یثرب
یَثْرِب نام قدیم شهر مدینه است که پیش از هجرت پیامبر اسلام(ص) به این نام شناخته میشد. این شهر از سکونتگاههای باستانی حجاز بود و به سبب وسعت، آب فراوان و زمینهای حاصلخیز، از مراکز مهم کشاورزی حجاز بهشمار میرفت. یثرب، پیش از هجرت پیامبر، به عنوان یک «شهر متمرکز» شناخته نمیشد بلکه به صورت چندین سکونتگاه متعدد در یک منطقه خاص جغرافیایی بوده است.
از پیامبر اسلام نقل شده که وقتی وارد این شهر شد، از یثرب خواندن آن، خودداری کرد. و این شهر را طیبة خواندند؛ علت این امر را چنین گفتهاند که یثرب به توبیخ و فساد معنا شده است. ساکنان یثرب پیش از اسلام را قبایل اوس و خزرج و گروهی از یهودیان تشکیل میدادند. یهودیانِ یثرب تنها موحدان آن منطقه بودند و گروههای دیگر بتپرست بودند. در قرآن کریم، در آیه ۱۳ سوره احزاب، از یثرب یاد شده است.
معرفی
یثرب نام قدیم شهر مدینه بود[۱] که در زمان جاهلیت به این نام خوانده میشده است.[۲] پس از ورود پیامبر این شهر را مدینه الرسول نامیدند.[۳] گفته شده یثرب از جمله شهرهای باستانی حجاز بوده که در کتیبههایی از آن دوران از این شهر یاد شده است[۴] یثرب در یک منطقه وسیع و حاصلخیز با خاک و آب مناسب بود[۵] و به همین جهت زمینهای کشاورزی بسیاری در آنجا وجود داشت.[۶] مجموع اینها یثرب را مهمترین شهر حجاز از نظر محصولات کشاورزی و فراوانی آب قرار داده بود.[۷] این شهر، از نظر وسعت و تجارت نیز پس از شهر مکه، مهمترین شهر تاریخی حجاز توصیف شده است.[۸]
یثرب، پیش از هجرت پیامبر، به عنوان یک «شهر متمرکز» شناخته نمیشد[۹] بلکه به صورت چندین سکونتگاه بود[۱۰] که مجموع آنها در منطقهای قرار داشت که در شرق و غرب آن تپههای آتشفشانی سیاهرنگی قرار گرفته بودند که حَرّه نامیده میشدند.[۱۱] برخی معتقدند یثرب، نام محلی معین در این ناحیه بود که به تدریج بر تمام آن ناحیه اطلاق گردیده است.[۱۲] این موضوع را از موضوعات مورد اختلاف دانستهاند.[۱۳]
براساس آیات سوره احزاب[۱۴]، منافقان که میخواستند انصار را از لشکر اسلام جدا کنند در خطاب به مردم مدینه از تعبیر اهل یثرب استفاده کردند و قرآن نیز از زبان آنها از تعبیر یثرب استفاده کرده است.[۱۵] علاوه بر یثرب، اسمهای متعددی برای این شهر ذکر شده که برخی منابع تا دهها اسم برای آن ذکر کردهاند.[۱۶]
وجه نامگذاری
گفته شده یثرب به نام یثرب بن قانیة از نسل إرم بن سام بن نوح(ع) نامگذاری شده است.[۱۷] به گفته منابع، او نخستین کسی بود که هنگام پراکندگی فرزندان نوح در این منطقه ساکن شد.[۱۸] همچنین برخی معتقدند یثرب نام مردی از عمالقه بود که این شهر را بنا نهاد و شهر به نام او نامیده شد. [۱۹] بلاذری از مورخان مسلمان بیان داشته که عمالقه پس از بیرون راندن مردمان از نسل نوح، در این منطقه ساکن شدند و یثرب نام رئیس این گروه از عمالقه بوده است.[۲۰]
از پیامبر اسلام نقل شده که وقتی وارد این شهر شد،[۲۱] از یثرب خواندن آن، خودداری کرد.[۲۲] و این شهر را طیبة میخواند.[۲۳] علت امر را چنین گفتهاند که یثرب به معنای توبیخ،[۲۴] فساد و مواخذه به علت گناه ذکر شده است.[۲۵]
ساکنان و وضعیت اجتماعی
ساکنان یثرب تا قبل از هجرت پیامبر اسلام به این شهر از سه گروه تشکیل شده بود؛ قبیله اوس و قبیله خزرج و گروهی از یهودیان.[۲۶] حضور یهودیان در یثرب پیش از حضور اوس و خزرج دانسته شده است.[۲۷] درباره علت مهاجرت یهودیان به این منطقه، نظرات متفاوتی نقل شده است.[۲۸] در حدود ۱۲۰ سال پیش از ظهور اسلام، برخی از اهالی یمن در اثر سیل از آنجا گریخته و در مناطق مختلف پراکنده شدند. اوس و خزرج در حال گذر از یثرب، آنجا را برای سکونت مناسب یافته و در آنجا باقی ماندند.[۲۹]
یهودیان یثرب تنها موحدان آن منطقه بودند و گروههای دیگر بتپرست بودند. البته افرادی بودند که به دین یهود گرایش یافته و به آن آیین درآمده بودند.[۳۰] اهالی این شهر به جهت آداب و رسوم و نوع رفتار، به شدت تحت تأثیر قواعد قبیلهای بودند که متشکل از آداب و عادات روسا و شیوخ حال و گذشته قبیله بود.[۳۱]
پانویس
