عدل الهی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

عدل الهی به این معنا که خداوند هیچ عمل قبیحی را انجام نمی‌دهد.

تعریف

عدل را در یک معنای عام «قرار دادن اشیاء در مواضع خود»[۱] و «حق هر شخصی را به او دادن»[۲] و «مراعات حقوق دیگران» [۳] معنا کرده‌اند. عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.[۴]

امام علی(ع)‌ عدل را چنین تفسیر کرده که به خداوند اتهام نزنیم.[۵] ابن‌ابی‌الحدید شارح نهج‌البلاغه معنای کلام امام علی(ع) را در این دانسته که به جبر اعتقاد پیدا نکنیم و معتق شویم خدواند ما را بر عمل قبیح مجبور کرده و به جهت عمل بر آن ما را مواخذه می‌کند. به خداوند اتهام نزنیم که تکلیف ما لایطاق کند و ....[۶] امام صادق(ع) نیز عدل خداوند را چنین توضیح می‌دهد كه چيزهايى را كه خداوند در مورد آن تو را سرزنش كرده است، به او نسبت ندهى.[۷]

متکلمان بسیاری از جمله شیخ طوسی (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه[۸]، قاضی عبدالجبار (وفات ۴۱۵ق) از عالمان بزرگ معتزله،[۹] قطب‌الدين سبزوارى‏ عالم شیعی قرن ششم[۱۰] سید حیدر آملی عالم شیعی قرن هشتم[۱۱] و دیگران[۱۲] عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند:

  • خداوند هیچ عمل قبیحی را انجام نمی دهد. مقصود از قبیح را هر چیزی که انجام دهنده آن مستحق ذم و نکوهش است[۱۳] و عقل از آن تنفر داشته باشد مانند دروغ، ظلم، سرقت و مانند این‌ها دانسته‌اند.[۱۱]
  • خداوند در هیچ واجبی اخلال ایجاد نمی‌کند. یعنی عملی که بر آن وعده داده و لازم است را انجام می‌دهد.[۱۴] برای مثال لطف خداوند که براساس قاعده لطف بر او لازم و واجب است را ترک نمی‌کند.[۱۵]

عبدالله شبر از عالمان و متکلمان معاصر شیعه، علاوه بر این دو مورد، تعابیر دیگری را نیز آورده است: خداوند ظلم نمی‌کند، به اطاعت کنندگان ثواب می‌دهد و می‌تواند گناه‌کاران را مواخذه کند و ... .[۱۶]

شهید مطهری در تقریر معنای عدل الهی معتقد است که خداوند فیض، رحمت و همچنین بلا و نعمت خود را بر اساس استحقاق‌های ذاتی می‌دهد و در نظام آفرینش از نظر فیض و رحمت، بلا و نعمت، پاداش و کیفر الهی نظم خاصی برقرار است.[۱۷]

برخی محققان نیز آورده‌اند که عدل نسبت بحق تعالى عبارت از اين است كه جميع افعالى كه از او صادر می‌شود چه از امور تكوينى مانند خلق و رزق و چه از امور تشريعى مانند فرستادن پیامبران و کتاب‌های آسمانی، چه در دنيا، و چه در سراى آخرت مانند جعل ثواب و عقاب و بهشت و جهنم و ... از روى حكمت و مصلحت است و محال است ظلم از وى صادر شود.[۱۸]

جایگاه و اهمیت

عدل را از صفات فعل[۱۹] ثبوتی‏[۲۰][یادداشت ۱]كمالی و جمالی.[۲۲][یادداشت ۲]دانسته‌اند.

امام صادق(ع) عدل را در کنار توحید، اساس دین معرفی می‌کند.[۲۴] برخی نیز با تعبیر ركن مهم اسلام از آن یاد کرده‌اند.[۲۵] شیعیان به سبب اهميت بحث عدل، آن‌را را از اصول‏ دين‏ بر شمرده‏‌اند.[۲۶]

محقق لاهیجی معتقد است عدل نشان‌دهنده كمال خداوند در افعال است.[۲۷] عدل را کامل کننده توحید دانسته‌اند که برخی از اصول دین مانند نبوت، امامت و معاد متوقف بر آن است.[۲۸] علاوه بر این‌ها مباحث مهمی مانند بهشت، جهنم و حسابرسی اعمال در قیامت نیز متوقف بر عدل الهی هستند.[۲۹]

همچنین مسائلى مانند جبر و اختیار، قضا و قدر، شرور، سعادت و شقاوت[۳۰] اختیار و اراده انسان را نیز دارای ارتباطی نزديک با عدل خداوند دانسته‌اند.[۳۱]

البته برخی معتقدند بحث عدل الهی فرع بر بحث حسن و قبح عقلی بوده و پس از پذیرفتن عقلی بودن حسن و قبح می‌توان به عدل الهی اعتقاد پیدا کرد.[۱۰]

اصلی از اصول دین

شیعیان عدل الهی را از اصول پنجگانه دین به حساب آورده‌اند.[۳۲] از این پنج اصل، دو اصل امامت و عدل از اصول مذهب برشمرده شده است.[۳۳] معتزلیان نیز عدل را اصل دوم از اصول دین خود قرار داده‌اند.[۳۴]

عدالت خداوند تنها صفت از صفات خداوند است که جزو اصول شمرده شده است.[۳۵] علت این امر اهمیت صفت عدل است که بسیاری صفات دیگر خداوند به این صفت برگشت دارند.[۳۶] همچنین عدل به مانند توحيد در تمام اصول و فروع اسلام ريشه دوانده و هيچ یک از مسائل عقيده‌‏اى و عملى، فردى و اجتماعى، خالى از روح عدل نیست.[۳۷]

فرقه‌های عدلیه

امامیه و معتزله به «عدلیه» معروف هستند.[۳۸] این نامگذاری به جهت این است که این گروه‌ها عدل را از اصول دین خود حساب کرده‌اند.[۳۹] عدل در نگاه اینان به این معنا است که نقص در خداوند راه ندارد، قبیح را انجام نمی‌دهد، بندگان را مجبور نمی‌کند، تکلیف مالایطاق نمی‌کند و ... .[۴۰]

برخی، مذهب عدلیه را مقابل مذهب جبریه دانسته‌اند.[۴۱]

دلایل عدل الهی

دلائل عقلی را اصل بر وجود عدل الهی برشمرده‌اند.[۴۲] شیخ طوسی بر عدل الهی چنین استدلال کرده که انجام فعل قبیح، نقص در خداوند است و بنابر براهین عقلی، نقص در خداوند جای ندارد و در نتیجه خداوند نمی‌تواند فعل قبیح را انجام دهد.[۸] او همچنین معتقد است انجام فعل قبیح یا از روی جهل است و یا از روی احتیاج. این دو در مورد خداوند منتفی است. بنابراین خداوند قبیح را انجام نمی‌دهد.[۴۳]

علامه حلی نیز در تبیین مذهب امامیه و معتزله در مورد عدل الهیِ، به مسئله جبر و اختیار پرداخته و تلاش کرده با اثبات اختیار انسان عدل الهی را اثبات کند.[۴۴]

علاوه بر ادله عقلی، عدل الهی بوسیله آیات قرآن نیز مورد تأیید و تصدیق قرار گرفته است:[۴۵]

  • «خدا گواهى می‌دهد كه جز او هيچ معبودى نيست، فرشتگان و صاحبان علم نيز (بر اين حقيقت) گواه‌اند كه (كارهاى خدا همه) بر عدل و داد استوار است».[۴۶]
  • «ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا می‌‏كنيم پس به هيچ كس كمترين ستمى نمی‌شود». [۴۷]

عدل از نگاه مذاهب مختلف

صفت عدل در قرآن[۴۸] به خداوند اطلاق شده است.[۴۹] به همین جهت همه مسلمانان به عدل الهی اعتقاد دارند.[۲۲] اما تفسیر آنان از عدل متفاوت است؛ اشاعره معتقدند دلیل بر عدل خداوند، ادله شرعی است. به همین جهت هرآنچه از خداوند صادر شود، نیکو است حتی اگر ظلم باشد. به تعبیر دیگر عمل خداوند ملاک عدل بودن است.[۵۰]

در مقابل گروه‌های دیگری وجود دارند که حسن و قبح اشیاء را عقلی می‌دانند و معتقدند خداوند عادل است به این معنا است که براساس خوب بودن اشیاء عمل می‌کند، ظلم را به جهت قبیح بودن آن انجام نمی‌دهد.[۵۱] بنابر این عدل خداوند به این معنا فرع اثبات حسن و قبح عقلی است.[۵۲] ظهور مسئله عدل و طرح عنوان آن در کتاب‌های کلامی به نام معتزله ثبت شده است.[۵۳]

شرور

نوشتار اصلی: شرور

عدالت در شریعت

نوشتار اصلی: عدالت تشریعی

خلقت نظام احسن

نوشتار اصلی: نظام احسن

از خلقت انسان‌های ظالم تا نسل‌کشی‌ها

نوشتار‌های اصلی: سرشت انسانی و فیض الهی

عذاب و خلود در آن

نوشتار‌های اصلی: عذاب و خلود در عذاب

پانویس

  1. مکارم شیرازی، دروس في العقائد الإسلامية، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.
  2. خرازی، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.
  3. مکارم شیرازی، دروس في العقائد الإسلامية، ۱۳۸۵ش، ص۷۰.
  4. سید مرتضی، انقاذ البشر من الجبر و القدر، ۱۹۳۵م، ص۳۹.
  5. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ص۵۵۸، حکمت ۴۷۰.
  6. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۲۸.
  7. شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ شیخ طوسی، الرسائل العشر، ۱۴۱۴ق، ص۹۶.
  9. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۸۲.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ سبزوارى‏، الخلاصة في علم الكلام، ۱۳۷۳ش، ص۳۵۴.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ آملی، تفسير المحيط الأعظم و البحر الخضم، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۲۱۹.
  12. جمعى از نويسندگان‏، شرح المصطلحات الكلامية، ۱۴۱۵ق، ص۲۱۰.
  13. فاضل مقداد، الاعتماد في شرح واجب الاعتقاد، ۱۴۱۲ق، ص۷۵.
  14. «عدم صدور فعل قبیح از خداوند و عدم اخلال به واجب- جلسۀ ۲»
  15. جبرئیلی، «گسترۀ کاربرد قاعدۀ حکمت در مسائل کلامی»، ص۱۰۳.
  16. شبر، حق اليقين في معرفة أصول الدين، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۸۳.
  17. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۹۹.
  18. طيب‏، عبد الحسين، كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام، ۱۳۶۲ش، ص۱۰۷.
  19. خرازی، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.
  20. حمود، الفوائد البهية في شرح عقائد الإمامية، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۵۳.
  21. سبحانی، سيماى عقائد شيعه، ۱۳۸۶ش، ص۶۵.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ سبحانی، العقيدة الإسلامية، ۱۳۸۶ش، ص۹۳
  23. محمدی، شرح كشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۷۳.
  24. شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.
  25. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.
  26. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقايد اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۳۲۷.
  27. لاهیجی، سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ۱۳۷۲ش، ص۵۷.
  28. شبر، حق اليقين في معرفة أصول الدين، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۸۳.
  29. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقايد اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۱۰۰.
  30. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقايد اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۲۲.
  31. نوروزی، «تاریخچه بحث عدل»، ص۱۳.
  32. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقايد اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۹۹.
  33. جمعی از محققان، فرهنگ شيعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۳۴.
  34. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۲۰۳.
  35. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.
  36. مکارم شیرازی، دروس في العقائد الإسلامية، ۱۳۸۵ش، ص۶۸.
  37. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.
  38. علامه حلی، استقصاء النظر في القضاء و القدر، ۱۹۳۵م، ص۳۴.
  39. مکارم شیرازی، دروس في العقائد الإسلامية، ۱۳۸۵ش، ص۶۸.
  40. شرفى‏، شرح الأساس الكبير، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۸.
  41. ابن‌عطيه، أبهى المداد في شرح مؤتمر علماء بغداد، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۱۴۰.
  42. آل ياسين‏، أصول الدين، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۹.
  43. شیخ طوسی، تمهید الاصول فی علم الکلام، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۶.
  44. علامه حلی، استقصاء النظر، ۱۹۳۵م، ص۷- ۱۱.
  45. سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۸۹.
  46. آل عمران، آیه ۱۸.
  47. انبیاء آیه۴۷.
  48. برای نمونه سوره آل عمران، آیه۱۸.
  49. ربانى گلپايگانى‏، القواعد الكلامية، ۱۴۱۸ق، ص:۱۴۲.
  50. سبحانی، رسائل و مقالات، ۱۴۲۵ق، ج۵، ص۱۲۷.
  51. سبحانی، رسائل و مقالات، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۳۲.
  52. سبحانی، رسالة في التحسين و التقبيح العقليين، ۱۴۲۰ق، ص۸۷.
  53. نوروزی، «تاریخچه بحث عدل»، ص۱۳.
  1. صفات خداوند به صفات ثبوتيه و سلبيه تقسيم مى‏شود؛ مقصود از ثبوتیه، صفاتى است كه از كمال حكايت دارد، مثل اينكه خداوند، عالم و قادر است. و مقصود از صفات سلبيه، منزّه دانستن ذات خدا از صفاتى است كه از نياز و نقص و فقر حكايت مى‏كند[۲۱]
  2. صفات جماليه و يا كماليه خداوند يعنى صفاتى كه وجود آنها در یک موجود نشانه كمال آن موجود و نبود آنها مايه نقص آن موجود است مانند علم- قدرت- حيات- اراده[۲۳]

منابع

  • ابن‌ابی‌الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل،‏ مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، 1404ق.
  • ابن‌عطيه، أبهى المداد في شرح مؤتمر علماء بغداد، بیروت، مؤسسة الأعلمي‏، 1423ق.
  • آل ياسين‏، محمد حسن، أصول الدين‏، قم‏، مؤسسه آل ياسين‏، 1413ق.
  • آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، تحقیق: سید محسن موسوی تبریزی، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ سوم، 1422ق.
  • جبرئیلی، محمد صفر، «گسترۀ کاربرد قاعدۀ حکمت در مسائل کلامی»، مجله کلام اسلامی، دوره 25، شماره 99، پاییز ۱۳۹۵ش.
  • جمعی از محققان، فرهنگ شیعه، زمزم هدایت، قم، چاپ دوم، 1386 ش.
  • جمعى از نويسندگان‏، شرح المصطلحات الكلامية، مشهد، آستان قدس رضوى‏، 1415ق.
  • حمود، محمد جميل، الفوائد البهية في شرح عقائد الإمامية، بیروت، مؤسسة الأعلمي‏، 1421ق.
  • خرازى‏، محسن، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية، قم، مؤسسة النشر الإسلامي‏، 1417ق.
  • ربانى گلپايگانى‏ على، القواعد الكلامية، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، 1418ق.‏
  • ری‌شهرى‏، محمد محمدى، دانشنامه عقايد اسلامى‏، قم، دارالحديث‏، 1386ش‏.
  • سبحانى‏، جعفر، الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل‏، قم، المركز العالمي للدراسات الإسلامية، 1412ق.
  • سبحانى‏، جعفر، العقيدة الإسلامية، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1386ش.
  • سبحانى‏، جعفر، رسالة في التحسين و التقبيح العقليين‏، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • سبحانى‏، جعفر، رسائل و مقالات‏، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، 1425ق.
  • سبحانى، جعفر، سيماى عقائد شيعه‏، ترجمه: جواد محدثى‏، تهران، نشر مشعر، 1386ش.
  • سبزوارى‏، قطب الدين، الخلاصة في علم الكلام‏، قم، كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى‏، 1373ش.
  • سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
  • سید مرتضی، انقاذ البشر من الجبر و القدر، تصحیح: علی خاقانی نجفی، نجف، راعی، ۱۹۳۵ق.
  • شبر، سید عبد الله‏، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، أنوار الهدی‏، قم، چاپ دوم، 1424ق.
  • شبر، سید عبد الله‏، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، أنوار الهدی‏، قم، چاپ دوم، 1424ق.
  • شرفى‏، احمد بن محمد بن صلاح، شرح الأساس الكبير، صنعاء، دار الحكمة اليمانية، 1411ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی‏، التوحید، محقق و مصحح: حسینی، هاشم‏، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1398ق.
  • شیخ طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، الرسائل العشر، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1414ق.
  • شیخ طوسی، تمهید الاصول فی علم الکلام، قم، راید، ۱۳۹۴ش.
  • طيب‏، عبد الحسين، كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام، بی‌جا، كتابخانه اسلام‏،‌ 1362ش.
  • علامه حلی، استقصاء النظر في القضاء و القدر، نجف، راعی، ۱۹۳۵م.
  • فاضل مقداد، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، به تحقیق بصری‏، ضیاء الدین، مجمع البحوث الإسلامیة، چاپ اول، 1412ق.
  • قاضى عبد الجبار، شرح الأصول الخمسة، بيروت‏، دار احياء التراث العربي‏، 1422ق.
  • لاهيجى‏، عبدالرزاق، سرمايه ايمان در اصول اعتقادات‏، تهران، الزهراء، 1372ش.
  • محمدی، علی، شرح کشف المراد، قم، دار الفکر، چاپ چهارم، 1378ش.
  • مطهرى‏، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى‏، تهران، صدرا، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
  • مكارم شيرازى‏، ناصر، دروس في العقائد الإسلامية، قم، مدرسه امام على بن ابى طالب(ع)، 1385ش.
  • نوروزی، محمد رضا، «تاریخچه بحث عدل»، مجله سفینه، سال سیزدهم، شماره 50، بهار 1395ش.