آیه قذف
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| نام آیه | آیه قَذف |
| واقع در سوره | نور |
| شماره آیه | ۴ |
| جزء | ۱۸ |
| اطلاعات محتوایی | |
| موضوع | حکم تهمت زنا و لواط |
| درباره | تهمت زنا و لواط بدون شاهد |
آیه قَذْف یا آیه ۴ سوره نور، از آیات الاحکام است که حرمت قَذْف و حَدّ آن را بیان میکند. آیه قذف در ادامه احکام کیفری آیات پیشین سوره نور آمده و با آیه ۲۳ همین سوره ارتباط دارد. بر اساس این آیه، کسی که بدون ارائه چهار شاهد، زن پاکدامنی را به زنا متهم کند، به هشتاد ضربه شلاق محکوم میشود، شهادتش پذیرفته نیست و فاسق شمرده میشود. این حکم به اتهام زنا نسبت به مردان پاکدامن نیز تعمیم داده شده است.
معرفی آیه و جایگاه آن در علوم اسلامی
آیه ۴ سوره نور با عنوانهای «آیه قذف»،[۱] «آیه رَمْی»[۲] و نیز «آیه حَدّ قَذْف»[۳] شناخته میشود. این آیه از آیات الاحکام است و در مباحث فقهی، بهویژه احکام حدود، مورد استناد قرار گرفته است.[۴] فقیهان با استناد به آن، حرمت قَذْف و مجازات حَدّ آن را حکم مورد اتفاق مسلمانان دانستهاند.[۵] این آیه در علوم قرآنی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در کتابهای علوم قرآنی، از آیه قذف برای توضیح این دیدگاه استفاده شده که احکام قرآن به سبب نزول آیه اختصاص ندارند؛ بنابراین، اگرچه آیه درباره واقعهای خاص و افراد معینی نازل شده باشد، حکم آن میتواند عمومی و شامل همه مسلمانان باشد.[۶]
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
و کسانى که زنان پاک دامن را متهم مى کنند، سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمى آورند، آن ها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقاناند. (سوره نور، آیه ۴)
در برخی منابع اسباب نزول، حادثه افک بهعنوان سبب نزول این آیه ذکر شده است.[۷] در مقابل، محمدجواد مغنیه از مفسران اهل لبنان میگوید بیشتر مفسران و تاریخنگاران، آیات ۱۱ تا ۲۰ سوره نور را مرتبط با حادثه افک دانستهاند.[۸] در برخی گزارشهای دیگر نیز نزول آیه قذف به ماجرای هلال بن اُمَیّه و اتهام او به همسرش مرتبط دانسته شده است.[۹]
معنای آیه
آیه قذف برای کسانی که بدون ارائه چهار شاهد، زنان پاکدامن را به زنا متهم میکنند، سه مجازات بیان کرده است: هشتاد ضربه شلاق، نپذیرفتن شهادت آنان و حکم به فسق آنان.[۱۰] به گفته ناصر مکارم شیرازی، مؤلف تفسیر نمونه، شدت این مجازاتها نشاندهنده اهمیت آبروی افراد در اسلام است.[۱۱] این حساسیت از آن جهت بیشتر آشکار میشود که در بسیاری از جرایم، شهادت دو شاهد کافی است، اما برای اثبات اتهام زنا چهار شاهد لازم دانسته شده است.[۱۲]
اگرچه در نگاه نخست، تعبیر بهکاررفته در آیه میتواند انواع تهمت را شامل شود، ولی به گفته علامه طباطبایی، مؤلف تفسیر المیزان، با توجه به سیاق آیات، این آیه ناظر به اتهام زنا به زنان عفیف است.[۱۳] همچنین، هرچند آیه در ظاهر درباره مردانی سخن میگوید که زنان پاکدامن را متهم به زنا میکنند، این حکم به موارد دیگر، مانند اتهام زنا از سوی زنان به مردان پاکدامن[۱۴] و اتهام لواط به مردان[۱۵] نیز تعمیم داده شده است.
ارتباط با آیات دیگر
آیه قذف با آیه ۲۳ سوره نور ارتباط دارد و هر دو بر حرمت قذف دلالت میکنند.[۱۶] آیه قذف، در ادامه آیات پیشین سوره نور، به یکی از احکام کیفری اسلام میپردازد.[۱۷] بر اساس آیه نخست سوره، بیان احکام شرعی و معارف مرتبط با آنها از اهداف اصلی این سوره معرفی شده است.[۱۸] در آیه ۲، حکم مجازات زناکاران[۱۹] و در آیه ۳، حکم ازدواج با آنان بیان شده است.[۲۰] به گفته مکارم شیرازی، ممکن است مجازاتهای بیانشده در آیات ۱ و ۲، زمینه اتهام ناروا به افراد پاکدامن را فراهم کند؛ ازاینرو، آیه مورد بحث برای کسانی که دیگران را به زنا متهم میکنند، مجازات تعیین کرده است تا از آبروی افراد پاکدامن حمایت شود.[۲۱] در آیه ۵، توبهکنندگان از این حکم استثنا شدهاند[۲۲] و در آیه ۶ نیز حکم قذف خاص، یعنی حکم قذف شوهران نسبت به همسران بیان شده است.[۲۳]
پانویس
- ↑ زحیلی، التفسیر المنیر، ۱۴۱۱ق، ج۱۸، ص۱۵۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۲۱، ص۳۶؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۲۹۶.
- ↑ نگاه کنید به: مشکینی، رسائل قرآنی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۵۷؛ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۱۲، ص۱۹۸.
- ↑ فاضل جواد، مسالک الافهام، ۱۳۶۵ش، ج۴، ص۱۹۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۱۵، شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۳۵۰.
- ↑ طاهری، درسهایی از علوم قرآنی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۱۴؛ سعیدیروشن، اسباب نزول یا زمینههای نزول آیات قرآن، زمزم هدایت، ص۲۹؛ زرقانی، مناهل العرفان، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۱۸.
- ↑ عنایه، اسباب النزول القرآنی، ۱۴۱۱ق، ص۵۹.
- ↑ مغنیه، تفسیرالکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۴۰۳.
- ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۲، ص۱۸۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۳۶۹-۳۷۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۳۷۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۳۷۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۸۱.
- ↑ مشکینی، تفسیر روان، ۱۳۹۲ش، ج۵، ص۲۷۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۴۰۲.
- ↑ مشکینی، رسائل قرآنی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۵۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۷۸-۸۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۷۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۷۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۸۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۴، ص۳۶۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۱۹۹.
- ↑ جزائری، ایسر التفاسیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۵۵۰.
منابع
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المعانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
- جزائری، جابر، ایسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر، مدینه، مکتبة العلوم و الحکم، ۱۴۱۶ق.
- زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۱ق.
- زرقانی، محمد عبدالعظیم، مناهل العرفان فی علوم القران، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- سعیدیروشن، محمدباقر، اسباب نزول یا زمینههای نزول آیات قرآن، قم، زمزم هدایت، بیتا.
- شهید ثانی، زینالدین العاملی، الروضة البهیة فی شرح اللمعية الدمشقیه، قم، دار التفسیر، ۱۴۲۷ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبة المرتضویه، ۱۳۸۷ق.
- صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
- طاهری، حبیبالله، درسهایی از علوم قرآنی، قم، اسوه، ۱۳۷۷ش.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلامی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
- عنایه، غازی حسین، اسباب النزول القرآنی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۱ق.
- فاضل جواد، جواد بن سعید، مسالک الافهام الی آیات الاحکام، تهران، المکتبة المرتضویه، ۱۳۶۵ش.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
- مشکینی، علی، تفسیر روان، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۹۲ش.
- مشکینی، علی، رسائل قرآنی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۹۳ش
- مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
- مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بیتا.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.