پرش به محتوا

سوره طه

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
سوره طه
شماره سوره۲۰
جزء۱۶
نزول
ترتیب نزول۴۵
مکی/مدنیمکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات۱۳۵
تعداد کلمات۱۱۷۷
تعداد حروف۵۰۹۳


سوره طه بیستمین سوره قرآن و از سوره‌های مکی است که در جزء شانزدهم قرآن قرار دارد. این سوره با حروف مقطعه «طه» آغاز می‌شود و نام خود را از همین حروف گرفته است. از مهم‌ترین موضوعات آن می‌توان به رسالت پیامبر اسلام(ص)، جایگاه قرآن، توحید، قیامت، دعوت به عبادت و یاد خدا، و توصیه به صبر و استقامت اشاره کرد.

بخش عمده سوره به داستان حضرت موسی(ع)، از برگزیده شدن او به پیامبری تا رویارویی با فرعون، خروج بنی‌اسرائیل از مصر و ماجرای سامری اختصاص دارد. در پایان سوره نیز داستان حضرت آدم(ع)، نافرمانی ابلیس و هبوط آدم به زمین بیان شده است.

از آیات شناخته‌شده این سوره می‌توان به آیه ۸ درباره اسماء الحسنی، آیات ۲۵ تا ۲۸ درباره دعای حضرت موسی(ع) برای شرح صدر، و آیه ۱۲۴ درباره پیامدهای روی‌گردانی از یاد خدا اشاره کرد. همچنین آیات ۱۴، ۱۳۰ و ۱۳۲ از آیات‌الاحکام و مرتبط با احکام نماز به شمار آمده‌اند. در روایات نیز فضیلت‌هایی برای تلاوت این سوره نقل شده است؛ از جمله اینکه تلاوت آن موجب پاداش فراوان در روز قیامت خواهد بود.

علامه طباطبایی هدف اصلی سوره را دعوت به توحید و یادآوری قیامت از طریق هشدار و بشارت و بیان سرگذشت پیامبران و اقوام گذشته می‌داند.

معرفی

نامگذاری

سوره طه به دلیل آغاز شدن با حروف مقطعه «ط» و «ه» به این نام شناخته می‌شود.[۱] در برخی منابع، از آن با نام «کلیم» نیز یاد شده است؛ زیرا بخش عمده سوره به زندگی حضرت موسی(ع)، مشهور به «کلیم‌الله» (کسی که خدا با او سخن گفت)، اختصاص دارد.[۲]

ترتیب و محل نزول

سوره طه از سوره‌های مکی است و بر اساس ترتیب نزول، چهل‌وپنجمین سوره نازل‌شده بر پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌رود. در ترتیب کنونی قرآن، بیستمین سوره است[۳] و در جزء شانزدهم قرار دارد.

تعداد آیات و دیگر ویژگی‌ها

سوره طه ۱۳۵ آیه، ۱۵۳۴ کلمه و ۵۳۹۹ حرف دارد. از نظر حجم، از سوره‌های مِئون به شمار می‌آید و حدود نیم جزء قرآن را در بر می‌گیرد[۴] این سوره یازدهمین سوره قرآن است که با حروف مقطعه آغاز می‌شود.[۵]

محتوا و محورهای سوره

علامه طباطبایی هدف اصلی سوره طه را دعوت به توحید و یادآوری قیامت از طریق هشدار و بشارت می‌داند. به باور او، این سوره با بیان سرگذشت پیامبران و سرنوشت طغیانگران و تکذیب‌کنندگان، مخاطب را به پذیرش یگانگی خداوند و ایمان به رستاخیز فرا می‌خواند.[۶]

مهم‌ترین محورهای سوره عبارت‌اند از:

  • رسالت پیامبر اسلام(ص) و وظیفه او در ابلاغ پیام الهی؛
  • صفات خداوند، جایگاه قرآن و هدف از نزول آن؛
  • دعوت به توحید و هشدار درباره پیامدهای شرک و نافرمانی؛
  • قیامت، حسابرسی و سرنوشت انسان‌ها؛
  • توصیه‌های اخلاقی و عبادی، از جمله صبر، نماز و یاد خدا؛
  • بیان سرگذشت برخی پیامبران، به‌ویژه حضرت موسی(ع) و حضرت آدم(ع).[۷]

داستان‌ها و روایت‌های تاریخی

بخش عمده سوره طه به زندگی و رسالت حضرت موسی(ع) اختصاص دارد و در پایان سوره نیز به داستان حضرت آدم(ع) و هبوط او به زمین اشاره شده است.

داستان موسی(ع) (آیات ۹-۹۸)

داستان حضرت آدم(ع) (آیات ۱۱۵–۱۲۳):

شأن نزول برخی آیات

برای آیات آغازین و آیه ۱۳۱ سوره طه شأن نزول نقل شده است.

میانه‌روی در عبادات

بنابر روایات، پیامبر(ص) پس از نزول قرآن، عبادت فراوانی انجام می‌داد؛ به گونه‌ای که بر اثر ایستادن طولانی، پاهایش ورم می‌کرد. در پی این رفتار، آیات آغازین سوره طه نازل شد و به پیامبر(ص) یادآور شد که قرآن برای به مشقت انداختن او نازل نشده است و در عبادت باید میانه‌روی رعایت شود.[۹]

واحدی نیشابوری نیز نقل کرده است که ابوجهل، نضر بن حارث و گروهی از مشرکان قریش، مسلمانان را به سبب سختی‌هایی که در عبادت تحمل می‌کردند، سرزنش می‌کردند. به گفته او، آیات آغازین سوره طه در پاسخ به این طعنه‌ها نازل شد و مسلمانان را از به مشقت انداختن خود در عبادت بازداشت.[۱۰]

تسلای پیامبر(ص)

درباره سبب نزول آیه ۱۳۱ سوره طه نقل شده است که روزی پیامبر(ص) برای پذیرایی از مهمانی، ابورافع را نزد مردی یهودی فرستاد تا مقداری آرد به صورت نسیه تهیه کند. مرد یهودی پذیرش این درخواست را به گرفتن گرو منوط کرد. پیامبر(ص) پس از آگاهی از ماجرا، زره خود را به عنوان گرو فرستاد. بنابر این گزارش، آیه ۱۳۱ پس از این رویداد نازل شد تا پیامبر(ص) را از چشم دوختن به نعمت‌های دنیوی دیگران بازدارد و او را دلگرم و تسلی دهد.[۱۱]

نکته‌های تفسیری

گفتگوی خداوند با موسی (آیات ۱۷و۱۸)

وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَىٰ* قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ ترجمه:و ای موسی، در دست راست تو چیست؟» گفت: «این عصای من است، بر آن تکیه می‌دهم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌تکانم، و کارهای دیگری هم برای من از آن برمی‌آید.»

در پاسخ به پرسش خداوند درباره عصای موسی، او کاربردهای مختلف عصا را برمی‌شمارد. علامه طباطبایی این پرسش را مقدمه‌ای برای آشکار شدن معجزه تبدیل شدن عصا به مار می‌داند؛ زیرا ابتدا بر ماهیت عادی و بی‌جان عصا تأکید می‌شود تا وقوع این معجزه روشن‌تر گردد. وی همچنین طولانی بودن پاسخ موسی را ناشی از لذت گفت‌وگو و مناجات با خداوند می‌داند.[۱۲]

استواء بر عرش (آیه ۵)

مفسران، تعبیر «الرَّ‌حْمَـٰنُ عَلَى الْعَرْ‌شِ اسْتَوَىٰ؛ خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است» را کنایه از حاکمیت و تدبیر فراگیر خداوند بر جهان دانسته‌اند، نه استقرار مکانی او بر عرش. آنان این آیه را بیانگر توحید در ربوبیت می‌شمارند.[۱۳] همچنین به‌کار رفتن صفت «الرحمن» را متناسب با رحمت گسترده خداوند در آفرینش و اداره جهان دانسته‌اند.[۱۴]

اسماءالحسنی (آیه ۸)

علامه طباطبایی آیه «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی‏» را از برجسته‌ترین آیات(غُرر الایات) این سوره نامیده است.[۱۵] مفسران اسماءالحسنی را نام‌ها و صفاتی دانسته‌اند که بیانگر کمال مطلق خداوند و منزّه بودن او از هر نقص است؛ مانند «علیم»، «حی» و «قدیر».[۱۶]

آیات مشهور

دعای حضرت موسی(ع)، آیات ۲۵ تا ۲۹ سوره طه، به خط کوفی

آیه شرح صدر

قَالَ رَ‌بِّ اشْرَ‌حْ لِی صَدْرِ‌ی وَیسِّرْ‌ لِی أَمْرِ‌ی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یفْقَهُوا قَوْلِی﴿۲۵-۲۸﴾
 ([موسی] گفت: پروردگارا، سینه‌ام را گشاده گردان، و کارم را برای من آسان ساز، و از زبانم گره بگشای، [تا] سخنم را بفهمند.)

این آیات دعای حضرت موسی(ع) پیش از آغاز مأموریتش برای دعوت فرعون است.[۱۷] مفسران، درخواست شرح صدر را به معنای برخورداری از ظرفیت روحی، بردباری و استقامت برای انجام رسالت دانسته‌اند. به باور آنان، موسی(ع) با توجه به سنگینی مأموریت، قدرت و سرکشی فرعون و دشواری هدایت بنی‌اسرائیل، از خداوند توان تحمل، آرامش، استواری و قدرت بیان خواست.[۱۸] برخی مفسران، شرح صدر را به روح بزرگ، اندیشه بلند و عقل توانا تفسیر کرده‌اند و آن را نخستین شرط موفقیت در تبلیغ و هدایت مردم دانسته‌اند.[۱۹]

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ۖ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ ۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا

بر اساس تفاسیر، این آیه پیامبر(ص) را از شتاب در تلاوت یا ابلاغ آیات، پیش از پایان یافتن نزول وحی، بازمی‌دارد و از او می‌خواهد تا پایان دریافت وحی صبر کند.[۲۰] در تفسیر مجمع‌البیان سه احتمال برای این دستور بیان شده است: شتاب نکردن در تلاوت قرآن پیش از پایان وحی، خودداری از تلاوت آیات، پیش از روشن شدن کامل معانی آنها و درخواست نکردن نزول وحی پیش از زمان مقرر الهی.[۲۱] در پایان آیه، پیامبر(ص) به دعا برای افزایش دانش فرمان داده شده است: «رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا». در روایتی از پیامبر(ص) آمده است که روزی که بر دانش و قرب الهی او افزوده نشود، روزی مبارک نیست.[۲۲]

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى

مفسران «زندگی تنگ» را بیشتر به معنای رنج و اضطراب روحی، دلبستگی افراطی به دنیا و محرومیت از آرامش معنوی دانسته‌اند، نه صرف فقر و تنگدستی.[۲۳] برخی نیز مشکلات اقتصادی و اجتماعی را نتیجه فاصله گرفتن از عدالت و هدایت الهی شمرده‌اند. به گفته مفسران، در این آیه «اعراض از یاد خدا» علت زندگی سخت معرفی شده است. مقصود از «ذکر» می‌تواند یاد خدا، قرآن یا دعوت پیامبران باشد و مراد از «معیشت ضنک» زندگی آمیخته با نگرانی، حرص و نارضایتی، حتی در کنار برخورداری از امکانات مادی است.[۲۴] در روایتی از امام علی(ع)، «معیشت ضنک» به عذاب قبر تفسیر شده است.[۲۵]

آیات الاحکام

آیات ۱۴، ۱۳۰ و ۱۳۲ سوره طه[یادداشت ۱] را جزو آيات الاحکام دانسته‌اند. در این آیات بیشتر بر اهتمام به خواندن نماز در اوقات مختلف روز و شب تاکید شده است.[۲۶]

فضیلت و خواص

در منابع حدیثی، فضیلت‌هایی برای تلاوت سوره طه نقل شده است. بر پایه روایتی از پیامبر اسلام(ص)، تلاوت‌کننده این سوره در روز قیامت پاداشی هم‌سنگ پاداش مهاجران و انصار دریافت می‌کند.[۲۷]همچنین از امام صادق(ع) نقل شده است که خداوند سوره طه و تلاوت‌کننده آن را دوست دارد. بر اساس این روایت، کسی که به تلاوت این سوره مداومت داشته باشد، در روز قیامت کارنامه اعمال خود را به دست راست دریافت می‌کند، حسابرسی آسانی خواهد داشت و پاداش فراوانی به او داده می‌شود.[۲۸]

در برخی منابع روایی و تفسیری نیز آثاری برای تلاوت سوره طه ذکر شده است؛ از جمله آسان شدن ازدواج، برآورده شدن حاجات و برخورداری از پاداش‌های اخروی.[۲۹]

متن و ترجمه سوره طه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

﴿طه ۝١ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ۝٢ إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى ۝٣ تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَا ۝٤ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ۝٥ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ۝٦ وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ۝٧ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ۝٨ وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ۝٩ إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ۝١٠ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ يَا مُوسَى ۝١١ إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ۝١٢ وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى ۝١٣ إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ۝١٤ إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ۝١٥ فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى ۝١٦ وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى ۝١٧ قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى ۝١٨ قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى ۝١٩ فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى ۝٢٠ قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى ۝٢١ وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى ۝٢٢ لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى ۝٢٣ اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ۝٢٤ قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ۝٢٥ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ۝٢٦ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ۝٢٧ يَفْقَهُوا قَوْلِي ۝٢٨ وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي ۝٢٩ هَارُونَ أَخِي ۝٣٠ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ۝٣١ وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ۝٣٢ كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا ۝٣٣ وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا ۝٣٤ إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا ۝٣٥ قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى ۝٣٦ وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى ۝٣٧ إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى ۝٣٨ أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي ۝٣٩ إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى ۝٤٠ وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي ۝٤١ اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي ۝٤٢ اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ۝٤٣ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى ۝٤٤ قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ يَطْغَى ۝٤٥ قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ۝٤٦ فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ۝٤٧ إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ۝٤٨ قَالَ فَمَنْ رَبُّكُمَا يَا مُوسَى ۝٤٩ قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ۝٥٠ قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى ۝٥١ قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى ۝٥٢ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى ۝٥٣ كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَى ۝٥٤ مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى ۝٥٥ وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى ۝٥٦ قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى ۝٥٧ فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنْتَ مَكَانًا سُوًى ۝٥٨ قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ۝٥٩ فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَى ۝٦٠ قَالَ لَهُمْ مُوسَى وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى ۝٦١ فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى ۝٦٢ قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى ۝٦٣ فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى ۝٦٤ قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى ۝٦٥ قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى ۝٦٦ فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَى ۝٦٧ قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى ۝٦٨ وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى ۝٦٩ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى ۝٧٠ قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى ۝٧١ قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ۝٧٢ إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ۝٧٣ إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَا ۝٧٤ وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَا ۝٧٥ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى ۝٧٦ وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى ۝٧٧ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ ۝٧٨ وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى ۝٧٩ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنْجَيْنَاكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى ۝٨٠ كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى ۝٨١ وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى ۝٨٢ وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَى ۝٨٣ قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى ۝٨٤ قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ ۝٨٥ فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي ۝٨٦ قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ ۝٨٧ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ ۝٨٨ أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا ۝٨٩ وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي ۝٩٠ قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى ۝٩١ قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا ۝٩٢ أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي ۝٩٣ قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ۝٩٤ قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ ۝٩٥ قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ۝٩٦ قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا ۝٩٧ إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا ۝٩٨ كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا ۝٩٩ مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا ۝١٠٠ خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا ۝١٠١ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا ۝١٠٢ يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا ۝١٠٣ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا ۝١٠٤ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا ۝١٠٥ فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا ۝١٠٦ لَا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا ۝١٠٧ يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا ۝١٠٨ يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ۝١٠٩ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا ۝١١٠ وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا ۝١١١ وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا ۝١١٢ وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا ۝١١٣ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا ۝١١٤ وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ۝١١٥ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ۝١١٦ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ۝١١٧ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى ۝١١٨ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى ۝١١٩ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى ۝١٢٠ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى ۝١٢١ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى ۝١٢٢ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى ۝١٢٣ وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ۝١٢٤ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ۝١٢٥ قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ۝١٢٦ وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآيَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ۝١٢٧ أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَى ۝١٢٨ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى ۝١٢٩ فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ۝١٣٠ وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى ۝١٣١ وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى ۝١٣٢ وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى ۝١٣٣ وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَى ۝١٣٤ قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى ۝١٣٥

﴿طه ۝١ قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی ۝٢ جز اینکه برای هر که می‌ترسد پندی باشد ۝٣ [کتابی است] نازل شده از جانب کسی که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است ۝٤ خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است ۝٥ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست ۝٦ و اگر سخن به آواز گویی او نهان و نهان‌تر را می‌داند ۝٧ خدایی که جز او معبودی نیست [و] نامهای نیکو به او اختصاص دارد ۝٨ و آیا خبر موسی به تو رسید ۝٩ هنگامی که آتشی دید پس به خانواده خود گفت درنگ کنید زیرا من آتشی دیدم امید که پاره‌ای از آن برای شما بیاورم یا در پرتو آتش راه [خود را باز] یابم ۝١٠ پس چون بدان رسید ندا داده شد که ای موسی ۝١١ این منم پروردگار تو پای‌پوش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس طوی هستی ۝١٢ و من تو را برگزیده‌ام پس بدانچه وحی می‌شود گوش فرا ده ۝١٣ منم من خدایی که جز من خدایی نیست پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار ۝١٤ در حقیقت قیامت فرارسنده است می‌خواهم آن را پوشیده دارم تا هر کسی به [موجب] آنچه می‌کوشد جزا یابد ۝١٥ پس هرگز نباید کسی که به آن ایمان ندارد و از هوس خویش پیروی کرده است تو را از [ایمان به] آن بازدارد که هلاک خواهی شد ۝١٦ و ای موسی در دست راست تو چیست ۝١٧ گفت این عصای من است بر آن تکیه می‌دهم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌تکانم و کارهای دیگری هم برای من از آن برمی‌آید ۝١٨ فرمود ای موسی آن را بینداز ۝١٩ پس آن را انداخت و ناگاه ماری شد که به سرعت می‌خزید ۝٢٠ فرمود آن را بگیر و مترس به زودی آن را به حال نخستینش بازخواهیم گردانید ۝٢١ و دست‌خود را به پهلویت ببر سپید بی‌گزند برمی‌آید [این] معجزه‌ای دیگر است ۝٢٢ تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمایانیم ۝٢٣ به سوی فرعون برو که او به سرکشی برخاسته است ۝٢٤ گفت پروردگارا سینه‌ام را گشاده گردان ۝٢٥ و کارم را برای من آسان ساز ۝٢٦ و از زبانم گره بگشای ۝٢٧ [تا] سخنم را بفهمند ۝٢٨ و برای من دستیاری از کسانم قرار ده ۝٢٩ هارون برادرم را ۝٣٠ پشتم را به او استوار کن ۝٣١ و او را شریک کارم گردان ۝٣٢ تا تو را فراوان تسبیح گوییم ۝٣٣ و بسیار به یاد تو باشیم ۝٣٤ زیرا تو همواره به [حال] ما بینایی ۝٣٥ فرمود ای موسی خواسته‌ات به تو داده شد ۝٣٦ و به راستی بار دیگر [هم] بر تو منت نهادیم ۝٣٧ هنگامی که به مادرت آنچه را که [باید] وحی می‌شد وحی کردیم ۝٣٨ که او را در صندوقچه‌ای بگذار سپس در دریایش افکن تا دریا [=رود نیل] او را به کرانه اندازد [و] دشمن من و دشمن وی او را برگیرد و مهری از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی ۝٣٩ آنگاه که خواهر تو می‌رفت و می‌گفت آیا شما را بر کسی که عهده‌دار او گردد دلالت کنم پس تو را به سوی مادرت بازگردانیدیم تا دیده‌اش روشن شود و غم نخورد و [سپس] شخصی را کشتی و [ما] تو را از اندوه رهانیدیم و تو را بارها آزمودیم و سالی چند در میان اهل مدین ماندی سپس ای موسی در زمان مقدر [و مقتضی] آمدی ۝٤٠ و تو را برای خود پروردم ۝٤١ تو و برادرت معجزه‌های مرا [برای مردم] ببرید و در یادکردن من سستی مکنید ۝٤٢ به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته ۝٤٣ و با او سخنی نرم گویید شاید که پند پذیرد یا بترسد ۝٤٤ آن دو گفتند پروردگارا ما می‌ترسیم که [او] آسیبی به ما برساند یا آنکه سرکشی کند ۝٤٥ فرمود مترسید من همراه شمایم می‌شنوم و می‌بینم ۝٤٦ پس به سوی او بروید و بگویید ما دو فرستاده پروردگار توایم پس فرزندان اسرائیل را با ما بفرست و عذابشان مکن به راستی ما برای تو از جانب پروردگارت معجزه‌ای آورده‌ایم و بر هر کس که از هدایت پیروی کند درود باد ۝٤٧ در حقیقت به سوی ما وحی آمده که عذاب بر کسی است که تکذیب کند و روی گرداند ۝٤٨ [فرعون] گفت ای موسی پروردگار شما دو تن کیست ۝٤٩ گفت پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که درخور اوست داده سپس آن را هدایت فرموده است ۝٥٠ گفت‌حال نسلهای گذشته چون است ۝٥١ گفت علم آن در کتابی نزد پروردگار من است پروردگارم نه خطا می‌کند و نه فراموش می‌نماید ۝٥٢ همان کسی که زمین را برایتان گهواره‌ای ساخت و برای شما در آن راه‌ها ترسیم کرد و از آسمان آبی فرود آورد پس به وسیله آن رستنیهای گوناگون جفت جفت بیرون آوردیم ۝٥٣ بخورید و دامهایتان را بچرانید که قطعا در اینها برای خردمندان نشانه‌هایی است ۝٥٤ از این [زمین] شما را آفریده‌ایم در آن شما را بازمی‌گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون می‌آوریم ۝٥٥ در حقیقت [ما] همه آیات خود را به [فرعون] نشان دادیم ولی [او آنها را] دروغ پنداشت و نپذیرفت ۝٥٦ گفت ای موسی آمده‌ای تا با سحر خود ما را از سرزمینمان بیرون کنی ۝٥٧ ما [هم] قطعا برای تو سحری مثل آن خواهیم آورد پس میان ما و خودت موعدی بگذار که نه ما آن را خلاف کنیم و نه تو [آن هم] در جایی هموار ۝٥٨ [موسی] گفت موعد شما روز جشن باشد که مردم پیش از ظهر گرد می‌آیند ۝٥٩ پس فرعون رفت و [همه] نیرنگ خود را گرد آورد و بازآمد ۝٦٠ موسی به [ساحران] گفت وای بر شما به خدا دروغ مبندید که شما را به عذابی [سخت] هلاک می‌کند و هر که دروغ بندد نومید می‌گردد ۝٦١ [ساحران] میان خود در باره کارشان به نزاع برخاستند و به نجوا پرداختند ۝٦٢ [فرعونیان] گفتند قطعا این دو تن ساحرند [و] می‌خواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون کنند و آیین والای شما را براندازند ۝٦٣ پس نیرنگ خود را گرد آورید و به صف پیش آیید در حقیقت امروز هر که فایق آید خوشبخت می‌شود ۝٦٤ [ساحران] گفتند ای موسی یا تو می‌افکنی یا [ما] نخستین کس باشیم که می‌اندازیم ۝٦٥ گفت [نه] بلکه شما بیندازید پس ناگهان ریسمانها و چوبدستی‌هایشان بر اثر سحرشان در خیال او [چنین] می‌نمود که آنها به شتاب می‌خزند ۝٦٦ و موسی در خود بیمی احساس کرد ۝٦٧ گفتیم مترس که تو خود برتری ۝٦٨ و آنچه در دست راست داری بینداز تا هر چه را ساخته‌اند ببلعد در حقیقت آنچه سرهم‌بندی کرده‌اند افسون افسونگر است و افسونگر هر جا برود رستگار نمی‌شود ۝٦٩ پس ساحران به سجده درافتادند گفتند به پروردگار موسی و هارون ایمان آوردیم ۝٧٠ [فرعون] گفت آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعا او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است پس بی‌شک دستهای شما و پاهایتان را یکی از راست و یکی از چپ قطع می‌کنم و شما را بر تنه‌های درخت‌خرما به دار می‌آویزم تا خوب بدانید عذاب کدام یک از ما سخت‌تر و پایدارتر است ۝٧١ گفتند ما هرگز تو را بر معجزاتی که به سوی ما آمده و [بر] آن کس که ما را پدیدآورده است ترجیح نخواهیم داد پس هر حکمی می‌خواهی بکن که تنها در این زندگی دنیاست که [تو] حکم می‌رانی ۝٧٢ ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما و آن سحری که ما را بدان واداشتی بر ما ببخشاید و خدا بهتر و پایدارتر است ۝٧٣ در حقیقت هر که به نزد پروردگارش گنهکار رود جهنم برای اوست در آن نه می‌میرد و نه زندگی می‌یابد ۝٧٤ و هر که مؤمن به نزد او رود در حالی که کارهای شایسته انجام داده باشد برای آنان درجات والا خواهد بود ۝٧٥ بهشتهای عدن که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است جاودانه در آن می‌مانند و این است پاداش کسی که به پاکی گراید ۝٧٦ و در حقیقت به موسی وحی کردیم که بندگانم را شبانه ببر و راهی خشک در دریا برای آنان باز کن که نه از فرارسیدن [دشمن] بترسی و نه [از غرق‌شدن] بیمناک باشی ۝٧٧ پس فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کرد و[لی] از دریا آنچه آنان را فرو پوشانید فرو پوشانید ۝٧٨ و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود ۝٧٩ ای فرزندان اسرائیل در حقیقت [ما] شما را از [دست] دشمنتان رهانیدیم و در جانب راست طور با شما وعده