانان حضوری پررنگ دارد و جایگاه او از طریق داستان‌ها، شعر، خطاطی و سایر هنرها تجلی یافته است.[۵۱] اغلب مسلمانان روزانه کارهایی انجام می‌دهند که با پیامبر ارتباط دارد و سنت نامیده می‌شود.[۵۲] به گفته اکبر احمد، اسلام‌شناس پاکستانی-آمریکایی، بسیاری از عادات فردی و اجتماعی از جمله ظاهر فرد، نام‌گذاری فرزندان، خوراک و پوشاک مسلمانان با مراجعه به اعمال و سرگذشت شخصی پیامبر اسلام قابل توضیح است.[۵۳]

محمد، از ابتدا، چهره آرمانی و الگوی مسلمانان بوده است. رفتار، اعمال و سخنان او برای هر مسلمانی الگوی زندگی و گفتار و کردار بوده است؛ مردمی که سعی داشتند حتی در کوچکترین مظاهر حیات بیرونی هر چه بیشتر از او تقلید کنند؛ خواه در مورد شکل لباس، یا چگونگی مو و ریش، یا انجام جزیی‌ترین مراسم تطهیر و شستشو.[۵۴]

بر اساس جستجوی پایگاه اینترنتی forebears (منبع تخصصی نام‌ها و تبارشناسی)، نام محمد و دیگر نام‌های پیامبر مثل احمد، پرتکرار‌ترین نام‌ مردانه رایج در جهان است؛[۵۵] به گونه‌ای که گاه به‌عنوان نخستین نام برگزیده برای کودکان در یک سال ثبت شده است.[۵۶] در ایران نیز بر اساس یک گزارش از زمانی که اسامی به صورت رسمی ثبت شده‌‌اند، پر تکرارترین نام مردانه محمد است.[۵۷]

در جهان اسلام، آثار نمایشی با محوریت پیامبر تولید شده که مشهورترین آن‌ها فیلم الرساله، ساخته مصطفی عقاد، کارگردان سوری (۱۹۷۶میلادی)[۵۸] و محمد رسول‌الله ساخته مجید مجیدی (۱۳۹۴ شمسی) است.[۵۹]

فقیهان مسلمان با نمایش تصویر محمد در فیلم‌ها مخالفت کرده‌اند.[۶۰] و به همین جهت تصویر او حتی در فیلم شناخته‌شده الرساله ساخته مصطفی عقاد نیز نمایش داده نشد.[۶۱] هم‌چنین با توجه به محدودیت مجسمه‌سازی و نقاشی موجودات جاندار در اسلام، ویژگی‌ها و صفات پسندیده محمد با خطوط و نقش‌هایی هنری نوشته شده و بر دیوار منازل مسلمانان آویخته می‌شود.[۶۲]

محمد در شعر و ادبیات

شعر بلغ العلی بکماله در مدح پیامبر اکرم به خط غلامحسین امیرخانی خوشنویس شیعه

سرودن شعر در مدح پیامبر اسلام از دوره زندگی او آغاز شد.[۶۳] گفته شده که تعداد اشعاری که برای او و به زبان‌های مختلف سروده شده، قابل شمارش نیست.[۶۴] بسیاری از شاعران ترک[۶۵] و فارسی‌گو در آغاز مجموعه‌ شعرهای خود پس از ذکر توحید، اشعاری با مضمون ستایش حضرت محمد سروده‌اند؛[۶۶] به گونه‌ای که بیان ستایش پیامبر به یک سنت شعری در ادبیات فارسی تبدیل شده است.[۶۷]

به گزارش آنه ماری شیمل، اسلام‌پژوه آلمانی، در هند حتی شاعران هندو نیز برای پیامبر به زبان اردو شعر سروده‌اند.[۶۸] علاوه بر این، توجه به واقعه معراج پیامبر دستمایه شرح و بسط پردامنه‌ای در روایات و متون متأخر قرار گرفته[۶۹] و در ادبیات فارسی و ترکی نیز نمود گسترده‌ای داشته و ادیبان بسیاری نثر یا شعر درباره معراج نگاشته‌اند.[۷۰] در کتاب «معراج پیامبر اکرم و معراج‌نامه‌های منظوم» بیش از ۴۰ معراج‌نامه فارسی گردآوری شده است.[۷۱]

مدح‌نامه نظامی گنجوی با مطلع «محمد کآفرینش هست خاکش» و غزل سعدی شیرازی با مطلع «ماه فرو مانَد از جمال محمد» بسیار معروف هستند.[۷۲] ترکیب شعر و خوشنویسی را می‌توان در دو شعر معروف بَلَغَ العُلیٰ بِکَمالِه از سعدی[۷۳] و عبارت «محمد شمع جمع آفرینش» برگرفته از تعبیر «سراج منیر» در آیه ۴۶ سوره احزاب مشاهده کرد.[۷۴]

مجازات سنگین برای توهین به پیامبر اسلام

مسلمانان هر گونه توهین به پیامبر را تحمل‌ناپذیر و در برخی موارد سزاوار کیفر قتل می‌دانند.[۷۵] بر همین اساس، پس از انتشار کتاب آیات شیطانی نوشته سلمان رشدی در سال ۱۹۸۸ میلادی (۱۳۶۷ش)، عالمان و مردم مسلمان واکنش‌های تندی نشان دادند و او را سزاوار مرگ دانستند.[۷۶] هم‌چنین انتشار کاریکاتورهایی در هفته‌نامه فرانسوی شارلی ابدو در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱م زمینه‌ساز واکنش‌ عمومی مسلمانان،[۷۷] شکایت از هفته‌نامه[۷۸] و نیز انفجار دفتر این نشریه شد.[۷۹]

از تولد تا درگذشت

نام، و نسب

محمد فرزند عبدالله بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمَناف بن قُصَیّ بن کِلاب[۸۰] و از تیره بنی‌هاشم، در قبیله قریش بود.[۸۱] کنیه او، ابوالقاسم و ابوابراهیم است.[۸۲] برخی از القاب او عبارتند از مصطفی، حبیب‌الله، صفی‌الله، نعمةالله، خیرة خلق‌الله، سید المرسلین، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، و نبی امّی.[۸۳]

مادرش، آمنه بنت وهب از تیره بنی‌زهره از قبیله قریش بود.[۸۴] به گفته محمدباقر مجلسی، عالمان امامیه بر ایمان و مسلمان بودن پدر، مادر و اجداد رسول خدا تا آدم(ع)، اتفاق نظر دارند.[۸۵] سلسله نیاکان پیامبر(ص) تا عَدْنان مورد اتفاق نسب‌شناسان است؛ طبق روایتی پیامبر(ص) فرمود: هنگامی که سلسله نسب من به عَدْنان رسید توقف کنید.[۸۶]

تولد

نگاره تولد پیامبر(ص) در کتاب مجمع التواریخ که در قرن ۱۵م توسط حافظ ابرو مورخ و جغرافی‌دان در هرات تهیه شده است.

به گفته رسول جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، عالمان شیعه پس از شیخ مفید، ۱۷ ربیع‌الاول را روز میلاد حضرت محمد(ص) می‌دانند.[۸۷] مجلسی، تولد پیامبر(ص) در ۱۷ ربیع‌الاول را نظر بیشتر علمای شیعه دانسته است.[۸۸] و بنابر نظر مشهور میان اهل‌سنت، پیامبر در ۱۲ ربیع‌الاول به دنیا آمده است.[۸۹] در بین شیعیان، کلینی در الکافی،[۹۰] و شیخ صدوق در کتاب کمال‌الدین نیز ۱۲ ربیع‌الاول را ذکر کرده‌اند.[۹۱] فاصله این دو تاریخ در ایران به نام هفته وحدت بین شیعه و سنی نام‌گذاری شده است.[۹۲]

برخی تاریخ‌نگاران سال تولد محمد(ص) را عام الفیل[۹۳] و برخی دیگر ده سال پس از عام الفیل[۹۴] دانسته‌اند. از آنجا که تاریخ‌نویسان، درگذشت پیامبر(ص) را در ۶۳ سالگی و در سال ۶۳۲م نوشته‌اند، تولد پیامبر(ص) و عام الفیل را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰ میلادی حدس زده‌اند.[۹۵]

مکان ولادت

پیامبر اسلام در مکه، شعب ابی‌طالب[۹۶] و در خانه‌ای که بعدها به عقیل بن ابی‌طالب تعلق یافت، متولد شد.[۹۷] در دوران حکومت آل‌سعود بر حجاز، این بنا تخریب[۹۸] و سپس به جای آن كتابخانه‌ای بنا شد. بر سردر اين مكان تابلویی با عنوان «مكتبة مكة المكرمه‏» نصب است.[۹۹]

کودکی

محمد(ص)، دوران شیرخوارگی و بخشی از کودکی را نزد حلیمه سعدیه گذراند.[۱۰۰] بنابر نقل محمدهادی یوسفی غروی، تاریخ‌نگار شیعه، عبدالله، پدر محمد، چند ماه پس از ازدواج با آمنه دختر وهب، و قبل از تولد فرزندش محمد درگذشت.[۱۰۱] همچنین گفته شده که درگذشت او چند ماه پس از ولادت محمد بوده است.[۱۰۲] وقتی ۶ سال و ۳ ماه (و به قولی ۴ سال) داشت، مادرش او را برای دیدار با اقوام به یثرب برد، و در بازگشت به مکه، آمنه در ابواء درگذشت و همان‌جا دفن شد.[۱۰۳]

پس از وفات آمنه، عبدالمطلب، پدربزرگ پدری محمد(ص)، سرپرست او را به عهده گرفت.[۱۰۴] در ۸ سالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و عمویش ابوطالب سرپرستی او را عهده‌دار شد.[۱۰۵]

ازدواج‌‌ها

گفته شده محمد ۲۵ ساله بود که با خدیجه ازدواج کرد.[۱۰۶] مدتی پیش، ابوطالب به محمد پیشنهاد داد تا با سرمایه خدیجه تجارت کند.[۱۰۷] به گزارش ابن‌اسحاق، خدیجه امانت‌داری حضرت محمد(ص) را شناخته بود، و از این رو به او پیام داد که اگر با مال او تجارت کند سهمش را بیش از دیگران می‌پردازد.[۱۰۸] پس از سفر تجاری به شام، خدیجه از پیامبر(ص) خواستگاری کرد و ۱۵ سال قبل از بعثت با هم ازدواج کردند.[۱۰۹] محمد بن عبدالله، حدود ۲۵ سال تا زمان درگذشت خدیجه در سال ۱۰ بعثت با او زندگی کرد.[۱۱۰]

همسران پیامبر (ص)
خدیجه دختر خویلد (ازدواج: ۲۵ عام‌الفیل)
سوده دختر زمعه (ازدواج: قبل از هجرت)
عایشه دختر ابوبکر (ازدواج: ۲ق)
حفصه دختر عمر بن خطاب (ازدواج: ۳ق)
زینب دختر خزیمه (ازدواج: ۳ق)
ام سلمه دختر ابوامیه (ازدواج: ۴ق)
زینب دختر جحش (ازدواج: ۵هجری)
جویریه دختر حارث (ازدواج: ۵ یا ۶ق)
ام‌حبیبه دختر ابوسفیان (ازدواج: ۶ یا ۷ق)
ماریه دختر شمعون (ازدواج: ۷ق)
صفیه دختر حیی (ازدواج: ۷ق)
میمونه دختر حارث (ازدواج: ۷ق)

پس از درگذشت خدیجه، پیامبر با سوده دختر زمعة بن قیس، و سپس در سال‌های بعد با عایشه دختر ابوبکر، حفصة، زینب دختر خزیمة بن حارث، ام حبیبه دختر ابوسفیان، ام سلمه، زینب دختر جحش، جویریة دختر حارث، صفیه دختر حیی بن اخطب، میمونه دختر حارث بن حزن و ماریه دختر شمعون ازدواج کرد.[۱۱۱]

گفته‌ شده پیامبر(ص) از دخترعمویش ام‌هانی نیز خواستگاری کرده است؛ بار اول قبل از ازدواج او با هبیره، و بار دوم پس از فتح مکه که ام‌هانی مسلمان شد و اسلام بین ام‌هانی و هبیره که مسلمان نشده بود جدایی انداخت.[۱۱۲] به گزارش ابن‌سعد، ام‌هانی بار اول بنا به مناسبات قبیله‌ای، و بار دوم برای اینکه به پیامبر آزاری رسانده نشود، درخواست او را رد کرد.[۱۱۳] با این حال، در کتاب رجال بَرْقی، ام‌هانی از همسران پیامبر(ص) معرفی شده است.[۱۱۴]

تعدد ازدواج‌های پیامبر از سوی برخی نویسندگان، به‌ویژه از سوی مسیحیان در قرون وسطی، مورد حمله قرار گرفته و او را متهم به گرایش افراطی به زنان کرده‌اند.[۱۱۵] در نقطه مقابل، نویسندگان متعددی د‌ه‌ها کتاب[۱۱۶] و مقاله[۱۱۷] برای تبیین این ازدواج‌ها نوشته‌اند یا بخش‌هایی از یک کتاب[۱۱۸] را به این موضوع اختصاص داده‌اند.

فرزندان محمد(ص)

محمد از خدیجه دو پسر و چهار دختر داشت:[۱۱۹] قاسم، زینب، رقیه، ام‌کلثوم، فاطمه، و عبدالله،[۱۲۰] که به جز حضرت فاطمه(س)، همگی در زمان حیات پیامبر درگذشتند[۱۲۱] و نسل پیامبر تنها از طریق فاطمه ادامه یافت.[۱۲۲] پیامبر پسر دیگری به نام ابراهیم داشت که مادرش ماریه قبطیه بود و در سال ۱۰ق در مدینه درگذشت.[۱۲۳]

ابوالقاسم کوفی، عالم شیعه قرن چهارم، و سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه در قرن پانزدهم، بر این باورند که زینب، رقیه و ام‌کلثوم فرزندان پیامبر و خدیجه نبوده‌اند، بلکه دخترخوانده‌های آن دو بوده‌اند.[۱۲۴]

زندگی در مکه و مدینه

پیامبر اسلام در طول ۶۳ سال زندگی خود در دو شهر مکه و مدینه زندگی کرد. از تولد تا ۵۳ سالگی در مکه بود،[۱۲۵] یک‌بار در ۸[۱۲۶] یا ۱۲سالگی[۱۲۷] و یک‌بار در ۲۵سالگی به شام سفر کرد.[۱۲۸] در مکه با خدیجه[۱۲۹] و پس از درگذشت او با سوده ازدواج کرد.[۱۳۰]

محمد بن عبدالله، در شهر مکه، در ۴۰سالگی به پیامبری رسید.[۱۳۱] از ۴۰ تا ۵۳ سالگی در مکه به رسالت خود عمل کرد. دخترش فاطمه در مکه به دنیا آمد. در مکه به همراه یارانش نزدیک ۳ سال در محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب قرار گرفت. برای تبلیغ و دعوت مردم به اسلام به قبایل اطراف مکه می‌رفت[۱۳۲] و یک بار هم برای تبلیغ و هم برای جلب حمایت اهل طائف به آنجا سفر کرد.[۱۳۳] پس از دشواری‌های فراوان و شکنجه‌هایی که مشرکان قریش برای او و یارانش ایجاد کردند، از مکه به یثرب (مدینه) مهاجرت کرد.[۱۳۴]

پیامبر هنگام هجرت به یثرب ۵۳ ساله بود و تا زمان درگذشتش ۱۰ سال در این شهر زندگی کرد. او یثرب را که «مدینه» خوانده شد، مرکز رسالت و حکومت خود قرار داد. او با بقیه همسران خود در مدینه ازدواج کرد.[۱۳۵] دخترش را به ازدواج علی(ع) درآورد[۱۳۶] و نوادگانش حسن و حسین از این ازدواج در همین سال‌ها در مدینه به دنیا آمدند.[۱۳۷] همه جنگ‌ها با دشمنان نیز در همین مدت ده ساله رخ داد.[۱۳۸] محمد در مدینه دو مسجد بنا گذاشت که یکی مسجد قبا[۱۳۹] و دیگری مسجدالنبی خوانده می‌شوند.[۱۴۰] محمد بن عبدالله سرانجام در مدینه درگذشت و در خانه خود دفن شد.[۱۴۱]

درگذشت

درگذشت پیامبر(ص) در روز دوشنبه و در سن ۶۳سالگی در سال ۱۱ هجری قمری،[۱۴۲] مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است؛[۱۴۳] اما در روز رحلت دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد.شیخ مفید،[۱۴۴] و شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام،[۱۴۵] روز ۲۸ صفر را ذکر کرده‌اند. شیخ عباس قمی، به نقل از کتاب کشف الغمه‏ از امام باقر(ع) روایتی نقل می‌کند که روز وفات پیامبر(ص) ۲ ربیع‌الاول است. ‏[۱۴۶] اما به دلیل موافق بودن آن با نظر برخی از اهل سنت، آن را حمل بر تقیه می‌کند.[۱۴۷] مشهور و معروف تاریخ وفات پیامبر(ص) نزد اهل سنت ۱۲ ربیع‌الاول است و از عالمان شیعه کلینی،[۱۴۸] و محمد بن جریر بن رستم طبری،[۱۴۹] نیز این نظر را پذیرفته‌اند.

حضرت فاطمه(س) و جبرئیل در کنار بستر پیامبر(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به دستور سلطان مراد سوم، حاکم عثمانی و توسط سید سلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.