- ↑ صبری باشا، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین، ۲۰۰۴م، ج۴، ص۹۵۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۸۳.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۵، ص۴۳۰.
- ↑ سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۳.
- ↑ مصطفی، المدن فی الإسلام حتی العصر العثمانی، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۳۰۰.
- ↑ مصطفی، المدن فی الإسلام حتی العصر العثمانی، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۳۰۰.
- ↑ خلیلی، موسوعة العتبات المقدسة، ۱۹۸۷م، ج۳، ص۷.
- ↑ خلیلی، موسوعة العتبات المقدسة، ۱۹۸۷م، ج۳، ص۷.
- ↑ جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۳ش، ص۳۰۸.
- ↑ مصطفی، المدن فی الإسلام حتی العصر العثمانی، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۳۰۰.
- ↑ جعفریان، سیره رسول خدا، ۱۳۸۳ش، ص۳۰۸.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، صفحه: ۲۰۷
- ↑ سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۴.
- ↑ سوره احزاب، آیه۱۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۲۲۷.
- ↑ غضبان، مدینة یثرب قبل الإسلام، ۱۹۹۳م، ص۲۵.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۵، ص۴۳۰.
- ↑ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ۲۰۰۶م، ج۱، ص۱۲۵.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۰ش، ج۱۴، ص۲۳۲.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۶.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۵، ص۴۳۰.
- ↑ ابنشبه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ص۱۶۵.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۵، ص۱۳۰.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۰ش، ج۱۴، ص۲۳۲.
- ↑ سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۴.
- ↑ مصطفی، المدن فی الإسلام حتی العصر العثمانی، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۳۰۰.
- ↑ غضبان، مدینة یثرب قبل الإسلام، ۱۹۹۳م، ص۲۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات تاریخ اسلام، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات تاریخ اسلام، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات تاریخ اسلام، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۱۸۱.
- ↑ جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات تاریخ اسلام، ۱۳۹۰ش، ج۵، ص۱۸۱.
منابع
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: سهیل زکار، ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- جعفریان، رسول، سیره رسول خدا، قم، دلیل ما، ۱۳۸۳ش
- جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات تاریخ اسلام، قم، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، ۱۳۹۰ش
- خلیلی، جعفر، موسوعة العتبات المقدسة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۹۸۷م.
- سالم، عبدالعزیز، تاریخ عرب قبل از اسلام، مترجم: باقر صدرینیا، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
- سمهودی، علی بن عبدالله، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، محقق: خالد عبدالغنی محفوظ، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۶م.
- صبری باشا، ایوب، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرة العرب ترجمه ماجده معروف، حسین مجیب المصری، عبدالعزیز عوض، قاهره، دارالآفاق العربیة، ۲۰۰۴م.
- غضبان، یاسین، مدینة یثرب قبل الإسلام، سوریه، دار البشیری، ۱۹۹۳م.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: علیاکبر غفاری، محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
- مصطفی، شاکر، المدن فی الإسلام حتی العصر العثمانی، کویت، ذات السلاسل، ۱۹۸۸م.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- یاقوت حموی، شهابالدین ابو عبد الله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵ق.