سوره قَمَر پنجاهوچهارمین سوره و از سورههای مکیقرآن است که با ۵۵ آیه در جزء ۲۷ جای گرفته است. نام این سوره از آیه نخست آن گرفته شده که به معجزهشقالقمر (شکافتهشدن ماه) اشاره دارد. «اقتربت» و «اقتربت الساعة» از دیگر نامهای این سورهاند و در برخی روایات، نام آن در تورات «مُبَیَّضَة» ذکر شده است.
محتوای سوره قمر عمدتاً بر هشدار درباره عذاب الهی و سرنوشت اقوام منکر پیامبران همچون عاد، ثمود، لوط و فرعونیان و عذاب نازلشده بر آنان را بازگو میکند. تکرار عبارتهایی درباره عذاب الهی و آسانی قرآن برای پندآموزی، از دیگر ویژگیهای این سوره است که بر عبرتگرفتن از سرنوشت گذشتگان تأکید دارد. از نکات تفسیری مطرحشده درباره این سوره، میتوان به اندازهمندی موجودات و ارتباط آن با مشیت الهی در آیه ۴۹، آسانی قرآن برای پندآموزی در آیه ۱۷ و جایگاه بهشتیان در پیشگاه خداوند در آیات ۵۴ و ۵۵ اشاره کرد. در تفسیر این آیات، علامه طباطبایی به تبیین مفهوم «قدر» و نظام اندازهمند آفرینش، ویژگیهای قرآن در هدایت و پندآموزی و نیز معنای قرب الهی پرداخته است.
در روایات، برای قرائت سوره قمر فضیلتهایی نظیر نورانیشدن چهره در روز قیامت، برانگیختهشدن بر مرکبی بهشتی و برخورداری از محبوبیت در میان مردم بیان شده است.
معرفی
سوره قمر بهدلیل اشاره آیه نخست آن به معجزهشق القمر (شکافتهشدن ماه)، به این نام شناخته شده است.[۱] از دیگر نامهای آن «اقتربت» و «اقتربت الساعة» است که از عبارت آغازین سوره گرفته شدهاند. در برخی روایات نیز آمده است که این سوره در تورات «مُبَیَّضَة؛ به معنای سپیدرو» نامیده شده است.[۲]
سوره قمر از سورههای مکی است و در ترتیب نزول، سیوهفتمین سورهای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در ترتیب کنونی مصحف، پنجاهوچهارمین سوره قرآن است و در جزء ۲۷ جای دارد.[۳]
سوره قمر ۵۵ آیه، ۳۴۲ کلمه و ۱۴۷۰ حرف دارد و از سورههای مُفَصَّلات (دارای آیات کوتاه) به شمار میرود. حجم آن نیز در حدود نیم حزب قرآن است.[۴]
محتوا
بخش عمده آیات سوره قمر، به انذار و هشدار درباره عذاب الهی اختصاص دارد و تنها دو آیه پایانی آن به بشارت پرهیزگاران به بهشت و حضور در پیشگاه خداوند میپردازد. به اعتقاد بیشتر مفسرانشیعه و اهلسنت، آیات آغازین سوره درباره معجزه شقالقمر است که پیامبر(ص) به درخواست مشرکان انجام داد؛ اما آنان این معجزه را سحر خواندند و نبوتپیامبر(ص) را انکار کردند.[۵]
در ادامه، با اشاره به سرگذشت امتهای گذشته و عذاب اقوام نوح، عاد، ثمود، لوط و فرعون، پیامدهای تکذیب پیامبران یادآوری شده است. به باور علامه طباطبایی، این آیات هشدار میدهد که مشرکان عصر پیامبر(ص) نیز از عذاب الهی در امان نیستند و جایگاه ویژهای نزد خداوند ندارند تا بتوانند از کیفر او بگریزند.[۶]
در این سوره، عبارت «فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ» در آیات ۱۶، ۲۱ و ۳۰ و عبارت «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ» در آیات ۱۷، ۲۲، ۳۲ و ۴۰ تکرار شده است. به باور برخی مفسران، تکرار این عبارتها بر اهمیت تکرار در تربیت و یادآوری پیام اصلی در نقل سرگذشت اقوام گذشته تأکید دارد؛ بهگونهای که پس از بیان هر داستان، مخاطبان به عبرتگرفتن و پندآموزی فراخوانده میشوند.[۷]
اندازهمندی موجودات و مشیت الهی
علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۴۹ سوره قمر، به تبیین معنای «قدر»، ارتباط آن با عذاب مجرمان و نسبت فعل الهی با قوانین حاکم بر نظام هستی پرداخته است.
معنای قدر و اندازهمندی موجودات: به باور علامه طباطبایی، مراد از «قَدَر» در آیه ۴۹، اندازه و حد معینی است که هر موجود در آفرینش خود دارد و از آن تجاوز نمیکند. بر این اساس، هر موجودی مسیر و ضوابط خاصی در نظام هستی دارد. وی برای تبیین این معنا به آیه ۲۱ سوره حجر اشاره میکند که بر فرود آمدن هر چیز به اندازهای معین دلالت دارد.
ارتباط قدر الهی با عذاب مجرمان: علامه طباطبایی آیه ۴۹ سوره قمر را در مقام بیان علت عذاب مجرمان میداند. به اعتقاد او، خداوند انسان را بهگونهای آفریده است که در زندگی اجتماعی و از طریق ازدواج و تناسل به حیات خود ادامه دهد و برای زندگی اخروی توشه فراهم کند. همچنین، فرستادن پیامبران و دعوت انسانها به سعادت دنیا و آخرت، بخشی از نظام مقدر الهی است. بر این اساس، پذیرندگان دعوت پیامبران به سعادت و بهشت میرسند و مخالفان آنان که مرتکب جرم میشوند، گرفتار گمراهی و عذاب خواهند شد.
تقدم فعل الهی بر قوانین و ضوابط: علامه طباطبایی معتقد است قوانین و ضوابط کلی که انسان از نظام هستی استخراج میکند، پس از آفرینش جهان و تحقق فعل الهی شکل میگیرند؛ بنابراین، این قوانین بر فعل خداوند حاکم نیستند، بلکه خود از فعل او انتزاع شده و تابع اراده و مشیت اویند. ازاینرو، نمیتوان افعال الهی را با ضوابطی که از مخلوقات و نظام آفرینش به دست آمدهاند، محدود کرد. آیاتی مانند «لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ» و «إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ» نیز بر این معنا دلالت دارند.[۸]
آسانی قرآن برای پندآموزی
آیه ۱۷ سوره قمر، با عبارت «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»، در آیات ۲۲، ۳۲ و ۴۰ این سوره نیز تکرار شده است. این آیه بر آسانبودن قرآن برای پندآموزی دلالت دارد. به باور علامه طباطبایی، خداوند قرآن را چنان بیان کرده است که فهم مطالب آن برای عموم مردم آسان باشد و هر کس به اندازه فهم خود از آن بهره ببرد.[۹]
مکارم شیرازی نیز روشنی و صراحت انذارها و بشارتها، محتوای داستانها، استواری دلایل و متانت منطق قرآن را از عوامل تأثیرگذاری و پندآموزی آن دانسته است.[۱۰] در تفسیر نور، آسانی قرآن از جهت سهولت تلاوت، زیبایی الفاظ، فراوانی داستانها و مَثَلها و هماهنگی با فطرت انسان دانسته شده است.[۱۱]
جایگاه بهشتیان در پیشگاه خداوند
آیات ۵۴ و ۵۵ سوره قمر، با اشاره به باغها و نهرهای بهشتی و حضور در پیشگاه خداوند، به بیان جایگاه و پاداش پرهیزگاران میپردازد. به باور مکارم شیرازی، تعبیر «مَقْعَدِ صِدْقٍ» بیانگر آن است که بهشت جایگاه حق و راستی است و هیچگونه باطل و بیهودگی در آن راه ندارد و وعدههای الهی در آن تحقق مییابد. همچنین، تعبیر «عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» به قرب معنوی به خداوند اشاره دارد، نه نزدیکی مکانی.[۱۲] علامه طباطبایی نیز احتمال داده است که مقصود از «مَقْعَدِ صِدْقٍ»، راست و تخلفناپذیر بودن وعده و بشارت الهی به پرهیزگاران باشد؛ همانگونه که وعده عذاب به مجرمان تحققپذیر است.[۱۳]
در کتاب مجمع البیان از پیامبر(ص) نقل شده است هر کس سوره قمر را یک روز در میان قرائت کند، در قیامت با چهرهای درخشان همچون ماه شب چهارده محشور میشود و قرائت هرشبه آن نیز فضیلت بیشتری دارد.[۱۴] همچنین ابنعباس از پیامبر(ص) روایت کرده است که قاری این سوره در تورات «سپیدرو» نامیده شده و در قیامت، چهرهای سپید و نورانی خواهد داشت.[۱۵] از امام صادق(ع) نیز نقل شده است قاری سوره قمر در قیامت بر یکی از مرکبهای بهشتی از قبر برانگیخته میشود.[۱۶] در تفسیر البرهان نیز خواصی چون محبوبیت و آبرومندی نزد مردم و آسان شدن کارهای دشوار برای قرائت این سوره ذکر شده است.[۱۷]
﴿نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه ١ و هر گاه نشانهای ببینند روی بگردانند و گویند سحری دایم است ٢ و به تکذیب دست زدند و هوسهای خویش را دنبال کردند و [لی] هر کاری را [آخر] قراری است ٣ و قطعاً از اخبار آنچه در آن مایه انزجار [از کفر] است به ایشان رسید ٤ حکمت بالغه [حق این بود] ولی هشدارها سود نکرد ٥ پس از آنان روی برتاب روزی که داعی [حق] به سوی امری دهشتناک دعوت میکند ٦ در حالی که دیدگان خود را فروهشتهاند چون ملخهای پراکنده از گورها[ی خود] برمیآیند ٧ به سرعتسوی آن دعوتگر میشتابند کافران میگویند امروز [چه] روز دشواری است ٨ پیش از آنان قوم نوح [نیز] به تکذیب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند دیوانهای است و [بسی] آزار کشید ٩ تا پروردگارش را خواند که من مغلوب شدم به داد من برس ١٠ پس درهای آسمان را به آبی ریزان گشودیم ١١ و از زمین چشمهها جوشانیدیم تا آب [زمین و آسمان] برای امری که مقدر شده بود به هم پیوستند ١٢ و او را بر [کشتی] تختهدار و میخآجین سوار کردیم ١٣ [کشتی] زیر نظر ما روان بود [این] پاداش کسی بود که مورد انکار واقع شده بود ١٤ و به راستی آن [سفینه] را بر جای نهادیم [تا] عبرتی [باشد] پس آیا پندگیرندهای هست ١٥ پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من] ١٦ و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردهایم پس آیا پندگیرندهای هست ١٧ عادیان به تکذیب پرداختند پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من] ١٨ ما بر [سر] آنان در روز شومی بهطور مداوم تندبادی توفنده فرستادیم ١٩ [که] مردم را از جا میکند گویی تنههای نخلی بودند که ریشهکن شده بودند ٢٠ پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من] ٢١ و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردهایم پس آیا پندگیرندهای هست ٢٢ قوم ثمود هشداردهندگان را تکذیب کردند ٢٣ و گفتند آیا تنها بشری از خودمان را پیروی کنیم در این صورت ما واقعاً در گمراهی و جنون خواهیم ٢٤ آیا از میان ما [وحی] بر او القا شده است [نه] بلکه او دروغگویی گستاخ است ٢٥ به زودی فردا بدانند دروغگوی گستاخ کیست ٢٦ ما برای آزمایش آنان [آن] مادهشتر را فرستادیم و [به صالح گفتیم]مراقب آنان باش و شکیبایی کن ٢٧ و به آنان خبر ده که آب میانشان بخش شدهاست هر کدام را آب به نوبتخواهد بود ٢٨ پس رفیقشان را صدا کردند و [او] شمشیر کشید و [شتر را] پی کرد ٢٩ پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من] ٣٠ ما بر [سر]شان یک فریاد [مرگبار] فرستادیم و چون گیاه خشکیده [کومهها] ریزریز شدند ٣١ و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم پس آیا پندگیرندهای هست ٣٢ قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند ٣٣ ما بر [سر] آنان سنگبارانی [انفجاری] فروفرستادیم [و] فقط خانواده لوط بودند که سحرگاهشان رهانیدیم ٣٤ [و این] رحمتی از جانب ما بود هر که سپاس دارد بدینسان [او را] پاداش میدهیم ٣٥ و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بیم داده بود و[لی] در تهدیدها[ی ما] به جدال برخاستند ٣٦ و از مهمان[های] او کام دل خواستند پس فروغ دیدگانشان را ستردیم و [گفتیم] [مزه] عذاب و هشدارهای مرا بچشید ٣٧ و به راستی که سپیدهدم عذابی پیگیر به سر وقت آنان آمد ٣٨ پس عذاب و هشدارهای مرا بچشید ٣٩ و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم پس آیا پندگیرندهای هست ٤٠ و در حقیقت هشداردهندگان به جانب فرعونیان آمدند ٤١ [اما آنها] همه معجزات ما را تکذیب کردند تا چون زبردستی زورمند [گریبان] آنان را گرفتیم ٤٢ آیا کافران شما از اینان [که برشمردیم] برترند یا شما را در نوشتهها[ی آسمانی] خط امانی است ٤٣ یا میگویند ما همگی انتقامگیرنده [و یار و یاور همدیگر]یم ٤٤ زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند ٤٥ بلکه موعدشان قیامت است و قیامت [بسی] سختتر و تلختر است ٤٦ قطعاً بزهکاران در گمراهی و جنونند ٤٧ روزی که در آتش به رو کشیده میشوند [و به آنان گفته میشود] لهیب آتش را بچشید [و احساس کنید] ٤٨ ماییم که هر چیزی را به اندازه آفریدهایم ٤٩ و فرمان ما جز یک بار نیست [آن هم] چون چشم به هم زدنی ٥٠ و هم مسلکان شما را سخت به هلاکت رساندیم پس آیا پندگیرندهای هست ٥١ و هر چه کردهاند در کتابها[ی اعمالشان درج] است ٥٢ و هر خرد و بزرگی [در آن] نوشته شده ٥٣ در حقیقت مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها ٥٤ در قرارگاه صدق نزد پادشاهی توانایند ٥٥﴾