درباره اینکه آیا پیامبر به مرگ عادی از دنیا رفت و یا با مسمومیت، دو گونه گزارش وجود دارد.[۱۵۰] برخی معتقدند رحلت رسول خدا ناشی از عامل طبیعی بوده است.[۱۵۱] سید جعفر مرتضی عاملی تاریخ‌پژوه شیعه نیز گزارشی از نظرات و روایات درباره مسمومیت پیامبر گردآوری کرده است.[۱۵۲]

ویژگی‌های فردی و معنوی

شمایل رسول خدا

بر اساس گزارش کتاب سنن النبی، اثر سید محمدحسین طباطبائی از چند کتاب حدیثی شیعه و سنی، رنگ چهره پیامبر سفید مایل به سرخی بود، نه لاغراندام و نه فربه، چشم‌هایش گشاده و سیاه بود و ابروانی باریک و پیوسته داشت، نه کوتاه‌قامت بود و نه خیلی بلند، اندازه سرش با بدنش تناسب داشت، پیشانی‌اش بلند و بینی‌اش کشیده بود، شانه‌هایی پهن داشت، بدنش کم‌مو بود و مژه‌هایش بلند، محاسنش پرپشت، موهای سرش فراوان و نیمه‌مُجَعَّد بود و گاه موهایش را می‌بافت، شکمش با سینه‌اش مساوی بود، هنگام راه‌رفتن مانند کسی که بر زمین سراشیب راه رود گام برمی‌داشت، هنگام تبسم‌کردن سپیدی دندان‌هایش آشکار می‌شد، خوش‌مجلس بود و بوی عرقش پاکیزه می‌نمود، بر کتفش جای مهر نبوت معلوم بود، از عطر استفاده می‌کرد و وقتی از جایی می‌گذشت بوی عطرش باقی می‌ماند.[۱۵۳]

در قرون اولیه ظهور اسلام، هیچ تصویری از چهره پیامبر کشیده نشده و نخستین نقاشی چهره او که در دسترس است، در کتاب جامع التواریخ در دوره ایلخانی (قرن هفتم هجری) آمده است.[۱۵۴] در ایران در دهه ۱۳۷۰ شمسی، تصویری از یک نوجوان به‌عنوان تصویری از کودکی پیامبر منتشر شد که بسیار فراگیر شد.[۱۵۵] پژوهشگران چندی تصریح کردند که این تصویر ارتباطی با پیامبر اسلام ندارد و تصویری از یک نوجوان اهل شمال آفریقا است.[۱۵۶]

دین پیامبر قبل از بعثت

مسلمانان معتقدند پیامبر قبل از رسیدن به پیامبری هیچ‌‌گاه بت‌ نپرستیده، بر سر سفر‌ه‌ای که با نام بت‌ها آغاز شده بود ننشسته و هیچ گوشتی که برای بت‌ها قربانی شده بود نخورده است.[۱۵۷] اما درباره اینکه پیرو کدام دین توحیدی بوده، اختلاف وجود دارد.[۱۵۸] کسانی معتقدند او متعبد به آیین‌های پیشین نبوده و وظایفش بر او الهام می‌شده،[۱۵۹] زیرا او برتر از همه انبیای پیشین است و نمی‌تواند تابع آن‌ها باشد.[۱۶۰] شیخ طوسی این نظر را نظر علمای شیعه می‌داند.[۱۶۱] چنان‌که مجلسی در بحارالانوار تأکید کرده است که محمد پیش از بعثت دارای مقام نبوت بوده و با بعثت به رسالت رسیده است.[۱۶۲]

با این حال، سید مرتضی، متکلم شیعه، معتقد است نمی‌توان به این پرسش پاسخی قطعی داد.[۱۶۳] عده‌ای نیز محمد را پیرو یکی از آیین‌های پیشین مثل آیین ابراهیم می‌دانند.[۱۶۴] چنان‌که در آیه ۱۲۳ سوره نحل به پیامبر دستور داده شده که از آیین حنیف پیروی کند.[۱۶۵]

ویژگی‌های اخلاقی

درباره ویژگی‌های اخلاقی حضرت محمد(ص) نوشته‌اند که او دائماً متفکر به نظر می‌رسید، جز در موارد ضرورت سخن نمی‌گفت، ناملایمات دنیا او را به خشم نمی‌آورد، ولی وقتی حقی پایمال می‌شد بسیار خشمگین می‌شد. هنگامی که در منزل بود اوقاتش را سه بخش می‌کرد: عبادت خدا، وقت‌گذراندن با خانواده و وقت‌هایی برای خودش که آن را صرف رسیدگی به امور اصحاب می‌کرد.[۱۶۶] فَحّاش و عیب‌جو نبود، چاپلوسی کسی را هم نمی‌کرد، کسی از او ناامید نمی‌شد، اگر عیبی از کسی می‌دید او را سرزنش نمی‌کرد.[۱۶۷] نگاهش را مساوی تقسیم می‌کرد، ستایش دیگران درباره خود را نمی‌پذیرفت مگر اینکه به عنوان تشکر باشد.[۱۶۸]

قرآن، نرم‌خویی محمد را زمینه‌ساز اقبال مردم به او دانسته است.[۱۶۹] نقل شده که در جنگ با بنی‌قریظه، یهودیان از بالای دیوارهای قلعه‌شان به پیامبر زشت‌گویی می‌کردند، و پیامبر به آن‌ها گفت ای برادران میمون‌ها! آیا خداوند شما را خوار و ذلیل نکرد؟ یهود چنین انتظاری نداشتند و گفتند ای محمد! تو بدزبان و جهول نبودی![۱۷۰] به گفته جعفر سبحانی، محمد با شنیدن این جمله بی‌اختیار عقب رفت و عبا از دوش او افتاد.[۱۷۱]

او را به شجاعت، یاری ستمدیدگان و فروتنی[۱۷۲] ستوده‌اند. در جوانی با پیوستن به پیمان حلف الفضول به همراه جمعی از اهالی مکه، عهد بست که از هر مظلومی حمایت کند و حق مظلوم را بستاند.[۱۷۳] پنج سال پیش از بعثت که سیل دیوارهای کعبه را شکسته بود و قریش پس از تعمیر دیوارها برای نصب حجرالاسود اختلاف پیدا کردند، به پیشنهاد محمد حجرالاسود را میان پارچه‌ای گذاشتند و رئیس هر قبیله یک گوشه از پارچه را بلند کرد، و محمد خود حجرالاسود را برداشت و بر جای آن نهاد[۱۷۴] و با این تدبیر به مشاجرات قریش پایان داد.[۱۷۵]

دیگر صفت شناخته‌شده او امانت‌داری،[۱۷۶] بود که پیش از مبعوث‌شدن با لقب امین مشهور بود.[۱۷۷] اهالی مکه امانت‌های خود را نزد او می‌گذاشتند، به گونه‌ای که هنگام هجرت به مدینه، علی(ع) سه روز در مکه ماند، تا امانت‌های مردم نزد رسول خدا را به صاحبان آنها برگرداند.[۱۷۸] در روزهای پایانی عمر به منبر رفت و در سخنانش گفت اگر کسی حقی بر گردن من دارد بستاند، یا حلال کند، و اگر کسی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام.[۱۷۹]

نگارش آداب و رفتار شخصی پیامبر، از صدر اسلام مد نظر مسلمانان بوده است و پس از کتاب‌هایی که درباره سنت‌های پیامبر و صحابه نوشته شده بود[۱۸۰] در قرن چهارم عبدالله بن محمد بن جعفر اصفهانی کتابی اختصاصی درباره رفتارهای شخصی پیامبر نگاشت.[۱۸۱] در قرن چهاردهم قمری نیز کتاب سنن النبی اثر سید محمدحسین طباطبائی، مفسر و الاهی‌دان شیعه با تکمیل محمدهادی فقهی منتشر شد که ۹۱۸ حدیث درباره رفتار پیامبر را اغلب از منابع شیعه گردآوری کرده است.[۱۸۲] کتاب سنن الرسول الاعظم نیز کاری است گروهی که ادعا شده جامع‌ترین اثر درباره سنت‌های رفتاری پیامبر اسلام است.[۱۸۳]

پیامبری محمد در باور مسلمانان

مسلمانان برای اثبات نبوت حضرت محمد(ص) دلایلی مثل اعجاز قرآن و دعوت به هماوردی با قرآن و معجزات حسی و مادی او را ذکر می‌کنند.[۱۸۴] علامه حلی در کتاب کشف المراد چندین معجزه حسی و پیش‌گویی غیبی از پیامبر نقل کرده است.[۱۸۵] به گفته جعفر سبحانی، متکلم شیعه، در کتاب الالهیات، شیخ حر عاملی در کتاب اثبات الهداة توانسته همه معجزاتی که به پیامبر نسبت داده‌اند را گردآوری کند.[۱۸۶]

بشارت پیامبران پیشین،[۱۸۷] ظهور نشانه‌هایی در شب تولد، و رویدادهای فراطبیعی در کودکی محمد، مدرسه‌نرفتن و شاگردی‌نکردن، زیست اخلاقی و اشتهار به راست‌گویی و امانت‌داری[۱۸۸] از نشانه‌های صداقت او در ادعای پیامبری دانسته شده است. این مباحث به جز کتاب‌های اعتقادی و کلامی در کتاب‌هایی با عنوان دلائل النبوة گردآوری شده است.[۱۸۹]

بعثت و وحی

نظر مشهور در میان شیعه امامیه، بعثت محمد به پیامبری در ۲۷ رجب[۱۹۰] و در ۴۰سالگی اوست.[۱۹۱] محمد در غار حِراء به پیامبری مبعوث شد. در سال‌های نزدیک به بعثت هر سال یک ماه از مردم کناره می‌گرفت و در غار حراء به عبادت مشغول می‌شد.[۱۹۲] او در این باره گفته است: جبرئیل نزد من آمد و گفت: بخوان، گفتم: خواندن نمی‌دانم، دوباره گفت: بخوان، گفتم: چه بخوانم؟ گفت: اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّک الَّذِی خَلَقَ؛ بخوان به نام پروردگارت که آفرید.[۱۹۳]

به گفته مفسرانی مثل سید محمدحسین طباطبائی و مکارم شیرازی، سه گونه وحی بر پیامبر نازل می‌شد: هم فرشته وحی با او سخن می‌گفت، هم در خواب به او وحی می‌شد، و هم خداوند مستقیم به قلب او حقایقی را نازل می‌کرد.[۱۹۴]

نشانه‌های نبوت پیش از بعثت

در باور مسلمانان، نبوت محمد با ارهاصات یا نشانه‌هایی پیش از بعثت همراه بوده است.[۱۹۵] به همین جهت معتقدند اتفاقات عجیبی در شب میلاد پیامبر افتاده که نشانه همین حقیقت است؛ از جمله گفته شده در آن شب طاق کسری در ایران لرزید و ۱۴ کنگره آن سقوط کرد، آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد، دریاچه ساوه خشک شد و همچنین موبَدان زرتشتی و انوشیروان پادشاه ساسانی خواب‌های عجیبی دیدند.[۱۹۶]

برخی دیگر ماجرای شق الصدر (شکافتن و شست‌وشوی قلب پیامبر توسط ملائکه)[۱۹۷] را جزو همین ارهاصات دانسته‌اند و برخی حتی آیه اول سوره انشراح را بر همین ماجرا تطبیق کرده‌اند؛[۱۹۸] هرچند سید محمدحسین طباطبائی، مفسر شیعه، این ماجرا را غیرمادی دانسته و آن را تمثل برزخی تفسیر کرده است.[۱۹۹]

مُهر نبوت پیامبر

گفته شده بر اساس احادیث شیعه و سنی، در میانه دو کتف پیامبر(ص) نوعی برجستگی گوشتی یا خال وجود داشت که به‌عنوان نشانه یا مُهر نبوت معرفی شده است.[۲۰۰] گفته شده بحیرا، راهب مسیحی بر اساس همین نشانه در ۸سالگی پیامبر، نبوت او را پیش‌بینی کرد،[۲۰۱] و سلمان فارسی نیز با دیدن آن مسلمان شد.[۲۰۲] در منابع اهل‌سنت جزئیات زیادی درباره این خال و حتی نوشته‌های روی آن آمده است، ولی در منابع شیعه صرفاً بر اصل وجود آن با توجه کمتر به جزئیات تأکید شده است.[۲۰۳] گفته شده از نظر کلامی این نشانه با سایر معجزات پیامبر قابل مقایسه نیست، به ویژه که با رحلت پیامبر از بدنش محو شد.[۲۰۴]

بشارت‌های عهدین

مسلمانان معتقدند چنانکه قرآن گفته است پیامبرانِ پیش از محمد، آمدن او را خبر داده بودند.[۲۰۵] قرآن در آیه ۶ سوره صف نام او را در زبان مسیح، احمد ذکر می‌کند[۲۰۶] و در سوره اعراف نیز اُمّی بودن را از صفاتی می‌داند که پیامبر اسلام در تورات و انجیل با آن‌ها معرفی شده است.[۲۰۷] جعفر سبحانی کتابی با نام ««احمد موعود انجیل»[۲۰۸] و محمد صادقی تهرانی نیز کتاب «بشارات عهدین»[۲۰۹] را در همین رابطه نگاشته‌اند. به گفته برخی نویسندگان مسلمان واژه فارقلیط در کتاب مقدس اشاره به محمد است.[۲۱۰]

بنابر نقل‌هایی در نخستین سفر محمد(ص) به شام، راهبی مسیحی به نام بَحیرا نشانه‌های پیغمبری را در او دید و به عمویش ابوطالب توصیه کرد که او را از آسیب یهودیان که دشمن وی هستند، محافظت کند.[۲۱۱]

قرآن و معجزات دیگر

معجزات پیامبر(ص)، کارهای خارق‌العاده‌ای است که به اذن خدا، از سوی پیامبر(ص) و در جهت اثبات ادعای نبوت انجام شده است.[۲۱۲] این معجزات به دو دستهٔ قولی و معجزه فعلی[۲۱۳] یا معجزه‌های معنوی و معجزه‌های حسی[۲۱۴] تقسیم شده است. قرآن معجزه قولی[۲۱۵] و به عبارتی معجزه معنوی[۲۱۶] پیامبر(ص) است. ابن‌کثیر در کتابی با عنوان «معجزات النَّبی»، همچنین اخلاق نیکوی پیامبر(ص) را از معجزه‌های معنوی و دلیل بر اثبات نبوتش دانسته است.[۲۱۷]

در بین معجزات حسیِ نقل‌شده در کتاب‌های گوناگون، معجزاتی مثل شق القمر یا دونیمه‌شدن ماه با اشاره انگشت پیامبر،[۲۱۸] که به گفته پاره‌ای از مفسران در آیه ۱ تا ۳ سوره قمر به آن اشاره شده،[۲۱۹] رَدُّالشَّمس یا برگرداندن خورشید،[۲۲۰] حرکت درخت به سوی پیامبر(ص) بنابر آنچه در خطبه قاصعه از امام علی(ع) نقل شده،[۲۲۱] و تسبیح گفتن چند سنگریزه در دستان پیامبر(ص) و شهادت به نبوت وی،[۲۲۲] از دیگر معجزات شهرت بیشتری دارد.

به گفته عبدالله جوادی آملی، مفسر و الاهی‌دان شیعه، پیامبر(ص) با معجزه‌های فعلی‌اش، عوام مردم را اقناع می‌کرد، اما اصحاب نزدیک وی به همان قرآن که معجزه قولی یا عقلی او بود بسنده می‌کردند.[۲۲۳] باقلّانی، متکلم اشعری قرن چهارم و پنجم هجری، معجزه قرآن را پایه و اساس نبوت پیامبر(ص) و جهان‌شمول و برای تمام زمان‌ها معرفی می‌کند.[۲۲۴] از نظر او معجزات دیگر پیامبر(ص) برای افراد خاص و مرتبط با شرایط و زمان خاص بوده است.[۲۲۵]

خاتمیت و جهانی‌بودن رسالت

در اعتقاد همه مسلمانان، محمد آخرین پیامبر الاهی است که پس از او هیچ پیامبری نخواهد آمد.[۲۲۶] او پیامبر همه است، رسالت او فراگیر بوده و اختصاص به منطقه جغرافیایی، یا زمان و نژاد خاصی ندارد.[۲۲۷] مسلمانان این باور خود را از قرآن به آیه ۴۰ سوره احزاب معروف به آیه خاتمیت[۲۲۸]، آیه ۲۸ سبأ، ۱ فرقان و ۱۰۷ سوره انبیاء[۲۲۹] و نیز احادیثی مثل حدیث منزلت مستند کرده‌اند. خاتمیت را از باورهای ضروری دین اسلام دانسته‌اند.[۲۳۰]

پیامبر امّی

پیامبرِ اُمّی توصیفی قرآنی برای پیامبر است[۲۳۱] که در قرآن در آیه‌های ۱۵۷ و ۱۵۸ اعراف در وصف پیامبر(ص) به‌کار رفته است.[۲۳۲] گفته شده «امی» به معنای درس‌نخوانده و ناآشنا به نوشتن است.[۲۳۳] اُمی به این معنا را فضیلتی برای پیامبر اسلام می‌دانند؛ زیرا پیامبر با آن‌که خواندن و نوشتن نیاموخته بود، اما دارای علم آسمانی بود.[۲۳۴] به همین جهت است که آوردن قرآن توسط کسی که آموزش ندیده، از معجزات الهی به حساب می‌آید.[۲۳۵] در همین راستا، مفسران گفته‌اند که بنابر آیه ۴۸ عنکبوت، اگر پیامبر خواندن و نوشتن را آموخته بود، ممکن بود کسانی در حقانیت و الهی‌بودن قرآن تردید کنند.[۲۳۶]

برای امی بودن معانی دیگری نیز گفته‌اند؛ مثل انتساب به ام‌القری یعنی مکه، و نیز کسی که جزو اهل کتاب نیست،[۲۳۷] و نیز به این معنا که خداوند او را برای قومی فرستاده که صاحب کتاب و شریعت نبودند.[۲۳۸]

خصائص النبی

در باورهای مسلمانان برخی صفات، احکام و وظایف به شخص پیامبر اختصاص دارد که از آن با عنوان خصائص النبی یاد می‌شود؛[۲۳۹] مثل اینکه پیامبر خواندن و نوشتن نمی‌دانسته است،[۲۴۰] و از این ویژگی برای اثبات وحیانیت قرآن و اثبات نبوت پیامبر استفاده شده است.[۲۴۱] پیامبر حق داشته بیش از چهار همسر داشته باشد[۲۴۲] و نیز از زمانی به بعد هر گونه ازدواج جدید بر او حرام شده است،[۲۴۳] همسرانش ام‌المؤمنین هستند[۲۴۴] و ازدواج با آن‌ها بعد از پیامبر جایز نیست،[۲۴۵] به پیامبر و خاندانش نمی‌توان صدقه واجب و زکات داد،[۲۴۶] خواندن نماز وتر[۲۴۷] و تهجد و شب‌زنده‌داری[۲۴۸] بر پیامبر واجب است، و پیامبر اجازه داشته است که حق هم‌خوابی با زنان خود را رعایت نکند.[۲۴۹]

دعوت به اسلام

گاه‌شمار زندگی پیامبر(ص) در مکه
پیش از اسلام
۵۶۹-۵۷۰ تولد؛ مرگ عبدالله (پدر)
۵۷۶ مرگ آمنه (مادر)
۵۷۸ مرگ عبدالمطلب (پدربزرگ و سرپرست)
۵۸۳ سفر تجاری به شام
۵۹۵ ازدواج با خدیجه
۶۰۵ تولد فاطمه زهرا(س) (طبق برخی اقوال)
اسلام
۶۱۰/ ۴۰ عام الفیل (۱۳ سال پیش از هجرت) بعثت و شروع نبوت[۲۵۰]
۶۱۳/ ۴۳ عام الفیل (۱۰ سال پیش از هجرت) دعوت عشیره و آغاز دعوت علنی و عمومی[۲۵۱]
۶۱۴/ ۴۴ عام الفیل (۹ سال پیش از هجرت) آغاز آزار مسلمانان توسط مردم مکه[نیازمند منبع]
۶۱۵/ ۴۵ عام الفیل (سال پنجم بعثت و ۸ سال پیش از هجرت) تولد فاطمه زهرا(س) (بر اساس دیدگاه رایج شیعیان)[۲۵۲]
۶۱۵ هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه
۶۱۶ آغاز محاصره بنی هاشم در شعب ابی طالب
۶۱۹ پایان محاصره بنی هاشم در شعب ابی طالب
۶۱۹ سال اندوه: وفات ابوطالب و خدیجه
۶۲۰ معراج
۶۲۱ پیمان اول عقبه (بیعت النساء)
۶۲۲ پیمان دوم عقبه (بیعت الحرب)
۶۲۲ مهاجرت مسلمانان به یثرب

دعوت مخفیانه

پس از آنکه محمد بن عبدالله به پیامبری رسید، سه سال پنهانی مردم را به توحید دعوت کرد.[۲۵۳] به گفته رسول جعفریان، بسیاری از منابع تاریخی علی بن‌ابی‌طالب(ع) را اولین مسلمان می‌دانند.[۲۵۴] ابن‌هشام اولین مسلمان را خدیجه[۲۵۵] و اولین مرد مسلمان را علی معرفی کرده است.[۲۵۶] با این حال، گاه ابوبکر بن ابی‌قحافه و زید بن حارثه به‌عنوان نخستین گروندگان به اسلام نام برده شده‌اند.[۲۵۷]

دعوت آشکار

به گفته مفسران مسلمان، پیامبر، پس از گذشت سه سال از بعثت، و با نزول آیه ۹۴ سوره حجر، مأمور شد دعوت خود را علنی کند.[۲۵۸] در این آیه و آیات بعد، به پیامبر گفته شد که آنچه را به آن مأمور شده‌ای آشکار کن، و ما تو را از مسخره‌کنندگان در امان می‌داریم.[۲۵۹]

نخستین حرکت پیامبر در دعوت علنی، دعوت خویشاوندانش بود که به گفته ابن‌اسحاق، سیره‌نگار، پس از نزول آیه انذار («و خویشان نزدیکت را هشدار ده.»[۲۶۰]) انجام شد. پیامبر حدود چهل تن از فرزندان عبدالمطلب را به مهمانی دعوت کرد، و همین که خواست سخنان خود را آغاز کند، ابولهب، پیامبر را ساحر خواند و مجلس را به هم زد. پیامبر(ص) روزی دیگر آنان را فراخواند و دعوتش را به آنان رساند و علی را نیز به عنوان جانشین خود معرفی کرد،[۲۶۱] ولی میهمانان توجهی به دعوتش نکردند و حتی با خنده به ابوطالب می‌گفتند محمد دستور داد که از پسرت فرمان ببری و مطیع او باشی.[۲۶۲]

مخالفان دعوت پیامبر

گفته شده که مخالفان پیامبر سه گروه اصلی بوده‌اند: نخست مشرکان و بت‌پرستان که بیشترِ اعراب را شامل می‌شد، دسته دوم پیروان سایر ادیان آسمانی (اهل کتاب)، و دسته سوم گروه منافقان که بنابر مصلحت‌ و شرایط زمانی و منافع شخصی در ظاهر مسلمان شده بودند، ولی اعتقاد قلبی به آن نداشتند.[۲۶۳]

مخالفت هر یک از ین سه گروه با پیامبر(ص) ویژگی‌های خود را داشت که گاه فکری و گاه عملی بود، و پیامبر نیز متناسب با همین ویژگی‌ها با هر گروه برخورد می‌کرد.[۲۶۴] بر این اساس، گفته شده که اقدامات نظامی پیامبر فقط در مقابله با کسانی بود که در عمل مانع نشر دعوت اسلامی بودند و می‌خواستند نظم پیشین را حفظ کنند. بر همین مبنا پیامبر با مخالفان فکری و نظری که مانعی در برابر او ایجاد نمی‌کردند، از موعظه و سخن نرم استفاده کرده است.[۲۶۵]

مخالفت‌های قریش با دعوت پیامبر

مشرکان مکه پیامبر را مجنون، ساحر یا شاعر می‌خواندند[۲۶۶] و گاه کسانی با هدف مسخره‌کردنش علیه او شعر می‌سرودند.[۲۶۷] وقتی بزرگان قریش از افزایش شمار مسلمانان نگران شدند، نزد ابوطالب، عموی پیامبر، رفتند و از او خواستند برادرزاده‌اش را از دعوتی که آغاز کرده بازدارد. آنان از وی خواستند محمد را به آنان بسپارد تا او را بکشند و در عوض عمارة بن ولید را که جوانی زیبا و به اعتقاد آنان خردمند بود، بگیرد.[۲۶۸]

همچنین نقل شده است که قریشیان از طریق ابوطالب پیشنهادهای مالی گران‌بهایی به پیامبر ارائه کردند، و پیامبر در پاسخ به ابوطالب گفت: «به خدا سوگند اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارند، از دعوت خود دست برنمی‌دارم تا اینکه خداوند مرا در این امر پیروز گرداند یا جانم را در این راه از دست بدهم.»[۲۶۹]

آزارهای روحی به پیامبر

قریشیان به موجب پیمان‌های قبیله‌ای، نمی‌توانستند به پیامبر آسیب جانی برسانند، و روششان بدگویی و آسیب رساندن‌های جزئی بود.[۲۷۰] گفته شده آنان کودکان را تحریک می‌کردند که به پیامبر سنگ بزنند[۲۷۱] یا بر سر راه او خار و خاشاک بریزند[۲۷۲] یا گاه بر سرش زباله و شکمبه شتر می‌ریختند[۲۷۳] و او را دیوانه، ساحر یا دروغ‌گو می‌خواندند.[۲۷۴] به گفته مفسران، سوره مسد در قرآن که در مذمت ابولهب عموی پیامبر است، در پاسخ به برخی از این آزارها نازل شده است.[۲۷۵]

هجرت مسلمانان به حبشه

بنابر روایت‌های تاریخی، قریش به نومسلمانان بی‌پناه تا آنجا که می‌توانستند آسیب می‌رساندند.[۲۷۶] با شدت گرفتن دشمنی قریش با پیامبر و سخت‌گیری و آزار پیروان او، پیامبر ناچار به نومسلمانان دستور هجرت به حبشه داد. وقتی قریش از هجرت مسلمانان به حبشه آگاه شدند، عمرو بن عاص و عبدالله بن ابی‌ربیعه را نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستادند تا آنان را بازگردانند اما نجاشی از سپردن آنان به نمایندگان قریش امتناع کرد.[۲۷۷]

هجرت به مدینه

برای هجرت پیامبر از مکه به مدینه، دلایلی ذکر شده است؛ از جمله محاصره اقتصادی در مکه، بدرفتاری مردم طائف با پیامبر، پیمان‌های عقبه، و نقشه قتل پیامبر از سوی مشرکان:

محاصره اقتصادی در مکه

در سال هفتم بعد از بعثت و پس از ناکامی قریش در بازگرداندن نومسلمانان از حبشه، قریشیان عهدنامه‌ای میان خود نوشتند و متعهد شدند که به فرزندان هاشم و عبدالمطلب، زن ندهند یا از آنان زنی نخواهند، چیزی به آنان نفروشند و چیزی از آنان نخرند. آنان عهدنامه را در خانه کعبه آویختند و در نتیجه بنی‌هاشم در شعب (دَرّه) ابی‌یوسف که بعدها شعب ابی‌طالب خوانده شد در محاصره قرار گرفتند.[۲۷۸] گفته شده ابوطالب در این دوران برای حفظ جان پیامبر جای او را تغییر می‌داد.[۲۷۹] مسلمانان گاه به وضعیت قحطی نزدیک می‌شدند[۲۸۰] و برخی از ضعف و گرسنگی به حال مرگ می‌افتادند.[۲۸۱]

محاصره اقتصادی بنی‌هاشم دو یا سه سال طول کشید. در این مدت که آنان در سختی به سر می‌بردند، چند تن از خویشاوندان، شبانه برای آنها گندم می‌بردند.[۲۸۲] سرانجام به گزارش ابن‌هشام مورخ قرن دوم قمری، وقتی مشخص شد که موریانه همه آن عهد‌نامه به جز نام خدا را از بین برده است، محاصره بنی‌هاشم شکسته شد.[۲۸۳]

سفر به طائف

اندکی پس از خروج از شعب ابی‌طالب، در سال دهم بعثت که سال حُزن نامیده شد، خدیجه و ابوطالب دو حامی پیامبر از دنیا رفتند. پیامبر برای جلب حمایت مردم طائف به آنجا سفر کرد، اما مردم آنجا با او بدرفتاری کرده و پیامبر بدون نتیجه به مکه بازگشت.[۲۸۴]

پیمان‌های عقبه اول و دوم

در سال یازدهم بعثت، در مراسم حج، شش نفر خزرجی از اهالی یثرب (مدینه) با پیامبر دیدار کردند.[۲۸۵] اهالی یثرب در پی جنگ‌ها و اختلافات فراوان قبیله‌ای، به دنبال رهبر و حَکَمی بودند تا دو قبیله این شهر را متحد کند.[۲۸۶] پیامبر دین خود را بر آنها عرضه کرد[۲۸۷] و آنها با پیامبر عهد بستند که پیام دین محمد(ص) را به مردم خود ابلاغ کنند.[۲۸۸] سال بعد، در وقت حج، دوازده تن از مردم یثرب در عقبه با محمد(ص) بیعت کردند.[۲۸۹] پیغمبر(ص) مُصعب بن عُمیر را برای تعلیم قرآن و دعوت به اسلام، و گزارش وضعیت شهر و استقبال مردم از اسلام به همراه آنان فرستاد.[۲۹۰]

سال ۱۳ بعثت، در موسم حج، ۷۳ مرد و دو زن از قبیله خزرج،[۲۹۱] پس از پایان مراسم حج در عقبه گرد آمدند.[۲۹۲] پیامبر(ص) با عموی خود عباس بن عبدالمطلب نزد آنان رفت و پس از گفت‌‌وگو و خواندن آیاتی از قرآن به آنان گفت: «با شما بیعت می‌کنم که از من همچون کسان خود حمایت کنید.»[۲۹۳] نمایندگان مردم مدینه با او بیعت کردند که با دشمن او دشمن و با دوست او دوست باشند و با هر که با وی به جنگ برخاست، جنگ کنند.[۲۹۴] به این سان این بیعت را بیعة الحرب نامیدند.[۲۹۵] پس از این بیعت، پیامبر به مسلمانان اجازه داد به یثرب بروند.[۲۹۶]

نقشه قتل پیامبر و خروج پیامبر از مکه

پس از پیمان عقبه دوم، وقتی قریش از پیمان پیامبر با مردم یثرب و پشتیبانی آنان از محمد مطلع شدند، و مشاهده کردند که مسلمانان کم‌کم از مکه به یثرب می‌روند و یثرب به پایگاهی علیه مشرکان تبدیل خواهد شد،[۲۹۷] برای مشورت در این باره در دارالندوة گرد هم آمدند و توافق کردند که از هر قبیله‌ای جوانی آماده شود تا دسته‌جمعی بر سر محمد(ص) بریزند و همه با هم او را بکشند.[۲۹۸] این تصمیم از آن رو گرفته شد تا قاتل پیامبر یک نفر نباشد و بنی‌هاشم نتوانند خون‌خواهی کنند.[۲۹۹]

در شب اجرای توطئه قریش، پیامبر به فرمان خدا از مکه خارج شد و علی در بستر او خوابید (لیلة المبیت).[۳۰۰] پیامبر با ابوبکر بن ابی‌قحافه عازم یثرب شد[۳۰۱] و سه روز در غار ثور توقف کرد تا کسانی که آن دو را تعقیب می‌کردند، ناامید شدند[۳۰۲] و سپس از بیراهه به یثرب رفت.[۳۰۳]

در منابع مسلمانان، از دو رویداد غیرعادی در ماجرای هجرت پیامبر یاد شده است؛ یکی آنکه وقتی پیامبر و ابوبکر در غار ثور بودند، عنکبوت‌هایی بر در ورودی غار تارهایی تنیدند که به نظر تارهایی کهنه و قدیمی می‌آمدند و دیگری اینکه پرندگانی روی همان تارها آشیانه کرده و تخم‌گذاری کرده بودند. این دو اتفاق باعث شد قریشیانی که در تعقیب پیامبر بودند به گمان اینکه داخل غار کسی نیست از آنجا دور شدند.[۳۰۴]

ورود به مدینه

پیامبر وقتی از مکه خارج شد از راه‌های اصلی سفر نکرد و گفته شده به همین دلیل ۱۵ روز در سفر بود[۳۰۵] و در روز دوشنبه،[۳۰۶] ۱۲ ربیع الاول سال ۱۴ بعثت (۲۴ سپتامبر ۶۲۲م) به قُبا در نزدیکی مدینه رسید.[۳۰۷] گروهی از مهاجران مکه پیش از پیامبر به آنجا رسیده بودند.[۳۰۸] پیامبر(ص) تا روز جمعه در همان‌جا ماند و مسجد قبا را بنا گذاشت،[۳۰۹] سپس با گروهی از قبایل اطراف روانه مدینه شد. نخستین نماز جمعه را در یکی از قبایل بین ‌راه برگزار کرد.[۳۱۰] پس از ورود به مدینه ابوایوب انصاری که از فقیرترین اهالی مدینه بود[۳۱۱] بار و اسباب سفر پیامبر را به خانه برد و محمد(ص) تا روزی که حجره‌ای برایش آماده شد، نزد ابوایوب به سر برد.[۳۱۲]

امام علی(ع) سه روز پس از هجرت پیامبر در مکه ماند، امانت‌های مردم نزد رسول خدا را به صاحبان آنها برگرداند، سپس با زنانی از بنی‌هاشم که فاطمه(س) جزو آنان بود، به مدینه رفت و در قبا به پیغمبر ملحق شد.[۳۱۳]

استقبال از پیامبر(ص) در جریان هجرت به مدینه در کتاب سیرة النبی که در قرن یازدهم هجری به دستور سلطان مراد سوم حاکم عثمانی و توسط سید سلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.
استقبال از پیامبر(ص) در جریان هجرت به مدینه در کتاب سیرة النبی که در قرن یازدهم هجری به دستور سلطان مراد سوم حاکم عثمانی و توسط سید سلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.

پیامبر در مدینه

هجرت پیامبر اسلام به مدینه، از مهم‌ترین تحولات تاریخ اسلام و زندگی پیامبر دانسته‌ شده، و به همین جهت نیز مبدأ سال‌شماری مسلمانان قرار گرفته است.[۳۱۴] مهم‌ترین کارهای پیامبر پس از ورود به مدینه را تأسیس مسجد،[۳۱۵] پیمان برادری،[۳۱۶] نگارش پیمان‌نامه یا قانون مدینه،[۳۱۷] تأسیس بازار مستقل از یهودیان،[۳۱۸] تعیین حدود مرزی مدینه[۳۱۹] و سرشماری مسلمانان مدینه[۳۲۰] گزارش کرده‌اند.

تشکیل حکومت

گفته شده که پیامبر در مکه حکومتی بر اساس خداسالاری تشکیل داد.[۳۲۱] بر اساس پیمان برادری و انعقاد پیمان‌نامه عمومی مدینه که نوعی قانون اساسی انگاشته می‌شود، در مدینه مسلمانان، یهودیان و کافران در کنار هم زندگی می‌کردند.[۳۲۲] اگر بر کسی ستم می‌شد همه باید در پی احقاق حق او می‌بودند و فرقی نداشت که مسلمان باشد یا یهودی، و اگر جنگ می‌شد همه باید مشارکت می‌کردند و هیچ‌ گروهی نباید بدون اطلاع دیگران با کسی صلح می‌کرد و اختلافات نیز باید به پیامبر ارجاع داده می‌شد.[۳۲۳]

ساخت مسجد

پیامبر خود بنیان‌گذار دو مسجد در مدینه است. نخست پیش از ورود به مدینه و هنگام توقف در قبا، مسجدی بنا کرد که مسجد قبا نام گرفت،[۳۲۴] و بعد پس از ورود به مدینه نیز به مردم گفت شتر من مأمور است و می‌داند به کجا برود.[۳۲۵] شتر در میان خانه‌های بنی‌مالک بن نجار، در زمینی که دو یتیم مالک آن بودند، بر زمین نشست. پیامبر زمین را از معاذ بن عفراء، سرپرست آن دو خرید و در آن مسجدی ساخت که اساس مسجدالنبی است. پیامبر خود نیز در ساخت مسجد با مسلمانان همکاری کرد.[۳۲۶]

پیامبر و مهاجران

مهاجران نخستین یاران پیامبر بودند که در مکه به او ایمان آوردند. پس از هجرت، پیامبر بین مهاجران و انصار، پیمان برادری خواند[۳۲۷] و مهاجران را در حمایت انصار قرار داد. پیامبر خودْ علی بن‌ابی‌طالب(ع) را به برادری گرفت.[۳۲۸] گفته شده که انصار زندگی خود را با مهاجران تقسیم کرده‌ بودند و تا پس از فتح خیبر که غنیمت‌های جنگی باعث بهبود زندگی مهاجران شد این رفتار ادامه داشت.[۳۲۹] بنابر نقلی، پیامبر در آخر عمر خود به مهاجران توصیه کرد حق انصار را پاس بدارند و به‌ آنها نیکی کنند.[۳۳۰]

پیامبر و انصار

انصار یاران یثربی پیامبر هستند که چون او و مهاجران دیگر را یاری کردند انصار نامیده شدند.[۳۳۱] این گروه در جنگ‌های پیامبر بیشترین مشارکت را داشتند؛ چنانکه در جنگ بدر ۲۴۰ نفر از ۳۱۳ نفر یاران پیامبر از انصار بودند.[۳۳۲] و در مجموعه جنگ‌ها نیز بیشتر شهدای مسلمان از انصار بودند.[۳۳۳] پس از جنگ احد نیز که احتمال حمله می‌رفت، بزرگان انصار در مقابل خانه پیامبر می‌خوابیدند که از او محافظت کنند.[۳۳۴] هزینه‌های مالی جنگ‌ها را نیز بیشتر انصار فراهم می‌کردند.[۳۳۵]

پیامبر در موارد متعددی از انصار تجلیل می‌کرد؛ این گفتارها در منابع حدیثی با عنوان مناقب انصار ذکر شده است؛[۳۳۶] او دوست‌داشتن انصار را نشانه ایمان دانست و با صاحب‌نظران و بزرگان انصار مشورت می‌کرد و گاه مأموریت‌هایی را به آنان واگذار می‌کرد.[۳۳۷] پیامبر ساختار قبیله‌ای انصار را تغییر نداد[۳۳۸] و تلاش فراوانی می‌کرد که اختلاف‌های پیشین بین اوس و خزرج از بین برود و دوباره درگیری و اختلاف‌های قبلی رخ ندهد.[۳۳۹]

پیامبر و منافقان یا مخالفان داخلی

با آنکه بیشتر مردم یثرب، مسلمان یا موافق پیغمبر بودند، اما افرادی همچون عبدالله بن اُبَی با آنکه به ظاهر خود را مسلمان می‌خواندند، در نهان علیه محمد(ص) و مسلمانان توطئه می‌کردند.[۳۴۰] این گروه، منافقان خوانده می‌شدند.[۳۴۱]

جنگ‌های پیامبر

گفته شده که پیامبر تا پیش از هجرت به مدینه از سوی خداوند اجازه جنگ نداشت و پس از نزول آیه ۳۹ سوره حج که به آیه اذن جهاد یا قتال معروف شد،[۳۴۲] اجازه پیدا کرد که با مشرکان بجنگد.[۳۴۳] بنابراین همه جنگ‌های پیامبر پس از هجرت و در مدینه رخ‌ داده است.[۳۴۴]

