اراده تشریعی

مقاله قابل قبول
بدون جعبه اطلاعات
از ویکی شیعه

اراده تشریعی از اقسام اراده الهی و از صفات خدا به معنای اراده شارع و قانون‌گذار بر انجام کاری از سوی مکلفان مختار است. برخی آن را علم به مصحلت در افعال اختیاری مکلفان تعریف کرده‌اند‌، گروهی نیز، آن را شوق و رغبت به صدور فعلی از شخص دیگری با اختیار خودش دانسته‌اند.

اراده تشریعی در آیات قرآن فراوان به کار رفته است. منظور از اراده در آیه ۱۸۵ سوره بقره، آيه اول و ششم سوره مائده و آیه هفتم سوره انفال، اراده تشریعی دانسته شده است. از اراده تشریعی در کلام اسلامی، اصول فقه و تفسیر سخن گفته شده است.

اراده تشریعی در مقابل اراده تکوینی قرار دارد. در تفاوت آن دو گفته شده، اراده تشریعی به فعل دیگری تعلق می‌گیرد؛ اما متعلق اراده تکوینی، فعل شخص اراده کننده است. در اراده تشریعی، امکان تخلف اراده از آنچه اراده شده است، وجود دارد؛ ولی در اراده تکوینی خدا، هر آنچه اراده شود، حتماً به وقوع می‌پیوندد. اراده تشریعی برخلاف اراده تکوینی فقط به افعال اختیاری تعلق می‌گیرد.

گفته شده محمدحسین غروی اصفهانی، اراده تشریعی خداوند در احکام و تکالیف شرعی را محال می‌دانست که مورد نقد قرار گرفته است.

تعریف

اراده الهی به تشریعی و تکوینی تقسیم شده است.[۱] برای اراده تشریعی سه تعریف ذکر شده است:[۲]

  1. تعریف به علم به مصلحت: برخی همچون آخوند خراسانی در کفایة الاصول، اراده تشریعی را علم به مصلحت در افعال اختیاری مکلفان تعریف کرده‌اند که براساس آن دستورات الهی صورت می‌گیرد.[۳] این تعریف را به مشهور فلاسفه نسبت داده‌اند.[۴] آیت الله مکارم شیرازی، با تقسیم اراده به ذاتی و فعلی، علم خدا به مصلحت بندگان در احکام و قوانین شرعی را اراده ذاتی و اراده الهی بر وجوب واجبات و حرمت محرمات را اراده فعلی دانسته است. از دیدگاه او، اراده تشریعی سرچشمه دستورات و احکام الهی (واجبات و محرمات) و به تعبیری عین آنها است.[۵]
  2. تعریف به جَعْل احکام: از نظر عده‌ای مانند آیت الله مشکینی، اراده تشریعی آن است که کسی اراده کند شخص دیگری عملی را به اراده و اختیار خودش انجام دهد؛ مانند اراده تشریعی خداوند به انجام دادن واجبات و عبادات توسط بندگانش یا اراده یک فرد به انجام فعلی از سوی فرزند یا خادمش بدون اجبار.[۶] به تعبیر آیت الله سبحانی، اگر اراده الهی به تشریع و جعل احکام تعلق بگیرد، اراده تشریعی نامیده می‌شود.[۷]
  3. گفته شده دیدگاه برخی از فلاسفه و ظاهر عبارات آیت الله خویی این است که اگر اراده به معنای شوق و رغبت باشد،‌ اراده تشریعی به معنای شوق و رغبت به صدور فعلی از شخص دیگری با اختیار خودش است مانند اراده یا شوق خداوند به صدور واجبات از مکلفان مختار؛ اما اگر اراده به معنای قصد و تصمیم بر انجام فعلی باشد، در این صورت اراده فقط به معنای اراده تکوینی خواهد بود و تقسیم اراده به تکوینی و تشریعی صحیح نیست مگر به لحاظ فعلی که اراده به آن تعلق می‌گیرد.[۸]

به گفته آیت الله سبحانی، اراده تشریعی، اختیار انسان را سلب نمی‌کند. ازاین‌رو، بندگان به دو گروه فرمان‌بر و نافرمان تقسیم می‌شوند.[۹]

اراده تشریعی خدا گسترده است و همه مکلفان را دربرمی‌گیرد.[۱۰] گفته شده اراده تشریعی مختص خداوند نیست و انسانِ دارای مقام و منصب نیز دارای اراده تشریعی است؛‌ مانند فرماندهی که در جنگ، فرمان جنگ صادر می‌کند.[۱۱]

جایگاه

به گفته آیت الله مکارم شیرازی، اراده تشریعی در آیات قرآن فراوان به کار رفته است.[۱۲] از جمله این آیات، آیه ۱۸۵ سوره بقره «...یُرِیدُ اللَّـهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ...؛ خدا برای شما آسانی می‏خواهد و برای شما دشواری نمی‏‌خواهد» است که درباره قانون‌گذاری احکام و معاف بودن مسافران و بیماران از روزه ماه رمضان بوده و در آن اراده تشریعی خداوند به راحتی و آسایش مکلفان تعلق گرفته است.[۱۳]

مراد از اراده در آيه اول سوره مائده «إنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ ما یُریدُ؛ خداوند هرچه را بخواهد (و مصلحت باشد) حکم می‌کند» نیز وسعت اراده تشریعی خدا دانسته شده است.[۱۴] اراده در آیه ۶ سوره مائده[۱۵] و آیه ۷ سوره انفال[۱۶] نیز اراده تشریعی دانسته شده است.

از اراده تشریعی در اصول فقه،[۱۷] کلام اسلامی[۱۸] و تفاسیر[۱۹] بحث شده است.

تفاوت با اراده تکوینی

نوشتار اصلی: اراده تکوینی

در تفاوت میان اراده تشریعی و تکوینی وجوهی بیان شده است[۲۰] که برخی از آنها عبارتند از:

  • در اراده تکوینی، اراده به صورت مستقیم و بدون واسطه به انجام عملی تعلق می‌گیرد؛ اما در اراده تشریعی واسطه وجود دارد. اراده تشریعی به فعل شخص دیگر(با قید اختیار) تعلق می‌گیرد؛ اما متعلق اراده تکوینی، فعل شخص اراده کننده است.[۲۱]
  • در اراده تشریعی، با توجه به اینکه اراده به فعل شخص مختار تعلق می‌گیرد، امکان تخلف اراده از آنچه اراده شده است، وجود دارد؛ بلکه گفته شده در موارد بسیاری نیز چنین تخلفی صورت گرفته است مانند نافرمانی بندگان و ترک طاعات و واجبات دینی از سوی آنان؛ اما در اراده تکوینی، تخلف اراده از امر اراده شده، عقلاً محال است و ضرورتاً هر آنچه اراده شود، به وقوع می‌پیوندد.[۲۲]
  • اراده تشریعی، فقط به افعال اختیاری دیگران تعلق می‌گیرد؛ اما در اراده تکوینی، اختیار یا اجبار تفاوتی ندارد.[۲۳] سید حسن موسوی بجنوردی، فقیه شیعی در قرن چهاردهم قمری، اراده تشریعی و تکوینی را دارای یک حقیقت دانسته، فرق آنها را در متعلق دو اراده می‌داند. از نظر او، اراده تشریعی، فقط به افعال اختیاری دیگران تعلق می‌گیرد؛ ولی اراده تکوینی به فعل خود اراده کننده یا غیر تعلق می‌گیرد بدون فرق در اینکه با میل و اختیار باشد یا با اکراه.[۲۴]

