سرد شدن آتش بر ابراهیم

سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع) به نجات اعجازگونه حضرت ابراهیم از آتشی گفته میشود که نمرود و بتپرستان برای سوزاندنش برپا کردند. پس از شکستن بتها و احتجاج ابراهیم(ع) با بتپرستان، آنان او را در آتش افکندند؛ اما به فرمان خداوند، آتش بر او سرد و سلامت شد. در منابع تفسیری و روایی، درباره چگونگی اثر نکردن آتش بر ابراهیم و نیز یاری فرشتگان به او گزارشهایی نقل شده است. این واقعه در ادبیات فارسی نیز بازتاب یافته و تعبیر آتش نمرود بهعنوان تلمیحی به آن به کار رفته است.
ماجرای آتش
سردشدن آتش بر ابراهیم نجات اعجازگونه ابراهیم از آتشی است که نَمرود پادشاه بابِل و بتپرستان بهخاطر بتشکنی او آماده کرده بودند.[۱] قرآن در آیات ۵۱ تا ۷۰ از سوره انبیاء، آیات ۸۵ تا ۹۸ از سوره صافات و آیه ۲۴ سوره عنکبوت به بخشهای به ماجرای افکندن ابراهیم در آتش اشاره کرده است.[۲]
بر اساس برخی منابع تفسیری، ابراهیم(ع) در حدود شانزدهسالگی،[۳] هنگامی که مردم برای برگزاری جشن سالانه از شهر خارج شده بودند، بتهای آنان را شکست و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت.[۴] پس از بازگشت مردم، ابراهیم را احضار کردند و درباره شکستن بتها از او پرسیدند. ابراهیم(ع) برای آشکار کردن ناتوانی بتها، بت بزرگ را مسئول شکستن دیگر بتها معرفی کرد و از آنان خواست اگر میتواند سخن بگوید، از او بپرسند. آنان این سخن را نپذیرفتند و پس از احتجاج ابراهیم(ع) با آنان، تصمیم گرفتند او را در آتش بسوزانند.[۵]
بر اساس برخی گزارشها، مردم در فراهم کردن هیزم و برپایی آتش مشارکت میکردند؛ بهگونهای که برخی برای برآورده شدن حاجات خود هیزم نذر میکردند و برخی دیگر، که در آستانه مرگ یا درگیر بیماری بودند، وصیت میکردند بخشی از اموالشان برای خرید هیزم و سوزاندن ابراهیم هزینه شود.[۶] آتش چنان گسترده و سوزان بود که کسی نمیتوانست به آن نزدیک شود. در برخی روایات، ابلیس پیشنهاد کرد ابراهیم(ع) را با منجنیق به سوی آتش پرتاب کنند و بدین ترتیب او را به درون آتش افکندند.[۷] قرآن نیز از تصمیم آنان برای سوزاندن ابراهیم با این تعبیر «قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَکُمْ» یاد کرده است.
| معجزات و ارهاصات | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
چگونگی سرد شدن آتش
بر اساس آیه ۶۹ سوره انبیاء خداوند به آتش فرمان داد که بر ابراهیم سرد و سلامت باشد.[۸] مفسران این فرمان را خطاب تکوینی خداوند به آتش دانستهاند[۹] و درباره چگونگی تحقق آن دیدگاههای مختلفی ارائه کردهاند.[۱۰] برخی معتقدند ماهیت آتش دگرگون شد و به گلستان تبدیل شد؛[۱۱] برخی احتمال دادهاند خداوند میان آتش و ابراهیم(ع) حائلی قرار داد؛[۱۲] گروهی گفتهاند تنها حرارت آتش از میان رفت؛[۱۳] و برخی نیز بر این باورند که خداوند در جسم ابراهیم(ع) خاصیتی ایجاد کرد که مانع اثرگذاری آتش بر او شد.[۱۴] شماری از مفسران و متکلمان نیز این رخداد را معجزهای الهی دانستهاند که چگونگی آن برای انسان قابل فهم نیست.[۱۵]
فخررازی در تفسیر کبیر درباره تعبیر «بَرْدًا وَسَلَامًا» بحث کرده است. او میپرسد اگر خداوند تنها به سرد شدن آتش فرمان داده بود، آیا ممکن بود ابراهیم(ع) از شدت سرما آسیب ببیند؟ فخر رازی پاسخ میدهد که فرمان الهی به سرد شدن آتش، به معنای ایجاد سرمای زیانبار نبوده است و تعبیر «سَلَامًا» نیز بر بیضرر بودن این سردی دلالت دارد.[۱۶]
روایات درباره یاری فرشتگان
در برخی روایات، هنگام افکندن ابراهیم(ع) در آتش، گفتوگویی میان او و فرشتگان الهی گزارش شده است.[۱۷] بر اساس این روایات، فرشتگان از خداوند اجازه گرفتند تا به ابراهیم(ع) کمک کنند. پس از صدور اجازه، برخی از آنان به یاری او پیشنهاد دادند؛ اما ابراهیم(ع) از آنان بینیازی کرد و در پاسخ به جبرئیل، خداوند را به حال خود آگاه دانست و از درخواست کمک خودداری کرد.[۱۸]