در کتاب‌های تاریخ اسلام، جنگ‌های پیامبر(ص) به دو دستهٔ غَزْوه و سَرِیّه تقسیم می‌شود:[۳۴۵] غزوه جنگی است منظم و با سازماندهی نظامی که در روز انجام شده و فرماندهی آن با خود پیامبر بوده است؛ و سریه به جنگ‌های کوچک و غافلگیرانه‌ای گفته شده که شب انجام می‌شد و لزوماً فرماندهی میدان با شخص پیامبر نبوده است.[۳۴۶] در برخی گزارش‌های تاریخی، حدود ۸۰ رویداد جنگی برای پیامبر ثبت شده است.[۳۴۷] محمدابراهیم آیتی، مؤلف کتاب تاریخ پیامبر اسلام، در گردآوری مجموع غزوه‌ها و سریه‌ها از کتاب‌های مختلف، در کل ۲۷ غزوه[۳۴۸] و ۸۲ سریه را شمارش کرده است[۳۴۹] که در تعدادی از آنها درگیری نظامی رخ نداده است.[۳۵۰]

گفته شده که پیامبر(ص) هیچ‌گاه آغازکننده جنگی نبود و تمامی جنگ‌ها در پی نقض پیمان مشرکان یا تحرکات نظامی آنان انجام گرفته است.[۳۵۱] از مجموع جنگ‌های مسلمانان، تقریباً ۳۰ مورد به درگیری نظامی انجامید و بقیه جنگ‌ها بدون درگیری بود.[۳۵۲] از این میان، پنج جنگ با درگیری شدید همراه بود.[۳۵۳] تاریخ‌پژوهان، مجموع کشته‌شدگان -از مسلمانان و غیرمسلمانان- در تمامی جنگ‌های پیامبر(ص) را بین ۹۰۰ تا ۱۶۰۰ نفر[۳۵۴] ارزیابی کرده‌اند که از این میان ۳۱۷ نفر شهدای مسلمان و بقیه از دشمنان پیامبر بوده‌اند.[۳۵۵]

نامه به سران قبائل و فراگیرشدن اسلام در شبه‌جزیره

نامه‌نگاری پیامبر به سران کشورهای اطراف شبه‌جزیره، پس از صلح حدیبیه یعنی اواخر سال ششم و آغاز سال هفتم و تثبیت قدرت اسلام در منطقه آغاز شد.[۳۵۶] بخشی از نامه‌های پیامبر نیز خطاب به سران قبائل عرب در شبه‌جزیره بوده است.[۳۵۷] بعد از فتح مکه، گروه‌های بسیاری به نمایندگی از قبیله‌های مختلف به مدینه نزد پیامبر(ص) رفتند و اظهار اسلام و تبعیت کردند و پیامبر نیز با لطف و محبت و توجه، آنان را پذیرفت. از این رو سال نهم هجری به سَنَةُ الوُفود یا عام الوُفود (سال هیئت‌های نمایندگی قبائل عرب برای اظهار اسلام) مشهور شد.[۳۵۸]

بر اساس پژوهش علی احمدی میانجی، ۲۵۵ نامه از پیامبر نقل شده که متن آنها موجود نیست و ۲۲۹ نامه نیز وجود دارد که متن آنها نقل شده است.[۳۵۹] احمدی میانجی ۵۱ نامه را گرد آورده است که متن بسیاری از آنها در دسترس نیست.[۳۶۰] او تصریح می‌کند که تعداد این نامه‌ها بسیار بیشتر بوده است.[۳۶۱]

پیامبر اسلام و اهل کتاب

پیمان‌ها با اهل کتاب

مدتی پس از ورود به مدینه، پیامبر(ص) با اهالی شهر، از جمله یهودیان، پیمانی بست تا حقوق اجتماعی یکدیگر را رعایت کنند.[۳۶۲] به‌گفته سید جعفر شهیدی، تاریخ‌نگار، یهودیان با آنکه در پیمان‌نامه مدینه دارای حقوقی شده بودند، تا آنجا که از غنیمت جنگی هم نصیب می‌بردند، و با آنکه نخست روی موافق به مسلمانان نشان دادند و چند تن از آنان مسلمان شدند، سرانجام ناخشنودی نمودند. شهیدی درباره دلایل این ناخشنودی گفته که آنان گذشته از تسلط بر اقتصاد یثرب، با عرب‌های بیابانی و نیز با مشرکان مکه دادوستد داشتند و انتظار داشتند که با ریاست عبدالله بن ابی بر مدینه نفوذ اقتصادی آنان توسعه یابد، اما رسیدن محمد(ص) به این شهر و شیوع اسلام مانع این نفوذ شد.[۳۶۳]

درگیری با یهودیان بنی‌قینقاع

بَنی‌قَینُقاع نخستین قبیله از یهودیان مدینه بودند که پیمان خود با پیامبر(ص) را شکستند[۳۶۴] و پیامبر پس از اتمام حجت با آنها،[۳۶۵] در ۱۵ شوال سال دوم هجری علیه آنها اعلام جنگ کرد.[۳۶۶] بر اساس برخی گزارش‌ها، این واقعه پس از آن رخ داد که مردی یهودی، با تعرُّض به زنی مسلمان، بخشی از بدن او را عریان کرد.[۳۶۷] آنگاه مرد مسلمانی به یاری زن رفت و آن یهودی را به قتل رساند.[۳۶۸] دیگر یهودیان نیز به آن مسلمان حمله کرده، وی را کشتند و در پی این ماجرا درگیری مسلمانان با یهودیان بالا گرفت.[۳۶۹] با آغاز جنگ بنی‌قینقاع، یهودیان به قلعه‌های خود رفتند و پیامبر به مدت ۱۵ روز آنان را در قلعه‌هایشان محاصره کرد.[۳۷۰] پس از گذشت ۱۵ روز یهودیان بنی‌قینقاع در برابر پیامبر تسلیم شدند.[۳۷۱] به دستور پیامبر، بنی‌قینقاع به منطقه شام تبعید و در منطقه اَذرِعات ساکن شدند.[۳۷۲]

در سال چهارم هجری، پیامبر(ص) با بنی‌نضیر (گروهی از یهودیان مدینه) مذاکره کرد و یهودیان قصد جان او را کردند، اما سرانجام ناچار شدند از منطقه کوچ کنند.[۳۷۳]

پیمان‌شکنی قبایل یهود در جنگ احزاب

گروهی از یهودیان بنی‌نضیر که در خیبر به سر می‌بردند، در سال پنجم هجری طی جنگ احزاب با قریش و قبیله غطفان علیه پیغمبر متحد شدند. یهودیان بنی‌قریظه نیز که متعهد شده بودند قریش را یاری نکنند، پیمان‌شکنی کردند و با سپاه مکیان همدست شدند. پس از پایان نبرد احزاب و شکست خوردن مشرکان، پیغمبر سراغ یهودیان بنی‌قریظه رفت و آنان را محاصره کرد و آنها پس از ۲۵ شب تسلیم شدند. قبیله اوس که با بنی‌قریظه پیمان داشتند، به پیامبر(ص) گفتند: بنی‌قریظه هم‌پیمان‌های ما هستند و از کار خود پشیمان شده‌اند؛ با آنها مانند هم‌پیمانان خزرج (بنی‌قینقاع) رفتار کن. پیامبر داوری اسیران بنی‌قریظه را به سعد بن معاذ، رئیس قبیله اوس، واگذار کرد. بنی‌قریظه نیز رضایت دادند. سعد گفت: رأی من این است که مردان آنها کشته و زنان و فرزندان آنان اسیر شوند. طبق داوری سعد، خندق‌هایی کنده شد و مردان بنی‌قریظه در کنار آن خندق گردن زده شدند.[۳۷۴] سید جعفر شهیدی، در درستی این روایت تردید کرده است.[۳۷۵]

جنگ خیبر

گفته شده یهودیان ساکن قلعه خیبر که در نزدیکی مدینه بود، جزو قبایلی بودند که چندین بار پیمان‌شکنی کرده و با دشمنان پیامبر همراه شده بودند. در سال هفتم هجری، پیامبر(ص) به جنگ یهودیان ساکن در خیبر رفت و بر آنان پیروز شد. قلعه خیبر، به تصرف مسلمانان درآمد و پیامبر(ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال بخشی از محصول خود را به مسلمانان بپردازند.[۳۷۶] در نبرد خیبر، کار فتح یکی از قلعه‌ها دشوار شد و رسول خدا(ص) به ترتیب ابوبکر بن ابی قحافه و عمر بن خطاب را برای فتح آن فرستاد، اما عاجز ماندند. سپس پرچم را به علی داد و او آن را فتح کرد.[۳۷۷] حدیث رایت که در فضیلت امام علی است، در این روز از زبان پیامبر بیان شد[۳۷۸] و سرزمین فدک نیز پس از پیروزی در خیبر، از سوی یهودیان به پیامبر واگذار شد.[۳۷۹]

ماجرای مباهله

در سال نهم هجری پیامبر همزمان با مکاتبه با حاکمان دیگر سرزمین‌ها، نامه‌ای به اسقف نجران نوشت و از ساکنان نجران خواست اسلام را بپذیرند. مسیحیان گروهی را به مدینه فرستادند تا با پیامبر سخن بگویند و سخنان او را بررسی کنند. پس از اصرار دو طرف بر حقانیت عقاید خود، تصمیم گرفته شد که مسئله از راه مباهله خاتمه یابد. بامداد روز مباهله، پیامبر(ص) به همراه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و حسنین(ع) برای مباهله با مسیحیان، از مدینه بیرون رفت. براساس منابع اسلامی، وقتی مسیحیان آنان را دیدند، از مباهله سر باز زدند و تقاضای مصالحه کردند.[۳۸۰] آیه ۶۱ سوره آل‌عمران معروف به آیه مباهله به همین مناسبت نازل شد.

پیامبر اسلام و مشرکان

پس از هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه مشرکان قریش در نامه‌ای به اهالی مدینه تهدید کردند که اگر محمد را اخراج نکنید به شما حمله می‌کنیم[۳۸۱] و به گفته بیهقی، همه اعراب به دشمنی با اهالی مدینه برخاستند و به همین دلیل مسلمانان همیشه در حالت آماده‌باش بودند.[۳۸۲]

گفته شده که تهدید و ارعاب قریش علیه اهالی مدینه و قبایل اطراف، ادامه آزار و شکنجه مسلمانان باقی‌مانده در مکه، غارت و مصادره اموال مهاجران، ممانعت از ورود اهالی مدینه به مکه برای زیارت و انحصار بازرگانی شبه‌جزیره در دست قریش باعث شروع اقدامات دفاعی از سوی مسلمانان برای رفع این موانع شد.[۳۸۳]

جنگ بدر

بنابر سیره ابن‌هشام، پیامبر پس از استقرار در مدینه چندین بار تلاش کرد به کاروان‌های تجاری قریش حمله کند؛ از جمله در غزوه ابواء یا ودّان،[۳۸۴] غزوه بُواط و در ذات العشیرة. ولی این غزوه‌ها بی‌نتیجه بود، زیرا گفته شده که جاسوسانی در داخل مدینه خود را به کاروان می‌رساندند و آنان را آگاه می‌کردند.[۳۸۵] بالاخره در سال دوم هجری، مهم‌ترین برخورد نظامی مسلمانان و مشرکان رخ داد که به غزوه بدر مشهور شد. جنگ بدر با پیروزی مسلمانان به پایان رسید و مشرکان بسیاری از جمله ابوجهل کشته و تعدادی هم اسیر شدند.[۳۸۶]

جنگ اُحد

یک سال بعد از جنگ بدر، در سال سوم هجری، قریش که شکست خورده بودند و در پی انتقام بدر بودند، از قبایل متحد خود یاری خواستند و با لشکری مجهز به سوی مدینه به راه افتادند. پیامبر(ص) پس از مشورت با اصحاب خود، و بر اساس گفته برخی از آنان، به جای جنگ در داخل شهر مدینه، از مدینه خارج شدند[۳۸۷] و در جایی نزدیک کوه اُحُد، با لشکر مشرکان روبه‌رو شدند.[۳۸۸] با اینکه نخست پیروزی با مسلمانان بود، ولی تعدادی از افراد سپاه اسلام به گمان پیروزی موقعیت خود را ترک کردند[۳۸۹] و مشرکان از پشت بر آنها هجوم بردند و در نتیجه تعداد زیادی از مسلمانان، از جمله حمزه، عموی پیامبر(ص) شهید شدند.[۳۹۰] شخص پیامبر(ص) نیز زخم برداشت و حتی شایعه کشته‌شدن او به زبان‌ها افتاد[۳۹۱] و موجب تضعیف روحیه مسلمانان شد.[۳۹۲]

جنگ‌ احزاب

پس از جنگ احد، چون مشرکان مکه هم‌چنان خطر مدینه را باقی می‌دیدند، در سال پنجم هجری، ابوسفیان سپاهی از قبیله‌های مختلف عرب تشکیل داد که به همین جهت آن را جنگ احزاب نامیدند. در این جنگ گروهی از یهودیان مدینه مثل یهودیان بنی‌نضیر و بنی‌قریظه که پیشتر متعهد شده بودند قریش را یاری نکنند، پیمان‌شکنی کردند و با مشرکان مکه همدست شدند. پیامبر بر اساس پیشنهاد سلمان فارسی، دستور حفر خندقی برای حفاظت از شهر را داد. پیامبر خود در این کار با مسلمانان همراهی کرد. وقتی مشرکان به مدینه رسیدند زمین‌گیر شدند، زیرا سواران نمی‌توانستند از خندق عبور کنند و اگر پیش می‌رفتند در تیررس تیراندازان قرار می‌گرفتند. عمرو بن عبدود که جنگجویی مشهور بود، پس از عبور از خندق، به دست علی(ع) کشته شد. این محاصره پس از پانزده روز بدون نتیجه به پایان رسید و ابوسفیان و سپاهش به مکه بازگشتند. پس از جنگ احزاب، جریان کار به نفع مسلمانان تغییر کرد. بعضی عرب‌های بدوی متمایل به اسلام متمایل شدند و موقعیت ابوسفیان و قریش متزلزل شد.[۳۹۳]

صلح حدیبیه

شکست مشرکان در نبرد احزاب، تسلیم یهودیان بنی قریظه و دو سه جنگ دیگر که در سال ششم هجری رخ داد و به سود مسلمانان پایان یافت و غنیمت‌های جنگی که نصیب آنان شد، قدرت اسلام را در میان ساکنان شبه‌جزیره حجاز بالا برد، چنان‌که بسیاری از قبیله‌ها یا مسلمان شدند یا با مسلمانان پیمان همکاری امضا کردند.[۳۹۴]

در ذی القعدة سال ششم هجری، پیغمبر اسلام با ۱۵۰۰ تن از مردم مدینه برای انجام مناسک عمره روانه مکه شد. قریش وقتی از قصد پیغمبر آگاه شدند، برای جلوگیری از آنان آماده شدند. پیغمبر(ص) در جایی که حدیبیه نام دارد و آغاز سرزمین‌های حرم است، فرود آمد و به مردم مکه پیغام داد که ما برای زیارت آمده‌ایم نه برای جنگ. قریش نپذیرفتند. سرانجام صلح‌نامه‌ای بین او و نماینده مردم مکه امضا شد که به موجب آن برای ده سال جنگی بین دو طرف نخواهد بود و مسلمانان در سال آینده می‌توانند سه روز برای زیارت وارد مکه شوند.[۳۹۵] با تکیه بر همین صلح‌نامه، پیامبر سال بعد به مکه رفت و مناسک عمره را به جا آورد. ورود پیغمبر و مسلمانان به مسجدالحرام و انجام اعمال عمره، شکوه مراسم و حرمتی که مسلمانان به پیغمبر خویش می‌نهادند، در دیده قریش بزرگ جلوه کرد و تقریباً بر آنان مسلم شد که دیگر نیروی مقابله با محمد(ص) را ندارند. بدین جهت دو تن از بزرگان آنان، خالد بن ولید و عمرو بن عاص، خود را به مدینه رساندند و مسلمان شدند.[۳۹۶]

فتح مکه

غزوه فتح مکه در سال هشتم قمری در واکنش به نقض پیمان صلح حُدَیْبیّه از سوی قریش انجام شد.[۳۹۷] اگرچه ابوسُفیان به مدینه رفت تا از نقض صورت گرفته عذرخواهی کند، اما تلاش او سودی نداشت.[۳۹۸] حضرت محمد(ص) با تدبیر و سیاست خود، با رعایت اصل غافلگیری، مکه را بدون خونریزی فتح کرد.[۳۹۹] با فتح مکه اکثر قبیله‌های جزیرة العرب تا سال دهم مسلمان شدند و اسلام در جزیرة العرب فراگیر شد.[۴۰۰]

پیامبر در فتح مکه با ندای اَلْیَوم یَومُ الْمَرحَمَه (امروز روز رحمت است)[۴۰۱] وارد شهر شد و اعلام عفو عمومی کرد.[۴۰۲] بنابر آنچه در مناقب ابن‌شهرآشوب ذکر شده، پس از فتح مکه، به پیشنهاد پیامبر(ص)، علی(ع) روی شانه‌های پیامبر رفت و بت‌هایی را که در خانه کعبه بود به زمین انداخت.[۴۰۳] همچنین پیامبر(ص) سَریّه‌هایی را به اطراف مکه فرستاد تا بت‌خانه‌ها را تخریب کنند.[۴۰۴] با فتح مکه همه پیمان‌ها، قراردادها و مقام‌ها، جز سِدانَت کعبه و سِقایَةُ الحاجّ لغو شد.[۴۰۵]

غزوه حنین

جنگ حنین آخرین جنگ پیامبر با مشرکان شبه‌جزیره است. ۱۵ روز پس از فتح مکه برخی از طوایف پرشمار و مسلمان‌نشده جزیرة العرب بر ضد مسلمانان متحد شدند. پیامبر(ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه خارج شد و وقتی به جایی به نام حُنَین رسید، دشمنان که در دره‌های اطراف کمین کرده بودند، به تیراندازی پرداختند. شدت تیرباران چنان بود که سپاه اسلام عقب‌نشینی کردند و گروهی اندک بر جای ماندند، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر سپاه دشمن هجوم بردند و آنان را شکست دادند.[۴۰۶]

پیامبر اسلام و دیگر حکومت‌ها

گفته شده که پیامبر تا پیش از هجرت به مدینه دارای حکومت نبود، و ارتباط خاصی با دولت‌های دیگر نداشت. با این حال با تکیه بر آنچه درباره نجاشی پادشاه حبشه شنیده بود، گروهی از مسلمانان را برای در امان ماندن از آزار مشرکانِ مکه راهی حبشه کرد.[۴۰۷] روابط پیامبر با حکومت‌های دیگر، از دوران مدینه و پس از تثبیت اسلام در شبه‌جزیره آغاز شد، و مهم‌ترین حرکت پیامبر در این زمان، نامه‌های او به دولت‌های همسایه دانسته شده است.[۴۰۸]

پیامبر اسلام پس از استقرار در مدینه و تسلیم بسیاری از اهالی شبه‌جزیره، در انتهای سال ششم یا آغاز سال هفتم هجری، نامه‌هایی به حاکمان سرزمین‌های اطراف خود نوشت.[۴۰۹] دو قدرت اصلی در آن زمان امپراتوری ایران و روم بودند و دیگر دولت‌ها مثل دولت‌های لخمیان، غسانیان، حکومت‌های بحرین و عمان و یمن، دولت حبشه و دولت مصر هر یک به نوعی وابسته به این دو قدرت بزرگ محسوب می‌شدند.[۴۱۰]

پیامبر نخستین نامه‌ها را به پادشاه فارس، روم، حبشه و مصر و دو منطقه دیگر نوشت و به دست شش نفر ارسال کرد.[۴۱۱] احمدی میانجی نویسنده کتاب مکاتیب الرسول، در بخش نامه‌ها به پادشاه ایران و حاکمان زیر نظر او، ۱۵ نامه،[۴۱۲] به روم و اتباعش چهار نامه،[۴۱۳] و سه نامه نیز خطاب به پادشاه حبشه[۴۱۴] و با چند نامه دیگر روی‌هم رفته ۲۶ نامه را گرد آورده است.[۴۱۵]

جنگ موته

جنگ موته با سپاه روم در سال هشتم هجری رخ داد[۴۱۶] و نخستین جنگ مسلمانان علیه نیروهای خارج از شبه‌جزیره است. حاکم موته فرستاده پیامبر به شام را در بین راه کشت و خبر به پیامبر رسید.[۴۱۷] پیامبر سپاهی را تجهیز کرد و به فرماندهی جعفر بن ابی‌طالب به موته فرستاد.[۴۱۸] این سپاه بدون پیروزی و با کشته‌شدن جعفر و دو فرمانده دیگر سپاه به مدینه بازگشت.[۴۱۹]

غزوه تبوک

در سال نهم هجری، به پیغمبر خبر رسید که رومیان سپاه انبوهی در بلقاء فراهم کرده‌اند تا به مسلمانان حمله کنند. شمار سپاهیان اسلام را در این غزوه ۳۰ هزار تن نوشته‌اند.[۴۲۰] در این لشکرکشی، پیغمبر علی بن ابی طالب(ع) را به جای خود در مدینه گذاشت و خود فرماندهی را بر عهده گرفت. وقتی مسلمانان به تبوک رسیدند معلوم شد خبر آمادگی رومیان درست نبوده است. پس از این حرکت سراسر شبه‌جزیره تسلیم اسلام شد و از هر قبیله نمایندگانی نزد پیغمبر رفتند و با او بیعت کردند. این سال را بدین علت سنة الوفود نامیده‌اند (وُفود جمع وَفْد به معنای دسته نمایندگان یا مهمانان است).[۴۲۱] پیامبر(ص) حدیث معروف منزلت خطاب به امام علی(ع) را در این جنگ بیان کرد.[۴۲۲]

پیامبر و جانشینی

جانشینی پیامبر یکی از مهم‌ترین مسائل اختلافی بین مسلمانان است. به باور شیعیان، پیامبر از همان آغاز دوران رسالت در پی تثبیت مسئله جانشینی بود[۴۲۳] و از همین رو در نخستین روزهای علنی‌شدن دعوت در میهمانی یوم‌ الدار مسئله جانشینی را مطرح کرد و در همان روز نیز نام علی به عنوان جانشین برده شد.[۴۲۴] پس از آن نیز در ضمن سخنان و وقایعی مثل حدیث منزلت در جنگ تبوک،[۴۲۵] احادیث وصایت،[۴۲۶] نزول آیه ولایت پس از آن‌که علی انگشترش را در نماز صدقه داد، تبیین جایگاه اهل‌بیت، و از همه مهم‌تر در روز غدیر[۴۲۷] بر این مسئله تصریح کرد.

اموری مثل نگرانی‌های پیامبر پیش از روز غدیر،[۴۲۸] تأکید بر جایگاه اهل‌بیت در روزهای آخر عمر،[۴۲۹] اعزام سپاه اسامه،[۴۳۰] و ماجرای دوات و قلم[۴۳۱] نیز نشان‌دهنده آن بیان شده که مسئله جانشینی پیامبر، پیش از درگذشت پیامبر نیز موضوعی مورد گفت‌وگو بوده و بلکه چهره‌های شاخص صحابه همه در این اندیشه بوده‌اند.[۴۳۲]

پیامبر و اهل‌بیت

در ادبیات و سخنان پیامبر و نیز سیره رفتاری او، جملات و عباراتی نقل شده است که از دید شیعیان، همه ناظر به جایگاه یگانه اهل‌بیت نزد اوست. در حدیث معروف ثقلین، اهل‌بیت و خاندان خود را هم‌وزن قرآن و یکی از دو میراث ارزشمند خود معرفی کرده، و در حدیث دیگری به نام حدیث سفینه اهل‌بیت را به کشتی نوح تشبیه کرده است. در ماجرای مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران، فقط خود و خانواده علی(ع) حاضر شدند و آیه تطهیر را بر همین افراد تطبیق کرد.[نیازمند منبع]

حجة الوداع و واقعه غدیر

پیغمبر در سال دهم هجری عازم سفر حج شد[۴۳۳] که با نام حَجَةُ الوِداع شناخته می‌شود.[۴۳۴] در این سفر احکام حج را به مردم آموزش داد.[۴۳۵] در بازگشت به مدینه، در بخشی از مسیر که جُحفه خوانده می‌شود و راه مردم مصر، حجاز و عراق از یکدیگر جدا می‌شود، در موضعی که به نام غدیر خُم، بنابر باور شیعیان، امر خدا به او رسید که باید علی(ع) را به جانشینی خود نصب کنی.[۴۳۶] رسول خدا(ص) در جمع مسلمانان که شمار آنان را میان ۱۳۰۰ تا ۱۷۰۰۰ نفر نوشته‌اند[۴۳۷] خطبه‌ای خواند و در آن خطبه این جمله معروف را بیان کرد: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ: «هر که من مولای اویم علی مولای او است»[۴۳۸] و بدین ترتیب علی را برای جانشینی خود به مسلمانان معرفی کرد.[۴۳۹]

آماده‌سازی سپاه اُسامه

مدتی پس از بازگشت از سفر حج، پیغمبر(ص) به‌سختی بیمار شد.[۴۴۰] با این‌حال، برای جبران شکست در جنگ موته، سپاهی به فرماندهی اُسامَة بن زید فراهم کرد[۴۴۱] و بسیاری از صحابه شناخته‌شده را -که اکثریت قابل توجهی از آنها مهاجران بودند-[۴۴۲] مأمور به عضویت در این سپاه کرد.[۴۴۳] ابن‌ابی‌الحدید معتزلی[۴۴۴] و نیز نویسندگان شیعه معتقدند پیامبر با این ترفند می‌خواست که در نبود گروهی از صحابه جانشینی علی پس از خود را تثبیت کند.[۴۴۵] تعدادی از سرشناسان صحابه در همراهی با سپاه کوتاهی کردند و پیامبر تخلف‌کنندگان را مذمت و ملامت کرد،[۴۴۶] و بالاخره پیش از اینکه این سپاه به مأموریت برود، پیغمبر(ص) از دنیا رفت.[۴۴۷]

ماجرای قلم و دوات

مطابق نقل صحیح بخاری مهم‌ترین کتاب‌ حدیثی اهل‌سنت، در آخرین روزهای حیات رسول خدا، در حالی که جمعی از صحابه به عیادت او رفته بودند، گفت قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که به برکت آن هرگز گمراه نشوید. یکی از حاضران گفت: بیماری بر پیامبر(ص) غلبه کرده و هذیان می‌گوید، و ما قرآن را داریم و آن برای ما کافی است. در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضی می‌گفتند: بیاورید تا بنویسد و بعضی غیر از آن را می‌گفتند. پیامبر گفت: برخیزید و از نزد من بروید.[۴۴۸] در صحیح مسلم، از مهم‌ترین منابع روایی اهل‌سنت، فردی که با سخن پیامبر مخالفت کرد عمر بن خطاب معرفی شده است. در این دو کتاب آمده است که ابن‌عباس پیوسته بر این ماجرا افسوس می‌خورد و آن را مصیبتی بزرگ می‌شمرد.[۴۴۹]

بنابر باورهای شیعیان، پیامبر در آخرین لحظات عمر خود می‌خواست با نوشتن نامه تکلیف جانشینی خود را مشخص کند و کسانی که مخالفت کردند در واقع می‌دانستند که منظور پیامبر چیست؛[۴۵۰] چنان‌که ابن‌ ابی‌الحدید نیز همین نکته را از زبان عمر بن خطاب با استناد به کتاب تاریخ بغداد نقل کرده است.[۴۵۱]

میراث معنوی پیامبر

قرآن

گفته شده که قرآن قدیمی‌ترین منبع دستیابی به اطلاعات درباره پیامبر(ص) است که با همان طرح و قالب زمان خودش به نسل‌های بعدی به ارث رسیده است.[۴۵۲] این کتاب برای شناخت چگونه زیستن محمد(ص) در مقام یک انسان نیز نشانه‌هایی ارائه می‌کند.[۴۵۳] از نظر مسلمانان، قرآن وحی الهی است و شخص پیامبر در محتوای آن نقشی نداشته است. با این حال آن را میراث پیامبر می‌دانند. در حدیث معروفی به نام حدیث ثقلین از پیامبر نقل شده است که من در بین شما کتاب خدا و اهل‌بیتم را باقی می‌گذارم و این دو تا قیامت از هم جدایی‌پذیر نیستند.[۴۵۴]

احادیث و سنت نبوی

پس از قرآن، مهم‌ترین میراث معنوی پیامبر سخنان و گزارش رفتار او از سوی صحابه است که با عنوان حدیث نبوی شناخته می‌شود.[۴۵۵] احادیث پیامبر(ص) در کتاب‌های حدیث در موضوعات متعددی دسته‌بندی شده است: مباحث فقهی، اخلاقی، فضائل القرآن، فضایل صحابه، جهان‌شناسی، مناقب انبیا، مغازی و سیره پیامبر.[۴۵۶] شیعیان به احادیث مشهوری مثل حدیث ثقلین،[۴۵۷] حدیث منزلت،[۴۵۸] حدیث یوم الدار،[۴۵۹] و حدیث سفینه،[۴۶۰] در راستای مباحث کلامی و اثبات امامت امام علی استناد می‌کنند.

گردآوری حدیث نبوی

گفته شده احادیثی که شیعیان از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند، بیش از احادیث اهل سنت است،[۴۶۱] و بیشتر این احادیث در مکتب شیعه از طریق امام علی(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است.[۴۶۲] بر اساس شمارش یکی از پژوهشگران شیعه، احادیث غیرتکراری مجموعه روایات اهل‌سنت، کمتر از ۱۵ هزار حدیث است.[۴۶۳]

احادیث پیامبر را محدثان اهل‌سنت در کتاب‌هایی مثل المُوَطّأ مالک بن انس، کتاب‌های شش‌گانه، مسانید، مثل مسند احمد بن حنبل، مُصَنّفات مثل مُصنّف عبدالرزاق و مصنف ابن‌ابی‌شیبه، الجامع الصغير و الجامع الكبير نوشته سیوطی(م۹۱۱ق)، و کنز العمال اثر متقی هندی(م۹۷۵ق)، جامع‌ترین کتاب اهل‌سنت با بیش از ۴۵ هزار حدیث گردآوری کرده‌اند.[۴۶۴] کتاب‌های اصلی حدیث در اهل‌سنت همگی در اواخر قرن دوم هجری و قرن سوم تألیف شده است.[۴۶۵]

در آثار تألیف‌شده شیعیان نیز احادیث پیامبر در کتاب‌های متعددی گرد آمده است، از جمله:

سیره نبوی

سیره نبوی اصطلاحی است برای سبک، روش و نوع رفتار پیامبر اسلام(ص) در جنبه‌های مختلف زندگی.[۴۶۷] برپایه آیه ۲۱ سوره احزاب، پیامبر(ص) الگو و سرمشقی نیکو برای مؤمنان معرفی شده است.[۴۶۸] به گفته مرتضی مطهری، متفکر شیعه، یکی از منابعی که مسلمانان باید بینش خود را به کمک آن اصلاح و تکمیل نمایند، سیره نبوی است.[۴۶۹] سید محمدحسین طباطبایی، فیلسوف و مفسر شیعه، نیز سیره پیامبر(ص) را همان آداب الهی دانسته که پای‌بندی به آن‌ها والاترین کمال و تأمین‌کننده خیر دنیا و آخرت است.[۴۷۰]

رفتارهای پیامبر، از یک منظر به سه دسته تقسیم شده است: نخست رفتارهایی که زمان و مکان در آن‌ها نقش ندارند، مثل رعایت ادب و مدارا، دوم رفتارهایی که وابسته به زمان و مکان است، مثل سبک لباس، خانه، مدیریت جامعه و جنگ، و سوم رفتارهای اختصاصی پیامبر که قابل الگوبرداری نیست.[۴۷۱] نویسندگان رفتارهای پیامبر را با عناوینی همچون سیره فردی[۴۷۲] سیره اخلاقی،[۴۷۳] سیره فقهی، سیره خانوادگی، سیره نظامی، سیره سیاسی[۴۷۴] سیره عبادی،[۴۷۵] سیره اقتصادی،[۴۷۶] و سیره تربیتی[۴۷۷] گردآوری کرده‌اند. علی الدعموش، پژوهشگر لبنانی، سیره پیامبر را بر اساس روایات امامان شیعه گردآوری کرده و در ده جلد با نام «السیرة النبویة بروایة أئمة اهل‌البیت(ع)» منتشر کرده است.[۴۷۸]

اموال شخصی پیامبر

بنابر روایات موجود، بخشی از اموال پیامبر ناشی از ارث پدر و مادرش بود،[۴۷۹] مقداری را هم با کار تجاری برای خدیجه به دست آورده بود،[۴۸۰] و بر اساس روایتی از امام صادق(ع)[۴۸۱] گفته شده پیامبر بعدها و در دوران رسالت نیز گاهی به تجارت می‌پرداخت.[۴۸۲] یک خانه و مقداری اموال دیگر نیز ارثی بود که از همسرش خدیجه رسیده بود.[۴۸۳] بخشی دیگر از اموال او، برآمده از خمس و غنیمت و بخشی از باب فیء بود[۴۸۴] و بخشی نیز هدایایی بود که به او عطا می‌کردند؛[۴۸۵] مثل هفت باغ مخیریق.[۴۸۶]

با این حال، با تکیه بر احادیث امامان و گزارش‌های صحابه پیامبر، زندگی او بسیار ساده توصیف شده است؛[۴۸۷] به گونه‌ای که عبارت خفیف المؤونه را درباره‌اش به‌کار برده‌اند.[۴۸۸] پیامبر وقتی از دنیا رفت مالی از خود باقی نگذاشت[۴۸۹] و مقداری هم بدهکاری داشت که امام علی(ع) آن را پرداخت کرد.[۴۹۰] بنابراین به جز خانه‌های همسرانش و سلاح و نیز مرکبی که سوار می‌شد، چیزی باقی نگذاشت.[۴۹۱] از ابن‌عباس نیز نقل شده که زره پیامبر هنگام رحلتش در گرو مقداری جو در دست یک یهودی بود.[۴۹۲]

بخشی از اموالی که پس از جنگ خیبر از سوی خداوند سهم او دانسته شده بود،[۴۹۳] در قالب مزرعه فدک بود که آن را در اختیار دخترش فاطمه قرار داده بود[۴۹۴] ولی پس از درگذشت پیامبر، ابوبکر به عنوان زمامدار حکومت آن را تصرف کرد.[۴۹۵]

پیامبر اسلام از دیدگاه شرق‌شناسان

پیامبر اسلام موضوع مطالعات تعداد زیادی از پژوهشگران شرق‌شناس بوده است که غالباً غیرمسلمان و غربی هستند.[۴۹۶] بر اساس یک پژوهش درباره ۲۰ مرکز دانشگاهی در اروپا، پربسامدترین مطالعات حوزه سیره‌پژوهی در دانشگاه‌های بریتانیا و آلمان انجام شده است.[۴۹۷] در بریتانیا بیشتر بر رویکردهای تاریخی و جریان‌شناسی تطور متون مربوط به سنت و سیره نبوی تمرکز شده، و در آلمان بیشتر به سبک زندگی و رویکردهای کلان آموزشی و اخلاقی سیره نبوی توجه شده است.[۴۹۸] در مقاله دیگری نیز ۷۰ کتاب و ۶۱ مقاله با موضوع سیره پیامبر معرفی شده است.[۴۹۹]

در فصلی از کتاب مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۴۷ خاورشناس شناخته‌شده معرفی شده که درباره پیامبر اسلام آثاری منتشر کرده‌اند.[۵۰۰] در مقاله «سنت‌پژوهی مستشرقان»، اسامی ۲۵ نفر فهرست شده که درباره پیامبر اسلام و سنت او آثاری منتشر کرده‌اند؛ از جمله مونتگُمری وات، با کتاب‌های سه‌گانه «محمد در مکه»، «محمد در مدینه» و «محمد پیامبر و زمامدار»، که جامع‌ترین کتاب انگلیسی درباره پیامبر اسلام قلمداد شده است،[۵۰۱] و همچنین ایگناس گلدزیهر، کارن آرمسترانگ، هرالد موتسکی، مایکل کوک، جان دیون پورت، نویسنده کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ویلفرد مادلونگ صاحب کتاب جانشینی حضرت محمد، یوزف شاخت و هنری لامنس.[۵۰۲]

تاریخچه سیره‌پژوهی شرق‌شناسانه

بررسی‌های علمی و آکادمیک درباره سیره پیامبر اسلام در غرب از اواسط قرن ۱۹م آغاز شد.[۵۰۳] به جز موارد محدود استثنا مجموعه آنچه درباره سیره پیامبر اسلام در قرون وسطی در غرب نوشته شده در راستای انکار پیامبری او بوده و تلاش کرده‌اند تا قرآن را حاصل تراوشات ذهنی انسانی معرفی کنند.[۵۰۴] در این دوران نویسندگان غربی به اطلاعات غیرمسلمانانی استناد می‌کردند که در جوامع اسلامی زندگی کرده و می‌کوشیدند تصویری منفی از پیامبر اسلام ارائه دهند.[۵۰۵]

از قرن هجدهم میلادی و آغاز سفرهای تجاری اروپاییان به مناطق جهان اسلام، دیدگاه کل‌نگر و صرفا مذهبی به اسلام تغییر پیدا کرد و کسانی مثل ادوارد گیبون و توماس کارلایل، نویسنده کتاب «محمد قهرمانی در مقام پیامبر» محمد را فردی مؤثر در وقایع تاریخی معرفی کردند.[۵۰۶] در انتهای قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میلادی برخی کتاب‌های کهن تاریخ اسلامی در غرب تصحیح و منتشر شد و در قرن بیستم چهار کتاب مغازی واقدی، سیره ابن‌هشام، طبقات ابن‌سعد، و تاریخ طبری در کنار قرآن و برخی از کتاب‌های ششگانه اهل سنت در اختیار پژوهشگران غربی بوده است.[۵۰۷]

موضوعات مورد مطالعه مستشرقان

موضوعاتی مثل آیین پیامبر قبل از بعثت،[۵۰۸] درس‌نخوانده‌بودن پیامبر،[۵۰۹] تعدد ازدواج‌های پیامبر[۵۱۰] و جنگ‌های پیامبر[۵۱۱] ازجمله موضوعاتی هستند که پژوهش‌گران غیرمسلمان درباره آن‌ها سخن گفته‌اند.

