پرش به محتوا

عیادت ابوبکر و عمر از حضرت فاطمه(س)

از ویکی شیعه

عیادت ابوبکر و عمر از حضرت فاطمه(س) با هدف جلب رضایت ایشان پس از واقعه سقیفه و ماجرای فدک و با وساطت امام علی(ع) انجام گرفت و با ابراز ناخشنودی حضرت فاطمه(س) پایان یافت. این ماجرا در کتاب علل الشرائع و کتاب سلیم بن قیس هلالی از منابع شیعه و همچنین برخی منابع اهل‌سنت گزارش شده است.

علامه امینی، متکلم شیعه در قرن چهاردهم قمری با اشاره به ماجرای عیادت و نارضایتی حضرت فاطمه(س) از ابوبکر و عمر، در صدور روایت عشره مبشره و اهل‌بهشت‌بودن آن دو خدشه می‌کند. برخی نویسندگان اهل‌سنت با نقل و استناد به خبری معتقدند ابوبکر و عمر در آخرين روزهای زندگانی حضرت فاطمه(س) رضايت او را به‌دست آوردند. اما این ادعا نادرست خوانده شده است؛ زیرا علاوه‌بر ضعف سند، محتوای این گزارش با دسته‌ای دیگر از روایات شیعه و سنی، و نیز روایات دیگری که بر اساس آن حضرت فاطمه(س) به آن دو اجازه نداد در مراسم تدفینش حاضر شوند، ناسازگار است.

اهمیت و جایگاه

عیادت ابوبکر و عمر (خلیفه اول و دوم) از حضرت فاطمه(س) در پی نارضایتی فاطمه(س) از آن دو که در واقعه سقیفه و ماجرای فدک حق او و همسرش را غصب کرده بودند، از مباحثی است که در منازعات کلامی شیعیان و سنی‌مذهبان به آن استناد می‌شود؛ چرا که در نگاه کلامی، ناراحتی و غضب فاطمه(س) با نارضایتی و غضب خدا یکسان قلمداد شده و در قرآن[۱] اذیت‌کنندۀ خدا لعنت شده است.[۲] این ماجرای و ناراحتی زهرا(س) از آن دو در منابع حدیثی شیعه[۳] و برخی منابع اهل‌سنت گزارش شده است.[۴] علامه امینی با اشاره به این ماجرا و نارضایتی حضرت فاطمه از ابوبکر و عمر در درستی روایت عشره مبشره و اهل‌بهشت‌بودن آن دو خدشه می‌کند.[۵]

ماجرای عیادت در منابع شیعیان و اهل‌سنت

به گزارش شیخ صدوق در حدیثی از امام صادق(ع) آمده حضرت فاطمه(س) در روزهای پایانی عمرش بیمار بود که ابوبکر و عمر برای عیادت آمدند، اما وی آن دو را نپذیرفت. با وساطت امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س) با اکراه اجازه ورود داد. پس از ورود، فاطمه(س) سلام آن دو را پاسخ نداد و روی برگرداند. ابوبکر درخواست عفو کرد، ولی فاطمه(س) اظهار داشت تا شکایتشان را نزد پیامبر(ص) مطرح نکرده، با آنان سخنی نخواهد گفت. سپس از آنان سوگند گرفت که آیا حدیث پیامبر(ص) درباره برابری آزردن فاطمه با آزردن پیامبر را شنیده‌اند. پس از اقرارشان، شهادت داد که در زندگانی و پس از وفاتش از آنان ناراضی خواهد بود و از آنان شکایت خواهد کرد. ابوبکر گریست و عمر او را به دلیل حساسیت نسبت به خشم یک زن نکوهش کرد. در پایان، آن دو برخاسته، خانه را ترک کردند.[۶] سُلَیْم بن قِیْس هلالی نیز ماجرای عیادت را از ابن‌عباس گزارش کرده است.[۷]

ابن‌قُتَیبه دینَوَری، از عالمان سنی‌مذهب در قرن سوم، در کتاب الامامة و السیاسة این ماجرا را به‌صورت مفصل آورده است.[۸] عمر رضا کحاله نیز در کتاب أعلام النساء این ماجرا را نقل کرده است.[۹] علاوه بر این، در منابع اهل‌سنت به مضامینی همسو با عناصر ماجرای عیادت تصریح شده است؛ برای نمونه، محدثان اهل‌سنت در مواردی به حدیث برابری رضایت و غضب فاطمه(س) با خشنودی و ناخشنودی خدا[۱۰] یا پیامبر(ص)[۱۱] اشاره کرده‌اند. همچنین مورخان و محدثان متعددی همچون بخاری در صحیح البخاری،[۱۲] بیهقی در السنن الکبری،[۱۳] و ذهبی در کتاب تاریخ الاسلام[۱۴] به مسئله غضب و قهر حضرت فاطمه(س) نسبت به ابوبکر اشاره داشته‌اند. افزون بر این، برخی منابع حتی به نفرین حضرت فاطمه(س) بر ابوبکر نیز اشاره کرده‌اند.[۱۵] بر اساس نقل افرادی چون جوهری در کتاب سقیفه و فدک هنگامی که ابوبکر از بازگرداندن فدک به حضرت فاطمه(س) خودداری نمود، ایشان اظهار ناراحتی کرد و سوگند یاد کرد که او را نفرین خواهد نمود. علاوه بر اینکه در آستانه وفات، وصیت کرد که ابوبکر در نماز میت او حاضر نشود.[۱۶]

گزارش‌هایی نادرست مبنی بر رضایت فاطمه(س) از دو خلیفه

برخی نویسندگان اهل‌سنت با نقل و استناد به خبری معتقدند ابوبکر و عمر در آخرين روزهای زندگانی فاطمه(س) رضايت او را به‌دست آوردند.[۱۷] در پاسخ به این ادعا گفته‌اند این خبر به دلیل نقل شَعبی که از تابعان بوده جزو اخبار مُرسل و بدون سند محسوب می‌شود. علاوه بر اینکه در تعارض با دسته‌ای از روایات شیعه و سنی است که ناخشنودی حضرت فاطمه(س) از ابوبکر و عمر را تا پایان عمرش گزارش می‌کند. همچنین فرض خشنودی ایشان از آنها با ممنوعیت و عدم رضایت به شرکت در تشییع حضرت فاطمه(س) ناسازگار است.[۱۸]

پانویس

  1. سوره احزاب، آیه ۵۷.
  2. خواجویی، الرسائل الاعتقادیه، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۵۳۴.
  3. شیخ صدوق، علل الشرایع، کتابفروشی داوری، ص۱۸۶ ـ ۱۸۷؛ هلالی عامری، کتاب سلیم بن قیس، ۱۳۷۸ش، ص۳۹۱ ـ ۳۹۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۸، ص۳۵۷ ـ ۳۵۸.
  4. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱؛ کحاله، اعلام النساء، مؤسسة الرساله، ج۴، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴.
  5. امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱۰، ص۱۷۷.
  6. شیخ صدوق، علل الشرایع، کتابفروشی داوری، ص۱۸۶ ـ ۱۸۷.
  7. هلالی عامری، کتاب سلیم بن قیس، ۱۳۷۸ش، ص۳۹۱ ـ ۳۹۲.
  8. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱.
  9. کحاله، اعلام النساء، مؤسسة الرساله، ج۴، ص۱۲۳-۱۲۴.
  10. حسینی فیروزآبادی، فضایل الخمسة من الصحاح السته، ۱۴۰۲ق، ص۱۸۶ ـ ۱۸۷.
  11. حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۳۵ق، ج۵، ص۳۷۹.
  12. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۱۲۶، ج۴، ص۱۵۴۹ و ج۶، ص۲۴۷۴.
  13. بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۴۳۴.
  14. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۱.
  15. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۷۹.
  16. جوهری، السقیفه و فدک، مکتبة نینوی، ج۱، ص۱۰۲؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۱۴.
  17. بیهقی، دلائل النبوه، ۱۴۰۵ق، ج۷، بخش۱، ص۲۸۱؛ بیهقی، الاعتقاد، ۱۴۰۱ق، چ۱، ص۳۵۳.
  18. آيا فاطمه(س) از شيخين راضی شد؟، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر ع.

منابع

  • قرآن کریم.
  • آيا فاطمه(س) از شيخين راضی شد؟، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر ع، تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۴۰۳ش، تاریخ بازدید: ۱۲ دی ۱۴۰۴ش.
  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة االله، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۰ق.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، قم، مرکز الغدير للدراسات الإسلاميه، ۱۴۱۶ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، دمشق، دار ابن‌کثیر ـ دار الیمامه، چاپ پنجم، ۱۴۱۴ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق
  • بیهقی، احمد بن حسین، الاعتقاد و الهداية إلى سبيل الرشاد على مذهب السلف و أصحاب الحديث، تحقیق: احمد عصام الکاتب، بیروت، دار الآفاق الجدیده، ۱۴۰۱ق.
  • بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق.
  • بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۹ق.
  • جوهری، احمد بن عبدالعزیز، السقیفه و فدک، قم، مکتبة نینوی الحدیثه، بی‌تا.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۳۵ق.
  • حسینی فیروزآبادی، مرتضی، فضایل الخمسة من الصحاح السته، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۲ق.
  • خواجویی، اسماعیل بن محمدحسین، الرسائل الاعتقادیه، قم، مؤسسه عاشورا، ۱۴۲۶ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، کتابفروشی داوری، بی‌تا.
  • کحاله، عمر رضا، اعلام النساء، مؤسسة الرساله، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • هلالی عامری، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، تحقیق: محمدباقر انصاری زنجانی، قم، نشر الهادی، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.