پرش به محتوا

جهانی‌بودن اسلام

از ویکی شیعه

جهانی‌بودن دین اسلام به این معنا است که پس از نزول دین اسلام همه مردم جهان باید معتقد به دین اسلام باشند و خداوند باور به دین‌های دیگر را نمی‌پذیرد. مسلمانان باور به جهانی‌بودن رسالت حضرت محمد(ص) را با تکیه بر چندین آیه از قرآن و سیره پیامبر اسلام تبیین می‌کنند. قرآن انسان‌ها را بدون محدودکردن به قوم یا جامعه خاصی مخاطب قرار داده است و پیامبر اسلام را هشداردهنده به همه جهانیان معرفی کرده و هدف رسالت را او ابلاغ دین به همه کسانی می‌داند که می‌توانند دریافت‌کننده آن باشند.

پیامبر بر اساس وظیفه جهانی خود، پیروان سایر ادیان آسمانی را نیز به اسلام دعوت می‌کرد. او با نوشتن نامه به سران کشورهای پیرامون، آنان را نیز به اسلام دعوت کرد و در بین یارانش کسانی از اهالی ایران، روم و حبشه حضور داشتند.

از آنجا که وظیفه همه انسان‌ها پذیرش شریعت اسلام است،‌ آنان که آگاهانه و از روی عناد با اسلام مخالفت کنند، شایسته عذاب هستند؛ ولی کسانی که معذور باشند و به حقیقت اسلام دست‌ نیابند، جزو مستضعفان فکری بوده و عذاب نخواهند شد و بلکه بنا بر نظر برخی عالمان مسلمان شایسته ورود به بهشت نیز خواهند بود.

کسانی با تکیه بر آیاتی از قرآن که پیامبر را برآمده از اُمّیّون (اعراب حجاز) دانسته، و یا مخاطب پیامبر را اهالی مکه و اطراف آن می‌داند، یا قرآن را عربی و برای مخاطبان عرب توصیف کرده است، نتیجه گرفته‌اند که رسالت پیامبر اسلام منطقه‌ای و مخصوص شبه‌جزیره عربستان بوده است. در مقابل، عالمان مسلمان معتقدند این آیات بیانگر حرکت گام‌به‌گام پیامبر در مسیر دعوت خود است که از خانواده خود شروع کرده و به دعوت همه جهانیان رسیده است.

اسلام دین جهانی

مسلمانان دین اسلام را دینی جهانی و برای همه انسا‌ن‌ها و در همه مناطق زمین می‌دانند و این اعتقاد را جزو ضروریات دین اسلام می‌شمرند[۱] و بلکه برخی فراتر از انسان‌ها، جنیان را نیز مخاطب دین اسلام دانسته‌اند.[۲]

معنای جهانی‌بودن آن است که شریعت‌های پیش از اسلام نسخ شده و مؤمنان به آن شریعت‌ها نیز باید تابع شریعت اسلام باشند.[۳] جهانی‌بودن را با جاودانگی دین همراه دانسته‌اند و از همین ویژگی نتیجه گرفته‌اند که دین اسلام باید آخرین دین الهی نیز باشد.[۴] چنان که برخی دیگر از ویژگی‌ خاتمیت اسلام، نتیجه گرفته‌اند که اسلام باید حتما دینی جهانی‌ باشد.[۵]

دلایل قرآنی

مرتضی مطهری اسلام‌شناس قرن چهاردهم شمسی معتقد است تعدادی از آیات قرآن با آنکه در اوایل اسلام و در مکه نازل شده‌اند، داعیه جهانی‌بودن دعوت پیامبر را دارند. از جمله آيات ۲۷ سوره تکویر، ۲۸ سوره سبأ، ۱۰۵ سوره انبیاء و ۱۵۸ سوره اعراف.[۶] نویسندگان تفسیر نمونه نیز آيات ۱۹ و ۹۰ سوره انعام و ۱۵۸ اعراف را از جمله دلایل قرآنی بر جهانی‌بودن رسالت اسلام معرفی کرده‌اند.[۷]

جعفر سبحانی متکلم شیعه (زاده ۱۳۰۸ش) برای اثبات جهانی‌بودن رسالت حضرت محمد(ص) پس از استناد به شش آیه از جمله آیه ۱۰۷ سوره انبیاء که پیامبر اسلام را رحمة للعالمین می‌خواند،[۸] این نکته را یادآور می‌شود که قرآن در موارد فراوانی، انسان‌ها (الناس) را مخاطب قرار داده، نه قومیت، گروه و یا جامعه‌ای خاص را.[۹] چنان که قرآن را هدایت برای انسان‌ها (هُدًى لِلنّاسِ) معرفی می‌کند.[۱۰]

آیه ۱۵۸ سوره اعراف با عبارت «قُلْ يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّٰهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً» مورد استناد مفسران دیگری چون مکارم شیرازی و محمدحسین فضل‌الله نیز قرار گرفته است.[۱۱] چنان‌که آیه ۲۸ سوره سبأ با استناد به عبارت «وَما أَرسَلناكَ إِلّا كافَّةً لِلنّاسِ» مورد توجه دیگرانی مثل شیخ طوسی و علامه طباطبایی نیز بوده است.[۱۲] مفسران متعددی نیز بر عبارت «لِيَكونَ لِلعالَمينَ نَذيرًا» در آیه یک سوره فرقان استناد کرده‌اند.[۱۳] فراز «لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» تا شما را انذار دهم و هر کس را که این پیام به او برسد) در آیه ۱۹ سوره انعام،[۱۴] و جمله «تا انذار دهد هر زنده‌‌ای را» در آیه ۷۰ سوره یاسین نیز نشانه جامعیت اسلام دانسته شده است.[۱۵]

ابوالفتوح رازی مفسر شیعه قرن ششم آیه إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰامُ را شاهدی بر نسخ شریعت‌های گذشته می‌داند و معتقد است که دوره شریعت‌های پیشین تمام شده و همه باید پیرو شریعت اسلام باشند[۱۶] و در ادامه به آیه آیه ۸۵ سوره آل‌عمران نیز استناد شده است که تصریح می‌کند هر کس جز اسلام دینی برگزیند از او پذیرفته نخواهد شد.[۱۷]

برخی نویسندگان نیز برای اثبات جهانی‌بودن رسالت دین اسلام به تعدادی از آیات قرآن مثل ۲۸ فتح، ۳۳ توبه و ۹ سوره صف استناده کرده‌اند که با تعبیر «لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ» غلبه دین اسلام بر همه ادیان دیگر را وعده داده‌اند.[۱۸]

سیره پیامبر(ص)

یکی از دلایل مسلمانان برای جهانی‌بودن دعوت پیامبر اسلام، نامه‌های او به سران کشورهای دیگر و دعوت ایشان به اسلام است که بعد از تثبیت قدرت اسلام در مدینه انجام شد.[۱۹] چنان که اسلام‌آوردن افرادی از اقوام و سرزمین‌های دیگر مانند سلمان فارسی، صهیب رومی و بلال حبشی نشان‌گر گسترده‌بودن دعوت پیامبر اسلام ارزیابی شده است.[۲۰]

به باور نویسندگان مسلمان، دعوت اهل کتاب به اسلام نیز از نشانه‌هایی است که می‌تواند جهانی‌بودن دین اسلام را ثابت کند. طباطبایی مخاطب‌بودن اهل کتاب را یکی از آموزه‌های ضروری قرآن می‌داند؛[۲۱] مثل آیه ۱۹ سوره مائده که اهل کتاب را مخاطب دعوت پیامبر اسلام می‌داند.[۲۲] خسروپناه الاهی‌دان شیعه سه آیه دیگر از قرآن را نیز ناظر به دعوت اهل کتاب به اسلام می‌داند؛ که عبارتند از: آیه ۱۶ مائده، ۴۱ بقره، و ۷۱ آل‌عمران؛[۲۳] همچنان‌که مباهله پیامبر با مسیحیان نجران نیز نشانه‌ دیگری از فراگیربودن دعوت اسلام دانسته شده است.[۲۴]

آیات ناسازگار با جهانی‌بودن

بنا به گزارش پژوهش‌گران، چندین نویسنده غربی مثل ویلیام مویر،‌ گلدزیهر، کارل بروکلمان و یوری روبین در آثارشان ادعا کرده‌اند که دین اسلام آیینی محدود به سرزمین و قومیتی خاص است.[۲۵] جرج طرابیشی نویسنده مسیحی، ادعای جهانی‌بودن اسلام را زاییده دوران بعد از فتوحات اسلامی می‌داند و معتقد است پیش از این دوران در کتاب‌های مسلمانان سخنی از دعوت جهانی اسلام نیست.[۲۶] آنان به دلائلی ازجمله عربی بودن قرآن و استفاده از واژه امیون برای اشاره به پیامبر در قرآن استناد کرده‌اند.

عربی‌بودن قرآن

عربی‌بودن قرآن و آیاتی که بر این ویژگی قرآن اشاره کرده‌اند از دستاویزهای کسانی است که معتقدند قرآن و دین اسلام برای جامعه عربی آمده است.[۲۷] علامه طباطبایی مفسر شیعه در ذیل آیه ۳ سوره فصلت که قرآن را به زبان عربی توصیف می‌کند، این ابهام را مطرح کرده است که ظاهر این آيه محدود بودن دعوت پیامبر به جامعه عربی است،[۲۸] چنان که آيه ۴۴ سوره فصلت و ۹۹ شعراء نیز همین ابهام را ایجاد می‌کنند.[۲۹]

برای توضیح این آیات که ممکن است به نوعی نشان‌گر محدودبودن دعوت پیامبر اسلام(ص) باشند، طباطبایی به این نکته توجه می‌دهد که زبان عربی‌ قرآن منافاتی با جهانی‌بودن رسالت پیامبر ندارد، زیرا دعوت پیامبر اسلام دعوتی گام‌به‌گام بوده است و او نخست دعوتی سری داشت و سپس بستگان خود را دعوت کرد، در گام بعدی قوم خود یعنی قریش را به اسلام فراخواند و سپس دعوت خود را فراگیر کرد.[۳۰] مرحله‌ای بودن و گسترش گام‌به‌گام دعوت پیامبر را دیگران ازجمله جعفر سبحانی[۳۱] و نویسندگان تفسیر نمونه نیز بیان کرده‌اند.[۳۲]

پیامبری برای امیّون

وجود آياتی در قرآن که پیامبر را برانگیخته در بین اُمّیّون می‌داند[۳۳] و یا آیه ۷ سوره شوری و ۹۲ سوره انعام با این عبارت «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرىٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا» که ظاهر آن‌ها وظیفه پیامبر را تبلیغ برای مکه و اطراف آن معرفی کرده است،[۳۴] نیز از دلایل کسانی است که در جهانی‌بودن دین اسلام تشکیک کرده‌اند. در مقابل، مفسران، این تعبیر را ناظر به مرحله‌ای‌بودن دعوت اسلامی می‌دانند نه این که مأموریت پیامبر صرفا شهر مکه و اطراف آن باشد،[۳۵] و نیز مفسران متعددی از شیعه و سنی معتقدند منظور از اطراف مکه همه مناطق و همه مردم جهان است.[۳۶] و برخی همین تعبیر را دلیلی برای جهانی‌بودن اسلام دانسته‌اند.[۳۷]

سرنوشت غیرمسلمانان

بر اساس جهانی‌بودن دین اسلام همه انسان‌ها باید تابع شریعت اسلام باشند، بر این اساس این پرسش مطرح شده است که سرنوشت افراد بسیاری که مسلمان نیستند چه می‌شود؟ در متون دینی و آيات قرآن عبارات روشنی وجود دارد که به غیرمسلمان وعده عذاب داده است.[۳۸] اندیشمندان مسلمان معتقدند غیرمسلمانان اگر با آگاهی از حقیقت دین اسلام آن را انکار کنند، شایسته عذاب هستند؛[۳۹] ولی کسانی که از سر ناآگاهی و دست‌نیافتن به حقیقت اسلام، معتقد به ادیان دیگر باشند، جزو جاهلان قاصر و مستضعفان فکری دسته‌بندی شده[۴۰] و به‌باور بسیاری از متکلمان شیعه، مثل خواجه طوسی، ملاصدرا، مجلسی، فیض کاشانی، سبحانی، خوئی و شعرانی خداوند ایشان را مجازات نخواهد کرد[۴۱] و حتی برخی از عالمان مسلمان این افراد را شایسته رفتن به بهشت نیز می‌دانند.[۴۲]

پانویس

  1. مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۵ش، ص۲۸۰.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۲۵۲؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۵، ص۱۷۳.
  3. کریمی، جامعیت قرآن کریم، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۹.
  4. مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۵ش، ص۲۸۱.
  5. سبحانی، الالهیات، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۴۹۲-۴۹۶.
  6. مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ۱۳۹۰ش، ص۶۳.
  7. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۳۴۴.
  8. سبحانی، الالهیات،۱۴۲۳ق، ج۳، ص۴۷۳-۴۷۴.
  9. سبحانی، الالهیات،۱۴۲۳ق، ج۳، ص۴۷۴.
  10. سبحانی، الالهیات،۱۴۲۳ق، ج۳، ص۴۷۴.
  11. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۷، ص۳۶۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۶، ص۴۰۶؛ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۷،‌ ص۲۵۰؛ کریمی، جامعیت قرآن کریم، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۸، ص۹۳؛ طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۸، ص۳۹۶؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۶، ص۳۷۶-۳۷۷.
  13. طباطبایی،‌ المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۵، ص۱۷۴؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲۱، ص۲۶۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۵، ص۸.
  14. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۷، ص۳۹ و ج۱۷، ص۳۶۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۸، ص۹۳؛ کریمی، جامعیت قرآن کریم، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶.
  15. کریمی، جامعیت قرآن کریم، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶.
  16. رازی، روض الجنان و روح الجنان، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۴۱۸.
  17. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،‌۱۳۷۴ش، ج۲، ص۶۴۵-۶۴۶؛ مسجدی و دیگران، «تحلیل انتقادی ادله جورج طرابیشی در نفی جهان‌شمولی رسالت پیامبر اکرم(ص)»، ص۵۲.
  18. مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۵ش، ص۲۸۲؛ شفیعی دارابی و سلطان‌محمدی، «مبانی قرآنی روایی جهانی‌بودن قرآن»، ص۲۱۷؛ مسجدی و دیگران، «تحلیل انتقادی ادله جورج طرابیشی در نفی جهان‌شمولی رسالت پیامبر اکرم(ص)»، ص۴۶.
  19. طباطبایی،‌ المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۴، ص۱۶۰؛ مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ۱۳۹۰ش، ص۷۱؛ سبحانی، الالهیات،۱۴۲۳ق، ج۳، ص۳۷۶؛ کریمی، جامعیت قرآن کریم، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۹.
  20. طباطبایی،‌ المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۷، ص۳۶۰.
  21. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۱۸.
  22. صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۲۵۸.
  23. خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۱، ۱۳۹۴ش، ص۴۱۹-۴۲۰.
  24. مسجدی و دیگران، «تحلیل انتقادی ادله جورج طرابیشی در نفی جهان‌شمولی رسالت پیامبر اکرم(ص)»، ص۴۶.
  25. مسجدی و دیگران، « تحلیل انتقادی ادله جورج طرابیشی در نفی جهان‌شمولی رسالت پیامبر اکرم(ص)»، ص۳۴-۳۵.
  26. طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۹۰-۹۱.
  27. طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۹۶.
  28. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۷،‌ ص۳۵۹.
  29. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۷،‌ ص۳۵۹.
  30. طباطبایی،‌ المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۷، ص۳۶۰.
  31. سبحانی، الالهیات،۱۴۲۳ق، ج۳، ص۴۷۷.
  32. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ۳۵۸.
  33. طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۹۱-۹۵.
  34. طرابیشی، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، ۲۰۱۰م، ص۹۶.
  35. سبحانی، الالهیات،۱۴۲۳ق، ج۳، ص۴۷۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه۷ ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۳۵۸.
  36. مسجدی و دیگران، «تحلیل انتقادی ادله جورج طرابیشی در نفی جهان‌شمولی رسالت پیامبر اکرم(ص)»، ص۴۴.
  37. السبزواری، مواهب الرحمن، ۱۴۳۱ق، ج۱۴، ص۱۵۷.
  38. قدردان قراملکی، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۹.
  39. سبحانی، الایمان و الکفر، ۱۴۱۶ق، ص۹۸؛ قدردان قراملکی، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۹-۲۸۰.
  40. مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۲۹۷.
  41. قدردان قراملکی، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۱.
  42. مطهری، عدل الهی،۱۴۰۲ش، ص۳۱۷؛ قدردان قراملکی، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۸.

منابع

  • خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، قم، انتشارات تعلیم و تربیت اسلامی، ۱۳۹۴ش.
  • رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۱ش.
  • سبحانی، جعفر، الایمان و الکفر فی الکتاب و السنة، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۱۶ق.
  • سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۲۳ق.
  • السبزواری، سید عبدالاعلی، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، قم، دار التفسیر، ۱۴۳۱ق.
  • شفیعی دارابی، سید حسین و فاطمه سلطان‌محمدی، «مبانی قرآنی روایی جهانی‌بودن قرآن»، در مجموعه مقالات برگزیده همایش ملی قرآن کریم؛ جامعیت و جهانی بودن، اصفهان، جامعة المصطفی العالمیه، ۱۳۹۷ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار المعرفة، ۱۴۰۸ق.
  • طرابیشی، جورج، من اسلام القرآن الی اسلام الحدیث، بیروت، دار الساقی، ۲۰۱۰م.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، بی‌تا.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک، ۱۴۳۹ق.
  • قدردان قراملکی، محمدحسن، عدل الهی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،‌ ۱۳۹۱ش.
  • کریمی، مصطفی ،‌جامعیت قرآن کریم: پژوهشی در قلمرو موضوعی قرآن، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،‌ ۱۳۹۰ش.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران،‌ دار محبی الحسین، ۱۴۱۹ق.
  • مسجدی، فاطمه و دیگران، «تحلیل انتقادی ادله جورج طرابیشی در نفی جهان‌شمولی رسالت پیامبر اکرم(ص)»، دوفصلنامه مطالعات قرآن و حدیث، پاییز و زمستان ۱۳۹۷ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، چاپ و نشر بین‌الملل، ۱۳۸۵ش.
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش.
  • مطهری، مرتضی، عدل الهی، تهران، صدرا، ۱۴۰۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.