در یک تقسیم‌بندی مستشرقان را به چهاردسته خاورشناسان مسلمان، خاورشناسان منصف، خاورشناسان حرفه‌ای و خاورشناسان کینه‌ورز تقسیم کرده‌اند.[۵۱۲] اندکی از نویسندگان مسیحی تلاش کرده‌اند روایتی درست و بی‌غرض از زندگی محمد بیان کنند ولی گرایش عمومی آنان به سمت منفی‌گرایی افراطی قلمداد شده است[۵۱۳] کتاب‌های «درباره آیین محمدی» نوشته ریلاند خاورشناس هلندی، «اسلام، بررسی تاریخی» اثر همیلتن گیب اسکاتلندی، «محمد و قرآن» اثر رودی‌پارت، «مسئله محمد» اثر رژی بلاشر، سه‌ کتاب مونتگمری وات، «محمد» نوشته ماکسیم رودنسون، «سیره پیامبر، معضل منابع» نوشته هرالد موتسکی، و «محمد رسول خدا» نوشته آنه ماری شیمل از آثاری هستند که جزو آثار همدلانه قرار گرفته‌اند.[۵۱۴]

اشکالات روشی مستشرقان

پژوهش‌گران مسلمان آثار متعددی در نقد رویکرد استشراقی به پیامبر اکرم نوشته‌اند. کتاب «مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)» چندین کتاب را با همین مضمون فهرست کرده است.[۵۱۵] محمد عبدالرزاق اسود پژوهشگر عربستانی گزارشی از چند پایان‌نامه دانشگاهی، همایش‌های علمی و ۴۲ مقاله منتشرشده با موضوع نقد نگاشته‌های مستشرقان درباره پیامبر تهیه کرده است.[۵۱۶]

به گزارش اسود پژوهشگران مسلمان نقدهای متعددی بر آثار شرق‌شناسانه وارد کرده‌اند که برخی از آن‌ها عبارت است از: عدم بررسی سندی و دلالتی روایات و بهر‌ه‌گیری از آن‌ها برای تایید ادعاهای خودشان،[۵۱۷] تفسیر اسلام بر پایه آموزه‌های مسیحی،[۵۱۸] عدم بررسی منصفانه و بی‌طرفانه،[۵۱۹] استناد به روایات ضعیف و رها کردن حقایق تاریخی،[۵۲۰] استنتاج اشتباه از روایات تاریخی،[۵۲۱] نقل وقایعی که در هیچ منبع تاریخی و حدیثی یافت نمی‌شود و کاملا ساختگی است،[۵۲۲] نقل ناقص روایات[۵۲۳] و ناآشنایی با منابع اصلی سیره و تکیه به آثار دیگر مستشرقان.[۵۲۴]

هرالد موتسکی اسلام‌پژوه آلمانی، نیز اشکالاتی بر سیره‌پژوهی در غرب ذکر کرده است؛ نبود مطالعات نظام‌مند و نقادانه درباره منابع حدیثی، نداشتن شیوه‌هایی برای اعتبارسنجی احادیث سیره، اظهارنظرهای کلی درباره رابطه قرآن و احادیث سیره نبوی، و محدودیت منابع که فقط شامل چهار اثر از قرن سوم قمری است و بی‌اطلاعی مستشرقان از دیگر منابع سیره‌شناسی.[۵۲۵]

پانویس

  1. «Islam was the world’s fastest-growing religion from 2010 to 2020»، سایت پیو.
  2. هارت، مؤثرترین صد فرد تاریخ، ۱۳۹۸ش، ص۲۵.
  3. هارت، مؤثرترین صد فرد تاریخ، ۱۳۹۸ش، ص۳۰.
  4. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۷۳؛ احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۳۹.
  5. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۹۴.
  6. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲، ص۱۷۷.
  7. صادقی ارزگانی، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ۱۳۸۶ش، ص۳۹-۴۱.
  8. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵.
  9. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۶۰.
  10. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۶۲.
  11. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۱۲؛ ج۱۶، ص۳۲۵.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  13. فاضل، نخستین معصوم: پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۸۵ش، ص۱۵.
  14. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۴ش، ج۸، ص۳۲-۳۳.
  15. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۱؛ احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  16. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۱.
  17. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  18. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  19. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۷۱؛ احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  20. مطهری، سیری در سیره نبوی، ۱۴۰۲ش، ص۳۹؛ ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۹۵.
  21. اداک، رحمت نبوی، خشونت جاهلی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱-۱۲.
  22. پارسا، کتاب‌شناسی پیامبر(ص)، ۱۳۸۶ش، ص۹-۱۲.
  23. پارسا، کتاب‌شناسی پیامبر(ص)، ۱۳۸۶ش، ص۹-۱۲.
  24. پارسا، کتاب‌شناسی پیامبر(ص)، ۱۳۸۶ش، ص۹.
  25. پارسا، کتاب‌شناسی پیامبر(ص)، ۱۳۸۶ش، ص۹.
  26. صدر، تأسیس الشیعه، اعلمی، ۱۴۱۶ق، ص۲۳۳.
  27. جعفریان، منابع تاریخ اسلامی، ۱۳۹۳ش، ص۶۲؛ نصار، تحول سیره‌نگاری پیامبر(ص)، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۱.
  28. سپهری، سیرت جاودانه، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۲۰.
  29. منجد، معجم ما الف عن رسول‌الله(ص)، قاهره، ص۳.
  30. پارسا، کتاب‌شناسی پیامبر(ص)، ۱۳۸۶ش، ص۴.
  31. خانهٔ پژوهش قم، مقاله‌شناسی پیامبر اسلام(ص)، ۱۳۸۳ش، ص۴.
  32. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۴ش، ج۹، ص۳۲۳.
  33. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۴ش، ج۹، ص۳۲۱.
  34. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۱ش، ج۸، ص۵۷.
  35. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۷، ص۳۹۴-۳۹۵؛ جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۱ش، ج۸، ص۳۰.
  36. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۴ش، ج۹، ص۳۱۳.
  37. سوره توبه، آیه ۱۲۸.
  38. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۵۰۴.
  39. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۵۰۱-۵۰۳: جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۱ش، ج۸، صص۲۳۷، ۲۸۲ و ۳۱۶.
  40. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۶۷.
  41. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۳، ص۴۰۵: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۵۷۶.
  42. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۶۷.
  43. شریفی اصفهانی، «جستاری در خطاب های عتاب‌آمیز خداوند به پیامبر(ص)»، ص۹۹.
  44. حاجی‌خانی و میراحمدی، «واکاوی و نقد ترجمه آیات کلامی»، ص۶۶.
  45. شریفی اصفهانی، «جستاری در خطاب های عتاب‌آمیز خداوند به پیامبر(ص)»، ص۱۰۲.
  46. وزير الحج والعمرة: تطوير الروضة الشريفة أسهم في ارتفاع عدد زوارها إلى 13 مليون في 2024
  47. فاسی، شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۹۸.
  48. ahmad bhat and others,«Religious, Social and Economic Significance of Dargah», p11.
  49. صحت اشیاء منتسب به پیامبر در موزه توپ‌قاپو قابل بررسی است. روزنامه جوان.
  50. تشکیل صف‌های طولانی برای دیدن لباس پیامبر. پایگاه خبری فرارو.
  51. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۹۵.
  52. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۳۳.
  53. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۳۳.
  54. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۵۸.
  55. Most Popular First Names In The World
  56. Reuters: Muhammad was most popular boys' baby name in England and Wales in 2023
  57. گزارشی جالب از یکصد نام برتر ایرانیان در قرن حاضر
  58. قابی ماندگار: نگاهی به ایدئولوژی های مصطفی عقاد کارگردان فیلم محمد رسول الله (ص)
  59. فیلم «محمد رسول الله» از آغاز تا امروز. خبرگزاری مهر.
  60. عقاد: «سینما قدرتمندتر از...»، ص۳۶.
  61. «الرساله آغازگر جریان فیلم‌سازی تاریخی مذهبی با موضوع صدر اسلام.» پایگاه خبری مشرق‌.
  62. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۵۸.
  63. رئیسیان و استادی، «تجلی شخصیت پیامبر در شعر فارسی عالمان حوزوی شیعی»، ص۱۷۰.
  64. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۶۱.
  65. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۷۶.
  66. سجادی، دیباچه‌نگاری در ده قرن، ۱۳۷۲ش، ص۸.
  67. بزرگ بیگدلی، «بازتاب شخصیت پیامبر در شعر معاصر فارسی»، ص۲۵۴.
  68. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۷۶.
  69. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۷.
  70. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۳۶۷؛ فاتحی، معراج پیامبر اکرم، ۱۳۸۸ش، ص چهارده.
  71. فاتحی، معراج پیامبر اکرم، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۹-۳۴۸.
  72. رئیسیان و استادی، «تجلی شخصیت پیامبر در شعر فارسی عالمان حوزوی شیعی»، ص۱۷۵-۱۷۶.
  73. سعدی، گلستان سعدی، ۱۳۷۴ش، ص۹.
  74. قوچانی، «سراج منیر»، تارنمای دانش حوزه.
  75. حاجی‌ده‌آبادی و نوری، «بازپژوهی مجازات سابّ الامام»، ص۴۰-۴۱.
  76. خسروشاهی، آیات شیطانی و اسلام‌ستیزی غرب، ۱۳۹۸ش، ص۱۰۶ و ۱۱۰؛ خمینی(امام)، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۲۶۳.
  77. شاه‌زیدی، «عنوان نژادپرستی مذهبی:تحلیل گفتمان انتقادی اخبار رسانه‌های غربی»، ص۱۱۸.
  78. Spiegel, "Krass, ohne Angst - und unter Polizeischutz.
  79. شاه‌زیدی، «عنوان نژادپرستی مذهبی:تحلیل گفتمان انتقادی اخبار رسانه‌های غربی»، ص۱۱۸.
  80. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۴۲.
  81. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۱۰۶.
  82. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۳.
  83. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ۱۳۹۱ش، ص۹۱.
  84. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۳۳.
  85. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۱۱۷.
  86. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۱۰۷.
  87. جعفریان، «دیدگاه کلینی، مفید و…»، ص۷۵.
  88. مجلسی، مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۷۰.
  89. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۵۱.
  90. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۳۹.
  91. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۹۶.
  92. خمینی(امام)، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۱۵، ص۴۴۰ و ۴۵۵.
  93. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۷۵.
  94. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۷۹.
  95. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۳۷.
  96. مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۶؛ فیض کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۷۲۲.
  97. سبکی، الدین الخالص، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۴.
  98. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۱۴۶–۱۴۷.
  99. محل تولد حضرت محمد (ص) در مکه، پایگاه اینترتی حج.
  100. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۴۶-۲۴۷.
  101. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۱.
  102. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۱.
  103. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۴۲.
  104. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۶۵.
  105. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۶۶.
  106. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۹۸.
  107. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۹۸.
  108. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۸۱.
  109. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۳۹–۴۰.
  110. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۵۷.
  111. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۵۶–۶۰.
  112. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
  113. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
  114. برقی، رجال برقی، ۱۴۳۰ق، ص۳۷۸.
  115. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۳۰.
  116. عاشوری لنگرودی، همسران پیامبر، ۱۳۸۶ش، ص۲۸-۲۹.
  117. خانه پژوهش قم، مقاله‌شناسی پیامبر اسلام(ص)، ۱۳۸۳ش، ص۳۰۰.
  118. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۶، ص۱۹۸-۲۰۹؛ «بررسی تاریخی ازدواج‌های پیامبر اعظم(ص)»، خانه کتاب و ادبیات ایران.
  119. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۸۳.
  120. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۸۳.
  121. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۶۰-۶۱.
  122. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۶۱.
  123. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۲۴۵؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۶۰-۶۱.
  124. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۲۱۸؛ العاملی، بنات النبی اَم ربائبه؟، ۱۴۱۳ق، ص۷۷–۷۹؛ کوفی، الاستغاثه، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۱۱۲.
  125. داون‌پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ۱۳۹۱ش، ص۵۷.
  126. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۷۰.
  127. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۶۹.
  128. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۹۸.
  129. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱.
  130. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۴۲.
  131. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۳۵۲.
  132. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۶۰۵.
  133. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۶۰۷.
  134. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۰۲.
  135. عاشوری لنگرودی، همسران پیامبر، ۱۳۸۶ش، ص۵۶.
  136. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۹۲.
  137. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۲۳۷ و ۴۱۳.
  138. صادقی، «اصول حقوق جنگ در سیره نبوی»، ص۱۱۷.
  139. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۱۳.
  140. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۲۴.
  141. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۷۰۰.
  142. شیخ مفید، مسار الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۶.
  143. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۱۹۹؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۰۸؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۱۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۸۹.
  144. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۸۹.
  145. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۱۲ق، جزء۶، ص۵.
  146. قمی، منتهی الامال، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۲۹.
  147. قمی، منتهی الامال، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۲۹.
  148. کلینی، الکافی، ۱۳۶۲ش، ج۴، ص۴۳۹.
  149. طبری، المسترشد، ۱۴۱۵ق، ص ۱۱۵.
  150. العاملی، الصحیح من سیرة النبیّ الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۳۳، ص۱۴۱-۱۵۸.
  151. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۲۶۶.
  152. العاملی، الصحیح من سیرة النبیّ الاعظم، ۱۴۲۶ق، ج۳۳، ص۱۴۱–۱۹۳.
  153. طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۲۲ق، ص۹۷-۱۰۱.
  154. میرزایی، «تصویرگری پیامبر(ص) در سنت و تمدن اسلامی»،
  155. این تصویر پیامبر اسلام(ص) نیست. پایگاه اینترنتی پژوهش‌های تاریخی.
  156. آیا نقاشی حضرت محمد(ص) واقعی است؟ خبرگزاری ایرنا؛ Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont ، the story of a picture .
  157. جبرئیلی، «دین پیامبر(ص) قبل از بعثت(۱)، ص۲۸.
  158. جبرئیلی، «دین پیامبر(ص) قبل از بعثت(۱)، ص۳۰.
  159. شیخ طوسی، العده فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۹۰.
  160. شیخ طوسی، العده فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۹۱.
  161. شیخ طوسی، العده فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۹۰.
  162. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۸، ص۲۷۷.
  163. سید مرتضی، الذریعة الی اصول الشریعة، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۸۴.
  164. شیخ طوسی، العده فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۹۰.
  165. شهاب‌الدین‌اف، «آیین پیامبر پیش از بعثت»، ص۱۳۵.
  166. طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۲۲ق، ص۱۰۳-۱۰۵.
  167. طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۲۲ق، ص۱۰۵.
  168. طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۲۲ق، ص۱۰۵.
  169. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۳۴۲: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۵۶.
  170. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۳، ص۲۴۵.
  171. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۳۵.
  172. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  173. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۱۴۱–۱۴۲.
  174. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۴۰.
  175. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۲: سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۲۰۳.
  176. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶؛ لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۷۸ و ۹۳.
  177. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۳.
  178. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۱.
  179. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۹۶.
  180. اباذری، «سنن الرسول الاعظم در یک نگاه»، ص۱۷۰.
  181. اباذری، «سنن الرسول الاعظم در یک نگاه»، ص۱۷۰.
  182. اباذری، «سنن الرسول الاعظم در یک نگاه»، ص۱۷۱.
  183. اباذری، «سنن الرسول الاعظم در یک نگاه»، ص۱۷۱.
  184. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۳۰-۲۳۳.
  185. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۶۷-۱۷۲.
  186. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۴۴۵.
  187. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۴۴۷.
  188. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۴۵۶.
  189. جعفریان، منابع تاریخ اسلام، ۱۳۷۶ش، ص۸۴.
  190. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۶۷.
  191. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۴۱.
  192. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۴۱.
  193. سوره علق، آیه۱.
  194. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۷۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۴۸۷.
  195. رسولی محلاتی، درس‌هایی از تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۴۵و۱۴۶.
  196. ابونعیم اصفهانی، دلائل النبوة، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۳۹، ح۸۲؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۲۶و۱۲۷.
  197. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۱۷۳-۱۷۴؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق ج۱، ص۱۱۹؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بی‌تا، ج۲، ص۱۰.
  198. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۰۵.
  199. نک: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۳، ص۳۳ و ج۲۰، ص۴۵۲.
  200. امامی و شرفایی، «نگاهی به شروح عرفانی مُهر نبوت»، ص۳۰.
  201. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۷۵.
  202. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۹۱.
  203. نفیسی، «تحقیق درباره ماهیت مهر نبوت»، ص۲۰.
  204. امامی و شرفایی، «نگاهی به شروح عرفانی مُهر نبوت»، ص۳۲.
  205. سلیمانی، «قرآن کریم و بشارت‌های پیامبران»، ص۴۷.
  206. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ۱۳۹۱ش، ج۸، ص۲۰.
  207. قرشی، تفسیر أحسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۴، ص۱۷
  208. سبحانی تبریزی، احمد موعود انجیل، ۱۳۷۹ش، ص۹۱.
  209. صادقی تهرانی، بشارات عهدین، ۱۳۹۲ش، ص۱۳.
  210. صادقی تهرانی، بشارات عهدین، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰-۱۹۲.
  211. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۱۷۶؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۳۸.
  212. فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ۱۳۸۰ش، ص۲۸۵.
  213. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۴.
  214. ابن‌کثیر، معجزات النبی، ۱۴۲۶ق، ص۷.
  215. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۴.
  216. ابن‌کثیر، معجزات النبی، ۱۴۲۶ق، ص۷.
  217. ابن‌کثیر، معجزات النبی، ۱۴۲۶ق، ص۱۷.
  218. شیخ طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۹، ص۴۴۳؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۲۶ق، ج۹، ص۲۳۸؛ ابن‌کثیر، معجزات النبی، ۱۴۲۶ق، ص۲۵.
  219. شیخ طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۹، ص۴۴۲-۴۴۳؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۲۶ق، ج۹، ص۲۳۸-۲۳۹؛ فخر رازی، مفاتح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۳۳۷.
  220. شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۴۶؛ ابن‌کثیر، معجزات النبی، ۱۴۲۶ق، ص۳۰.
  221. نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۹۲ (خطبه قاصعه)، ص۳۰۱-۳۰۲.
  222. ابن‌کثیر، معجزات النبی، ۱۴۲۶ق، ص۱۳۳-۱۳۷؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۷، ص۳۷۹؛ حر عاملی، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ۱۴۲۵ق، ج۴، ص۲۴.
  223. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۴.
  224. باقلانی، اعجاز القرآن، ۱۹۹۷م، ص۸.
  225. باقلانی، اعجاز القرآن، ۱۹۹۷م، ص۸.
  226. فاضل مقداد، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، ۱۴۱۲ق، ص۸۴: مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۲۱۵.
  227. مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۷۷ش، ص۲۸۰.
  228. مطهری، خاتمیت، ۱۳۸۰ش، ص۱۴.
  229. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۴۱-۳۴۲.
  230. فاضل مقداد، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، ۱۴۱۲ق، ص۸۴: مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۲۱۵: سبحانی، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم»، ص۵۹؛ مصباح، راه و راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  231. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۱۹.
  232. طیب، أطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۵، ص۴۷۷ و ج۶، ص۴.
  233. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۱۹.
  234. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۰۴.
  235. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱ ، ص۶۳؛ ربیع‌نیا، «امی»، ص۴۰۰.
  236. طباطبایی، المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۱۶، ص۱۳۹.
  237. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۴۷ و ۳۷۵.
  238. طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ۸۹-۹۰.
  239. یوسفی‌مقدم، بررسی دیدگاه‌ها درباره اختصاصات پیامبر خاتم، ۱۳۹۰ش، ص۲۲.
  240. یوسفی‌مقدم، بررسی دیدگاه‌ها درباره اختصاصات پیامبر خاتم، ۱۳۹۰ش، ص۴۱.
  241. یوسفی‌مقدم، بررسی دیدگاه‌ها درباره اختصاصات پیامبر خاتم، ۱۳۹۰ش، ص۳۹-۴۱.
  242. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۱۵.
  243. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۱۵.
  244. شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۱۵۸.
  245. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۱۶.
  246. یوسفی‌مقدم، بررسی دیدگاه‌ها درباره اختصاصات پیامبر خاتم، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۷.
  247. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۱۵.
  248. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲۰، ص۶۲ و ۷۱.
  249. شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۱۵۹.
  250. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۶.
  251. طبری، تاریخ الطبری، بی‌تا، ج ۲، ص ۳۱۹.
  252. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۵۸؛ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۷۹۳؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، قم، شریف الرضی، ص۱۴۳؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۹۰؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۲.
  253. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۷۴-۷۵.
  254. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۲۳۵.
  255. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۲۵۷.
  256. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۱۳۲، ۱۳۸ و۱۳۹؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۲۶۲.
  257. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۲۶۴ و ۲۶۶.
  258. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۲، ص۱۹۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۱۴۳.
  259. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۱۴۳-۱۴۴.
  260. سوره شعراء، آیه ۲۱۴–۲۱۶.
  261. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۱۴۵ و ۱۴۶.
  262. طبری، تاریخ الطبری، منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات بیروت، ج۳، ص۱۱۷۲.
  263. اداک، رحمت نبوی،‌ خشونت جاهلی، ۱۳۸۹ش، ص۲۹-۳۰.
  264. اداک، رحمت نبوی،‌ خشونت جاهلی، ۱۳۸۹ش، ص۲۹-۳۰.
  265. اداک، رحمت نبوی،‌ خشونت جاهلی، ۱۳۸۹ش، ص۳۰.
  266. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۴۳.
  267. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۲۶ق، ج۷، ص۲۶۱-۲۶۲.
  268. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۱۵۲؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۲۸۵.
  269. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۲۸۴ و ۲۸۵.
  270. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۴۹.
  271. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ۵۲.
  272. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۴۲۱.
  273. سبحانی تبریزی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۲۶۹.
  274. سبحانی تبریزی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۱.
  275. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲۰، ص۳۸۴: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۴۱۸.
  276. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۴۹.
  277. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۱–۵۲.
  278. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۳.
  279. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۵۵۶.
  280. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۵.
  281. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۵۵۳.
  282. ابن‌اسحاق، سیره ابن‌اسحاق، ۱۳۹۸ق، ص۱۶۶ و ۱۶۷؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۳.
  283. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۳.
  284. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۶۰–۶۳؛ طبری، تاریخ الطبری، دار احیاءالتراث العربی، ج۲، ص۳۴۴–۳۴۶.
  285. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۱۹.
  286. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۲۰۵؛ ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۹.
  287. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۱۹.
  288. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۲۰.
  289. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۲۷.
  290. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۶.
  291. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۱۴۹.
  292. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۳۴.
  293. الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بی‌تا، ج۲، ص۳۸.
  294. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۸۵.
  295. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۹۷.
  296. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۱۱؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۶–۵۹.
  297. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۸.
  298. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۷۹.
  299. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۸۰.
  300. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۸۲؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۲.
  301. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۱۸۳-۱۸۵.
  302. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۳.
  303. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۹.
  304. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۶۸۹؛ لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۲۲۲.
  305. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲، ص۴۱۲.
  306. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۶۳۴.
  307. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۳۷؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۰.
  308. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۰۴.
  309. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۳۹.
  310. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۳۹.
  311. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۳۳۶.
  312. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۶۳–۶۰.
  313. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۶۰.
  314. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۲۹.
  315. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۰؛ فائزی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۷.
  316. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۲.
  317. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۵.
  318. فائزی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۸.
  319. فائزی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، ص۲۳۹.
  320. فائزی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۲.
  321. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۱۰.
  322. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۱۱۰.
  323. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۲۳۴.
  324. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۵۹–۶۰.
  325. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۳۳۶.
  326. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۶۳–۶۰.
  327. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۵۰–۱۵۳.
  328. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۵۰–۱۵۳.
  329. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۷.
  330. شیخ الارض، السیرة النبویة: الاسسس الدعویة و الحضاریة، ۲۰۰۳م، ص۶۱۳.
  331. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۱.
  332. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۵۷.
  333. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۰.
  334. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۳۴.
  335. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۱.
  336. محمدرضایی و دیگران، «جایگاه انصار در حوادث سیاسی و دینی دوران پیامبر اسلام»، ص۶۵.
  337. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۱.
  338. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۱.
  339. محرمی، پژوهشی پیرامون انصار، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۱.
  340. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۶۸–۶۷.
  341. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۶۸.
  342. طباطبائی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۴، ص۳۸۴.
  343. شیخ طوسی، التبیان، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۰۷.
  344. صادقی، «اصول حقوق جنگ در سیره نبوی»، ص۱۱۷.
  345. سبحانی، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۶.
  346. سبحانی، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۶؛ قائدان، «سازماندهی جنگی در غزوات عصر پیامبر»، ص۷۹-۸۰.
  347. صادقی، «اصول حقوق جنگ در سیره نبوی»، ص۱۳۷.
  348. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۶۹ق، ص۲۳۸-۲۴۰.
  349. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۶۹ش، ص۲۴۰-۲۴۷.
  350. صادقی، «اصول حقوق جنگ در سیره نبوی»، ص۱۳۷.
  351. منتظری، حکومت دینی و حقوق انسان، ۱۳۸۷ش، ص۶۸-۶۹؛ صالحی نجف‌آبادی، جهاد در اسلام، ۱۳۸۲ش. ص۳۴.
  352. علیخانی، «تحلیل سیاسی جنگ‌های پیامبر اکرم راهبردی برای امروز» ص۷۱.
  353. علیخانی، «تحلیل سیاسی جنگ‌های پیامبر اکرم راهبردی برای امروز» ص۷۱.
  354. نصیری، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۷۶.
  355. قائدان، «مدیریت و رهبری پیامبر اکرم(ص) در عرصه‌های نظامی»، ص۱۵.
  356. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۸۳.
  357. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بی‌تا، ج۲، ص۸۰.
  358. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام(ص)،۱۳۶۹ش، ص۵۳۷.
  359. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۷.
  360. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۹۵-۲۲۲.
  361. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۲۳.
  362. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۴۷ به بعد.
  363. برای نمونه نگاه کنید به: سوره آل عمران، آیه ۶۵–۶۷ و نیز سوره حج، آیه ۷۸؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۶۹–۶۸.
  364. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۷.
  365. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۱۳.
  366. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۶؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۰۶.
  367. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۶.
  368. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۷.
  369. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۳، ص۵۱.
  370. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۷.
  371. طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۴۸۰.
  372. بلاذری، انساب الأشراف، ۱۹۵۹م، ج۱، ص۳۰۹.
  373. واقدی، المغازی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۶۳ به بعد.
  374. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۸۸–۸۷.
  375. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۹۰.
  376. واقدی، المغازی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۶۳۳ به بعد؛ طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۳، ص۹–۱۶.
  377. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۴۱۰–۴۱۱.
  378. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۲۸؛ الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۲۶.
  379. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۵۸-۶۰.
  380. شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق، ص۱۶۶–۱۶۸
  381. حمیدالله، مجموعة الوثائق السیاسیة، ۱۴۰۷ق، ص۶۶.
  382. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۶.
  383. اداک، رحمت نبوی،‌ خشونت جاهلی، ۱۳۸۹ش، ص۵۹.
  384. ابن‌هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۲۴۱.
  385. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۷۳.
  386. واقدی، المغازی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۹ به بعد.
  387. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۹؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۹.
  388. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۲.
  389. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۲۶۶؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۵.
  390. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۸.
  391. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۲۸۷.
  392. نگاه کنید به: جعفریان، سیره رسول خدا(ص)، ۱۳۸۰ش، ص۵۰۴–۵۲۳.
  393. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۸۶–۸۷.
  394. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۹۰.
  395. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، صص ۹۰–۹۱.
  396. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص ۹۲.
  397. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام تا سال چهلم هجری، ۱۳۶۶ش، ص۱۹۹.
  398. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۷۹۲.
  399. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۷۹۲.
  400. کمساری، «دستاوردهای سیاسی فتح مکه»، ص۱۱۶.
  401. واقدی، مغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۲۲.
  402. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۸۱۵.
  403. ابن‌شهرآشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵.
  404. فیاض، تاریخ اسلام، ۱۳۲۷ش، ص۹۸.
  405. بلاذری، انساب الأشراف، ۱۴۰۰ق، ج۵، ص۱۶.
  406. واقدی، ج۲، ص۸۸۵ به بعد
  407. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۵۲۵.
  408. جعفری فائزی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۷.
  409. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۲، ص۶۱۵-۶۶۶.
  410. جعفری فائزی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۳.
  411. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۸۲.
  412. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۱۵-۳۸۸.
  413. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۹۰-۴۱۰.
  414. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۴۳۰-۴۵۵.
  415. احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۴۷۳.
  416. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۱۴۶.
  417. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۱۴۷.
  418. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۱۴۷.
  419. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۱۵۷-۱۵۸.
  420. مغازی واقدی، ج۲، ص۹۹۶؛ به نقل شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۹۷.
  421. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، صص۹۷–۹۸.
  422. آیتی، تاریخ پیامبر اسلام محمد، ۱۳۷۸ش، ص۵۱۶.
  423. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۱-۲۲.
  424. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۳.
  425. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۹.
  426. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۵.
  427. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۵۹-۶۲؛ جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۷۲.
  428. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۷۲.
  429. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۷۵.
  430. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۹۱؛ جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۷۵.
  431. الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۸۸؛ جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۷۳-۶۷۴.
  432. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۶۹.
  433. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۵۸۵-۵۸۶.
  434. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۴۳۲.
  435. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۵۸۶.
  436. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۶۲۲.
  437. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۶۲۵-۶۲۶؛ امام، «بررسی تعداد جمعیت حاضر در غدیر»، ص۱۸.
  438. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۳۱، ص۲۲۸؛ لینگز، محمد بر پایه منابع کهن، ۱۳۹۱ش، ص۵۹۲-۵۹۳.
  439. جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۲ش، ص۶۷۲-۶۷۳.
  440. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۶۷۶.
  441. لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۵۹۴.
  442. امامی‌جو، «سپاه اسامه و تأثیر آن در شکل‌دهی تاریخ سیاسی اسلام»، ص۱۸۹-۱۹۴.
  443. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۶۷۶-۶۸۳.
  444. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۹، ص۱۹۷ و ج۱۲، ص۸۳.
  445. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۸۰؛ الریشهری، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۹۱-۹۲؛ امامی‌جو، «سپاه اسامه و تأثیر آن در شکل‌دهی تاریخ سیاسی اسلام»، ص۲۱۰-۲۱۱.
  446. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۳، ص۶۷۶-۶۷۹.
  447. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۸۱.
  448. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۹۷.
  449. النیسابوری، صحیح مسلم، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۵۶، کتاب الوصیه: باب ۵، حدیث ۲۲.
  450. شرف‌الدین، المراجعات، بی‌تا، ص۵۲۷.
  451. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۲، ص۲۰-۲۱.
  452. صمیمی، محمد در اروپا، ۱۳۹۵ش، ص۴۸.
  453. صمیمی، محمد در اروپا، ۱۳۹۵ش، ص۴۸.
  454. الماحوزی، حدیث الثقلین و مقامات اهل‌البیت، ۱۴۲۶ق، ص۵-۶.
  455. احمد، اسلام از آغاز تا امروز، ۱۳۹۰ش، ص۲۹.
  456. پاکتچی، پژوهشی پیرامون جوامع حدیثی اهل سنت، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۲۴۱-۲۵۱.
  457. صدقی آلانق، «آرای دانشمندان فریقین دربارة اهل بیت(ع) در حدیث ثقلین»، ص۱۳۸.
  458. شرف‌الدین، المراجعات، ۱۴۲۶ق، ص۲۷۳.
  459. امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۲۷۹-۲۸۰.
  460. شرف الدین، المراجعات،۱۴۲۶ق، ص۲۶۱؛ رضایی، «پژوهشی در حدیث سفینه»، ص۹۷-۱۳۰.
  461. طباطبایی، تاریخ حدیث شیعه(۱) (عصر حضور)، ۱۳۸۸ش، ص۲۶.
  462. طباطبایی، تاریخ حدیث شیعه(۱) (عصر حضور)، ۱۳۸۸ش، ص۲۶.
  463. طباطبایی، تاریخ حدیث شیعه(۱) (عصر حضور)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰.
  464. طباطبایی، تاریخ حدیث شیعه(۱) (عصر حضور)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰.
  465. جعفریان، رسول، «تاریخ تدوین حدیث»، ص۹۹.
  466. طباطبایی، تاریخ حدیث شیعه(۱) (عصر حضور)، ۱۳۸۸ش، ص۳۱ و ۳۲.
  467. مطهری، سیری در سیره نبوی(ص)، ‌۱۴۰۲ش، ص۴۹-۵۰.
  468. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۱۰۹.
  469. مطهری، سیری در سیره نبوی(ص)، ۱۴۰۲ش، ص۳۷.
  470. طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۱۹۱۳۵۴ش، ص۲.
  471. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۲۳.
  472. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۲۱۵.
  473. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۲۴۵.
  474. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۷۵.
  475. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۹۷.
  476. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۱۰۰.
  477. محمدی ری‌شهری، سیره پیامبر خاتم، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۱۰۲.
  478. ن.ک: الدعموش العاملی، السیرة النبویة بروایة اهل‌البیت‌(ع)، ۱۴۲۹ق.
  479. الماوردی، الاحکام السلطانیة، ۱۳۸۶ق، ص۱۷۱.
  480. الیوسفی الغروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۱، ص۲۹۸؛ لینگز، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ۱۳۹۱ش، ص۷۹.
  481. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۷۵.
  482. علیدوست خراسانی، منابع مال اهل‌بیت(ع)، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۱.
  483. شیخ طوسى‏، تلخیص الشافی‏، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۳۷.
  484. الماوردی، الاحکام السلطانیة، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۹.
  485. علیدوست خراسانی، منابع مال اهل‌بیت(ع)، ۱۳۷۹ش، ص۱۹۶.
  486. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۷، ص۲۴۵.
  487. مطهری، سیری در سیره نبوی، ۱۴۰۲ش، ص۹۰.
  488. طباطبایی، سنن النبی، ۱۳۵۴ش، ص۴۱.
  489. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۴۲.
  490. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۴۳.
  491. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۴۱-۲۴۲.
  492. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۴۲.
  493. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۹، ص۲۰۳.
  494. العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۳۸۵ش، ج۱۸، ص۲۴۱.
  495. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۵۴۳؛ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۲۸۹ و ۲۹۰.
  496. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۲۶-۲۷.
  497. جوکار و دیگران، «پیامبرشناسی در اروپا»، ص۸۹.
  498. جوکار و دیگران، «پیامبرشناسی در اروپا»، ص۸۹.
  499. موسوی مقدم و ثابت دیوشلی، «منبع‌شناسی مستشرقان پیرامون سیره پیامبر اکرم»، ص۱۳۱-۱۵۰.
  500. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۸۲-۱۲۰.
  501. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۸.
  502. حیدری‌فر و حجتی، «سنت‌پژوهی مستشرقان»، ص۷۹-۸۰.
  503. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۴.
  504. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۵.
  505. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۵.
  506. هویلند، «دشواری‌های سیره‌نگاری پیامبر و راه‌حل‌های آن»، ص۸۵.
  507. کریمی‌نیا، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، ص۲۶.
  508. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۱۲۱.
  509. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۱۴۱.
  510. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۵.
  511. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۲۵۱ و ۳۰۹.
  512. شایب، نبوة محمد فی الفکر الاستشراقی المعاصر، ۲۰۰۲م، ص۱۵۶.
  513. ارنست، اقتدا به محمد(ص)، ۱۳۹۰ش، ص۳۱.
  514. پارسا، «درآمدی بر مطالعات خاورشناسان درباره سیره محمد(ص)»، ص۹۵-۱۰۲.
  515. عبدالمحمدی، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۲۹-۳۲.
  516. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۱-۴۵.
  517. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۴.
  518. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۴.
  519. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۵.
  520. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۷.
  521. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۵.
  522. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۲۵.
  523. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۴۷.
  524. اسود، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة، ۲۰۱۷م، ص۵۰.
  525. موتسکی، «مقدمه»، ص۱۴-۱۵.

