عقیل بن ابی‌طالب

مقاله قابل قبول
استناد ناقص
شناسه ناقص
عدم جامعیت
از ویکی شیعه
عقیل بن ابی‌طالب
مشخصات فردی
نام کاملعقیل بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب
کنیهابویزید
زادروزده سال بعد از عام الفیل
زادگاهمکه
محل زندگیمکه، مدینه
مهاجر/انصارمهاجر
نسب/قبیلهقریش
خویشاوندانابوطالب، امام علی (ع)
درگذشتدوران حکومت معاویه، مدینه
مدفنبقیع
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردنبعد از جنگ بدر
حضور در جنگ‌هاجنگ موته، غزوه حنین
هجرت بهمدینه
دلیل شهرتبرادر امیرالمؤمنین(ع) و پدر مسلم
نقش‌های برجستهنسب‌شناس قریش


عقیل بن ابی‌طالب از صحابه پیامبر(ص)، برادر امیرالمؤمنین(ع) و پدر مسلم از نسب‌شناسان قریش بود.

زندگی‌نامه

نامه عقیل به امیرالمؤمنین(ع)

ضحاک بن قیس فهری، پس از واقعه حکمیت و تفرقه یاران امیر مؤمنان(ع)، از طرف معاویه با لشکری بین سه تا چهار هزار نفر به غارت و کشتار در شهرها و روستاها و اخذ اموال حاجیان پرداخت و بعضی از حجاج را کشت، و چون حضرت(ع) از کوفیان خواست که به مقابله و دفاع برخیزند سستی نمودند. چون خبر این واقعه به عقیل رسید، نامه ­ای به برادرش [= امیرالمؤمنین(ع)] نوشت، که قسمتی از آن چنین است: … فأف لحیاة فی دهر جرأ علیک الضحاک! وما الضحاک [إلا] فقع بقرقر، و قدتوهمت حیث بلغنی ذلک أن شیعتک و أنصارک خذلوک، فأکتب الی یابن أمی برأیک، فان کنت الموت ترید تحملت الیک ببنی أخیک و ولد أبیک، فعشنا منک ما عشت، و متنا معک إذا مت، فو الله! ما أحب أن أبقی فی الدنیا بعدک فواقاً. و أقسم بالاعزّ الاجلّ! ان عیشا نعیشه بعدک فی الحیاة لغیر هنئ و لامرئ و لانجیع، و السلام علیک و رحمة الله و برکاته.

ترجمه: … اف بر زندگی در روزگاری که ضحاک! بر تو حمله آورد، و این ضحاک، پستی­ ست بدبخت. و چون از این امور [مقصود حمله ضحاک و بی‌وفایی کوفیان است] مطلع شدم، گمان نمودم شیعیان و یارانت تو را رها کرده‌اند.‌ای پسر مادرم! نظرت را برایم بنویس، [که] اگر مرگ را خواهانی، برادرزادگانت و فرزندان پدرت را به سویت آرم، چرا که با تو می‌زی­ ایم تا تو می‌زی­‌ای، و با تو می‌­میریم چون بمیری. به خدا سوگند! که دوست ندارم پس از تو لحظه ­ای در دنیا بمانم؛ و به خدای اعزّ و اجلّ سوگند! که زندگی ما پس از تو ناگوار و ناخوشایند و نامطبوع است، و بر تو باد درود و رحمت خدا و برکاتش.

نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة، محمدباقر محمودی، ج ۵، صص ۲۰۹- ۳۰۰.

عقیل پسر ابوطالب پسر عبدالمطلب، کنیه‌اش‌ ابویزید بود. بنا بر گزارش‌ها، وی از حضرت علی(ع) بیست سال بزرگتر بوده[۱]بنابراین ده سال بعد از عام الفیل متولد شده است. مادر او نیز فاطمه بنت اسد است.[۲]

وی از نسب‌شناسان قریش و شخصی حاضر جواب بود که بدون اعتنا به اینکه شخص مقابلش چه جایگاهی دارد، بدو پاسخ می‌داد.[۳] بسیاری از قریش او را دوست نمی‌داشتند زیرا نسب آن‌ها را می‌دانست و بدی‌هایشان را بازگو می‌کرد.[۴]

در زمان پیامبر اکرم(ص)

اسلام آوردن

احتمال قوی داده شده است که عقیل در مکه، اسلام آورده بود، لیکن آن را مخفی می‌داشت و پس از جنگ بدر که در مدینه ماند٬ اسلام خود را علنی کرد.[۵] چنان که پیامبر نیز پیش از شروع جنگ به مسلمانان فرمود: در صورت دیدن عباس و عقیل و نوفل بن حارث و بَخْتَری[یادداشت ۱] آنان را نکشید. چرا که می‌دانید به ستم بیرون آورده شده‌اند.[۷]

با این حال نقل شده است آنان در بدر اسیر شدند و چون عقیل پولی نداشت عمویش عباس برای آزادی وی ۴۰۰۰ درهم فدیه داد.[۸]. به گفتۀ ابن قتیبه، عقیل بلافاصله پس از آزادی بعد از جنگ بدر، مسلمان شد.[۹]

به گفته ابن حجر، عقیل در سال فتح مکه مسلمان شد؛ اما در ادامه می‌گوید: برخی گفته‌اند که وی پس از صلح حدیبیه مسلمان شد و در ابتدای سال هشتم هجری به مدینه هجرت کرد.[۱۰] لیکن حضور عقیل در ولیمه ازدواج علی(ع) که چند ماه پس از جنگ بدر بود[۱۱]٬ این سخن را نقض می‌کند.

در محضر پیامبر

پیامبر به او می‌فرمود من تو را دو جور دوست دارم؛ دوست داشتنی به خاطر خویشاوند بودن و دوست داشتنی به خاطر محبتی که عمویم ابوطالب به تو داشت.[۱۲]

وی در جنگ موته شرکت کرد و نیز طبق روایتی وی در جنگ حنین از کسانی بود که هنگام فرار برخی از لشکریان، ثابت قدم ماند.[۱۳]

او از پیامبر احادیث متعددی نقل کرده است.[۱۴] و عده‌ای نیز از او نقل روایت کرده‌اند.[۱۵]

در زمان امام علی(ع)

همکاری با عمر

وی به همراه ۲ نفر دیگر در زمان عمر بن خطاب فراخوانده شد که مردم را جهت تقسیم بیت المال به ترتیب مراتبشان بنویسند.[۱۶]

در کنار علی(ع)

عقیل به هنگام غسل پیامبر(ص) و دفن آن حضرت توسط علی(ع) حضور داشت.[۱۷]

او همچنین به هنگام نماز بر پیکر حضرت فاطمه(س) و دفن آن حضرت نیز حضور داشته است.[۱۸]

زمانی که عثمان، ابوذر را به ربذه، تبعید کرد و مردم را از مشایعت او منع نمود، او به همراه امیرالمؤمنین علی(ع) و حسن(ع) و حسین(ع) و عمار، ابوذر را مشایعت نمود.[۱۹]

عقیل بعد از انتقال پایتخت به کوفه٬ در مدینه ماند و در هیچ یک از جنگ‌های امیرالمؤمنین(ع) حاضر نبود.[۲۰]

چنین نقل شده است که پس از ماجرای حکمیت، معاویه از ترس حمله امیرالمومنین(ع) حملات ایذائی را علیه حضرت ترتیب داد که در یکی از آن‌ها لشکری به فرماندهی ضحّاک بن‌قیس به عراق فرستاد.[۲۱] حضرت علی(ع)‌سپاهی را به فرماندهی حجر بن عدی تجهیز کردند که حجر توانست لشکر ضحاک را در هم بشکند.[۲۲] با رسیدن این اخبار به عقیل وی نگران شد و نامه‌ای به امام نوشت و از او درخواست کسب تکلیف کرد.[۲۳] امام با نوشتن نامه‌ای به عقیل خبر داد که فتنه ضحاک دفع شده است و وی را از نگرانی رهانید.[۲۴]

داستان درخواست از بیت المال

هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه در دست داشت و اموال بسیار از بیت المال در اختیار آن حضرت بود، روزی عقیل، به نزدش آمد و گفت: «مقروض هستم و از ادای آن عاجز می‌باشم، قرض مرا ادا کن.» وقتی علی(ع) از مقدار قرض که صدهزار درهم بود جویا شد فرمود: «سوگند به خدا آن‌قدر ندارم که بتوانم قرض تو را ادا کنم، صبر کن تا جیره شخص من برسد، تا آخرین حد توان، به تو کمک می‌کنم...» عقیل گفت از بیت المال بده، ولی حضرت از این امر امتناع نموده[۲۵] و آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود نزدیک کرد، عقیل به خیال اینکه پول است دست به آن زد، ولی با آهن داغ مواجه شده واعتراض نمود، امام علی(ع) به وی فرمود تو طاقت این آتش را نداری من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم.[۲۶]گزارشی ازاین ماجرا درنهج البلاغه از زبان امیر المومنین(ع) آمده است. این داستان که بیانگر سخت‌گیری امیرالمومنین(ع) در اجرای عدالت به خصوص در بیت المال مسلمانان است در تاریخ به داستان الحدیدة المحماة(آهن گداخته) مشهور شده است [۲۷] تا آنجا که معاویه در دیداری که عقیل با او داشت به او گفت داستان حدیده محماة را برایم بگو که عقیل گریست و پیش از آن داستان دیگری از شدت عدالت امام علی(ع) نسبت به بیت المال و عتاب امام به فرزندش حسین را نقل کرد. [۲۸]

ارتباط عقیل با معاویه

عبدالحسین زرین‌کوب:

«با آنکه معاویه در حق او (عقیل) بذل و بخشش بسیار کرد عقیل هرکز نه پیش او از علی شکایت کرد نه با او در مخالفت با علی همداستان شد.»[۲۹]

در تهاجم مخالفان عقیل بر او، چیزی که یاریشان نمود جدا شدن او از برادرش علی و رفتنش به جانب معاویه در شام بود.[۳۰] که آن را با درخواست مالی عقیل از علی مرتبط کرده‌اند. در حالی که ابن ابی الحدید معتقد است نظر همه راویان ثقه بر این است که رفتن عقیل به شام بعد از شهادت امیر مومنان بوده است ابن ابی الحدید خودش نیز این دیدگاه را پذیرفته است.[۳۱]چنان که نامه او در اواخر حکومت امیرالمومنین به آن حضرت و پاسخ آن نامه حاکی از آن است. چه عقیل در این نامه ارادت خود به علی را بازگو کرده پیوستن گروه عبدالله بن أبی سرح به معاویه را دشمنی با خدا و رسول او و خاموش کردن نور الهی معرفی می‌کند.[۳۲][یادداشت ۲]

نیز سخنانی که عقیل از فضائل علی در حضور معاویه گفته است دال بر عدم کینه او با علی است. معاویه بدو گفت: علی را چگونه دیدی؟ گفت: گوئی پیامبر بود و صحابه‌اش مگر این که پیامبر در بینشان نبود و تو همچون ابوسفیان هستی و یارانش مگر این که ابوسفیان در جمعتان نیست.[۳۴]

از آنجا که معاویه از عقیل در مورد موقعیت امام حسن(ع)٬ ابن زبیر٬ مروان سوالاتی پرسید٬ و اینان کسانی بودند که بعد از شهادت حضرت امیر در جامعه موقعیتی خاص پیدا کردند٬ لذا معلوم می‌شود که عقیل بعد شهادت علی نزد معاویه رفته است.[۳۵]

برخی این ملاقات را در زمان حیات امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. دلیل این گروه این روایت است: روزی معاویه در حالی که عقیل نزدش نشسته بود گفت: این ابویزید [کنیه عقیل] است، اگر نمی‌دانست که من برای او از برادرش بهترم نزد ما نمی‌آمد و او را رها نمی‌کرد. عقیل پاسخ داد: برادرم برایم در دینم بهتر است و تو در دنیایم برایم بهتری؛ و من دنیایم را ترجیح دادم؛ و از خدا عاقبت به خیری را می‌خواهم.[۳۶]آية اللّه شیخ عبدالله مامقانی در كتاب تنقيح المقال مى‌نويسد: ما از جهت گرامى داشتن عقيل «چون برادرش علىّ عليه السّلام و پسر عمويش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و فرزندش حضرت مسلم است» در باره او سخن نمى‌گوئيم، و لی به خبر او اعتماد و اطمينان نداريم. [۳۷]

وفات

درگذشت وی را برخی در دوره حکومت معاویه و برخی در ابتدای خلافت یزید (قبل از واقعه حره) دانسته‌اند.[۳۸]

فرزندان

  1. مسلم
  2. عبدالله اصغر
  3. عبیدالله
  4. ام عبدالله
  5. محمد
  6. رمله
  7. عبدالرحمان
  8. حمزه
  9. علی
  10. جعفر اصغر
  11. عثمان
  12. زینب
  13. فاطمه
  14. اسماء
  15. ام هانئ
  16. یزید
  17. سعید
  18. ابو سعید
  19. جعفر اکبر
  20. عبدالله اکبر

از میان این فرزندان، جعفر اکبر، مسلم، عبدالله اکبر، عبدالرحمان و محمد از یاران امام حسین(ع) بودند، برخی گفته‌اند ۶ تن از فرزندان عقیل در واقعه کربلا به شهادت رسیدند.[۳۹]

شیخ مفید، از دختری به نام اُمّ لُقمان نیز نامبرده که به همراه دیگر خواهرانش (ام هانیء، اسماء، رَمْله، و زینب) هنگام شنیدن خبر شهادت امام حسین(ع) از خانه برون می‌آید و به گریه و زاری می‌پردازد.[۴۰]

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۷۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۱۲۱
  2. ابن الاثیر٬ أسد الغابة، ۱۴۰۹ق٬ ج۳ ٬ ص۵۶۰
  3. البلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۶۹.
  4. ابن عبد البر٬ الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳ ٬ ص۱۰۷۸
  5. نجمی، عقیل بن ابی طالب در میزان تاریخ صحیح، ۱۳۷۵ش، ص۴۹
  6. زرکلی، الاعلام،۱۹۸۰ م، ج۳، ص۲۴۷.
  7. بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۲۸
  8. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۷۸.
  9. ابن‌ قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م٬ ص۱۵۶.
  10. ابن حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۸.
  11. ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ۱۳۷۹ق٬ ج۳ ٬ ص۳۵۴
  12. ابن عبد البر٬ الاستیعاب ۱۴۱۲ق، ج۳ ٬ ص۱۰۷۸
  13. ابن حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۸.
  14. ابن عبد البر٬ الاستیعاب ۱۴۱۲ق٬ ج۳ ٬ ص۱۰۷۸
  15. ابن حجر عسقلانی٬ تهذیب التهذیب٬ ج۷، ص۲۵۴۲
  16. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۰.
  17. الهلالی٬ کتاب سلیم٬ ۱۴۰۵ق٬ ص۶۶۵
  18. مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۴ق٬ ج۴۳ ٬ ص۱۸۳.
  19. کلینی، الکافی٬ ۱۳۶۵ش٬ ج۸ ٬ ص۲۰
  20. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق٬ ج۱۰ ٬ ص۲۵۰
  21. مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۵۵-۵۶.
  22. مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۵۶.
  23. مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۵۶.
  24. مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۵۶.
  25. ابن شهرآشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۰۹.
  26. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۲۴۵؛ دیلمی، إرشاد القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۱۶.
  27. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، نشر اسوه، ج۲، ص۱۲۵.
  28. علامه مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۱۱۷.
  29. زرین‌کوب،‌ بامداد اسلام،‌ ۱۳۶۹ش، ص۱۳۵.
  30. ابن الاثیر٬ أسد الغابة، ۱۴۰۹ق٬ ج۳ ٬ ص۵۶۱
  31. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق٬ ج۱۰ ٬ ص۲۵۰؛ المدنی الشیرازی، الدرجات الرفیعة، ۱۳۹۷ق، ص۱۵۵.
  32. المدنی الشیرازی، الدرجات الرفیعة، ۱۳۹۷ق، ص۱۵۵.
  33. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۲۵۰؛ المدنی الشیرازی، الدرجات الرفیعة، ۱۳۹۷ق، ص۱۵۵.
  34. ابن الاثیر٬ أسد الغابة، ۱۴۰۹ق٬ ج۳ ٬ ص۵۶۰-۵۶۲
  35. نجمی٬ عقیل بن ابی طالب در میزان تاریخ صحیح٬ ۱۳۷۵ش٬ ص۵۱
  36. ابن الاثیر٬ أسد الغابة، ۱۴۰۹ق٬ ج۳ ٬ ص۵۶۰
  37. مامقانی، تنقیح المقال به نقل : فیض الاسلام، نهج البلاغه، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۹۴۸.
  38. ابن حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۹.
  39. البلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۶۹-۷۰.
  40. المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۴.

یادداشت

  1. ابوالبختری عاص بن هشام بن خالد المخزومی از قریش و یکی از بزرگان و دلیران عرب جاهلیت و برادر ابوجهل است که اسلام را درک کرد و هم اوست که مردم را از گرویدن به حضرت رسول باز میداشت و سرانجام در جنگ بدر به سال ۲ هجری قمری به قتل رسید.[۶]
  2. عقیل در بخشی از نامه‌اش به پیوستن عبدالله بن ابی سرح همراه با حدود ۴۰ نفر از طلقا و همفکران ابو سفیان و معاویه و نکوهش و توبیخ سخت آنها اشاره کرده است. امام علی(ع) نیز در پاسخش بر ادامه جهاد علیه معاویه و دشمنان دین تأکید کرده و او و فرزندانش را از حضور در جبهه‌های نبرد علیه دشمنان دین معاف کرده است. [۳۳]

منابع

  • ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، قم، نشر علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، قم، مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن عبدالبر، ابوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، علی محمد البجاوی، بیروت،‌دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر المحمودی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ق-۱۹۷۴م.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • زرین‌کوب،‌ عبدالحسین، بامداد اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۹ش.
  • کلینی، الکافی، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۶۵ش.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الإئمة الأطهار، بیروت،‌ دار االإحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمدتقی٬ بحار الأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة، بیروت، مؤسسة التضامن الفکری، ۱۳۸۷ق-۱۹۶۸م.(نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت(ع)، نسخه دوم).
  • مدنی الشیرازی، السیدعلی خان، الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة، تحقیق السیدمحمدصادق بحر العلوم، قم، منشورات مکتبة بصیرتی، ۱۳۹۷ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین(ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش.
  • نجم، محمد صادق، عقیل بن ابی طالب در میزان تاریخ صحیح، در مجله میقات حج، بهار ۱۳۷۵ش، شمار۱۵.
  • هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم، قم، انتشارات هادی، ۱۴۰۵ق.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.

پیوند به بیرون