فیء
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
فَیء به اموالی گفته میشود که بدون جنگ و لشکرکشی از کفار به دست مسلمانان میافتد.[۱] آیه ۷ سوره حشر موارد مصرف فیء را شش مورد بیان کرده است:[۲] خدا، پیامبر(ص)، خویشاوندان پیامبر، یتیمان، مسکینان، و ابن سبیل.
در تفاوت فیء و غنیمت آمده است که برخلاف غنیمت، فیء شامل صلح، جزیه و خراج نیز میشود.[۳] شیخ طوسی معتقد است که غنیمت باید برای مصالح مسلمانان مصرف شود، اما فیء مختص پیامبر(ص) یا جانشینان اوست.[۴]
در مقابل، برخی غنیمت و فیء را یکسان میدانند و آیه خمس را ناسخ آیات ۶ و ۷ سوره حشر میپندارند.[۵] اما مفسران معتقدند که آیه خمس در سال دوم هجری، پس از غزوه بدر نازل شده، درحالیکه آیه فیء مربوط به بنینضیر و در سال چهارم هجری است. بنابراین، نمیتوان آیه خمس را ناسخ آیه فیء دانست.[۶] کلینی فیء و غنیمت را یکسان میداند و فیء را در مقابل انفال قرار میدهد.[۷] بااینحال، حسینعلی منتظری معتقد است که نظر کلینی با آیات ۶ و ۷ سوره حشر سازگار نیست.[۸]
مفسران شیعه بر این باورند که فیء از مالیاتهای حکومتی است که ابتدا به پیامبر(ص) و سپس به امام میرسد.[۹] «ذوی القربی» به اهل بیت پیامبر و بنیهاشم اشاره دارد، زیرا آنان از دریافت زکات محرومند.[۱۰] در مورد سه گروه آخر (یتیمان، مسکینان و ابن سبیل)، برخی مفسران شیعه معتقدند که این موارد مختص بنیهاشم است،[۱۱] درحالیکه مفسران اهل سنت آن را عمومی میدانند.[۱۲]
یکی از مصادیق فیء روستای فدک است[۱۳] که پس از غزوه خیبر چون بدون جنگ و از طریق مصالحه بود، به پیامبر(ص) واگذار شد[۱۴] و پیامبر(ص) فدک را به فاطمه(س) بخشید.[۱۵] پس از رحلت پیامبر(ص)، اختلافات زیادی درباره مالکیت فدک میان شیعه و سنی مطرح شد[۱۶] که باعث واکنشهای مختلف حاکمان در دورههای مختلف شد.[۱۷]
پانویس
- ↑ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص ۱۱۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طبرسی، مجمعالبیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۳۹۱-۳۹۲.
- ↑ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۸، ص۱۴.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۵۶۳-۵۶۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ص۸۳۵.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ص۸۳۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۵۳۸.
- ↑ منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ۱۳۶۷ش، ج۷، ص۵۶-۵۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۰۵؛ شریف لاهیجی، تفسیر لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۴۳۰؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۵۶۴؛ قمی کاشانی، منهجالصادقین، ۱۳۳۰ش، ج۹، ص۲۲۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۰۵؛ شریف لاهیجی، تفسیر لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۴۳۰؛ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۵۶۴؛ قمی کاشانی، منهجالصادقین، ۱۳۳۰ش، ج۹، ص۲۲۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۵۰۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۵۰۵؛ طبرسی، مجمعالبیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۳۹۱-۳۹۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۴ ص۲۳۸.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، 1988م، ص۴۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۵۱۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۹، ص۱۲۴-۱۲۵؛ سبحانی، فروغ ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۲۱۹؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۰۷، ۱۰۸؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۵۰۶؛ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۸۴؛ بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۷۹.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۵، ص۱۷۸، ۱۷۹؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ص۳۷، ۳۸، ۴۱؛ علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۳۵۷.
منابع
- ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
- سبحانی، جعفر، فروغ ولایت، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۰ش.
- شريف لاهيجى، محمد بن على، تفسير شريف لاهيجى، تهران، داد، ۱۳۷۳ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، الاحتجاج على أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسة آلالبیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق وکشف الصدق، بیروت، دار الکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.
- فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، داراحیاء التراث العربی، سوم، بیروت، ۱۴۲۰ق.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
- قمی کاشانی، ملا فتح الله، منهج الصادقین ، تهران، چاپخانه محمد حسن علمی، ۱۳۳۰ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار أحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- مشکینی اردبیلی، علی، مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیة، قم، الهادی، ۱۴۱۹ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.
- منتظري، حسينعلي، مباني فقهي حكومت اسلامي، تهران، سرایی، ۱۳۷۹ش.
- یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، ۱۹۹۵م.
