بعثت پیامبران
بعثت پیامبران به برگزیده شدن انسانهایی از سوی خداوند برای دریافت و ابلاغ وحی به منظور هدایت بشر گفته میشود. متکلمان مسلمان ضرورت بعثت را با نیاز انسان به هدایت الهی، قاعده لطف و حکمت الهی تبیین کردهاند. فیلسوفان مسلمان نیز نیاز انسان به زندگی اجتماعی، عدالت و قانون الهی را از دلایل بعثت دانستهاند و عارفان، نبوت و شریعت را برای رشد معنوی و شناخت حقایق ضروری شمردهاند. قرآن نیز توحید، آموزش معارف الهی، تزکیه، برقراری عدالت و اتمام حجت را از اهداف بعثت برشمرده است.
درباره ماهیت بعثت نیز دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. در دیدگاه رایج متکلمان، بعثت انتخاب خداوند است و وحی، پیام الهی است که پیامبر آن را دریافت و ابلاغ میکند. در مقابل، برخی نواندیشان مسلمان با تکیه بر مفهوم تجربه دینی، بعثت و وحی را بر اساس تجربه و سیر درونی پیامبر تبیین کردهاند. منتقدان این دیدگاه، آن را ناسازگار با الهی و خطاناپذیر بودن وحی و جایگاه پیامبر به عنوان فرستاده خدا دانستهاند.
مفهومشناسی و جایگاه
بعثت پیامبران به برگزیده شدن انسانهایی از سوی خداوند برای دریافت و ابلاغ وحی گفته میشود.[۱] هدف از بعثت، هدایت انسان و فراهم کردن زمینه رسیدن او به کمال است.[۲] محمدباقر مجلسی (درگذشت: ۱۱۱۰ق) روایات مربوط به بعثت پیامبران را در بحارالانوار در باب «معنی النبوة و علة بعثة الأنبیاء...» گرد آورده است.[۳]
ضرورت بعثت از مباحث علم کلام است و در مباحث افعال الهی، تکلیف و نبوت عامه بررسی شده است.[۴] متکلمان مسلمان در این بحث، امکان و وجوب بعثت،[۵] حسن آن،[۶] هدف از بعثت[۷] و پاسخ به شبهات مربوط به آن[۸] را بررسی کردهاند.
ضرورت و فلسفه بعثت انبیا
اندیشمندان مسلمان ضرورت بعثت را از جنبههای مختلف بررسی کردهاند.[۹]
نیاز انسان به هدایت الهی
متکلمان، نیاز انسان به هدایت الهی را دلیل بعثت میدانند.[۱۰] به نظر آنان، انسان با عقل خود میتواند برخی خوبیها و بدیها و راههای زندگی را بشناسد، اما به همه معارف و دستورهای لازم برای رسیدن به سعادت دسترسی ندارد و به وحی نیازمند است.[۱۱] آنان بعثت را از مصادیق قاعده لطف نیز دانستهاند؛ یعنی خداوند برای نزدیک کردن انسان به طاعت و دور کردن او از گناه، زمینههای لازم را فراهم میکند.[۱۲] همچنین، بر اساس حکمت الهی، چون انسان برای رسیدن به کمال آفریده شده است، باید راهنمایی لازم برای رسیدن به این هدف در اختیار او قرار گیرد.[۱۳] در برخی روایات نیز بعثت پیامبران با حکمت الهی و نیاز انسان به راهنمایان الهی مرتبط شده است.[۱۴]
نیاز جامعه به عدالت و شریعت
فیلسوفان مسلمان، نیاز انسان به زندگی اجتماعی و قانون را نیز از دلایل بعثت دانستهاند. فارابی، رسیدن انسان به کمال را در گرو زندگی در مدینه فاضله میداند و رهبر آن را نیازمند هدایت وحیانی میشمارد.[۱۵] سهروردی، زندگی اجتماعی را نیازمند سنت و عدالت میداند و آن را بدون نبی و ولی ممکن نمیداند.[۱۶] ابنسینا، انسان را نیازمند تعاون میداند و تحقق تعاون را وابسته به عدالت میشمارد. از نظر او، عدالت به شریعت نیاز دارد و شریعت نیز باید از سوی قانونگذاری الهی آورده شود که برای اثبات ارتباط خود با خداوند معجزه داشته باشد.[۱۷] ملاصدرا نیز معتقد است رهبر جامعه باید به کمالات احساس، تخیل و تعقل رسیده باشد تا شایستگی دریافت وحی را داشته باشد.[۱۸]
نبوت برای رشد معنوی
عارفان مسلمان نیز نبوت و شریعت را برای رشد معنوی انسان ضروری دانستهاند. ابنعربی برخی معارف شریعت را از اموری میداند که انسان بهتنهایی نمیتواند به آنها دست یابد و برای دریافت آنها به پیامبران نیاز دارد.[۱۹] سید حیدر آملی، شریعت را امری الهی میداند که انبیا و اولیا وظیفه اقامه آن را دارند[۲۰] و رسیدن به حقایق باطنی را بدون شریعت ممکن نمیداند.[۲۱] عبدالصمد همدانی نیز نبوت و شریعت را برای شناخت حقایق معنوی و رشد انسان ضروری میداند.[۲۲]
در قرآن نیز دعوت به توحید، آموزش معارف الهی، تزکیه، رهایی از جهل و گمراهی، برقراری عدالت، اتمام حجت[۲۳] و رفع اختلافات اجتماعی[۲۴] از اهداف یا دلایل بعثت پیامبران شمرده شده است.
ماهیت بعثت
درباره حقیقت بعثت، دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. اختلاف اصلی این دیدگاهها درباره منشأ بعثت و میزان نقش پیامبر در دریافت وحی است.[۲۵]
منشأ الهی بعثت
در دیدگاه رایج متکلمان مسلمان، بعثت انتخاب خداوند است و پیامبر وحی الهی را دریافت میکند.[۲۶] به گفته این اندیشمندان، پیامبر پیش از بعثت ممکن است با طهارت نفس و آمادگی روحی، شایستگی دریافت وحی را پیدا کند؛ اما در هنگام بعثت و دریافت وحی، دریافتکننده پیام الهی است.[۲۷]بر این اساس، خداوند حقایق را به انسان برگزیدهای میرساند تا آنها را به مردم ابلاغ کند؛ زیرا همه انسانها توانایی دریافت وحی را ندارند.[۲۸]
نقش تجربه دینی در بعثت
در مقابل، برخی نواندیشان مسلمان با استفاده از مفهوم تجربه دینی، بعثت را با رویکردی پیامبرمحور و مبتنی بر جوشش درونی تحلیل کردهاند. در این نگاه، بعثت نه صرفاً ابلاغی بیرونی، بلکه نتیجه تکامل روحی و بسط شخصیت پیامبر تلقی میشود.[۲۹] اقبال لاهوری (درگذشت: ۱۹۳۸م) در کتاب احیای فکر دینی در اسلام، حقیقت بعثت را بر اساس تفاوت میان تجربه عرفانی و تجربه پیامبرانه توضیح داده است. به نظر او، عارف پس از تجربه عرفانی تمایلی به بازگشت به زندگی مادی ندارد، اما پیامبر پس از این تجربه به میان مردم بازمیگردد و برای تغییر جامعه و تاریخ تلاش میکند. اقبال، بعثت پیامبر را بیداری روحی او برای ایجاد دنیایی جدید و دگرگونی در ساختارهای اجتماعی میداند.[۳۰] عبدالکریم سروش (زاده ۱۳۲۴ش) نیز با طرح نظریاتی چون بسط تجربه نبوی و رویاهای رسولانه، نقش پیامبر در فرایند بعثت پررنگ میکند. در دیدگاه او، پیامبر گیرنده منفعل وحی نیست، بلکه آفریننده و صورتبخش آن است. به نظر سروش، پیامبر در نتیجه تجربه و مجاهدت درونی به درکی از حقایق الهی میرسد و آنها را در قالب زبان و فرهنگ زمانه بیان میکند.[۳۱]
نقد تجربهمحور وحی
منتقدان این دیدگاه، تفسیر بعثت بر اساس تجربه دینی را ناسازگار با الهی و خطاناپذیر دانستن وحی میدانند.[۳۲] به گفته آنان، اگر بعثت نتیجه تجربه دینی انسان باشد، تفاوت میان پیامبر و دیگر صاحبان تجربه دینی دشوار میشود و نبوت میتواند امری همگانی تلقی شود.[۳۳] آنان همچنین معتقدند این دیدگاه جایگاه پیامبر را از رسول و حامل پیام الهی به عارف مصلح تقلیل میدهد و با آسمانی دانستن کتابهای دینی، از جمله قرآن، سازگار نیست.[۳۴]
پانویس
- ↑ خطیبی کوشکک و نگارش، فرهنگ شیعه (کلام)، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۹.
- ↑ خطیبی کوشکک و نگارش، فرهنگ شیعه (کلام)، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۹.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۱.
- ↑ ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی، ۱۴۰۲ش، ج۲، ص۲۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، شرح جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۷۰؛ علامه حلی، تسلیک النفس، ۱۴۲۶ق، ص۱۸۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۶؛ محقق حلی، المسلک فی أصول الدین، ۱۴۱۴ق، ص۱۵۳؛ فاضل مقداد، ارشاد الطالبین، ۱۴۰۵ق، ص۲۹۶؛ سرمایه ایمان، ۱۳۷۲ش، ص۸۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۱۷ق، ص۱۵۳؛ ابنمیثم بحرانی، قواعد المرام، ۱۴۰۶ق، ص۱۲۲-۱۲۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: حسینی علوی، علاقة التجرید، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۹۲۰؛ سبحانی تبریزی، الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۹-۶۴.
- ↑ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۱.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۱۳۷۶ش، ج۴، ص۲۹۰-۲۹۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۷۳-۳۸۲؛ نصیرالدین طوسی، تلخیص المحصل، ۱۳۵۹ش، ۳۶۱-۳۶۴؛ لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۳۵۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː شیخ مفید، النکت الاعتقادیة، ۱۴۱۳ق، ص۳۵؛ سید مرتضی، الذخیرة، ۱۴۱۱ق، ص۳۲۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː علامه حلی، الباب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۴-۳۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ معلمی، تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۲.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۴۵۳-۴۵۶.
- ↑ ابنسینا، الإشارات و التنبیهات، ۱۴۲۳ق، ص۳۵۶-۳۵۷.
- ↑ صدرالدین شیرازی، المبدأ و المعاد، ۱۴۲۲ق، ص۶۱۷-۶۱۸.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیة، ۱۹۹۴م، ج۴، ص۱۲۱.
- ↑ آملی، جامع الأسرار و منبع الأنوار، ۱۳۶۸ش، ص۳۵۹.
- ↑ آملی، أنوار الحقیقة و أطوار الطریقة و أسرار الشریعة، ۱۳۸۳ش، ص۱۷-۲۴.
- ↑ همدانی، بحر المعارف، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۳۲۹-۳۳۱.
- ↑ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۳-۵۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۱۱۱.
- ↑ صادقی، درآمدی بر کلام جدید، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۷.
- ↑ صادقی، درآمدی بر کلام جدید، ۱۳۸۲ش، ص۱۹۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː سهروردی، مجموعه مصنفات، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۷۵.
- ↑ مصباح یزدی، راه و راهنماشناسی، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۹.
- ↑ صمدپور، «ماهیت وحی»، ص۵۶۵-۵۶۶.
- ↑ اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۵-۱۳۹.
- ↑ سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۷۸ش، ص۳-۲۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی دفتر دوم، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۶-۱۸۷؛ صمدپور، «ماهیت وحی»، ص۵۶۶.
- ↑ عبداللهی، وحی در قرآن، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۰-۱۳۵.
- ↑ قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی دفتر دوم، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۷؛ عبداللهی، وحی در قرآن، ۱۳۸۵، ص۱۴۰-۱۴۱.
منابع
- ابنسینا، حسین بن عبدالله، الإشارات و التنبیهات، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۳ق.
- ابنعربی، محییالدین، الفتوحات المکیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۹۴م.
- ابنمیثم بحرانی، میثم بن علی، قواعد المرام فی علم الکلام، قم، مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی(ره)، ۱۴۰۶ق.
- ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، بیجا، محقق، ۱۴۱۷ق.
- آملی، سید حیدر، أنوار الحقیقة و أطوار الطریقة و أسرار الشریعة، قم، نور علی نور، ۱۳۸۳ش.
- آملی، سید حیدر، جامع الأسرار و منبع الأنوار، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ۱۳۶۸ش.
- حسینی علوی، محمداشرف بن عبدالحسیب، علاقة التجرید، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱ش.
- حمصی رازی، محمود بن علی، المنقذ من التقلید، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۲ق.
- خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، قم، تعلیم و تربیت اسلامی، ۱۳۹۰ش.
- خطیبی کوشکک، محمد و حمید نگارش، فرهنگ شیعه (کلام)، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، قم، مرکز بین المللی نشر المصطفی، ۱۴۰۲ش.
- سبحانی تبریزی، جعفر، الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، ۱۴۱۳ق.
- سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، تهران، موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۸ش.
- سهروردی، یحیی بن حبش، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۲ش.
- سید مرتضی، علی بن حسین، الذخیرة فی علم الکلام، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۱ق.
- سید مرتضی، علی بن حسین، شرح جمل العلم و العمل، تهران، منظمة الاوقاف و الشؤون الخیریة، دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۴۱۹ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، النکت الإعتقادیة، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
- صادقی، هادی، درآمدی بر کلام جدید، قم، نشر کتاب طه و نشر معارف، ۱۳۸۲ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، المبدأ و المعاد، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۲ق.
- صمدپور، محمد، «ماهیت وحی»، در فرهنگنامه کلام جدید، به کوشش حسن رضایی، قم، پژوهکده باقرالعلوم(ع)، ۱۴۰۳ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، الأعلمی فی المطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- عبداللهی، محمود، وحی در قرآن، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، تسلیک النفس إلی حظیرة القدس، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، ۱۴۲۶ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الإعتقاد، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۳ق.
- فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۵ق.
- قدردان قراملکی، محمدحسن، پاسخ به شبهات کلامی دفتر دوم دین و نبوت، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- لاهیجی، عبدالرزاق بن علی، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۳ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۰۳ق.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، المسلک فی أصول الدین، مشهد، آستانة الرضویة المقدسة، مجمع البحوث الإسلامیة، ۱۴۱۴ق.
- مصباح یزدی، محمدتقی، راه و راهنماشناسی، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۳ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۷۶ش.
- معلمی، حسن، تاریخ فلسفه اسلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، تلخیص المحصل، تهران، دانشگاه مک گیل، مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۹ش.
- همدانی، مولی عبدالصمد، بحر المعارف، تهران، حکمت، ۱۳۸۷ش.