بعثت پیامبران
| از سلسله مقالات دربارهٔ: |
| اسلام |
|---|
بعثت پیامبران در اصطلاح کلام اسلامی به معنای برگزیده شدن انسانهایی از سوی خداوند برای دریافت وحی و ابلاغ پیام الهی به منظور هدایت بشر به سوی کمال است. این موضوع از مباحث محوری در کلام شیعه به شمار میرود که ذیل عنوان افعال الهی و نبوت عامه مورد بحث قرار میگیرد و متکلمان در آن به بررسی امکان، وجوب، اهداف و شبهات پیرامون ارسال پیامبران میپردازند.
اندیشمندان و متکلمان مسلمان ضرورت و فلسفه بعثت انبیا را با چهار رویکرد وحیانی، کلامی، فلسفی و عرفانی تبیین کردهاند. بر اساس این رویکردها، مواردی چون دعوت به توحید، برقراری عدالت اجتماعی، اتمام حجت، اجرای قاعده لطف، حکمت الهی و نیاز ذاتی اجتماع بشری به شریعت و قانونگذار الهی از مهمترین دلایل ضرورت برانگیختن پیامبران شمرده شده است.
درباره حقیقت و ماهیت بعثت، دو رویکرد متفاوت وجود دارد. در رویکرد رایج و سنتی متکلمان، بعثت یک انتخاب و اصطفای الهی با منشا بیرونی است که در آن، پیامبر به عنوان واسطهای امین، پیام خدا را دریافت و به بشر منتقل میکند. در مقابل، برخی نواندیشان با تکیه بر مفهوم تجربه دینی، بعثت را رویدادی پیامبرمحور، حاصل جوشش درونی و نتیجه تکامل روحی خود پیامبر دانستهاند. این رویکرد نواندیشانه از سوی منتقدانش پذیرفته نشده است، چرا که به باور آنان، چنین نگاهی ماهیت آسمانی و خطاناپذیر وحی را مخدوش کرده و جایگاه پیامبر را تا حد یک عارف مصلح تنزل میدهد که با اصل ضرورت دین سازگار نیست.
مفهومشناسی و جایگاه
بعثت پیامبران را به گزینش انسانهایی از سوی خداوند، برای ابلاغ وحی و هدایت مردم به سوی کمال شایسته انسانی تعریف کردهاند.[۱] خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ق)، نبی را انسانی میداند که از سوی خداوند متعال به بندگان فرستاده شده تا آنان را کامل سازد و آنچه برای اطاعت از خدا و پرهیز از نافرمانی او لازم دارند، به آنها بشناساند.[۲]
بعثت را به معنای برانگیختن و جهت دادن به چیزی دانستهاند.[۳] این واژه در قرآن کریم در سیاقهای گوناگونی به کار رفته است:
- برانگیختن پیامبران: «فبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ»[۴]
- معاد و رستاخیز: «ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ»[۵]
- بیدار کردن از خواب: «وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ»[۶]
به گفته مصطفوی، (۱۳۳۴-۱۴۲۶ق) وجه مشترک معنایی در تمام کاربردها، انتخاب کردن و انتقال به سمت یک وظیفه معین است.[۷]
محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق) در کتاب بحارالانوار، روایاتی مرتبط با بعثت پیامبران را در بابی با عنوان «معنى النبوة و علة بعثة الأنبياء ...» جمعآوری کرده است.[۸] متکلمان مسلمان مباحث مختلفی را در رابطه با بعثت پیامبران مطرح کردهاند که از آن جمله میتوان به حَسَن بودن بودن بعثت پیامبران،[۹] امکان بعثت پیامبران،[۱۰] وجوب بعثت پیامبران،[۱۱] غایت بعثت پیامبران[۱۲] و پاسخ به شبهات مربوط به بعثت پیامبران[۱۳] اشاره کرد.
