در روایات، برای قرائت سوره طور فضیلتهایی بیان شده است؛ از جمله حفظ از عذاب جهنم، ورود به بهشت و برخورداری از خیر دنیا و آخرت. همچنین نقل شده است پیامبر(ص) این سوره را در نماز مغرب قرائت میکرد.
سوره طور ۴۹ آیه، ۳۱۳ کلمه و ۱۳۲۴ حرف دارد و از سورههای مُفَصَّلات به شمار میرود.[۴]
محتوا
به نوشته المیزان، محور اصلی سوره طور، تهدید منکران حق به عذاب در قیامت است. این سوره با سوگندهایی بر حتمی بودن این عذاب تأکید میکند، بخشی از ویژگیهای آن و نعمتهای بهشتیان را شرح میدهد و تکذیبکنندگان نبوتپیامبر(ص) و تهمتزنندگان به او را نکوهش میکند. سوره در پایان، پیامبر(ص) را به تسبیح پروردگار فرمان میدهد.[۵]
طور سینا در جنوب صحرای سینا، واقع در شمال شرقی مصر و هممرز با فلسطین، اردن و عربستان قرار دارد. در این منطقه کوههای متعددی وجود دارد که کوه سینا یکی از آنهاست.[۶] ابنمنظور لغت شناس و ادیب، نیز طور سیناء را کوهی در شام معرفی کرده است.[۷] برخی محققان احتمال دادهاند که منظور از طور سیناء، مجموعهای از کوهها باشد و کاربرد دو تعبیر «سَیْناء» و «سینین» در قرآن نیز به تفاوت میان این مجموعه و بخشی از آن اشاره داشته باشد.[۸] امروزه در جنوب صحرای سینا، کوهی به نام سیناء در نزدیکی دیر کاترین مقدس وجود دارد.[۹]
مفسران در بحث شفاعت، به آیه ۲۱ سوره طور استناد کردهاند و آن را بیانگر پیوستن فرزندان مؤمن به پدران خود در بهشت و بهرهمندی آنان از پاداش اعمال نیک پدران دانستهاند. به باور آنان، ایمان، پاکی عقیده و اخلاص فرزندان، زمینه این الحاق را فراهم میکند؛ ازاینرو، این برخورداری نتیجه ایمان و کردار خود آنان نیز هست.[۱۰]علامه طباطبائی در تفسیر المیزان معتقد است ایمان فرزندانِ ملحقشده به پدرانشان، کمتر از ایمان آنان است؛ زیرا اگر ایمانشان برابر یا بیشتر بود، الحاق آنان به پدران، امتیاز و نعمتی ویژه به شمار نمیآمد.[۱۱]
در روایات نیز بر نقش محبت به اولیای الهی در همراهی با آنان تأکید شده است. امام باقر(ع) در روایتی به جابر بن یزید جعفی فرمود: اگر کسی اهل طاعت خدا را دوست بدارد و از اهل معصیت بیزار باشد، نشانه وجود خیر در اوست و خداوند او را دوست دارد؛ زیرا انسان همواره با محبوب خود همراه است.[۱۲]
﴿و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروی کردهاند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزی از کار[ها]شان را نمیکاهیم هر کسی در گرو دستاورد خویش است ٢١﴾
﴿و [نیز] پارهای از شب و در فروشدن ستارگان تسبیحگوی او باش ٤٩﴾
﴿سوگند بهطور ١ و کتابی نگاشته شده ٢ در طوماری گسترده ٣ سوگند به آن خانه آباد [خدا] ٤ سوگند به بام بلند [آسمان] ٥ و آن دریای سرشار [و افروخته] ٦ که عذاب پروردگارت واقعشدنی است ٧ آن را هیچ بازدارندهای نیست ٨ روزی که آسمان سخت در تب و تاب افتد ٩ و کوهها [جمله] به حرکت درآیند ١٠ پس وای بر تکذیبکنندگان در آن روز ١١ آنان که به یاوه سرگرمند ١٢ روزی که به سوی آتش جهنم کشیده میشوند [چه] کشیدنی ١٣ [و به آنان گویند] این همان آتشی است که دروغش میپنداشتید ١٤ آیا این افسون استیا شما [درست] نمیبینید ١٥ به آن درآیید خواه بشکیبید یا نشکیبید به حال شما یکسان است تنها به آنچه میکردید مجازات مییابید ١٦ پرهیزگاران در باغهایی و [در] ناز و نعمتند ١٧ به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است ١٨ [به آنان گویند] به [پاداش] آنچه به جای میآوردید بخورید و بنوشید گواراتان باد ١٩ بر تختهایی ردیف هم تکیه زدهاند و حوران درشتچشم را همسر آنان گرداندهایم ٢٠ و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروی کردهاند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزی از کار[ها]شان را نمیکاهیم هر کسی در گرو دستاورد خویش است ٢١ با [هر نوع] میوه و گوشتی که دلخواه آنهاست آنان را مدد [و تقویت] میکنیم ٢٢ در آنجا جامی از دست هم میربایند [و بر سرش همچشمی میکنند] که در آن نه یاوه گویی است و نه گناه ٢٣ و برای [خدمت] آنان پسرانی است که بر گردشان همیگردند انگاری آنها مرواریدیاند که [در صدف] نهفته است ٢٤ و برخیشان رو به برخی کنند [و] از هم پرسند ٢٥ گویند ما پیشتر در میان خانواده خود بیمناک بودیم ٢٦ پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ کرد ٢٧ ما از دیرباز او را میخواندیم که او همان نیکوکار مهربان است ٢٨ پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه ٢٩ یا میگویند شاعری است که انتظار مرگش را میبریم [و چشم به راه بد زمانه بر اوییم] ٣٠ بگو منتظر باشید که من [نیز] با شما از منتظرانم ٣١ آیا پندارهایشان آنان را به این [موضعگیری] وامیدارد یا [نه] آنها مردمی سرکشند ٣٢ یا میگویند آن را بربافته [نه] بلکه باور ندارند ٣٣ پس اگر راست میگویند سخنی مثل آن بیاورند ٣٤ آیا از هیچ خلق شدهاند یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند ٣٥ آیا آسمانها و زمین را [آنان] خلق کردهاند [نه] بلکه یقین ندارند ٣٦ آیا ذخایر پروردگار تو پیش آنهاستیا ایشان تسلط [تام] دارند ٣٧ آیا نردبانی دارند که بر آن [بر شوند و] بشنوند پس باید شنونده آنان برهانی آشکار بیاورد ٣٨ آیا خدا را دختران است و شما را پسران ٣٩ آیا از آنها مزدی مطالبه میکنی و آنان از [تعهد ادای] تاوان گرانبارند ٤٠ آیا [علم] غیب پیش آنهاست و آنها مینویسند ٤١ یا میخواهند نیرنگی بزنند و [لی] آنان که کافر شدهاند خود دچار نیرنگ شدهاند ٤٢ آیا ایشان را جز خدا معبودی است منزه است خدا از آنچه [با او] شریک میگردانند ٤٣ و اگر پارهسنگی را در حال سقوط از آسمان ببینند میگویند ابری متراکم است ٤٤ پس بگذارشان تا به آن روزی که در آن بیهوش میافتند برسند ٤٥ روزی که نیرنگشان به هیچوجه به کارشان نیاید و حمایت نیابند ٤٦ و در حقیقت غیر از این [مجازات] عذابی [دیگر] برای کسانی که ظلم کردهاند خواهد بود ولی بیشترشان نمیدانند [که آن عذاب چیست] ٤٧ و در برابر دستور پروردگارت شکیبایی پیشه کن که تو خود در حمایت مایی و هنگامی که [از خواب] برمیخیزی به نیایش پروردگارت تسبیحگوی ٤٨ و [نیز] پارهای از شب و در فروشدن ستارگان تسبیحگوی او باش ٤٩﴾