قصص القرآن

قَصَصُ القرآن، بهمعنای داستانهای قرآنی، که نزدیک به یکسوم آیات قرآن را در بر میگیرد. این داستانها درباره پیامبران و اقوام گذشته، و نیز رویدادهای دوره نزول قرآن است. علت استفاده فراوان قرآن از داستان، ظرفیت بالای آن در تأثیرگذاری بر اندیشه و روح انسان بیان شده است. قرآنْ خود هدف از بیان داستانها را درسگرفتن انسانها معرفی کرده و در آیات فراوانی به تأمل در سرگذشت پیشینیان سفارش کرده است.
براساس آیات قرآن، داستانهای قرآنی ساختگی و افسانهای نیست، بلکه واقعیتهایی است که خردمندان از آنها عبرت میگیرند و موجب هدایت مؤمنان میشود. به گفته علامه طباطبایی، قرآن تنها آنچه را در جهت هدف قرآن، یعنی هدایت است، ذکر میکند و جزئیاتِ رویدادها را بیان نمیکند.
بیشتر داستانهای قرآن، درباره زندگی پیامبران است. قرآن بهویژه درباره پیامبرانی چون ابراهیم، موسی، عیسی، یوسف و پیامبر اسلام بهصورت مفصل سخن گفته است.
داستان در قرآن
قرآن تأکید فراوانی بر استفاده از داستان، برای ارائه آموزههای اسلامی دارد. نزدیک به یکسوم آیات قرآن، درباره داستانهای پیشینیان و نیز رویدادهای دوره نزول قرآن است. در قرآن جهان آخرت نیز در قالب داستان ترسیم شده است.[۱] به داستانهای قرآنی، قصص القرآن گفته میشود. قصص جمع قصه و بهمعنای داستانهاست.[۲]
در آیاتی از قرآن، به ویژگی داستانپردازی آن اشاره شده است؛ در آیه ۹۹ سوره طه آمده است که قرآن داستانهای پیشینیان را برای پیامبر(ص) بیان میکند. در سوره یوسف نیز داستان زندگی حضرت یوسف، بهترین داستان خوانده شده که قرار است برای پیامبر گفته شود.[۳] در برخی از روایات، عبارت أحسن القصص (بهترین داستان)، برای خود قرآن به کار برده شده است.[۴]
اهداف قرآن از داستانپردازی
به گفته پژوهشگران، قرآن بهدلیل تأثیرگذاری عمیق داستان بر اندیشه و روح انسان، از آن استفاده فراوان میکند،[۵] زیرا انسانها معمولاً از نصیحت مستقیم گریزانند و قرآن آموزههای خود را به صورت غیرمستقیم از طریق داستانها منتقل میکند.[۶] اهداف قرآن از بیان داستانها شامل اطمینانبخشی به پیامبر(ص)،[۷] موعظه،[۸] تذکر به مؤمنان[۹] و عبرتآموزی[۱۰] برای انسانهاست.[۱۱] داستانهای قرآنی افسانه نیستند، بلکه حقایقی عبرتآموز و هدایتگر برای مؤمنان محسوب میشوند.[۱۲]
علامه طباطبایی بیان میکند که قرآن کتاب تاریخ یا رمان نیست، بلکه کتابی الهی و بدون هیچگونه باطلی است که همواره بر حق و هدایت تأکید دارد و برای کسانی که به آن تمسک جویند، حجت است.[۱۳][یادداشت ۱] عبدالله جوادی آملی نیز قرآن را کتابی برهانی میداند که حکمت، موعظه و استدلال احسن را در کنار هم در قصص قرآنی ارائه میدهد.[۱۴]
مرتضی مطهری:
قرآن، پیغمبر، ائمه و کسانی که تربیت شده این مکتب هستند محال است که برای هدف مقدس، از یک امر نامقدس مثلاً از یک امر پوچ، از یک امر باطل، از یک امر بیحقیقت هر چند یک تمثیل استفاده کنند... ما شک نداریم که تمام قصص قرآن همانطور که قرآن نقل کرده است عین واقعیت است. داستانی که قرآن نقل میکند، بعد از نقل قرآن احتیاجی نداریم که تأییدی از تواریخ دنیا پیدا کنیم. تواریخ دنیا باید از قرآن تأیید بگیرند. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان این اصل را با ادلّهای از آیات قرآن ثابت میکنند که اساساً در سیره انبیاء چنین چیزی وجود نداشته که حتی برای هدف مقدسشان از یک امر نامقدس استفاده کنند.
