مقاله نامزد خوبیدگی

آیه سقایة الحاج

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه سقایة الحاج
مشخصات آیه
نام آیه: آیه سقایة الحاج
واقع در سوره: توبه
شماره آیه: ۱۹
جزء: ۱۰
شأن نزول: امام علی(ع)
مکان نزول: مدینه
موضوع: اعتقادی
درباره: برتری جهاد در راه خدا


آیه سقایة الحاج (توبه: ۱۹) ایمان به خدا، روز قیامت و جهاد در راه خدا را برتر از سیراب‌کردن حاجیان و کلیدداری مسجد الحرام معرفی می‌کند.

شأن نزول آیه را زمانی دانسته‌اند که عباس بن عبدالمطلب به پذیرایی از زائران و شیبه بن عثمان به کلیدداری کعبه افتخار می‌کردند. امام علی(ع) افتخار خود را که همانا ایمان به خدا، روز قیامت و جهاد در راه خدا بوده، برتر از افتخارات آنها معرفی می‌کند. پس از مدتی آیه فوق نازل شد و نظر امام علی(ع) را مورد تأیید قرار داد.

عده‌ای از محققان این آیه را دلیلی بر برتری امام علی(ع) نسبت به دیگر صحابه دانسته و اولویت امام را در مسئله ولایت و خلافت بعد از پیامبر(ص) برداشت کرده‌اند.

امام علی(ع) در شورای شش‌نفره در اثبات برتری خود به این آیه استناد کرده است. امام حسن(ع) نیز در جریان صلح با معاویه، به فضیلت امام علی(ع) طبق این آیه اشاره کرده است.

معرفی،‌ متن و ترجمه آیه

به آیه نوزدهم سوره توبه، آیه سقایة الحاج گفته شده است.[۱] در این آیه مقابله‌ای میان سیراب کردن حاجیان و کلیدداری و محافظت از مسجد الحرام با ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خدا صورت گرفته[۲] و به توبیخ و تکذیب کسانی پرداخته که عمل سقایت و کلیدداری و محافظت از مسجد الحرام را برتر از ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خدا می‌پنداشتند.[۳] [یادداشت ۱]

أَجَعَلْتُمْ سِقایةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ کمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فی سَبیلِ اللَّهِ لا یسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین﴿۱۹﴾
آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را مانند [عمل] کسی قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! [این دو] نزد خدا برابر و یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

شأن نزول

شأن نزول آیه سقایة الحاج را ناظر به گفتگوی امام علی(ع) با عباس بن عبدالمطلب و شیبه بن عثمان دانسته‌اند. زمانی‌که مشغول مفاخره با یکدیگر بوده و هر کدام به منصبی که در اختیار داشتند افتخار می‌کردند. عباس به پذیرایی از زائران و شیبه بن عثمان یا طلحه بن شیبه به کلیدداری و حفاظت از خانه خدا فخر می‌فروختند. سرانجام امام علی(ع) را داور قرار داده و از او خواستند تا نظر خود را در مورد برتری یکی از از دو منصب بیان کند؛ امام نیز با رد برتری آنها، افتخار خود را که همانا ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خدا بوده و زمینه‌ساز ایمان آوردن امثال آن دو گشته را برتر معرفی می‌کند. پس از مدتی، با خبردار شدن پیامبر(ص) از ماجرا، آیه فوق نازل شد و نظر امام علی(ع) را مورد تأیید قرار داد.[۴]

این شأن نزول با اختلافات اندک در گزارش‌های متعددی به ثبت رسیده است.[۵] به هر روی عده‌ای برای این شأن نزول ادعای شهرت کرده[۶] و معتقدند این آیه در شأن و منزلت امام علی(ع) نازل شده[۷] و از فضائل اختصاصی امام به شمار می‌رود.[۸] در کتاب تفسیر قمی آمده است که آیه بعد نیز در وصف امام علی(ع) نازل شده و به تبیین جایگاه او می‌پردازد.[۹] روایاتی از امام حسن(ع)،[۱۰] امام صادق(ع)،[۱۱] عبدالله بن عباس و دیگران[۱۲] نقل شده که شأن نزول آیه را در مورد امام علی(ع) دانسته‌اند.

برخی معتقدند هرچند این آیه در شأن و منزلت امام علی(ع) نازل شده اما خطاب آن عام بوده و می‌تواند مصداق‌های خارجی دیگری را نیز شامل شود.[۱۳] احتمالات دیگری نیز در مورد شأن نزول آیه[۱۴] در کتب شیعه و اهل سنت آمده است.[۱۵]

بازتاب در منابع

شأن نزول آیه در مورد امام علی(ع) را بسیاری از علما و بزرگان به صورت مجمل و مفصل نقل کرده‌اند.[۱۶] مفسرانی چون فرات کوفی در تفسیر خود،[۱۷] طبرسی در تفسیر مجمع البیان،[۱۸] فخر رازی در مفاتیح الغیب،[۱۹] حسکانی در شواهد التنزیل،[۲۰]طبری در جامع البیان،[۲۱] قرطبی، در الجامع لاحکام القرآن،[۲۲] سیوطی در الدر المنثور،[۲۳] ابن ابی حاتم در تفسیر خود[۲۴] و دیگران[۲۵] به شأن نزول آیه در مورد امام علی(ع) اشاره کرده‌اند. [یادداشت ۲]

علاوه بر کتب تفسیری در کتب روایی نیز به این شأن نزول اشاره شده است.[۲۶] در کتاب صحیح مسلم همین شأن نزول آمده اما اسم اشخاص حذف شده است و فقط به ثبت ماجرا با استفاده از عنوان مبهم «رجُل» بسنده کرده است؛[۲۷] اما برخی دیگر از علمای اهل سنت با اشاره به این روایت به روایات دیگری که اسم اشخاص آمده، اشاره می‌کنند.[۲۸]

عده‌ای معتقدند که شماری از مفسران اهل سنت در طول تاریخ تلاش کرده‌اند که فضایل حضرت علی(ع) را با اشکال تراشی‌های سندی و متنی مورد خدشه قرار دهند.[۲۹] ابن کثیر از علمای اهل سنت، صریحا فضیلت امام علی(ع) را در نزول این آیه انکار کرده‌ است[۳۰] و یا ابن تیمیه پس از نقل ماجرا معتقد است که این روایت در کتب حدیثی معتبر نیامده است[۳۱] برخی از محققان در جواب ابن تیمیه به بزرگان اهل سنت که به این حدیث پرداخته‌اند، اشاره کرده‌اند.[۳۲]

اعتبار

علمای امامیه اتفاق نظر دارند که آیه سقایة الحاج در مورد امام علی(ع) نازل شده است.[۳۳] و حتی ادعا شده که مورد اتفاق علمای شیعه و اهل سنت است به‌گونه‌ای که مفسرانی چون زمخشری، فخر رازی و بیضاوی چنین شأن نزولی را انکار نکرده‌اند.[۳۴]

سند شأن نزول آیه، معتبر و مصادر آن از موثق‌ترین مصادر در علم حدیث و تفسیر بوده و از طرق مختلف ذکر شده است.[۳۵] برخی از محققان معتقدند با توجه به بازتاب گسترده شأن نزول مذکور در کتب تفسیری از جمله کتب تفسیری اهل سنت، هیچ شک و شبهه‌ای در صحت آن وجود ندارد.[۳۶] نویسنده کتاب احقاق الحق این شأن نزول را صحیح دانسته و معتقد است که در این مورد اختلافی وجود ندارد.[۳۷]

مقابله مؤمنان و کافران

عده‌ای معتقدند که آیه سقایة الحاج در مدینه و بعد از اسلام آوردن عباس بن عبدالمطلب بوده است؛ بنابراین این مقابله بین دو گروه از مؤمنان صورت گرفته است؛[۳۸] اما عده‌ای دیگر زمان نزول آیه را قبل از ایمان آوردن عباس دانسته[۳۹] و این مقابله را بین مؤمنان و کافران می‌دانند؛[۴۰] چنان‌که در روایتی، عباس درخواست امام علی(ع) را برای هجرت رد کرده و عمل سقایت را برتر معرفی می‌کند[۴۱] و یا زمانی‌که عباس در غزوه بدر اسیر شد، گفت اگر شما در اسلام آوردن بر ما پیشی گرفته‌اید؛ ما بر شما در سقایت حاجیان و عمارت کعبه بر شما سبقت گرفته‌ایم.[۴۲] در پاره‌ای از گزارش‌ها نیز این مقابله بین گروه مسلمانان با یهود دانسته شده که مدعی بودند اعمال سقایت و کلیدداری مسجد از ایمان به خدا و جهاد برتر است.[۴۳]

تفسیر

از آیه سقایه الحاج چنین برداشت شده که هیچ عملی بدون ایمان ارزشی ندارد؛ هرچند که خود عمل از اعمال نیکو و تحسین‌برانگیز باشد.[۴۴]

معناشناسی

نوشتار اصلی: سقایة الحاج

سقایت به معنای محل آب خوردن و یا ظرف آب است[۴۵] و یا وسیله و پیمانه‌ای که با آن آب می‌دهند[۴۶] چنا‌نکه به ابزار آب کشیدن و یا محلی که در آن چاه آب قرار دارد، نیز گفته شده است؛[۴۷] اما سقایه در این آیه به‌معنای مصدری آن یعنی آب دادن[۴۸] و سیراب کردن حاجیان است.[۴۹]

منصب سقایة الحاج در کنار منصب کلیدداری کعبه از مهم‌ترین مناصب قبل از اسلام محسوب می‌شد[۵۰] و از اعمال بزرگان مکه[۵۱] و در اختیار بنی‌هاشم[۵۲] و متولی آن عباس بن عبدالمطلب بود.[۵۳] بعد از اسلام نیز این دو عمل مورد تأیید قرار گرفت.[۵۴]

احتجاج‌ها

حضرت علی(ع) در شورای شش‌نفره که پس از مرگ خلیفه دوم برای تعیین خلیفه تشکیل شد، برای اثبات شایستگی و برتری خود به خلافت به شأن نزول این آیه استناد کرد و آنها نیز گفته او را تأیید کردند.[۵۵] و حتی در جواب سؤالی که از او بهترین فضیلتش را پرسیدند به این آیه اشاره کرد.[۵۶]

امام حسن(ع) نیز در جریان صلح با معاویه در خطبه‌ای به فضیلت پدرش طبق این آیه اشاره کرده است.[۵۷] و حتی در نامه مأمون به هاشمیان، که در آن به مدح و ستایش امام علی(ع) و برتری او نسبت به عباس بن عبدالمطلب می‌پردازد، به این آیه استناد کرده است.[۵۸] داستان مفاخره و نزول آیه در مورد آن را شعرای بزرگی چون سید حمیری، الناشی، البشنوی، به رشته نظم در آورده‌اند.[۵۹]

برداشت‌ها

برخی از محققان معتقدند آیه سقایه الحاج در بیان افضلیت امام علی(ع) نازل شده[۶۰] و دلالت بر برتری امام بر دیگر صحابه دارد[۶۱] و اولویت امام علی(ع) را در مسئله ولایت و خلافت بعد از پیامبر(ص) به اثبات می‌رساند.[۶۲] همچنین گفته شده دلالت این آیه بر ولایت حضرت علی(ع) واضح است؛ به‌گونه‌ای که مثل آن در حق هیچ‌یک از صحابه نیامده است؛[۶۳] زیرا به اتفاق همه، امام در ایمان، هجرت و جهاد از همه صحابه برتر بود.[۶۴]

مکارم شیرازی معتقد است با توجه به فضیلت سبقت در ایمان و جهاد امام علی(ع) بر دیگران و فقدان چنین فضیلتی در دیگران، اگر خداوند بخواهد جانشینی برای پیامبر(ص) انتخاب کند، «افضل» را بر «مفضول» و حتّی «فاضل» مقدم می‌کند؛ زیرا خداوند حکیم است و تقدیم «مفضول» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف حکمت است و اگر مسئله خلافت انتخابی هم باشد، عقلا نیز با وجود «افضل» به سراغ «فاضل» یا «مفضول» نمی‌روند. بنابراین با آیه فوق هم می‌توان ولایت حضرت را ثابت کرد.[۶۵]