در برخی روایات نیز دعاهایی از زبان ابراهیم نقل شده است؛ نظیر «یا اللَّهُ یا وَاحِدُ یا أَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُواً أَحَد؛ ای الله، ای یکتا، ای بیهمتا، ای خدای صمد و بزرگ که همه دست نیاز به سویش دارند، ای خدایی که هرگز نزاده و زاده نشد، و هرگز شبیه و نظیر ندارد»؛ همچنین «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا آمَنْتَنِی فَجَعَلَهَا بَرْداً وَ سَلاماً؛ بار خدایا، از تو میخواهم که به حق محمد و آل محمد، مرا از این آتش ایمن بداری و خداوند هم آتش را برای او سرد و سلامت قرار داد.»[۱۹]
بازتاب در ادبیات فارسی
واقعه سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع) در ادبیات فارسی بازتاب یافته است. شاعران با تلمیح به این واقعه، از مضمون سرد شدن یا گلستان شدن آتش برای بیان مفاهیم گوناگون استفاده کردهاند. برای نمونه حافظ میسراید:
در این بیت، حافظ با اشاره به سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع)، از خداوند میخواهد آتش درونی او نیز آرام گیرد. سعدی نیز در بیتی با اشاره به همین واقعه میگوید:
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۳۳-۴۴۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، ۱۳۷۲ش، ص۳۲۶و۳۲۷و۳۹۹و۴۴۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۳۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۷، ص۸۴و۸۳؛ تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۳۷و۴۳۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، ۱۳۷۲ش، ص۳۲۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۴۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۸۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۸۵-۸۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۳۶و۴۴۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، ۱۳۷۲ش، ص۳۲۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۳۰۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۴۶.
- ↑ سجادیزاده و میرزایی، «نقد و بررسی تفسیر آیه سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع)»، ص۱۵۸.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۹، ص۲۰۸.
- ↑ طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۷، ص۲۶۳.
- ↑ عراقی، القرآن و العقل، ۱۳۶۲ش، ج۳، ص۳۲۷؛ طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۷، ص۲۶۳.
- ↑ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۲، ص۱۵۹.
- ↑ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۵، ص۲۴۱.
- ↑ فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۲، ص۱۵۹ـ۱۶۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۲۴؛ طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۴۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۸، ص۱۵۵.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۲۴؛ طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۴۸.
- ↑ حافظ، دیوان حافظ، غزل شماره ۳۰۸.
- ↑ روشنزاده، «سیطره آرایه تلمیح بر ادبیات فارسی متوسطه اول»، ص۶۸.
منابع
- حافظ، دیوان حافظ، سایت گنجور.
- روشنزاده، مهرداد، «سیطره آرایه تلمیح بر ادبیات فارسی متوسطه اول»، در مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی، شماره ۱۲۹، بهار ۱۳۹۹ش.
- سجادیزاده، سید علی و مصطفی میرزایی، «نقد و بررسی تفسیر آیه سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع)»، دوفصلنامه آموزههای قرآنی، شماره ۲۵، ۱۳۹۶ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ایران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول.
- طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش.
- عراقی، سید نورالدین، القرآن و العقل، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی حاج محمدحسین کوشانپور، ۱۳۶۲ش.
- فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، لبنان، دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- فضلالله، محمدحسین، من وحی القرآن، لبنان، دار الملاک، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۳ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.