پرش به محتوا

قضاوت داوود میان دو برادر

از ویکی شیعه

قضاوت داوود میان دو برادر داستانی از داوود(ع) است که آن را آزمونی بزرگ برای او شمرده‌اند. مردی نزد او ادعا کرد که برادرش ۹۹ گوسفند دارد و می‌خواهد تنها گوسفند او را نیز بگیرد. او از داوود(ع) خواست تا در این مورد قضاوت کند. داوود(ع) نیز بدون آنکه سخن برادر دوم را بشنود، به نفع شاکی حکم صادر کرد. داوود خیلی زود متوجه خطای خود شد، استغفار کرد و خداوند نیز وی را بخشید.

بر اساس روایات، داوود(ع) در محراب عبادت بود که ناگهان چند نفر بدون اجازه و بدون رعایت آداب ورود، به‌صورت ناگهانی بر او وارد شدند. این اتفاق باعث وحشت او شد و در نتیجه، در قضاوت خود عجله کرد و فرصت بررسی دقیق موضوع را نیافت.

مکارم شیرازی از مفسران شیعه معتقد است که پس از صدور حکم، هر دو طرف دعوا قانع شدند و سکوت طرف دوم، نشان‌دهنده پذیرش حکم بود. بنابراین، حکم داوود(ع) از نظر محتوا عادلانه بود، اما او آداب قضاوت (مانند شنیدن سخن هر دو طرف) را به‌طور کامل رعایت نکرده بود. همین مسئله موجب پشیمانی و توبه او شد. در میان مفسران درباره هویت افرادی که ناگهان بر داوود(ع) وارد شدند، اختلاف نظر وجود دارد. برخی آنها را فرشتگان و برخی دیگر انسان‌هایی آزمون‌دهنده دانسته‌اند.

مقام قضاوت داوود و امتحان وی

داستان قضاوت حضرت داوود میان دو برادر در سوره ص نقل شده است.[۱] این داستان را آزمون بزرگ برای داوود(ع) دانسته‌اند.[۲] قرآن پیش از این داستان، بیان می‌دارد که حِکمت و فصل‌الخطابی[۳](خطابی که میان حق و باطل فاصله می‌اندازد[۴]) را به داوود عطا کرده است.[۵] پس از نقل این داستان نیز برای داوود تعبیر «برای او پیش ما تقرب و فرجامی خوش خواهد بود»[۶] و «تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم»[۷] ذکر شده است. همچنین به او دستور می‌دهد میان مردم قضاوت کند.[۸] از امام صادق(ع) نقل شده که امام زمان پس از ظهور به مانند حضرت داوود در میان مردم قضاوت خواهد کرد.[۹]

براساس روایتی از امام رضا(ع)، داوود(ع) گمان کرد هیچ مخلوقی عالم‌تر از وی وجود ندارد. همین سبب گشت خداوند وی را در قضاوت میان دو برادر امتحان کند.[۱۰] برخی مفسران دیدگاه‌هایی که این داستان را تمثیل و تأویلی دانسته‌اند، رد کرده و معتقدند براساس ظاهر آیات، این داستان در زمان داوود واقع شده است.[۱۱]

درخواست قضاوت از داوود

داوود(ع) در محراب خود مشغول عبادت بود.[۱۲] افرادی به‌صورت ناگهانی[۱۳] بدون اینکه اجازه بگیرند یا از در وارد شوند، نزد وی حاضر شدند.[۱۴] ورود اینچنینی در حالی که داوود محافظان و نگهبانانی داشت[۱۵] سبب وحشت داوود گشت.[۱۶] برخی مفسران معتقدند همین وحشت موجب شد داوود در قضاوت عجله کند و نتواند موضوع را به نحو مطلوب بررسی نماید.[۱۷]

یکی از طرفین نزاع به داوود گفت که برادرش نود و نه گوسفند ماده[۱۸] (میش[۱۹]) دارد و وی تنها یک گوسفند ماده دارد. برادرش بر وی ادعا دارد که آن یک گوسفند را نیز بگیرد.[۲۰] این فرد با طرح این ادعا از داوود می‌خواهد میان آنان قضاوت کند با این شرط که حکم وی براساس حق باشد، ظلم نکند[۲۱] و آنها را به راه راست رهنمون سازد.[۲۲]

برخی مفسران براساس شواهدی از آیه معتقدند افرادی که نزد داوود رفتند دو فرد نبودند بلکه دو گروه بودند.[۲۳] و قول به آمدن تنها دو نفر خلاف ظاهر آیه است.[۲۴] مغنیه از مفسران شیعه معتقد است، براساس ظاهر آیه، گروهی که نزد داوود آمدند، انسان بودند و دلیلی بر تأویل آیه به اینکه آنها از فرشتگان بوده باشند وجود ندارد.[۲۵] شیخ طوسی نظر مفسران را بر این می‌داند که این افراد از فرشتگان بوده‌اند. با این حال وی ظاهر آیه را بر این می‌داند که این افراد از انسان‌ها بوده باشند.[۲۶]

