پرش به محتوا

نحن معاشر الانبیاء لا نورث

از ویکی شیعه
نَحنُ مَعاشِرَ الانبیاءِ لا نُوَرِّثُ
اطلاعات روایت
صادره ازمنسوب به حضرت محمد(ص)
راوی اصلیابوبکر
راویانعمر بن خطاب و برخی صحابه دیگر
اعتبار سندغیرمعتبر در نزد شیعه/معتبر در نزد اهل‌تسنن
منابع سنیمسند ابن‌حنبل، صحیح بخاری
احادیث مشهور
حدیث سلسلةالذهبحدیث ثقلینحدیث کساءمقبوله عمر بن حنظلةحدیث قرب نوافلحدیث معراجحدیث ولایتحدیث وصایتحدیث جنود عقل و جهلحدیث شجره


نَحنُ مَعاشِرَ الانبیاءِ لا نُوَرِّثُ، (یعنی: ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم) عبارتی است که ابوبکر آن را به حضرت محمد(ص) نسبت داد و با استناد به آن از بازگرداندن فدک به فاطمه(س) -که پیامبر(ص) آن را به او بخشیده بود- خودداری کرد. این اقدام که با اعتراض شدید فاطمه زهرا(س) روبه‌رو شد، زمینه‌ساز یکی از مهم‌ترین مناقشات تاریخی شیعیان و اهل‌تسنن گردید. این رفتار ابوبکر سبب بروز یکی از موضوعات اختلاف فکری، فقهی و تفسیری میان شیعه و اهل‌سنت شد که با مسئله ارث پیامبر اسلام(ص) و ماجرای فدک پیوند دارد.

اهل‌سنت این حدیث را صحیح و قطعی‌الصدور دانسته، آن را مبنای نفی ارث‌بری از پیامبر(ص) می‌دانند. در مقابل، شیعیان حدیث را از نظر سند و محتوا مخدوش ارزیابی کرده، آن را مخالف نص قرآن می‌شمارند. اختلاف درباره این روایت، به تفسیر آیات قرآن نیز کشیده شد؛ شیعه آیات مربوط به ارث انبیا را مربوط به ارث مالی می‌داند، در حالی که مفسران اهل‌سنت آن را به ارث معنوی همچون علم و نبوت تفسیر کرده‌اند.

حضرت فاطمه(س) با ایراد خطبه فدکیه، ضمن رد انتساب چنین حدیثی به پیامبر، به آیاتی از قرآن استناد کرد که اصل ارث‌بری از پیامبران را تأیید می‌کند و اقدام ابوبکر را مخالف عدالت و تعالیم اسلامی دانست. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد حضرت زهرا(س) تا پایان عمر از این رفتار ناخشنود بود. عالمان شیعه با تأکید بر بی‌اطلاعی خویشاوندان پیامبر از این حدیث، انحصار نقل آن به ابوبکر، تعارض این گزارش با قرآن و حتی رفتار متناقض خود ابوبکر، اعتبار روایت را به چالش کشیده‌اند. در مقابل، برخی عالمان اهل‌سنت کوشیده‌اند با دفاع از حدیث، آن را حکمی خاص و استثنایی برای پیامبر اسلام معرفی کنند.

جایگاه روایت در اخلافات مذهبی شیعیان و اهل‌تسنن

حدیثِ نَحنُ مَعْاشَرَ الْأَنْبِیاءِ لاَ نُوَرِّثُ، از احادیث مورد اختلاف شیعیان و اهل‌سنت که از دیرباز درباره درستی یا نادرستی آن مناقشه دارند.[۱] ابوبکر، خلیفه اول مسلمانان، فدک را که در اختیار فاطمه زهرا(س) بود، مصادره کرد و در پاسخ به اعتراض دختر پیامبر، روایتی از آن حضرت نقل کرد: «نَحنُ مَعْاشَرَ الْأَنْبِیاءِ لاَ نُوَرِّثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ؛ ما پیامبران، ارث نمی‌گذاریم، آنچه از ما باقی می‌ماند، صدقه است.» و فدک را بازنگرداند.[۲]

اهل‌سنت با استناد به این روایت، ارث حضرت محمد(ص) به ورثه‌اش را منتفی می‌دانند، چنان‌که شیعیان این روایت را جعلی شمرده، ارث‌بری از پیامبر را صحیح می‌شمارند.[۳] اختلاف در این حدیث، به تفسیر شیعیان و سنی‌ها در آیات مربوط به ارث انبیاء نیز کشانده شد.[۴] مفسران امامیه ارث را در آیه ۱۶ سوره نمل و آیه ۶ سوره مریم، ارث مالی دانسته[۵] و مفسران اهل‌سنت آن را به ارث غیرمالی برگردانده‌اند.[۶]

فدک سرزمینی در حجاز و در نزدیکی خیبر بود.[۷] این منطقه که در صدر اسلام، محل سکونت یهودیان بود،[۸] در جنگ خیبر بدون درگیری در اختیار مسلمانان قرار گرفت[۹] و پیامبر آن را به دخترش زهرا(س) بخشید.[۱۰] از شیعیان عالمانی چون شیخ مفید در رسالة حول الحدیث نحن معاشر الانبیاء لا نورث[۱۱] و علامه حِلّی در نَهجُ الحق[۱۲] و کشف المُراد[۱۳] به بررسی و رد این حدیث پرداخته‌اند. در اهل‌سنت نیز علمایی چون فخر رازی در التفسیر الکبیر[۱۴] و ابن‌تَیمیه در مِنهاجُ السُنّة النبویة[۱۵] از این حدیث دفاع کرده‌اند.

جستاری از شیخ مفید درباره حدیث نحن معاشر الانبیا

رویکرد حضرت فاطمه

اهل‌بیت(ع)، از جمله حضرت فاطمه(س) هیچگاه درستی روایتِ نَحنُ مَعْاشَرَ الْأَنْبِیاءِ لاَ نُوَرِّثُ را تأیید نکردند و به مخالفت با آن برخاستند.[۱۶] طبق گزارش احمد بن حَنبَل و بُخاری، فاطمه(س) به دلیل این رفتار ابوبکر، از او خشمگین شد و تا پایان عمر، این ناراحتی را در دل داشت.[۱۷] او به ایراد خطبه فَدَکیّه پرداخت و از عبارت نحن معاشر الانبیاء پاسخ گفت.[۱۸] فاطمه(س) در این خطبه به محروم‌‌شدنش از ارث پدر و غصب فدک اعتراض کرد و این اقدام را بر خلاف اصول دینی و عدالت دانست.[۱۹] او در خطبه خود به آیاتی از قرآن استناد کرد که در آن به ارث پیامبران[۲۰]، اولویت خانواده در ارث[۲۱]، و تأکید بر اصل ارث‌بری[۲۲] اشاره شده است.[۲۳] حضرت زهرا(س) استدلال کرد که هیچ دلیلی برای محروم‌شدنش از ارث وجود ندارد و نسبت خانوادگی و اشتراک دینی با پیامبر، دلیل کافی بر حقانیت اوست.[۲۴] وی این اقدام ابوبکر را نشانه‌ای از بازگشت به سنت‌های ناعادلانه جاهلی معرفی کرد و با انتقاد از سکوت انصار، از آنان خواست نسبت به این ظلم بی‌تفاوت نباشند.[۲۵]

متن حدیث و نقل‌های مختلف آن

حدیث لا نُوَرِّثُ ما تَرَکنا صَدَقَه، در منابع مختلف اهل‌تسنن از پیامبر(ص) نقل شده است.[۲۶] بر اساس این روایات آمده است: «لاَ نُورَثُ (لا نُوَرِّثُ) مَا تَرَكْنَا (فَهُوَ) صَدَقَةٌ.» (ترجمه: ارث‌برده نمی‌شویم [ارث نمی‌گذاریم] آنچه را بر جا می‌گذاریم، صدقه است) . در برخی نقل‌ها، این حدیث با عبارت «إِنَّا (نَحنُ) مَعْاشَرَ الْأَنْبِیاءِ» آغاز شده است،[۲۷] اما به گفته ابن‌حَجَر عَسقَلانی، حدیث‌شناس اهل‌سنت در قرن نهم قمری، اگر چه آغاز حدیث با عبارت «إِنَّا مَعاشَرَ الْأَنْبِیاءِ» مشهور است، اما برخی حدیث‌شناسان چنین نقلی را انکار کرده‌اند.[۲۸]

این حدیث با عبارت‌های کوتاه و بلند، در چند واقعه از اَبوبَکْر بن ابی‌قُحافه[۲۹] و عُمَر بن خطّاب[۳۰] نقل شده است:

  • واقعه اول: پس از درگذشت پیامبر(ص)، فاطمه(س) از ابوبکر خواست تا سهمش از خُمسِ خیبر و زمین‌های فدک را که پیامبر(ص) به او بخشیده بود، به او بازگرداند؛ اما ابوبکر خودداری کرد و از قول پیامبر این حدیث را نقل کرد.[۳۱]

اعتبارسنجی

این حدیث در نزد اهل‌سنت حدیثی قطعی‌الصدور است، اما امامیّه این حدیث را هم از نظر سند و هم از نظر محتوا ضعیف ارزیابی می‌کنند.[۳۴] به گفته پژوهش‌گران شیعه، این حدیث با هدف تصرف فدک جعل شده است.[۳۵] عالمان شیعه، با دلایل مختلفی اعتبار این گزارش را به چالش کشیده‌اند:

معارضه با قرآن

این حدیث را مخالف قرآن دانسته‌اند.[۳۶] در کتاب الطَبَقاتُ الکُبری اثر اِبن‌سَعد بَغدادی، تاریخ‌نگار سنی‌مذهب، آمده است: هنگامی که ابوبکر با نقل حدیث لا نورث ما ترکنا صدقه، از واگذاری فدک خودداری کرد، علی بن ابی‌طالب(ع) با خواندن آیه ۱۶ سوره نمل و آیه ۶ سوره مریم ادعای او را مخالف قرآن دانست؛ چرا که در این دو آیه، مسئله ارث‌بری پیامبران قبلی بیان شده است.[۳۷]

ابن‌عاشور، از مفسران سنی‌مذهب در قرن چهاردهم، برای رفع تعارض این حدیث با قرآن معتقد است، اگرچه در آیات قرآن ارث‌بری پیامبران مطرح شده و پیامبران برای ورثه خود ارث بر جای می‌گذاشتند، اما این حدیث نشان می‌دهد، ارث‌نبردن از حضرت محمد(ص) از احکام اختصاصی پیامبر بوده است.[۳۸] اما محققان شیعه معتقدند، احکام اختصاصی پیامبر تنها در مواردی که دلیل قطعی وجود داشته باشد ثابت می‌شود و در موارد مشکوک باید پیامبر و سایر مردم را در احکام مشترک دانست.[۳۹]

رفتارهای متناقض ابوبکر

برخی پژوهشگران به رویدادهای تاریخی اشاره کرده‌اند که ابوبکر برخلاف مضمون همین حدیث رفتار کرده است:[۴۰]

  • در اختلاف میان امام علی(ع) و عباس بر سر شمشیر، زره و قاطر پیامبر، ابوبکر آنها را به‌عنوان ارث پیامبر به علی واگذار کرد.[۴۱]
  • ابوبکر به همسران پیامبر اجازه داد در خانه‌هایشان سکونت داشته باشند و آنها را مصادره نکرد.[۴۲]
  • ابوبکر برای دفن‌شدن در کنار قبر پیامبر، از دخترش عایشه، همسر پیامبر، اجازه گرفت[۴۳] نه از مسلمانان دیگر[۴۴]

بی‌خبربودن نزدیکان پیامبر از این حدیث

برخی از پژوهشگران، منحصربودن نقل این حدیث به ابوبکر را پدیده‌ای تعجب‌برانگیز دانسته‌اند؛ زیرا بعید به نظر می‌رسد که دختر و همسران پیامبر -نزدیک‌ترین خویشاوند و وارثان طبیعیِ پیامبر- از چنین سخنی بی‌اطلاع مانده باشند.[۴۵] علامه حلی نیز با اشاره به انگیزه شخصی ابوبکر که از مصادره فدک سود می‌برد، درستی این حدیث را با تردید بیشتری مواجه دانسته است.[۴۶]

برخی از نویسندگان سنی‌مذهب این اشکال را صحیح نمی‌دانند و معتقدند نقل این روایت به ابوبکر اختصاص ندارد و صحابه دیگری نیز آن را نقل کرده‌اند.[۴۷] اما به گفته ابن ابی‌الحدید، از عالمان سنی‌مذهب، در زمان ابوبکر، این حدیث تنها از جانب او نقل شد، هرچند پس از درگذشت او، صحابی دیگری نیز به نقل این روایت پرداخته‌اند.[۴۸]

پانویس

  1. بستانی، «ارزیابی حدیث نحن معاشر الانبیاء لا نورث»، ص۸۵.
  2. نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۴۳؛ ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ص۱۶-۲۳.
  3. الغفوری، «معالجة منهجیة لحدیث لا نورث، القسم الاول»، ص۲۲۲.
  4. فهیمی‌تبار، «بررسی تطبیقی روایت»، ص۵۰-۵۱.
  5. برای نمونه نگاه کنید به: طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۷، ص۱۰۵؛ و ج۸، ص۸۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۷۷۶؛ و ج۷، ص۳۳۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۵، ص۳۴۹.
  6. طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۶، ص۳۷؛ و ج۱۹، ص۸۷؛ بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۶؛ و ص۱۵۶؛ شوکانی، فتح القدیر، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۸۱؛ و ج۴، ص۱۴۹.
  7. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۲۳۸.
  8. بلادی، معجم معالم الحجاز، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص۲۰۶ و ۲۰۵ و ج۷، ص۲۳.
  9. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۱۵.
  10. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۴۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۲۷۳.
  11. شیخ مفید، رسالة حول حدیث نحن معاشر الانبیا، ۱۴۱۳ق، ص۲۰.
  12. علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۶۵-۲۷۰.
  13. علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ۱۹۷-۱۹۸.
  14. فخر رازی، تفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۹، ص۵۱۴؛ و ج۲۱، ص۵۱۰.
  15. ابن‌تیمیه، منهاج السنة النبویة، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۱۹۳-۲۲۵.
  16. بستانی، «ارزیابی حدیث نحن معاشر الانبیاء لا نورث»، ص۸۶.
  17. ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۹ و ۱۸۹؛ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۸، ص۱۴۹.
  18. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ص۱۶-۲۵.
  19. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ص۲۱-۲۳.
  20. نگاه کنید به: سوره نمل، آیه ۱۶؛ سوره مریم، آیه ۶.
  21. سوره انفال، آیه ۷۵.
  22. سوره نساء، آیه ۱۱.
  23. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ص۲۱.
  24. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ص۲۱.
  25. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، ۱۳۲۶ق، ص۲۱-۲۳.
  26. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۸۸، ۲۲۲ و ۲۲۵؛ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۰؛ ج۸، ص۱۴۹.
  27. ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱۶، ص۴۷؛ نسائی، السنن الکبری، ۱۴۲۱ق، ج۶، ص۴۷.
  28. عسقلانی، فتح الباری، ۱۴۲۰ق، ج۱۲، ص۸.
  29. ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۹؛ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۷۹.
  30. ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۳۷؛ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۸۹.
  31. ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۸۸، ۲۲۲ و ۲۲۵؛ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۰؛ ج۸، ص۱۴۹.
  32. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۸۹.
  33. ابن‌حنبل، مسند ابن‌حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۳۰۱؛ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۸۹.
  34. سایبان، و دیگران، «بررسی اندیشه امامیه و اهل‌سنت در مورد ارث پیامبران»، ص۲۷۶.
  35. سایبان، و دیگران، «بررسی اندیشه امامیه و اهل‌سنت در مورد ارث پیامبران»، ص۲۷۶.
  36. علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۶۸.
  37. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۲، ص۲۱۵.
  38. ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، مؤسسة التاریخ، ج۱۶، ص۱۲.
  39. الغفوری، «معالجة منهجیة لحدیث لا نورث، القسم الاول»، ص۲۲۳.
  40. حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۶۸.
  41. علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۶۸.
  42. صدر، الفدک فی التاریخ، ۱۴۱۰ق، ص۱۱۴.
  43. صدر، الفدک فی التاریخ، ۱۴۱۰ق، ص۱۱۴.
  44. الغفوری، «معالجة منهجیة لحدیث لا نورث، القسم الثالث»، ص۳۱۶.
  45. جلالی حسینی، «مقدمه»، رسالة حول الحدیث نحن معاشر الأنبیاء لا نورث، ص۴.
  46. علامه حلی، نهج الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۶۸.
  47. برّاج، احکام المیراث فی الشریعة الاسلامیه، ۱۴۲۰ق، ص۲۷۱.
  48. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۲۷.

