مقاله نامزد خوبیدگی

واقعه هجوم به خانه حضرت فاطمه(س)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
واقعه هجوم به خانه حضرت فاطمه(س)
زمان ۱۱ق
دوره خلافت ابوبکر
مکان مدینه - خانه حضرت فاطمه(س)
علت تحصن برخی از صحابه‌ای که با ابوبکر بیعت نکردند در خانه فاطمه
اهداف بیعت کردن علی(ع) با ابوبکر
عاملان عمر بن خطاب، عبدالرحمان بن عوف و...
پیامدها آتش زدن خانه فاطمه، سقط محسن و شهادت حضرت فاطمه(س)
مرتبط محله بنی‌هاشم، شهادت و تشییع حضرت زهرا

واقعه هجوم به خانه حضرت فاطمه(س) به حضور عمر بن خطاب و همراهانش جلوی خانه حضرت زهرا(س) برای فراخواندن امام علی(ع) و دیگر حاضران در خانه به بیعت با ابوبکر اشاره دارد. منابع شیعه و سنی نقل کرده‌اند در این واقعه، که پس از رحلت پیامبر(ص) (۲۸ صفر ۱۱ق) رخ داد، عمر بن خطاب تهدید کرد اگر اهل خانه بیرون نیایند، خانه را آتش خواهد زد.

در کتاب سلیم بن قیس، اثبات الوصیة و تفسیر عیاشی از منابعِ نخستین شیعه آمده است در این واقعه، که به شکستن و آتش زدن درِ خانه انجامید، جنین فاطمه(س) (محسن) سِقط شد و پس از مدتی، فاطمه(س) به شهادت رسید. منابع اهل سنت آتش زدنِ در و آسیب دیدن فاطمه را انکار کرده و راویان آن را به رافضی بودن متهم کرده‌اند.

نیاز ابوبکر به بیعت امام علی(ع) برای استحکام جایگاه خلافت خود و خودداری علی(ع) از بیعت از عوامل بروز این واقعه دانسته شده است. به گفته محمدهادی یوسفی غروی پژوهشگر تاریخ اسلام این واقعه حدود ۵۰ روز پس از رحلت پیامبر(ص) رخ داده است.

بنابر نقل کتاب سلیم و کتاب الامامة و السیاسة، فاطمه(س) در ملاقاتی که ابوبکر و عمر با او داشتند، با یادآوری حدیث بضعة خدا را گواه گرفت که آن دو نفر او را آزرده و خشمگین کردند. در منابع اهل سنت از ابوبکر نقل شده است که در آخرین لحظات عمرش گفت کاش دستور ورود به خانه فاطمه را نداده بود.

جایگاه و اهمیت

ماجرای هجوم به خانه فاطمه که پس از واقعه سقیفه و با هدف بیعت گرفتن از امام علی(ع) برای خلافت ابوبکر رخ داد،[۱] و به شهادت فاطمه(س) انجامید،[۲] از مسائل تاثیرگذار بر روابط شیعیان و اهل سنت بوده است. برخی از منابع نخستین شیعه همچون کتاب سلیم، اثبات الوصیة، تفسیر عیاشی و دلائل الامامة واقعه هجوم و پیامدهای آن را گزارش کرده‌اند[۳] و در مقابل، منابع اهل سنت آتش زدنِ در و سقط شدن محسن را انکار کرده و راویان آن را رافضی و غیرموثق خوانده‌اند.[۴]

شیعیان در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س) که ایام فاطمیه نامیده می‌شود، برای شهادت حضرت زهرا(س) عزاداری می‌کنند.[۵][۶][۷]

  • جایگاه خانه فاطمه و اهالی آن
نوشتار اصلی: اهل بیت

در روایتی از شیعه و سنی آمده است پیامبر(ص) خانه فاطمه و علی را از بهترین مصادیق خانه‌هایی معرفی می‌کرد که در آیه «فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْ‌فَعَ وَیذْکرَ فِیهَا اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ؛ در خانه‌هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می‌کنند»[۸] از آن سخن گفته شده است.[۹]

در کتاب‌های تفسیر، شأن نزول آیاتی از قرآن مرتبط با اهالی خانه حضرت فاطمه (امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)) دانسته شده است، از جمله آیه اطعام و آیه تطهیر.[نیازمند منبع] در تفسیر آیه «وَأْمُرْ أَهْلَک بِالصَّلَاةِ»[۱۰]، از ابوسعید خدری نقل شده است وقتی این آیه نازل شد، پیامبر(ص) به مدت هشت ماه هر روز هنگام نماز کنار درِ خانه فاطمه می‌آمد و آنان را به نماز فرامی‌خواند و سپس آیه تطهیر را خطاب به آنان تلاوت می‌کرد.[۱۱]

محل کنونی خانه فاطمه(س) در کنار ستون مربعةالقبر (شماره۷ در تصویر)
  • محل خانه فاطمه(س)

به گفته سید محسن امین در اعیان الشیعه، پیامبر برای امام علی(ع) خانه‌ای در کنار مسجدالنبی و در کنار خانه‌های همسران خود ساخت. امام علی(ع) پس از ازدواج با فاطمه(س) خانه‌ای اجاره کرد و با فاطمه(س) مدتی در آن زندگی کردند سپس به همان خانه امام علی بازگشتند و فرزندان‌شان در آن متولد شدند.[۱۲] علی بن احمد سَمهودی عالم اهل سنت (درگذشت ۹۱۱ق) محل خانه حضرت فاطمه را کنار ستون «مربعة القبر» در مسجد نبوی که «مقام جبرئیل» نیز نامیده می‌شود، دانسته است.[۱۳]

عوامل و زمینه‌ها

پس از رحلت پیامبر(ص)، عده‌ای از مهاجران و انصار در اجتماعی که در سقیفه بنی‌ساعده تشکیل شد، بر خلافت ابوبکر توافق و با او بیعت کردند.[۱۴] به گفته ابن کثیر بیعت با ابوبکر پیش از تدفین پیامبر انجام شد،[۱۵] در همان زمان، امام علی(ع) مشغول تجهیز پیکر پیامبر بود.[۱۶] همچنین پیامبر(ص) در ۱۸ ذی‌الحجة سال دهم هجری در بازگشت از حجة الوداع، علی بن ابی‌طالب(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود.[۱۷] و بنابر نقل منابع شیعه و سنی تعداد زیادی از صحابه در واقعه غدیر شاهد این ماجرا بودند[۱۸] و عمر بن خطاب از کسانی بود که ولایت امام علی(ع) را به او تبریک گفت.[۱۹]

به گفته حسین محمد جعفری مؤلف کتاب تشیع در مسیر تاریخ، بیعت با ابوبکر برای قدرت یافتن او کافی نبود، چون علی(ع) که به اتفاق شیعه و سنی، مهمترین گزینه خلافت در میان خاندان پیامبر بود، و همچنین یاران نزدیک او و بنی‌هاشم از تصمیم اعضای سقیفه بنی‌ساعده خبر نداشنند. از این رو ابوبکر و عمر از ترس واکنش جدی امام علی یا طرفدارانش، آنان را به بیعت فراخواندند و وقتی با خودداری آنان روبه‌رو شدند از زور استفاده کردند.[۲۰]

یکی از عوامل مخالفت با امام علی و کنار گذاشتن او از خلافت، حسادت به فضایل متعدد او دانسته شده است.[۲۱][یادداشت ۱] در روایتی از پیامبر(ص) نیز به این عامل اشاره شده است.[۲۲] همچنین در روایاتی که در منابع شیعه و سنی نقل شده، پیامبر(ص) پیش‌بینی کرده بود که عده‌ای، کینه خود از علی(ع) را پس از رحلت پیامبر آشکار خواهند کرد.[۲۳] از برخی گزارش‌ها برمی‌آید که کینه قریش از امام علی(ع)، که ناشی از کشته شدن بزرگان قریش در غزوات پیامبر مانند غزوه بدر بود، بیشترین نقش را در این مسئله داشته است.[۲۴]

شرح واقعه

بنا بر نقل یعقوبی مورخ قرن سوم، در واقعه سقیفه بنی‌ساعده برخی صحابه همچون عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر و براء بن عازب[۲۵] از بیعت با ابوبکر خودداری کردند. سید مرتضی عسکری تاریخ‌پژوه قرن پانزدهم هجری، به نقل از منابع سیره، تاریخ و حدیث گفته است کسانی که با ابوبکر بیعت نکرده بودند، همراه امام علی(ع) در خانه فاطمه(س) تحصن کردند.[۲۶] طبری طلحه و زبیر را نیز جزو تحصن‌کنندگان نام برده است.[۲۷]

دستور ابوبکر به بیعت‌گرفتن از علی(ع) وهمراهانش

ابوبکر پس از آنکه با او بیعت شد، سراغ برخی از صحابه را گرفت که با او بیعت نکرده بودند.[۲۸] بر طبق نقل کتاب الامامة و السیاسة منسوب به ابن قتیبه، او در چهار نوبت، عمر و قنفذ را به خانه فاطمه فرستاد تا علی(ع) و کسانی که در خانه او بودند را برای بیعت کردن فرابخوانند.[۲۹] بر اساس این نقل، در نوبت اول، مردانی که در خانه بودند، پس از تهدید عمر بیرون آمدند و بیعت کردند، غیر از امام علی(ع) که گفت سوگند خورده است تا زمانی که قرآن را جمع‌آوری نکرده، از خانه خارج نشود. ابوبکر در نوبت دوم و سوم قنفذ را به خانه فاطمه فرستاد که او نیز پاسخ منفی شنید. در نوبت چهارم عمر همراه عده‌ای به خانه فاطمه رفتند و علی(ع) را بیرون آورد و نزد ابوبکر برد.[۳۰] به گفته محمدهادی یوسفی غروی، پژوهشگر تاریخ اسلام و تشیع، ابوبکر سه بار افرادی را به خانه امام علی(ع) فرستاد و درخواست بیعت کرد. در نوبت اول و دوم امام آنها را بازگرداند و بار سوم خلیفه و طرفدارانش شدت عمل به خرج دادند.[۳۱]

امام علی(ع) درباره حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) فرمود:

و چون خدا فرستاده خود را نزد خویش برد، گروهی به گذشته برگشتند، و با پیمودن راه‌های گوناگون به گمراهی رسیدند، و به دوستانی که خود گزیدند پیوستند، و از خویشاوند گسستند. از وسیلتی که به دوستی آن مامور بودند جدا افتادند، و بنیان را از بن برافکندند، و در جای دیگر بنا نهادند.

نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰، ترجمه شهیدی.

در کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید آمده است وقتی علی(ع) را به سمت مسجد می‌بردند، زبیر که جزو حاضران در خانه فاطمه(س) بود، شمشیر کشید و گفت: ای فرزندان عبدالمطلب! آیا شما زنده‌اید و با علی این گونه برخورد می‌شود؟! او به سمت عمر حمله کرد ولی خالد بن ولید به سمت او سنگی پرتاب کرد و شمشیر از دست او افتاد. عمر شمشیر را برداشت و بر سنگی کوبید و شمشیر شکست.[۳۲] بنابر نقل طبری مورخ قرن سوم، زبیر هنگام بیرون آمدن از خانه فاطمه پایش لغزید و شمشیر از دستش افتاد.[۳۳]

علی(ع) را نزد ابوبکر بردند و او را تهدید کردند که اگر بیعت نکند گردنش زده خواهد شد.[۳۴] در کتاب سلیم آمده است علی(ع) در آن جمع به احتجاج پرداخت و سخنان پیامبر(س) در روز غدیر و موارد دیگر درباره جانشینی علی(ع) را برای حاضران یادآوری کرد، ولی ابوبکر گفت از پیامبر شنیده است که نبوت و خلافت در اهل بیت او جمع نمی‌شود.[۳۵]

به گفته شیخ مفید، امام علی روز سقیفه با ابوبکر بیعت نکرد ولی درباره اینکه آیا بعدها بیعت کرده یا نه، نقل‌های مختلفی وجود دارد، از جمله اینکه پس از چهل روز یا شش ماه یا پس از شهادت فاطمه(س) بیعت کرد. خود شیخ مفید معتقد است که علی(ع) هیچ‌گاه بیعت نکرد.[۳۶] بنابر روایتی وقتی علی(ع) را تهدید کردند که اگر بیعت نکند گردنش زده خواهد شد، عباس عموی پیامبر برای نجات علی(ع) دست او را گرفت و بر دست ابوبکر کشید و آنان نیز علی(ع) را رها کردند،[۳۷] ولی بنابر نقل «الامامة و السیاسة» ابوبکر گفت علی را تا زمانی که فاطمه در کنار اوست، مجبور به بیعت نمی‌کند.[۳۸]

واکنش فاطمه(س)

پس از آنکه فرستادگان ابوبکر در نوبت اول برای بردن علی(ع) و همراهانش به خانه فاطمه آمدند، فاطمه(س) کنار در آمد و فرمود: «هیچ قومی سراغ ندارم که حضورشان بدتر از شما باشد؛ شما جنازه رسول خدا(ص) را در مقابل ما رها کردید و تصمیم خود [درباره خلافت] را گرفتید و نظر ما را نپرسیدید و حق ما را به ما واگذار نکردید.»[۳۹]

در نوبت چهارم که عمر برای بردن امام علی آمد، فاطمه(س) فریاد زد: ای پدر! ای رسول خدا! ما پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه چه‌ها کشیدیم! عده‌ای از همراهان عمر با شنیدن این سخن متأثر شدند و برگشتند.[۴۰]

به گفته یعقوبی فاطمه خطاب به کسانی که به زور وارد خانه‌اش شده بودند گفت: به خدا سوگند اگر بیرون نروید، به سوی خدا فریادِ دادخواهی سر خواهم داد. با این سخن فاطمه همه کسانی که در خانه بودند بیرون رفتند.[۴۱] ابوبکر جوهری (درگذشت ۳۲۳ق) در کتاب «السقیفة و فدک» آورده است وقتی عمر، علی(ع) را به زور از خانه بیرون برد، فاطمه کنار درِ خانه آمد و خطاب به ابوبکر گفت: چه زود بر اهل بیت رسول خدا حمله‌ور شدید! به خدا سوگند با عمر سخن نخواهم گفت تا خدا را ملاقات کنم.[۴۲] در ادامه همین خبر آمده است ابوبکر بعدها نزد فاطمه(س) رفت و برای عمر شفاعت کرد و فاطمه از او راضی شد.[۴۳] با این حال بر پایه روایتی که در صحیح بخاری آمده حضرت فاطمه از ابوبکر به دلیل مصادره فدک خشمگین نیز بود و تا زنده بود از او راضی نشد و با او سخن نگفت.[۴۴]

در تفسیر عیاشی نیز آمده است وقتی علی(ع) را از خانه بیرون بردند، فاطمه(س) دست حسنین(ع) را گرفت و نزد ابوبکر رفت و گفت اگر علی را رها نکنید نزد قبر پیامبر خواهم رفت و با موی پریشان به خدا شکایت خواهم برد. امام علی(ع) سلمان را نزد فاطمه(س) فرستاد تا او را از این کار بازدارد. فاطمه چون پیام علی(ع) را شنید به خانه بازگشت.[۴۵]

تهدید به آتش زدن خانه

عمر بن خطاب به فرمان ابوبکر به خانه فاطمه آمد تا علی(ع) و همراهانش را برای بیعت ببرد. وقتی او با خودداری اهالی خانه روبه‌رو شد، دستور جمع‌آوری هیزم داد و تهدید کرد که خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. تهدید عمر به آتش زدن خانه در برخی منابع اهل سنت مانند العقد الفرید،[۴۶] تاریخ طبری،[۴۷] انساب الاشراف،[۴۸] المصنَّف،[۴۹] و الامامة و السیاسة[۵۰] نقل شده است. به گفته ابن عبد ربه، ادیب و مورخ قرن سوم و چهارم هجری، ابوبکر به عمر گفت اگر اهل خانه از بیرون آمدن خودداری کردند با آنان بجنگ. عمر در حالی که مشعل آتشی در دست داشت، تهدید کرد اگر اهل خانه بیعت نکنند خانه را آتش خواهد زد.[۵۱] بنابر نقل الامامة و السیاسة وقتی عمر چنین تهدیدی کرد، به او گفتند فاطمه در این خانه است. عمر در پاسخ گفت: اگرچه او در خانه باشد.[۵۲]

در منابع نام برخی کسانی که عمر را در این هجوم همراهی می‌کرده‌اند آمده است، از جمله اُسَید بن حُضَیر، سَلَمَة بن سَلامة بن وقش،[یادداشت ۲] ثابت بن قَیس بن شَمّاس خزرجی‏[۵۳] عبدالرحمان بن عوف، محمد بن مسلمه[۵۴] و زید بن اَسلم.[۵۵]

سید جعفر شهیدی معتقد است تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه، که در انساب الاشراف[۵۶] و العقد الفرید[۵۷] از منابع اهل سنت نقل شده، نمی‌تواند جعلی و ساخته هواخواهان شیعه یا دسته‌های سیاسی موافق آنان باشد، به این دلیل که آنان در سده‌های نخست قدرتی نداشتند و در اقلیت بودند. به‌علاوه این گزارش در منابع مغرب اسلامی که شیعیان در آن حضور نداشتند نیز ثبت شده است.[۵۸] شهیدی بر این باور است که حاضران در سقیفه بیشتر دغدغه حکومت داشته‌اند تا دغدغه دین.[۵۹]

آتش زدنِ در، آسیب دیدن فاطمه و سِقط شدن محسن

در برخی منابع قدیمی شیعه نقل شده است که در واقعه هجوم به خانه فاطمه، درِ خانه را آتش زدند و فاطمه(س) آسیب دید و جنینش سِقط شد. در کتاب سلیم بن قیس آمده است عمر بن خطاب تهدید خود را عملی کرد و درِ خانه فاطمه(س) را آتش زد و وارد خانه شد و وقتی با مقاومت فاطمه(س) روبه‌رو گردید با غلاف شمشیر به پهلوی او زد.[۶۰] همچنین در کتاب اثبات الوصیه منسوب به علی بن حسین مسعودی مورخ قرن چهارم آمده است: «به خانه هجوم بردند و درِ آن را آتش زدند و علی(ع) را به زور بیرون بردند و سرور زنان را پشت در فشار دادند، به طوری که محسن سِقط شد.»[۶۱] در نقل دلائل الامامة آمده است عمر به قنفذ دستور داد فاطمه(س) را بزند.[۶۲]

عیاشی، محدث شیعه در عصر غیبت صغرا نیز گفته است عمر با لگد به درِ خانه، که از شاخه‌های نخل درست شده بود، کوبید و آن را شکست و وارد خانه شد و علی(ع) را کتف بسته بیرون برد.[۶۳]

زمان واقعه

محمدهادی یوسفی غروی پژوهشگر تاریخ اسلام و تشیع بر اساس شواهدی معتقد است زمان هجوم به خانه فاطمه(س) بلافاصله پس از واقعه سقیفه و بیعت با ابوبکر نبوده، بلکه حدود پنجاه روز یا بیشتر پس از رحلت پیامبر(ص) رخ داده است.[۶۴] شاهد اول اینکه فردی به نام بُرَیدة بن حُصَیب اَسلمی که همراه سپاه اسامه به سوی موته رفته بود، پس از بازگشت به مدینه و خبردار شدن از ماجرای سقیفه، همراه با عده‌ای از افراد قبیله خود به طرفداری امام علی(ع) پرداختند و گفتند تا علی بیعت نکند ما بیعت نمی‌کنیم. پس از این ماجرا بود که خلیفه و اطرافیانش به فکر بیعت گرفتن از امام علی افتادند. به گفته یوسفی غروی با توجه به زمان رفت و برگشت سپاه و حوادث قبل و بعد از آن، ماجرای هجوم حدود پنجاه روز پس از رحلت پیامبر رخ داده است.[۶۴] شاهد دیگر آن است که فاطمه(س) پس از غصب فدک، که ده روز بعد از رحلت پیامبر رخ داد، به مسجد رفت و خطبه‌ای خواند که به خطبه فدکیه شهرت یافت. یوسفی غروی از توصیفاتی که درباره چگونگی راه رفتن فاطمه در مسیر حرکت به سوی مسجد نقل شده (از جمله اینکه راه رفتنش هیچ تفاوتی با راه رفتن رسول خدا نداشت) [۶۵] نتیجه گرفته که ماجرای هجوم، قبل از زمان خطبه خواندن فاطمه رخ نداده، زیرا فاطمه با وجود آسیب‌هایی که در اثر هجوم دیده بود نمی‌توانست آن گونه راه برود.[۶۴] شاهد سوم نیز آن است که پس از ماجرای سقیفه و مصادره فدک، امام علی به همراه فاطمه و حسنین شب‌هنگام به درِ خانه مهاجران و انصار رفتند تا از آنان برای بازپس‌گرفتن حقِ خویش یاری طلبند. در صورتی که ماجرای هجوم پیش از این تاریخ رخ داده بود، فاطمه با وجود آسیب‌ها توان همراهی با آنان را نداشت.[۶۴]

پیامدها

برخی از پیامدهای هجوم به خانه فاطمه عبارتند از:

ناخشنودی فاطمه(س) از ابوبکر و عمر

نوشتار اصلی: حدیث بضعة

در کتاب سلیم بن قیس و الامامة و السیاسة و دلائل الامامة آمده است پس از واقعه هجوم به خانه فاطمه، ابوبکر و عمر درصدد عذرخواهی و جلب رضایت فاطمه برآمدند و به ملاقات او رفتند. فاطمه(س) آنها را نپذیرفت ولی آن دو امام علی(ع) را واسطه قرار دادند و با فاطمه دیدار کردند. در این دیدار فاطمه(س) از آن دو روگرداند و این سخن پیامبر(ص) که «فاطمه پاره تن من است، هرکس او را بیازارد مرا آزرده است» به آنها یادآوری کرد سپس گفت من خدا را گواه می‌گیرم که شما دو نفر مرا آزرده و خشمگین کردید.[۶۶]

سقط شدن محسن و شهادت فاطمه(س)

قدیمی‌ترین منبعی که سقط شدن محسن(ع) در ماجرای هجوم به خانه را نقل کرده، کتاب سلیم بن قیس از منابع قرن نخست هجری است و بیشتر منابع بعدی شیعه همچون الاحتجاج تألیف احمد بن علی طبرسی، غایة المرام تألیف سید هاشم بحرانی و بحارالانوار تألیف علامه مجلسی این خبر را به نقل از آن آورده‌اند.[۶۷]

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است علت درگذشت فاطمه(س)، آسیب‌هایی بود که در ماجرای هجوم به خانه بر او وارد شد.[۶۸]

پشیمانی ابوبکر

برخی منابع اهل سنت همچون تاریخ مدینه دمشق[۶۹] تألیف اِبن عَساکِر، اَلمُعْجَمُ الکَبیر[۷۰] تألیف طَبَرانی و تاریخ الاسلام[۷۱] تألیف ذَهَبی آمده است که ابوبکر در آخرین ساعات عمر خود از انجام سه کار ابراز تأسف و پشیمانی کرد و گفت کاش دستور ورود به خانه فاطمه را نداده بود.

دیدگاه اهل سنت

گزارشات مربوط به تهدید عمر بن خطاب به آتش زدن خانه فاطمه(س)، در منابع اهل سنت همچون انساب الاشراف،[۷۲] تاریخ طبری،[۷۳] العقد الفرید،[۷۴] المصنَّف،[۷۵] و الامامة و السیاسة[۷۶]آمده است، ولی مبادرت به آتش زدن درِ خانه و آسیب دیدن فاطمه(س) در اثر فشار در و سقط شدن محسن از سوی آنها انکار شده و راویان این گزارش را متهم به رافضی بودن کرده‌اند.

محمد بن عبدالکریم شهرستانی مِلل و نِحل‌نویس اشعری‌مذهب (درگذشت ۵۴۸ق) در معرفی هذیلیه، یکی از فرقه‌های معتزله، می‌گوید آنها معتقدند عمر در روز بیعت‌گرفتن، به فاطمه آسیب رساند و سبب شد جنین او سقط شود. شهرستانی این گزارش را دروغ می‌خواند.[۷۷]

خلیل بن ایبک صفدی (درگذشت ۷۴۶ق) در الوافی بالوفیات در معرفی ابراهیم بن سیار معروف به نَظّام از بزرگان معتزله، او را متمایل به رافضه می‌داند و از قول او نقل می‌کند که عمر به فاطمه آسیب رسانده و موجب سقط شدن محسن شده است.[۷۸]

شمس‌الدین ذهبی (درگذشت ۷۴۸ق) در سیر اعلام النبلاء در معرفی «ابن ابی‌دارم» محدث قرن چهارم در کوفه، او را امام، حافظ و فاضل می‌خواند، ولی میل به رافضه را عامل موثق نبودن او می‌داند و می‌گوید در اواخر عمرش، مثالبِ (خلفا) برای او خوانده می‌شد، از جمله اینکه عمر به فاطمه آسیب رسانده و سبب سقط شدن جنین او گردیده است. ذهبی به همین دلیل، او را گمراه دانسته است.[۷۹] ابن حجر عسقلانی (درگذشت ۸۵۲ق) نیز در لسان المیزان ابن ابی‌دارم را به خاطر نقل گزارشات مثالب از جمله سقط شدن جنین فاطمه، رافضی و کذاب شمرده است.[۸۰]

پانویس

  1. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  2. طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.
  3. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۵۰؛ مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۴۶؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۶۷.
  4. صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۵؛ ذهبی، سیر اعلا النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۵۷۸؛ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۲۰۰۲م، ج۱، ص۶۰۹.
  5. «ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها در پاکستان‎»، خبرگزاری ایرنا.
  6. «مراسم سوگواری شهادت حضرت فاطمه(س) در جمهوری آذربایجان و تاجیکستان»، رادیو ایران تاجیک.
  7. سوگواری ایام فاطمیه در مرکز اسلامی مرکز اسلامی هامبورگ»، خبرگزاری مهر.
  8. سوره نور، آیه۳۶.
  9. سیوطی، الدر المنثور، دارالفکر، ج۶، ص۲۰۳؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۱۳.
  10. سوره طه، آیه۱۳۲.
  11. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۱۳۶؛ گنجی شافعی، کفایة الطالب، ۱۴۰۴ق، ص۳۷۷.
  12. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۱۳.
  13. سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م، ج۲، ص۴۶.
  14. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق ج۳، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، دار صادر، ج۲، ص۳۲۷.
  15. ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۵، ص۲۴۸.
  16. نگاه کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۱۲.
  17. ابن کثیر، البدیة و النهایة، دارالفکر، ج۵، ص۲۰۹-۲۱۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۲۳۳؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۷۷.
  18. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۳۲.
  19. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۲۸۴؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۷۷.
  20. جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۶ش، ص۶۷-۶۸.
  21. منتظری مقدم، «رشک بر امیرمؤمنان(ع) درآمدی بر روان‌شناسی مناسبات در تاریخ اسلامة»، ص۱۶۸.
  22. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، مؤسسه بعثت، ج۵، ص۳۴۲.
  23. هیثمی، مجمع الزوائد، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۱۱۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، قاهره، ج۱۱، ص۷۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۳۲۳؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۶۷.
  24. برای نمونه نگاه کنید به ابونعیم اصفهانی، معرفة الصحابة، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۸۶؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۲۲۰.
  25. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۱۲۴.
  26. عسکری، سقیفه: بررسی نحوه شکل‌گیری حکومت پس از پیامبر، ۱۳۸۷ش، ص۹۹.
  27. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  28. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  29. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  30. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  31. یوسفی غروی، «تاریخ هجوم به خانه حضرت زهرا»، ص۱۴.
  32. منسوب به شیخ مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۸۶.
  33. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  34. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  35. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۵۳-۱۵۵.
  36. مفید، الفصول المختارة، ۱۴۱۳ق، ص۵۶-۵۷.
  37. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۶۸.
  38. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  39. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱؛ شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۳۳، ص۳۶۰.
  40. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱؛ شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۳۳، ص۳۶۰.
  41. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دارصادر، ج۲، ص۱۲۶.
  42. جوهری، السقیفة و فدک، ۱۴۰۱ق، ص۵۳.
  43. جوهری، السقیفة و فدک، ۱۴۰۱ق، ص۵۳.
  44. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۸، ص۱۴۹، ح۶۷۲۶.
  45. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۶۷.
  46. ابن عبد ربه، العقد الفرید، دارالکتب العلمیة، ج۵، ص۱۳.
  47. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  48. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۵۸۶.
  49. ابن ابی‌شیبه، المصنف، ۱۴۲۵ق، ج۱۳، ص۴۶۹.
  50. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰.
  51. ابن عبد ربه، العقد الفرید،دارالکتب العلمیة، ج۵، ص۱۳.
  52. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.
  53. شیبانی بغدادی، السنّة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۵۵۳؛ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دارصادر ،ج‏۲، ص۱۶۹.
  54. ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۵، ص۲۵۰.
  55. علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۷۱.
  56. بلاذری، انساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۵۸۶.
  57. ابن عبد ربه، العقد الفرید، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۳.
  58. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۹.
  59. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۳ش، ص۱۱۱-۱۱۲.
  60. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۵۰.
  61. مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۴۶.
  62. طبری، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.
  63. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۶۷.
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ ۶۴٫۲ ۶۴٫۳ یوسفی غروی، «تاریخ هجوم به خانه حضرت زهرا»، ص۹-۱۴.
  65. جوهری بصری، السقیفة و فدک، ۱۴۰۱ق، ص۱۰۰.
  66. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۸۶۹؛ ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۱؛ طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴-۱۳۵.
  67. الله‌اکبری، «محسن بن علی(ع)»، ص۶۹.
  68. طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.
  69. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳۰، ص۴۲۲.
  70. طبرانی، المعجم الکبیر، قاهره، ج۱، ص۶۲.
  71. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۱۱۸.
  72. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۵۸۶.
  73. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  74. ابن عبد ربه، العقد الفرید، دارالکتب العلمیة، ج۵، ص۱۳.
  75. ابن ابی‌شیبه، المصنف، ۱۴۲۵ق، ج۱۳، ص۴۶۹.
  76. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰.
  77. شهرستانی، الملل و النحل، دارالمعرفة، ج۱، ص۵۷.
  78. صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۵.
  79. ذهبی، سیر اعلا النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۵۷۸.
  80. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۲۰۰۲م، ج۱، ص۶۰۹.
  1. از خلیل بن احمد فراهیدی پرسیده شد چرا اصحاب پیامبر همگی مانند فرزندان یک مادرند ولی علی در میان آنها مانند فرزند نامادری است؟ او پاسخ داد چون علی در اسلام، شرافت، علم و فضایل اخلاقی از آنان برتر بود و از این‌رو بر او رشک بردند. مردم به کسانی که مانند خودشان باشند تمایل بیشتری دارند. (ابوحیان توحیدی (درگذشت ۴۰۰ق)، البصائر و الذخائر، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۲۴؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۹۳.)
  2. در نقل دیگری سلمة بن اَسلم بن جُرَیش آمده است. (طبری امامی، المسترشد فی الإمامة، ۱۴۱۵ق، ص۳۷۸.)

منابع

  • ابن ابی‌شیبه، عبدالله بن محمد، المصنف، تحقیق محمد لحیدان، ریاض، مکتبة الرشد، ۱۴۲۵ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، دار البشائر الإسلامیة، ۲۰۰۲م.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، الطبعة الاولی، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن عبد ربه، احمد، العقد الفرید، بی‌جا، دار الکتب العلمیة، بی‌تا.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، قم، سید رضی، ۱۴۱۳ق.
  • ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  • ابن هشام، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویة، مصر، شرکة مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی وأولاده، دوم، ۱۳۷۵ق.
  • ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، البصائر و الذخائر، بیروت، دارصادر، ۱۴۰۸ق.
  • ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، معرفة الصحابة، ریاض، دارالوطن للنشر، ۱۴۱۹ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، رضی، ۱۴۲۱ق.
  • الله‌اکبری، محمد، «محسن بن علی(ع)»، مجله طلوع، سال هشتم، شماره ۲۹، ۱۳۸۸ش.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳ق.
  • «ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها در پاکستان‎»، خبرگزاری ایرنا، انتشار ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ش، مشاهده ۲ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، مؤسسه بعثت، بی‌تا.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، دارطوق النجاة، الطبعة الاولی، ۱۴۲۲ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
  • جعفری، حسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، تهران، ترجمه محمدتقی آیت‌اللهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چهاردهم، ۱۳۸۶ش
  • جوهری بصری، ابوبکر احمد بن عبدالعزیز، السقیفة و فدک، بیروت، شرکة الکتبی للطباعة والنشر، دوم، ۱۴۰۱ق.
  • دیار بکری، حسین، تاریخ الخمیس، بیروت، دارصادر، بی‌تا.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، بیروت، دارالکتاب االعربی، ۱۴۱۳ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق.
  • سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، قم، الهادی، ۱۴۲۰ق.
  • سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۶م،
  • سیوطی، جلال‌الدین، الدر المنثور، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
  • شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۳ش.
  • شوشتری، قاضی نورالله احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۹ق.
  • شیبانی بغدادی، عبدالله بن احمد، السنّة، دمام (سعودی)، دار ابن القیم،۱۴۰۶ق.
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ش.
  • صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۲۰ق
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبة ابن تیمیه، ۱۴۱۵ق.
  • طبری امامی، محمد بن جریر، المسترشد فی الإمامة، قم، کوشانپور، ۱۴۱۵ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، مؤسّسةالاعلمی، بیروت، چهارم، ۱۴۰۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • گنجی شافعی، محمد بن یوسف‏، کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی‌طالب‏، تهران، دار إحیاء تراث أهل البیت‏، دوم، ۱۴۰۴ق.
  • «مراسم سوگواری ایام فاطمیه در مرکز اسلامی مرکز اسلامی هامبورگ»، خبرگزاری مهر، انتشار ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ش، مشاهده ۲ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • «مراسم سوگواری شهادت حضرت فاطمه(س) در جمهوری آذربایجان و تاجیکستان»، رادیو ایران تاجیک، انتشار ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ش، مشاهده ۲ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، قم، انصاریان، ۱۳۸۴ش.
  • مفید، محمد بن محمد، الفصول المختاره، تصحیح علی میرشریفی، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمود محرمی زرندی، قم، الؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق.
  • منتظری مقدم، حامد، «رشک بر امیرمؤمنان(ع) درآمدی بر روان‌شناسی مناسبات در تاریخ اسلامة»، مجله تاریخ در آیینه پژوهش، سال ۱۳۸۳ش، شماره۳.
  • هیثمی، علی بن ابی‌بکر، مجمع الزوائد، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۴۱۴ق.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، بی‌تا.
  • یوسفی غروی، محمدهادی، «تاریخ هجوم به خانه حضرت زهرا (علیها السلام)»، آینه پژوهش، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۷۹ش.