آیه ۱۷۸ سوره آلعمران
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | آلعمران |
| شماره آیه | ۱۷۸ |
| جزء | چهارم |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مدینه |
| درباره | مهلت دادن کفار برای ارتکاب گناه بیشتر |
آیه ۱۷۸ سوره آلعمران به مهلت دادن خداوند به کافران اشاره دارد که این مهلت خیر آنان نیست بلکه موجب افزایش گناهان و عذاب الهی آنان خواهد بود.[۱] به گفته مفسران، مهلت الهی یا زمینه بازگشت و توبه را فراهم میکند و یا در صورت اصرار بر گناهان موجب افزایش گناه و استحقاق عذاب الهی میشود.[۲]
﴿وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ ١٧٨﴾ [آل عمران:178]|﴿و البته نباید کسانی که کافر شدهاند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت میدهیم برای آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت میدهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابی خفت آور خواهند داشت ١٧٨﴾
آیه ۱۷۸ سوره آلعمران در ادامه آیات قبل و در تکمیل مباحث مربوط به جنگ اُحد [۳] و در مقام تسلی پیامبر(ص) و پاسخ به نگرانی وی از پیشروی کافران در کفر و دشمنی نازل شده است.[۴] جوادی آملی مفسر شیعه این آیه را مرتبط با آیات استدراج میداند[۵] و معتقد است که مضمون آن درباره کافرانی است که با شتاب در مسیر کفر و گناه پیش میروند، نه همه کفار که عمر خود را در راه خدمت به مردم صرف میکنند.[۶]
در مصادیق این آیه گزارشهای مختلفی از جمله؛ مشرکان مکه، یهودیان بنیقریظه و بنینضیر،[۷] یهودیان، نصاری و منافقان.[۸] گفته شده است. برخی گزارشها آن را درباره گروهی از کافران دانستهاند که بر اساس علم الهی، هرگز ایمان نمیآوردند و بر کفر خود میافزایند.[۹]
برخی اشاعره از عبارت «لِيَزْدادُوا إِثْماً» جبرگرایی را نتیجه گرفته و کفر و ارتکاب گناه کافران را به رضایت و اراده الهی نسبت دادهاند.[۱۰] مفسران شیعه با متشابه دانستن این آیه و ارجاع آن به محکمات قرآن و نیز دیگر دلایل عقلی، نقلی و همچنین با ذکر قواعد ادبی این برداشت را رد کردهاند.[۱۱] مکارم شیرازی از مفسران شیعه با استناد به آیه ۱۷۶ آلعمران بیان کرده، سبقت گرفتن کفار در کفر نتیجه اختیار آنان بوده؛ ازاینرو، آیه بر آزادی اراده انسان دلالت دارد، نه جبر.[۱۲]
برخی مفسران در توضیح روایت امام باقر(ع)، که در خیر بودن مرگ برای مومن و کافر به این آیه استناده شده بود[۱۳] بیان کردهاند، مؤمن با مرگ به پاداش و مقام الهی میرسد اما زندگی دنیوی برای کافری که از فرصت عمر برای افزایش گناه استفاده میکند، خیر نیست؛ بنابراین مرگ برای او نیز بهتر است.[۱۴]
طبق نقل تاریخی، حضرت زینب(س) در خطبه خود در شام با استناد به مضمون آیه ۱۷۸ سوره آلعمران، یزید را از مصادیق روشن گناهکارِ طغیانگری دانست که مهلت الهی، زمینه افزایش گناه او را فراهم کرده بود.[۱۵]
پانویس
- ↑ نصرتبیگم، تفسیر مخزن العرفان، ۱۳۶۱ش، ج۱۲، ص۳۴۲.
- ↑ قرشی بنابی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۳۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۸۰ و ۱۸۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۸۲.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۶، ص۴۰۰.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۶، ص۴۰۲ و ۴۰۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۸۹۳.
- ↑ ابوحیان، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۴۵.
- ↑ واحدی، الوجیز فی تفسیر الکتاب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۴۵.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۶، ص۴۰۷.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۶، ص۴۰۷-۴۰۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۸۶.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۱۸۱.
- ↑ عیاشی، تفسیر عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۲۰۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۸۱.
- ↑ طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۸.
منابع
- ابوحیان، محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، محقق: صدقی محمد جمیل، بیروت، چاپ اول، دار الفکر، ۱۴۲۰ق.
- جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، تفسیر قرآن کریم، قم، اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۸ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح: فضلالله یزدی طباطبایی، هاشم رسولی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، مصحح، سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
- قرشی بنابی، علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
- نصرتبیگم، امین، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
- واحدی، علی بن احمد، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، محقق: صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار القلم، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.