منابع

  • قرآن کریم
  • ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مِنهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القَدَریّة، ریاض، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، ۱۴۰۶ق.
  • ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، صیدا، المکتبة العصریه، ۱۴۲۰ق.
  • ابن‌حنبل، احمد بن محمد، المسند، تحقیق: شعیب الارنووط، عادل مرشد و دیگران، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
  • ابن‌حنبل، احمد بن محمد، المسند، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۱۶ق.
  • ابن‌سعد بغدادی، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق: احسان عباس،‌ بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸م.
  • ابن‌طیفور، احمد بن ابی‌طاهر، بلاغات النساء، القاهره، مدرسة والدة عباس الأول، ۱۳۲۶ق.
  • ابن‌عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ، ۱۴۲۰ق.
  • الغفوری، خالد، «معالجة منهجیة لحدیث لا نورث، القسم الاول»، الاجتهاد و التجدید، شماره ۲۸ و ۲۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش.
  • الغفوری، خالد، «معالجة منهجیة لحدیث لا نورث، القسم الثالث»، الاجتهاد و التجدید، شماره ۳۲ و ۳۳، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق: محمد بن زهیر بن ناصر، دمشق، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • برّاج، جمعه محمد محمد، احکام المیراث فی الشریعة الاسلامیه، عمان، دار یافا العلمیه، ۱۴۲۰ق.
  • بستانی، قاسم، «ارزیابی حدیث نحن معاشر الانبیاء لا نورث»، در مجله شیعه‌شناسی، شماره ۲۰، زمستان ۱۳۸۶ش.
  • بلادی، عاتق بن غیث، معجم معالم الحجاز، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۳۱ق.
  • بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأول، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • جلالی حسینی، سید محمدرضا، «مقدمه»، رسالة حول الحدیث نحن معاشر الأنبیاء لا نورث، تألیف محمد بن نعمان، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، نهج الحقّ و کشف الصدق‌، بیروت،‌ دار الکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.
  • سایبان، سید محمدجواد، و سید علی حسین‌پور و سید محمدمهدی حسین‌پور، «بررسی اندیشه امامیه و اهل‌سنت در مورد ارث پیامبران»، پژوهشنامه مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی، شماره ۷، بهار و تابستان ۱۴۰۳ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمنثور، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، دمشق/بیروت، دار ابن‌کثیر/دار الکلم الطیب، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ مفید، محمد بن نعمان، رسالة حول الحدیث نحن معاشر الأنبیاء لا نورث، مقدمه و اضافات: سید محمدرضا حسینی جلالی،‌ قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • صدر، محمدباقر، الفدک فی التاریخ، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۱۰ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
  • طبری، محمد بن جَریر، تاریخ الاُمَم و المُلوک، بیروت، روائع التراث العربی، ۱۳۸۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۳۸۲ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • فهیمی‌تبار، حمیدرضا، «بررسی تطبیقی روایت «لا نُوَرِّثُ ماترکنا صَدَقَه» از منظر فریقین»، نشریه حدیث‌پژوهی، شماره ۱۰، پاییز و زمستان ۱۳۹۲.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • نسائی، احمد بن شعیب، السنن الکبری، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵م.

پیوند به بیرون

«نقد تخصیص آیات ارث به حدیث "انا معاشر الانبیاء لا نورث" با تأکید بر استدلال‌های فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکیه»