مقاله نامزد خوبیدگی

آیه تطهیر

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه تطهیر
آیه تطهیر.jpg
آیه تطهیر حک‌شده بر در حرم امام علی(ع)
مشخصات آیه
نام آیه: آیه تطهیر
واقع در سوره: احزاب
شماره آیه: ۳۳
جزء: ۲۲
شأن نزول: دعای پیامبر بر پاکی اهل کساء
مکان نزول: مدینه
موضوع: اعتقادی
درباره: عصمت اهل بیت(ع)

آیه تطهیر (احزاب: ۳۳) به اراده خداوند بر پاکی اهل بیت(ع) از رجس و پلیدی اشاره می‌کند. متکلمان و عالمان دینی شیعی برای اثبات معصوم بودن امامان شیعه(ع) به این آیه استناد می‌کنند.

مفسران درباره مصادیق اهل بیت در این آیه، اختلاف نظر دارند. برخی مصداق آن را امام علی(ع)، حضرت زهرا(س) و حسنین(ع)، گروهی مصداق آن را همسران پیامبر(ص) و برخی نیز اشخاصی که زکات دادن به آنها حرام است را مصداق این آیه دانسته‌اند.

متن آیه

آیه تطهیر به بخشی از آیه سی و سوم سوره احزاب اشاره دارد:

إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً
بی‌گمان، خدا اراده کرده است تا آلودگی را از شما اهل بیت [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

شأن نزول

در برخی احادیث آمده است این آیه در خانه ام سلمه همسر پیامبر(ص)، نازل شده و هنگام نزول آن علاوه بر پیامبر(ص) علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) هم حاضر بودند. در این هنگام پیامبر(ص) پارچه‌ای خیبری (کساء) را که بر آن نشسته بود، بر روی خود و علی(ع) و فاطمه(س) و حسنین(ع) کشید و دست‌ها را به سوی آسمان بالا برد و گفت: "خدایا! اهل بیت من این چهار نفرند. اینان را از هر پلیدی پاک گردان". ام سلمه از پیامبر(ص) پرسید آیا من نیز در شمار اهل بیت(ع) قرار دارم که پیامبر(ص) پاسخ داد تو از همسران رسول خدایی و تو (بر راه) خیر هستی.[۱]

اراده تکوینی خداوند بر عصمت اهل بیت

مقام عصمت يك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پيامبران و امامان، به خاطر مسئوليت سنگين رهبرى به آنها عطا شده است[۲] که آن‌ها را از هر باطلى، چه عقايد و چه اعمال حفظ مى‌‏كند.[۳] این آیه به دلیل قسمت دوم آن به «آیه تطهیر» شهرت دارد[۴] و بر پاکی و عصمت اهل بیت دلالت می‌کند.[۵]

در تبیین این دلالت گفته شده در عبارت شریفه « یُرِیدُ اللهُ » مراد اراده تكوينى است که مربوط به خواست خداوند در عالم تكوين یعنی خلقت است، نه اراده تشریعی که به افعال مخلوقات تعلق مى‏ گيرد و منشا تكاليف دينى و منشا متوجه ساختن آن تكاليف به مكلفين است[۶] و چون خدا به همه این دستور داده است تا پاك و با تقوا باشند، دیگر چنین خواستی از اهل بیت مزيتى براى آن‌ها نخواهد بود، زيرا همه مكلفان مشمول اين فرمانند. [۷]

از سوی دیگر یکی از اهل بیت خود پیامبر اکرم می‌باشد و با اينكه آن جناب معصوم است، ديگر معنا ندارد كه خدا از او تقوى بخواهد. لذا معناى آيه چنین خواهد بود كه خداى سبحان مستمرا و دائما اراده دارد شما را به اين موهبت يعنى موهبت عصمت اختصاص دهد به اين طريق كه اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما اهل بيت ببرد، و در جاى آن عصمتى بياورد كه حتى اثرى از آن اعتقاد باطل و عمل زشت در دلهايتان باقى نگذارد.[۸]

درباره اینکه چگونه آیه تطهیر بر طهارت و پاکی اهل بیت دلالت می‌کند گفته شده است:

  • واژه "إِنَّما" به تصریح لغت‌شناسان، برای انحصار است؛ بنابراین نشان می‌دهد اراده الهی مخصوصاً به پاکی اهل بیت تعلق گرفته است.
  • عبارت «عنکم» بر واژه «الرجس» مقّدم شده ـ و بنابر قاعده تقدیم جار و مجرور بر مفعولٌ‌به، بر این انحصار و اختصاص تأکید می‌کند.
  • عبارت «یطهّرکُم» (شما را پاک کرد) در پی «لِیذهِبَ عَنکُم‌الرّجسَ» نیز تأکیدی بر طهارت و پاکیزگی به دنبال دور شدن پلیدی‌ها است.
  • واژه «تَطهِیرًا» نیز مفعول مطلق است و تأکیدی دیگر برای طهارت به شمار می‌رود.
  • «الرِجسَ» (پلیدی) نیز به دلیل اینکه با «الف و لام جنس» آمده است، شامل هرگونه پلیدی فکری و عملی اعمّ از شرک، کُفر، نفاق، جهل و گناه می‌شود.[۹] و چنين ازاله و برطرف کردنى با عصمت الهى منطبق مى‏‌شود كه انسان را از هر باطلى، چه عقايد و چه اعمال حفظ مى‌‏كند. [۱۰]

معنای رجس

درباره معنای «رجس» مفسران اختلاف نظر دارند و برای آن معانی مختلفی ذکر کرده‌اند، از جمله: گناه، فسق، شیطان، شرک، شک، بخل، طمع، هوای نفس و بدعت.[۱۱] علامه طباطبايی بر آن است که رجس- به كسره را، و سكون جيم- صفتى است از ماده رجاست، يعنى پليدى و قذارت. پليدى و قذارت هياتى است در نفس آدمى، كه او را وادار به اجتناب و نفرت مى‏‌نمايد، مانند پليدى رذائل. چنان که در آیه شریفه: وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ[ سوره انعام–۱۲۵] آمده است. و نيز هياتى است در ظاهر موجود پليد، كه باز آدمى از آن نفرت مى‏‌نمايد مانند پليدى خوك که فرمود: أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ [ سوره انعام–۱۴۵] [۱۲]

پس اين كلمه به هر معنا كه باشد نسبت به انسان عبارت است از ادراكى نفسانى و اثرى شعورى، كه از علاقه و بستگى قلب به اعتقادى باطل، يا عملى زشت حاصل مى‏‌شود، وقتى مى‌‏گوييم (انسان پليد، يعنى انسانى كه به خاطر دل بستگى به عقايد باطل، يا عمل باطل دلش دچار پليدى شده است.[۱۳]

در برخی منابع شیعه و اهل سنت آمده که پیامبر(ص) در توضیح این آیه گفته‌اند: «من و اهل بیتم از گناه طاهریم.»[۱۴] حضرت علی(ع) نیز در ماجرای فدک با استناد به این آیه منزه بودن از گناه حضرت زهرا(س) را اثبات می‌نماید.[۱۵]

مصداق اهل بیت

مفسران درباره مصادیق اهل بیت در این آیه، اختلاف نظر دارند. برخی مصداق آن را امام علی(ع)، حضرت زهرا(س)و حسنین(ع) و گروهی مصداق آن را همسران پیامبر(ص) یا اشخاصی که زکات دادن به آنها حرام است، دانسته‌اند.[۱۶] برخی از این نظرات بدین شرح است:

نظر اول: بسیاری از صحابه، مراد از اهل بیت را علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) دانسته‌اند. انس بن مالک، ابوسعید خُدْری، ام سلمه، عایشه، سعدبن ابی وقّاص، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عباس، به این نظر معتقد هستند. از امامان شیعه(ع) نیز احادیثی در تأیید این نظر نقل شده است.[۱۷]

مفسران شیعه از جمله طبرسی و علامه طباطبایی نیز معتقدند، این آیه در شأن اصحاب کساء نازل شده و در میان شیعیان به حد تواتر رسیده است.[۱۸] همچنین، از امامان شیعه احادیثی نقل شده است که اهل بیت(ع) علاوه بر پنج تن، دیگر امامان شیعه نیز هستند.[۱۹]

طبق چندین روایت از کتاب مسند احمد بن حنبل، پیامبر(ص)، مصداق آیه تطهیر را فاطمه(س)، علی(ع) و فرزندانش بیان کرده است.[۲۰] احمد بن حنبل همچنین در فضائل الصحابه، روایت می‌کند که پیامبر(ص) به مدت ۶ ماه هنگام خروج برای نماز صبح، به در خانه فاطمه(س) که می‌رسید صدا می‌کرد:‌ای اهل بیت! نماز! نماز!‌ای اهل بیت! «خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند».[۲۱]

ابن کثیر، از علمای اهل سنت نیز، در تفسیر آیه تطهیر، روایتی از امام حسن (ع) نقل می‌کند که وی بر منبر گفته است: «ما آن اهل بیتی هستیم که خدا درباره‌شان این آیه را فرموده است». ابن کثیر همچنین از امام سجاد(ع) نیز نقل می‌کند که در پاسخ مردی از شام گفته است: «ما مصداق این اهل بیتیم».[۲۲]

نظر دوم: به باور برخی، مراد از اهل بیت، همسران پیامبر(ص) هستند؛ زیرا سیاق آیه در بیان احوال ایشان است. از عِکْرِمَه مولای ابن عباس و مقاتل بن سلیمان احادیثی با این مضمون نقل شده است؛[۲۳] ولی مفسران شیعی معتقدند، طبق ظاهر آیه تطهیر، مراد از اهل بیت(ع)، علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(ع) هستند، زیرا اگر منظور همسران پیامبر باشد، باید به جای "عَنکُم"، "عَنکُنَّ" و به جای "یطَهِّرَکُم"، "یطَهِّرَکُنَّ" می‌آمد.[۲۴] چرا که هيچ‌گاه صحيح نيست ضمير مردان را به زنان ارجاع داد. [۲۵]

مفسران شیعی همچنین در پاسخ به این پرسش که چگونه در این سوره، وسط بیان وظایف زنان پیامبر(ص) مطلبی گفته شده که شامل زنان پیامبر(ص) نمی‌شود، گفته‌اند؛ این گونه سخن گفتن، در روش فصیحان عرب، شناخته شده است و در قرآن به آیات فراوان برمی‌خوریم که در کنار هم قرار دارند، ولی از موضوعات گوناگونی سخن می‌گویند و از روایات استفاده می‌شود که این بخش جداگانه نازل شده، ولی هنگام گردآوری قرآن در کنار هم قرار داده شده است.[۲۶]

نیز باید خاطر نشان کرد هيچ يك از همسران پيامبر، ادعا نكرد كه من در زمره اهل بيت عليهم السلام هستم و الا به ویژه در نزاع‏‌هايى كه با ديگران پيدا مى‌‏كردند به آن تمسك مى‏‌كردند. مورخین نیز چنین ادعایی را ثبت نکرده‌اند. بلکه آنان از لغزش‌های برخی از همسران پیامبر به خصوص بعد از رحلت آن حضرت پیامبر گزارش‌های متعددی ذکر کرده‌اند.

