مقاله قابل قبول
رده ناقص
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

عصمت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرکاستغاثه
عدل الهی
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمت امامانولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

عصمت اجتناب و دوری از گناه و نافرمانی خداوند است و به کسی که عصمت داشته باشد و از گناه دوری نماید، معصوم گفته می‌شود. اعتقاد به عصمت پیامبران و امامان شیعه از گناهان عمدی و سهوی، از آموزه‌ها و اعتقادات شیعه است. عصمت از سهو و خطا در امور روزمره زندگی این افراد، مورد اختلاف بین علما است.

اعتقاد به حقانیت هر دینی و عمل بر اساس آموزه‌های آن، وابسته به اثبات عصمت پیامبر آن دین است. در مباحث درون‌دینی، عصمت پیامبران در دریافت و ابلاغ وحی، با دلیل عقلی اثبات می‌شود؛ اما عصمت در حیطه عملی زندگی آنان، بیشتر متکی به دلیل نقلی است.

مفهوم‌شناسی

متکلمان و حکمای مسلمان براساس مبانی و اصول خود، تعریف‌های مختلفی از عصمت ارائه کرده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:

  • تعریف متکلمان: متکلمان عدلیه (امامیه[۱] و معتزله[۲]) عصمت را براساس لطف تعریف کرده‌اند.[۳] براین اساس، عصمت عبارت است از لطفی که خدا به بنده خود عطا می‌کند و او به واسطه آن، کار قبیح یا گناه انجام نمی‌دهد.[۴] علامه حلی، در تعریف عصمت گفته است، لطف خفی است از سوی خداوند نسبت به بنده‌اش به گونه‌ای که دیگر انگیزه‌ای برای ترک اطاعت و یا انجام معصیت در او نمی‌ماند؛ هر چند توان انجام آن را دارد.[۵]

اشاعره عصمت را به نیافریدن گناه در شخص معصوم از سوی خدا تعریف کرده‌اند.[۶] مبنای اشاعره در این تعریف، استناد بدون واسطه همه اشیاء به خدا است.[۷]

  • تعریف فلاسفه: حکمای مسلمان، عصمت را به ملکه نفسانی[یادداشت ۱] تعریف کرده‌اند که با وجود آن از صاحب عصمت،‌ گناهی سر نمی‌زند.[۸] گفته شده این تعریف بر اساس مبانی و اصول حکما در باب توحید افعالی است که افعال انسان را از طریق نفس مختار انسان، به خداوند نسبت می‌دهند. [۹]

آیت الله سبحانی، مفسر و متکلم معاصر، در تعریف عصمت از گناه و عصمت از خطا فرق قائل شده و به نوعی میان تعریف متکلمان عدلیه و حکما جمع کرده است. وی عصمت از گناه را بالاترین درجه تقوا و نیروی درونی یا ملکه نفسانی دانسته است که فرد معصوم را از ارتکاب گناه به صورت مطلق و بلکه از اندیشه درباره آن نیز باز می‌دارد.[۱۰] او عصمت از خطا و سهو را علم غفلت‌ناپذیر در پرتو لطف الهی دانسته که بر اثر آن صورت واقعی اشیا در فکر و اندیشه فرد معصوم نمایان شده و موجب محفوظ بودن از خطا و اشتباه می‌شود.[۱۱]

عصمت در لغت از ریشه «عصم» به معنای نگهداشتن یا بازداشتن آمده است.[۱۲] واژه عصمت در قرآن به کار نرفته است؛ اما مشتقات آن، ۱۳ بار در قرآن و به معنای لغوی استعمال شده است.[۱۳]

منشأ عصمت

درباره منشأ عصمت و عامل مصونیت معصوم از گناه و خطا نظرات مختلفی بیان شده است:

لطف الهی

شیخ مفید و سید مرتضی عصمت را ناشی از لطف خداوند در حق معصومان دانسته‌اند.[۱۴] علامه حلی چهار سبب را منشا این لطف الهی دانسته که مجموع آنها موجب پیدایش عصمت دانسته‌اند. آن سبب‌ها عبارتند از:

  1. ویژگی نفسانی یا جسمانی که موجب پدید آمدن ملکه اجتناب از گناه می‌شود؛
  2. علم و یقین نسبت به مفاسد گناهان و پاداش طاعات؛
  3. وحی یا الهام به معصوم که بینش او نسبت به حقیقت گناهان و طاعات عمیث می‌سازد (تأکید و تأیید علم توسط وحی یا الهام)؛
  4. توجه نسبت به مؤاخذه الهی در ترک اولی.[۱۵]

علم ویژه

عده‌ای از علما منشأ عصمت را علم و آگاهی ویژه از پیامدهای گناهان و پاداش طاعات دانسته‌اند.[۱۶] به باور علامه طباطبایی، از آنجا که معصومین دارای علم خدادادی هستند، اراده‌ای قوی دارند که با وجود چنان اراده‌ای، هرگز به سوی معصیت نمی‌روند.[۱۷] این علم مانند علوم متعارف، قابل تعلیم نیست و مغلوب شهوت‌ها و نیروهای دیگر نمی‌‌شود.[۱۸]

اراده و انتخاب

محمد محمدی ری‌شهری، خاستگاه و عامل اصلی عصمت را اراده و انتخاب معصوم دانسته است.[۱۹] از نظر او، عصمت همان ملکه تقوا است که در اثر تکرار اعمال خیر و دوری از گناهان برای انسان حاصل می‌شود، البته شدت این ملکه در عصمت بسی بیشتر از تقواست. تکرار کردن اعمال خیر نیازمند اراده و انتخاب است، در نتیجه عامل اصلی عصمت به اراده و انتخاب انسان معصوم برمی‌گردد. وی علم کامل به حقایق هستی و زشتی گناهان را در نتیجه همین اراده نیرومند معصومین می‌داند.[۲۰]

علم و اراده

محمدتقی مصباح یزدی راز عصمت معصومین را در دو عنصر علم به حقایق و کمالات و اراده نیرومند در رسیدن به آنها می‌داند؛ زیرا که انسان در صورت جهل، کمال حقیقی را نخواهد شناخت و کمال خیالی را به جای کمال حقیقی قرار خواهد داد و در صورت نداشتن اراده لازم، به هدف مطلوب نخواهد رسید.[۲۱] از نظر وی، شخص معصوم با علم ویژه و اراده محکمی که دارد، هرگز به اختیار خود مرتکب گناه نمی‌شود و در هر حال مطیع خداوند است.[۲۲]

مجموع عوامل طبیعی، انسانی و الهی

برخی از محققان معاصر بر این باورند که عصمت، معلول عامل واحدی نیست؛ بلکه مجموع عوامل طبیعی(وراثت، محیط و خانواده)، انسانی(علم و آگاهی، اراده و انتخاب، عقل و ملکه نفسانی) و الهی (لطف و موهبت خاص خداوند) منشأ عصمت است.[۲۳]

عصمت و اختیار

به گفته علی ربانی گلپایگانی، محقق و کلام‌پژوه معاصر، متکلمان و حکما متفقند که عصمت با اختیار سازگار و معصوم بر انجام معصیت توانا است.[۲۴] از نظر عقل، اگر عصمت مستلزم مجبور بودن شخص معصوم در انجام طاعات و ترک گناهان باشد، مستحق ستایش و مدح نخواهد بود و امر و نهی و پاداش و کیفر او نامعقول خواهد بود.[۲۵] علامه طباطبایی در توضیح سازگاری عصمت با اختیار می‌نویسد: منشأ عصمت، علم ویژه‌ای است که خداوند به معصومان عطا کرده است. علم، خود از مبادی و پایه‌های اختیار است. ازاین‌رو، معصومان به جهت علمشان به مفاسد و مصالح اعمال، مرتکب گناه نمی‌شوند؛‌ مانند شخصی که علم قطعی به کشنده بودن سم دارد و هرگز از آن سم نمی‌خورد.[۲۶]