نهادیم و بر شما ترنجبین و بلدرچین فرو فرستادیم ۝٨٠ از خوراکیهای پاکیزه‌ای که روزی شما کردیم بخورید و[لی] در آن زیاده‌روی مکنید که خشم من بر شما فرود آید و هر کس خشم من بر او فرود آید قطعا در [ورطه] هلاکت افتاده است ۝٨١ و به یقین من آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست راهسپر شود ۝٨٢ و ای موسی چه چیز تو را [دور] از قوم خودت به شتاب واداشته است ۝٨٣ گفت اینان در پی منند و من ای پروردگارم به سویت‌شتافتم تا خشنود شوی ۝٨٤ فرمود در حقیقت ما قوم تو را پس از [عزیمت] تو آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت ۝٨٥ پس موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود برگشت [و] گفت ای قوم من آیا پروردگارتان به شما وعده نیکو نداد آیا این مدت بر شما طولانی می‌نمود یا خواستید خشمی از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید ۝٨٦ گفتند ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نکردیم ولی از زینت‌آلات قوم بارهایی سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افکندیم و [خود] سامری [هم زینت‌آلاتش را] همین گونه بینداخت ۝٨٧ پس برای آنان پیکر گوساله‌ای که صدایی داشت بیرون آورد و [او و پیروانش] گفتند این خدای شما و خدای موسی است و [پیمان خدا را] فراموش کرد ۝٨٨ مگر نمی‌بینند که [گوساله] پاسخ سخن آنان را نمی‌دهد و به حالشان سود و زیانی ندارد ۝٨٩ و در حقیقت هارون قبلا به آنان گفته بود ای قوم من شما به وسیله این [گوساله] مورد آزمایش قرار گرفته‌اید و پروردگار شما [خدای] رحمان است پس مرا پیروی کنید و فرمان مرا پذیرا باشید ۝٩٠ گفتند ما هرگز از پرستش آن دست برنخواهیم داشت تا موسی به سوی ما بازگردد ۝٩١ [موسی] گفت ای هارون وقتی دیدی آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد ۝٩٢ که از من پیروی کنی آیا از فرمانم سر باز زدی ۝٩٣ گفت ای پسر مادرم نه ریش مرا بگیر و نه [موی] سرم را من ترسیدم بگویی میان بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی و سخنم را مراعات نکردی ۝٩٤ [موسی] گفت ای سامری منظور تو چه بود ۝٩٥ گفت به چیزی که [دیگران] به آن پی نبردند پی بردم و به قدر مشتی از رد پای فرستاده [خدا جبرئیل] برداشتم و آن را در پیکر [گوساله] انداختم و نفس من برایم چنین فریبکاری کرد ۝٩٦ گفت پس برو که بهره تو در زندگی این باشد که [به هر که نزدیک تو آمد] بگویی [به من] دست مزنید و تو را موعدی خواهد بود که هرگز از آن تخلف نخواهی کرد و [اینک] به آن خدایی که پیوسته ملازمش بودی بنگر آن را قطعا می‌سوزانیم و خاکسترش می‌کنیم [و] در دریا فرو می‌پاشیم ۝٩٧ معبود شما تنها آن خدایی است که جز او معبودی نیست و دانش او همه چیز را دربر گرفته است ۝٩٨ این گونه از اخبار پیشین بر تو حکایت می‌رانیم و مسلما به تو از جانب خود قرآنی داده‌ایم ۝٩٩ هر کس از [پیروی] آن روی برتابد روز قیامت بار گناهی بر دوش می‌گیرد ۝١٠٠ پیوسته در آن [حال] می‌ماند و چه بد باری روز قیامت‌خواهند داشت ۝١٠١ [همان] روزی که در صور دمیده می‌شود و در آن روز مجرمان را کبودچشم برمی‌انگیزیم ۝١٠٢ میان خود به طور پنهانی با یکدیگر می‌گویند شما [در دنیا] جز ده [روز بیش] نمانده‌اید ۝١٠٣ ما داناتریم به آنچه می‌گویند آنگاه که نیک‌آیین‌ترین آنان می‌گوید جز یک روز بیش نمانده‌اید ۝١٠٤ و از تو در باره کوه‌ها می‌پرسند بگو پروردگارم آنها را [در قیامت] ریز ریز خواهد ساخت ۝١٠٥ پس آنها را پهن و هموار خواهد کرد ۝١٠٦ نه در آن کژی می‌بینی و نه ناهمواری ۝١٠٧ در آن روز [همه مردم] داعی [حق] را که هیچ انحرافی در او نیست پیروی می‌کنند و صداها در مقابل [خدای] رحمان خاشع می‌گردد و جز صدایی آهسته نمی‌شنوی ۝١٠٨ در آن روز شفاعت [به کسی] سود نبخشد مگر کسی را که [خدای] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید ۝١٠٩ آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را که پشت‌سر