نظر سوم: زید بن اَرْقَم، صحابی پیامبر(ص)، با مردود دانستن شمول آیه نسبت به همسران پیامبر٬ معتقد است مراد از اهل بیت کسانی هستند که خداوند زکات دادن به آنان را حرام گردانیده است و آنان از نزدیکان پیامبر(ص)، از قبیل آل علی و آل عقیل و آل جعفر بن ابی طالب هستند و منظور از تطهیر، پاک گردانیدن از دریافت و مصرف صدقه و زکات، است.[۲۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. نگاه کنید به: ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ، ص۶۹۹؛ صدوق، معانی الاخبار، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۰۳؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۲؛ ابن ابی‌حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۳۱۳۳.
  2. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۳۰۴
  3. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۱۳
  4. راضی، سبیل النجاة فی تتمة المراجعات، بیروت، ص۷.
  5. طوسی، التبیان، دار احیاء‌التراث العربی، ج۸، ص۳۴۰.
  6. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۱۲
  7. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش٬ ج‏۱۷، ص۳۰۴
  8. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۱۲
  9. راضی، سبیل النجاة فی تتمة المراجعات، بیروت، ص۷.
  10. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۲۱۲
  11. صدوق، معانی الاخبار، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۸.
  12. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۲۱۲
  13. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۱۲
  14. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۹۵ق، ج۱، ص۱۷۱؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۲۰۸.
  15. طبری، کامل بهائی، ۱۳۸۳ش، ص:۲۵۶.
  16. ابن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ق، ج ۳، ص۷۹۸؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج ۱۳، ص۷۲؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ق، ج۳، ص۷۹۹؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۹؛ بن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ق، ج ۳، ص۷۹۸؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۸.
  17. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج ۱۳، ص۷۲؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ق، ج۳، ص۷۹۹؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۹.
  18. ابن حکم، تفسیر الحبری، ۱۴۰۸ق، ص۲۹۷-۳۱۱؛ طبرسی، مجمع البیان، مؤسسه الاعلمی، ج۸، ص ۱۵۵-۱۵۷؛ طباطبائی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۳۱۱.
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۲۳؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۳۴.
  20. ابن حنبل، مسند، دار الصادر، ج۱، ص۳۳۱؛ ج۴، ص۱۰۷؛ ج۶، ص۲۹۲.
  21. ابن حنبل، فضائل الصحابة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۷۶۱.
  22. ابن کثیر دمشقی، تفسیر القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص۳۷۱.
  23. ابن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ق، ج ۳، ص۷۹۸؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۸.
  24. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۴، ص۱۸۳؛ حسینی طهرانی، مهرتابان، ۱۴۰۲ق، ص۲۹۰-۲۹۲.
  25. طباطبائی٬ تفسير الميزان٬ ۱۴۱۷ق٬ ج‏۱۶ ٬ ص۳۱۰
  26. طبرسی، مجمع البیان، مؤسسة الاعلمی، ج۸، ص۵۶۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۳۱۱.
  27. مسلم، صحیح مسلم، دار الفکر، ج۲، ص۱۸۷۴؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ق، ج۳، ص۸۰۲؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۸.

منابع

  • قرآن کریم.
  • ابن حکم، تفسیر الحبری، تحقیق محمدرضا حسینی، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۰۸ق.
  • ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • ابن حنبل، احمد بن محمد، فضائل الصحابة، تحقیق وصی الله بن محمدعباس، مکة، جامعة ام القری، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • ابن عطیه‌اندلسی، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق عبدالسلام عبدالشافی،‌ بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
  • ابن کثیر الدمشقی، اسماعیل بن عمر، تفسیر القران العظیم، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشلی، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۷۵ق.
  • ابن کثیر الدمشقی، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق محمدحسین شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • بیهقی، احمد بن الحسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق عبد المعطی قلعجی، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۵ق.
  • ‏‏ترمذی، محمّد بن عیسی، سنن الترمذی، تحقیق و تصحیح عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، دارالفکر،‏‎ ‎‏چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • حسینی طهرانی، محمد حسین، مهرتابان، تهران، باقر العلوم، ۱۴۰۲ق.
  • راضی، حسین، سبیل النجاة فی تتمة المراجعات، تحقیق حسین الراضی، بیروت، بی نا، بی تا.
  • شوشتری، قاضی نور الله، الصوارم المهرقة فی نقد الصواعق المحرقة، مصحح جلال الدین حسینی ارموی، تهران، نشر مشعر، ۱۳۸۵ش.
  • شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایه و الدرایه من علم التفسیر، بیروت، عالم الکتب، بی تا.
  • صدوق، محمد بن‌ علی، معانی الأخبار، تحقیق علی اکبر‌ غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم م‍ح‍م‍د ب‍اق‍ر م‍وس‍وی‌ ه‍م‍دان‍ی‌، ق‍م‌، دفتر انتشارات اسلامی‏‫، ۱۳۷۴ش.
  • طباطبايى٬ سيد محمد حسين٬ الميزان فى تفسير القرآن٬ قم٬ دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم٬ ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، تحقیق محمدباقر موسوی خرسانی، نجف، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق.
  • طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، بیروت، موسسه الاعلمی، بی تا.
  • طبری، عمادالدین، کامل بهائی، مرتضوی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی، چاپ اول، بی‌تا.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مسلم بن الحجاج النیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا.
  • مقریزی،أحمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۲۰.
  • مفید، محمد بن محمد، المسائل العُکبریة، تحقیق علی اکبر الهی خراسانی، قم، ال‍م‍ؤت‍م‍ر ال‍ع‍ال‍م‍ی‌ لال‍ف‍ی‍ه‌ ال‍ش‍ی‍خ‌ ال‍م‍ف‍ی‍د، ۱۴۱۳ق‌.
  • مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه٬ چ سى و دوم، ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون