پرش به محتوا

فاسق

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

فاسِقْ کسی است که از فرمان خداوند سرپیچی کرده و به گناه تمایل دارد.[۱] برخی مانند حسن مصطفوی، واژه شناس قرآن، فسق را شامل ترک فرمان‌های دینی، عقلی یا طبیعی و همچنین انحراف از اصول اخلاقی مانند حسادت، بخل، تکبر و طمع می‌دانند.[۲]

در قرآن برای فاسق ویژگی‌های مختلفی ذکر شده‌است؛[۳] از جمله: نقض عهد خداپرستی، قطع پیوند‌های خویشاوندی و دوستی، فساد در زمین[۴] تکذیب آیات الهی،[۵]،ظلم کردن،[۶] عدم پیروی از دستورات خدا،[۷] مستکبر بودن،[۸] فراموش کردن خدا و در نتیجه، ابتلا به خودفراموشی.[۹]

شیعه امامیه معتقد است که فاسق کافر نیست و حتی اگر مرتکب گناهان کبیره شود، برای همیشه در عذاب نمی‌ماند و تحت شفاعت یا بخشش خداوند قرار می‌گیرد.[۱۰] بر خلاف این نظر، گروهی از خوارج (وعیدیه) معتقدند که گناهان کبیره باعث کفر می‌شود و فرد مرتکب، در عذاب ابدی باقی می‌ماند.[۱۱] مرجئه نیز مخالف وعیدیه است و می‌گویند که گناه کبیره تاثیری بر ایمان ندارد و سرنوشت اخروی فرد در آخرت مشخص می‌شود.[۱۲] معتزله نیز نظریه «منزلة بین المنزلتین» را مطرح کرده‌اند که فاسق نه مومن است و نه کافر، بلکه جایگاهش میان آن دو است و سرنوشتش عذاب معمولی خواهد بود.[۱۳] به باور معتزله، کسی که در آتش جهنم وارد شود، برای او خروجی از آن نیست.[۱۴] به گفته پژوهشگران، اختلافی در این نیست که اگر فاسق توبه کند، خداوند او را می‌بخشد و از عذاب ابدی نجات می‌یابد،[۱۵] همانطور که قرآن می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، به سوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص؛ امید است(با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد.»[۱۶]

شیعه امامیه معتقد است که فاسق به مقام امامت نمی‌رسد؛ چرا که فاسق، ظالم است[۱۷] و ظالم به مقام امامت نمی‌رسد.[۱۸] اما اکثر اهل سنت معتقدند که بعد از تعیین امام، اگر او به‌واسطه ظلم و غصب اموال و غیره فاسق شود، از امامت برکنار نمی‌شود و از مشروعیت ساقط نمی‌شود.[۱۹]

فاسق احکام خاصی دارد از جمله این که غیبت کردن درباره فاسقی که آشکارا گناه می‌کند و متجاهر به فسق است، حرام نیست.[۲۰] شهادتش قابل قبول نیست[۲۱] و خبرش قابل پذیرش نیست و باید جداگانه درباره درستی یا نادرستی خبرش تحقیق کرد.[۲۲] همچنین، فاسق نمی‌تواند امام جماعت باشد.[۲۳]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۳۰۸.
  2. ↑ مصطفوی، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ۱۳۶۸ش، ج۹، ص۸۹.
  3. ↑ مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، صص۱۵۳-۱۵۵.
  4. ↑ سوره بقره، آیه ۲۷.
  5. ↑ سوره انعام، آیه ۴۹.
  6. ↑ سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  7. ↑ سوره کهف، آیه ۵۰.
  8. ↑ سوره أحقاف، آیه ۲۰.
  9. ↑ سوره حشر، آیه ۱۹.
  10. ↑ علامه حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۴-۲۷۶؛ سبحانی، محاضرات فی الإلهیات، ۱۴۲۸ق، ص۴۶۱-۴۶۳.
  11. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۳۲.
  12. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۲.
  13. ↑ قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۴۷۱-۴۷۲.
  14. ↑ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۵، ص۵۶۱.
  15. ↑ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ۱۳۸۳ق، ج۵، ص۵۶۱.
  16. ↑ سوره تحریم، آیه ۸.
  17. ↑ سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  18. ↑ سوره بقره، آیه ۱۲۴؛ مجموعه‌ای از نویسندگان، امامت‌پژوهی (بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله واشاعره)، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۸.
  19. ↑ باقلانی، تمهید الأوائل، ۱۴۰۷ق، ص۴۷۸.
  20. ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۵، ص۲۶۱؛ مکارم، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۲۷.
  21. ↑ شیخ مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، صص۷۲۶-۷۲۷.
  22. ↑ سوره حجرات، آیه ۶
  23. ↑ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۷۱.

منابع

  • ابن‌منظور، جمال الدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • الفراهیدی، الخلیل بن أحمد، العین، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • باقلانی، ابوبکر، تمهید الأوائل فی تلخیص الدلائل، لبنان، مؤسسة الکتب الثقافیة، ۱۴۰۷ق.
  • سبحانی، جعفر، محاضرات فی الإلهیات، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۸ق.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
  • شیخ مفید، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • طوسی، محمد بن محمد،الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • طوسی، نصیرالدین، قواعد العقائد، انتشارات‌ دار الغربۀ، ۱۴۱۳ق.
  • علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۲ش.
  • علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، انتشارات موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • مجموعه‌ای از نویسندگان، امامت پژوهی(بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله واشاعره)، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۱ش.
  • مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامی، ۱۳۷۴ش.