پرش به محتوا

میقات موسی(ع)

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از میقات موسی)

میقات موسی(ع) اشاره به دوره‌ای چهل‌ روزه دارد که طی آن موسی(ع) به فرمان خداوند، برای مناجات و دریافت الواح تورات به طور سیناء فراخوانده شد. این رخداد با عنوان‌هایی همچون «چله کلیمیه»، «اربعین موسوی» و «میقات طور» شناخته می‌شود. این میقات از ابتدای ماه ذی‌القعده تا دهم ماه ذی‌الحجه ادامه داشته است. موسی، پیش از عزیمت، هارون را به عنوان جانشین خود در میان قوم بنی‌اسرائیل منصوب کرد. مفسران بسیاری در ذیل آیات مربوط به آن، به «حدیث منزلت» استناد کرده و آن را از دلایل جانشینی بلافصل امام علی(ع) پس از پیامبر اکرم دانسته‌اند. برخی از صوفیان و عرفا، با استناد به این داستان، به چله‌نشینی و خلوت‌گزینی برای تقرب به درگاه الهی پرداخته و آن را عملی مشروع دانسته‌اند. پذیرش عملی تحت عنوان چله کلیمی در میان شیعیان مورد اختلاف بوده و موافقان و مخالفانی دارد.

در این میقات، خداوند مستقیماً و بدون واسطه با موسی سخن گفت و او را مورد اکرام ویژه قرار داد. این گفتگوی بی‌واسطه، مصادف با نزول شرایع و قوانین آئین موسی(ع) شد. نکته قابل تأمل در آیات قرآنی، تعبیر «چهل شب» به جای «چهل روز» برای این میقات است که بسیاری از مفسران، علت آن را مناسب‌تر بودن شب برای عبادت و مناجات با پروردگار دانسته‌اند. درخواست رؤیت خدا توسط موسی نیز در میقات انجام شد. پیرامون این تقاضا اختلاف‌های نقل شده است. برخی معتقدند این گفتار موسی(ع) از زبان جمعی از بنی‌اسرائیل بوده که با اصرار از موسی خواستند که خدا را مشاهده کنند. برخی این درخواست را از خود موسی دانسته‌اند.

حضرت موسی به قوم خود وعده داده بود که پس از نجات از فرعونیان، کتاب آسمانی برایشان خواهد آورد. با این حال، بنی‌اسرائیل پس از سپری‌شدن سی روز از غیبت وی، به دلیل ناآگاهی از تمدید ده‌ روزه میقات، دچار تردید شدند. در نهایت، به ساختن و پرستش گوساله روی آوردند. موسی(ع) در میقات، از انحراف قوم خود آگاه شد و پس از بازگشت، به فرمان خداوند، مجازات سختگیرانه‌ای برای گمراه‌کنندگان قوم اجرا کرد.

جایگاه

پس از فرار بنی‌اسرائیل از مصر و عبور از دریا،[۱] حضرت موسی برای اموری مانند مناجات با خداوند[۲] و گرفتن تورات[۳] به میقات فرا خوانده شد.[۴] این میقات که در نهایت چهل شب به طول انجامید،[۵] وقایع مهمی را در خود جای داد.[۶] موسی(ع)، برادرش هارون را جانشین خود در میان قوم قرار داد و توصیه‌هایی به وی داشت.[۷] بسیاری از مفسران شیعه و اهل‌سنت در ذیل آیات مرتبط با جانشین قراردادن هارون، به حدیث منزلت اشاره کرده‌اند و مفسران شیعه این حدیث را به عنوان یکی از ادله خلافت امام علی(ع) برشمرده‌اند.[۸]

این میقات چهل روزه به چلّهٔ کلیمیه[۹] چله موسویه، اربعین کلیمی و اربعین موسوی نیز شناخته می‌شود.[۱۰] این میقات از مستندات برخی گروه‌ها برای مشروعیت‌بخشی به چله‌نشینی قرار گرفته است.[۱۱] گفته شده چله موسوی معروف‌ترین چله‌نشینی نزد صوفیه است.[۱۲] آیت‌الله جوادی آملی، چله کلیمی را از دستورات دین اسلام دانسته است.[۱۳] با این حال برخی فقیهان مانند لطف‌الله صافی گلپایگانی[۱۴] شکل صوفیانه چله کلیمیه را مردود و غیرشرعی می‌دانند.

آغاز وحی به حضرت موسی را پس از خروج وی از مدین و پیش از ورود وی به مصر دانسته‌اند. اما آغاز نزول وحی برای تورات را در میقات چهل روزه موسی دانسته‌اند.[۱۵] خداوند در این میقات با موسی سخن گفت؛[۱۶]‍ سخن گفتنی که مستقیم[۱۷] و بدون واسطه[۱۸] بوده است. خداوند در این میقات موسی(ع) را اکرام کرده است.[۱۹] تعبیر «من تو را با رسالت‌های خویش، و با سخن‌گفتنم (با تو)، بر مردم برتری دادم و برگزیدم»[۲۰] در این میقات و در خطاب به موسی گفته شده است.[۲۱] در سوره اعراف اشاره شده که حضرت موسی(ع) به همراه هفتاد نفر برگزیده از بنی‌اسرائیل به میقات رفت.[۲۲] مفسران در اینکه این میقات با متفاوت از میقات چهل روزه بوده، اختلاف دارند؛ برخی مفسران این میقات را همان میقات چهل روزه دانسته‌اند[۲۳] و برخی معتقدند میقاتِ دیگری بوده است.[۲۴]

معرفی

میقات چهل روزه حضرت موسی(ع) از ابتدای ماه ذی‌القعده آغاز شد و تا ده روز از ذی‌الحجه ادامه داشت.[۲۵] برخی مفسران، این میقات چهل‌روزه را در طور سیناء دانسته‌اند.[۲۶] در تورات آمده است «بامدادان به کوه سینَی (سینا) بالا آمده نزد من آنجا بر قله آن کوه بایست».[۲۷] خداوند در سوره اعراف به مدت و محتوای میقات موسی پرداخته است.[۲۸]

تعبیر «میقات» بر زمان و بر مکان (مانند مواقیت (جمع میقات) حج) استفاده می‌شود.[۲۹] با این حال بیشتر بر زمان اطلاق می‌گردد و به معنی وقتی است که برای انجام کاری تعیین شده است.[۳۰] برخی میقات را تعبیری برای بیان زمان تقرب به پروردگار دانسته‌اند.[۳۱]

در حالی که موسی چهل شب و روز در آنجا بوده و با اینکه در این‌گونه موارد روزها را بر می‌شمرند، اما از میقات موسی با تعبیر چهل شب یاد شده است.[۳۲] علت این را چنین احتمال داده‌اند که غرض از این میقات، تقرب به درگاه خدا و مناجات با او است که شب‌‏ها اختصاص بیشتری برای این کار دارد.[۳۳]

بیشترشدن زمان میقات

در سوره اعراف[۳۴] خدواند بیان می‌دارد که وعده با موسی برای میقات سی شب بود و خداوند آن را ده شب دیگر ادامه داد.[۳۵] در سوره بقره[۳۶] تنها به چهل شب بودن آن اشاره شده است که مجموع دو وعده را بیان داشته است.[۳۷] عللی برای دو بیان مختلف از یک موضوع ذکر شده است.[۳۸]

پیرامون اینکه چرا خداوند میقات موسی(ع) را ده شب اضافه کرد، نظرات مختلفی ذکر شده است.[۳۹] برخی معتقدند خداوند برای آزمودن بنی‌اسرائیل، نخست موسی(ع) را برای یک میقات سی روزه دعوت نمود، سپس آن را تمدید کرد، تا منافقان بنی‌اسرائیل را مشخص سازد.[۴۰] از امام باقر(ع) نقل شده که تمدید ده روزه میقات موسی را بداء دانسته‌اند.[۴۱]

تقاضای دیدن خداوند

برخی پژوهشگران، مهم‌ترین موضوع میقات را موضوع تقاضای رویت خداوند دانسته‌اند[۴۲] در سوره اعراف گفته شده که موسی در میقات خود به خداوند گفت: «پروردگارا، خود را به من بنمای تا بر تو بنگرم».[۴۳] پیرامون این تقاضا اختلاف‌های نقل شده است.[۴۴] برخی معتقدند این گفتار موسی(ع) از زبان گروهی از بنی‌اسرائیل بوده که با اصرار از موسی خواستند که خدا را مشاهده کنند و اگر او را مشاهده نکنند، هرگز ایمان نخواهند آورد. شاهد بر این مطلب را آیه ۱۵۳ سوره نساء دانسته‌اند.[۴۵] روایتی از امام رضا(ع) نقل شده که موسی(ع) پس از آنکه با خداوند صحبت کرد. به نزد قوم برگشت و به آنان این موضوع را اطلاع داد. پس از وقایعی، آنان گفتند که ایمان نمی‌آورند مگر اینکه خداوند را ببینند.[۴۶] تفسیر مجمع البیان این قول که موسی این درخواست را از طرف جمعی از بنی‌اسرائیل داشته است را نظر مشهور مفسران و قول قوی دانسته است.[۴۷]

در مقابل، برخی عالمان این ادعا که خواسته دیدن خداوند از طرف شخص موسی نبوده را با کلام موسی که پس از این واقعه گفت: «تو منزهی! به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم.»[۴۸] منافات دانسته‌اند.[۴۹] همچنین گفته شده اگر این خواسته از طرف موسی بوده باشد، امری طبیعی است و منافات با مقام وی ندارد.[۵۰] در نهایت خداوند به وی گفت که هرگز مرا نخواهی دید و طاقت دیدن مرا نخواهی داشت.[۵۱]

نزول شریعت و الواح

موسی(ع) به بنی اسرائیل وعده داده بود که پس از رهایی و نجات از دست دشمنان، کتابی آسمانی را برای آنان بیاورد که شامل شریعت گردد.[۵۲] پس از رهایی از دست فرعون، موسی از خداوند کتاب الهی را خواست و خداوند به او دستور به روزه و رفتن به میقات داد.[۵۳] خداوند در پایان میقات حضرت موسی،[۵۴] شرایع و قوانین آئین خود را بر موسی نازل کرد[۵۵] و به او گفت که وی را برگزیده است.[۵۶]

خداوند در قران بیان می‌دارد که در میقات موسی، الواح را بر وی نازل کرده است.[۵۷] برخی مفسران از جمله علامه طباطبایی این الواح را الواح تورات دانسته‌اند.[۵۸] برخی نیز معتقدند این الواح قبل از نزول تورات بوده است.[۵۹] رشید رضا نویسنده تفسیر المنار در مورد ارتباط الواح و تورات چنین می‌گوید: «الواح بخش اول از شریعت بودند. در واقع این الواح به نوعی تورات اجمالی بوده‌اند».[۶۰] موسی(ع)، پس از بازگشت از میقات و دیدن گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل، دو لوحی که بر او نازل شده بود را از عصبانیت بر زمین زد و شکست.[۶۱]

گوساله‌پرستی قوم

بنی اسرائیل پس از اتمام سی شب از میقات موسی(ع)، منتظر بازگشت وی بودند و اطلاعی از تمدید ده روزه میقات نداشتند. براساس برخی نقل‌ها، بنی‌اسرائیل گفتند موسی از دنیا رفته است.[۶۲] برخی دیگر نقل کرده‌اند که بنی‌اسرائیل گفتند موسی دروغ گفته و فرار کرده است.[۶۳] بنی‌اسرائیل در ده روز آخر میقات موسی[۶۴]، گوساله‌ای ساختند و به پرستش آن پرداختند.[۶۵] قرآن، سامری را سازنده گوساله می‌داند.[۶۶] وی با استفاده از طلاهای مردم، گوساله‌ای ساخت[۶۷] و به همراه پیروان خود،[۶۸] مردم را به پرستش آن دعوت کرد.[۶۹]

حضرت موسی(ع) در میقات، از گوساله‌پرستی قومش اطلاع یافت.[۷۰] بنی‌اسرائیل برای مجازات، شروع به کشتن یکدیگر کردند[۷۱] و این کشتن شامل نزدیکان، خانواده و همه افراد بنی‌اسرائیل می‌شد.[۷۲] البته برخی معتقدند افرادی که گوساله‌پرست نشده بودند، گوساله‌پرست‌ها را کشتند.[۷۳] با کشته شدن چند هزار نفر[۷۴] توبه آن‌ها پذیرفته شد و قاتل و مقتول بخشیده شدند.[۷۵] این مجازات در تورات نیز ذکر شده است.[۷۶]

پانویس

  1. شرف‌الدین، الموسوعة القرآنیة، ۱۴۲۰ق، ج۹، ص۸۰.
  2. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۳۲.
  3. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۹۱‍.
  4. حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۱۷۰.
  5. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج‏۸، ص۲۳۵.
  6. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۳۹.
  7. فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۰، ص۲۳۶.
  8. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۴۳.
  9. «توصیه‌های یک استاد اخلاق برای چله کلیمیه»، وبگاه عقیق.
  10. منصوری لاریجانی، در محضر حافظ، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۳۳.
  11. کاشانی بیدختی، «چله‌نشینی»، ص۱۰۲.
  12. کاشانی بیدختی، «چله‌نشینی»، ص۲۱.
  13. «آیت الله جوادی آملی: اربعین گیری از بهترین راههای دریافت فیوضات است/ هیچ دشمنی بدتر از هوس وجود ندارد»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  14. صافی گلپایگانی، معارف دین، قم، ج۳، ص۳۵۰.
  15. رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۱۱۹.
  16. القشیری، المعراج، ۱۳۸۴ق، ص۱۶۱.
  17. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸ق، ج۳، ص۱۹۲.
  18. شبر، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۱۲ق، ص۱۸۳.
  19. ملکی میانجی، مناهج البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۳۳.
  20. سوره اعراف، آیه۱۴۴.
  21. طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۵، ص۴۵۳.
  22. سوره اعراف، آیه۱۵۵.
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۴۲
  24. ملاحویش، بیان‌المعانی، ۱۳۸۲ق، ج۱، ص۴۳۱
  25. شرف‌الدین، الموسوعة القرآنیة، ۱۴۲۰ق، ج۹، ص۸۰.
  26. مراغی، تفسیر المراغی، بیروت، ج۹، ص۵۶.
  27. تورات، خروج، باب ۳۴؛ آیه۲.
  28. مدبرپور، «میقات موسی در قرآن»، ص۱۴۹.
  29. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲، ج۴، ص۷۳۰.
  30. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۴۰.
  31. مدبرپور، «میقات موسی در قرآن»، ص۱۴۹.
  32. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج‏۸، ص۲۳۵.
  33. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج‏۸، ص۲۳۶.
  34. سوره اعراف، آیه۱۴۲.
  35. طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۵، ص۴۴۷.
  36. سوره بقره، آیه۵۱.
  37. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج‏۸، ص۲۳۵.
  38. شعراوی، تفسیر الشعراوی، ۱۹۹۱م، ج۷، ص۴۳۳۵.
  39. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۴، ص۳۵۲.
  40. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۴۰.
  41. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۴۴.
  42. مدبرپور، «میقات موسی در قرآن»، ص۱۶۷.
  43. سوره اعراف، آیه۱۴۳.
  44. مدبرپور، «میقات موسی در قرآن»، ص۱۶۷.
  45. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۵۶.
  46. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۶ق، ج‏۲، ص۵۸۱.
  47. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲، ج۴، ص۷۳۰.
  48. سوره اعراف، آیه۱۴۳.
  49. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۹۱‍.
  50. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۹۱‍.
  51. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۲.
  52. زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۱.
  53. سهروردی، عوارف المعارف‏، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۲۲۷.
  54. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۳۹.
  55. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۶۲.
  56. زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۵۷.
  57. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج‏۱، ص۲۳۹.
  58. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۲۵۰.
  59. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۷، ص۲۸۹.
  60. رشید رضا، تفسیر المنار، ۱۴۱۴ق، ج ۹، ص.۱۶۴
  61. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۸۸.
  62. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۴۵۰.
  63. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج‏۱، ص۲۳۹.
  64. میبدی، کشف الأسرار و عدة الأبرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۷۲۳.
  65. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۳۷۱.
  66. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۳۱۵.
  67. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۳۱۵.
  68. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۹۲.
  69. مغنیه، التفسیر المنیر، بنیاد بعثت، ج۱۶، ص۲۶۰.
  70. سوره طه، آیه ۸۵.
  71. حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۱۸.
  72. جوادی آملی، تسنیم،۱۳۸۷ش، ج۴، ص۴۵۵.
  73. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۳۲.
  74. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۷.
  75. حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۱۸.
  76. تورات، خروج، باب ۳۲، آیات۲۷- ۲۸.

