سوره بلد از سورههای مکیقرآن است که در ترتیب نزول، سیوپنجمین سوره نازلشده بر پیامبر(ص) و در مصحف، نودمین سوره است. این سوره ۲۰ آیه دارد، در جزء سیام قرار گرفته و نامش را از واژه «بَلَد» در آیه نخست گرفته است؛ واژهای به معنای سرزمین که گفته میشود در این آیه به مکه اشاره دارد.
محتوای سوره به رنج و دشواری زندگی انسان، آزادسازی بردگان، یاری نیازمندان و سرانجام نیکوکاران و بدکاران میپردازد. در تفاسیر، درباره مراد از سوگند به مکه، معنای «نجدین» بهعنوان راه خیر و شر و مفهوم «کَبَد» به معنای رنج و مشقت، دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است.
در روایات، قرائت سوره بلد موجب ایمنی از خشم الهی در قیامت و نجات از دشواریهای آخرت دانسته شده است. همچنین، در تفسیر برهان، خواصی چون ایمنی کودک در صورت همراه داشتن نوشته سوره و درمان بیماریهای تنفسی با استنشاق آبِ نوشته آن گزارش شده است.
معرفی
سوره بلد نودمین سوره مصحف و از سورههای مکیقرآن است که در ترتیب نزول، سیوپنجمین سوره نازلشده بر پیامبر(ص) به شمار میرود.[۱] این سوره در جزء سیام قرار دارد و نام آن از واژه «بَلَد» در آیه نخست گرفته شده است.[۲] «بلد» به معنای سرزمین است[۳] و در این آیه به سرزمین مکه اشاره دارد.[۴] سوره بلد ۲۰ آیه، ۸۲ کلمه و ۳۴۳ حرف دارد و از سورههای مُفَصَّلات و سورههای آغازشده با سوگند است.[۵]
سوره بلد، معرق کاری
محتوا
سوره بلد با سوگند به شهر مکه و بیان عظمت و قداست آن آغاز میشود و سپس به آفرینش انسان و همراه بودن زندگی او با رنج و سختی میپردازد.[۶] آزادسازی بردگان، غذا دادن و کمک به نیازمندان از اعمال ارزشمند معرفی شده و نیکوکاران «اصحاب میمنه» (اصحاب یمین، بهشتیان) و بدکاران «اصحاب مشئمه» (اصحاب شمال، دوزخیان) خوانده شدهاند.[۷]علامه طباطبایی، از مفسران قرن چهاردهم شمسی، نیز محور اصلی سوره را بیان همراهی زندگی انسان با سختی و مشقت از آغاز تا پایان عمر و تحقق آسایش خالص و بدون رنج در آخرت دانسته است.[۸]
نکتههای تفسیری
در منابع تفسیری، درباره معنای برخی واژگان و آیات سوره بلد، شأن نزول آیات و وجوه ادبی و لغوی آنها مطالبی مطرح شده است.
در تفسیر مجمع البیان، هدایت انسان به راه خیر و شر و هدایت کودک به سینه مادر برای تغذیه، از احتمالات معنایی عبارت «وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ» دانسته شده است. طبرسی، «نجد» را به معنای مکان بلند و مرتفع دانسته و آشکار بودن راه شر را وجه اطلاق این واژه بر آن شمرده است. وی همچنین احتمال داده است که این تعبیر درباره راه شر، به سبب رفعت مقام انسان در اثر دوری از آن باشد.[۹]
شأن نزول آیات ۴ به بعد
در تفسیر مقاتل بن سلیمان، نزول آیه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ» درباره حارث بن عمرو بن نوفل بن عبدمناف قرشی گزارش شده است. بر ساس این گزارش، وی پس از ارتکاب گناه، از پیامبر(ص) درباره کفاره آن پرسید و با شنیدن دستور آزاد کردن برده یا غذا دادن به شصت مسکین، از هزینهکردن دارایی خود در راه اسلام ابراز نارضایتی کرد؛ سپس این آیه نازل شد.[۱۰] برخی تفاسیر غیرروایی، این شأن نزول را ذیل آیه «يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً...» آوردهاند.[۱۱]مجمعالبیان نیز آیات چهارم به بعد را درباره حارث بن عامر دانسته و پشیمانی او از هزینهکردن داراییاش در راه اسلام از طریق کفاره و انفاق را گزارش کرده است.[۱۲]
معنای «کَبَد» (آیه ۴)
نویسنده تفسیر تسنیم گزارش میکند که برخی مفسران، از جمله زمخشری، از مفسران اهل سنت، میان «کَبَد» به معنای رنج و «کَبِد» به معنای جگر، تناسب لغوی برقرار کردهاند؛[۱۳] زیرا حوادث دردناک به جگر آسیب میرساند و از این جهت، واژه «کَبَد» برای درد و رنج به کار رفته است.[۱۴]
معنای «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ» (آیات ۱ و ۲)
مفسران درباره حرف «لا» در عبارت «لَا أُقْسِمُ» دو دیدگاه مطرح کردهاند: گروهی آن را زاید دانسته و عبارت را به معنای سوگند خوردن گرفتهاند؛ گروهی دیگر آن را به معنای «سوگند نمیخورم» دانستهاند، زیرا موضوع را چنان روشن شمردهاند که نیازی به سوگند ندارد.[۱۵]تفسیر نور نیز سه احتمال درباره آیات نخست سوره نقل کرده است: سوگند به شهر مکه که پیامبر(ص) در آن سکونت دارد؛ سوگند نخوردن به شهری که حرمت پیامبر(ص) در آن رعایت نمیشود؛ و اشاره به اختیار پیامبر(ص) در تصمیمگیری درباره مخالفان در جریان فتح مکه.[۱۶]
به نقل از ابوبصیر، امام صادق(ع) فرموده است هر کس سوره بلد را در نماز واجب بخواند، در دنیا به نیکوکاری و در آخرت به داشتن جایگاهی نزد خداوند شناخته میشود و از همراهان پیامبران، شهیدان و صالحان خواهد بود.[۱۷] همچنین، به نقل از ابی بن کعب، رسول خدا(ص) قرائت این سوره را سبب ایمنی از خشم الهی در روز قیامت و نجات از گردنههای دشوار آخرت دانسته است.[۱۸]
در تفسیر برهان، خواصی مانند ایمنی نوزاد در صورت همراه داشتن نوشته سوره[۱۹] و درمان بیماریهای تنفسی با استنشاق آبِ نوشته آن گزارش شده است.[۲۰]
﴿و کسانی که به انکار نشانههای ما پرداختهاند آنانند ناخجستگان شوم ١٩﴾
﴿عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤْصَدَةٌ ٢٠﴾
﴿بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد ٢٠﴾
﴿سوگند به این شهر ١ و حال آنکه تو در این شهر جای داری ٢ سوگند به پدری [چنان] و آن کسی را که به وجود آورد ٣ براستی که انسان را در رنج آفریدهایم ٤ آیا پندارد که هیچکس هرگز بر او دست نتواند یافت ٥ گوید مال فراوانی تباه کردم ٦ آیا پندارد که هیچکس او را ندیده است ٧ آیا دو چشمش ندادهایم ٨ و زبانی و دو لب ٩ و هر دو راه [خیر و شر] را بدو نمودیم ١٠ و[لی] نخواست از گردنه [عاقبتنگری] بالا رود ١١ و تو چه دانی که آن گردنه [سخت] چیست ١٢ بندهای را آزادکردن ١٣ یا در روز گرسنگی طعامدادن ١٤ به یتیمی خویشاوند ١٥ یا بینوایی خاکنشین ١٦ علاوه بر این از زمره کسانی باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی سفارش کردهاند ١٧ اینانند خجستگان ١٨ و کسانی که به انکار نشانههای ما پرداختهاند آنانند ناخجستگان شوم ١٩ بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد ٢٠﴾
شیخ صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تحقیق: صادق حسنزاده، تهران، ارمغان طوبی، ۱۳۸۲ش.
شیخ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: تحقیق وتعلیق : لجنة من العلماء والمحققین الأخصائیین، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵/۱۹۹۵م.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۹۷۴م.
قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.
قَرَشی بُنابی، سید علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآن، بیجا، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.
مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق: عبدالله محمود شحاته، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.