منابع

  • اباذری، عبدالرحیم، «سنن الرسول الاعظم در یک نگاه»، ماهنامه فرهنگ کوثر، شماره ۶۸، زمستان ۱۳۸۵ش.
  • ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، دلائل النبوة، تحقیق محمد روّاس قلعه‌جی و عبدالبرّ عباس، بیروت، دار النفائس، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۱م.
  • ابن‌ ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌اسحاق، محمد، سیره ابن‌اسحاق (کتاب السیر و المغازی)، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
  • ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه‏، ۱۳۷۹ق‏.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، معجزات النبی، تحقیق ابراهیم امین محمد، کربلا، عراق، المکتبه التوفیقیه، ۱۴۲۶ق.
  • ابن‌هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق: مصطفی السقا، عبدالحفیظ شبلی و ابراهیم الابیاریِ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • احمد، اکبر، اسلام از آغاز تا امروز، ترجمه: اردشیر اشراقی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۹۰ش.
  • احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول(ص)، قم، دار الحدیث، ۱۳۷۷ش/۱۴۱۹ق.
  • اداک، صابر، رحمت نبوی خشونت جاهلی: رویکردی نو به رفتار پیامبر اکرم(ص) با مخالفان، تهران، کویر، ۱۳۸۹ش.
  • الدعموش العاملی، علی، سیرة النبویة بروایة ائمة اهل‌البیت(ع)، بیروت، دار الهادی، ۱۴۲۹ق.
  • ارنست، کارل، اقتدا به محمد(ص):نگرشی نو به اسلام در جهان معاصر، ترجمه: قاسم کاکایی، تهران، هرمس، ۱۳۹۰ش.
  • اسود، محمد عبدالرزاق، الرد علی شبهات المستشرقین فی السیرة النبویة فی البحوث المحکمة، دمشق (سوریه)، دار طیبه، ۲۰۱۷م.
  • امام، سید جلال، «بررسی جمعیت حاضر در غدیر»، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، شماره ۱۶، زمستان ۱۳۸۶ش.
  • امامی، علی‌اشرف و محسن شرفایی، «نگاهی به شروح عرفانی مُهر نبوت»، پژوهش‌های ادب عرفانی، شماره ۲۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
  • امامی‌جو، محمدحسین، «سپاه اسامه و تأثیر آن در شکل‌دهی تاریخ سیاسی اسلام»، فصلنامه امامت‌پژوهی، شماره ۱۵، پاییز ۱۳۹۳ش.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، قم، مرکز الغدیر للدرسات الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • این تصویر پیامبر اسلام نیست. پایگاه اینترنتی پژوهش‌های تاریخی. مرور خبر ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • آیا نقاشی حضرت محمد(ص) واقعی است؟ خبرگزاری ایرنا. مرور خبر ۲۰ بهمن ۱۴۰۴.
  • آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام محمد، تجدیدنظر و اضافات: ابوالقاسم گرجی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸ش.
  • باقلانی، محمد بن طیب، اعجاز القرآن، مصر، دار القرآن، ۱۹۹۷م.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، قاهره، مصر، وزارة الأوقاف، ۱۴۱۰ق.
  • «بررسی تاریخی ازدواج‌های پیامبر اعظم(ص)»، خانه کتاب و ادبیات ایران، تاریخ بازدید: ۱۲ آبان ۱۴۰۴ش.
  • برقی، احمد بن محمد، رجال البرقی، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
  • بزرگ بیگدلی، سعید و مریم صادقی، «بازتاب شخصیت پیامبر در شعر معاصر فارسی»، مجله پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره ۹، پاییز و زمستان ۱۳۸۶ش.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف، قاهره، دار المعارف، ۱۹۵۹م.
  • بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة صاحب الشریعة، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۵ق.
  • پارسا، فروغ، «درآمدی بر مطالعات خاورشناسان درباره سیره محمد(ص)»، دوفصلنامه اسلام‌شناسی و قرآن‌پژوهی در جهان معاصر، شماره ۱، اریبهشت ۱۴۰۱ش.
  • پارسا (پایگاه اطلاع‌رسانی سراسری اسلامی)، کتاب‌شناسی پیامبر(ص)، مؤسسه اطلاع‌رسانی السلامی مرجع، تهران، ۱۳۸۶ش
  • پاکتچی، احمد، پژوهشی پیرامون جوامع حدیثی اهل سنت، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ۱۳۹۲ش.
  • تشکیل صف‌های طولانی برای دیدن لباس پیامبر(ص)، پایگاه خبری فرار، تاریخ انتشار خبر ۲۵ اسفند ۱۴۰۲ش، مرور خبر ۱ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • جبرئیلی، محمدصفر، «دین پیامبر(ص) قبل از بعثت، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره‌های ۱۷۷، شهریور ۱۳۷۵ش.
  • جعفری فائزی، غضنفرعلی، سیاست خارجی پیامبر اسلام، قم، انتشارات زائر، ۱۳۷۸ش.
  • جعفریان، رسول، «تاریخ تدوین حدیث»، مجله نور علم، شماره ۲۱، خرداد ۱۳۶۶ش.
  • جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام تا سال چهلم هجری، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۶۶ش.
  • جعفریان، «دیدگاه کلینی، مفید و… دربارهٔ روز میلاد پیامبر اکرم: دوازدهم یا هفدهم ربیع‌الاول»، در مجله علوم حدیث، شماره ۵۲، تابستان ۱۳۸۸ش.
  • جعفریان، رسول، سیره رسول خدا (تاریخ سیاسی اسلام ۱)، قم، دلیل ما، ۱۳۸۲ش.
  • جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، قم، انصاریان، ۱۳۷۶ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات وجود خدا، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۴ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، جلد ۸، قم، نشر اسراء، ۱۳۹۱ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، جلد ۹، قم، نشر اسراء، ۱۳۹۴ش.
  • جوکار و دیگران، «پیامبرشناسی در اروپا؛ بررسی موردی سامانه چند دانشگاه شاخص در دهه اخیر»، دوفصلنامه سیره‌پژوهی اهل‌بیت، شماره ۱۸، بهار و تابستان ۱۴۰۳ش.
  • حاجی‌خانی، علی و عبدالله میراحمدی، «واکاوی و نقد ترجمه آیات کلامی (مطالعه موردی خطاب‌های عتاب‌گونه به پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم)»، دوفصلنامه مطالعات ترجمه قرآن و حدیث، شماره ۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
  • حاجی‌ده‌آبادی، احمد و نوری، عباس، «بازپژوهی مجازات سابّ الامام»، فصلنامه حقوق اسلامی، شماره ۴۰، بهار ۱۳۹۳ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، قم، انتشارات محلاتی، ۱۴۲۵ق.
  • حمیدالله، محمد، مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الرشیدة، بیروت، دار النفائس، ۱۴۰۷ق.
  • حیدری‌فر، مجید و حجتی، محمدعلی، «سنت‌پژوهی مستشرقان»، دوفصلنامه قران‌پژوهی خاورشناسان، شماره ۹، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ش.
  • خانه پژوهش قم، مقاله‌شناسی پیامبر اسلام(ص): فهرست مقالات نشریات ایران، قم، مؤسسه اطلاع‌رسانی اسلامی مرجع، ۱۳۸۳ش.
  • خبرگزاری رضوی، «مذاهب اسلامی چگونه ۲۷ رجب را جشن می‌گیرند؟». تاریخ خبر ۳ فروردین ۱۳۹۹ش. مرور خبر ۳ آبان ۱۴۰۴ش.
  • خسروشاهی، سید هادی، آیات شیطانی و اسلام‌ستیزی غرب، قم، کلبه شروق، ۱۳۹۸ش.
  • خمینی(امام)، سید روح‌الله، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۷۸ش.
  • داون‌پورت، جان، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ترجمه: سید غلامرضا سعیدی، قم، کلبه شروق، ۱۳۹۱ش.
  • رئیسیان، غلامرضا و هوشنگ استادی، «تجلی شخصیت پیامبر در شعر فارسی عالمان حوزوی شیعی»، فصلنامه ادبیات دینی، شماره ۲، پاییز ۱۳۹۱ش.
  • ربیع‌نیا، ابوطالب، «امی»، دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۴. قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
  • الرساله آغازگر جریان فیلم‌سازی تاریخی مذهبی با موضوع صدر اسلام. پایگاه خبری مشرق‌. تاریخ خبر ۱۲ مهر ۱۴۰۰ش. مرور خبر در ۳ آبان ۱۴۰۴ش.
  • رسولی محلاتی، سید هاشم، «درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام»، ج۱، قم، پاسدار اسلام، ۱۳۷۱ش.
  • رضایی، علامرضا، «پژوهشی در حدیث سفینه»، فصلنامه کلام اسلامی، ش۸۴، زمستان ۱۳۹۱ش.
  • رفیعی، محمدحسین، «جریان شناسی سیره‌پژوهی در غرب؛ با تأکید بر مطالعات در باب اعتبار و وثاقت حدیث در سنت اسلامی»، فصلنامه مطالعات تاریخ اسلام، شماره ۱۹، زمستان ۱۳۹۲.
  • الریشهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، بمساعدة محمدکاظم الطباطبائی و محمود الطباطبائی، دار الحدیث، قم، ۱۴۲۱ق.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • سبحانی، جعفر، «خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم علیهم‌السلام»، کلام اسلامی، ش۵۵، پاییز ۱۳۸۴ش.
  • سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
  • سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.
  • سبحانی تبریزی، جعفر، احمد موعود انجیل، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۹ش.
  • سبحانی تبریزی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۳ق.
  • سبکی، الدین الخالص أو إرشاد الخلق الی دین الحق، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۱۱ق.
  • سپهری، محمد، سیرت جاودانه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۴ش.
  • سجادی، سید ضیاء‌الدین، دیباچه‌نگاری در ده قرن، تهران، انتشارات زوار، ۱۳۷۲ش.
  • سعدی، شیخ مصلح الدین، گلستان، ۱۳۷۴ش.
  • سلیمانی، عبدالرحیم، «قرآن کریم و بشارت‌های پیامبران»، فصلنامه هفت‌ آسمان، شماره ۱۶، زمستان ۱۳۸۱ش.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، الذریعة الی اصول الشریعة، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۹۸ش.
  • شاه‌زیدی، سید حسین، «عنوان نژادپرستی مذهبی: تحلیل کفتمان انتقادی اخبار رسانه‌های غربی پیرامون بازنمایی واکنش‌های مسلمانان به کاریکاتورهای شارلی ابدو»، دوفصلنامه زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی، شماره ۱۵، پاییز و زمستان ۱۴۰۳ش.
  • شایب، لخضر، نبوة محمد فی الفکر الاستشراقی المعاصر، ریاض (عربستان)، مکتبة العبیکان، ۲۰۰۲م.
  • شرف الدین العاملی، عبدالحسین، المراجعات، قم، المجمع العالمی لاهل البیت، بی‌تا.
  • شریف رضی، نهج البلاغه، تصحیح: صبحی صالح، قم، مرکز البحوث الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
  • شریفی اصفهانی، مهین، «جستاری در خطاب های عتاب‌آمیز خداوند به پیامبر(ص)»، مجله مقالات و بررسی‌ها، دفتر ۷۲، زمستان ۱۳۸۱ش.
  • شهاب‌الدین‌اف، حق‌داد، «آیین پیامبر قبل از بعثت»، فصلنامه سخن تاریخ، شماره ۱۱، دی ۱۳۸۹ش.
  • شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰ش.
  • شیخ الارض، مروان، السیرة النبویة: الاسس الدعویة و الحضاریة، بی‌جا، نشر نویسنده، ۲۰۰۳م.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۵۴ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • شیخ طوسى‏، محمد بن حسن‏، تلخیص الشافی‏، محقق، بحر العلوم، حسین، قم، المحبین‏، ۱۳۸۲ش.
  • شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الأحکام، تصحیح: محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۲ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، العده فی اصول الفقه، تحقیق: محمدرضا انصاری قمی، تهران، بی‌نا، ۱۴۱۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبة المرتضویة، ۱۳۸۷ق.
  • شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل‌البیت، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ مفید، محمد بن نعمان، مسار الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • شیمل، آنه ماری، ابعاد عرفانی اسلام، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • صادقی ارزگانی، محمدامین، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، تهران، چاپ و نشر عروج، ۱۳۸۶ش.
  • صادقی، مصطفی، «اصول حقوق جنگ در سیره نبوی»، فصلنامه حصون، شماره ۲۱، پاییز ۱۳۸۸ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، بشارات عهدین، قم، شکرانه، ۱۳۹۲ش.
  • صالحی نجف‌آبادی، نعمت‌الله، جهاد در اسلام، تهران، نی، ۱۳۸۲ش.
  • صحت اشیاء منتسب به پیامبر در موزه توپ‌قاپو قابل بررسی است، روزنامه جوان، ص۱۰، شماره ۶۳۴۵، تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۰. مرور خبر ۱ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • صدر، سید حسن، تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۶ق.
  • صدقی آلانق، محمد، «آرای دانشمندان فریقین دربارة اهل بیت(ع) در حدیث ثقلین»، فصلنامه سراج منیر، شماره ۱۸، بهار ۱۳۹۴ش.
  • صمیمی، مینو، محمد در اروپا، ترجمه: عباس مهرپویا، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۵ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، سنن النبی، ترجمه و تحقیق محمدهادی فقهی، تهران، اسلامیه، ۱۳۵۴ش.
  • طباطبایی، سید محمدکاظم، تاریخ حدیث شیعه(۱) (عصر حضور)، تهران، سمت، ۱۳۸۸ش.
  • طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار العلوم، ۱۴۲۶ق.
  • طبری، محمد بن جریر بن رستم، المسترشد فی إمامة أمیر المؤمنین علی بن أبی‌طالب(ع)، تحقیق: احمد محمودی، تهران، مؤسسه الثقافه الإسلامیه لکوشانپور، ۱۴۱۵ق.
  • طبری، محمد بن جریر بن یزید، تاریخ الطبری: تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
  • طرابیشی، جرج، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، بیروت، دارالساقی،‌ ۲۰۱۰م.
  • طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  • عاشوری لنگرودی، حسن، همسران پیامبر(ص) (پرسش‌ها و پاسخ‌ها: ۴)، تهران، نشر هستی‌نما، ۱۳۸۶ش.
  • العاملی، سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، قم، دار الحدیث، ۱۳۸۵ش.
  • عبدالمحمدی، حسین، مستشرقان و پیامبر اعظم(ص)، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، ۱۳۹۲ش.
  • عقاد، مصطفی، «سینما قدرتمندتر از ...»، گفتگوی اختصاصی سوره با مصطفی عقاد، مجله سوره اندیشه، ش۳۹، خرداد ۱۳۷۱ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق: جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۲ش.
  • علیخانی، علی‌اکبر، «تحلیل سیاسی جنگ‌های پیامبر اکرم راهبردی برای امروز»، در پژوهشنامه علوم سیاسی، شماره ۷، تابستان ۱۳۸۶ش.
  • علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل‌بیت(ع)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • فاتحی، پروین، معراج پیامبر اکرم و معراج‌نامه‌های منظوم در ادب فارسی، تهران،انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۸ش.
  • فاسی، محمد بن احمد، شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، ترجمه: محمد مقدس، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
  • فاضل، جواد، نخستین معصوم: پیامبر اعظم(ص)، به اهتمام فرهنگ انصاری، قم، امام عصر(عج)، ۱۳۸۵ش.
  • فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، تحقیق: صفاءالدین بصری، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۴۱۲ق.
  • فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، اللوامع الالهیة فی المباحث الکلامیة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۸۰ش.
  • فیلم «محمد رسول الله» از آغاز تا امروز. خبرگزاری مهر. تاریخ خبر: ۱ فروردین ۱۳۹۴ش. مرور خبر ۳ آبان ۱۴۰۴ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • فیاض، علی‌اکبر، تاریخ اسلام، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۲۷ش.
  • قائدان، اصغر، «سازماندهی جنگی در غزوات عصر پیامبر»، در مجله مطالعات تاریخی جنگ، شماره ۳، بهار ۱۳۹۷ش.
  • قابی ماندگار: نگاهی به ایدئولوژی های مصطفی عقاد کارگردان فیلم محمد رسول الله (ص) پایگاه اینترتی هدی. تاریخ خبر ۱۷ مهر ۱۴۰۲ش. مرور خبر ۳ آبان ۱۴۰۴ش.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
  • قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
  • قمی، عباس، منتهی الآمال، تصحیح: ناصر باقری بیدهندی، قم، نشر دلیل، ۱۳۷۷ش.
  • قوچانی، ذبیح‌الله، «سراج منیر»، در پایگاه اینترنتی دانش حوزه. تاریخ مراجعه ۱ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • کریمی‌نیا، مرتضی، «سیری اجمالی در سیره‌نگاری پیامبر اسلام در غرب»، دوماهنامه آینه پژوهش، شماره ۶۸، خرداد و تیر ۱۳۸۰ش.
  • کمساری، عباس، «دستاوردهای سیاسی فتح مکه»، در مجله مبلغان، شماره ۱۵۵، ۱۴۳۳ق.
  • کوفی، علی بن احمد، الاستغاثه، موسسه اعلمی، تهران، ۱۳۷۳ش.
  • گزارشی جالب از یکصد نام برتر ایرانیان در قرن حاضر. پایگاه اینترنتی آی‌تل. مرور خبر ۳ آبان ۱۴۰۴ش.
  • لینگز، مارتین، محمد بر پایه کهن‌ترین منابع، ترجمه: سعید تهرانی‌نسب، تهران، حکمت، ۱۳۹۱ش.
  • الماحوزی، احمد، حدیث الثقلین و مقامات اهل‌البیت، مکتبة الثقلین، بحرین، ۱۴۲۶ق.
  • الماوردی، ابوالحسن علی بن محمد، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، مصر، شرکة و مطبعة مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۸۶ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمدباقر، مرآت العقول، ۱۴۰۴ق.
  • محرمی، مجتبی، پژوهشی پیرامون انصار، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸ش.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
  • محل تولد حضرت محمد (ص) در مکه، پایگاه اینترتی حج. مرور خبر ۸ دی ۱۴۰۴ش.
  • محمدرضایی، سمیه و دیگران، «جایگاه انصار در حوادث سیاسی و دینی دوران پیامبر اسلام»، فصلنامه بینش قرآن و عرفان اسلامی، شماره ۹، زمستان ۱۴۰۲ش.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۴ش.
  • مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، قاهره، دار الصاوی، بی‌تا، چاپ افست قم، مؤسسة نشر المنابع الثقافة الاسلامیه.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: یوسف اسعد داغر، قم، مؤسسه دارالهجره، ۱۴۰۹ق.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، چاپ و نشر بین‌الملل، ۱۳۷۷ش.
  • مصباح، محمدتقی، راه و راهنماشناسی(بخش ۴ و ۵ معارف قرآن)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۷۶ش.
  • مطهری، مرتضی، اسلام و نیازهای زمان، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • مطهری، مرتضی، خاتمیت، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۰ش.
  • مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۲ش.
  • مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ش.
  • مقدسی، یدالله، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱ش.
  • مقریزی، إمتاع الأسماع، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۰ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • موتسکی، هرالد، «مقدمه»، در زندگی‌نامه حضرت محمد:بررسی منابع، به کوشش هرالد موتسکی، ترجمه محمدتقی اکبری و عبدالله عظیمایی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، مشهد، ۱۳۸۶ش.
  • منتظری، حسینعلی، حکومت دینی و حقوق انسان، قم، ارغوان دانش، ۱۳۸۷ش.
  • مُنَجِّد، صلاح‌الدین، معجم ما الف عن رسول‌الله(ص)، تحقیق نادی عطار، قاهره، دار القاضی عياض للتراث، بی‌تا.
  • میرزایی، مرضیه، «تصویرگری پیامبر(ص) در سنت و تمدن اسلامی»، پایگاه دین‌آنلاین، مرور خبر ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • نصار، عمار عبودی، تحول سیره‌نگاری پیامبر(ص) نزد مورخان مسلمان تا پایان عصر عباسی، ترجمهٔ آمنه موسوی شجری و سیفعلی زاهدی‌فر، قم پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۹ش.
  • نصیری، محمد، تاریخ پیامبر اسلام، قم، نشر معارف، ۱۳۸۳ش.
  • نفیسی، ابوتراب، «تحقیق درباره ماهیت مهر نبوت حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله(ص)، مطالعات اسلامی، شماره ۱۵، تابستان ۱۳۵۴ش.
  • النیسابوری، مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم، بیروت، مؤسسة عزالدین، ۱۴۰۷ق، .
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی للواقدی، مارزدن جونز، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
  • وزير الحج والعمرة: تطوير الروضة الشريفة أسهم في ارتفاع عدد زوارها إلى 13 مليون في 2024.
  • هارت. مایکل.اچ، مؤثرترین صد فرد تاریخ، ترجمه: سید حمید هاشمی، تهران، انتشارات نظری، ۱۳۹۸ش.
  • هویلند، رابرت، «دشواری‌های سیره‌نگاری پیامبر و راه‌حل‌های آن»، ترجمه: محمد تقوی، دوفصلنامه سیره‌پژوهی اهل‌بیت، شماره ۱۹، پاییز و زمستان ۱۴۳۰ش.
  • الیعقوبی، ابن‌واضح، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • الیوسفی الغروی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، قم، مجمع الفکر اسلامی، ۱۴۳۸ق.
  • یوسفی‌مقدم، محمدصادق، بررسی دیدگاه‌ها درباره اختصاصات پیامبر خاتم، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۰ش.