پانویس

  1. مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۹.
  2. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۹، ص۲۰۳-۲۰۵.
  3. طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲، ج۱۰، ص۶۷؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۸، ص۹۲، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۳.
  4. فرات کوفی، تفسیر فرات کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۱۶۵-۱۶۶؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ش، ج۸، ص۹۱؛ حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ۱۴۰۹ق، ص۲۰۶.
  5. فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۵۵.
  6. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۲.
  7. فرات کوفی، تفسیر فرات کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۱۶۵، ۱۶۹.
  8. مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۰۹.
  9. قمی، تفسیر قمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۸۴.
  10. فرات کوفی، تفسیر فرات کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۱۷۰.
  11. قمی، تفسیر قمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۸۴؛ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۹۵.
  12. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۲۲۰.
  13. فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۵۵.
  14. برای نمونه نگاه کنید به: ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۷؛ ثعالبی، جواهر الحسان، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۷۰.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۱.
  16. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۹۴
  17. برای نمونه نگاه کنید به: فرات کوفی، تفسیر فرات کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۱۶۶.
  18. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۴.
  19. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۳.
  20. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۲۳.
  21. طبری، جامع البیان، ج۱، ص۶۷-۶۸.
  22. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ش، ج۸، ص۹۱-۹۲.
  23. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۲۲۰.
  24. ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۱۰۸.
  25. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۴۸-۷۵۰؛ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۹۵.
  26. برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۰۴؛ ابن حیون، دعائم الإسلام، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۹؛ شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۲۴؛ شیخ طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۵۴۵.
  27. مسلم، صحیح مسلم، بیروت، ج۳، ص۱۴۹۹.
  28. برای نمونه نگاه کنید به: طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص: ۶۸؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۱۹-۲۱.
  29. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۵.
  30. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۳۵۸.
  31. ابن تیمیه، منهاج السنه، ۱۴۰۶ق، ج۵، ص۱۸.
  32. میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۳.
  33. استرآبادی، البراهین القاطعة، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۶۰؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۴.
  34. علامه مجلسی، حق الیقین، تهران، ص۸۳.
  35. میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.
  36. مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۶؛ مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۲.
  37. شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۲۲.
  38. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۹، ص۲۰۳-۲۰۵.
  39. مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۵.
  40. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۸، ص۹۲.
  41. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۲۳؛ ابن جوزی، زاد المسیر، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۴۴.
  42. طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲، ج۱۰، ص۶۷؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۲۱۹؛ شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۵، ص۱۹۱؛ ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۱۰۸.
  43. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۸، ص۹۲؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۷.
  44. جعفری، تفسیر کوثر، قم، ج۴، ص۴۴۷؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص۳۹۴.
  45. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۳۹۲.
  46. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۳.
  47. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش،ج۵، ص۲۴.
  48. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۹، ص۲۰۳-۲۰۵.
  49. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۳۹۲.
  50. برای اطلاع از دلیل اهمیت این دو منصب رجوع کنید به: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۳۲۳.
  51. عسکری، معالم المدرستین، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۰۱.
  52. فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۵۷.
  53. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹ق، ج۳،ص۲۶۲؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۷؛ ثعالبی، جواهر الحسان، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۷۰.
  54. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۶۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۶۱؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۶۴.
  55. شیخ طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۵۵۰؛ دیلمی، إرشاد القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۶۱؛ طبری، المسترشد، ۱۴۱۵ق، ص۳۵۲؛ طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۴۰.
  56. ابن حیون، دعائم الإسلام، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۶؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۸۳.
  57. هلالی، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۹۶۰؛ شیخ طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۵۶۱-۵۶۳؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۳۶.
  58. علامه مجلسی، زندگانی حضرت امام رضا(ع)، ۱۳۸۰ش، ص۲۰۲-۲۰۵.
  59. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۹۶.
  60. علامه حلی، منهاج الکرامة،۱۳۷۹ش، ص۸۵،؛ جمعی از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت(ع)، ۱۴۲۶ش، ج۲۲، ص۱۸.
  61. میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.
  62. شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۲۸؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۵؛ میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶؛ مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۹.
  63. سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۵۱؛ میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۳.
  64. مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۷؛ علامه مجلسی، حق الیقین، تهران، ص۸۴.
  65. مکارم شیرازی، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۴.
  1. شیخ طوسی در کتاب التبیان فی تفسیر القرآن در توضیح مطلب گفته است که خداوند در این آیه گروهی از کفار را که به سقایت حاجیان و عمارت مسجد الحرام مشغول بودند و این اعمال را مساوی یا برتر از ایمان و جهاد می‌دانستند، مورد خطاب قرار داده و به آنها از مساوی نبودن این اعمال در برابر ایمان به خدا و جهاد در راه خدا تأکید می‌کند.(شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۵، ص۱۹۱.)
  2. شوشتری نویسنده کتاب احقاق الحق به بیش از ۱۵ کتاب تفسیری اهل سنت که این شأن نزول را ذکر کرده‌اند، اشاره کرده و روایات آنها را نقل می‌کند.(شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱۴، ص۱۹۴-۱۹۹.) علامه امینی نیز در کتاب الغدیر به بسیاری از علمای اهل سنت اشاره کرده(الغدیر، ج۲، ص: ۹۳-۹۶) و گفته است که این همه موارد نبوده و برای رعایت اختصار به بخشی از آنها اشاره کرده است.(علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۹۶.)

منابع

  • ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق أسعد محمد الطیب، عربستان، مکتبة نزار مصطفی الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
  • ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.
  • ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.
  • ابن حیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.
  • ابن منظور، لسان العرب، بیروت، ‌دارالفکر-دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۲۲ق.
  • ابن‌عطیه، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • استر آبادی، محمد جعفر، البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، قم، مکتب الأعلام الإسلامی، ۱۳۸۲ش.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
  • ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی المسمی بالجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
  • ثعلبی، احمد بن محمد، الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • جعفری یعقوب، تفسیر کوثر، قم، هجرت، بی‌تا.
  • جمعی از نویسندگان، فی رحاب أهل البیت(ع)، قم، المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
  • حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق محمدباقر محمودی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • حسینی استرآبادی سید شرف الدین علی، تأویل الآیات الظاهرة، تحقیق حسین استاد ولی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۹ق.
  • حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
  • زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت،‌ دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • سید بن طاووس حسنی، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف فی معرفة مذاهب الطوائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
  • شوشتری، قاضی نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ‌دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، الإحتجاج، مشهد، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • طبری، محمد بن جریر بن رستم، المسترشد فی إمامة أمیر المؤمنین(ع)، قم، مؤسسة الواصف، ۱۴۱۵ق.
  • عسکری، سید مرتضی، معالم المدرستین، تهران، مؤسسة البعثة، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ق.
  • علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، مرکز الغدیر، ۱۴۱۶ق.
  • علامه حلی، سید علی میلانی، میلانی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، قم، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۳۸۶ش.
  • علامه حلی، منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، مشهد، مؤسسة عاشورا، ۱۳۷۹ش.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، حق الیقین، تهران، انتشارات اسلامیه، بی‌تا.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، زندگانی حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، ترجمه موسی خسروی، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق هاشم رسولی، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)،‌ بیروت، ‌دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فرات کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تحقیق محمد کاظم محمودی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • فضل الله سید محمد حسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، ‌دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تحقیق أحمد البردونی و إبراهیم أطفیش، قاهره، دارالکتب المصریة، چاپ دوم، ۱۳۸۴ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • مظفر، محمد حسین، دلائل الصدق، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، ۱۴۲۲ق.
  • مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، قم، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، آیات الولایة فی القرآن، ۱۳۸۳ش، قم، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، ۱۳۸۳ش.
  • هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، قم، الهادی، ۱۴۰۵ق.
  • یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‌تا.