پرش به محتوا

تفقه در دین

از ویکی شیعه

تفقه در دین، اصطلاحی قرآنی و روایی، به معنای شناخت عمیق و دقیق دین است. عالمان شیعه در دانش‌های تفسیر، فقه و حدیث به این مفهوم پرداخته و در بیان منظور از آن سه دیدگاه ارائه کرده‌اند. جمعی معنای آن را آشنايى با همۀ معارف دينى، شامل اصول و فروع دين دانسته‌اند. گروه دومی نیز آن را به اجتهاد در احکام شرعی و برخی تنها به تحصیل بینش درست در اصول دین اختصاص داده‌اند.

بیشتر فقیهان تفقه در دین به معنای رسیدن به مرحله اجتهاد را واجب کفایی شمرده‌اند. قرآن و احادیث بر تفقه مسلمانان در دین تأکید دارد و آیه نفر به این موضوع فرمان داده است. بر پایه سخنی از امام کاظم(ع) تفقه در دین فرد را به بینش درست، عبادت کامل، بالاترین مقامات و بهترین جایگاه‌ها در مسائل دینی و دنیوی می‌رساند.

کتاب التفقه فی الدین اثر سید کمال حیدری و به قلم طلال حسن در سال ۱۴۲۵ق انتشار یافت.

جایگاه و اهمیت

تفقه در دین اصطلاحی در قرآن و احادیث است که عالمان و محققان شیعی در علوم تفسیر،[۱] فقه[۲] و حدیث[۳] به آن پرداخته‌اند. قرآن و منابع حدیثی مسلمانان را به تفقه در دین تشویق کرده است. مفسران شیعه معتقدند آیه نفر بر وجوب کفایی تفقه در دین دلالت دارد، به این معنا که بر گروهی از مسلمانان تحصیل علم دینی واجب است تا پس از فراگیری قوم خود را انذار کنند.[۴]

بر اساس روایتی، امام علی(ع) فرزندانش امام حسن(ع)[۵] و محمد بن حنفیه را به تفقه در دین فرا می‌خواند و فقیهان را وارثان پیامبران معرفی می‌کند.[۶] تفقه در دین بر پایه سخنی از امام کاظم(ع) فرد را به بینش درست و عبادت کامل و بالاترین مقامات و بهترین جایگاه‌ها در مسائل دینی و هم در زندگی دنیوی می‌رساند.[۷] در احادیث دیگری، تفقه در دین یکی از سه اقدام اصلی در کسب تمام کمال انسانی[۸] و سبب اصلاح امور هر مسلمانی[۹] معرفی شده است.

مفهوم‌شناسی

فقیهان، مفسران و محدثان سه دیدگاه اصلی در معنای تفقه در دین ارائه کرده‌اند:

  1. تفقه در دين را به معنای آموختن دقیق همۀ معارف دينى، شامل اصول و فروع دين دانسته‌اند.[۱۰] برخی آن را مترادف با یکی از معانی فقه و به معنای بصیرت در اصول و فروع دین دانسته‌اند.[۱۱] بعضی نیز با استناد به اطلاق و فراگیری واژه تفقه در آیه نفر، آن را شامل شناخت اجتهادی و تقلیدی دانسته‌ و کلمه دین را در تمامی معارف دینی از جمله عقاید، اخلاق و احکام معنا کرده‌اند.[۱۲]
  2. به گفته علامه مجلسی، محدث و فقیه قرن یازدهم هجری، بیشتر عالمان تفقه در دین را به یادگیری استدلالی فروع دین تفسیر کرده‌اند.[۱۳]
  3. شیخ بهایی، ملاصدرا و فیض کاشانی از فقیهان و فیلسوفان شیعی تفقه در دین را به تحصیل بینش درست در اصول دین تفسیر می‌کنند.[۱۴] شیخ بهایی و ملاصدرا در دلیل دیدگاه خود گفته‌اند در آیه نفر فرمان به تفقه در دین به هدف انذار انجام گرفته است، در‌حالی‌که انذار و ترساندن مردم تنها با آموختن اصول دین و یادآوری معارفی مانند معاد حاصل می‌شود، نه با بیان احکام فرعی. علاوه بر اینکه در صدر اسلام و زمان شکل‌گیری ادبیات آیات و احادیث، کلمه فقه هرگز به معنای اصطلاحی اجتهاد نبوده که بعدها توسط فقیهان مطرح شده است.[۱۵] محمدهادی تهرانی از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم قمری نیز تفقّه در دین را تنها به شناخت اسرار الهی و معارف نظری مانند توحید و معاد اختصاص داده‌ است.[۱۶] در مقابل، محقق اصفهانی با عجیب و نادرست‌خواندن دیدگاه تهرانی، تصریح می‌کند که بر اساس روایات اهل‌بیت(ع)، مفهوم تفقّه در دین، آموختن احکام حلال و حرام و مسائل عملی شریعت را در بر می‌گیرد.[۱۷]

انواع تفقه در دین

شیخ بهایی تفقه در دین را به دو نوع تفقه موهبتی از سوی خدا و تفقه اکتسابی تقسیم می‌کند. وی دعای پیامبر(ص) در تقاضای تفقه در دین برای امام علی(ع) هنگام فرستادن ایشان به یمن را از نوع تفقه موهبتی دانسته و سفارش امام علی(ع) به فرزندش در پرداختن به تفقه را از نوع دوم برمی‌شمارد.[۱۸] همچنین وی تفقه را به تحقیقی و تقلیدی تقسیم می‌کند؛ تفقه تحقیقی را ویژه پیامبران و ائمه(ع) و با دریافت مستقیم از خداوند توصیف می‌نماید. تفقه تقلیدی دو بخش دارد: تقلید با بینش و استدلال از معصومان(ع) که در عرف به آن تفقّه و اجتهاد می‌گویند. در مقابل، تقلید از مجتهدان غیرمعصوم، صرفاً تقلید نامیده می‌شود و به درجه‌ تفقّه نمی‌رسد. از نظر امامیه، پس از پیامبر(ص)، تنها تقلید استدلالی از ائمه(ع) جایز است.[۱۹]

حکم تفقه در دین

گفته شده بیشتر فقیهان تفقه در دین به معنای رسیدن به مرحله اجتهاد را واجب کفایی شمرده‌اند.[۲۰] برخی هم‌چون سلار، ابوالصلاح حلبی، ابن‌حمزه،[۲۱] ابن‌زهره حلبى و ديگر علماى اماميۀ حلب كه پيرو آنان بوده‌اند و نيز ميرزا عبد اللّه اصفهانى، صاحب كتاب رياض العلماء اجتهاد را واجب عینی و تقلید را حرام دانسته‌اند.[۲۲]

از دیدگاه فقیهان کسی که به یادگیری و تفقه در دین از روی اجتهاد یا تقلید بپردازد و به دلیل این اشتغال از کسب درآمد بازماند استحقاق دریافت زکات را دارد.[۲۳] مستحب است کاسب با تفقه تقلیدی، احکام تجارت را بیاموزد.[۲۴]

تک‌نگاری

کتاب التفقه فی الدین اثر سید کمال حیدری، نتیجه ۲۲ گفتگوی ضبط‌شده ۲۰ دقیقه‌ای عباس باقری با حیدری است. این کتاب به قلم طلال حسن در سال ۱۴۲۵ق از سوی انتشارات دار فرقد چاپ شده است.[۲۵]

پانویس

  1. برای نمونه نگاه کنید به: جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۹۴ش، ج۳۵، ص۴۹۷ ـ ۴۹۸؛ طباطبایی، الميزان، ۱۳۵۲ش، ج۹، ص۴۰۴.
  2. جمعی از پژوهشگران، موسوعة الفقه الاسلامی، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۱۹۹.
  3. برای نمونه نگاه کنید به: مجلسی، مرآة العقول، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۰۰.
  4. طبرسی، جوامع الجامع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۱۰۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۸، ص۱۹۳؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۶۷۲ ـ ۶۷۳.
  5. سید رضی، نهج البلاغه، ۱۴۱۴ق، نامه ۳۱.
  6. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۸۷.
  7. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۴۱۰.
  8. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲.
  9. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۸۷.
  10. جمعی از پژوهشگران، موسوعة الفقه الاسلامی، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۱۹۹؛ طباطبایی، الميزان، ۱۳۵۲ش، ج۹، ص۴۰۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۸، ص۱۹۳؛ بانو امین، مخزن العرفان، ۱۳۶۱ش، ج۱۴، ص۱۱۹؛ قرائتی، تفسیر النور، ۱۴۳۵ق، ج۳، ص۴۹۷؛ مجلسی، مرآة العقول، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۰۰.
  11. شهابی، ادوار فقه، ۱۴۱۷ق، ص۳۱ ـ ۳۲.
  12. ربانی گلپایگانی، «تفقّه در دین و تحصیل معرفت دینی از نگاه قرآن کریم و روایات»، ص۱۵.
  13. مجلسی، مرآة العقول، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۰۰.
  14. فیض کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۲۵ و ۱۲۸؛ صدر‌الدین شیرازی، شرح اصول کافی، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۹۷ ـ ۲۰۰.
  15. صدر‌الدین شیرازی، شرح اصول کافی، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۹۷ ـ ۲۰۰.
  16. تهرانی، محجة العلماء، ۱۳۲۰ش، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲.
  17. اصفهانی، نهایة الدرایه، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۲۳۸.
  18. صدر‌الدین شیرازی، شرح اصول کافی، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۹۹.
  19. فیض کاشانی، معتصم الشیعه، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۳۷.
  20. امین، اعیان الشیعه، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۱۰؛ جواهری، اجتهاد در عصر ائمه معصومین، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۳ - ۱۰۴.
  21. شهید ثانی، رسائل الشهید الثانی، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۵.
  22. جواهری، اجتهاد در عصر ائمه معصومین، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۳ - ۱۰۴؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۱۰.
  23. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی مع التعلیقات، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۱۴۵.
  24. شهید ثانی، الروضة البهیه، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۸۹.
  25. طلال حسن، «مقدمه»، ص۹ و ۱۱.

منابع

  • ابن‌شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • اصفهانی، محمدحسین، نهایة الدرایة فی شرح الکفایه، بیروت، مؤسسة آل‌البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۲۹ق.
  • امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۳۶۲ش.
  • انصاری، محمد‌علی، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • بانو امین، نصرت بیگم، مخزن العرفان، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
  • تهرانی نجفی، هادی، محجة العلماء، تهران، بی‌نا، ۱۳۲۰ش.
  • مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی طبقا لمذهب اهل‌البیت(ع)، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۶ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسرا، ۱۳۹۴ش.
  • جواهری، محمدرضا، اجتهاد در عصر ائمه معصومین، قم، مؤسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش.
  • ربانی گلپایگانی، علی، «تفقّه در دین و تحصیل معرفت دینی از نگاه قرآن کریم و روایات»، در فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۱۱۷، بهار ۱۴۰۰ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، عصر ظهور، ۱۳۸۹ش.
  • سید رضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، رسائل الشهید الثانی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیه، شارح: سلطان العلماء، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • صدر‌الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح أصول الکافی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، قم، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ش.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی مع التعلیقات، قم، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، ۱۴۲۸ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • طلال حسن، «مقدمه»، در کتاب التفقه فی الدین، انتشارات دار فرقد، ۱۴۲۵ق.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، معتصم الشیعة فی احکام الشریعه، ۱۳۸۷ش.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمؤمنین(ع)، ۱۴۰۶ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر النور، بیروت، دار المؤرخ العربی، ۱۴۳۵ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل‌الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.