ضرورت و فلسفه بعثت انبیاء
یکی از مباحث محوری و چالشبرانگیز در کلام اسلامی، تبیین چرایی و ضرورت بعثت پیامبران است. در کتب سنتی کلامی شیعه این مسئله در دو بخش بحث شده است: اول در مباحث خداشناسی و بحث افعال الهی تحت عنوان تکلیف و دوم در مباحث «نبوت عامه».[۱۴] طبق تحلیل عبدالحسین خسروپناه (زاده ۱۳۴۵) از دلایل ضرورت بعثت انبیاء، اندیشمندان مسلمان این دلایل را روشهای وحیانی، کلامی، فلسفی و عرفانی ارائه کردهاند.[۱۵]
۱. روش وحیانی
این روش بر اساس آیات قرآن و روایات معصومان(ع) است که کارکردهای بعثت انبیاء را بیان میکند:
- انبیاء مردم را به پرستش خدا و دوری از بتپرستی دعوت میکنند.[۱۶]
- هدف از ارسال پیامبران برقراری عدالت در جامعه به واسطه ایجاد بستری صحیح برای قیام و حقخواهی مردم است.[۱۷]
- آموزش معارفی که بشر به تنهایی قادر به درک آنها نیست.[۱۸]
- نجات انسانها از تاریکیهای جهل و گمراهی.[۱۹]
- خداوند با فرستادن پیامبران، حجت را بر مردم تمام میکند.[۲۰]
- زنده کردن حیات معنوی انسانها.[۲۱]
- حل اختلافات که در اثر جلب منافع شخصی و محدودیت منابع جامعه در جریان زندگی اجتماعی بشر ایجاد میشود.[۲۲]
- خدای حکیم انسان را برای هدفی آفریده و رسیدن به این هدف بدون راهنمایان الهی محقق نمیشود.[۲۳]
۲. روش کلامی
متکلمان مسلمان با استفاده از اصول عقلی و نقلی، ضرورت بعثت را اثبات میکنند:
- استدلال بر اساس قاعده لطف: بعثت پیامبران لطف الهی است که بندگان را به طاعت نزدیک و از معصیت دور میسازد. لطف حسن عقلی دارد و هر چه عقلاً نیکو باشد، بر خدا واجب است.[۲۴]
- برهان حکمت: خداوند حکیم است و هدف از آفرینش انسان، رسیدن به کمال است. چون ابزارهای عادی معرفت (عقل و حس) برای رسیدن به این کمال کافی نیست، پس بعثت پیامبران ضرورت دارد.[۲۵]
- دلیل کارکرد نبوت: پیامبران فواید بسیاری دارند مانند: تقویت عقل در احکام مستقل، معرفی مصالح و مفاسد، بیان منافع و مضرات مواد غذایی، ایجاد نظام عادلانه اجتماعی. از آنجایی که این کارکردها جایگزینی ندارد خداوند ضرورتا پیامبران را مبعوث میکند.[۲۶]
- دلیل نیازمندی: مرتضی مطهری (۱۲۹۸ـ۱۳۵۸ش) بر اساس تحلیلی انسان را هم در زندگی دنیوی (عدالت اجتماعی) و هم در زندگی اخروی (سعادت ابدی) به هدایت پیامبران نیازمند دانسته و از این رو بعثت انبیاء را امری ضروری میشمارد.[۲۷]
۳. روش فلسفی
فیلسوفان اسلامی با تحلیل فلسفی ماهیت انسان و جامعه، ضرورت بعثت را اثبات میکنند:
- فارابی: انسان برای رسیدن به کمال نیاز به مدینه فاضله دارد که رهبر آن باید دارای صفات ویژهای باشد و از طریق وحی هدایت شود.[۲۸]
- ابن سینا: انسان موجودی اجتماعی است که برای زندگی نیاز به تعاون دارد. تعاون بدون عدالت ممکن نیست و عدالت بدون شریعت تحقق نمییابد. شریعت نیاز به قانونگذار الهی دارد که معجزه داشته باشد.[۲۹]
- سهروردی: مشارکت اجتماعی انسان نیاز به سنت و عدل دارد که بدون نبی و ولی ممکن نیست.[۳۰]
- ملاصدرا: انسان برای رسیدن به کمالاتش نیاز به اجتماع دارد. رهبر این اجتماع باید به کمالات سهگانه (احساس، تخیل، تعقل) رسیده باشد تا شایستگی دریافت وحی را داشته باشد.[۳۱]
۴. روش عرفانی
عارفان اسلام با نگاه شهودی به ضرورت شریعت و نبوت مینگرند:[۳۲]
- ابنعربی: علم شریعت غیر اکتسابی و است که اختصاص به انبیاء دارد.[۳۳] حسن و قبح ذاتی است اما عقل همه خوبیها و بدیها را درک نمیکند و نیاز به شریعت دارد.[۳۴]
- سید حیدر آملی: شریعت، وضع الهی و ترتیب ربانی است که بر انبیاء و اولیاء واجب است برای اقامه آن قیام کنند.[۳۵] وی هرگونه راهی غیر از شریعت را برای رسیدن به حقایق باطنی رد میکند و تأکید میکند که باطنی وجود ندارد مگر از طریق ظاهر دین.[۳۶]
- عبدالصمد همدانیː وی معتقد است بدون کشف حقایق ظاهری که توسط انبیاء و شریعت شکل میگیرد، حقایق روحی و باطنی برای انسانها کشف نمیشود. از این جهت نبوت و ارسال شریعت برای رشد و تعالی انسان امری ضروری است.[۳۷]
بعثت؛ گزینشی الهی یا دستگیری عرفانی
اندیشمندان مسلمان درباره ماهیت و حقیقت بعثت دو رویکرد کلی را مطرح کردهاند که تفاوت اصلی آنها در تبیین میزان فاعلیت پیامبر و منشا این رویداد است.[۳۸]
رویکرد سنتی
متکلمان مسلمان در نگاه رایج خود، بعثت را یک جعل و انتخاب الهی میدانند که از عالم غیب به عالم شهادت جریان مییابد. بنابر این رویکرد، منشا بعثت کاملا بیرونی و از جانب خداوند است.[۳۹] به گفته این دسته از اندیشمندان، هرچند پیامبر پیش از بعثت با ریاضتها و طهارت نفس آمادگی وجودی برای دریافت وحی را پیدا میکند، اما در خود رخداد بعثت و نزول وحی، منفعل و دریافتکننده است.[۴۰] بر اساس این دیدگاه، بعثت پردهبرداری خداوند از حقایق برای یک انسان برگزیده است تا او به عنوان واسطهای امین، پیام خداوند را به جهت هدایت انسانها به بشر برساند. چرا که همه انسانها توانایی ارتباط وحیانی را ندارند.[۴۱]
رویکرد نواندیشانه
در مقابل گروهی از متفکران با ورود به مباحث فلسفه دین و مفهوم تجربه دینی، بعثت را با رویکردی پیامبرمحور و مبتنی بر جوشش درونی تحلیل کرده اند. در این نگاه، بعثت نه یک ابلاغ صرفا بیرونی، بلکه نتیجه تکامل روحی و بسط شخصیتی خود پیامبر تلقی میشود.[۴۲] محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷- ۱۹۳۸م) در کتاب احیای فکر دینی در اسلام، حقیقت بعثت را بر مبنای تفاوت تجربه عرفانی و تجربه پیامبرانه توضیح داده است. به باور وی، عارف پس از عروج روحی تمایلی به بازگشت به دنیای مادی ندارد، اما پیامبر پس از این تجربه به میان مردم بازمیگردد تا با استفاده از نیروی این تجربه، مسیر تاریخ و جامعه را تغییر دهد. اقبال بعثت پیامبر را بیداری روحی او برای خلق دنیای جدید و دگرگونی در ساختارهای اجتماعی معرفی میکند.[۴۳] عبدالکریم سروش (زاده ۱۳۲۴) نیز با طرح نظریاتی چون بسط تجربه نبوی و رویاهای رسولانه، فاعلیت پیامبر در امر بعثت را به حداکثر رسانده است. در دیدگاه او، پیامبر گیرنده منفعل وحی نیست، بلکه آفریننده و صورتبخش آن است. سروش معتقد است پیامبر در اثر مجاهدتهای درونی به کمالی از روح دست مییابد که حقایق الهی را تجربه میکند و سپس خود با توجه به فرهنگ و شرایط زمانهاش، به آنها لباس واژگان میپوشاند. در این تعبیر، بعثت جوششی از درون پیامبر دانسته شده است.[۴۴]
منتقدان این رویکرد بر این باورند که فروکاستن بعثت به یک تجربه دینی درونجوش، ماهیت الهی، فراتاریخی و خطاناپذیر بودن وحی را مخدوش میکند.[۴۵] با پذیرش این سخن به تعداد کسانی که تجربههای دینی دارند پیامبر و دین خواهیم داشت و نبوت یک امر همگانی خواهد شد.[۴۶] به گفته آنان، این رویکرد جایگاه پیامبر را از یک رسول و حامل پیام خدا به یک عارف مصلح خطاپذیر تنزل میدهد و با منشأ آسمانی داشتن کتب دینی مثل قرآن نیز سازگار نیست.[۴۷]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ خطیبی کوشکک و نگارش، فرهنگ شیعه (کلام)، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۹.
- ↑ نصیرالدین طوسی، قواعد العقائد، ۱۴۱۶ق، ص۸۷.
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات في غريب القرآن، ۱۴۰۴ق، ص۵۲.
- ↑ بقره: ۲۱۳.
- ↑ بقره: ۵۶.
- ↑ انعام: ۶۰.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۲۹۵.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، کشف المراد في شرح تجرید الإعتقاد، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۶؛ محقق حلی، المسلک في أصول الدین، ۱۴۱۴ق، ص۱۵۳؛ لاهیجی، فاضل مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، ۱۴۰۵ق، ص۲۹۶؛ سرمایه ایمان، ۱۳۷۲ش، ص۸۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، شرح جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۷۰؛ علامه حلی، تسلیک النفس إلی حظیرة القدس، ۱۴۲۶ق، ص۱۸۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شیخ مفید، النکت الإعتقادیة، ۱۴۱۳ق، ص۳۴؛ سید مرتضی، شرح جمل العلم و العمل، ۱۴۱۹ق، ص۱۶۹؛ شیخ طوسی، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ۱۴۰۶ق،ص۲۴۶.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۱۷ق، ص۱۵۳؛ ابنمیثم بحرانی، قواعد المرام في علم الکلام، ۱۴۰۶ق، ص۱۲۲-۱۲۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: حسینی علوی، علاقة التجرید، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۹۲۰؛ سبحانی تبریزی، الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۹-۶۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی، ۱۴۰۲ش، ج۲، ص۲۱.
- ↑ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۱.
- ↑ سوره نحل، آیه ۳۶؛ سوره اعراف، آیه ۶۵؛ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۲.
- ↑ سوره حدید، آیه ۲۵؛ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۱؛ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۳.
- ↑ سوره ابراهیم، آیه ۱؛ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۴.
- ↑ سوره نساء، آیه ۱۶۵؛ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۴.
- ↑ سوره انفال، آیه ۲۳؛ خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۵۵.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۱۳؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۱۱۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː شیخ مفید، النکت الاعتقادیة، ۱۴۱۳ق، ص۳۵؛ سید مرتضی، الذخیرة فی علم الکلام، ۱۴۱۱ق، ص۳۲۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː علامه حلی، الباب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۴-۳۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۷۳-۳۸۲؛ نصیر الدین طوسی، تلخیص المحصل، ۱۳۵۹ش، ۳۶۱-۳۶۴؛ لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۳۵۹.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۱۳۷۶ش، ج۴، ص۲۹۰-۲۹۳.
- ↑ معلمی، تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۲.
- ↑ ابن سینا، الإشارات و التنبیهات، ۱۴۲۳ق، ص۳۵۶-۳۵۷.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۴۵۳-۴۵۶.
- ↑ صدرالدین شیرازی، المبدأ و المعاد، ۱۴۲۲ق، ص۶۱۷-۶۱۸.
- ↑ خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ۱۳۹۸ش، ص۴۰۵.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیة، ۱۹۹۴م، ج۴، ص۱۲۱.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیة، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۲۰۶.
- ↑ آملی، جامع الأسرار و منبع الأنوار، ۱۳۶۸ش، ص۳۵۹.
- ↑ آملی، تفسیر المحیط الأعظم، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۸۴؛ همو، أنوار الحقیقة و أطوار الطریقة و أسرار الشریعة، ۱۳۸۳ش، ص۱۷-۲۴.
- ↑ همدانی، بحر المعارف، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۳۲۹-۳۳۱.
- ↑ صادقی، درآمدی بر کلام جدید، ۱۳۸۲ش، ص۱۸۷.
- ↑ صادقی، درآمدی بر کلام جدید، ۱۳۸۲ش، ص۱۹۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː سهروردی، مجموعه مصنفات، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۷۵.
- ↑ مصباح یزدی، راه و راهنماشناسی، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۹.
- ↑ صمدپور، «ماهیت وحی»، ص۵۶۵-۵۶۶.
- ↑ اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۵-۱۳۹.
- ↑ سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۷۸ش، ص۳-۲۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید بهː قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی دفتر دوم، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۶-۱۸۷؛ صمدپور، «ماهیت وحی»، ص۵۶۶.
- ↑ عبداللهی، وحی در قرآن، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۰-۱۳۵.
- ↑ قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی دفتر دوم، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۷؛ عبداللهی، وحی در قرآن، ۱۳۸۵، ص۱۴۰-۱۴۱.
منابع
- قرآن کریم
- ابن سینا، حسین بن عبدالله، الإشارات و التنبیهات، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۳ق.
- ابنعربی، محی الدین، الفتوحات المکیة، بیروت، دار احياء التراث العربى، ۱۹۹۴م.
- ابنمیثم بحرانی، میثم بن علی، قواعد المرام في علم الکلام، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، ۱۴۰۶ق.
- ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، بیجا، محقق، ۱۴۱۷ق.
- آملی، سید حیدر، أنوار الحقیقة و أطوار الطریقة و أسرار الشریعة، قم، نور علی نور، ۱۳۸۳ش.
- آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الأعظم، قم، نور علی نور، ۱۴۲۸ق.
- آملی، سید حیدر، جامع الأسرار و منبع الأنوار، تهران، مركز انتشارات علمى و فرهنگى وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالى، ۱۳۶۸ش.
- حسینی علوی، محمد اشرف بن عبد الحسیب، علاقة التجرید، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱ش.
- حمصی رازی، محمود بن علی، المنقذ من التقلید، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۲ق.
- خسروپناه، عبدالحسین، انتظارات بشر از دین، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۹۸ش.
- خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، قم، تعلیم و تربیت اسلامی، ۱۳۹۰ش.
- خطیبی کوشکک، محمد و حمید نگارش، فرهنگ شیعه (کلام)، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات في غريب القرآن، بیجا، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، قم، مرکز بین المللی نشر المصطفی، ۱۴۰۲ش.
- سبحانی تبریزی، جعفر، الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، ۱۴۱۳ق.
- سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، تهران، موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۸ش.
- سهروردی، یحیی بن حبش، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۲ش.
- سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۱ق.
- سید مرتضی، علی بن حسین، شرح جمل العلم و العمل، تهران، منظمة الاوقاف و الشؤون الخیریة. دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۴۱۹ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۰۶ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، النکت الإعتقادیة، قم، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ۱۴۱۳ق.
- صادقی، هادی، درآمدی بر کلام جدید، قم، نشر کتاب طه و نشر معارف، ۱۳۸۲ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، المبدأ و المعاد، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۲ق.
- صمدپور، محمد، «ماهیت وحی»، در فرهنگنامه کلام جدید، به کوشش حسن رضایی، قم، پژوهکده باقرالعلوم(ع)، ۱۴۰۳ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، الأعلمي في المطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- عبداللهی، محمود، وحی در قرآن، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، تسلیک النفس إلی حظیرة القدس، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، ۱۴۲۶ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد في شرح تجرید الإعتقاد، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۳ق.
- فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، قم، کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، ۱۴۰۵ق.
- قدردان قراملکی، محمدحسن، پاسخ به شبهات کلامی دفتر دوم دین و نبوت، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- لاهیجی، عبدالرزاق بن علی، سرمایه ایمان، تهران، الزهراء، ۱۳۷۲ش.
- لاهیجی، عبدالرزاق بن علی، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۳ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۰۳ق.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، المسلک في أصول الدین، مشهد، آستانة الرضوية المقدسة. مجمع البحوث الإسلامية، ۱۴۱۴ق.
- مصباح یزدی، محمدتقی، راه و راهنماشناسی، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۳ش.
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۷۶ش.
- معلمی، حسن، تاریخ فلسفه اسلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد، تلخیص المحصل، تهران، دانشگاه مک گیل. مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۹ش.
- نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، قواعد العقائد، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۶ق.
- همدانی، مولی عبدالصمد، بحر المعارف، تهران، حکمت، ۱۳۸۷ش.