سوره نجم، پنجاه‌وسومین سوره و از سوره‌های مکی قرآن که در جزء بیست و هفتم جای گرفته است. این سوره جزو چهار سوره‌ای است که سجده واجب دارند و به سوره‌های عزائم معروف‌اند. از موضوعات مطرح در این سوره، داستان معراج رفتن پیامبر(ص)، نکوهش مشرکان به سبب پرستش بت‌ها و سخن از معاد است.

سوره نجم
شماره سوره۵۳
جزء۲۷
نزول
ترتیب نزول۲۳
مکی/مدنیمکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات۶۲
تعداد کلمات۳۵۹
تعداد حروف۱۴۳۲

از آیات مشهور سوره نجم، آیه ۳ و ۴ است که می‌گوید پیامبر(ص) از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید و برای اثبات عصمت پیامبر(ص) مورد استناد قرار گرفته است. آیات ۸ و ۹ که فاصله پیامبر تا خداوند یا جبرئیل را در معراج، به اندازه دو کمان توصیف می‌کند نیز از جمله آیات مشهور این سوره است.

در فضیلت تلاوت سوره نجم نقل شده است قاری این سوره در میان مردم، محبوب خواهد بود.

معرفی

  • نام‌ها

این سوره را به این مناسبت که در آیه اولش خداوند به نجم (ستاره یا ستارگان ثریا) سوگند یاد کرده، نجم یا وَالنَّجم می‌نامند.[۱]

  • ترتیب و محل نزول

سوره نجم از سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، بیست و سومین سوره‌ای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، پنجاه و سومین سوره است که در جزء ۲۷ قرآن جای دارد.[۲] به اعتقاد برخی، سوره نجم اولین سوره‌ای است که پیامبر(ص) بعد از علنی‌کردن دعوت خود به اسلام، آن را آشکار و با صدای بلند در حرم مکه تلاوت کرد.[۳]

  • تعداد آیات و کلمات

سوره نجم ۶۲ آیه، ۳۵۹ کلمه و ۱۴۳۲ حرف دارد. این سوره از نظر حجمی جزو سوره‌های مُفَصلات قرآن و در حدود نیم حِزب است.[۴]

دارای سجده واجب

سوره نجم جزو چهار سوره‌‌ای است که سجده واجب دارند[۵] و به آنها عزائم گفته می‌شود.[۶] در سوره نجم با تلاوت یا شنیدن آیه ۶۲ واجب است که سجده کنیم.[۷] از دیگر احکام سوره‌های سجده‌دار این است که حرام است فرد جُنُب و حائض، سوره سجده‌دار (یا آیه سجده‌دار) را قرائت کند.[۸] [۹]

محتوا

موضوعات اصلی سوره نجم در موارد زیر خلاصه می‌شوند:

  • بیان حقیقت وحی و تماس مستقیم پیامبر(ص) با جبرئیل و مبرا کردن آن حضرت از اینكه چیزی جز وحی الهی بگوید؛
  • بیان معراج پیامبر؛
  • نکوهش اعتقاد مشرکان به بت‌ها و پرستیدن فرشتگان؛
  • باز بودن راه توبه به روی مشرکان و اینکه هر کس مسئول اعمال خودش است؛
  • اشاره به معاد و اقامه دلیل برای آن؛
  • اشاره به سرنوشت دردناك اقوام پیشین كه در دشمنیِ با حق پافشاری و لجاج و عناد داشتند.[۱۰]علامه طباطبایی مفسر بزرگ شیعی هدف سوره را یادآوری اصول سه گانه اعتقادی یعنی توحید و نبوت و معاد می‌داند، شروع سوره با نبوت و تصدیق نزول وحی به پیامبر است و ادامه‌اش توحید است و پایانش معاد است و امربه سجده و عبادت. [۱۱]

داستان‌ها و روایت‌های تاریخی

در آیات ۷ـ۱۸ سوره نجم، داستان معراج‌رفتن پیامبر(ص) بیان شده که در آن به نزدیک شدن پیامبر(ص) به سدرة المنتهی و جنة المأوی و دیدن برخی از آیات پروردگار اشاره شده است. همچنین در آیات ۵۰ـ۵۳ به هلاک شدن قوم عاد، ثمود، قوم نوح و قوم لوط اشاره شده است.

آیات مشهور

  • «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ» (آیات ۳ـ۴)

ترجمه: از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید. گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می‌شود نیست.

نویسنده تفسیر المیزان براین باور است که هر چند نطق اطلاق دارد و از تمام سخنان پیامبر هوی و هوس نفی شده است ولی به قرینه مقام که آیه خطاب به مشرکانی است که وحی را انکار می کردند و پیامبر را به پندار خودشان دروغگو می‌دانستند، آیه را تاییدی بر نفی هوی و هوس پیامبر در تلاوت قرآن و دعوت مردم به سوی خدا می داند.[۱۳] اما بنابر دیدگاه تفسیر نمونه، اینکه پیامبر(ص) از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید، فقط در مورد آیات قرآن نیست، بلکه شامل سنت (گفتار و رفتار) او نیز می‌شود؛[۱۴] بر همین اساس برخی این آیه را دلیلی بر معتبربودن سنت پیامبر(ص) شمرده‌اند.[۱۵] همچنین برای اثبات عصمت پیامبر(ص) از این آیه استفاده شده است.[۱۶] در تفسیر البرهان، روایات مختلفی در این باره نقل شده است که وقتی پیامبر(ص) درباره منزلت امام علی(ع) یا جانشینی وی سخن گفت، عده‌ای گفتند پیامبر درباره پسرعموی خود از روی هوا و هوس سخن می‌گوید؛ برای همین آیات نخست سوره نجم نازل شد.[۱۷]

  • ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ (آیات ۸ـ۹)

ترجمه: سپس نزدیک رفت و نزدیک‌تر شد. پس [فاصله‏‌اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد.

در میان آیاتی که به قضیه معراج می‌پردازند، آیه ۸ و ۹ از آیات مشهوری‌اند که درباره فاصله پیامبر در معراج سخن می‌گویند. برخی درباره این آیات گفته‌اند منظور از فاصله پیامبر به اندازه دو کمان، فاصله جبرئیل با پیامبر است.[۱۸] برخی نیز این فاصله را بین خداوند و پیامبر اکرم به صورت شهود معنوی می‌دانند.[۱۹]

 
براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.
  • وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ (آیه ۳۹)

ترجمه: و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست. علامه طباطبائی در المیزان منظور از مالکیت انسان را در آیه مالکیت حقیقی نسبت به کارهای خوب و بدی دانسته که انجام می‌دهد و با او از دنیا به آخرت منتقل می‌شوند و معنای آیه این است که انسان به صورت حقیقی مالک چیزی نیست که خیر و شرش به او برگردد مگر کارهایی که برایشان زحمت کشیده و تلاش کرده است.[۲۰] وی هم‌چنین بر این باور است که شفاعت و بهره‌مندی انسان در آخرت از استغفار و خیراتِ دیگران نیز آثار اعمال خود آدمی هستند؛ زیرا اگر فرد، مؤمن نمی‌شد، شفاعتی برایش نبود و مردم برای او استغفار نمی‌کردند.[۲۱]هم‌چنین گفته شده این آیه تلاشِ انسان را ملاک بهره‌مندی دانسته است، نه کاری که حتماً به سرانجام برسد؛ پس اگر آدمی تلاش کند، اما به نتیجه نرسد، خداوند به او پاداش خواهد داد.[۲۲] در بحث جبر و اختیار، از این آیه برای اثبات اختیار و آزادی انسان استفاده شده است.[۲۳]

فضیلت و خواص

در درباره فضیلت قرائت سوره نجم آمده است قرائت‌کننده این سوره در میان مردم محبوب خواهد بود[۲۴] و اینکه هر شخصی شب یا روز سوره نجم را بخواند، بین مردم به شایستگی زندگی خواهد کرد و گناهانش آمرزیده خواهد شد.[۲۵]

متن و ترجمه سوره نجم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ۝١ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ۝٢ وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ۝٣ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ۝٤ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ۝٥ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ۝٦ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ۝٧ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ۝٨ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ۝٩ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ۝١٠ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ۝١١ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ۝١٢ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ۝١٣ عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ۝١٤ عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ۝١٥ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ۝١٦ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ۝١٧ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ۝١٨ أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ۝١٩ وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى ۝٢٠ أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى ۝٢١ تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى ۝٢٢ إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى ۝٢٣ أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى ۝٢٤ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى ۝٢٥ وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى ۝٢٦ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثَى ۝٢٧ وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۝٢٨ فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ۝٢٩ ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ۝٣٠ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ۝٣١ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ۝٣٢ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ۝٣٣ وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى ۝٣٤ أَعِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى ۝٣٥ أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ۝٣٦ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ۝٣٧ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ۝٣٨ وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ۝٣٩ وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ۝٤٠ ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى ۝٤١ وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى ۝٤٢ وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى ۝٤٣ وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ۝٤٤ وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى ۝٤٥ مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ۝٤٦ وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ۝٤٧ وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ۝٤٨ وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ۝٤٩ وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى ۝٥٠ وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ۝٥١ وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ۝٥٢ وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى ۝٥٣ فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى ۝٥٤ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكَ تَتَمَارَى ۝٥٥ هَذَا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولَى ۝٥٦ أَزِفَتِ الْآزِفَةُ ۝٥٧ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ ۝٥٨ أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ۝٥٩ وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ۝٦٠ وَأَنْتُمْ سَامِدُونَ ۝٦١ فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ۝٦٢

﴿به نام خداوند رحمتگر مهربان. سوگند به اختر [= قرآن] چون فرود می‌آید ۝١ [که] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانی مانده ۝٢ و از سر هوس سخن نمی‌گوید ۝٣ این سخن بجز وحیی که وحی می‌شود نیست ۝٤ آن را [فرشته] شدیدالقوی به او فرا آموخت ۝٥ [سروش] نیرومندی که [مسلط] درایستاد ۝٦ در حالی که او در افق اعلی بود ۝٧ سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد ۝٨ تا [فاصله‌اش] به قدر [طول] دو [انتهای] کمان یا نزدیکتر شد ۝٩ آنگاه به بنده‌اش آنچه را باید وحی کند وحی فرمود ۝١٠ آنچه را دل دید انکار[ش] نکرد ۝١١ آیا در آنچه دیده است با او جدال می‌کنید ۝١٢ و قطعاً بار دیگری هم او را دیده است ۝١٣ نزدیک سدرالمنتهی ۝١٤ در همان‌جا که جنةالماوی است ۝١٥ آنگاه که درخت‌سدر را آنچه پوشیده بود پوشیده بود ۝١٦ دیده [اش] منحرف نگشت و [از حد] در نگذشت ۝١٧ به راستی که [برخی] از آیات بزرگ پروردگار خود را بدید ۝١٨ به من خبر دهید از لات و عزی ۝١٩ و منات آن سومین دیگر ۝٢٠ آیا [به خیالتان] برای شما پسر است و برای او دختر ۝٢١ در این صورت این تقسیم نادرستی است ۝٢٢ [این بتان] جز نامهایی بیش نیستند که شما و پدرانتان نامگذاری کرده‌اید [و] خدا بر [حقانیت] آنها هیچ دلیلی نفرستاده است [آنان] جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروی نمی‌کنند با آنکه قطعاً از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است ۝٢٣ مگر انسان آنچه را آرزو کند دارد ۝٢٤ آن سرا و این سرا از آن خداست ۝٢٥ و بسا فرشتگانی که در آسمانهایند [و] شفاعتشان به کاری نیاید مگر پس از آنکه خدا به هر که خواهد و خشنود باشد اذن دهد ۝٢٦ در حقیقت کسانی که آخرت را باور ندارند فرشتگان را در نامگذاری به صورت مؤنث نام می‌نهند ۝٢٧ و ایشان را به این [کار] معرفتی نیست جز گمان [خود] را پیروی نمی‌کنند و در واقع گمان در [وصول به] حقیقت هیچ سودی نمی‌رساند ۝٢٨ پس از هر کس که از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را خواستار نبوده است روی برتاب ۝٢٩ این منتهای دانش آنان است پروردگار تو خود به [حال] کسی که از راه او منحرف شده داناتر و او به کسی که راه یافته [نیز] آگاه‌تر است ۝٣٠ و هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن خداست تا کسانی را که بد کرده‌اند به [سزای] آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد و آنان را که نیکی کرده‌اند به نیکی پاداش دهد ۝٣١ آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاریها جز لغزشهای کوچک خودداری می‌ورزند پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‌آمرزش است وی از آن دم که شما را از زمین پدیدآورد و از همان‌گاه که در شکمهای مادرانتان [در زهدان] نهفته بودید به [حال] شما داناتر است پس خودتان را پاک مشمارید او به [حال] کسی که پرهیزگاری نموده داناتر است ۝٣٢ پس آیا آن کسی را که [از جهاد] روی برتافت دیدی ۝٣٣ و اندکی بخشید و [از باقی] امتناع ورزید ۝٣٤ آیا علم غیب پیش اوست و او می‌بیند ۝٣٥ یا بدانچه در صحیفه‌های موسی [آمده] خبر نیافته است ۝٣٦ و [نیز در نوشته‌های] همان ابراهیمی که وفا کرد ۝٣٧ که هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را برنمی‌دارد ۝٣٨ و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست ۝٣٩ و [نتیجه] کوشش او به زودی دیده خواهد شد ۝٤٠ سپس هر چه تمامتر وی را پاداش دهند ۝٤١ و اینکه پایان [کار] به سوی پروردگار توست ۝٤٢ و هم اوست که می‌خنداند و می‌گریاند ۝٤٣ و هم اوست که می‌می‌راند و زنده می‌گرداند ۝٤٤ و هم اوست که دو نوع می‌آفریند نر و ماده ۝٤٥ از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود ۝٤٦ و هم پدیدآوردن [عالم] دیگر بر [عهده] اوست ۝٤٧ و هم اوست که [شما را] بی‌نیاز کرد و سرمایه بخشید ۝٤٨ و هم اوست پروردگار ستاره شعری ۝٤٩ و هم اوست که عادیان قدیم را هلاک کرد ۝٥٠ و ثمود را [نیز هلاک کرد] و [کسی را] باقی نگذاشت ۝٥١ و پیشتر [از همه آنها] قوم نوح را زیرا که آنان ستمگرتر و سرکش‌تر بودند ۝٥٢ و شهرها[ی س دوم و عاموره] را فرو افکند ۝٥٣ پوشاند بر آن [دو شهر از باران گوگردی] آنچه را پوشاند ۝٥٤ پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا می‌داری ۝٥٥ این [پیامبر نیز] بیم‌دهنده‌ای از [جمله] بیم‌دهندگان نخستین است ۝٥٦ [وه چه] نزدیک گشت قیامت ۝٥٧ جز خدا کسی آشکارکننده آن نیست ۝٥٨ آیا از این سخن عجب دارید ۝٥٩ و می‌خندید و نمی‌گریید ۝٦٠ و شما در غفلتید ۝٦١ پس خدا را سجده کنید و بپرستید ۝٦٢


