دم عیسی
دَمِ عیسی مفهومی برگرفته از معجزهای از حضرت عیسی(ع) که معنای آن در فرهنگ اسلامی زندگیبخشی، راهنمایی و دستگیری انسان از خاستگاهی قدسی و غیبی دانسته شده است.[۱] این مفهوم برگرفته از داستانی قرآنی در آیه ۴۹ سورهٔ آلعمران و آیه ۱۱۰ سورهٔ مائده است در آن حضرت عیسی(ع) با اعجاز پرندهای را از گِل ساخت و پس از دمیدن در آن پرندهٔ گلی زنده شد.[۲]
خواجهٔ حق، پيشواى راستين
كانِ علم و بحر حلم و قطب دين
ساقى كوثر، امام رهنما
ابن عم مصطفى، شير خدا
مرتضاى مجتبى، جفت بتول
خواجهٔ معصوم و داماد رسول
از دمِ عيسى چو مرده زنده خاست
او به دم دست بُريده كرد راست[۳]
عبدالله جوادی آملی، مفسر شیعه، دم زندگیبخش عیسی(ع) را مظهر دم حیاتبخش الهی دانسته است.[۴] از نظر او، همانطور که خداوند با نَفْخ (دم) الهی موجودی را حیات میداده، حضرت عیسی(ع) نیز با دم خود، که مظهر نفخ الهی است، حیات را به پرنده میداده و موجود بیجانی را زنده میکرده است.[۵] از نظر جوادی آملی این حیاتبخشی از آنجاست که خود مسیح(ع) مظهر اسمهای خالق و محیی (زندهکننده) خداوند و نماد کامل آفرینش از راه نفخ الهی است.[۶]
در تصوف اسلامی، دم عیسی(ع) نماد ارشاد ولی الهی و انسان کامل دانسته شده که حضور و کلامش میتواند جانِ معنوی انسان را زنده و بیدار کند.[۷] آنچنان که مولوی، عارف و شاعر ایرانی قرن هفتم قمری، در مثنوی دم عیسی را نَفَس پیر در طریقت دانسته که سالک را زنده میکند:[۸]
دم مسیحایی بارزترين ويژگی مسيح در ادب فارسی دانسته شده است.[۱۰] این مفهوم با تعابیری چون «نَفَس مسیح»، «نفس مسیحا»، «دم عیسوی»، «باد عیسی»، «باد مسیح»، «نفخ مسیحآسا»، «نفس عیسی» و «انفاس عیسی» در ادبیات فارسی آمده است.[۱۱]
برای نمونهای، خاقانی شروانی، قصیدهسرای شافعیمذهب قرن ششم قمری، در قصیدهای دربارهٔ تربت پیامبر(ص)، که با خود از سفر حج آورده بود، آن تربت را آفتابی پنهان خوانده که نَفَس زندگیبخش عیسی(ع) با آن همراه است:[۱۲]
همچنین، در برخی اشعار فارسی از شاعران شیعه از این مفهوم برای اشاره به حیاتبخشی مهدویت استفاده شده است؛ آنچنان که مُلا خَطای شوشتری، از شاعران قرن سیزدهم قمری، حیاتبخشی امام زمان(ع) را با دم عیسی(ع) چنین مقایسه کرده است:
پانویس
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۴۸؛ آریان، چهرهٔ مسیح در ادبیات فارسی، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۳-۲۵۴. حمیدیان، شرح شوق، ۱۳۹۲ش، ج۳، ص۱۳۴۴.
- ↑ جوادی آملی، سیرهٔ پیامبران در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۳۶۱ و ۳۸۰.
- ↑ عطار نیشابوری، منطق الطیر، ۱۳۸۳ش، ص۲۵۲.
- ↑ جوادی آملی، سیرهٔ پیامبران در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۳۶۱ و ۳۸۰.
- ↑ جوادی آملی، سیرهٔ پیامبران در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۳۸۰.
- ↑ جوادی آملی، سیرهٔ پیامبران در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۳۶۱ و ۳۸۰.
- ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۴۸.
- ↑ سیف، «سیمای مسیح در مثنوی مولوی»، ص۳۵۰.
- ↑ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۳ش، ص۷۹.
- ↑ امامی، «دم مسيحايی بارزترين ويژگی مسيح در ادب پارسی است»، در تارنمای خبرگزاری ایسنا.
- ↑ شریفی، فرهنگ ادبیات فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۰۴۶؛ آریان، چهرهٔ مسیح در ادبیات فارسی، ۱۳۷۸ش، ص۳۳۵.
- ↑ استعلامی، نقد و شرح قصاید خاقانی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۸۱۳.
- ↑ خاقانی، دیوان خاقانی شروانی، ۱۳۷۹ش، ص۱۷۴.
- ↑ محمدی ریشهری، دانشنامهٔ امام مهدى(ع) بر پايهٔ قرآن حديث و تاريخ، ۱۳۹۳ش، ج۱۰، ص۱۷۵.
منابع
- آریان، قمر، چهرهٔ مسیح در ادبیات فارسی، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۷۸ش.
- استعلامی، محمد، فرهنگنامه تصوف و عرفان، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۸ش.
- استعلامی، نقد و شرح قصاید خاقانی براساس تقریرات استاد بدیعالزمان فروزانفر، تهران، انتشارات زوار، ۱۳۸۷ش.
- امامی، نصرالله، «دم مسيحايی بارزترين ويژگی مسيح در ادب پارسی است»، در تارنمای خبرگزاری ایسنا، درج: ۸ دی ۱۳۸۹ش، بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ش.
- جوادی آملی، عبدالله، سیره پیامبران(ع) در قرآن (تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۷)، تحقیق و نگارش علی اسلامی، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۲ش.
- حمیدیان، سعید، شرح شوق (شرح و تحلیل اشعار حافظ)، تهران، نشر قطره، ۱۳۹۲ش.
- خاقانی، بدیل بن علی، دیوان خاقانی شروانی، تحقیق جهانگیر منصور، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۷۹ش.
- سیف، عبدالرضا، «سیمای مسیح در مثنوی مولوی»، در مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال چهل و پنجم، بهار ۱۳۸۰ش.
- شریفی، محمد، فرهنگ ادبیات فارسی، تهران، فرهنگ نشر نو و انتشارات معین، ۱۳۸۷ش.
- عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، منطق الطیر، تحقیق محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۸۳ش.
- محمدی ریشهری، محمد، دانشنامهٔ امام مهدى(ع) بر پايهٔ قرآن حديث و تاريخ، قم، سازمان چاپ و نشر مؤسسهٔ علمى فرهنگى دارالحديث، ۱۳۹۳ش.
- مولوی، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی، تحقیق توفیق هاشمپور سبحانی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۳ش.