برخی با بررسی قصههای قرآن، سه هدف کلّی آنها را به شرح زیر نشان دادهاند:
- اهداف شناختی: بیان باورهای دینی مانند ضرورت دین و نبوت؛
- اهداف اجتماعی: بیان علتهای پیروزی یا شکست اقوام، معرفی اقوام برتر و نمونه، بیان علت برخورداری امتها از نعمتها یا گرفتارشدنشان به عذابهای الهی؛
- اهداف اخلاقی و تربیتی: معرفی الگو مانند معرفی پیامبر(ص) و حضرت ابراهیم(ع) و کسانی که با او ایمان آوردند، معرفی شیطان به عنوان عامل مهم انحراف انسان، بیان ارزشهای مهم اخلاقی.[۱۵]
ویژگیهای داستانپردازی قرآن
به گفته پژوهشگران قرآنی، داستانهای قرآن به سبک رمان یا روشهای معمول داستاننویسی نوشته نشدهاند.[۱۶] قرآن به جزئیاتی مانند نسب افراد، زمان و مکان دقیق وقایع که برای مورخان و رماننویسان مهم است، نمیپردازد و تنها بر جنبههای هدایتگر خود تمرکز دارد.[۱۷]
محتوای داستانهای قرآنی واقعی، هدفمند و دارای پیام است و شامل معجزات و شخصیتهای متنوعی میشود.[۱۸] از نظر ساختاری، قرآن از اسلوبهای گوناگونی در بیان داستانها استفاده کرده است؛[۱۹] گاهی چکیده داستان در ابتدا میآید و سپس به تفصیل بیان میشود (مانند داستان اصحاب کهف)، گاهی سرانجام داستان در ابتدا ذکر شده و سپس کل ماجرا روایت میشود (مانند داستان موسی و فرعون)، و گاهی نیز داستانها ناگهانی و بدون مقدمه آغاز میشوند (مانند داستان ولادت حضرت عیسی).[۲۰]
برخی از ویژگیهای عمومی داستانهای قرآن، به شرح زیر است:
- تمرکز بر بخشهای مهم: فقط قسمتهایی از داستان که هدف قرآن را پیش میبرند، با جزئیات بیان میشوند.
- شخصیتهای زنده: شخصیتها واقعی و ملموس تصویر میشوند.
- استفاده از جملات معترضه: جملات توضیحی در بین متن زیاد به کار رفته است.
- گفتگوی متضاد: گفتگو بین شخصیتهای مخالف رایج است.
- شخصیتهای محدود: داستانها معمولاً شخصیتهای کمی دارند (خدا، پیامبر، قوم پیامبر).
- عدم ذکر زمان: دوره زمانی اتفاقات معمولاً مشخص نمیشود.
- نتیجهگیری صریح: داستانها با بیان سرانجام و نتیجهگیری تمام میشوند.[۲۱]
موضوعات داستانهای قرآن
بیشتر داستانهای قرآن، درباره زندگی پیامبران است. قرآن به ویژه درباره پیامبرانی چون ابراهیم، موسی، یوسف و پیامبر اسلام(ص) به صورت مفصل سخن گفته است. به جز پیامبران درباره افراد دیگر و نیز برخی از اقوام و گروهها هم در قرآن، داستانهایی نقل شده است.[۲۲] برخی از داستانهای قرآن عبارت است از:
کتابشناسی قصص القرآن
قصص القرآن یکی از جالبترین مباحث علوم قرآنی است و کتابهای فراوانی درباره آن نوشته شده است.[۲۳] این کتابها غالباً قصص القرآن نامیده میشوند. برخی از آنها عبارتاند از:
| کتابهای قصص القرآن | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| نام کتاب | نویسنده | ||||
| النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین | سید نعمت الله جزایری | ||||
| قصص قرآن | سید صدرالدین بلاغی | ||||
| القصص القرآنی | سید محمدباقر حکیم | ||||
| قصص القرآن دلالیاً و جمالیاً | محمود بستانی | ||||
| قصههای قرآن | سید محمد صحفی | ||||
| داستان پیامبران | سید علی موسوی گرمارودی | ||||
| پژوهشی در جلوههای هنری داستانهای قرآن | محمود بستانی | ||||
| داستانهای قرآن | سید محمد شیرازی | ||||
| قصص القرآن | سید محمدباقر موسوی | ||||
| تاریخ انبیاء یا قصص قرآن | سید نبی اولیائی | ||||
| قصص القرآن یا تاریخ انبیاء | سید هاشم رسولی محلاتی | ||||
| قصص القرآن | ابوبکر عتیق نیشابوری[۲۴] | ||||
پانویس
- ↑ مرویان، اهداف تربیتی در قصّههای قرآن، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۱؛ بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۱۳-۱۵.
- ↑ بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۱۴؛ طالبی، «تاریخ در قصص قرآن»، ص۲۹.
- ↑ بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۱۴؛ قرآن، سوره یوسف، آیه۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۳۰۱.
- ↑ بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۱۳-۱۴؛ طالبی، «تاریخ در قصص قرآن»، ص۲۹.
- ↑ بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۱۳.
- ↑ سوره هود، آیه ۱۲۰.
- ↑ سوره هود، آیه ۱۲۰.
- ↑ سوره هود، آیه ۱۲۰.
- ↑ سوره یوسف، آیه ۱۱۱.
- ↑ طالبی، «تاریخ در قصص قرآن»، ص۲۹.
- ↑ سوره یوسف، آیه ۱۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۵۷-۴۵۸.
- ↑ موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۷، ص۲۳۶
- ↑ https://javadi.esra.ir/fa/w/تفسیر-سوره-نازعات-جلسه-6-1398/09/04-
- ↑ مرویان، اهداف تربیتی در قصّههای قرآن، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۱-۲۰۷.
- ↑ حسینی، ریختشناسی قصههای قرآن، ۱۳۸۲، ص۶۷.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ص۶۴، به نقل از: حسینی، ریختشناسی قصههای قرآن، ۱۳۸۲، ص۶۷.
- ↑ سنگری، محمدرضا، هدفها و شیوههای داستانپردازی در قرآن، ۱۳۸۴ش، ص۴-۷.
- ↑ صادقپور، نگاهی به ویژگیهای ساختاری داستانهای قرآن، ۱۳۷۶ش، ص۲۷۴.
- ↑ صادقپور، نگاهی به ویژگیهای ساختاری داستانهای قرآن، ۱۳۷۶ش، ص۲۷۵-۲۷۹.
- ↑ معموری، تحلیل ساختار روایت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۶۶و۶۷.
- ↑ رجوع کنید به: بلاغی، قصص قرآن، ۱۳۸۰ش؛ صحفی، قصههای قرآن، ۱۳۷۹ش.
- ↑ صادقپور، کتابشناسی قصههای قرآن، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۶و۳۰۷.
- ↑ م.خراسانی، راهنمای پژوهش در داستانهای قرآن، ۱۳۷۱ش، ص۱۰۱و۱۰۲.
یادداشت
- ↑ فليس القرآن كتاب تاريخ ولا صحيفة من صحف القصص التخييلية وإنما هو كتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه وقد نص على أنه كلام الله سبحانه ، وأنه لا يقول إلا الحق ، وأن ليس بعد الحق إلا الضلال ، وأنه لا يستعين للحق بباطل ، ولا يستمد للهدى بضلال ، وأنه كتاب يهدي إلى الحق وإلى صراط مستقيم. طباطبایی، المیزان،منشورات اسماعيليان، ج۷، ص۱۶۶.
منابع
- بلاغی، صدرالدین، قصص قرآن، تهران، امیرکبیر، چاپ هفدهم، ۱۳۸۰ش.
- حسینی، محمد، ریختشناسی قصههای قرآن: بازخوانش دوازده قصه قرآنی، تهران، ققنوس، ۱۳۸۲ش.
- سنگری، محمدرضا، «هدفها و شیوههای داستانپردازی در قرآن»، آموزش قرآن، شماره ۸، ۱۳۸۴ش.
- صادقپور، محمدحسین، «نگاهی به ویژگیهای ساختاری داستانهای قرآن»، مشکوة، شماره ۵۴ و ۵۵، ۱۳۷۶ش.
- صادقپور، محمدحسین، کتابشناسی قصههای قرآن، مشکوة، شماره ۶۰ و ۶۱، ۱۳۷۷ش.
- صحفی، سید محمد، قصههای قرآن، قم، اهل بیت، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.
- طالبی، تهماسب، «تاریخ در قصص قرآن»، در مجله رشد آموزش تاریخ، شماره ۴۲، بهار ۱۳۹۰ش.
- م.خراسانی، مهدی، «راهنمای پژوهش در داستانهای قرآن»، آینه پژوهش، شماره ۱۵، ۱۳۷۱ش.
- مرویان حسینی، محمود، «اهداف تربیتی در قصّههای قرآن»، پژوهشهای قٰرآنی، شماره ۴۱، ۱۳۸۴ش.
- معموری، علی، تحلیل ساختار روایت در قرآن: بررسی منطق توالی پیرفتها، تهران، نگاه معاصر، ۱۳۹۲ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.