مرگ

از ویکی شیعه

مرگ یا مُردن، به معنی خروج روح از بدن و انتقال آن از عالَمی به عالَم دیگر دانسته می‌شود. قرآن کریم، مرگ را برای همه انسان‌ها ثابت دانسته و بر بقای روح پس از مرگ تأکید می‌کند. فیلسوفان و عارفان نیز، مرگ را عبارت از کَندن لباس مادی و رهایی از قیود دنیوی تفسیر نموده و مطابق برخی روایات، حقیقت مرگ و خواب را یکی شمرده‌اند. در کتاب‌های فقهی، احکامِ مرتبط با مرگ، در بخش‌هایی مثل طهارت، وصیت و ارث بیان شده و برای انسان، نسبت به مرگ خویش یا دیگران، وظایفی ذکر گردیده است.
به لحاظ نوع جان دادن، مرگ به طبیعی، اخترامی، جنایی، خودکشی و شهادت، تقسیم شده است. برخی عارفان، قسمی دیگر برای مرگ، با عنوان مرگ ارادی بیان نموده و آن را از بین بردن حجاب‌ها در زمان حیات و تسلط بر نفس و قوای آن دانسته‌اند. همچنین مرگ را به اعتبار تغییرپذیریِ زمان آن به اَجَل مُسَمّیٰ و اَجَل مُعَلَّق تقسیم نموده‌اند. «مِیتَةُ السُّوءِ» (مرگ ناگوار) و «موتُ الفَجْأَة» یا مرگ مفاجات (مرگ ناگهانی) دو اصطلاح حدیثی درباره مرگ هستند که دادن صدقه و خواندن برخی سوره‌های قرآن، از جمله موانع ابتلا به آنها دانسته شده است. در احادیث معصومان، یاد مرگ موجب پاکیِ دل شمرده شده و یادآورِ آن، هم‌درجه با شهدا قلمداد می‌شود.

جایگاه و اهمیت مرگ

«کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۖ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ»
هر کسی مرگ را خواهد چشید، سپس شما را به سوی ما باز می‌گردانند.[۱]

قرآن کریم در آیاتی متعدد، مرگ را برای همه مردم ثابت دانسته[۲][یادداشت ۱] و بر خلاف کسانی که مرگ را فَنا و نیستی می‌دانند، بر بقای روح آدمی، پس از مرگ تأکید دارد.[۳] در قرآن از مرگ و مُردن، با الفاظی همچون «موت»،[۴] «قتل»،[۵] «هلک»[۶] و «وفی»[۷] یاد شده است.

در کتاب‌های حدیثی، روایات متعددی درباره حقیقت مرگ، یاد مرگ، آمادگی برای مرگ، و نیز وظایف فقهی مرتبط با مرگ گردآوری شده است.[نیازمند منبع] در کتاب‌های فقهی نیز، احکامِ مرتبط با مرگ، در بخش‌هایی مثل طهارت،[۸] نماز،[۹] وصیت[۱۰] و ارث[۱۱] بیان شده است.

حقیقت مرگ

مرگ، در مقابل زندگی[۱۲] و به معنی خروج روح از بدن[۱۳] و انتقال آن از عالَمی به عالَم دیگر دانسته می‌شود.[۱۴] فیلسوفان و عارفان نیز، مرگ را امر وجودی[یادداشت ۲] خوانده[۱۵] و آن را عبارت از نوعی انتقال و کَندن لباس مادی و رهایی از قیود و علائق دنیوی تفسیر نموده‌اند.[۱۶]
فقیهان، تعریف فقهی و عرفی مرگ را یکسان شمرده‌[۱۷] و ملاک آن را چنین می‌دانند که نشانه‌های حیات و آثار آن (از قبیل حرکت بدن و تپش قلب و نبض) به طور کلی از بین رفته و احتمال و زمینۀ برگشتن نیز در بین نباشد.[۱۸]
پزشکان درباره ملاک وقوع مرگ اختلاف نظر دارند؛ پزشکیِ قدیم -مطابق با دیدگاه عرف عام (مردم)- ملاک مرگ را توقف قلب می‌داند، در حالی‌ که پزشکی جدید ملاک را توقف مغز شمرده است.[۱۹] البته همیشه توقف قلب توقف مغز را به‌همراه دارد، ولی گاه می‌شود که مغز کاملا از کار می‌افتد و قلب یا به طور طبیعی یا به کمک دستگاه‌های طبّی کار می‌کند.[۲۰]

نسبت مرگ و خواب

حقیقت مرگ و خواب را یکی شمرده‌اند؛ چراکه در هر دو حالت، روح انسان از جسمش جدا می‌شود.[۲۱] ابن عربی (۵۶۰-۶۳۸ق) از عارفان قرن ششم، خواب را «موت اصغر» (مرگ گوچک‌تر) نامیده[۲۲] و برخی روایات، خواب را برادر مرگ خوانده‌اند.[۲۳] در حدیثی، از امام باقر(ع) از مرگ سؤال شد، حضرت، مرگ را همان خواب دانستند، جز اینکه زمانش طولانی بوده و در آن بیداری رُخ نمی‌دهد، مگر در روز قیامت.[۲۴] از این‌رو درباره تفاوت مرگ و خواب چنین بیان کرده‌اند که جدایی روح از جسم در مرگ، کامل و در خواب، ناقص است.[۲۵]

امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به یارانش فرمود:
«ای فرزندان پدران بزرگوار! شکیبا باشید، که مرگ جز پُلی نیست که شما را از سختی و ناراحتی به بهشت‌های گسترده و نعمت‌های پایان‌ناپذیر می‌رساند. کدام‌یک از شما است که آرزوی انتقال یافتن از زندانی به کاخی نداشته باشد؟ و مرگ برای دشمنان شما انتقال یافتن از کاخی است به زندان.»[۲۶]


انواع مرگ و مردن

مرگ به لحاظ نوع جان دادن، دارای انواعی دانسته شده است:

  • مرگ طبیعی: مرگی که به جهت پیری و کهولت سن رخ می‌دهد.[۲۷]
  • مرگ اخترامی: مرگی که در اثر بیماری‌ها و حوادث یا سوانح صورت می‌گیرد.[۲۸]
  • مرگ جنایی: مرگی که از روی جنایت و ظلم صورت می‌گیرد و مقتول گرچه مظلومانه، ولی نیتی در انتخاب آن نداشته است.[۲۹]
  • خودکشی: که از آن به‌عنوان بدترین مرگ‌ها یاد می‌شود.[۳۰]
  • شهادت: مرگی که انسان با توجه به وجود خطر، فقط به خاطر هدفی مقدس و فی سبیل الله، از آن استقبال کند.[۳۱]

امام خمینی، به لحاظ وجود اختیار یا عدم آن در مرگ، مرگ را به طبیعی و ارادی (موت اختیاری) تقسیم نموده، و مرگ ارادی را عبارت از شکستن حجاب‌ها در زمان حیات دانسته است. به گفته وی این نوع مرگ مختص پیامبران و اولیای الهی است که به سبب رفع موانع در زمان حیاتشان، می‌توانند بر نفس و قوای آن چیره شوند.[۳۲]

میتة السوء و مرگ مفاجات

در برخی روایات تعبیری به نام «مِیتَةُ السُّوءِ» (مرگ ناگوار و دل‌خراش) مشاهده می‌شود و عواملی چون صدقه دادن را مانع مردن به چنین شیوه‌ای دانسته‌اند.[۳۳][یادداشت ۳]
«مرگ مفاجات» به معنی مرگ ناگهانی نیز از دیگر تعابیر درباره مرگ است که در احادیث از آن به «موتُ الفَجْأَة» یاد می‌شود[۳۴] و از جمله علل گرفتاری به آن رواج زِنا در جامعه قلمداد شده است.[۳۵][یادداشت ۴] همچنین خواندن برخی سوره‌های قرآن -مانند سوره تغابن- را مانع از ابتلا به چنین مرگی دانسته‌اند.[۳۶] برخی عالمان شیعه، مرگ ناگهانی، غرق شدن، سوختن و مانند آنها را از مصادیق «میتة السوء» شمرده‌اند.[۳۷]

