پرش به محتوا

آیه تداین

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
آیه تداین
مشخصات آیه
نام آیهتدایُن، مُدایَنَه و دَین
واقع در سورهبقره
شماره آیه۲۸۲
جزء۲
اطلاعات محتوایی
مکان نزولمدینه
موضوعاعتقادی ـ اخلاقی ـ فقهی
دربارهقوانین قرض دادن، قرض گرفتن، معامله کردن و شهادت زنان در امور حقوقی
سایرنوشتن مقدار و زمان قرض در معامله‌های مدت‌دار


آیه تدایُن یا قرض دویست‌وهشتاد و دومین آیه سوره بقره و طولانی‌ترین آیه قرآن درباره قواعد معامله کردن، قرض گرفتن و قرض دادن است.[۱] به عقیده برخی معنای تداین شامل هرگونه معامله‌ی مدت‌دار از جمله پیش خرید، پیش فروش، نسیه و اجاره می‌شود.[۲] به گفته مفسران، اشخاصی که معامله‌ای مدت‌دار انجام داده یا به یکدیگر قرض داده‌اند، باید شخص عادلی سندی بر آن نوشته و دو نفر مرد یا دو زن و یک مرد شاهد این سند تجاری باشند.[۳] طبق گزارش تفسیر نمونه مشهور عالمان شیعه نوشتن سند و شاهد گرفتن را مستحب می‌دانند.[۴] همچنین برخی نوشتن قرارداد را بر «نویسنده» واجب کفایی دانسته و بنا بر عقیده شیخ طوسی واجب نبوده و هزینه سند و قرارداد به عهده طلبکار است.[۵]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ۝٢٨٢ [بقره:282] ﴿ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه به وامی تا سررسیدی معین‏، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده ای (صورت معامله را) بر اساس عدالت‏، میان شما بنویسد. و هیچ نویسنده ای نباید از نوشتن خودداری کند؛ همان گونه (و به شکرانه آن‏) که خدا او را آموزش داده‌است‏. و کسی که بدهکار است باید املا کند، و او (=نویسنده‏) بنویسد. و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید، و از آن‏، چیزی نکاهد. پس اگر کسی که حق بر ذمه اوست‏، سفیه یا ناتوان است‏، یا خود نمی‌تواند املا کند، پس ولیّ او باید با (رعایت‏) عدالت‏، املا نماید. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن‏، از میان گواهانی که (به عدالت آنان‏) رضایت دارید (گواه بگیرید)، تا (اگر) یکی از آن دو (زن‏) فراموش کرد، (زنِ‏) دیگر، وی را یادآوری کند. و چون گواهان احضار شوند، نباید خودداری ورزند. و از نوشتن (بدهی‏) چه خرد باشد یا بزرگ‏، ملول نشوید، تا سررسیدش (فرا رسد). این (نوشتنِ‏) شما، نزد خدا عادلانه تر، و برای شهادت استوارتر، و برای اینکه دچار شک نشوید (به احتیاط) نزدیکتر است‏، مگر آنکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود (دست به دست‏) برگزار می‌کنید؛ در این صورت‏، بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و (در هر حال‏) هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید. و هیچ نویسنده و گواهی نباید زیان ببیند، و اگر چنین کنید، از نافرمانی شما خواهد بود. و از خدا پروا کنید، و خدا (بدین گونه‏) به شما آموزش می‌دهد، و خدا به هر چیزی داناست ۝٢٨٢

برخی از مفسران، عدالت، شک نکردن طرفین قرارداد به هم و فراموش نکردن مقدار بدهی را از فواید نوشتن سند تجاری دانسته‌اند.[۶] برای نوشتن و تنظیم سند تجاری شرایطی بیان شده است که برخی از آنها بدین شرح است:

  • بهتر است نویسنده شخص سومی باشد.
  • نویسنده یا شاهد نباید از نوشتن یا شهادت خودداری کنند.
  • شاهد و نویسنده نباید برای نوشتن یا شهادت تحت فشار قرار بگیرند.
  • بدهی و قرض، کم یا زیاد باید نوشته شود.
  • اگر بدهی یا معامله نقدی بود نیاز به نوشتن نیست.
  • بدهکار باید عدالت را رعایت کرده و تمام بدهی خود را بیان کرده تا در قرارداد نوشته شود.
  • اگر بدهکار دیوانه، سفیه یا قادر به نوشتن نبوده باید ولی( سرپرست) او قرارداد را بنویسد.[۷]

پانویس

  1. خرم‌شاهی، قرآن و قرآن پژوهی، ج۱، ص۱۳.
  2. یعقوب نژاد و دیگران، فرهنگ نامه علوم قرآن، دفتر تبلیغات، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ج۱، ص۳۵۲.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۴۳۴؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۴۷ ص۱۲۱.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۸۴؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۱، ص۵۰۱.
  5. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۱، ص۵۰۳؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۸۲.
  6. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۸۲.
  7. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۸۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۸۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۹۲.

منابع

  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ق.
  • خرم‌شاهی، بهاء الدین، قرآن و قرآن پژوهی، متن الکترونیکی.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیرالکبیر، اردن، دارالکتاب الثقافی، چاپ اول، ۲۰۰۸م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح: رسولی و طباطبایی یزدی، تهران ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی،‌ ۱۴۲۰ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • یعقوب نژاد، محمدهادی و دیگران، فرهنگ نامه علوم قرآن، قم، دفتر تبلیغات، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، بی‌تا.

پیوند به بیرون