منابع

  • «آیت الله جوادی آملی: اربعین گیری از بهترین راههای دریافت فیوضات است/ هیچ دشمنی بدتر از هوس وجود ندارد»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۹ مهر ۱۳۹۰ش، تاریخ بازدید: ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • «توصیه‌های یک استاد اخلاق برای چله کلیمیه»، وبگاه عقیق، تاریخ درج مطلب: ۲ تیر ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید: ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۸۷ش.
  • حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت، دار العلوم، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
  • رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۴ق.
  • ‏زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • سهروردی، عمر بن محمد، عوارف المعارف‏، محقق: توفیق علی وهبه، احمد عبدالرحیم سایح، مصر، ۱۳۷۴ش.
  • شبر، سید عبدالله، تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار البلاغة للطباعة و النشر، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • شرف‌الدین، جعفر، الموسوعة القرآنیة، خصائص السور، تحقیق: عبدالعزیز بن عثمان التویجزی‏، بیروت، دار التقریب بین المذاهب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق: احمد قصیرعاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • صافی گلپایگانی، لطف الله، معارف دین (ج۳)، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی، ۱۳۹۱ش.
  • طباطبائی، سید محمدحسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، ۱۴۱۷ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر، اردن، دار الکتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی‏، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح: هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
  • فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: حسین اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.
  • القشیری، عبدالکریم بن هوازن، المعراج، بیروت، دار و مکتبة بيبليون، ۱۳۸۴ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: سید طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • کاشانی بیدخی، حسینعلی، «چله‌نشینی»، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۲، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • مدبرپور، موسی، مهدی مطیع، محمدرضا حاجی اسماعیلی، «میقات موسی در قرآن»، شماره ۳۷، مطالعات قرآنی بهار ۱۳۹۸ش.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر المبین، قم، بنیاد بعثت، بی‌تا.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، دمشق، مطبعة الترقی، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.
  • ملکی میانجی، محمد باقر، مصحح: عزیز آل‌طالب، تنظيم: محمد بیابانی اسکویی، مناهج البيان فى تفسير القرآن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۱۴۱۷ق.
  • منصوری لاریجانی، اسماعیل، در محضر حافظ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۰ش.
  • رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق: علی‌اصغر حکمت‏، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.