پرش به محتوا

آیه ۱۶۵ سوره نساء

از ویکی شیعه
آیه ۱۶۵ سوره نساء
فرستادن برای اتمام حجت
فرستادن برای اتمام حجت
مشخصات آیه
واقع در سورهسوره نساء
شماره آیه۱۶۵
جزء۶
اطلاعات محتوایی
آیات مرتبطآیه ۱۳۴ سوره طه


آیه ۱۶۵ سوره نساء فلسفه فرستادن پیامبران[۱] را اتمام حجت با انسان‌ها[۲] و جلوگیری از بهانه‌جویی در روز قیامت بیان می‌کند.[۳] براساس این آیه، خداوند هیچ قومی را بدون راهنما رها نکرده،[۴] بلکه برای هدایت آن‌ها پیامبرانی فرستاده است.[۵] انبیای الهی، مردم را به رحمت و پاداش الهی بشارت می‌دهند و از هلاکت[۶] و عذاب الهی می‌ترسانند،[۷] تا حجت بر مردم تمام شود و هیچ عذری برای گمراهی باقی نماند.[۸]

﴿رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ۝١٦٥ [نساء:165]|﴿پیامبرانی که بشارتگر و هشداردهنده بودند تا برای مردم پس از [فرستادن] پیامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتی نباشد و خدا توانا و حکیم است ۝١٦٥

علامه طباطبایی، بر این باور است که خداوند با فرستادن پیامبران، هرگونه بهانه‌جویی را منتفی ساخته است، زیرا بر اساس عزت و حکمت الهی، ارائه دلیل بر خداوند محال است.[۹] عبدالله جوادی آملی نیز این آیه را دلیلی بر حجیت عقل می‌داند و معتقد است که عقل انسان به ناتوانی خود در برآوردن تمام نیازها آگاه است،[۱۰] بنابراین نیاز به پیامبران برای هدایت انسان‌ها ضروری است.[۱۱] خداوند در آیات ۱۶۳ و ۱۶۴ سوره نساء فرستادن پیامبران را بیان کرده و در آیه ۱۶۵ فلسفه بعثت آنان را توضیح می‌دهد.[۱۲] این آیه همچنین با آیه ۱۳۴ سوره طه مرتبط دانسته شده است.[۱۳]

جمله «لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» در آیه ۱۶۵ سوره نساء در موارد مختلفی از عقاید مورد استناد قرار گرفته است.[۱۴] علی بن محمد نَباطی عاملی از آن برای اثبات عدالت الهی استفاده کرده، شهید اول آن را دلیلی برای لازم بودن قاعده لطف از سوی خداوند دانسته[۱۵] و در برخی احادیث نیز این جمله به عنوان دلیلی برای فلسفه بعثت انبیا ذکر شده است.[۱۶].

حسن بن علی طَبَری با آیه ۱۶۵ سوره نساء، ضرورت وجود امام معصوم(ع) را ثابت می‌کند.[۱۷] به گفته ابن شهرآشوب، این آیه بر عصمت پیامبران و عصمت اهل‌بیت(ع) دلالت دارد.[۱۸] همچنین محمد بن جَرِیر طَبَری نیز با این آیه، ضرورت تعیین جانشین توسط پیامبر اکرم(ص) را بیان کرده است.[۱۹]

در دانش فقه نیز جمله (لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ) از آیه ۱۶۵ سوره نساء مورد توجه قرار گرفته است. سید محسن طباطبائی حکیم، به این آیه برای وجوب اطلاع‌رسانی احکام در صورت نقل اشتباه، استناد کرده است.[۲۰] همچنین گفته شده بر اساس این آیه، مجتهد موظف است در صورت تغییر فتوا به مقلدان خود اطلاع دهد.[۲۱] به گفته محمدامین اِستَرآبادی، از علمای اخباری، بسیاری از فقها به این آیه استناد کرده‌اند که اصل اولیه در اشیا، توقف و پرهیز است.[۲۲]

پانویس

  1. رضایى اصفهانى، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۷۹.
  2. شیخ طوسى، التبیان دار احیاء التراث العربى، ج۳، ص۳۹۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۱۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۴۱.
  3. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۹ش، ج۲۱، ص۳۸۶.
  4. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۹ش، ج۲۱، ص۳۸۷.
  5. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۵۶.
  6. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۵۶.
  7. شیخ طوسى، التبیان دار احیاء التراث العربى، ج۳، ص۳۹۴؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۹ش، ج۲۱، ص۳۸۶.
  8. شیخ طوسى، التبیان دار احیاء التراث العربى، ج۳، ص۳۹۴؛ مکارم شیرازی، تفسر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۲۱۳.
  9. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۴۱.
  10. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۹ش، ج۲۱، ص۳۸۷.
  11. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۹ش، ج۲۱، ص۳۹۰.
  12. رضایى اصفهانى، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۷۵ و ۳۷۷.
  13. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۱۸؛‌ جعفرى، كوثر، ۱۳۹۸ش، ج۳، ص۳۷.
  14. نباطی عاملی، الصراط المستقیم، ۱۳۳۳ش، ج۱، ص۲۶.
  15. شهيد اول، رسائل الشهيد الأول، ۱۴۲۳ق، ص۱۴۳.
  16. شیخ صدوق، علل الشرائع‏، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۲۱؛ همچنین بنگرید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۷۴.
  17. طبری، اسرار الامامة، ۱۳۸۰ش، ص۱۹۹؛ عمید زنجانى، فقه سياسى، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۰۱.
  18. ابن شهرآشوب، متشابه القرآن، ۱۳۶۹ق، ج۱، ص۲۰۴-۲۰۵.
  19. طبرى آملى کبیر، المسترشد، ۱۴۱۵ق، ص۵۷۵.
  20. حكيم، مستمسك العروة الوثقى، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۷۶.
  21. اسماعيل‌پور قمشه‌اى، البراهين الواضحات،۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۸۶.
  22. استرآبادى، الفوائد المدنية، ۱۴۲۶ق، ص۴۶۱.

منابع

  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن على، متشابه القرآن و مختلفه،‏ قم، دار بیدار للنشر، چاپ اول، ۱۳۶۹ق.
  • استرآبادى، محمد امين، الفوائد المدنية و بذيله الشواهد المكية، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
  • اسماعيل‌پور قمشه‌اى، محمد على، البراهين الواضحات - دراسات في القضاء، ایران، المطعبة العلمیة، ۱۴۲۱ق.
  • جعفرى، يعقوب، تفسیر كوثر، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۳۹۸ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، اسراء، چاپ ششم، بهار ۱۳۹۹ش.
  • حكيم، سيد محسن، مستمسك العروة الوثقى، قم، مؤسسة دار التفسير، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • رضایى اصفهانى، محمدعلى، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهشهاى تفسیر و علوم قرآن‌، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • شهيد اول، محمد بن مكى، رسائل الشهيد الأول، تحقیق مركز الأبحاث والدراسات الإسلاميّة، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۳ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن على، علل الشرائع‏، تهران، کتاب فروشى داورى‏، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: محمدجواد بلاغی، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبرى آملى کبیر، محمد بن جریر بن رستم‏، المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب علیه السلام‏، تحقیق احمد محمودى، قم، کوشانپور، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • طبری، حسن بن علی، اسرار الامامة، مشهد، آستانة الرضویة المقدسة، ۱۳۸۰ش.
  • عمید زنجانى، عباس على، فقه سياسى، تهران، امير كبير، چاپ چهارم، ۱۴۲۱ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • نباطی عاملی، علی بن محمد، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، تهران، المکتبة المرتضویة لاحیاء التراث الجعفریة، ۱۳۳۳ش.