گذاشته‌اند می‌داند و حال آنکه ایشان بدان دانشی ندارند ۝١١٠ و چهره‌ها برای آن [خدای] زنده پاینده خضوع می‌کنند و آن کس که ظلمی بر دوش دارد نومید می‌ماند ۝١١١ و هر کس کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد نه از ستمی می‌هراسد و نه از کاسته شدن [حقش] ۝١١٢ و این گونه آن را [به صورت] قرآنی عربی نازل کردیم و در آن از انواع هشدارها سخن آوردیم شاید آنان راه تقوا در پیش گیرند یا [این کتاب] پندی تازه برای آنان بیاورد ۝١١٣ پس بلندمرتبه است‌خدا فرمانروای بر حق و در [خواندن] قرآن پیش از آنکه وحی آن بر تو پایان یابد شتاب مکن و بگو پروردگارا بر دانشم بیفزای ۝١١٤ و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم و[لی آن را] فراموش کرد و برای او عزمی [استوار] نیافتیم ۝١١٥ و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید پس جز ابلیس که سر باز زد [همه] سجده کردند ۝١١٦ پس گفتیم ای آدم در حقیقت این [ابلیس] برای تو و همسرت دشمنی [خطرناک] است زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره‌بخت گردی ۝١١٧ در حقیقت برای تو در آنجا این [امتیاز] است که نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی ۝١١٨ و [هم] اینکه در آنجا نه تشنه می‌گردی و نه آفتاب‌زده ۝١١٩ پس شیطان او را وسوسه کرد گفت ای آدم آیا تو را به درخت جاودانگی و ملکی که زایل نمی‌شود راه نمایم ۝١٢٠ آنگاه از آن [درخت ممنوع] خوردند و برهنگی آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهای بهشت بر خود و [این گونه] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت ۝١٢١ سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و [وی را] هدایت کرد ۝١٢٢ فرمود همگی از آن [مقام] فرود آیید در حالی که بعضی از شما دشمن بعضی دیگر است پس اگر برای شما از جانب من رهنمودی رسد هر کس از هدایتم پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه تیره‌بخت ۝١٢٣ و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی تنگ [و سختی] خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می‌کنیم ۝١٢٤ می‌گوید پروردگارا چرا مرا نابینا محشور کردی با آنکه بینا بودم ۝١٢٥ می‌فرماید همان طور که نشانه‌های ما بر تو آمد و آن را به فراموشی سپردی امروز همان گونه فراموش می‌شوی ۝١٢٦ و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه‌های پروردگارش نگرویده است‌سزا می‌دهیم و قطعا شکنجه آخرت سخت‌تر و پایدارتر است ۝١٢٧ آیا برای هدایتشان کافی نبود که [ببینند] چه نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که [اینک آنها] در سراهای ایشان راه می‌روند به راستی برای خردمندان در این [امر] نشانه‌هایی [عبرت‌انگیز] است ۝١٢٨ و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته و موعدی معین مقرر نشده بود قطعا [عذاب آنها] لازم می‌آمد ۝١٢٩ پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پیش از برآمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح گوی و برخی از ساعات شب و حوالی روز را به نیایش پرداز باشد که خشنود گردی ۝١٣٠ و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم دیدگان خود مدوز و [بدان که] روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است ۝١٣١ و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش ما از تو جویای روزی نیستیم ما به تو روزی می‌دهیم و فرجام [نیک] برای پرهیزگاری است ۝١٣٢ و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه‌ای برای ما نمی‌آورد آیا دلیل روشن آنچه در صحیفه‌های پیشین است برای آنان نیامده است ۝١٣٣ و اگر ما آنان را قبل از [آمدن قرآن] به عذابی هلاک می‌کردیم قطعا می‌گفتند پروردگارا چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروی کنیم ۝١٣٤ بگو همه در انتظارند پس در انتظار باشید زودا که بدانید یاران راه راست کیانند و چه کسی راه‌یافته ۝١٣٥


سوره پیشین:
سوره مریم
سوره طه
سوره‌های مکیسوره‌های مدنی
سوره پسین:
سوره انبیاء

۱.فاتحه ۲.بقره ۳.آل‌عمران ۴.نساء ۵.مائده ۶.انعام ۷.اعراف ۸.انفال ۹.توبه ۱۰.یونس ۱۱.هود ۱۲.یوسف ۱۳.رعد ۱۴.ابراهیم ۱۵.حجر ۱۶.نحل ۱۷.اسراء ۱۸.کهف ۱۹.مریم ۲۰.طه ۲۱.انبیاء ۲۲.حج ۲۳.مؤمنون ۲۴.نور ۲۵.فرقان ۲۶.شعراء ۲۷.نمل ۲۸.قصص ۲۹.عنکبوت ۳۰.روم ۳۱.لقمان ۳۲.سجده ۳۳.احزاب ۳۴.سبأ ۳۵.فاطر ۳۶.یس ۳۷.صافات ۳۸.ص ۳۹.زمر ۴۰.غافر ۴۱.فصلت ۴۲.شوری ۴۳.زخرف ۴۴.دخان ۴۵.جاثیه ۴۶.احقاف ۴۷.محمد ۴۸.فتح ۴۹.حجرات ۵۰.ق ۵۱.ذاریات ۵۲.طور ۵۳.نجم ۵۴.قمر ۵۵.الرحمن ۵۶.واقعه ۵۷.حدید ۵۸.مجادله ۵۹.حشر ۶۰.ممتحنه ۶۱.صف ۶۲.جمعه ۶۳.منافقون ۶۴.تغابن ۶۵.طلاق ۶۶.تحریم ۶۷.ملک ۶۸.قلم ۶۹.حاقه ۷۰.معارج ۷۱.نوح ۷۲.جن ۷۳.مزمل ۷۴.مدثر ۷۵.قیامه ۷۶.انسان ۷۷.مرسلات ۷۸.نبأ ۷۹.نازعات ۸۰.عبس ۸۱.تکویر ۸۲.انفطار ۸۳.مطففین ۸۴.انشقاق ۸۵.بروج ۸۶.طارق ۸۷.اعلی ۸۸.غاشیه ۸۹.فجر ۹۰.بلد ۹۱.شمس ۹۲.لیل ۹۳.ضحی ۹۴.شرح ۹۵.تین ۹۶.علق ۹۷.قدر ۹۸.بینه ۹۹.زلزله ۱۰۰.عادیات ۱۰۱.قارعه ۱۰۲.تکاثر ۱۰۳.عصر ۱۰۴.همزه ۱۰۵.فیل ۱۰۶.قریش ۱۰۷.ماعون ۱۰۸.کوثر ۱۰۹.کافرون ۱۱۰.نصر ۱۱۱.مسد ۱۱۲.اخلاص ۱۱۳.فلق ۱۱۴.ناس


پانویس

  1. صفوی، «سوره طه»، ص۷۶۰.
  2. خرمشاهی، «سوره طه»، ص۱۲۴۲.
  3. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۶.
  4. خرمشاهی، «سوره طه»، ص۱۲۴۲.
  5. صفوی، «سوره طه»، ص۷۶۰.
  6. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۱۸.
  7. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۱۵۴.
  8. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۱۵۶.
  10. واحدی، اسباب نزول القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۳۱۲.
  11. واحدی، اسباب نزول القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۳۱۳.
  12. طباطبائی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۱۴، صص۱۴۳-۱۴۴.
  13. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۲۰-۱۲۱؛ مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۲۰۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۱۶۰؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۱۹، ص۱۹.
  14. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۲۱.
  15. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۱۹.
  16. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۲۴.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۱۴۵.
  18. طباطبایی المیزان، ج۱۴، ص۱۴۵-۱۴۶؛ مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۲۱۲.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، ج۱۳، ص۱۸۶
  20. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۳۱۲؛ مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۲۴۸.
  21. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۵۱-۵۲.
  22. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۵۲.
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۷ش، ج۱۳، ص۳۲۷.
  24. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۴۷، ص۲۲۴و۲۲۵؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۴۰۵.
  25. شیخ طوسی، الأمالی، دار الثقافة، ج۱، ص۲۸.
  26. اردبیلی، زبدة البیان، مکتبه المرتضویه، ص۵۰-۵۱، ۶۰، ۱۱۰.
  27. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۳ش، ج۷، ص۵.
  28. صدوق، ثواب الاعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۰۸.
  29. بحرانی، تفسیرالبرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۷۴۵.

یادداشت

  1. أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي/ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ/وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۸ق/۱۳۷۶ش.
  • اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، محقق محمدباقر بهبودی، تهران، مکتبه المرتضویه، بی تا.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه البعثه، قسم الدراسات الاسلامیه، ۱۳۸۹ش.
  • خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  • خرمشاهی، قوام‌الدین، «سوره طه»، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دار الشریف الرضی للنشر، ۱۴۰۶ق.
  • صفوی، سلمان، «سوره طه»، در دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، انتشارات سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق و مقدمه محمد جواد بلاغی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۳ش.
  • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآن، [بی‌جا]، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ۱، ۱۳۷۱ش.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، قم، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن‏، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.

پیوند به بیرون