زمان مرگ

به باور مسلمانان هیچ کس زمان مرگ خود را نمی‌داند. در آیه ۳۴ سوره لقمان تأکید شده است، کسی نمی‌داند که فردا چه خواهد شد و کسی نمی‌داند مرگش در چه نقطه‌ای از زمین فرا خواهد رسید.

اجل مسمی و معلّق

همچنین ببینید: اجل مسمی و اجل معلق

درباره زمان مرگ دو تعبیر اَجل مُسَمّیٰ و اجل مُعَلَّق به کار رفته است.[۳۸] به گفته علامه طباطبایی اجل مسمی، زمان حتمی و تغییرناپذیر مرگ انسان است که تنها خدا زمان آن را می‌داند. در مقابل، اجل معلق به‌معنای زمان طبیعی مرگ انسان است که امکان تغییر آن وجود دارد.[۳۹]

احکام فقهی وابسته به مرگ

در کتاب‌های فقهی، برای انسان، نسبت به مرگ خویش یا دیگران، وظایفی ذکر شده است،[۴۰]

احکام قبل و بعد از مرگ

فقیهان می‌گویند کسی که احساس کند مرگش نزدیک است، باید توبه نموده و نسبت به ادای حق الناس، برگرداندن امانت، وصیت به انجام واجباتی همچون نماز و روزه‌ای که ترک شده و تعیین وصیّ، اقدام کند.[۴۱] هم‌چنین به گفته بیشتر فقیهان، اگر مسلمانی در حال احتضار و جان دادن بود، واجب است رو به قبله دراز بکشد یا دیگران او را رو به قبله کنند؛ طوری که اگر بنشیند صورتش رو به قبله باشد.[۴۲] البته اهل سنت این کار را مستحب دانسته و می‌گویند باید وی را بر پهلوی راست خواباند.[۴۳] پس از مرگ نیز بنابر نظر فقیهان شیعه، بر مسلمانان واجب کفایی است که برای غُسل، حُنوط، کَفَن، نماز و دَفن اموات مسلمان اقدام نمایند.[۴۴]

مرگ مغزی و پیوند اعضا

احکام حقوقی و مدنی مرتبط با مرگ

اتانازی، خودکشی و عملیات انتحاری

سکرات مرگ

همچنین ببینید: سکرات موت

سَکَرات مرگ حالتی شبیه به مستی و بی‌هوشی دانسته شده که هنگام فرارسیدن مرگ و قبض روح، به‌صورت اضطراب و دگرگونی شدید در انسان نمایان می‌شود و او را در حیرت و ناآرامی شدید فرو می‌برد.[۴۵] به گفته ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، از برخی روایات استفاده می‌شود که لحظه مرگ بر مؤمنان راستین آسان می‌گذرد، در حالی که برای افراد بی‌ایمان دردناک است.[۴۶] این به خاطر آن است که شوق لقای پروردگار و رحمت و نعمت‌های بی‌پایان او، چنان مؤمنان را از خود بی‌خود می‌کند که دردهای لحظه انتقال را احساس نمی‌کنند.[۴۷]

تجربه نزدیک به مرگ

نوشتار اصلی: تجربه نزدیک به مرگ

تجربه نزدیک به مرگ را به رویدادهای فراروان‌شناختی[یادداشت ۵] و روحانی تعریف نموده‌اند، که توسط برخی افراد که در آستانه مرگ قرار گرفته‌اند گزارش می‌شود.[۴۸] به گفته عبدالحسین خسروپناه، از اساتید فلسفه و کلام این تجربه‌ها می‌تواند مثبت یا منفی باشد؛[۴۹] در تجربه مثبت، تجربه‌گر با احساسات خوشایندی مانند آرامش و امنیت مواجه است، که برخاسته از علم و عمل خالصانه‌ای است که در دنیا انجام داده‌است.[۵۰] در مقابل، در تجربه منفی ممکن است تجربه‌گر به سبب آلودگی به گناه، تجربه‌اش با احساس درد، وحشت و اضطراب همراه باشد.[۵۱]

یاد مرگ و آثار آن

یاد مرگ در احادیث معصومان، بااهمیت و موجب جلا و پاکیِ دل شمرده شده است.[۵۲] برخی روایات، یادآورِ مرگ را هم‌درجه شهدا معرفی نموده[۵۳] و برخی دیگر، چنین فردی را، زیرک‌ترین مردم دانسته‌اند.[۵۴] در حدیثی به نقل از امام صادق(ع) آمده است: یاد مرگ شهوت‌های درون را می‌میراند، ریشه‌های غفلت را از دل بر می‌کَند، ... آتش حرص را خاموش نموده و دنیا را در نظر انسان کوچک می‌کند.[۵۵]

علت ترس از مرگ

همچنین ببینید: پرسش:چرا از مرگ می‌ترسیم؟

موارد زیر، از جمله علت‌های ترس از مرگ دانسته شده است:

  • ناآگاهی از حقیقت مرگ؛ اگر انسان، مرگ را نابودی ندانسته، بلکه انتقال از دنیا به آخرت بداند، از مرگ نمی‌ترسد.[۵۶]
  • دل‌بستگی شدید به دنیا؛ انسانی که به دنیا دل‌بسته است، مرگ را پایان تمام لذت‌های خود می‌داند و همیشه از آن می‌ترسد.[۵۷]
  • گناه و ترس از حسابرسیِ اعمال؛ انسان وقتی گناهی کرده باشد می‌داند وقتی از این دنیا برود باید پاسخگوی گناهش باشد به همین دلیل از مرگ می‌ترسد.[۵۸]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سوره عنکبوت، آیه ۵۷.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۲۰۰ و ج۴، ص۱۸ و ج ۲۴، ص۱۱۸.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۱۶۶.
  4. سوره آل‌عِمران، آیه ۱۸۵ و سوره جمعه، آیه ۸.
  5. سوره عبس، آیه ۱۷ و سوره بقره، آیه ۱۹۱.
  6. سوره غافر، آیه ۴۰ و سوره نساء، آیه ۱۷۶.
  7. سوره سجده، آیه ۱۱ و سوره زُمر، آیه ۴۲.
  8. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی (المحشّٰی)، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸-۱۴۱.
  9. بنی هاشمی خمینی، توضیح المسائل (سیزده مرجع)، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۷۶۱.
  10. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی (المحشّٰی)، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۶۵۱.
  11. صاحب‌جواهر، نجاة العباد (المحشّی)، ۱۳۱۳ق، ص۱۸۸.
  12. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ش، ج۲، ص۹۰.
  13. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰؛ آصفی، محمدمهدی، «پیوند اعضای مردگان مغزی»، ص۲۵.
  14. رنجبر و زمانی، «حقیقت و چیستی مرگ از دیدگاه عرفان نظری و حکمت متعالیه»، ص۷۶.
  15. خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۸۸ش، ص۳۲۳؛ رنجبر و زمانی، «حقیقت و چیستی مرگ از دیدگاه عرفان نظری و حکمت متعالیه»، ص۸۹.
  16. سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۷۶۵؛ رنجبر و زمانی، «حقیقت و چیستی مرگ از دیدگاه عرفان نظری و حکمت متعالیه»، ص۸۹.
  17. برای نمونه رجوع کنید: فاضل لنکرانی، جامع المسائل، انتشارات امیر قلم، ج۲، ص۱۱۳؛ منتظری، احکام پزشکی، ۱۴۲۷ق، ص۱۲۰.
  18. منتظری، احکام پزشکی، ۱۴۲۷ق، ص۱۲۰؛ واعظی، و قائمی، «حقیقت مرگ، مرگ اندیشی و معنای زندگی»، ص۱۶۳.
  19. آصفی، محمدمهدی، «پیوند اعضای مردگان مغزی»، ص۲۵-۲۶.
  20. آصفی، محمدمهدی، «پیوند اعضای مردگان مغزی»، ص۲۵-۲۶.
  21. آملی، تفسیر المحیط، ۱۴۲۲ق، ج۶، ص۱۶۶.
  22. ابن عربی، الفتوحات المکیة، دار الصادر، ج۴، ص۴۲۴.
  23. امام صادق(ع)، مصباح الشریعة، ۱۴۰۰ق، ص۴۴.
  24. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ۱۴۰۳ق، ص۲۸۹.
  25. جرجانی، التعریفات‏، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۷.
  26. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ۱۴۰۳ق، ص۲۸۹.
  27. مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۲۴، ص۴۴۸.
  28. مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۲۴، ص۴۴۸.
  29. مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۲۴، ص۴۴۸.
  30. مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۲۴، ص۴۴۹.
  31. مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۲۴، ص۴۴۹.
  32. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۵ش، ج۱۳، ص۵۱۵-۵۱۳.
  33. علامه مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۷، ص۲۹۲.
  34. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ۱۳۶۷ش، ج۳، ص۴۱۲.
  35. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۷۴.
  36. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۴، ص۱۸۳.
  37. شریف الرضی، نهج البلاغة (ترجمه و شرح فیض‌الاسلام)، ج۲، ص۳۴۰؛ محمدی ری‌شهری، نهج الذکر، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۳۷۶.
  38. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۰.
  39. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۰.
  40. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰-۵۲۱.
  41. مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰-۵۲۱.
  42. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی (المحشّٰی)، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۸؛ بنی هاشمی خمینی، توضیح المسائل (سیزده مرجع)، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۱.
  43. مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۴.
  44. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی (المحشّٰی)، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۲؛ بنی هاشمی خمینی، توضیح المسائل (سیزده مرجع)، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۱۳.
  45. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۲۵۴.
  46. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳، ج۶ ،ص۱۵۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۳۱۱.
  47. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۳۱۲.
  48. ساعی و قاسمیان‌نژاد، «بررسی چیستی تجربهٔ نزدیک به مرگ و نقد دیدگاه‌های متناظر با آن» ص۹.
  49. خسروپناه، «تجربهٔ نزدیک به مرگ واقعیت یا پندار؟»، ص۴۸.
  50. خسروپناه، «تجربهٔ نزدیک به مرگ واقعیت یا پندار؟»، ص۴۸.
  51. خسروپناه، «تجربهٔ نزدیک به مرگ واقعیت یا پندار؟»، ص۴۹.
  52. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۱۰۴.
  53. وَراّم بن أبی فراس، مجموعة ورّام، ۱۴۱۰ش، ج۱، ص۲۶۸.
  54. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۵۸.
  55. امام صادق(ع)، مصباح الشریعة، ۱۴۰۰ق، ص۱۷۱.
  56. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶، ص۱۵۶.
  57. صدوق، معانی الاخبار، ۱۴۰۳ق، ص۲۸۸.
  58. مکارم شیرازی، معاد و جهان پس از مرگ، ۱۳۷۶ش، ص۳۰.
  1. «أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ» (هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد هر چند در برج‌های محکم باشید) (سوره نساء، آیه۷۸)؛ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیکُم» (بگو: این مرگی که از آن فرار می‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد) (سوره جمعه، آیه۸).
  2. امر وجودی یعنی چیزی که وجود دارد، در مقابل امر عدمی؛ مثل بینایی و نور، در مقابل نابینایی و تاریکی.(خوانساری، فرهنگ اصطلاحات منطقی، سال ۱۳۷۶ش، ۷۰.)
  3. الصدقة فی العلانیة، فإنها تدفع میته السوء ... (صدقه آشکارا مُردن بد را برگرداند ...).
  4. إذا ظهر الزنا من بعدی کثر موت الفجأة ... (هرگاه پس از من زنا پدیدار شود، مرگ ناگهانی فراوان گردد ...).
  5. فراروان‌شناسی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به مطالعه پدیده‌های روان‌شناختی به ظاهر ماوراءالطبیعه می‌پردازد.(فرا روان‌شناسی، پایگاه علمی تخصصی روان‌شناسی.)

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران، دار القرآن الکریم، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، تحقیق: موسوی تبریزی، سید محسن، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ سوم، ۱۴۲۲ق.
  • ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ش.
  • ابن عربی، محیی‌الدین، الفتوحات المکیة، بیروت، دار الصادر، بی‌تا.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ش.
  • امام خمینی، روح الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • امام خمینی، روح الله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • بنی هاشمی خمینی، سید محمدحسن، توضیح المسائل (سیزده مرجع)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  • جرجانی، سید علی بن محمد، کتاب التعریفات‏، تهران، ناصر خسرو، چاپ چهارم، ۱۳۷۰ش.
  • آصفی، محمدمهدی، «پیوند اعضای مردگان مغزی»، در مجله فقه اهل بیت(ع)، شماره۳۱، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی.
  • خسروپناه، عبدالحسین، «تجربهٔ نزدیک به مرگ واقعیت یا پندار؟»، در نشریه پاسدار اسلام، شماره۴۷۱-۴۷۲، تیر و مرداد ۱۴۰۰ش.
  • خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‏، تهران‏، چاپ دوم، سال ۱۳۷۶ش.
  • رنجبر، علی، و زمانی، محمدحسن، «حقیقت و چیستی مرگ از دیدگاه عرفان نظری و حکمت متعالیه»، در نشریه انوار معرفت، ش۱۲، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش.
  • ساعی، محبوبه، قاسمیان نژاد، علی‌نقی، «بررسی چیستی تجربهٔ نزدیک به مرگ و نقد دیدگاه‌های متناظر با آن»، در نشریه اندیشه نوین دینی، شماره۳۸، ص۷-۲۴. زمستان ۱۳۹۳ش.
  • شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ترجمه و شرح فیض‌الاسلام اصفهانی، علی‌نقی، تهران، مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الإسلام، چاپ پنجم، ۱۳۷۹ش.
  • شیخ صدوق، ابن بابویه، معانی الاخبار، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
  • طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی (المحشّٰی)، گردآورنده: محسنی سبزواری، احمد، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم، بی‌تا.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، نهج الذکر، قم، موسسه دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، قم، انتشارات الهادی، چاپ سوم، ۱۳۸۱ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری‏، انتشارات صدرا، قم، چاپ اول، بی‌تا.
  • مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسة، دار التیار الجدید، دار الجواد، بیروت، چاپ دهم، ۱۴۲۱ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، معاد و جهان پس از مرگ، قم، نشرسرور، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
  • منتظری، حسین‌علی، احکام پزشکی، نجف‌آبادی، قم، نشر سایه، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.
  • منسوب به امام صادق(ع)، جعفر بن محمد، مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰ق.
  • نجفی (صاحب جواهر)، محمد حسن، نجاة العباد (المحشّی)، بی‌جا، چاپ اول، ۱۳۱۳ق.
  • نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
  • واعظی، احمد، و قائمی، محمدمهدی، «حقیقت مرگ، مرگ اندیشی و معنای زندگی»، در فصل‌نامه آیین حکمت، ش۲۰، سال ششم، تابستان ۱۳۹۳ش.
  • وراّم بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، مجموعة ورام، قم، مکتبة الفقیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ش.

پیوند به بیرون