مقاله قابل قبول
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
استناد ناقص
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
نیازمند خلاصه‌سازی

همسران پیامبر(ص)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

همسران پیامبر(ص) زنان یا کنیزانی که پیامبر(ص) با آنان ازدواج کرد. مورخان در تعداد همسران پیامبر(ص) اختلاف نظر دارند.

تعداد همسران پیامبر

امكان داشتن بيش از چهار همسر به صورت عقد دائم٬ مخصوص پیامبر بود.اين عدم محدوديت، ده سال طول کشید و پس از آن ازدواج تازه براى آن حضرت تحريم شد[۱] و آيه 52 سوره احزاب، بدان اشاره دارد.

درباره تعداد همسران پیامبر میان منابع اختلاف است. سبب‌ این اختلاف آن است که بعضی از مورخان، زنانی را‌ که‌ به‌ عللی با پیامبر(ص) زندگی نکردند و یا کنیز آن حضرت محسوب می‌شدند‌ (مثل ماریه قبطیه)، جزو همسران به شمار آورده‌اند.

از حضرت امام صادق (ع) روايت شده كه رسول خدا (ص) با پانزده زن ازدواج كرد، و با سيزده نفر از آنان در آميخت، و چون از دنيا رفت نه نفر از آنان همسرش بودند، و اما آن دو نفرى كه آن جناب با ايشان آميزش نكرد، يكى عمرة بود، و ديگرى سنا، و اما آن سيزده نفرى كه با ايشان بياميخت، اول خديجه دختر خويلد بود، و بعد از او با سوده دختر زمعه٬ ازدواج کرد سپس با ام سلمه٬ سپس با ام عبد اللَّه عايشه دختر ابى بكر، و آن گاه با حفصه دختر عمر، و سپس با زينب‏ دختر خزيمة بن حارث و بعد با زينب دختر جحش، آن گاه با ام حبيب رملة دختر ابوسفيان، و بعد از او با ميمونه دختر حارث، و سپس با زينب دختر عميس، آن گاه با جويريه دختر حارث، و بعد از او با صفيه دختر حيى بن اخطب، و آنكه خود را به رسول خدا (ص) بخشيد خوله دختر حكيم سلمى بود. و آن جناب علاوه بر اين همسران، دو كنيز داشت، يكى ماريه قبطيه، و ديگرى ريحانه خندفيه، كه با آنان نيز معامله همسران آزاد را مى‌‏كرد، يعنى شب‌هاى خود را بين همسران و اين دو كنيز تقسيم مى‏‌كرد. [۲]

برخی مانند ابن هشام تعداد آنان را سیزده[۳]، بعضی مانند‌ مسعودی[۴] و ذهبی[۵] پانزده و کسانی مثل حاکم[۶] و ابن سعد[۷] بیش از این دانسته‌اند.‌

برخی گفته‌اند تعداد همسران پیامبر(ص)‌(تا‌ زمان نزول آیه ۵۲ سوره احزاب و تحریم انتخاب همسری دیگر) که پیامبر با آنان هم‌بستر شد، ۱۱ نفر بودند: خدیجه، سوده، عایشه، زینب دختر خزیمه، حفصه، ام سلمه،‌ زینب دختر جحش، جویریه، ام حبیبه(رمله)، صفیه و میمونه. هنگام رحلت پیامبر، ۹ تن از همسران آن حضرت زنده بودند و حضرت‌ خدیجه‌ و زینب دختر خزیمه در زمان‌ حیات‌ پیامبر(ص) از دنیا رفتند.[۸]

پیامبر تا زمانی که خدیجه زنده بود(وی سه سال قبل از هجرت از دنیا رفت)[۹] یعنی تا حدود ۵۰ سالگی، با هیچ زن دیگری ازدواج نکرد. جز عایشه، زنانی که پیامبر با آنان ازدواج کرد، بیوه بودند.[۱۰]

امهات المومنین

نوشتار اصلی: ام المومنین
تصویری از بقیع، شماره 4، مقبره همسران پیامبر را نشان می‌دهد

اُم‌ُّ الْمُؤْمِنین‌(مادر مؤمنان) لقبی‌ است که‌ در فرهنگ‌ اسلامی‌ به‌‌طور مشترک بر همسران‌ پیامبر اسلام(ص‌) اطلاق‌ گردیده‌ است.

این‌ لقب‌ از مضمون‌ آیهٔ ۶ سوره احزاب گرفته‌ شده‌ است‌ که‌ ضمن‌ بیان‌ حق‌ پیامبر اکرم(ص) بر مؤمنان‌، می‌فرماید:

«وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ
همسران‌ او مادران‌ِ ایشان‌ (مؤمنان‌) هستند.»

با نزول‌ این‌ آیه، مسلمانان‌ موظف‌ شدند تا در مناسبات‌ اجتماعی‌ خود، احترام‌ همسران‌ آن‌‌ حضرت‌ (ص) را حفظ نموده، آنان را تکریم کنند. از جمله احکامی که برای رعایت حرمت‌ همسران‌ پیامبر و حفظ حریم‌ آن حضرت تشریع شد، حرام بودن ازدواج‌ با آنان، پس‌ از درگذشت‌ پیامبر است که در آیه ۵۳ سوره احزاب به آن اشاره شده است.[۱۱]

فرزندان

نوشتار اصلی: فرزندان پیامبر اسلام

از همسران پیامبر(ص) تنها خدیجه(س) و ماریه قبطیه صاحب فرزند شدند. از خدیجه بنابر مشهور چهار دختر و دو پسر متولد شد.[۱۲] ماریه نیز یک پسر به نام ابراهیم به دنیا آورد.[۱۳]

دختران

پیامبر چهار دختر داشت که همگی از خدیجه بودند:

پسران

بیشتر منابع، از سه پسر برای پیامبر(ص) نام برده‌اند: قاسم، عبدالله و ابراهیم.[۲۰] برخی منابع، از طیب و طاهر نیز به عنوان پسران پیامبر(ص) نام برده‌اند؛[۲۱] اما بعضی طیب و طاهر را دو لقب عبدالله دانسته‌اند.[۲۲] شیخ صدوق، نیز طاهر را همان عبدالله دانسته است.[۲۳] هر سه پسر پیامبر در سن کودکی و پیش از اسلام از دنیا رفتند.[۲۴]

دلیل تعدد همسران پیامبر

تعدد ازدواج توسط پیامبر یک دلیل کلی و حکمتی عام داشت. رشید رضا معتقد است حکمت عامی که آن حضرت را در سال های آخر عمر که ایّام کهولت و اوج اشتغال به تدبیر امور مسلمین و همزمان با دفاع از دشمنان مهاجم وادار به ازدواج نمود، یک سیاستی عالی و رویه‌ای پسندیده بود.[۲۵]

برخی نویسندگان متعدد، همسران پیامبر را ناشی از هوا و هوس دانسته و کوشیده‌اند تا با طرح این موضوع شخصیت پیامبر را زیر سؤال برند. عالمان و متکلمان مسلمان به این شبهه پاسخ‌های متعددی داده و دلایلی برای ازدواج‌های پیامبر ذکر کرده‌اند از جمله:

  1. تبیین جایگاه واقعی زن برای جهانیان: «رفتار آن جناب با زنان و احیای حقوق از دست رفته آنان در قرون جاهلیت و تجدید حرمت به باد رفته‌شان و احیای شخصیت اجتماعی‌شان، دلیل دیگری است بر اینکه آن حضرت زن را تنها یک وسیله برای شهوترانی مردان نمی‌دانسته و می‌کوشید زنان را از ذلّت و بردگی نجات داده و به مردان بفهماند که زن نیز چون مرد٬ انسان است».[۲۶]
  2. جلب پشتیبانی قبایل و طوایف بزرگ عرب و تقویت نفوذ سیاسی و اجتماعی خود از راه پیوند سببی با آنان؛ مانند پیوند با عایشه.
  3. اجرای حکم الهی و زدودن افکار غلط جاهلی؛ مانند ازدواج با زینب دختر جحش.
  4. تقویت جایگاه اجتماعی زنان آسیب دیده، همچون زنان بیوه و اسیر (همه همسران پیامبر جز عایشه بیوه بودند).
  5. دلجویی از زنان، به دلیل آسیبهایی که به خاطر پذیرش اسلام، متحمل شده بودند؛ مانند ازدواج با ام حبیبه.
  6. محافظت و تأمین زندگی بیوه‌زنان فقیر و یتیمان به جای مانده؛ مانند ازدواج با ام سلمه و زینب دختر خزیمه.
  7. نشان دادن عظمت، شکوه و قدرتمندی اسلام و مسلمین؛ مانند ازدواج با صفیه.
  8. حفظ آنان از خطرات جانی؛ مانند ازدواج با سوده.
  9. آزادسازی اسیران و بردگان؛ مانند ازدواج با جویریه[۲۷]
  10. در عصر بعثت پیامبر اکرم(ص) تعدد زوجات و ارتباط جنسی با زنان بسیار بی‌قید و نابسامان و نامحدود بود. پیامبر اکرم(ص) شمار همسران را محدود کرد و با این کار گام مهمی در احقاق حقوق زنان در آن دوره برداشته شد.[نیازمند منبع]

گذشته از آن، باید در زمینه تعدد همسران پیامبر، توجه داشت که:

  • با وجود رسم چندهمسری در جامعه عرب، پیامبر تا سن ۵۰ سالگی، تنها با خدیجه زندگی زناشویی داشت و ازدواج‌های دیگر همگی مربوط به بعد از وفات خدیجه است.
  • این ازدواج‌ها غالبا پس از هجرت پیامبر به مدینه بود و پیامبر در این دوره مشغول گسترش دعوت اسلامی و پایه‌گذاری حکومت اسلامی بود و افزون بر آن، جنگ‌های متعددی برای او پیش آمد. چنین شخصیتی فرصت برای سرگرم شدن به زنان نخواهد داشت.
  • غیر از عایشه که در کودکی به عقد پیامبر درآمد، دیگر همسران پیامبر بیوه بودند.

از دیگر سو بدیهی است زندگی با زنانی که غالبا سالخورده و دارای اخلاق و سلیقه های گوناگون بودند و برخی از آنها با ناسازگاری ها و حسادت های زنانه، همواره پیامبر را رنجانده و آزرده خاطر می ساختند[۲۸] با عیش و خوشگذرانی سازگار نیست.

همسران پیامبر در قرآن کریم

تعدادی از آیات شریفه قرآن درباره همسران پیامبر و دستوراتی خطاب به آن‌ها و نیز خطاب به مردم در رابطه با آن‌ها نازل شده است.

عمل خوب و بد شما پاداش و كيفر دو برابر دارند

يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً (۳۰) وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً[ سوره احزاب–۳۱]

این آیات به همسران پیامبر وعده داده است که اگر در مقابل خدا و رسول او خاضع شوند، و يا ملازم اطاعت و خضوع براى خدا و رسول باشند و عمل صالح كند، اجرشان را دو باره مى‌‏دهيم و اگر چنين افرادى که منسوب به پیامبرند و به درگاه خدا نزديكند٬ مرتكب فاحشه مبينه شوند٬ عذاب براى آنان دو چندان مى‏‌شود.[۲۹]

اگر پیامبر را می‌خواهید باید ساده زیست باشید

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلاً (۲۸) وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً[ سوره احزاب–۲۸-۲۹]

طبق نقل مورخین زنان رسول خدا (ص) يا بعضى از ايشان از وضعیت زندگى مادى خود راضى نبوده نزد رسول خدا(ص) شكايت كرده‏ و درخواست‌های متعددی نمودند. تسليم شدن در برابر اينگونه درخواست‌ها كه معمولا پايانى ندارد معلوم نبود چه عواقبى براى بيت نبوت در بر خواهد داشت، از انجام اين خواسته‌‏ها امتناع کرد و يك ماه تمام از آنها كناره‏‌گيرى نمود، تا اينكه آيات فوق نازل شد[۳۰] و خداوند به پيغمبرش دستور داده كه بدان ها بگوید اگر خدا و رسول و دار آخرت را مى‏‌خواهيد بايد با وضع موجود بسازيد و نتيجه‏‌اش اجر عظيمى است در نزد خدا به شرطى كه احسان و عمل صالح هم بكنند. و اگر دنیای مادی را می خواهند نتيجه‌اش اين است كه آن حضرت ايشان را طلاق دهد، و هم از مال دنيا بهره‏‌مندشان سازد. اما آنان در نهایت همراه با پیامبر بودن را برگزیدند.[۳۱]

از لحاظ تکالیف مانند دیگر زنان نیستید

يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ[ سوره احزاب–۲۸-۲۹]

شما با ساير زنان برابر نيستيد اگر تقوى به خرج دهيد. و معقول نيست تكليف از همه يكسان باشد، ولى كيفر و پاداش بعضى افراد مضاعف، پس اگر كيفر و پاداش بعضى مضاعف بود، بايد بفهميم كه تكليف آنان مؤكد، و مسئووليتشان سنگين‏‌تر است. البته باید دانست فضيلت آنان به خاطر اتصالشان به رسول خدا (ص) نيست، بلكه به خاطر تقوى است:إِنِ اتَّقَيْتُنَّ. آن گاه از پاره‏‌اى از كارها نهى، و به پاره‏‌اى از كارها امر مى‏‌كند، امر و نهی‌اى كه متفرع بر برابر نبودن آنان با سايرین در تکلیف است.[۳۲]

مراقب نحوه سخن گفتن خود باشید

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ[ سوره احزاب–۳۲]

با بيگانگان روبرو سخن نگوئيد كه منجر به طمع آنها شود، تا مانند زنى باشيد كه اظهار تمايل به مردان می‌كند.[۳۳] خضوع در كلام به معناى اين است كه در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند. منظور از بيمارى دل، نداشتن نيروى ايمان است كه آدمى را از ميل به سوى شهوات باز مى‏‌دارد.[۳۴]

سخن خوب بگویید

وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً[ سوره احزاب–۳۲]

به صورت شايسته‏‌اى كه مورد رضاى خدا و پيامبر(ص) و توأم با حق و عدالت باشد سخن بگوئيد.[۳۵]سخن معروف٬ سخنی است كه شرع و عرف اسلامى آن را پسنديده دارد، و تنها مراد و مدلول خود را برساند و با لحنش پیامی دیگر به همراه نداشته باشد.[۳۶]

قول معروف، گفتاری است كه عقل و عرف آن را به خوبى دريابد و بپسندد مانند: راه حق و عزت و شرفى كه نمايانده شود، و طريق كار و كسبى ارائه گردد و (شخص) گمراهى رهبرى (گردد) و دلى را آرامش دهد و آبرويى را نگهدارد.[۳۷]

در خانه بمانید و بین مردم آشکارا نگردید

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ ...[ سوره احزاب–۳۳]

در خانه‏‌هاى خود بمانيد و هم‌چون جاهليت نخستين در ميان جمعيت ظاهر نشويد و اندام و وسائل زينت خود را در معرض تماشاى ديگران قرار ندهيد. قرن از ماده وقار به معنى سنگينى است، و كنايه از قرار گرفتن در خانه‏ است و تبرج به معنى آشكار شدن در برابر مردم است...[۳۸] یا به آنست كه سرپوش خود را به سر بيفكند ولى گوشواره و زينت او آشكار گردد.[۳۹] بدون شك اين يك حكم عام است، و تكيه آيات بر زنان پيامبر(ص) به عنوان تاكيد بيشتر است. [۴۰]

نماز برپای دارید و زکات دهید

أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ[ سوره احزاب–۳۳]

شما چون مثل ديگران نيستيد، واجب است در امتثال اين تكاليف كوشش و رعايت بيشترى بكنيد، و در دين خدا بيشتر از ساير زنان احتياط به خرج دهيد. اگر از بين همه اوامر فقط نماز و زكات را ذكر نمود، براى اين است كه اين دو دستور ركن عبادت، و معاملات است. طاعت خدا عبارت است از امتثال تكاليف شرعى او، و اطاعت رسولش به اين است كه ایشان با ولايتى كه دارد آنچه امر و نهى مى‏‌كند، امتثال شود، چون امر و نهى او نيز از ناحيه خدا جعل شده است. [۴۱]

از فرصت همراهی با پیامبر استفاده کنید

وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى‏ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ[ سوره احزاب–۳۴]

آنچه را در خانه‌‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‌‏شود، ياد كنيد و خود را در پرتو آن بسازيد كه بهترين فرصت را در اختيار داريد. [۴۲] قتاده گفته است حکمت همان سنت رسول خداست و این آیه عتابی بر همسران آن حضرت است. [۴۳] شکرگزار این نعمت بزرگ باشند که در چنان خانه‌ای هستند که نور عقول و بهار قلوب در آن تلاوت می‌شود.[۴۴]

قرآن کریم هم چنین خطاب به مردم دستوراتی در رابطه با چگونگی ارتباط با همسران پیامبر داده است٬ از این قرار:

از پشت پرده با آنان سخن گویید

وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ [ سوره احزاب–۵۳]

اگر مجبور شدید با آنان سخن بگویید رو در رو نباشید. منظور از حجاب در اين آيه پوشش عادی چون زنان دیگر نيست، بلكه حكمى اضافه بر آن است كه مخصوص همسران پيامبر(ص) بوده[۴۵] این رویه پاك تر است براى دل‌هاى شما و دل‌هاى ايشان از ريبه و از هواهاى شيطانى كه مردها را مي‌خواند و تحريك مي‌كند به سوى زن‌ها و زن‌ها را مايل مي‌كند به سوى مردها.[۴۶]

البته این دستور شامل پدران، فرزندان، و برادران، برادر زادگان، خواهر زادگان و زنان و کنیزهایشان نمی شود. مراد از زنان ايشان تنها آن زنان از فاميل ايشان است كه ايمان داشته باشند، نه كفار: لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ في‏ آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ وَ اتَّقينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيداً [ سوره احزاب–۵۳]

حق ازدواج با آنها را ندارید

وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً [ سوره احزاب–۵۳]

سزاوار نيست كه شما بعد از در گذشت پیامبر با يكى از همسرانش ازدواج كنيد، چون اين عمل نزد خدا جرمى است بزرگ. چرا كه آنها به منزله مادر معنوى و روحانى براى همه مؤمنان محسوب مى‌‏شوند، همان گونه كه پيامبر(ص) پدر روحانى و معنوى امت است. البته اين ارتباط و پيوند معنوى، تنها تاثيرش مساله حفظ احترام و حرمت ازدواج با زنان پيامبر بود و گر نه از نظر مساله ارث و همچنين ساير محرمات نسبى و سببى اثرى ندارد، يعنى مسلمانان حق داشتند، با دختران پيامبر ازدواج كنند.[۴۷]

علت ممنوعیت ازدواج با همسران پیامبر

برای این ممنوعیت احتمالاتی داده شده است، از جمله این که:[۴۸]

  1. بعضى به عنوان انتقام‌‏جويى و توهين به ساحت مقدس پيامبر(ص) چنين تصميمى را گرفته بودند و از اين راه مى‌‏خواستند ضربه‏‌اى بر حيثيت آن حضرت وارد كنند.
  2. ممکن بود افرادی به عنوان اينكه همسر پيامبر(ص) را بعد از او در اختيار خود گرفته‏‌اند، موقعيت اجتماعى خاصی پیدا کنند و از آن سوء استفاده بکنند.
  3. یا به عنوان اينكه آگاهى خاص از درون خانه پيامبر(ص) و تعليمات و مكتب او دارند به تحريف اسلام پردازند.
  4. يا منافقين مطالبى را از اين طريق در ميان مردم نشر دهند كه مخالف مقام پيامبر باشد.
  5. برخی گفته اند به این علت که آنان در بهشت نیز همسران پیامبر خواهند بود.[۴۹]

مقاتل نقل کرده طلحه بن عبیدالله چنین سخنی گفت گرچه بعد پشیمان شد. برخی از منافقین نیز خود را براى اين كار آماده ساخته بودند بعضى آن را به زبان آورده و بعضى شايد تنها در دل داشتند.[۵۰]

علت محدودیت ازدواج برای پیامبر

برخی محققین در علت این که چرا پیامبر(ص)ازدواج با بیش از چهار زن را بر دیگران حرام کرد اما برای خود جایز شمرد و بیش از چهار همسر اختیار کرده است، گفته‌اند: آیه ۳ سوره نساء[۵۱] که همسر گزینی را به چهار زن محدود می کند، در اواخر سال هشتم هجرت نازل گردید و تا زمان نزول این آیه هیچ محدودیتی در کار نبود و همه مسلمانان می توانستند بیش از چهار همسر داشته باشند و تمام ازدواج های رسول خدا نیز قبل از آن تاریخ صورت گرفته بود٬ چرا که آخرین ازدواج آن حضرت با میمونه بود که در سال هفتم هجری واقع گردید، و پیامبر اسلام بعد از نزول این حکم الهی دیگر همسری اختیار نکرد.[۵۲]

بعد از نزول آیه تحدید تعداد همسر٬ مسلمانان باید آن دستور را اطاعت می‌کردند. چنان که وقتی غیلان بن سلمه اسلام آورد٬ ده همسر داشت و پیامبر دستور داد غیر از جهار تن بقیه را طلاق دهد. [۵۳] ولی در مورد زنان پیامبر این اتفاق نیافتد.در بیان دلیل می‌توان گفت چون همسران آن حضرت امهات المومنین بودند و اگر پیامبر آنان را طلاق می‌داد و کسی هم اجازه ازدواج با انان را به دلایلی خواهد آمد٬ نداشت٬ لازم می‌آمد آنان بی‌سرپرست رها شوند. بنابراین به خاطر رعایت حقوق زنان پیامبر٬ حکم آیه تحدید شامل حال شخص پیامبر نخواهد شد.

دیدگاه چند اندیشمند غربی درباره تعدد زوجات

چند تن از اندیشمندان غربی سخنانی در ابن باب گفته‌اند از جمله:[۵۴]

  1. جان ديون پورت انگليسى مى‌‏گويد: با اين كه در آن زمان، زياد زن گرفتن كار بدى نبود، ولى با اين حال، حضرت محمد تا پنجاه سالگى با يك زن زندگى كرد و تا خديجه زنده بود، زن ديگرى نگرفت. آيا ممكن است كسى شهوت ران باشد و هيچ مانعى هم براى زن گرفتن در كار نباشد، با اين حال، با يك زن زندگى‏ كند؛ آن هم با زنى كه سنّ بالايى داشته باشد؟
  2. توماس كارلايل مى‏‌گويد: به رغم دشمنان، حضرت محمد صلى الله عليه و آله، هرگز شهوت‌‏پرست نبود و اين تهمت، بى‌‏انصافى است‏.
  3. گيورگيو مى‏‌گويد: محمد در سال ۵۹۵ ميلادى ازدواج كرد و زندگى خانوادگى او، نمونه زهد، تقوا و پاكى بود. او همانند ابراهيم، نوح و يعقوب، در محيطى ساده و بى‏‌آلايش زندگى مى‌‏كرد.

پانویس

  1. طباطبایی، فرازهايى از اسلام، انتشارات جهان آراء٬ ص۱۷۴.
  2. شیخ صدوق٬ الخصال٬ ۱۴۰۳ق٬ ج۲ ٬ ص۴۱۹ نقل با تلخیص
  3. ابن‌ هشام،‌ السیرة‌ النبویة، ج ۴،‌ ص۲۹۳.
  4. مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۲۳.
  5. ذهبی، تاریخ الاسلام‌، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۹۲-۵۹۹.
  6. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۳۴.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۳۷۷ق، ج۸، ص۵۲.
  8. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶.
  9. مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۸۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۳۷۷ق، ج۸، ص۱۴.
  10. طبری، تاريخ الأمم و الملوك، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۱۶۴؛ ابن هشام، السيرة النبوية، دارالمعرفة، ج‏۲، ص۶۴۴.
  11. مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۶۲۷.
  12. مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۵، ص۳۳۴؛ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۴.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۰۷؛ صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۴.
  14. ابن‌اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۰.
  15. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۳
  16. المدنی البرزنجی، نزهة الناظرین، ۱۴۱۶ق، ص۳۱۲-۳۱۳.
  17. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۳۸.
  18. ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۴۶۰.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۳۷۵. رجوع کنید به: طباطبایی، المیزان، ج۲۰، ص۳۷۰.
  20. صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۴؛ ابن‌هشام، سیرة النبویه، دار المعرفة، ج۱، ص۱۹۰؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج‌۳، ص۴۴۵و۴۴۶.
  21. ابن‌هشام، سیرة النبویه، دار المعرفة، ج۱، ص۱۹۰؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج‌۳، ص۴۴۶.
  22. ابن حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج‌۳، ص۴۴۵؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۷۵.
  23. صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۴.
  24. ابن‌هشام، سیرة النبویه، دار المعرفة، ج۱، ص۱۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج‌۱، ص۱۰۶ و ۱۱۲.
  25. رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیرالمنار، ۱۴۲۰ ق، ج۴، ص۳۰۲.
  26. طباطبایی٬ المیزان، ۱۴۱۷ق٬ ج۴، ص۱۹۷.
  27. .رجوع کنید به: طباطبایی٬ المیزان، ۱۴۱۷ق٬ ج۴، ص۱۹۵؛ علامه طباطبایی، بررسی‌های اسلامی، ص۱۳۲ - ۱۳۹؛ مؤسسه در راه حق، نگرشی کوتاه به زندگی پیامبر اسلام، ص۲۹؛ رسولی محلاتی، تاریخ انبیاء، ج ۳، ص۴۷۵.
  28. در این مورد به تفسیر آیات ۱-۵ سوره تحریم مراجعه کنید
  29. طباطبایی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۰۷
  30. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۷۸
  31. طباطبایی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۰۷
  32. طباطبایی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۰۸
  33. طبرسی٬ مجمع البیان٬ ۱۳۷۲ش٬ ج۸ ٬ ص ۵۵۸
  34. طباطبایی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۰۹
  35. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۸۹
  36. طباطبایی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۰۹
  37. طالقانی٬ پرتوی از قرآن٬ ۱۳۶۲ش٬ ج۲ ٬ ص ۲۳۲.
  38. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۹۰
  39. حسينى همدانى٬ تفسیر انوار درخشان٬ ۱۴۰۴ق٬ ج۱۳ ٬ ص۱۰۳
  40. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۹۰
  41. طباطبایی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۰۹
  42. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۹۵
  43. ابن أبي حاتم٬ تفسير القرآن العظيم٬ ۱۴۱۹ق٬ ج‏۹، ص۳۱۳۳
  44. مغنیه٬ تفسير الكاشف، ۱۴۲۴ق٬ ج‏۶، ص۲۱۷
  45. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۰۱
  46. طبرسی٬ مجمع البیان٬ ۱۳۷۲ش٬ ج۸ ٬ ص ۵۷۷
  47. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۰۴
  48. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۲۰۴
  49. قرطبى٬ الجامع لاحکام القرآن٬ ۱۳۴ش٬ ج۱۴ ٬ ص۲۲۹
  50. قرطبى٬ الجامع لاحکام القرآن٬ ۱۳۴ش٬ ج۱۴ ٬ ص۲۲۸
  51. وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِى الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ
  52. هیکل، حیاة محمّد٬انتشارات على اکبر علمى، ص۴۳۷
  53. زرکلی، الاعلام٬ ۲۰۰۲م، ج۵ ٬ ص ۱۲۴.
  54. عقيقى بخشايشى، همسران پيامبر، ۱۳۵۲ش٬ ص ۷۸.

منابع

  • ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت،‌ دار صادر، ۱۳۷۷ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌ هشام،‌ السیرة‌ النبویة، بیروت، داراحیاء التراث العربی بی‌تا و دار المعرفة، بی‌تا.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام‌ و وفیات‌ المشاهیر و الاعلام، بیروت، دارالکتاب العربی،‌ چاپ سوم، ۱۴۱۵‌ق.
  • رشید رضا، محمد٬ تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیرالمنار، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.
  • زرکلی، خیرالدین بن محمود، الأعلام، بیروت٬ دارالعلم للملایین٬ ۲۰۰۲م.
  • صدوق٬ محمد بن علی بن بابویه، الخصال، قم٬ انتشارات جامعه مدرسين قم، ۱۴۰۳ق.
  • طباطبایی٬ محمدحسین٬ فرازهایی از اسلام٬ جمع‌آوری و تنظیم از مهدی آیت‌اللهی٬ قم٬ جهان آراء٬ بی‌تا.
  • طباطبايى٬ سيد محمد حسين‏٬ المیزان فی تفسیر القرآن٬ قم‏٬ دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم٬ ۱۴۱۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاريخ الأمم و الملوك‏، بیروت، دار التراث‏، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  • عابدینی، احمد، شیوه همسرداری پیامبر(ص) به گزارش قرآن و سنّت،‌ تهران، هستی نما، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
  • کاظم نژاد، مهری و ابوالقاسم زاده، مجید، «کنکاشی درباره علل تعدد همسران پیامبر»، مجله معرفت، آذر ۱۳۸۵ - شماره ۱۰۸ (از صفحه ۸۳ تا ۹۴).
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۳۸۰ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تنظیم احمد علی بابایی، برگزیده تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب، ۱۳۸۶ش.
  • مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران٬ دار الكتب الاسلاميه، چ سى و دوم، ۱۳۷۴ش.
  • عقيقى بخشايشى، عبد الرحیم٬ همسران‏ پيامبر، قم، دارالتبليغ اسلامى، ۱۳۵۲ش.
  • طبرسى فضل بن حسن٬ ‏مجمع البيان فى تفسير القرآن‏٬ مقدمه محمد جواد بلاغى‏٬ تهران‏٬ انتشارات ناصر خسرو٬ چ۳ ٬ ۱۳۷۳ش.
  • طالقانى٬ سيد محمود٬ پرتوى از قرآن‏٬ تهران٬ شركت سهامى انتشار٬ ‏۱۳۶۲ ش‏.
  • حسينى همدانى٬ سيد محمد حسين‏٬ انوار درخشان‏٬ تهران‏٬ كتابفروشى لطفى‏٬ ۱۴۰۴ق‏.
  • ابن ابى حاتم٬ عبدالرحمن بن محمد٬ تفسير القرآن العظيم٬ عربستان سعودى‏٬ مكتبة نزار مصطفى الباز٬ چ۳ ٬ ۱۴۱۹ق.
  • مغنيه٬ محمد جواد٬ تفسير الكاشف‏٬ تهران‏٬ دار الكتب الإسلامية٬ چ۱ ٬ ۱۴۲۴ق.
  • هیکل، محمّدحسین٬ حیاة محمّد٬ ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات على اکبر علمى، چ ششم.