قضاوت نادرست یا رعایت نکردن آداب قضاوت

داوود پس از شنیدن کلامِ یک طرفِ نزاع، حکم علیه طرف دیگر صادر کرد. بدون اینکه دفاع وی را شنیده باشد و از وی شاهد بخواهد.[۲۷] داوود رفتار نفر دوم را ظلم دانست[۲۸] و حق را به فرد اول داد که ادعایش را در نزد او بیان داشت.[۲۹]

خطای داوود را این دانسته‌اند که طرف دوم نزاع را به ظلم متهم کرد بدون اینکه کلام وی را شنیده باشد. در آداب قضاوت گفته شده که کلام هر دو طرف شنیده شده و سپس حکم گردد و داوود چنین نکرد.[۳۰] برخی مفسران توجیهاتی ذکر کرده‌اند تا گناهی را متوجه داوود نکنند؛ زیرا براساس ادله عقلی و نقلی پیامبران معصوم بوده و گناه کبیره و صغیره را انجام نمی‌دهند و داوود نیز در قرآن به صفاتی توصیف شده که با خطای او در قضاوت سازگار نیست.[۳۱] به همین جهت برخی مفسران عمل داوود را ترک اولی دانسته‌اند.[۳۲]

مکارم شیرازی، مفسر شیعه معتقد است طرفین نزاع پس از شنیدن حکم داوود قانع شدند و از آنجا رفتند. اینکه طرف دوم نزاع اعتراضی به حکم داوود نکرد، نشان می‌دهد حکم را پذیرفته است. بنابر این حکم داوود براساس حق بوده و تنها قصور او این بود که آداب قضاوت را رعایت نکرد و در صدور حکم شتاب کرد و به همین دلیل پشیمان شد.[۳۳] فخررازی عالم و مفسر اهل‌سنت توجیهاتی در این داستان ذکر کرده است. او احتمال داده حکم داوود مشروط بر این بوده که شخص اول در ادعای خود صادق بوده و طرف دوم در واقع به فرد اول ظلم کرده باشد.[۳۴]

پشیمانی و استغفار

نوع عمل داوود را ناشایست با مقام پیامبران دانسته‌اند.[۳۵] به همین جهت داوود پس از آن فهمید که امتحان الهی بوده و ترک اولی کرده،[۳۶] در مقام استغفار بر آمد[۳۷] و «از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد[۳۸]».

محمدتقی مدرسی عالم و مفسر شیعه بیان داشته که براساس آیات قرآن، داوود پس از خطا، بدون درنگ استغفار و توبه کرد و لحظه‌ای را برای وسوسه شیطان باقی نگذاشت.[۳۹] در نهایت خداوند نیز وی را مشمول عفو خود قرار داد.[۴۰] محمدحسین فضل‌الله از مفسران شیعه متذکر شده افرادی که نزد داوود آمدند اگر از فرشتگان بودند، پس یک تکلیف حقیقی وجود نداشته و تنها یک قضیه تمثیلی بوده تا داوود برای قضاوت‌هایی که انجام خواهد داد، آماده شود. بنابر این وقتی این امتحان از باب تکلیف نبوده باشد، گناهی نیز انجام نشده است و توبه خضوع در برابر خداوند بوده است.[۴۱]

پانویس

  1. سوره ص، آیات ۲۱ - ۲۵.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۴۴.
  3. سوره ص، آیه ۲۰.
  4. شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۴۶۶.
  5. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۱۰، ص۹۳.
  6. سوره ص، آیه ۲۵.
  7. سوره ص، آیه۲۶.
  8. سوره ص، آیه۲۶.
  9. کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۶۳۲.
  10. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۳۳.
  11. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۶، ص۳۷۳.
  12. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۶، ص۳۷۲.
  13. فضل‌الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۹، ص۲۴۶.
  14. حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۴۶۶.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۴۵.
  16. فضل‌الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۹، ص۲۴۶.
  17. حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۴۶۶.
  18. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۱۹۲.
  19. حسینی همدانی، انوار درخشان، ۱۴۰۴ق، ج۱۴، ص۱۰۹.
  20. حسینی همدانی، انوار درخشان، ۱۴۰۴ق، ج۱۴، ص۱۰۹.
  21. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۱۹۲.
  22. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۳۳۹.
  23. شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۸، ص۵۵۱.
  24. طیب، أطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۱۱، ص۲۳۱.
  25. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۶، ص۳۷۳.
  26. شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۸، ص۵۵۲.
  27. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۳۴۰.
  28. سوره ص، آیه ۲۴.
  29. شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۴۶۶.
  30. شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۸، ص۵۵۳.
  31. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۱۹۴.
  32. طیب، أطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۱۱، ص۲۳۵.
  33. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۴۸.
  34. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۶، ص۳۸۴.
  35. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۴۹.
  36. طیب، أطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۱۱، ص۲۳۰.
  37. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۴۸.
  38. سوره ص، آیه۲۴.
  39. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۳۴۵.
  40. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۴۹.
  41. فضل‌الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۹، ص۲۴۹.

منابع

  • حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت، دارالعلوم، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
  • حسینی همدانی، سید محمدحسین، انوار درخشان، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران، کتابفروشی لطفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق: احمد قصیرعاملی، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت،‌ دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: سیدطیب موسوی جزائری، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دارمحبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.