مقاله قابل قبول
رده ناقص
کپی‌کاری از منابع خوب
استناد ناقص
شناسه ارزیابی نشده
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

امام رضا علیه‌السلام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
امام رضا علیه‌السلام
ضریح امام رضا.jpg
نقش امام هشتم شیعیان
نام علی بن موسی
کنیه ابوالحسن (ثانی)
زادروز ۱۱ ذی‌القعده، ۱۴۸ق.
زادگاه مدینه
مدت امامت ۲۰ سال (۱۸۳ق تا ۲۰۳ق)
شهادت آخر ماه صفر، ۲۰۳ق.
مدفن مشهد
محل زندگی مدینه، مرو
لقب(ها) رضا، عالم آل محمد
پدر امام کاظم(ع)
مادر نجمه خاتون
همسر(ان) سبیکه
فرزند(ان) امام جواد(ع)
طول عمر ۵۵ سال
امامان شیعه

امام علیامام حسن مجتبیامام حسینامام سجادامام باقرامام صادقامام کاظمامام رضاامام جوادامام هادیامام حسن عسکریامام مهدی

علی بن موسی بن جعفر (ع) معروف به امام رضا (۱۴۸۲۰۳ق) هشتمین امام شیعه اثناعشری است. مشهورترین لقب امام هشتم، رضا است. در روایتی از امام جواد(ع) آمده است که لقب رضا از سوی خداوند به پدرش داده شده است. او به عالم آل محمد و امام رئوف نیز شهرت دارد.

امام رضا(ع) پس از پدرش امام موسی کاظم(ع) در سال ۱۸۳ق و به مدت ۲۰ سال امامت را برعهده گرفت. امامت او با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال) و مأمون عباسی (۵ سال) همزمان بود. پس از شهادت امام کاظم(ع)، بیشتر شیعیان، امامت امام رضا(ع) را پذیرفتند؛ اما گروهی از اصحاب امام هفتم‏(ع)، امامت او را نپذیرفته و در امامت موسی بن جعفر(ع) توقف کردند و به واقفیه (یا واقفه) مشهور شدند.

امام هشتم تا پیش از سفر به خراسان، در مدینه زندگی می‌کرد و از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار بود؛ اما در سال ۲۰۰ یا ۲۰۱ق به دستور مأمون به مرو آمد و با تهدید او و به اکراه، به شرط اینکه در امور حکومت دخالتی نکند، ولایتعهدی او را پذیرفت. مأمون ۷ رمضان سال ۲۰۱ قمری با امام رضا(ع) به عنوان ولیعهد پس از خود، بیعت کرد و از مردم بیعت گرفت.

حدیث مشهور سلسلة الذهب در سفر به خراسان، در نیشابور از امام رضا(ع) نقل شده است و درباره توحید و شرایط آن است. پس از ورود امام به خراسان، مأمون به جهت زیر سؤال بردن مقام و علم او، مناظرات متعددی میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذاهب تشکیل داد که برخلاف میل مأمون، سبب برتری و اقرار به دانش او شد. بخشی از این مناظرات در کتاب الاحتجاج اثر طبرسی نقل شده است.

براساس نقل مشهور، امام رضا(ع)، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ق در ۵۵ سالگی در طوس به دست مأمون به شهادت رسید. امام به دستور مأمون، در بقعه هارونیه در روستای سناباد دفن شد. امروزه حرم امام رضا، در شهر مشهد واقع است و زیارتگاه مسلمانان است.

صلوات خاصه حضرت امام رضا(ع) نقش بسته بر سقف راهروی بین رواق دارالذکر و دارالزهد

زندگی‌نامه


علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، کنیه‌اش، ابوالحسن و مشهورترین لقبش رضا است. در روایتی از امام جواد(ع) آمده است که این لقب از سوی خداوند به پدرش داده شده است؛[۱] ولی طبق برخی منابع، مأمون لقب رضا را به او داد.[۲] صابر، صدیق، رضی و وفی از دیگر القاب آن حضرت است.[۳] در برخی روایات او عالم آل محمد نامیده شده است.[۴] نقل شده است که امام کاظم(ع) به فرزندانش می‌گفت: «برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است.»[۵] همچنین امام جواد(ع) در زیارت امام رضا(ع) او را امام رئوف خطاب کرده است.[۶] لقب امام رئوف در بین شیعیان شهرت بسیار دارد.[۷]

تولد

زادروزش را پنجشنبه یا جمعه ۱۱ ذی‌القعده، یا ذی‌الحجه و یا ربیع الاول سال ۱۴۸ یا ۱۵۳ق نقل کرده‌اند.[۸] کلینی[۹] و بیشتر علما و و مورخین[۱۰] سال تولدش را ۱۴۸ق نقل کرده‌اند.

مادر

تصویری از بقعه منسوب به نجمه خاتون مادر امام رضا(ع) در مشربه ام ابراهیم در مدینه منوره قبل از تخریب

مادر امام رضا(ع) کنیزی از اهالی نوبه بوده است[۱۱] که با نام‌های مختلفی از او یاد شده است. گفته شده است هنگامی که امام کاظم(ع) او را خریداری کرد، نام تُکتَم را برای وی برگزید[۱۲] و وقتی امام رضا (ع) را به دنیا آورد، امام کاظم(ع) او را طاهره نامید.[۱۳] شیخ صدوق گفته است که عده‌ای نام مادر امام رضا (ع) را سَکَن نوبیه روایت کرده‌اند. همچنین اروی، نجمه، سمانه، نیز نامیده شده است و کنیه‌اش ام البنین بوده است.[۱۴]

در روایتی آمده که مادر امام رضا(ع) کنیزی پاک و پرهیزگار به نام نجمه بود که حمیده مادر امام کاظم(ع) وی را خریداری و به پسرش بخشید و بعد از ولادت حضرت رضا(ع) او را طاهره نامید.‌»[۱۵]

همسران و فرزندان

همسر امام رضا سَبیکه نام داشت[۱۶] که گفته شده از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر(ص)، بوده است.[۱۷]

بارگاه امامزاده حسین فرزند منسوب به امام رضا (ع) در شهر قزوین

در برخی از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا(ع) ذکر شده است: مأمون به امام رضا (ع) پیشنهاد داد که با دخترش «‌ام حبیب‌» یا «‌ام حبیبه‌» ازدواج کند و امام نیز پذیرفت.[۱۸] طبری این ازدواج را در حوادث سال ۲۰۲ق یاد می‌کند.[۱۹] گفته‌اند که هدف مأمون از این کار، نزدیکی بیشتر به امام رضا (ع) و نفوذ به خانه وی جهت اطلاع از برنامه‌هایش بوده است.[۲۰] سیوطی نیز، از ازدواج دختر مأمون با امام رضا(ع) یاد می‌کند؛ ولی اسم آن دختر را ذکر نمی‌کند.[۲۱]

درباره تعداد و اسامی فرزندان امام رضا اختلاف است. شیخ مفید، غیر از محمد بن علی فرزندی برای وی نمی‌شناسد.[۲۲] ابن شهرآشوب و طبرسی، نیز بر همین عقیده‌اند.[۲۳] برخی، از دختری به نام فاطمه برای وی سخن گفته‌اند.[۲۴] برخی، فرزندان ایشان را پنج پسر و یک دختر نوشته‌اند، به نام‌های محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه.[۲۵] سبط بن جوزی برای وی چهار پسر به نام‌های محمد (ابوجعفر ثانی)، جعفر، ابومحمد حسن، ابراهیم، و یک دختر، بدون ذکر اسم، یاد می‌کند.[۲۶] گفته شده فرزندی از آن حضرت که دو سال یا کمتر داشته در قزوین دفن شده است و گفته می‌شود که امامزاده حسین کنونی قزوین همان است. بنابر روایتی امام در سال ۱۹۳ به این شهر مسافرتی داشته است.[۲۷]

امامت

حاکمان زمان امام رضا(ع)
مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸ق
امین عباسی ۱۹۳-۱۹۸ق
هارون عباسی ۱۷۰-۱۹۳ق
امامت امام رضا (ع) ۱۸۳-۲۰۳ق



امام رضا(ع) پس از شهادت پدرش امام کاظم(ع) در سال ۱۸۳ق امامت را عهده‌دار شد؛ مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که با خلافت هارون الرشید(۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال)، مأمون (۵ سال) همزمان شد.[۲۸]

راویانی همچون داود بن کثیر رقی، محمد بن اسحاق بن عمار، علی بن یقطین، نعیم قابوسی، حسین بن مختار، زیاد بن مروان، المخزومی، داود بن سلیمان، نصر بن قابوس، داود بن زربی، یزید بن سلیط و محمد بن سنان، احادیثی از موسی بن جعفر(ع) درباره امامت امام رضا(ع) نقل کرده‌اند. [۲۹]

همچنین مقبولیت امام رضا (ع) در میان شیعیان و برتری علمی و اخلاقی وی را، ثابت کننده امامت او می‌دانند. هرچند که وضعیت مسأله امامت در اواخر زندگی موسی بن جعفر(ع) بسیار پیچیده بود؛ اما بیشتر اصحاب امام کاظم(ع) جانشینی امام رضا (ع) را پذیرفتند.[۳۰]

گرایش شیعیان

نوشتار اصلی: واقفیه

پس از شهادت امام کاظم(ع)، بیشتر شیعیان با توجه به وصیت امام(ع) و دلایل و شواهد دیگر، امامت فرزند ایشان، علی بن موسی الرضا (ع) را پذیرفتند و وی را به عنوان امام هشتم تأیید نمودند. این دسته که بزرگان اصحاب امام کاظم (ع) را هم شامل می‌شد، به نام قطعیه مشهور شدند؛[۳۱] ولی گروه دیگری از اصحاب امام هفتم‏(ع) از پذیرفتن امامت علی بن موسی الرضا(ع) سرباز زده و در امامت حضرت موسی بن جعفر(ع) توقف کردند که به همین جهت واقفیه (یا واقفه) نامیده شدند.[۳۲] واقفیه معتقد بودند که امام کاظم(ع)، مهدی موعود است که در غیبت به سر می‌برد و بازخواهد گشت.[۳۳]

جایگاه امام در مدینه

امام رضا(ع) تا پیش از سفر به خراسان در مدینه زندگی می‌کرد و از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار بود. خود امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایتعهدی داشت، در توصیف این دوره گفته است:

همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و وقتی سوار بر مرکب خود، از کوچه‌های مدینه عبور می‌کردم، کسی عزیرتر از من نبود.[۳۴]

در مورد جایگاه علمی امام در مدینه نیز از خود ایشان نقل شده است:

من در مسجد پیامبر می‌نشستم و دانشمندانی که در مدینه بودند، هرگاه در مسئله‌ای درمی‌ماندند، همگی به من ارجاع می‌دادند و مسائل‌شان را نزد من می‌فرستادند و من به آنها پاسخ می‌دادم.[۳۵]

سفر به خراسان

مسیر حرکت امام رضا(ع) (برای بزرگنمایی موش‌واره را روی تصویر ببرید)
سرخس
قریتین
هوسجه
نباج
حفر ابوموسی
بهبهان
ابرکوه
اصطخر
ده شیر
خرانق
رباط پشت بادام
ده سرخ
دامغان
آهوان
سمنان
نایین
شوشتر
دزفول
کرمانشاه
مسیر حرکت مشهور
مسیر حرکت غیرمشهور
گزارش‌های اشتباه
قدمگاه
مسیر حرکت امام رضا (ع)
از مدینه به مرو

هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو در سال ۲۰۰ قمری [۳۶] یا سال ۲۰۱ قمری[۳۷] بود. به گزارش یعقوبی مأمون، امام رضا را از مدینه به خراسان آورد و فرستاده وی جهت آوردن حضرت به خراسان، رجاء بن ابی‌ضحاک خویشاوند فضل بن سهل بود. حضرت را از راه بصره آوردند تا به مرو رسید.[۳۸] به عقیده برخی مأمون مسیر مشخصی برای سفر امام رضا به مرو انتخاب کرد تا آن حضرت از مراکز شیعه‌نشین عبور نکند، زیرا از اجتماع شیعیان بر گرد امام می‌ترسید. او دستور داد تا حضرت را از مسیر کوفه نیاورند بلکه از طریق بصره، خوزستان و فارس، به نیشابور بیاورند.[۳۹]

مسیر حرکت طبق کتاب اطلس شیعه چنین بوده است: مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو.[۴۰] به گزارش شیخ مفید مأموران مأمون، امام رضا (ع) و برخی از بنی‌هاشم را از مسیر بصره به مرو آوردند. مأمون آن‌ها را در خانه‌ای و امام رضا (ع) را در خانه‌ای دیگر جای داد و او را اکرام کرد.[۴۱]

بیان حدیث سلسلة الذهب

نوشتار اصلی: حدیث سلسلة الذهب

اللَّه جَلَّ جَلَالُهُ یقُولُ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ حِصْنِی‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا
...خداوند جل جلاله می‌فرماید: «لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ» دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. چون مرکب به راه افتاد [امام رضا](ع) گفت: [البته] با شرایطش و من جزو شرایط آنم.

اسحاق بن راهویه می‌گوید: وقتی امام رضا(ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، شماری از مُحدِّثان عرض کردند:‌ ای پسر پیغمبر از شهر ما تشریف می‌‏برید و برای ما حدیثی بیان نمی‌فرمایید؟ پس از این تقاضا، حضرت سرش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود:

شنیدم از پدرم موسی بن جعفر که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب که فرمود شنیدم از رسول خدا که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کلمه‏ «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با صدای بلند فرمود: با شروط آن و من یکی از آن شروط هستم.[۴۲]

بیان این حدیث را در نیشابور یکی از مهم‌ترین و مستندترین حوادث مسیر حرکت امام رضا(ع) می‌دانند.[۴۳]

ولایتعهدی مأمون

نوشتار اصلی: ولایتعهدی امام رضا
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، روی سکه
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، پشت سکه

پس از استقرار امام در مرو، مأمون قاصدی به خانه امام رضا فرستاد و به وی پیشنهاد داد که من می‌خواهم خودم را از خلافت خلع کنم و آن را به تو بسپارم!. ولی امام به شدت با این کار مخالفت کرد. امام در پاسخ مأمون گفت: «اگر حکومت حق توست، نمی‌تـوانی به فرد دیگری ببخشی و اگر متعلق به تو نیست، شایستگی بخشـش آن را نـداری؟.»[۴۴] محققان معتقدند این پاسخ امام (ع) اساس مشروعیت خلافت مأمون را زیر سوال برد.[۴۵] سید جعفر مرتضی عاملی نیز معتقد است اساسا مأمون جدیتی در پیشنهاد خلافت به امام رضا (ع) نداشت. وی مباحث گسترده‌ای را مطرح ساخته و در نهایت این پیشنهاد مأمون را تلاشی برای تثبیت خلافت خود وی ارزیابی می‌کند.[۴۶] پس از این، مأمون خواست که ولایتعهدی پس از خودش را به امام رضا(ع) واگذار نماید، باز با مخالفت شدید امام مواجه شد. در این هنگام مأمون سخنی با شائبه تهدید به زبان آورد و در این میان گفت: عمر بن خطاب، شورا را در شش نفر قرار داد (ر.ک: شورای شش نفره) که یکی از آنان جدّ تو امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بود. عمر شرط کرد هرکدام از آنان مخالفت کرد گردنش زده شود!. چاره‌ای نیست جز اینکه آنچه از تو می‌خواهم بپذیری که من گزیری از آن نمی‌یابم. امام (ع) پاسخ داد: پس من می‌پذیرم بدین شرط که نه فرمان دهم و نه باز دارم، نه فتوا دهم و نه قضاوت کنم، نه کسی را به کاری گمارم و نه عزل کنم و نه چیزی را از جایگاهش تغییر دهم. مأمون، شرط او را پذیرفت.[۴۷]

بدین طریق، مأمون دوشنبه ۷ رمضان سال ۲۰۱ قمری. با امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد پس از خود بیعت کرد و مردم را به جای لباس سیاه[یادداشت ۱]، سبزپوش کرد و فرمان آن را به اطراف و نواحی نوشت و برای امام رضا (ع) بیعت گرفت و به نام وی بر منبرها خطبه خواندند و دینار و درهم به نامش سکه زدند و کسی نماند که لباس سبز نپوشد، مگر اسماعیل بن جعفر بن سلیمان بن علی هاشمی.[۴۸]

مناظرات

مأمون پس از آوردن امام رضا(ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است.[۴۹] برخی از این مناظرات [یا احتجاجات] از این قرارند:[۵۰]

مأمون می‌خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت علیهم السلام داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «‌علم لدنّی‌» می‌دانستند، از بین ببرد.[۵۱] صدوق در این باره می‌گوید: مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود. اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی‌شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می‌شود، ملتزم می‌گردید.[۵۲]

این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا علیه‌السلام مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می‌شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید. پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.[۵۳]

نماز عید

روزشمار حرکت امام رضا
از مدینه تا مرو
۲۰۰ق
۱۵ محرم حرکت از مدینه
۳ صفر ورود به بصره
۸ صفر حرکت از بصره
۱۶ صفر ورود به اهواز
۱۶ ربیع‌الاول حرکت از اهواز
۲۶ ربیع‌الاول ورود به فارس (شیراز)
۱ ربیع‌الثانی حرکت از فارس (شیراز)
۱۵ ربیع‌الثانی ورود به یزد
۲۰ ربیع‌الثانی حرکت از یزد
۷ جمادی‌الاول ورود به نیشابور
۱ جمادی‌الثانی حرکت از نیشابور
۳ جمادی‌الثانی ورود به طوس
۸ جمادی‌الثانی ورود به سرخس
۲۳ جمادی‌الثانی حرکت از سرخس
۲۹ جمادی‌الثانی ورود به مرو
۷ رمضان اعلام ولایتعهدی

پس از عقد ولایتعهدی (در ۷ رمضان سال ۲۰۱) چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا(ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت. مردم انتظار داشتند که امام رضا (ع) مانند خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج شود، اما دیدند که ایشان با پای برهنه در حالی‌که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمولِ این‌گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یک‌باره از اسب‌ها فرود آمده و کفش‌ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.

گفته‌اند که فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا بدین صورت به مصلّا(محل برپایی نماز) برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.[۵۴]

شهادت

شهادت علی‌ بن‌ موسی(ع) را جمعه یا دوشنبه آخر ماه صفر، یا ۱۷ صفر، یا ۲۱ رمضان، یا ۱۸ جمادی‌الاولی، یا ۲۳ ذی‌القعده، یا آخر آن، در سال ۲۰۲، یا ۲۰۳، یا ۲۰۶ نقل کرده‌اند.[۵۵] کلینی، وفات او را در ماه صفر سال ۲۰۳ق. در ۵۵ سالگی ذکر می‌کند.[۵۶] طبق نظر بیشتر علماء و مورخین سال شهادت امام رضا، ۲۰۳ق. بوده است.[۵۷] طبرسی روز شهادت را در آخر ماه صفر نقل می‌کند.[۵۸]

در تعداد سال‌های زندگی علی بن‌موسی نیز با توجه به اختلاف در تاریخ ولادت و شهادت او، از ۴۷ سال تا ۵۷ سال گفته شده است.[۵۹] طبق قول مشهور در تاریخ ولادت و وفات وی، سن امام رضا در هنگام شهادت ۵۵ سال بوده است.

هم‌چنین نقل قول‌های متفاوتی در چگونگی شهادت امام رضا(ع) ذکر شده است:

  • در تاریخ یعقوبی آمده است، مأمون در سال ۲۰۲ق از مرو رهسپار عراق شد و ولیعهدش رضا(ع) و وزیرش فضل بن سهل ذوالریاستین همراه وی بودند.[۶۰] چون به طوس رسیدند، امام رضا(ع) در قریه‌ای که به آن نوقان‌ گفته می‌شود، در اول سال ۲۰۳ قمری وفات کرد و بیماری آن حضرت بیش از سه روز نبود و گفته شده که علی بن هشام انار مسمومی به او خورانید و مأمون بر وی سخت بی‌تابی نشان داد. یعقوبی در ادامه می‌نویسد: «‌خبر داد مرا ابوالحسن بن ابی عباد و گفت: مأمون را دیدم که قبایی سفید در برداشت و در (تشییع) جنازه رضا سربرهنه میان دو قائمه نعش پیاده می‌رفت و می‌گفت؛ یا اباالحسن پس از تو به که دلخوش باشم؟ و سه روز نزد قبرش اقامت گزید و هر روز قرصی نان و مقداری نمک برای او می‌آوردند و خوراکش همان بود، سپس در روز چهارم بازگشت».[۶۱]
  • شیخ مفید نقل می‌کند مأمون، عبدالله بن بشیر را امر کرد که ناخن‌هایش را نگیرد تا درازتر از حد معمول شود و سپس چیزی شبیه تمر هندی بدو داده تا با دستانش خمیر کند. آنگاه مأمون پیش امام رضا(ع) رفته و عبدالله را صدا زده و از او خواسته است که با دستانش آب انار بگیرد و سپس آن را به امام رضا(ع) نوشانید و این سبب وفات حضرت پس از دو روز شده است.[۶۲]
  • شیخ صدوق روایاتی را بدین مضمون نقل می‌کند که در بعضی از آنها سم در انگور ذکر شده است و در بعضی، هم در انگور و هم در انار آمده است.[۶۳] سید جعفر مرتضی عاملی، شش نظر را درباره درگذشت امام رضا(ع) ذکر می‌کند.[۶۴]
  • ابن حِبّان از محدثان و رجال شناسان قرن چهارم هجری، ذیل نام «‌علی بن موسی الرضا‌» می‌نویسد: علی بن موسی الرضا به وسیله سمی که مأمون به وی خوراند، رحلت یافت. این حادثه در روز شنبه سال ۲۰۳ق. بود.[۶۵]

در مورد علت قتل امام رضا(ع) توسط مأمون، دلایل مختلفی ذکر شده است: غلبه امام بر علمای مختلف در جلسات مناظره،[۶۶] استقبال پرشور مردم از امامت امام در مراسم نماز عید مأمون از این حادثه احساس خطر کرد و متوجه شد دادن ولایت عهدی به امام، اوضاع را علیه وی سخت‌تر کرده است. از این رو، مراقبانی برای آن حضرت گمارد تا مبادا اقدامی بر ضد مأمون انجام دهد.[۶۷] امام از مأمون وحشتی نداشت و در اکثر اوقات به او چنان جواب می‌داد که ناراحتش می‌کرد. این وضع نیز باعث خشم مأمون و زیادتر شدن دشمنی وی نسبت به حضرت می‌شد، هرچند آشکار نمی‌کرد.[۶۸] چنانکه نقل شده هنگامی که مأمون از خبر یکی از فتوحات نظامی‌اش خوشحالی می‌کرد، امام رضا(ع) به او گفت:‌ «ای امیر مؤمنان، از خدا بترس درباره امت محمد(ص) و آنچه که خدا به تو واگذار کرده است. تو امور مسلمین را تضییع کرده‌ای و...»[۶۹]

حرم امام رضا (ع)

نوشتار اصلی: حرم امام رضا

پس از شهادت امام رضا(ع)، مأمون، او را در خانه حمید بن قحطبه طائی (بقعه هارونیه) در روستای سناباد، دفن کرد.[۷۰] امروزه حرم رضوی، در ایران و در شهر مشهد مقدس واقع است و سالانه زیارتگاه میلیون‌ها مسلمان از کشورهای مختلف است.[۷۱]

سیره رضوی

سیره عبادی: در سیره عملی امام رضا(ع) آمده است که آن حضرت در مناظرات علمی که بزرگان ادیان و فرق در آن حضور داشتند، به مجرد شنیدن صدای اذان، جلسه را ترک می‌کرد و در پاسخ به درخواست حاضران برای ادامه بحث علمی، فرمود: نماز می‌گزاریم و بازمی‌گردیم.[۷۲] گزارش‌هایی از عبادت‌های شبانه و شب زنده‌داری ایشان نقل شده است.[۷۳] هنگامی که امام رضا(ع) پیراهن خود را به دعبل خزاعی هدیه داد به او فرمود: از این پیراهن محافظت کن که من با آن، هزار شب، در هر شب هزار رکعت نماز خوانده‌ام و با آن هزار بار قرآن را ختم کرده‌ام.[۷۴] سجده‌های طولانی آن حضرت نیز گزارش شده است.[۷۵]

سیره اخلاقی: نمونه‌های فراوانی از برخورد نیک امام در معاشرت با دیگران نقل شده است. رفتار محبت‌آمیز و همسفره شدن امام با بردگان و زیردستان حتی پس از ولیعهدی[۷۶] نمونه‌ای از این گزارش‌ها است. ابن شهر آشوب نقل کرده است که روزی امام به حمام رفت و یکی از حاضران که امام را نمی‌شناخت از ایشان خواست دلاکی او را انجام دهد. امام پذیرفت و شروع به دلاکی کرد. دیگران با مشاهده این ماجرا امام را به آن مرد معرفی کردند و وقتی آن مرد شرمسار شد و عذرخواهی کرد، امام او را آرام کرد و به دلاکی ادامه داد.[۷۷]

سیره تربیتی: در سیره رضوی بر نقش خانواده در تربیت فرزند تاکید شده و مواردی همچون لزوم ازدواج با همسر صالح،[۷۸] اهتمام به ایام بارداری،[۷۹] نام گذاری نیک،[۸۰] و تکریم کودک[۸۱] گوشزد شده است. در مورد اهتمام امام رضا(ع‏) به انس گرفتن با نزدیکان نیز نقل شده است که هرگاه امام فراغتی پیدا می‌کرد، نزدیکان و اطرافیانش از کوچک و بزرگ را جمع می‌کرد و به گفتگو با آنان می‌پرداخت.[۸۲]

قال الرضا (ع):
لَا تَدَعُوا الْعَمَلَ الصَّالِحَ وَالِاجْتِهَادَ فِي الْعِبَادَةِ اتِّكَالًا عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ (ع‏)؛ لَا تَدَعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّدٍ (ع) وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِهِمْ اتِّكَالًا عَلَى الْعِبَادَةِ فَإِنَّهُ لَا يُقْبَلُ أَحَدُهُمَا دُونَ الْآخَر.

انجام کار نیک و کوشش در عبادت را با تکیه بر دوستی آل‌محمد (ص) رها نکنید؛ دوستی آل‌ محمد (ص) و تسلیم بودن در برابر دستورات‌شان را نیز با تکیه بر عبادت وانگذارید، چرا که هیچ‌یک از این دو بدون دیگری پذیرفته نمی‌شود.

بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۴۸

سیره علمی: امام رضا(ع‏) وقتی در مدینه حضور داشت در روضه نبوی می‌نشست و دانشمندانی که از پاسخ سؤالات درمی‌ماندند، از امام یاری می‌خواستند.[۸۳] پس از حضور در مرو نیز از رهگذر مناظراتی که برپا می‌شد، به بسیاری از شبهات و سؤالات پاسخ می‌گفت. افزون بر آن امام در منزل خود و در مسجد مرو حوزه علمی تشکیل داد ولی وقتی مجلس درس امام بالا گرفت مامون دستور تعطیلی آن را صادر کرد و امام او را نفرین کرد.[۸۴]

نوشتار اصلی: طب الرضا

اهتمام به تندرستی و طب در روایات امام رضا(ع‏) نمود روشنی دارد. در این روایات ضمن تبیین برخی مفاهیم مرتبط با این زمینه، به امر پیشگیری، تغذیه صحیح، بهداشت فردی و درمان نیز پرداخته شده است. کتاب طب الرضا معروف به رساله ذهبیه منسوب به امام رضا(ع‏) است و دربردارنده توصیه‌هایی در این زمینه است.

تقیه نکردن در بحث امامت: دوره امامت امام رضا(ع) تا حدی تقیه را برنمی‌تافت؛ زیرا وقایع مربوط به پیدایش جریان واقفیه، جامعه امامیه را با خطری جدی روبرو ساخته بود. به‌علاوه برخی بازماندگان فرقه فطحیه نیز در زمان امام رضا(ع‏) فعال بودند. با توجه به این شرایط، امام تا حدی از سیاست تقیه فاصله گرفت و با صراحت بیشتری به تبیین ابعاد امامت پرداخت. برای نمونه بحث مفترض الطاعة بودن امام، از زمان امام صادق(ع) در محافل دینی و کلامی مطرح شده بود، ولی امامان در این مسئله با تقیه برخورد می‌کردند. امام رضا بدون آنکه به تعبیر روایات «ترسی از طغیانگر به خود راه دهد»، خود را امام مفترض الطاعه معرفی می‌نمود.[۸۵][یادداشت ۲] در عین حال امام از شیعیان می‌خواست که «تقوا پیشه کنید و سخن ما را برای همگان پخش نکنید.»[۸۶]

همچنین امام در پاسخ نامه مأمون که از ایشان خواسته بود درباره اسلام ناب برای او بنویسد، پس از اشاره به توحید و نبوت پیامبر اسلام، امامت و جانشینی امام علی(ع) و یازده امام پس از وی را مطرح می‌کند و عبارت «القائم بامر المسلمین: کسی که امور مسلمانان را بر عهده دارد» را در مورد امام به کار می‌برد.[۸۷]

آثار منسوب

رساله ذهبیه یا طب الرضا از آثار منسوب به امام رضا (ع)
نوشتار‌های اصلی: عیون اخبار الرضا و رساله ذهبیه

برخی از نویسندگان، از امام رضا(ع) به جز احادیث و اخباری که از آن حضرت نقل کرده‌اند و یا پاسخ کسانی که برای فهم مسائل علوم و معارف به آن بزرگوار مراجعه کرده‌اند (مثلاً کتاب عیون اخبار الرضا بسیاری از این مسائل را نقل کرده است.)، تألیفاتی نیز ذکر کرده‌اند که صحت انتساب آنها نیازمند ادله کافی است و استناد برخی از آنها قابل اثبات نیست. از جمله این تألیفات کتاب «‌الفقه الرضوی‌» است که محققین از علماء، نپذیرفته‌اند که این کتاب نوشته امام رضا (ع) باشد.[۸۸] اثر دیگری که به امام رضا(ع) نسبت داده شده است، «‌رساله ذهبیه‌» در پزشکی است. گفته شده است که امام این رساله را در حدود سال ۲۰۱ق. برای مأمون فرستاد و مأمون برای نشان دادن اهمیت آن دستور می‌دهد که با طلا نوشته و پس از آن در خزانه دارالحکمه نگهداری شود و به همین مناسبت است که آن را رساله ذهبیه نامیده‌اند. بسیاری از علماء بر این رساله شرح نوشته‌اند.[۸۹]

از دیگر آثار نسبت داده شده به امام رضا(ع) «‌صحیفة الرضا‌» در فقه است که انتساب آن به ایشان ثابت نشده است.[۹۰] کتاب دیگری که به امام رضا (ع) نسبت داده شده است، کتاب «‌محض الاسلام و شرایع الدین‌» است که ظاهراً اطمینانی به صدور این کتاب از امام نیست.[۹۱]

اصحاب

شیخ طوسی در کتاب رجال خود اسامی حدود ۳۲۰ نفر از اصحاب امام رضا(ع) را ذکر کرده است.[۹۲] از میان محققین متاخر، عطاردی در «مسند الامام الرضا»،[۹۳] ۳۱۲ نفر و قرشی در کتاب «حیاة الامام علی بن موسی الرضا(ع)»[۹۴] تعداد راویان از امام هشتم را ۳۶۷ تن دانسته‌اند. محمد مهدی نجف نویسنده کتاب الجامع لِرُواة و اصحاب الامام الرضا، اسامی ۸۳۱ نفر را از منابع مختلف شیعه به عنوان راوی و اصحاب امام رضا جمع‌آوری کرده است.[۹۵]

برخی از اصحاب امام به نقل شیخ طوسی[۹۶] عبارتند از:

محمد بن عمر کشی، از رجالیان شیعه در قرن چهارم قمری، شش تن از اصحاب امام رضا(ع) را جزو اصحاب اجماع شمرده است. این شش تن عبارتند از: یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی، ابن ابی‌عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن محبوب و بزنطی.[۹۷] وی حماد بن عثمان را از اصحاب اجماع و یاران امام صادق(ع) ذکر کرده است.[۹۸]

جایگاه نزد اهل‌سنت

برخی بزرگان اهل‌سنت در سخنانی نسب، علم، فضل امام رضا(ع) را ستوده[۹۹] و به زیارت حرم امام رضا (ع) می‌رفته‌اند. رسول جعفریان، از پژوهشگران معاصر تاریخ، در کتاب «تاریخ تشیع در ایران» چند تن از عالمان اهل سنت را که تا قرن ششم به زیارت امام هشتم رفته‌اند، معرفی کرده است.[۱۰۰] از جمله ابن حِبّان، محدث اهل سنت در قرن سوم و چهارم هجری، گفته است که بارها به زیارت قبر علی بن موسی در مشهد می‌رفتم و با توسل به آن حضرت مشکلاتم برطرف می‌شد.[۱۰۱] همچنین ابن حجر عسقلانی نقل کرده که ابوبکر محمد بن خُزَیْمه، فقیه، مفسر و محدث اهل سنت در قرن سوم و چهارم هجری، و ابوعلی ثقفی، از عالمان نیشابور، به همراه دیگرانی از اهل سنت به زیارت قبر امام رضا(ع) رفته‌اند. راوی این حکایت (که خودش آن را برای ابن حجر نقل کرده است) گفته است: «ابوبکر بن خزیمه چنان به بزرگداشت این بقعه، و فروتنی و زاری نزد آن پرداخت که ما متحیر شدیم.»[۱۰۲] ابن نجار از جایگاه امام در علم و دین سخن به میان آورده و گفته است: «وی در علم و دین چنان جایگاهی داشت که در بیست و چند سالگی، در مسجدالنبی فتوا می‌داد.»[۱۰۳]

به گفته رسول جعفریان، حاکم نیشابوری، محدث و فقیه شافعی مذهب در قرن چهارم قمری، کتابی با عنوان «مفاخر الرضا» درباره امام رضا(ع) نوشته که از بین رفته است و فقط بخش اندکی از آن در کتاب الثاقب فی المناقب اثر ابن حمزه طوسی باقی مانده است.[۱۰۴]

آثار هنری و فرهنگی

تابلوی ضامن آهو اثر استاد فرشچیان، نسخه دوم.

درباره امام رضا(ع) آثار هنری متعددی اعم از شعر و رمان و فیلم و... به وجود آمده است.

آثار ادبی

درباره امام رضا(ع) اشعار فراوانی سروده شده است.[۱۰۵] به گفته نویسندگان کتاب «مدایح رضوی در شعر فارسی»، ظاهراً سنائی غزنوی، از شاعران قرن پنجم قمری، نخستین شاعری است که در مدح امام رضا(ع) قصیده سروده است. اگر قصیده‌ای پیش از او در این باره سروده شده، از بین رفته یا در دسترس نیست.[۱۰۶] همچنین به نظر آنان، تا زمان تیموریان و صفویان، اشعار مدح درباره امام رضا(ع) اندک بود؛ اما از زمان صفویه فرونی یافت.[۱۰۷] در کتاب «مدایح رضوی در شعر فارسی»، قصیده‌هایی از ۷۲ شاعر فارسی زبان[۱۰۸] در مدح امام رضا(ع) از سنائی غزنوی تا دوران معاصر گرد آورده شده است.[۱۰۹] «قطعه‌ای از بهشت» اثر حبیب‌الله چایچیان متخلّص به حسان[۱۱۰] و «با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد» اثر از نسیم شمال، روحانی و شاعر دوره مشروطیت، از جمله اشعار درباره امام هشتم است.[۱۱۱] قطعه‌ای از بهشت چنین است:[۱۱۲]

آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان دور مران از در و راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که حَریمت به مَثَل کهرباست شوق و سبک‌خیزی کاهم بده
تا که ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی جان سوز به آهم بده
لشکر شیطان به کمین من است بی کسم ای شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من با نظری یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند نور بدان شام سیاهم بده
آنچه صلاح است برای «حسان» از تو اگر هم که نخواهم بده

رمان‌هایی نیز درباره امام رضا(ع) نگارش شده است که «به بلندای آن ردا» از سید علی شجاعی، «اقیانوس مشرق» از مجید پورولی کلشتری و «راز آن بوی شگفت» فریبا کلهر، از جمله آنها است.[۱۱۳]

آثار نمایشی

گفته شده تا کنون دو فیلم جدی درباره امام رضا(ع) در ایران ساخته شده است: یک فیلم مستند با نام «یا ضامن آهو» به کارگردانی پرویز کیمیایی که در سال ۱۳۵۰ش ساخته شد و کوشید تا حس و حال یک روز زیارتی در حرم امام رضا(ع) را به تصویر بکشد. مجموعه تلویزیونی «ولایت عشق» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده، دومین و مهم‌ترین فیلم در رابطه با امام رضا(ع) شمرده شده است. این فیلم که در سال ۱۳۷۶ش ساخته شد، به تبیین تاریخ امامت امام رضا(ع) از مدینه تا مرو و شهادت آن امام پرداخته است.[۱۱۴] فیلم «روز هشتم» ساخته مهدی کرم‌پور در سال ۱۳۸۸ش، از دیگر آثار نمایشی درباره امام رضا(ع)‌ است که بارها از شبکه‌های مختلف سیما در ایران پخش شده است.[۱۱۵]

تابلوی ضامن آهو

تابلو ضامن آهو اثر محمود فرشچیان داستان ضمانت امام رضا(ع) برای یک آهو را به تصویر کشیده است. براساس گزارش برخی خبرگزاری‌ها، این تابلو در دو نسخه خلق شده است: یکی در سال ۱۳۵۸ش و دیگری در سال ۱۳۸۹ش خلق و به آستان قدس رضوی اهدا شد.[۱۱۶]

جشنواره بین المللی امام رضا(ع)

جشنواره بین المللی امام رضا(ع)، جشنواره‌ای فرهنگی و هنری که از سال ۱۳۸۲ش، هر ساله با آغاز دهه کرامت و میلاد حضرت معصومه(س) در قم آغاز و پس از اجرا در همه استان‌های کشور و نیز مناطق متعددی در خارج کشور، در شب میلاد امام رضا(ع) در مشهد به کار خود پایان می‌دهد. این جشنواره در موضوعات گوناگون همچون علمی، پژوهشی، فرهنگی، هنری، سینمایی، مطبوعاتی، دیجیتالی و کودک و نوجوان از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود.[۱۱۷]

کتاب‌شناسی

آثار متعددی درباره امام رضا(ع) به زبان‌های مختلف همچون فارسی،‌ عربی، انگلیسی نگارش و منتشر شده است که در کتب کتاب‌شناسی همچون «کتابنامه امام رضا(ع)» اثر علی اکبر الهی خراسانی، «کتاب‌شناسی امام رضا(ع)» از سلمان حبیبی، «گزیده کتاب‌شناسی امام رضا(ع)» از هادی ربانی گردآوری و معرفی شده‌اند.

در کتاب «کتاب‌شناسی امام رضا(ع)» از سلمان حبیبی، بیش از هزار کتاب در شانزده فصل معرفی شده است. در فصل چهاردهم، کتاب‌های ترجمه شده از زبان‌های خارجی مانند اردو، ترکی، آلمانی،‌ انگلیسی، فرانسه و تایلندی معرفی شده‌اند.[۱۱۸] با این وجود در مقدمه این کتاب آمده است که این کتاب‌شناسی، شامل همه کتاب‌های مستقل چاپی درباره آثار و اندیشه‌های امام رضا(ع) نیست.[۱۱۹] برخی از کتاب‌های مستقل درباره امام رضا(ع) از این قرار است:

  • الحیاة السیاسیة للامام الرضا(ع)، سید جعفر مرتضی عاملی. این کتاب با عنون «زندگی سیاسی هشتمین امام» توسط سید خلیل خلیلیان به فارسی ترجمه و از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است.
  • الامام الرضا علیه السلام تاریخ و دراسة،‌ سید محمدجواد فضل الله. این کتاب با عنوان «تحلیلی از زندگانی امام رضا(ع)» توسط محمدصادق عارف به فارسی ترجمه و از سوی آستان قدس رضوی، منتشر شده است.
  • حیاة الامام علی بن موسی الرضا(ع): دراسة و تحلیل، باقر شریف قرشی. این اثر با عنوان «پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا(ع)» توسط سید محمد صالحی، به فارسی ترجمه و از سوی دار الکتب الاسلامیه منتشر شده است. این کتاب توسط جاسم رشید به انگلیسی ترجمه شده است.
  • الامام الرضا(ع) عند اهل السنة، محمدمحسن طبسی،‌ انتشارات آستان قدس رضوی. این کتاب به زبان فارسی، انگلیسی و اردو ترجمه شده است.
  • حکمت‌نامه رضوی، در چهار جلد از محمد محمدی ری‌شهری با همکاری جمعی از پژوهشگران، انتشارات دار الحدیث.
  • فرازهایی از زندگانی امام رضا(ع)، اثر محمدرضا حکیمی که به زبان‌های انگلیسی، روسی، ترکی و مالایو ترجمه شده است.[۱۲۰]
  • صیحفه رضویه جامعه، سید محمدباقر ابطحی نیز به زبان‌های انگلیسی،‌ اردو و ترکی ترجمه شده است.[۱۲۱]
  • سیره علمی و علمی امام رضا(ع)، عباسعلی زارعی سبزواری، آستانن قدس رضوی.
  • دانشنامه امام رضا(ع) که با همکاری سه نهاد جامعة المصطفی العالمیة، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد بین المللی فرهنگی- هنری امام رضا(ع) تاکنون دو جلد آن منتشر شده است.[۱۲۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۳
  2. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۶۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۶۳.
  3. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۶۶و۳۶۷؛ امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۵۴۵.
  4. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۹، ص۱۰۰.
  5. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۶۴
  6. مجلسی، بحارالانوار، ج۹۹، ص۵۵.
  7. «چرا علی بن موسی الرضا را امام رئوف می‌نامند.»؛ «چرا امام رضا را رئوف می‌نامند؟، خبرگزاری مهر.
  8. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۴۳.
  9. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۸۶.
  10. نگاه کنید به: مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۴۷؛ عاملی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا، ۱۴۳۰ق، ص۱۶۸؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲،‌ ص۴۰.
  11. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۲۵.
  12. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۴.
  13. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۵.
  14. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۶.
  15. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۴۱.
  16. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۹۱.
  17. کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، ج۱، ص۴۹۲.
  18. یافعی، مرآة الجنان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۰.
  19. طبری، تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۴۹.
  20. القرشی، حیاة الامام علی بن موسی الرضا، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۴۰۸.
  21. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۲۵ق، ص۲۲۶.
  22. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۷۱.
  23. ر.ک: فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۴۴.
  24. ر.ک: قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۹ش، ص۱۷۲۵-۱۷۲۶.
  25. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۴۴.
  26. سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، منشورات الشریف الرضی، ص۱۲۳.
  27. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۲۶.
  28. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۱-۴۲.
  29. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۴۸.
  30. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۲۷.
  31. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ق، ص۷۹.
  32. نوبختی، فرق الشیعة، ۱۳۵۵ق، ص۸۱.
  33. نوبختی، فرق الشیعة، ۱۳۵۵ق، ص۸۱ و۸۲.
  34. كلينی، الكافى، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۱۵۱
  35. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۶۴.
  36. عرفان‌منش، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه‌السلام از مدینه تا مرو، ص۱۸.
  37. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۲۶.
  38. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۶۵.
  39. مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۱۳۸۱ش، ج۱۸، ص۱۲۴.
  40. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۸۷، ص۹۵.
  41. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۵۹.
  42. صدوق، معانی الاخبار‏،۱۴۰۳ق، ص۳۷۱.
  43. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۱۳۳.
  44. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳، ج۴۹، ص۱۲۹.
  45. رک: درخشه، حسینی فائق، «سیره سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حکومت جور»، ص۲۱.
  46. رک: عاملی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا (ع)، ۱۴۱۶ق، ص۲۸۶.
  47. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۵۹.
  48. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۶۵.
  49. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۴۲.
  50. ر.ک: طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۹۶ به بعد.
  51. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۴۲.
  52. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۴۲ به نقل از صدوق در عیون اخبار الرضا، اعلمی، ج۱، ص۱۵۲.
  53. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۴۲-۴۴۳؛ نیز نگاه کنید به: صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۷۲.
  54. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۴۳-۴۴۴.
  55. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۴۳.
  56. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۸۶.
  57. عاملی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا، ۱۴۳۰ق، ص۱۶۹.
  58. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۱.
  59. ر.ک: القرشی، حیاة الامام علی بن موسی الرضا، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۵۰۳-۵۰۴.
  60. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۶۹.
  61. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۷۱.
  62. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۷۰.
  63. ر.ک: صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۲۴۵.
  64. ر.ک: عاملی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ۱۳۸۱ش، ص۲۰۲-۲۱۲.
  65. ابن حبان، الثقات، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۴۵۶-۴۵۷؛ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۷۶ش، ص۴۶۰.
  66. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۷۶ش، ص۴۴۳.
  67. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۷۶ش، ص۴۴۴.
  68. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۷۶ش، ص۴۴۴-۴۴۵.
  69. عطاردی، مسند الامام الرضا، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۸۴-۸۵.
  70. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۷۱.
  71. دخیل، ائمتنا: سیرة الائمة الاثنی عشر، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۷۶-۷۷.
  72. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۷۲.
  73. صدوق، عيون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۸۴.
  74. طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۵۹.
  75. صدوق، عيون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۷.
  76. صدوق، عيون أخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۵۹.
  77. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۶۲
  78. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۵، ص۳۲۷.
  79. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۶، ص۲۳
  80. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۶، ص۱۹
  81. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۵، ص۱۷۰.
  82. شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۵۹.
  83. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۶۴.
  84. صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۷۲.
  85. پاکتچی، ابعاد شخصیت و زندگی حضرت امام رضا، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۷.
  86. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۲۲۴
  87. صدوق، عيون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج‏۲، ص۱۲۲.
  88. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۱۸۷.
  89. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۱-۱۹۶.
  90. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۶.
  91. فضل الله، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۷-۱۹۸.
  92. طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۱۵ق، ص۳۵۱-۳۷۰.
  93. عطاردی، مسند الامام الرضا، ۱۴۱۳ق، ص۵۰۹.
  94. قرشی، حیاة الامام علی بن موسی الرضا، ۱۴۲۹ق، ص۱۲۳-۲۴۲.
  95. نجف، الجامع لِرُواة و اصحاب الامام الرضا، ۱۴۰۷ق.
  96. نگاه کنید به طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۱۵ق، ص۳۵۱-۳۷۰.
  97. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ش، ص۵۵۶.
  98. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ش، ص۳۷۵.
  99. نگاه کنید به عسقلانی، تهذیب التهذیب، دار صادر، ج۷، ص۳۸۹؛ یافعی، مرآة الجنان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۰.
  100. نگاه کنید به جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۸-۲۳۳.
  101. ابن حبان، الثقات، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۴۵۷.
  102. عسقلانی، تهذیب التهذیب، دار صادر، ج۷، ص۳۸۸.
  103. ابن النجار، ذیل تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۱۳۵؛ نیز نگاه کنید به: عسقلانی، تهذیب التهذیب، دار صادر، ج۷، ص۳۸۷.
  104. جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۰.
  105. برای نمونه نگاه کنید به احمدی بیرجندی و نقوی‌زاده، مدایح رضوی در شعر فارسی، ۱۳۷۷ش؛ «شعر درباره امام رضا/ گزیده شعرهای بسیار زیبا در وصف علی بن موسی الرضا»، باشگاه خبرنگاران جوان؛ «سروده‌هایی در مدح امام رضا(ع)»، خبرگزاری تسنیم.
  106. احمدی بیرجندی و نقوی‌زاده، مدایح رضوی در شعر فارسی، ۱۳۷۷ش، ص۱۶ و۲۸.
  107. احمدی بیرجندی و نقوی‌زاده، مدایح رضوی در شعر فارسی، ۱۳۷۷ش، مقدمه، ص۱۶.
  108. احمدی بیرجندی و نقوی‌زاده، مدایح رضوی در شعر فارسی، ۱۳۷۷ش، مقدمه چاپ دوم، ص۲۷.
  109. احمدی بیرجندی و نقوی‌زاده، مدایح رضوی در شعر فارسی، ۱۳۷۷ش، مقدمه، ص۱۶ و۱۹.
  110. «حسان: شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» زبان حال مادرم است»، خبرگزاری فارس.
  111. موسی‌آبادی و دیگران، «جلوه‌های تمثیل و ارسال مَثَل در شعر سید اشرف الدین گیلانی»، ص۱۴۰.
  112. «حسان: شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» زبان حال مادرم است»، خبرگزاری فارس.
  113. زینلی، «امام رضا(ع)، به روایت کتاب‌ها»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
  114. شفایی و بهروزلک، «هنر هفتم و فرهنگ رضوی؛ همسویی‌ها و تعاملات»، ص۱۱۰ و ۱۱۱.
  115. «در هر دو اثر عنایاتی از سوی امام رضا(ع) داشته‌ام»، پایگاه خبری-تحلیلی قدس آنلاین.
  116. «استاد فرشچیان: چهره امام رضا(ع) را دیدم و نقاشی کردم»، خبرگزاری جوان آنلاین.
  117. «معرفی جشنواره»، وبگاه بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع).
  118. حبیبی، کتاب‌شناسی امام رضا(ع)، ۱۳۹۲ش، مقدمه، ص۹.
  119. حبیبی، کتاب‌شناسی امام رضا(ع)، ۱۳۹۲ش، مقدمه، ص۹.
  120. «ترجمه کتاب محمد رضا حکیمی درباره زندگی اما رضا به ۴ زبان»، خبرگزاری تسنیم.
  121. «ترجمه کتاب محمد رضا حکیمی درباره زندگی اما رضا به ۴ زبان»، خبرگزاری تسنیم.
  122. «دانشنامه امام رضا(ع)»،‌ خبرگزاری رضوی.
  1. لباسی که ابومسلم خراسانی و یارانش می‌پوشیدند که شاید به تقلید از رنگ پرچم پیامبر (ص) یا به نشانه سوگ شهدای اهل بیت پیامبر (ص) بوده است.(دائرة المعارف تشیع، ج۱، ۱۳۶۶، صص۴۴۰-۴۳۹)
  2. برای نمونه در پاسخ علی بن ابی حمزه بطائنی (از سران واقفیه)‌ که از ایشان پرسید: آیا تو امام مفترض الطاعه هستی؟ فرمود: آری.(کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ش، ص۴۶۳) همچنین در پاسخ فرد دیگری که همین سؤال را پرسید و سپس گفت: آیا مانند اطاعت از علی بن ابی طالب؟ پاسخ آری داد.(کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۸۷)

منابع

  • ابن النجار البغدادی، محب الدین، ذیل تاریخ بغداد، دراسة وتحقیق مصطفی عبدالقادر یحیی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
  • ابن حبان، الثقات، حیدر آباد، مطبعة مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ۱۴۰۲ق.
  • ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، نشر علامه‏، بی تا.
  • احمدی بیرجندی، احمد و علی نقوی‌زاده، مدایح رضوی در شعر فارسی، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
  • «استاد فرشچیان: چهره امام رضا(ع) را دیدم و نقاشی کردم»، خبرگزاری جوان آنلاین، درج مطلب: ۱ آبان ۱۳۹۹ش، بازدید: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • زینلی، منیره، «امام رضا(ع)، به روایت کتاب‌ها»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، درج مطلب: ۱۲ تیر ۱۳۹۹ش، بازدید: ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق.
  • پاکتچی، احمد، ابعاد شخصیت و زندگی حضرت امام رضا(ع)، تهران، دانشگاه امام صادق(ع)، ۱۳۹۲ش.
  • «ترجمه کتاب محمد رضا حکیمی درباره زندگی اما رضا به ۴ زبان»، خبرگزاری تسنیم، درج مطلب:‌ ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ش، بازدید: ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۷ش.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دوره صفوی، تهران، نشر علم، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.
  • جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (علیهم السلام)، قم، انصاریان، ۱۳۸۱ش.
  • جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، ۱۳۷۶ش.
  • حبیبی، سلمان، کتاب‌شناسی امام رضا(ع)، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  • «حسان: شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» زبان حال مادرم است»، خبرگزاری فارس، درج مطلب: ۱۲ دی ۱۳۹۲ش، بازدید: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • «دانشنامه امام رضا(ع)»،‌ خبرگزاری رضوی، درج مطلب:‌ ۱۷ دی ۱۳۹۷ش، بازدید: ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • دخیل، علی محمد علی، ائمتنا: سیرة الائمة الاثنی عشر، قم، مؤسسة دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۲۹ق.
  • درخشه، جلال، حسینی فائق، سید محمد مهدی، «سیره سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حکومت جور»، در فصلنامه فرهنگ رضوی، شماره۱، سال اول، ۱۳۹۲ش.
  • «در هر دو اثر عنایاتی از سوی امام رضا(ع) داشته‌ام»، پایگاه خبری-تحلیلی قدس آنلاین، درج مطلب: ۱۵ تیر ۱۳۹۸ش، بازدید: ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص من الامة فی ذکر خصائص الائمة، قم، منشورات الشریف الرضی، بی‌تا.
  • «سروده‌هایی در مدح امام رضا(ع)»، خبرگزاری تسنیم، درج مطلب: ۲۳ تیر ۱۳۹۸ش، بازدید: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، تاریخ الخلفاء، تحقیق حمدی الدمرداش، ریاض، مكتبة نزار مصطفى الباز، ۱۴۲۵ق.
  • «شعر درباره امام رضا/ گزیده شعرهای بسیار زیبا در وصف علی بن موسی الرضا»، باشگاه خبرنگاران جوان، درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۹۶ش، بازدید: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • شفایی، امان‌الله و غلامرضا بهروزلک، «هنر هفتم و فرهنگ رضوی؛ همسویی‌ها و تعاملات»، فصلنامه رسانه، شماره ۸۱، بهار ۱۳۸۹ش.
  • صدوق، محمد بن على‏، معانی الاخبار‏، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏‏، ۱۴۰۳ق.
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.
  • طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، تحقیق السیدمحمدباقر الموسوی الخرسان، مشهد، نشر سعید، ۱۴۰۳ق.
  • طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسه آل البیت لأحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن الحسن، الامالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • عاملی، السید جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا (ع): دراسة و تحلیل، بیروت، المرکز الاسلامی للدراسات، ۱۴۳۰ق.
  • عاملی، سید جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للإمام الرضا (ع)، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۶ق.
  • عاملی، سید جعفر مرتضی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱ش.
  • عرفان منش، جلیل، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه‌السلام از مدینه تا مرو، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴ش.
  • عسقلانی، ابن حجر، تهذیب التهذیب، بیروت، دار صادر، بی تا.
  • عطاردی، عزیز الله، مسند الامام الرضا (ع)، بیروت، دار الصفوة، ۱۴۱۳ق.
  • فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷ش.
  • قرشی، باقر شریف، حیاة الامام علی بن موسی الرضا (ع): دراسة وتحلیل، قم، مهر دلدار، ۱۴۲۹ق/۲۰۰۸م.
  • قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، تحقیق ناصر باقری بیدهندی، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
  • کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی - اختیار معرفة الرجال، تصحیح شیخ طوسی و حسن مصطفوی، مشهد، نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۹ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح محمد آخوندی و علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۱ش.
  • «معرفی جشنواره»، وبگاه بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع)، بازدید: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العاملی لألفية الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.
  • نجف، محمد مهدی، اَلجامع لِرُواة و اصحابِ الامام الرضا(ع)، مشهد، المعتمر العالمی للامام الرضا علیه‌السلام، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، نجف، مطبعةالحیدریة، ۱۳۵۵ق.
  • نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، بیروت، موسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق.
  • یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان وعبرة الیقضان فی معرفة ما یعتبر من حوادث الزمان، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.
  • «چرا علی بن موسی الرضا (ع) را امام رئوف می‌نامند»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ش، تاریخ بازدید: ۵ مرداد ۱۳۹۸ش.
  • «چرا امام رضا (ع) را رئوف می‌نامند؟ توضیحات آیت الله شبیری زنجانی»، سایت خبرآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آذر ۱۳۹۳ش، تاریخ بازدید: ۵ مرداد ۱۳۹۸ش.

پیوند به بیرون

پیشین:
امام موسی کاظم
امام هشتم شیعیان دوازده‌امامی
۱۸۳-۲۰۳ هجری قمری
پسین:
امام جواد