انکار اراده تشریعی

گفته شده محمدحسین غروی اصفهانی، مشهور به کمپانی، فقیه، اصولی و فیلسوف قرن چهاردهم قمری، اراده تشریعی خداوند در احکام و تکالیف شرعی را محال می‌دانست. دلیل وی این است: اگر در اراده تشریعی که به افعال غیر تعلق می‌گیرد، فایده‌ای باشد که به اراده کننده برسد، در این صورت، فعل دیگری، غیراختیاری می‌شود؛ اما اگر اراده تشریعی به فعلی که فایده‌ای برای اراده کننده ندارد، تعلق گیرد، در این صورت محال است که شوق و اراده به آن فعل تعلق بگیرد. از آنجا که خدا بی‌نیاز مطلق است، اراده تشریعی در حق او محال است.[۲۵] این دیدگاه مورد نقد قرار گرفته است.[۲۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۲۶.
  2. نگاه کنید به: بحرانی، معجم الاصولی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۰۵ و ۱۰۶.
  3. نگاه کنید به: خراسانی، کفایة‌الاصول، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۶۷ و۶۸؛ محمدی، شرح کشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۰.
  4. بحرانی، معجم الاصولی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۰۵.
  5. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۶۸.
  6. مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۲۹؛ موسوی بجنوردی، منتهی الاصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۲.
  7. سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۲۶.
  8. بحرانی، معجم الاصولی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۰۵ و ۱۰۶.
  9. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۱۰، ص۲۵۳.
  10. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۱۰، ص۲۵۴.
  11. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۳۶۱.
  12. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۵۳ و ۱۶۹.
  13. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۶۱؛ محمدی، شرح کشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۰.
  14. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۶۱ و۱۶۲.
  15. سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۲۶.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۱۰۱.
  17. برای نمونه نگاه کنید به: خراسانی، کفایة‌الاصول، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۶۷ و۶۸؛ موسوی بجنوردی، منتهی الاصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۲؛ بحرانی، معجم الاصولی، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۰۵.
  18. برای نمونه نگاه کنید به: سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۲۶.
  19. برای نمونه نگاه کنید به: مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۶۸؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۱۰، ص۲۵۳.
  20. نگاه کنید به: حکیم، المحکم فی اصول الفقه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۲-۲۷.
  21. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۳۶۰-۳۶۴ و ج۱۰، ص۲۵۳؛ موسوی بجنوردی، منتهی الاصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۳؛ حکیم، المحکم فی اصول الفقه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۳.
  22. مشکینی، اصطلاحات الاصول، ۱۳۷۱ش، ص۲۹؛ موسوی بجنوردی، منتهی الاصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۲ و۱۸۳؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۳۶۰ و۳۶۴ و ج۱۰، ص۲۵۴.
  23. موسوی بجنوردی، منتهی الاصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۳؛ مرکز اطلاعات و منابع اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۱۴۲.
  24. موسوی بجنوردی، منتهی الاصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۸۳.
  25. حکیم، المحکم فی اصول الفقه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۶.
  26. نگاه کنید به: حکیم، المحکم فی اصول الفقه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۷.

منابع

  • بحرانی، محمد صنقور علی، معجم الاصولی، انتشارات نقش، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
  • حکیم، سید محمدسعید طباطبایی، المحکم فی اصول الفقه، قم، مؤسسه المنار، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • خراسانی، محمدکاظم، کفایة‌الاصول، قم، مؤسسه آل البیت(ع) لإحیاء‌التراث، بی‌تا.
  • سبحانی، جعفر، الاهیات على هدی الکتاب و السنة و العقل‏، قم، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، چاپ سوم، ۱۴۱۲ق.
  • ‌ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • محمدی، علی، شرح کشف المراد، قم، دار الفکر، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش.
  • مرکز اطلاعات و منابع اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، قم، نشر الهادی، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم،‌ ۱۳۷۱ش.
  • موسوی بجنوردی، سید حسن، منتهی الاصول، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ اول، ۱۳۷۹ش-۱۴۲۱ق.