آیه ۲۴ سوره توبه
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | توبه |
| شماره آیه | ۲۴ |
| جزء | ۱۰ |
| اطلاعات محتوایی | |
| شأن نزول | امتناع از هجرت به مدینه یا تعلل در غزوه تبوک |
| مکان نزول | مدینه |
| موضوع | لزوم تقدم محبت خدا، پیامبر اسلام(ص) و جهاد بر پیوندهای خانوادگی، عاطفی و منافع مادی |
| آیات مرتبط | آیه ۵۴ سوره مائده و آیات ۲۳ و ۲۸ سوره توبه |
آیه ۲۴ سوره توبه با برشمردن هشت دلبستگی عاطفی و مادی انسان، درباره اولویتبخشیدن به این منافع در برابر خدا، پیامبر(ص) و جهاد در راه او هشدار میدهد و افراد ترجیحدهندۀ علایق دنیوی را فاسق و مستوجب کیفر الهی معرفی میکند. مفسران معتقدند این آیه محبت طبیعی به خانواده و مال را نفی نمیکند، بلکه برتریدادن آن بر ارزشهای ایمانی را در دوراهیِ عمل نکوهش کرده و آن را از مهمترین مستندات قرآنی در تبیین مرزهای تَولّی و تَبَرّی و اولویت جهاد شمردهاند.
درباره شأن نزول این آیه، مواردی چون سستی برخی مسلمانان مکه در هجرت به مدینه، تعلل گروهی در همراهی سپاه اسلام در غزوه تبوک، و لزوم قطع پیوند مودّت با خویشاوندان مشرک پس از ابلاغ آیات برائت گزارش شده است. مفسران عبارت هشداریِ «فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ» را به فرود آمدن عذاب الهی، عقوبت دنیوی یا جایگزینی یاریکنندگان راستین دین تفسیر کردهاند.
جایگاه
آیه ۲۴ سوره توبه به مسئله لزوم تقدم محبت خدا، پیامبر اسلام(ص) و جهاد بر پیوندهای خانوادگی، عاطفی و منافع مادی میپردازد.[۱] این آیه هشت دلبستگی دنیوی (پدران، فرزندان، برادران، همسران، خویشاوندان، اموال، تجارت و مسکن) را برمیشمارد[۲] و هشدار میدهد که اگر محبت این امور بیش از محبت خدا، رسول و جهاد در راه او باشد، باید منتظر کیفر الهی بود.[۳]
مفسران این آیه را از مهمترین آیات در تبیین مرزهای تولی و تبری[۴] و ضرورت فداکاری در مسیر اهداف توحیدی دانستهاند.[۵]
﴿قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ٢٤﴾ [توبه:24]|﴿بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آوردهاید و تجارتی که از کسادش بیمناکید و سراهایی را که خوش میدارید نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوستداشتنیتر است پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در]آورد و خداوند گروه فاسقان را راهنمایی نمیکند ٢٤﴾
شأن نزول
در خصوص شأن نزول آیه ۲۴ سوره توبه (و آیه قبل از آن)، مفسران چند زمینه تاریخی را نقل کردهاند:
- امتناع از هجرت: شیخ طوسی و طبرسی نقل کردهاند که پس از واجب شدن هجرت به مدینه، برخی مسلمانان مکه به دلیل دلبستگی به همسر و فرزندان، وابستگیهای قبیلهای و نگرانی از هدر رفتن اموال و خانههایشان، از هجرت خودداری کردند. در پی این تعلل، آیه نازل شد و آنان را سخت تهدید کرد.[۶]
- تعلل در غزوه تبوک: برخی مفسران شأن نزول این آیات را مرتبط با اعزام سپاه به غزوه تبوک دانستهاند؛ زمانی که سختی مسیر، گرمای شدید هوا و فصل برداشت محصول، سبب سستی گروهی در حرکت بهسوی میدان جهاد شد.[۷]
- جاسوسی برای مشرکان: گفته شده شخصی بهنام حاطِب بن ابیبَلتَعِه در نامهای مشرکان مکه را از خبر فتح مکه مطلع کرد که آیه نازل شد.[۸]
- پیوند ولایی با خویشاوندان مشرک: با توجه به پیوستگی این آیه با آیه ۲۳، گروهی از مفسران شأن نزول آن را اعلام ممنوعیت همپیمانی و مودت ولایی با بستگان مشرک پس از ورود اسلام به مکه و ابلاغ آیات برائت ذکر کردهاند.[۹]
جاذبههای دنیوی در برابر حقایق بنیادین
قرآن کریم در این آیه به تمام ابعاد وابستگیهای عاطفی و مادی انسان اشاره کرده و آنها را در هشت دسته جای داده است:
- پیوندهای نسبی و سببی: پدران، فرزندان، برادران و همسران
- گروههای اجتماعی: عشیره و تبار
- منافع اقتصادی: اموال اندوختهشده، کسبوکار و تجارت و خانههای دلپسند.[۱۰]
در برابر جاذبههای هشتگانه دنیا، سه حقیقت بنیادین (خداوند متعال، رسول خدا و جهاد در راه خدا) بیان شده که مفسران تصریح کردهاند آیه وجود محبت طبیعی به خانواده و مال را نفی نمیکند و آن را مذموم نمیشمارد، بلکه «ترجیح» این محبتها بر عشق به خدا و پیامبر و جهاد در دوراهیها را نشانه انحراف و فسق معرفی مینماید.[۱۱]
مقصود از «امر الهی»
مفسران عبارت «فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ؛ مننتظر باشید تا خدا فرمانش را بهاجرا درآورد» لحنی هشداردهنده دانستهاند.[۱۲] درباره مراد از «أمر الله» احتمالات زیر بیان شده است:
- عقوبت دنیوی و اخروی: فرود آمدن عذاب یا شکست و خواری در دنیا و کیفر جهنم در آخرت.[۱۳]
- فتح مکه: اشاره به صدور فرمان فتح مکه و برچیده شدن بساط شرک است که البته گفته شده چون سوره توبه پس از فتح مکه نازل شده، این تفسیر صحیح نیست.[۱۴]
- یاری دین: امر الهی اشاره به جبران کمکاری مسلمانان و آمدن افراد دیگری است که در راه جهاد کوتاهی نمیکنند و دین خدا را یاری خواهند کرد، همانطور که در آیه ۵۴ سوره مائده نیز به آن اشاره شده است.[۱۵]
- رونق بازار: برخی گفتهاند طبق روایتی[۱۶] که آیه را در مورد شکایت قریش از اوضاع اقتصادی پس از اعلام اجازه نداشتن مشرکین برای ورود به مکه دانسته، احتمال دارد مقصود از امر الهی، رونق اقتصادی باشد که طبق این تفسیر، آیه شبیه آیه ۲۸ سوره توبه خواهد بود.[۱۷]
پیامهای آیه
- گفته شده پایان آیه با جمله «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» نشان میدهد فردی که پیوندهای مادی را بر دستور الهی مقدم بدارد، از دایره طاعت خارج شده و فاسق گشته و به دلیل سوء اختیار خویش، از توفیق و هدایتِ پاداشی خداوند محروم میگردد.[۱۸]
- برخی مفسران این آیه را حکمی فرازمانی و ناظر به همه اعصار میدانند، نه صرفاً دوران صدر اسلام؛ بر این اساس، معتقدند ترجیح منافع مادی و دلبستگیهای دنیوی بر ایمان و جهاد، موجب زوال اقتدار، وابستگی و آسیبپذیری جوامع اسلامی در هر دورهای خواهد بود.[۱۹]
پانویس
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۳-۳۳۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۲۰۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۳.
- ↑ حسینی شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ۱۳۶۳ش، ج۵، ص۴۹.
- ↑ کاشانی، تفسیر منهج الصادقین، ۱۳۳۶ش، ج۴، ص۲۴۵
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۳؛ فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۶۲.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احیاء، ج۵، ص۱۹۶؛ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۵-۲۶.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۵؛ فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۱، ص۶۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۲۱۶-۲۱۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۳-۳۳۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۴.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۲۹؛ کاشانی، تفسیر منهج الصادقین، ۱۳۳۶ش، ج۴، ص۲۴۵.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۶؛ کاشانی، تفسیر منهج الصادقین، ۱۳۳۶ش، ج۴، ص۲۴۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۲۰۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۴-۳۳۵.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۸۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۲۱۶-۲۱۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۲۰۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۳۵.
منابع
- حسینی شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، تهران، انتشارات میقات، ۱۳۶۳ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- فضل الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، ۱۴۱۹ق.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۵ق.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- کاشانی، ملا فتحالله، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتابفروشی علمی، ۱۳۳۶ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.