سوره پیشین:
سوره طور
سوره نجم
سوره‌های مکیسوره‌های مدنی
سوره پسین:
سوره قمر

١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


جستار های وابسته

افسانه غرانیق

پانویس

  1. معرفت، التمهید فی علوم القرآن ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۱۳.
  2. معرفت، التمهید فی علوم القرآن ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۲۳۷.
  3. مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ۱۳۸۲ش، ج۴، ص۵۷۵.
  4. دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۲۵۳.
  5. سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۴۲۴.
  6. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۴۵۱
  7. بنی‌هاشمی، توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۶۱۵-۶۱۷
  8. نظر علما درباره این حرام‌بودن متفاوت است: برخی گفته‌اند فرد جنب هیچ آیه‌ای از این سوره‌ها را نباید بخواند؛ اما برخی دیگر گفته‌اند فرد نباید آیهٔ دارای سجده را بخواند (بنی‌هاشمی، توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۲۲۵-۲۲۷).
  9. بنی‌هاشمی، توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۲۷۶
  10. مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ۱۳۸۲ش، ج۴، ص۵۷۵ و ۵۷۶.
  11. طباطبایی، المیزان،۱۳۹۴ق، ج۱۹، ص۲۶.
  12. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  13. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۴ق، ج۱۹، ص۲۷.
  14. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۸۱.
  15. شهابی، ادوار فقه، ج۱، ص۴۰۴.
  16. ر.ک: سبحانی، مفاهیم القرآن، ج۵، ص۳۹.
  17. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۳۸۹ش، ج۵، صص ۱۸۷–۱۹۱.
  18. طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، بی‌تا، ج۲۳، ص۳۸۱.
  19. مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ۱۳۸۲ش، ج۴، ص۵۷۹.
  20. طباطبایی، المیزان، الناشر منشورات اسماعيليان، ج۱۹، ص۴۶.
  21. طباطبایی، المیزان، الناشر منشورات اسماعيليان، ج۱۹، ص۴۶.
  22. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۵۵۰.
  23. سبحانی، «اختیار و آزادی»، ص۲۱؛ سبحانی، «جبر و اختیار از دیدگاه وحی و خرد»، ص۱۵.
  24. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۳۸۹ش، ج۵، ص۱۸۵.
  25. طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، بی‌تا، ج۲۳، ص۳۷۰.

منابع

  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه البعثه، قسم الدراسات الاسلامیه، ۱۳۸۹ش.
  • بنی‌هاشمی خمینی، سید محمد حسن، توضیح المسائل مراجع، دفتر نشر اسلامی،چاپ سوم، ۱۳۷۸ش.
  • سبحانی، جعفر (آیت‌الله)، مفاهیم القرآن، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۷ق.
  • سبحانی، جعفر (آیت‌الله)، «اختیار و آزادی»، مجله مکتب اسلام، سال ۲۳، شماره ۱۱، بهمن ۱۳۶۲.
  • سبحانی، جعفر (آیت‌الله)، «جبر و اختیار از دیدگاه وحی و خرد»، شماره ۴۵، آذر ۱۳۶۶.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمدباقر موسوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.
  • طباطبائی، المیزان، منشورات اسماعیلیان، بی تا، بی جا.
  • طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، هاشم رسولی، تهران، فراهانی، بی‌تا.
  • معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۸۸ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، برگزیده تفسیر نمونه، تهران،دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.

پیوند به بیرون