آیه وجوب وفا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه وجوب وفا
مشخصات آیه
نام آیه آیه وجوب وفا
واقع در سوره سوره مائده
شماره آیه ۱
جزء ۶
اطلاعات محتوایی
مکان نزول مدینه
موضوع فقهی و اخلاقی
درباره وجوب وفای به عقد و پیمان، اصل لزوم عقود (غیر قابل فسخ بودن)

آیه وجوب وفا (سوره مائده: آیه ۱) حاوی دستور وفا به عهد و پیمان است و پس از بیان حکم خوردن گوشت چارپایان، تصریح کرده است که خداوند به هرچه بخواهد حکم می‌کند. به گفته فقها، این آیه بیانگر وجوب وفای به عهد و اصل الزامی‌بودن عهد و پیمان است. از دیدگاه آنان خدا وفا کردن به هر توافقی كه در عرف، عقد و پيمان محسوب شود را واجب کرده است.

مشهور فقها آیه وجوب وفای به عقد را در جایی جاری می‌دانند که اطمینان بر صحیح بودن عقد از نظر شرعی وجود داشته باشد؛ اگرچه درباره غیر قابل فسخ بودن آن تردید وجود دارد. به باور فقها وجوب وفای به عقد در عقدهای غیرصحیح از نظر شریعت اسلام یا عقدهای مشکوک جاری نمی‌شود.

از نظر فقها آیه وجوب وفا متضمن حکم تکلیفیِ وجوب وفای به عقد است؛ ولی در اینکه آیا لزوماً به‌معنای حکم وضعی، یعنی غیر قابل فسخ بودن عقد است یا نه، اختلاف است. به گفته فقها اگر این آیه به‌معنای غیر قابل فسخ بودن عقد باشد، قاعده اصالة اللزوم از آن استخراج می‌شود و می‌توان در موارد تردید بین لازم‌الاجرا بودن یا لازم‌الاجرا نبودن عقد، با استناد به آن، اصل را بر لازم‌الاجرا بودن عقد قرار داد.

متن و ترجمه

آیه اول سوره مائده را به‌اعتبار ابتدای آن، آیه وجوب وفای به عقد نامیده‌‌اند.[۱]

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ۚ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ ۗ إِنَّ اللَّـهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، به قراردادها[ى خود] وفا كنيد. براى شما [گوشت‌] چارپايان حلال گرديده، جز آنچه [حكمش‌] بر شما خوانده مى‌شود، در حالى كه نبايد شكار را در حال احرام، حلال بشمريد. خدا هر چه بخواهد فرمان مى‌دهد.

مفهوم‌شناسی عقد

برای عقود معانی مختلفی ارائه شده است؛ عده‌ای عقد را به‌معنای عهد گرفته‌اند، به این معنا که بین دو چیز چنان جمع شود که جدا کردن‌شان سخت باشد.[۲] در مقابل، گفته شده بین معنای عقد و عهد تفاوت وجود دارد؛ در مفهوم عقد، استحكام بخشيدن و بستن نهفته است و اين معنا محقق نمى‌شود مگر بين دو طرف، ولی عهد يک‌طرفه نيز تحقق پيدا مى‌كند؛ از اين رو، عقد را عهد مؤكّد تعريف كرده‌اند.[۳] بنابراين، هر عقدى عهد است؛ ولی هر عهدى عقد نيست.

عقد در اصطلاح فقه، عبارت است از اين‌كه دو نفر با ايجاب و قبول، ملتزم و متعهد شوند کاری را انجام دهند که هر دو بر آن توافق کرده‌اند.[۴] بر این اساس، این مفهوم هم شامل عقدهایی است که خدا با بنده‌های خود در ضمن الزام به تکالیفی با آنها بسته و هم شامل عقودی است که مردم بین خودشان بسته‌اند.[۵]

به گفته شهید ثانی، عده‌ای از فقها، عقود را مخصوص عقود لازم یا عقدهای غیرقابل فسخ دانسته‌اند و عقود جایز یا همان عقدهای قابل فسخ را از مصادیق این آیه نمی‌دانند. شهید ثانی این نظریه را نپذیرفته و کلمه «العقود» را در این آیه، کلمه عام و شامل همه نوع عقد دانسته است. به باور او عدم دلالت این آیه بر عقود قابل فسخ (جایز) ناشی از دلیل خاصی است که در شریعت اسلامی آمده و عقود جایز را از شمول آیه خارج کرده است.[۶] بعضی از فقها نیز مراد از عقود در آیه را بسیار محدود کرده و آن را به عقد بیع (خرید و فروش) اختصاص داده‌اند.[۷]

نکات تفسیری

آیه وجوب وفای به عقد از آیات الاحکام شمرده شده است؛[۸] چرا که وفاداری به تمام پیمان‌ها را لازم می‌داند، یعنی هر نوع پیمان و معاهده‌ای که بین دو یا چند نفر منعقد شود لازم‌الاجرا است.[۹]

کاربرد فقهی آیه

مشهور فقها، این آیه و اصل لزوم را تنها درباره عقدی جاری می‌دانند که صحیح شرعی باشد نه عقد فاسد؛ چراکه هیچ کس بر عقد فاسد ملتزم نمی‌گردد. [۱۰]

بنابراین کاربرد فقهی این آیه از نظر مشهور این است که اگر شک در مشروع بودن عقدی داشته باشیم، مثلاً ندانيم رباى بين فرزند و مادرش صحيح است يا خير، يا شک در حليت و حرمت كارى داشته باشیم، مثلاً حلال بودن سيگار كشيدن، نمى‌توان به این آیه تمسک نمود و صحیح بودن آن معامله ربوی و یا حلال بودن سیگار کشیدن را ثابت کرد، بلکه هر امرى كه مشروعيت آن، قبل از عقد و قرارداد ثابت شده باشد، آیه «أَوفُوا بالعُقُود» لازم‌الاجرا بودن آن را بیان مى‌کند.[۱۱]

با این حال، از ناحيه ديگرى مى‌توان به «أَوفُوا بالعُقُود» تمسك جُست و صحت آن عقد را ثابت نمود و آن، مواردى است كه شک ما در اسباب شرعى عقد باشد، مثلاً ما از خارج مى‌دانيم كه فلان معامله مشروع است، ولی نمى‌دانيم كه آيا از نظر شرعى صيغۀ آن حتماً مى‌بايست عربى باشد يا اينكه مثل عقد فارسى و تركى و... نیز کافی است؟ در اينجا با تمسک به «أَوفُوا بالعُقُود» گفته می‌شود عربى بودن معتبر نيست.[۱۲]

پانویس

  1. شهیدی، ‌هدایة الطالب، دار الکتاب، ج۲، ص۲۹۸؛ مظفر، حاشية المکاسب، نشر حبيب، ص۴۷؛ تبریزی، إرشاد الطالب، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۵۱؛ طباطبایی قمی، الغایة القصوی، کتاب المضاربة، ۱۴۲۳ق، ص۱۱۷؛ میلانی، کتاب البيع، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۸۷.
  2. فاضل، مسالک الأفهام، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۸۷.
  3. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۲ق، ج۵، ص۴۱۷.
  4. مروج، اصطلاحات فقهی، ۱۳۷۶ش، ص۳۵۵.
  5. ایروانی، دروس تمهيدية، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۷۳.
  6. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۰، ص۴۳۳
  7. فاضل، مسالک الأفهام، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۸۷.
  8. مغنیه، تفسیر کاشف، ۱۳۸۳ش، ج۳ ص۱۹.
  9. رضائی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۵۷۰.
  10. قطب راوندی، فقه القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۹۳؛ شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ج۱۳، ص۴۴۵۲.
  11. شبیری زنجانی، کتاب نکاح، مؤسسه پژوهشی رای‌‌پرداز، ج۱۳، ص۴۴۵۲.
  12. طباطبایی، المناهل، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ص۱۹۷؛ شبیری زنجانی، کتاب نکاح، مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز، ج۱۳، ص۴۴۵۲.

منابع

  • اسماعیل‌پور قمشه‌ای، محمدعلی، النعم السابغات، قم - ایران، دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۳۹۰ش.
  • انصاری، مرتضی بن محمدامین، المکاسب، قم - ایران، دار الذخائر، ۱۴۱۱ق.
  • ایروانی، باقر، دروس تمهيدية في تفسير آيات الأحکام، قم - ایران، دار الفقه للطباعة و النشر، ۱۳۸۶ش.
  • بجنوردی، حسن، محقق محمدحسین درایتی و مهدی مهریزی، القواعد الفقهیة، قم - ایران، نشر الهادی، ۱۳۷۷ش.
  • تبریزی، جواد، نويسنده مرتضی بن محمدامین انصاری، إرشاد الطالب في شرح المکاسب، قم - ایران، دار الصديقة الشهيدة(س)، ۱۳۸۹ش.
  • حسینی حائری، کاظم، فقه العقود، قم - ایران، مجمع الفکر الإسلامي، ۱۴۲۳ق.
  • خمینی‌، روح الله، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، محرر محمد حسن قدیری، البیع، تهران - ایران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی، ۱۳۷۶ش.
  • رضائی اصفهانی، محمد علی، تفسیر قرآن مهر، قم - ایران، عصر ظهور، ۱۳۳۹ش.
  • روحانی، محمد، محرر عبدالصاحب حکیم، المرتقی إلی الفقه الأرقی، تهران - ایران، دار الجلي (مؤسسة الجليل للتحقيقات الثقافية)، ۱۳۷۸ش.
  • شبیری زنجانی، موسی، موسسه پژوهشی رای پرداز، نويسنده محمد کاظم بن عبد العظیم یزدی، کتاب نکاح، قم - ایران، مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز، بی تا.
  • شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغة / ترجمه انصاريان - قم، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
  • شهید ثانی، زین‌‌الدین بن علی، محقق مؤسسة المعارف الإسلامیة، نويسنده جعفر بن حسن محقق حلی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم - ایران، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • شهیدی تبریزی، میر فتاح، خطاط طاهر خوشنویس، مصحح اح‍م‍د م‍ی‍رزاآق‍ا، نويسنده مرتضی بن محمدامین انصاری، ‌هدایة الطالب إلی أسرار المکاسب، قم - ایران، دار الکتاب، بی تا.
  • طباطبایی قمی، تقی، نويسنده محمد کاظم بن عبد العظیم یزدی، الغایة القصوی في التعلیق علی العروة الوثقی کتاب المضاربة، قم - ایران، محلاتی، ۱۴۲۳ق.
  • فاضل جواد، جواد بن سعید، محشی محمدباقر شریف‌زاده، مصحح محمدتقی کشفی و محمدباقر بهبودی، مسالک الأفهام إلی آیات الأحکام، تهران - ایران، مرتضوی، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش.
  • قطب راوندی، سعید بن هبه‌الله، مصحح احمد حسینی اشکوری، فقه القرآن، قم - ایران، کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ق.
  • مروج، حسین، اصطلاحات فقهی، قم - ایران، بخشايش، ۱۳۷۶ش.
  • مظفر، محمد رضا، محقق جعفر کوثرانی، نويسنده مرتضی بن محمدامین انصاری، حاشية المکاسب، نشر حبيب، بی تا.
  • مغنیه، محمد جواد، ترجمه موسی دانش، تفسیر کاشف، قم - ایران، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
  • مهنا، عبد الله علی، تهيه کننده المکتب الثقافی لتحقیق الکتب، مصحح عبد الله علی مهنا، ‌لسان اللسان، بیروت - لبنان، دار الکتب العلمية، ۱۴۱۳ق.
  • میلانی، محمدهادی، شارح علی حسینی میلانی، کتاب البيع، قم - ایران، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۴۲۳ق.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بيت(ع)، ۱۳۸۲ق.
  • طباطبایی، محمد بن علی، المناهل، قم - ایران، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، بی تا.