زیارت خرقه شریف

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
زیارت خرقه پیامبر(ص) (قندهار)
Khergheh sharif.jpg
اطلاعات اوليه
بنيانگذار تیمورشاه (حکومت:۱۲۰۷-۱۱۸۶ق)
تأسیس ۱۱۹۰ق
کاربری زیارت‌گاه • مسجد
مکان قندهار
مشخصات
وضعیت فعال
معماری

زیارت خرقه شریف مکان نگهداری خرقه‌ای منسوب به پیامبر(ص) در قندهار، بزرگترین شهر جنوب افغانستان است. این خرقه، مورد احترام و زیارت مردم افغانستان است و حکومت‌های افغانستان، به آن توجه داشته‌اند. خرقه، لباس پشمی کلفت از پشم نازک خالص شتر بافته شده و رنگ آن آسمانی است.

گفته شده پس از رحلت پیامبر(ص)، این لباس ابتدا به اویس قرنی، از تابعین و یاران امام علی(ع) داده شد و سپس به بغداد، سمرقند، بخارا، بلخ، فیض‌آباد (جوزون) بدخشان، کابل و سرانجام توسط احمدخان ابدالی، حاکم قندهار در ۱۱۸۲ق به این شهر منتقل شد. این محل، شامل یک مسجد، سالن و گنبد نگهداری خرقه، حیاط و موقوفاتی است.

جایگاه

نمای قدیمی زیارت خرقه شریف در قندهار

خرقه شریف منسوب به پیامبر، برای مردم افغانستان و کشورهای دیگر، به دلیل جایگاه ویژه و انحصاری آن حضرت، مورد احترام و قداست است. حکومت‌های افغانستان نیز، از جایگاه این خرقه، برای ایجاد مشروعیت اسلامی خود استفاده کرده‌اند.[نیازمند منبع]

مشخصات خرقه

وکیلی پوپلزایی، نویسنده کتاب تاریخ خرقه شریف قندهار، خرقه را از نزدیک دیده است: خرقه، لباس پشمی کلفت از پشم نازک خالص شتر و رنگ آن مانند آسمان است. اندازه لباس کوتاه‌تر از قامت یک انسان بنظر می‌آید. آستین‌های آن نیز کوتاه‌تر از معمول است. جلوی لباس، با رشته پشمی دوخته شده و نوار پایین دور لباس ندارد. این لباس به مرور زمان فرسوده شده است.[۱]

مشخصات بنا

بنا شامل یک مسجد، سالن دارای گنبد و صحن یا حیاط است. خرقه در سالن، داخل یک صندوق پایه‌دار نگه‌داری می‌شود. چلچراغ‌هایی در سقف گنبدی آن آویزان است. در متون تاریخی افغانستان، چند فرمان و وقف‌نامه درباره این زیارت از امیران، تاجران و افراد دیگر نوشته شده و برخی تزیینات و سنگ نوشته به این مکان افزوده شده است.[۲]

تاریخ خرقه

مرقد اویس، سوریه

براساس تاریخ گفته شده درباره خرقه پیامبر، این لباس از مدینه به یمن، مکه، بغداد، سمرقند، بخارا، بلخ، فیض‌آباد (جوزگون)، کابل و سرانجام به قندهار برده شد.[نیازمند منبع]

عطار نیشابوری در تذکرةالاولیاء نوشته است پیامبر(ص) وصیت کرد مُرَقَعش (جامه آستین‌دار وصله‌دار)[۳]) به اویس قرنی داده شود تا برای امتش دعا کند. علی بن ابی‌طالب(ع) و عمر بن خطاب به وادی اویس رفتند و این لباس را به او دادند.[۴]

مکه و بغداد

فیض محمد، مورخ مشهور افغانستان و نویسنده کتاب «سراج التواریخ» نوشته: گفته شده پس از فوت اویس، این لباس در غار حرا گذاشته شد. سپس فردی بنام دوست‌محمد که از او با عنوان صالح و زاهد یاد شده، این جامه را به بغداد، مرکز حکومت بنی‌عباس (حکومت:۶۵۶-۱۳۲ق) برد.[۵]

سمرقند و بخارا

در زمان حمله تیمور کورگانی (حکومت:۸۰۷-۷۷۱ق) به بغداد (۷۹۵ق)، او این خرقه را با متولیان آن، شامل نوادگان دوست‌محمد به سمرقند، مرکز حکومت خود برد. تیمور برای این لباس، مسجد و گنبدی ساخت و تولیت آن را به چند سید بخارایی سپرد و روستای دَه بید را وقف آن کرد.[۶] پس از مرگ تیمور، این لباس به بخارا برده شد.[۷] [یادداشت ۱] پس از مدتی هم تزیینات محل نگهداری خرقه در سمرقند، مانند قندیل‌های طلا به ملایان و صوفی‌ها عطا شد.[۸].

بلخ

در ۱۰۷۴ق ابوسعید اوغلان (ازبک)، حاکم بخارا قصد کرد که این خرقه را به ختن، مرکز ترکستان چین ببرد. دو نفر از صوفیان فرقه دَه‌بیدی، بنام‌های شیخ آقامحمد و شیخ نظرمحمد که با این‌کار مخالف بودند، لباس را برداشته و به بلخ بردند.[۹]

فیض‌آباد

مسجد خرقه شریف، فیض‌اباد، بدخشان

بدخشی، نویسنده تاریخ بدخشان نوشته است: در ۱۱۰۹ق که سبحان‌قلی خان اشترخانی (حکومت:۱۱۱۴-۱۱۰۹ق)، حاکم بلخ بود، دو صوفی بنام شیخ محمدضیاء و شیخ محمدنیاز خواستند که لباس را از مسیر بدخشان و چترال/چترار به هندوستان منتقل کنند. میر یاربیگ، حاکم بدخشان، آنان را برگرداند و خرقه را در قلعه جوزون/جوزگون، مرکز بدخشان قرار داد و نام آنجا را بخاطر فیض حضور خرقه به فیض‌آباد تبدیل کرد.[۱۰][یادداشت ۲]

در تاریخ احمدشاهی، نوشته کاتب احمدخان ابدالی، حاکم قندهار (حکومت:۱۱۸۶-۱۱۵۹ق) آمده که در ۱۱۸۱ق، ولی‌خان، از سرداران احمدخان، بدخشان را محاصره و تصرف کرد. او سال بعد خرقه را بدستور احمدخان برای انتقال به قندهار، به کابل فرستاد.[۱۱]

کابل

نوشتار اصلی: زیارتگاه سخی

خرقه در کابل، در دامنه کوه مشرف به محله علی‌آباد گذاشته شد. ابتدا قرار بود این خرقه در کابل چند روز بیشتر نماند، ولی به دلیل تکمیل نشدن گنبد آن در قندهار، مدت نگه‌داری این خرقه در کابل حدود ۸ ماه طول کشید. در این مدت افرادی از کابل و نواحی اطراف به زیارت خرقه می‌آمدند.[۱۲] پس از چند روز تعدادی از حاملان خرقه ادعا کردند دو شب پیاپی در خواب دیدند که شخص سبز پوشی که شمشیرش را بر سنگی گذاشته بود، کنار خرقه، با عده‌ای نماز خواند. وقتی از این شخص پرسیدند کیست، آن شخص سبز پوش خود را امام علی(ع) معرفی کرد.[۱۳] آنان گفتند وقتی از خواب بیدار شدند، دیدند که سنگ مذکور دو نیم شده است. این سنگ اکنون در دیوار شمالی زیارت‌گاه، در جانب کوه، به سنگ ذوالفقار معروف است.‌ این افراد پس از رسیدن به قندهار، واقعه را برای احمدخان ابدالی نقل کردند. او دستور داد در آن مکان، زیارت‌گاهی به نام سخی، شاه مردان ساخته شود.[۱۴]

قندهار

زیارت خرقه پیامبر (گنبد جلویی) و مرقد احمد ابدالی درانی (گنبد پشتی)

کاروان خرقه، از شهرهای مَیدان، غزنی، مُقُر، قلات (کلات) و شهر صفا به قندهار رسید و در ربیع الاول سال ۱۱۸۲ق وارد شهر گردید. در مدتی که خرقه نبوی به طور موقت در کابل نگهداری می‌شد، به دستور احمد ابدالی، ساخت گنبد بزرگی در قندهار شروع شد تا خودش پس از مرگ در سرداب آن دفن شود و خرقه نیز در طبقه اول نهاده شود.[۱۵] کار این گنبد تا ۱۱۸۶ق که احمدخان درگذشت، تمام نشد و خرقه در مسجد زره/زاره (کهنه) قندهار در کنار یک تار موی منسوب به پیامبر قرار گرفت.[۱۶] تیمورشاه (حکومت:۱۲۰۷-۱۱۸۶ق)، فرزند و جانشین احمد ابدالی، مرقد پدرش را کامل کرد و عمارت جداگانه‌ای شامل مسجد، گنبد و حیاط برای نگهداری خرقه در کنار این گنبد ساخت. خرقه تاکنون در این بنا نگهداری می‌شود.[۱۷]

در قندهار، مسجدی نیز بنام موی مبارک وجود دارد که یک موی منسوب به پیامبر در آن، نگه‌داری می‌شود.[۱۸]

چگونگی انتقال

خرقه را بر پشت شتر حمل می‌کردند و در طول راه، فردی حق سوار شدن و جلوتر رفتن از این شتر را نداشت. شتر حامل در هر منزل، تعویض می‌شد. شتر قبلی آزاد شده و به گردنش، یادداشتی می‌بستند که یابنده آن می‌توانست به عنوان صدقه، این شتر را بگیرد و ذبح کند؛ ولی اجازه نداشت بر آن سوار شود یا بارکشی کند.[۱۹] در هر منزل، صندوق خرقه را بر گلیم و قالین نو می‌گذاشتند. مبلغ قابل توجه صدقه داده و چند گاو و گوسفند ذبح شده و خیرات می‌کردند. در هنگام رفتن نیز، جای صندوق خرقه را سنگ‌چین کرده، بیرقی می‌افراشتند تا به آن قسمت، پای کسی گذاشته نشود.[۲۰]

متولیان نخستین

حاجی عبدالحق، از قبیله یعقوب‌زایی، طایفه اَلْکوزایی توسط احمد ابدالی، در ۲۶ محرم ۱۱۸۳ق، به تولیت خرقه منصوب شد.[۲۱] او در ۱۲۱۴ق فوت کرد و پسرش حاجی حفیظ‌الله به فرمان زمان‌شاه (حکومت:۱۲۱۴-۱۲۰۷ق) به تولیت رسید.[۲۲]

اولین موقوفات

تیمورشاه نهری را که پدرش ساخته بود و اینک به نهر شاهی معروف است، وقف این زیارت کرد.[۲۳] هم‌چنین از درآمد این نهر برای غذای پنج ملا و پنج خادم آن، ده مَن نان و برای تغذیه فقیران، ۴۰ من نان تعیین کرد.[۲۴] محمودشاه (حکومت:۱۲۱۶-۱۲۱۴ق)، دو کاروانسرا و یک بازارچه را وقف نمود.[۲۵]

وقایع تاریخی