پرش به محتوا

فیء

از ویکی شیعه
مقالهٔ فیء با مقالات ارتباط دارد.

فَیء به اموالی گفته می‌شود که بدون جنگ و لشکرکشی از کفار به دست مسلمانان می‌افتد.[۱] آیه ۷ سوره حشر موارد مصرف فیء را شش مورد بیان کرده است:[۲] خدا، پیامبر(ص)، خویشاوندان پیامبر، یتیمان، مسکینان، و ابن سبیل.

در تفاوت فیء و غنیمت آمده است که برخلاف غنیمت، فیء شامل صلح، جزیه و خراج نیز می‌شود.[۳] شیخ طوسی معتقد است که غنیمت باید برای مصالح مسلمانان مصرف شود، اما فیء مختص پیامبر(ص) یا جانشینان اوست.[۴]

در مقابل، برخی غنیمت و فیء را یکسان می‌دانند و آیه خمس را ناسخ آیات ۶ و ۷ سوره حشر می‌پندارند.[۵] اما مفسران معتقدند که آیه خمس در سال دوم هجری، پس از غزوه بدر نازل شده، درحالی‌که آیه فیء مربوط به بنی‌نضیر و در سال چهارم هجری است. بنابراین، نمی‌توان آیه خمس را ناسخ آیه فیء دانست.[۶] کلینی فیء و غنیمت را یکسان می‌داند و فیء را در مقابل انفال قرار می‌دهد.[۷] با‌این‌حال، حسینعلی منتظری معتقد است که نظر کلینی با آیات ۶ و ۷ سوره حشر سازگار نیست.[۸]

مفسران شیعه بر این باورند که فیء از مالیات‌های حکومتی است که ابتدا به پیامبر(ص) و سپس به امام می‌رسد.[۹] «ذوی القربی» به اهل بیت پیامبر و بنی‌هاشم اشاره دارد، زیرا آنان از دریافت زکات محرومند.[۱۰] در مورد سه گروه آخر (یتیمان، مسکینان و ابن سبیل)، برخی مفسران شیعه معتقدند که این موارد مختص بنی‌هاشم است،[۱۱] در‌حالی‌که مفسران اهل سنت آن را عمومی می‌دانند.[۱۲]

یکی از مصادیق فیء روستای فدک است[۱۳] که پس از غزوه خیبر چون بدون جنگ و از طریق مصالحه بود، به پیامبر(ص) واگذار شد[۱۴] و پیامبر(ص) فدک را به فاطمه(س) بخشید.[۱۵] پس از رحلت پیامبر(ص)، اختلافات زیادی درباره مالکیت فدک میان شیعه و سنی مطرح شد[۱۶] که باعث واکنش‌های مختلف حاکمان در دوره‌های مختلف شد.[۱۷]

پانویس

  1. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص ۱۱۹.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۳۹۱-۳۹۲.
  3. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۸، ص۱۴.
  4. شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۵۶۳-۵۶۴.
  5. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ص۸۳۵.
  6. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ص۸۳۵.
  7. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۵۳۸.
  8. منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ۱۳۶۷ش، ج۷، ص۵۶-۵۷.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۰۵؛ شریف لاهیجی، تفسیر لاهیجی،‌ ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۴۳۰؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۵۶۴؛ قمی کاشانی، منهج‌الصادقین،‌ ۱۳۳۰ش، ج۹، ص۲۲۴.
  10. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۰۵؛ شریف لاهیجی، تفسیر لاهیجی،‌ ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۴۳۰؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۵۶۴؛ قمی کاشانی، منهج‌الصادقین،‌ ۱۳۳۰ش، ج۹، ص۲۲۴.
  11. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج‏۲۳، ص۵۰۵.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۳۹۱-۳۹۲.
  13. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۴ ص۲۳۸.
  14. بلاذری، فتوح البلدان، 1988م، ص۴۳.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۵۱۰.
  16. برای نمونه نگاه کنید به مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۹، ص۱۲۴-۱۲۵؛ سبحانی، فروغ ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۲۱۹؛ طبرسی، الاحتجاج،‌ ۱۴۰۳ق، ج۱،‌ ص۱۰۷، ۱۰۸؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۵۰۶؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۸۴؛ بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۷۹.
  17. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۵، ص۱۷۸، ۱۷۹؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ص۳۷، ۳۸، ۴۱؛ علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۳۵۷.

منابع

  • ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت،‌ دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
  • سبحانی، جعفر، فروغ ولایت، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۰ش.
  • شريف لاهيجى، محمد بن على، تفسير شريف لاهيجى، تهران، داد، ۱۳۷۳ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، الاحتجاج على أهل اللجاج‏، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسة آل‌البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق وکشف الصدق‏، بیروت، دار الکتاب اللبنانی‏، ۱۹۸۲م.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، داراحیاء التراث العربی، سوم، بیروت، ۱۴۲۰ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
  • قمی کاشانی، ملا فتح الله، منهج الصادقین ، تهران، چاپخانه محمد حسن علمی، ۱۳۳۰ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت،‌ دار أحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مشکینی اردبیلی، علی، مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیة، قم، الهادی، ۱۴۱۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • منتظري، حسينعلي، مباني فقهي حكومت اسلامي، تهران، سرایی، ۱۳۷۹ش.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، ۱۹۹۵م.