سوره شَمس نود و یکمین سورهقرآن، از سورههای مکی و دارای ۱۵ آیه است که در جزء سیام قرآن جای گرفته است. نام این سوره از آیه نخست آن، «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» (سوگند به خورشید و روشنایی آن)، گرفته شده است. این سوره با یازده سوگند به پدیدههایی همچون خورشید، ماه، روز، شب، آسمان، زمین و نفس انسان آغاز میشود.
محور اصلی سوره، رستگاری در پرتو تزکیه نفس و زیانکاری بر اثر آلودگی آن است و در ادامه، سرگذشت قوم ثمود و کشتن ناقه صالح(ع) بهعنوان نمونهای از پیامدهای سرپیچی از فرمان الهی بیان میشود. در روایات تفسیری آیات پایانی سوره شمس، قاتل ناقه صالح(ع) مصداق شقیترین فرد در گذشته و ابنملجم، قاتل امام علی(ع)، مصداق شقیترین فرد در آینده دانسته شده است.
سوره شمس بهدلیل سوگند به خورشید در آیه نخست، «شمس» نامیده شده است: «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا». نام دیگر آن «ناقه صالح» است که به داستان صالح(ع) و ناقه او اشاره دارد.[۱] این سوره مکی و در ترتیب نزول، بیستوششمین سوره نازلشده بر پیامبر(ص) است.[۲] در چینش کنونی مصحف، نودویکمین سوره قرآن است و در جزء سیام قرار دارد.[۳]
سوره شمس ۱۵ آیه، ۵۴ کلمه و ۲۵۳ حرف دارد و از سورههای مفصلات و سورههای آغازشونده با سوگند است.[۴] این سوره شامل یازده سوگند است.[۵]
سوره شمس به داستان حضرت صالح(ع)، ناقه او و سرنوشت قوم ثمود میپردازد.[۶] پژوهشگران قرآنی، تزکیه و تهذیب نفس و نقش آن در رستگاری انسان را از محورهای اصلی سوره شمس دانستهاند.[۷] به گفته مفسران، یازده سوگند آغاز سوره نیز بر اهمیت این موضوع تأکید دارد.[۸]
علامه طباطبایی، از مفسران قرآن در قرن چهاردهم شمسی، شناخت فطری نیکی و بدی و ضرورت تزکیه نفس برای رستگاری را مضمون اصلی سوره میداند و داستان قوم ثمود را شاهدی بر آن و نکوهشی غیرمستقیم از رفتار مکیان با پیامبر اسلام(ص) معرفی میکند.[۹]عبدالله جوادی آملی، مفسر و فیلسوف شیعه، نیز در تفسیر این سوره، به نظم و هدفمندی نظام آفرینش، بهرهمندی انسان از آن و نقش استعدادهای انسانی در تلاش و دانشاندوزی اشاره میکند.[۱۰]
نکته تفسیری ، نقد دیدگاه زمخشری
دیدگاه مشهور مفسران آن است که پاسخ یازده سوگند آغاز سوره شمس، آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» است؛ اما زمخشری، از مفسران اهل سنت، عبارت «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا» را پاسخ قسم میداند و آن را ناظر به عذاب قوم ثمود و نابودی ستمگران تفسیر میکند.[۱۱] عبدالله جوادی آملی دیدگاه زمخشری را نمیپذیرد و تزکیه نفس را پاسخ متناسب با سوگندهای یازدهگانه میداند. وی اخلاق را رکن تمدنسازی ملتها و دینداری را اساس مدنیت معرفی میکند و تحول یثرب به مدینه و عقلانیشدن جامعه جاهلی را از پیامدهای ظهور اسلام میشمارد.[۱۲]
روایات تفسیری سوره شمس درباره نمادهای آیات و مصادیق شقاوت
در روایتی، امام صادق(ع) خورشید را پیامبر(ص)، ماه را امام علی(ع)، شب را پیشوایان ستمگر و روز را امامان از نسل حضرت فاطمه(س) معرفی میکند؛ خورشید و ماه بهترتیب نماد آشکارشدن دین بهواسطه پیامبر(ص) و بهرهمندی امام علی(ع) از علم او هستند و شب و روز نیز بهترتیب به غلبه ستمگران بر دین و روشنگری امامان برای دینخواهان اشاره دارند.[۱۳]
در روایتی در مجمعالبیان، پیامبر(ص) از امام علی(ع) درباره شقیترین انسان گذشته پرسید و ایشان پاسخ داد: «کسی که ناقه صالح(ع) را پی کرد و کشت». پیامبر(ص) سپس درباره شقیترین انسان آینده پرسید؛ امام(ع) اظهار بیاطلاعی کرد و پیامبر(ص) ابنملجم را قاتل آینده ایشان معرفی کرد و به فرق سر امام اشاره کرد.[۱۴]
از پیامبر(ص) روایت است که قرائت سوره شمس، معادل صدقهدادن بهاندازه آن چیزی است که خورشید و ماه بر آن تابیدهاند.[۱۵] همچنین، پیامبر(ص) به اصحاب خود سفارش میکرد این سوره را در نمازهای مختلف بخوانند.[۱۶] از امام صادق(ع) نیز روایت است که در روز قیامت، اعضای بدن قاری سوره شمس و اشیای پیرامون او به سودش گواهی میدهند و خداوند با پذیرش شهادت آنان، به او پاداش میدهد و فرمان میدهد تا بهشت همراهی شود و نعمتهای دلخواهش را برگزیند.[۱۷]
قرائت سوره شمس در رکعت دوم نماز عید فطر و عید قربانمستحب است؛ به قول برخی، قرائت آن در رکعت اول نیز مستحب شمرده شده است.[۱۸] همچنین، مستحب است در روز دحوالارض (۲۵ ذیالقعده)، هنگام بالا آمدن خورشید، دو رکعت نماز خوانده شود و در هر رکعت، پس از سوره حمد، سوره شمس پنج بار قرائت شود.[۱۹]
﴿و[لی] دروغزنش خواندند و آن [مادهشتر] را پی کردند و پروردگارشان به [سزای] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد ١٤﴾
﴿وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ١٥﴾
﴿و از پیامد کار خویش بیمی به خود راه نداد ١٥﴾
﴿سوگند به خورشید و تابندگیاش ١ سوگند به مه چون پی [خورشید] رود ٢ سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند ٣ سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد ٤ سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت ٥ سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد ٦ سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد ٧ سپس پلیدکاری و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد ٨ که هر کس آن را پاک گردانید قطعاً رستگار شد ٩ و هر که آلودهاش ساخت قطعاً درباخت ١٠ [قوم] ثمود به سبب طغیان خود به تکذیب پرداختند ١١ آنگاه که شقیترینشان بر[پا] خاست ١٢ پس فرستاده خدا به آنان گفت زنهار مادهشتر خدا و [نوبت]آبخوردنش را [حرمت نهید] ١٣ و[لی] دروغزنش خواندند و آن [مادهشتر] را پی کردند و پروردگارشان به [سزای] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد ١٤ و از پیامد کار خویش بیمی به خود راه نداد ١٥﴾