سوره مُدَّثِّر هفتاد و چهارمین سوره و از سورههای مکی قرآن است که در جزء ۲۹ قرآن جای دارد. این سوره چهارمین سوره در ترتیب نزول است و ۵۶ آیه دارد. نام آن از عبارت «یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ» در آیه نخست گرفته شده و به معنای کسی است که جامهای بر خود پیچیده است. در آیات آغازین، پیامبر(ص) به برخاستن و هشدار دادن به مردم فرمان داده شده است. محتوای سوره شامل دعوت پیامبر(ص) به انذار مردم، بیان عظمت قرآن، نکوهش منکران و تهدید کسانی است که قرآن را سحر میخوانند؛ همچنین به ویژگیهای بهشتیان، دوزخیان و انسانهای متکبر میپردازد.
بنابر روایات تفسیری، آیاتی از این سوره درباره ولید بن مغیرهنازل شده است؛ در یک روایت، پس از آنکه قریش در دارالندوه تصمیم گرفتند پیامبر(ص) را ساحر بخوانند، آیات ۱۱ تا ۲۵ نازل شد و در روایتی دیگر، پس از آنکه ولید با شنیدن آیاتی از سوره فصلت، قرآن را سحر خواند، آیات ۸ تا ۱۱ نازل شد.
از آیات مشهور سوره، آیات ۳۸ و ۳۹ درباره مسئولیت انسان در برابر اعمال و تقسیم انسانها به مجرمان، اصحاب یمین و مقربان، و آیات ۴۲ تا ۴۶ درباره اهمیت نماز است.در روایات، «اصحاب یمین» به شیعیانامیرالمؤمنین علی(ع) و «مصلّین» به پیروان امامان حق نیز تفسیر شده است. در روایات آمده است هر کس این سوره را تلاوت کند، به ازای هر کسی که در مکه، پیامبر(ص) را تصدیق یا تکذیب کرد، ده حسنه به او داده میشود.
معرفی
سوره مُدَّثِّر بهدلیل آغازشدن با عبارت «یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ» به این نام خوانده شده است.[۱] «مدثر» به معنای کسی است که جامهای بر خود پیچیده است و در این آیه خطاب به پیامبر(ص) آمده است.[۲] بنابر برخی نقلها، پیامبر(ص) پس از دریافت وحی و تجربه تکان روحی ناشی از آن، احساس سرما میکرد و از همسرش میخواست او را بپوشاند. آیات آغازین سوره نیز پیامبر(ص) را به برخاستن و هشدار دادن به مردم فرمان میدهد.[۳]علامه طباطبایی پس از نقل دیدگاههای مختلف درباره معنای «مدثر»، احتمال اینکه پیامبر(ص) برای خواب جامهای بر خود پیچیده باشد را نزدیکتر میداند.[۴]
سوره مدثر از سورههای مکی و چهارمین سوره در ترتیب نزول است. این سوره در چینش کنونی قرآن، هفتادوچهارمین سوره و در جزء ۲۹ جای دارد.[۵] سوره مدثر ۵۶ آیه، ۲۵۶ کلمه و ۱۰۳۶ حرف دارد و از سورههای مفصلات، بهشمار میرود.[۶]
محتوا
علامه طباطبایی محتوای سوره مدثر را در سه محور اصلی خلاصه میکند: فرمان به پیامبر(ص) برای انذار مردم، با لحنی که نشاندهنده نزول آن در اوایل بعثت است؛ بیان عظمت و جایگاه قرآن؛ و تهدید منکران قرآن و کسانی که آن را سحر میخوانند، همراه با نکوهش افرادی که از دعوت الهی سر باز میزنند.[۷] همچنین در این سوره، ویژگیهای بهشتیان و دوزخیان و صفات انسانهای متکبر بیان شده است.[۸]
داستان ساحرخواندن پیامبر(ص)
بنابر روایات و منابع تفسیری، آیاتی از سوره مدثر درباره ولید بن مغیره نازل شده است که شأن نزول آنها در دو روایت نقل شده است:
در روایت نخست، قریش در دارالندوه گرد آمدند تا درباره چگونگی مقابله با پیامبر(ص) تصمیم بگیرند. ولید بن مغیره که به خردمندی شهرت داشت، پیشنهاد کرد درباره پیامبر(ص) سخنی یکسان بگویند. قریشیان قصد داشتند او را شاعر، کاهن یا دیوانه معرفی کنند؛ اما ولید این نسبتها را نادرست دانست و سرانجام گفت او ساحر است؛ زیرا سخنانش بر دلها تأثیر میگذارد. قریشیان نیز این سخن را پذیرفتند و پیامبر(ص) را ساحر خواندند. گفته شده است در پی این ماجرا، آیات ۱۱ تا ۲۵ نازل شد.[۹]
در روایت دوم، ولید بن مغیره برای شنیدن قرآن نزد پیامبر(ص) رفت. پیامبر(ص) آیاتی از سوره فصلت را برای او خواند و ولید تحت تأثیر آن قرار گرفت و به خانه بازگشت. قریش که گمان کردند او به پیامبر(ص) ایمان آورده است، ابوجهل را از ماجرا آگاه کردند. ولید پس از گفتوگو با ابوجهل، در نهایت قرآن را سحر خواند و پیامبر(ص) را ساحر معرفی کرد. براساس این روایت، آیات ۸ تا ۱۱ در پی این ماجرا نازل شد.[۱۰]
آیات مشهور
آیات ۳۸ و ۳۹: در تفسیر المیزان، این آیات بر مسئولیت انسان در برابر ایمان و عمل صالح دلالت دارند. براساس این تفسیر، هر انسانی در گرو اعمال خویش است و تنها با ایمان و انجام اعمال صالح میتواند از این وضعیت رهایی یابد. علامه طباطبایی انسانها را به سه گروه تقسیم میکند: نخست، مجرمان که بهسبب نداشتن ایمان و عمل صالح، در گرو اعمال خود باقی میمانند و از عذاب دوزخ رهایی نمییابند؛ دوم، اصحاب یمین که نامه اعمالشان در قیامت به دست راستشان داده میشود و مؤمنانی هستند که از عقاید حق و اعمال صالح برخوردارند و از گرو اعمال خود رهایی مییابند؛ و سوم، مقربان که چنان در بندگی خداوند استقرار یافتهاند که خود و اعمالشان را از آنِ خدا میدانند و از حضور برای حسابرسی بینیازند. ازاینرو، مقربان از تقسیمبندی انسانها به دو گروه گرفتار در گرو اعمال و اصحاب یمین خارجاند.[۱۱] در برخی روایات نقلشده در تفسیر البرهان، «اصحاب یمین» به شیعیان امیرالمؤمنین علی(ع) تفسیر شده است.[۱۲]
آیات ۴۲ تا ۴۶:امام علی(ع) در خطبه ۱۹۹ نهجالبلاغه، برای بیان اهمیت نماز به این آیات استناد کرده است.[۱۳] علامه طباطبایی واژه «مُصَلّین» را به کسانی تفسیر میکند که برای انجام عبادتی ویژه به درگاه خداوند توجه دارند؛ ازاینرو، این تعبیر همه نمازها در ادیان و شرایع الهی را دربرمیگیرد، هرچند کیفیت و کمیت آنها متفاوت باشد.[۱۴] در برخی روایات نیز «مصلّین» به پیروان امامانی تفسیر شده است که خداوند آنان را از «سابقون» و «مقربون» معرفی کرده است. بر این اساس، واژه «صلاة» در این آیات به معنای پیروی دانسته شده و جهنمیان کسانی معرفی شدهاند که از امامان حق پیروی نکردهاند.[۱۵]
در روایات، برای تلاوت سوره مدثر فضیلتهایی بیان شده است؛ از جمله اینکه به نقل از پیامبر(ص)، تلاوت این سوره به ازای هر فردی که در مکه ایشان را تصدیق یا تکذیب کرده، ده حسنه دارد. همچنین از امام باقر(ع) نقل شده است قرائت آن در نمازهای واجب، موجب همراهی و همدرجهشدن با پیامبر(ص) و مصونیت از بدبختی و رنج در دنیا میشود.[۱۶]
در تفسیر البرهان نیز از پیامبر(ص) نقل شده است هر کس بر تلاوت سوره مدثر مداومت کند، پاداش بزرگی خواهد داشت و اگر از خداوند حفظ قرآن را درخواست کند، پیش از حفظ قرآن از دنیا نمیرود. همین مضمون از امام صادق(ع) نیز روایت شده است.[۱۷]
﴿و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، به شمارة آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شدهاند قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند، و ایمان کسانی که ایمان آوردهاند افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و [نیز] مؤمنان به شکّ نیفتند، و تا کسانی که در دلهایشان بیماری است و کافران بگویند: «خدا از این وصف کردن، چه چیزی را اراده کرده است؟» این گونه، خدا هر که را بخواهد بیراه میگذارد و هر که را بخواهد هدایت میکند، و [شمارة] سپاهیان پروردگارت را جز او نمیداندو این [آیات] جز تذکاری برای بشر نیست. ٣١﴾
﴿و[لی] تا خدا نخواهد [از آن] پند نگیرند. اوست سزاوار ترس و سزاوار آمرزش. ٥٦﴾
﴿ای کشیده ردایِ شب بر سر، ١ برخیز و بترسان. ٢ و پروردگار خود را بزرگ دار. ٣ و لباس خویشتن را پاک کن. ٤ و از پلیدی دور شو. ٥ و منّت مگذار و فزونی مَطَلب. ٦ و برای پروردگارت شکیبایی کن. ٧ پس چون در صور دمیده شود، ٨ آن روز [چه] روز ناگواری است! ٩ بر کافران آسان نیست. ١٠ مرا با آن که [او را] تنها آفریدم واگذار. ١١ و دارایی بسیار به او بخشیدم، ١٢ و پسرانی آماده [به خدمت، دادم]، ١٣ و برایش [عیش خوش] آماده کردم. ١٤ باز[هم] طمع دارد که بیفزایم. ١٥ ولی نه، زیرا او دشمن آیات ما بود. ١٦ به زودی او را به بالا رَفتن اَز گردنة[عذاب] وادار میکنم. ١٧ آری،[آن دشمن حقّ]اندیشید و سنجید. ١٨ کُشته بادا، چگونه[او] سنجید؟ ١٩ [آری،] کشته بادا، چگونه[او] سنجید. ٢٠ آنگاه نظر انداخت. ٢١ سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید. ٢٢ آنگاه پشت گردانید و تکّبر ورزید، ٢٣ و گفت: «این [قرآن] جز سحری که[به برخی] آموختهاند نیست. ٢٤ این غیر از سخن بشر نیست.» ٢٥ زودا که او را به سَقَر درآوردم. ٢٦ و تو چه دانی که آن سَقَر چیست؟ ٢٧ نه باقی میگذارد و نه رها میکند. ٢٨ پوستها را سیاه میگرداند. ٢٩ [و] بر آن [دوزخ]، نوزده[نگهبان] است. ٣٠ و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، به شمارة آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شدهاند قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند، و ایمان کسانی که ایمان آوردهاند افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و [نیز] مؤمنان به شکّ نیفتند، و تا کسانی که در دلهایشان بیماری است و کافران بگویند: «خدا از این وصف کردن، چه چیزی را اراده کرده است؟» این گونه، خدا هر که را بخواهد بیراه میگذارد و هر که را بخواهد هدایت میکند، و [شمارة] سپاهیان پروردگارت را جز او نمیداندو این [آیات] جز تذکاری برای بشر نیست. ٣١ نه چنین است [که میپندارند!] سوگند به ماه، ٣٢ سوگند به شامگاه چون پُشت کند، ٣٣ و سوگند به بامداد چون آشکار شود، ٣٤ که آیات [قرآن] از پدیدههای بزرگ است. ٣٥ بشر را هشدار دهنده است. ٣٦ هر که از شما را که بخواهد پیشی جوید یا بازایستد. ٣٧ هر کسی در گروِ دستاورد خویش است. ٣٨ به جز یاران دست راست. ٣٩ در میان باغها. از یکدیگر میپرسند، ٤٠ دربارة مجرمان: ٤١ «چه چیز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟» ٤٢ گویند: «از نماز گزاران نبودیم، ٤٣ و بینوایان را غذا نمیدادیم، ٤٤ با هرزه درایان هرزه درایی میکردیم، ٤٥ و روز جزا را دروغ میشمردیم، ٤٦ تا مرگ ما در رسید.» ٤٧ و شفاعت شفاعتگران آنها را سود نبخشد! ٤٨ پس چرا از این تذکار رو گردانند؟ ٤٩ به خرانِ رمندهای مانند: ٥٠ از پیش شیری گریزان شده است. ٥١ بلکه هر مردی از ایشان خواهد که نامههایی سرگشاده دریافت کند. ٥٢ امّا نه چنان است! که از آخرت نمیترسند. ٥٣ نه چنان است! در حقیقت این (سخن) اندزری است، ٥٤ تا هر که خواهد، از آن پند گیرد. ٥٥ و[لی] تا خدا نخواهد [از آن] پند نگیرند. اوست سزاوار ترس و سزاوار آمرزش. ٥٦﴾