عصمت پیامبران

نوشتار اصلی: عصمت پیامبران

عصمت پیامبران در زمینه وحی را از اصول مشترک و مورد اتفاق همه ادیان الهی دانسته‌اند؛[۲۷] اگرچه درباره چیستی و مراتب آن میان پیروان ادیان و اندیشمندان مذاهب اسلامی اختلاف نظر وجود دارد.[۲۸] متکلمان مسلمان، درباره (۱)عصمت پیامبران از شرک و کفر پیش از نبوت و پس از آن، (۲)عصمت پیامبران در دریافت، حفظ و ابلاغ وحی، (۳)عصمت پیامبران از گناهان عمدی پس از نبوت، اتفاق‌نظر دارند؛ اما درباره (۱)عصمت پیامبران از گناهان سهوی پس از نبوت، (۲)عصمت پیامبران از گناهان عمدی و سهوی قبل از نبوت، (۳)عصمت پیامبران در زندگی اجتماعی و شخصی خودشان، اختلاف‌نظر دارند. شیعه امامیه بر این باور است که پیامبران در تمامی شئون مذکور، از عصمت برخوردارند بلکه پیامبران از هر آنچه که مایه نفرت و دوری مردم از آنها باشد، مصون و محفوظ هستند.[۲۹]

مفسران ذیل آیاتی مانند آیه ۳۶ سوره بقره، آیه ۲۳ سوره اعراف و آیه ۱۲۱ سوره طه درباره داستان آدم و حوا و برخورد آنها با شیطان، آیه ۳۳ سوره آل عمران درباره برگزیدگی برخی پیامبران، آیات ۳ تا ۵ سوره نجم درباره سخن گفتن پیامبر اسلام(ص) از روی وحی نه هوا و هوس و برخی دیگر از آیات، عصمت پیامبران را بررسی کرده‌اند.[۳۰]

جلب اعتماد مردم به نبوت پیامبران از دلائل عقلی وجوب عصمت پیامبران است.[۳۱] همچنین به آیاتی از قرآن از جمله آیه هفتم سوره حشر[۳۲] و روایات[۳۳] بر قطعی بودن مقام عصمت انبیای الهی استناد شده است.

مخالفان عصمت پیامبران به دو دسته از آیات ناسازگار با عصمت همه پیامبران[۳۴] یا آیات ناسازگار با عصمت برخی از پیامبران استناد کرده‌اند[۳۵] که در جواب گفته شده این آیات از جمله آیات متشابه است که باید با ارجاع به آیات محکم تأویل و تفسیر شود[۳۶] و اینکه تمام آیاتی که با عصمت پیامبران ناسازگار است، بر ترک اولی حمل می‌شود.[۳۷]

عصمت امامان

نوشتار اصلی: عصمت امامان

از دیدگاه شیعیان اثناعشری، عصمت از شرایط و صفات امامت و عصمت امامان شیعه از باورهای اساسی آنان است.[۳۸] به نقل علامه مجلسی، امامیه اتفاق‌نظر دارند که ائمه(ع) از همه گناهان، کبیره و صغیره، چه از روی عمد و چه سهو، و هر گونه خطا و اشتباه معصوم هستند.[۳۹] گفته شده اسماعیلیه نیز عصمت را از شرایط امامت می‌دانند.[۴۰] در مقابل، اهل‌سنت عصمت را شرط امامت نمی‌دانند؛[۴۱] زیرا آنها اجماع دارند که خلفای سه‌گانه امام بودند؛‌ ولی معصوم نبودند.[۴۲] وهابیون نیز عصمت امام و امامان شیعه را قبول ندارند و آن را مخصوص پیامبران می‌دانند.[۴۳]

علمای امامیه براین باورند که امامان شیعه(ع) همچون پیامبران، از هر گونه گناه کبیره و صغیره، خواه از روی عمد خواه از روی سهو و فراموشی، و از هرگونه خطا و اشتباه در تمام طول عمر،‌ پیش و پس از امامت، معصوم و مصونند.[۴۴]

به گفته جعفر سبحانی، تمام دلایل عقلی که برای عصمت پیامبر ارائه شده همچون تحقق اهداف بعثت و جلب اعتماد مردم، در مورد عصمت امام نیز مطرح می‌شود.[۴۵] متکلمان شیعه برای اثبات عصمت ائمه(ع)، به آیات و روایات متعددی استناد کرده‌اند از جمله: آیه ابتلای ابراهیم،[۴۶] آیه اولی الامر،[۴۷] آیه تطهیر،[۴۸] و آیه صادقین[۴۹] حدیث ثقلین[۵۰] حدیث سفینه[۵۱] و حدیث امان.[۵۲]

عصمت فرشتگان

قرآن کریم:
«عَلَیها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ: بر آن [آتش‏] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده‏]‌اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی‌‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام می‌دهند»

به گفته علامه مجلسی، شیعیان اجماع دارند که همه فرشته‌ها از هرگونه گناه کبیره و صغیره معصوم هستند. بیشتر اهل سنت نیز بر این باورند.[۵۳] گفته شده آیه ۲۷ سوره انبیاء[۵۴] و آیه ششم سوره تحریم[۵۵] و احادیث فراوان[۵۶] بر عصمت ملائکه دلالت دارند.[۵۷] فیاض لاهیجی احادیث دال بر عصمت را موجب یقین دانسته است.[۵۸] گفته شده تنها مخالف عصمت فرشته، فرقه حشویه هستند.[۵۹]

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به اینکه عصمت در ملائکه معنا ندارد، گفته است هرچند انگیزه‌های گناه مانند شهوت و غضب در ملائکه وجود ندارد یا بسیار ضعیف است، اما آنها فاعل مختارند و قدرت بر مخالفت دارند. بنابراین آنها در عین قدرت بر گناه، معصوم و پاک هستند و روایات دلالت کننده بر کندی بعضی از فرشتگان در اطاعت از فرمان خدا یا تنبیه آنان، حمل بر ترک اولی می‌شود.[۶۰]

اشکالات و پاسخ‌ها

اشکالاتی از سوی منکران عصمت ایراد شده است که برخی از آنها از این قرار است:

  • ناسازگاری عصمت با طبیعت بشری:

احمد امین،‌ نویسنده معاصر مصری، برآن است که عصمت با طبیعت و ماهیت انسان ناسازگار است؛ زیرا انسان دارای نیروهای مختلف شهوانی و نفسانی است. هم میل به خوبی‌ها در او هست هم میل به بدی‌ها. اگر این امیال از او گرفته شود، گویا انسانیت انسان از او سلب شده است. ازاین‌رو، هیچ انسانی از معصیت در امان نیست حتی پیامبران(ع).[۶۱]

آیت الله جوادی آملی در پاسخ به این شبهه با اشاره به گوهر انسان که همان نفس اوست، معتقد است که گوهر انسان به گونه‌ای آفریده شده است که توان عروج به قله عصمت را دارد؛ زیرا نفس انسان در سیر صعودی خود، توانایی مصون ماندن از سهو و نسیان و غفلت و جهالت را می‌یابد. از نظر او اگر نفس کسی به وادی عقل ناب و کشف و شهود تام و صحیح وارد شد، فقط حق و حقیقت را درک خواهد کرد و از هرگونه شک و تردید و سهو و نسیان و غفلت در امان خواهد ماند. بنابراین چنین شخصی که از عالم ماده و وهم و خیال عبور کرده و به سرچشمه حقایق رسیده است، امکان عصمت می‌یاید.[۶۲] اشتباه منکران عصمت این است که وجود امیال و غرایز نفسانی و شهوانی را ملازم با انجام گناه پنداشته‌اند در حالی که وجود چنین امیالی فقط مقتضی و زمینه‌ساز آلودگی به گناه است و نه ضرورت تحقق گناه؛ زیرا ممکن است موانعی مانند علم و اراده از تأثیر آن امیال جلوگیری کنند.[۶۳]

  • مبدأ اندیشه عصمت:

از نظر گروهی، اندیشه عصمت در منابع اولیه اسلامی وجود نداشت و بدعتی است که از اهل کتاب، ایران باستان، تصوف یا آموزه‌های زرتشتی وارد تعالیم اسلامی شده است.[۶۴]
در پاسخ گفته شده اعتقاد به عصمت پیامبران در میان مسلمانان صدر اسلام رایج بوده و ریشه در تعالیم قرآن و پیامبر اسلام(ص) دارد.[۶۵] اهل کتاب نمی‌توانند مبدع اندیشه عصمت باشند؛ زیرا در تورات بدترین گناهان و زشتی‌ها به پیامبران نسبت داده شده است.[۶۶] هنگامی که هنوز تصوف شکل نگرفته بود، اندیشه عصمت در میان شیعیان رواج داشت. ازاین‌رو، تصوف نیز نمی‌تواند منشأ اندیشه عصمت باشد.[۶۷] برفرض اشتراک آموزه عصمت در اسلام و زرتشت،‌ این مطلب دلیل بر تأثیرپذیری یکی از دیگری نیست؛ بلکه بدین خاطر است که اساس و جوهره تمامی ادیان الهی مشترک است و در اصول با یکدیگر تطابق دارند.[۶۸]

کتاب‌شناسی

درباره عصمت کتاب‌های مستقلی نگارش شده است از جمله:

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه، ۱۴۱۴ق، ص۱۲۸؛ سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ج۳،‌ ص۳۲۶؛ علامه حلی، باب الحادی عشر، ۱۳۶۵ش، ص۹.
  2. قاضی عبدالجبار، شرح الاصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۵۲۹؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۱۲ و ۳۱۳.
  3. فاضل مقداد، اللوامع الالهیه، ۱۴۲۲ق، ص۲۴۲؛ ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۵.
  4. سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ج۳،‌ ص۳۲۶؛ علامه حلی، باب الحادی عشر، ۱۳۶۵ش، ص۹؛ فاضل مقداد، اللوامع الالهیه، ۱۴۲۲ق، ص۲۴۳.
  5. علامه حلی، الباب الحادی عشر‏، ۱۳۶۵ش، ص۹.
  6. جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۲۸۰؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۱۲ و ۳۱۳.
  7. جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۲۸۰.
  8. طوسی، تلخیص المحصل، ۱۴۰۵ق، ص۳۶۹؛ جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۲۸۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۶۲؛ جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۸۵ش، ص۱۹۷؛ مصباح یزدی، راه و راهنماشناسی، ص۲۸۵ و ۲۸۶.
  9. ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۶.
  10. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۱۲-۱۴؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۵۸ و ۱۵۹.
  11. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۲۰.
  12. برای نمونه نگاه کنید به ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، مکتب الاعلام الاسلامی، ج۴، ص۳۳۱؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، دار قلم، ص۵۶۹؛ جوهری،‌ الصحاح، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۹۸۶؛‌ ابن منظور، لسان العرب، دار صادر، ج۱۲، ص۴۰۳ و ۴۰۴.
  13. سبحانی،‌ منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۳.
  14. مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیه، ۱۴۱۴ق، ص۱۲۸؛ سید مرتضی، الذخیره، ۱۴۱۱ق، ص۱۸۹.
  15. حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۴۹۴.
  16. فاضل مقداد، اللوامع الالهیه، ۱۴۲۲ق، ص۲۲۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۷۹، ج۱۱، ص۱۶۲ و ۱۶۳ و ج۱۷، ص۲۹۱؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۹-۱۶۱.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۶۳.
  18. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۷۹.
  19. محمدی ری‌شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۴-۲۱۹.
  20. محمدی ری‌شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۵.
  21. مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۲.
  22. مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۳ و ۳۰۴.
  23. قدردان قراملکی، کلام فلسفی، ۱۳۸۳ش، ص۳۸۸-۳۹۰.
  24. ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۷.
  25. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۶؛ فاضل مقداد، اللوامع الالهیه، ۱۴۲۲ق، ص۲۴۳؛ جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۲۸۱.
  26. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۶۲ و ۱۶۳.
  27. انواری، نور عصمت بر سیمای نبوت، ۱۳۹۷ش، ص۵۲.
  28. صادقی اردکانی، عصمت، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.
  29. ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی، ۱۳۸۵ش، ص۹۴-۹۸.
  30. نقی پورفر، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، ۱۳۸۱ش، ص۳۳۹-۳۴۵.
  31. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۵.
  32. کریمی، نبوت (پژوهشی در نبوت عامه و خاصه)، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۴؛ اشرفی و رضایی، «عصمت پیامبران در قرآن و عهدین»، ص۸۷.
  33. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق،‌ ج۱۴، ص۱۰۳؛ ج۱۲، ص۳۴۸؛ ج۴، ص۴۵؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۴.
  34. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۱و۵۲؛ سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۶۹ و۷۰.
  35. سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۹۱-۲۲۹؛ جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۲۴۶-۲۸۶؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۱۰۱-۱۶۰.
  36. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۲و۱۰۳.
  37. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۱-۱۰۲.
  38. برای نمونه نگاه کنید به طوسی، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ۱۴۹۶ق، ص۳۰۵؛ علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۴؛ فیاض لاهیجی، سرمایه ایمان، ۱۳۷۲ش، ص۱۱۴، سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۱۶.
  39. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۲۰۹، ۳۵۰ و۳۵۱.
  40. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۴؛ جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۳۵۱.
  41. قاضی عبدالجبار، المغنی، ۱۹۶۲ و ۱۹۶۵م، ج۱۵، ص۲۵۱، ۲۵۵ و ۲۵۶ و ج۲۰، بخش اول، ص۲۶، ۸۴، ۹۵، ۹۸، ۲۱۵ و ۳۲۳؛ جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۳۵۱؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۲۴۹.
  42. جرجانی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ق، ج۸، ص۳۵۱؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۲۴۹.
  43. نگاه کنید به ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، ج۲، ص۴۲۹ و ج۳، ص۳۸۱؛ ابن عبدالوهاب، رسالة فی الرد علی الرافضة، ص۲۸؛‌ قفاری، اصول مذهب الشیعة الامامیة، ج۲، ص۷۷۵.
  44. برای نمونه نگاه کنید به مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه، ۱۴۱۴ق، ص۱۲۹؛ علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ۱۹۸۲م، ص۱۶۴؛ فیاض لاهیجی، سرمایه ایمان، ص۱۱۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۵،‌ص۲۰۹، ۳۵۰ و ۳۵۱.
  45. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴،‌ ص۲۵۱.
  46. فاضل مقداد،‌ اللوامع الالهیه، ۱۴۲۲ق، ص۳۳۲؛ مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۲۰.
  47. نگاه کنید به طوسی،‌ التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء‌التراث العربی، ج۳،‌ص۲۳۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳،‌ ص۱۰۰؛ بحرانی، منار الهدی، ۱۴۰۵ق، ص۱۱۳ و ۱۱۴؛ مظفر،‌ دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۲۱.
  48. سید مرتضی، الشافی فی الامامة، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۳۴ و۱۳۵؛ بحرانی، منار الهدی، ۱۴۰۵ق، ص۶۴۶ و۶۴۷؛ سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۲۵؛ حمود، الفوائد البهیة، ۱۴۲۱ق، ج۲،‌ص۹۲ و ۹۳.
  49. نگاه کنید به علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۹۶؛ ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۷۴-۲۸۰.
  50. نگاه کنید به مفید،‌ المسائل الجارودیه، ۱۴۱۳ق، ص۴۲؛ ابن عطیه، ابهی المداد، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۳۱؛‌ بحرانی، منار الهدی، ۱۴۰۵ق، ص۶۷۱.
  51. میرحامد حسین، عبقات الانوار، ج۲۳، ص۶۵۵ و ۶۵۶.
  52. نگاه کنید به ربانی گلپایگانی و فاطمی‌نژاد، «حدیث امان و امامت اهل بیت(ع)»، ص۳۱.
  53. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۱۲۴.
  54. فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۴۲۵؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۲،‌ ص۱۳۶.
  55. نگاه کنید به طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء‌التراث العربی، ج۱۰، ص۵۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۴۷۷.
  56. نگاه کنید به فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۴۲۶.
  57. برای دلایل عصمت فرشته‌ها نگاه کنید به راستین و کهنسال، «عصمت فرشتگان، شواهد موافق و مخالف»، ص۱۱۷-۱۲۱.
  58. فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۴۲۶.
  59. نگاه کنید به مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۱۲۴؛ راستین و کهنسال، «عصمت فرشتگان، شواهد موافق و مخالف»، ص۱۲۱.
  60. مکارم شیرازی، پیام امام امیر المؤمنین(ع)،۱۳۸۶ش، ج۱،‌ ص۱۶۷ و ۱۶۸.
  61. امین، ضحی الاسلام،‌ ۲۰۰۳م، ج۳، ص۲۲۹و۲۳۰.
  62. جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۲۰۱-۲۰۳.
  63. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۳۴و۳۵.
  64. نگاه کنید به: شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۷۹-۸۵.
  65. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۰و۸۲.
  66. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۰و۸۱.
  67. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۳.
  68. شریفی و یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸، ص۸۶.
  1. ملکه نفسانی، حالت ثابت نفسانی است که در روح انسان نفوذ کرده و به راحتی از بین نمی‌رود.(جرجانی، التعریفات، ۱۴۱۲ق، ص۱۰۱)

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار صادر، چاپ سوم، بی‌تا.
  • امین، احمد، ضحی الاسلام،‌ قاهره ، مکتبه الاسره، ۲۰۰۳م.
  • انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت: پاسخ به شبهات قرآنی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۷ش.
  • بحرانی، شیخ علی، منار الهدی فی النص علی امامة الائمة الاثنی عشر، تحقیق عبدالزهرا خطیب، بیروت، دار المنتظر، ۱۴۰۵ق.
  • ‌ تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تحقیق و تعلیقه عبدالرحمن عمیره، قم، شریف رضی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، تحقیق بدرالدین نعسانی، قم، شریف رضی، چاپ اول، ۱۳۲۵ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۳)، تحقیق و تنظیم علی زمانی قمشه‌ای، قم،‌ نشر اسراء، چاپ ششم، ۱۳۹۲ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، تهران، موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، به کوشش جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
  • حسینی میلانی، سیدعلی، عصمت از منظر فریقین(شیعه و اهل سنت)،‌ قم، مرکز الحقایق الاسلامیه، ۱۳۹۴ش.
  • راستین، امیر و علیرضا کهنسال، «عصمت فرشتگان، شواهد موافق و مخالف»، فصلنامه اندیشه نوین دینی، شماره ۳۸، پاییز ۱۳۹۳ش.
  • ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، قم، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • سبحانی، جعفر، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۳ش.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، الشافی فی الامامة، تحقیق و تعلیق سید عبدالزهرا حسینی، تهران، مؤسسه الصادق(ع)، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالکتب، ۱۴۰۵ق.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، الذخیره فی العلم الکلام، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • شریفی، احمد حسین و حسن یوسفیان، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۸ش.
  • صادقی اردکانی، محمدامین، عصمت، قم، انتشارات حوزه علمیه، ۱۳۸۸ش.
  • صدوق،‌ محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا(ع)، تحقیق مهدی لاجوردی، تهران،‌ نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران،‌ ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طوسی، خواجه نصیرالدین، تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، بیروت، دارالضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، بیروت، دار الاضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی، چاپ اول، بی‌تا.
  • فاضل مقداد،‌ مقداد بن عبدالله، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیة، تحقیق و تعلیق شهید قاضی طباطبایی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فیاض لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • قدردان قراملکی، محمدحسن، کلام فلسفی، قم، وثوق، ۱۳۸۳.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • محمدی ری شهری، محمد، فلسفه وحی و نبوت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۳ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، راه و راهنمایی شناسی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۵ش.
  • ‌مظفر، محمدحسین، دلائل الصدق، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • مفید، محمد بن نعمان، تصحیح الاعتقادات الامامیه، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • مفید،‌ محمد بن محمد، المسائل الجارودیه، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المؤمنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • نقی پورفر، ولی الله، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، تهران، اسوه، ۱۳۸۱ش.

پیوند به بیرون