آیه ۱۲۶ سوره آلعمران
امداد الهی زمینهساز آرامش قلبی مسلمانان | |
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | سوره آلعمران |
| جزء | ۴ |
| اطلاعات محتوایی | |
| درباره | حوادث جنگ اُحُد |
| آیات مرتبط | آیه ۱۰ سوره انفال |
آیه ۱۲۶ سوره آلعمران، امداد الهی را مایه بشارت و آرامش دلهای مسلمانان معرفی میکند و پیروزی را تنها از جانب خداوند میداند. انسان همواره به یاری او نیازمند است؛ چه برای استواری دل خود، چه برای تضعیف روحیه دشمن و چه در دیگر اموری که به آن نیاز دارد.[۱]
﴿وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ١٢٦﴾ [آل عمران:126]|﴿و خدا آن [وعده پیروزی] را جز مژده ای برای شما قرار نداد تا [بدین وسیله شادمان شوید و] دلهای شما بدان آرامش یابد و پیروزی جز از جانب خداوند توانای حکیم نیست ١٢٦﴾
به گفته برخی مفسران شیعی، آیات ۱۲۱ تا ۱۲۶ سوره آلعمران به حوادث جنگ اُحُد (سال سوم هجری قمری) اشاره دارد.[۲] در این جنگ، خداوند برای یاری مسلمانان که از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی ضعیفتر از دشمن بودند، فرشتگانی فرستاد.[۳] این امداد الهی، افزون بر تکریم رزمندگان،[۴] موجب آرامش دلهای آنان شد.[۵] همچنین، درباره دو وصف «العزیز» و «الحکیم» در پایان آیه گفته شده است که نبرد مسلمانان با مشرکان در راستای عزتمند ساختن دین و بر پایه حکمت الهی در تدبیر امور مکلفان بود.[۶]
عبدالله جوادی آملی، مفسر شیعی، به شباهت آیه ۱۲۶ سوره آلعمران با آیه ۱۰ سوره انفال اشاره کرده است. به گفته او، هر دو آیه درباره امداد الهی و آرامش دلهای مسلمانان است؛ با این تفاوت که آیه آلعمران به جنگ اُحُد و آیه انفال به جنگ بدر (سال دوم هجری قمری) مربوط میشود. به گفته او، مسلمانان در جنگ بدر به دلیل کمبود نیروی انسانی و تجهیزات نظامی در مقایسه با دشمن، امیدی جز یاری خداوند نداشتند. ازاینرو، در آیه ۱۰ سوره انفال، واژه «بِهِ» پیش از عبارت «قُلُوبُكُمْ» آمده است تا شدت انتظار آنان برای امداد الهی را نشان دهد. در جنگ احد، مسلمانان از نظر نیروی انسانی و امکانات نظامی در شرایط مناسبتری بودند. ازاینرو، در آیه ۱۲۶ سوره آلعمران، واژه «بِهِ» پس از فعل و فاعل آمده است که به گفته جوادی آملی، از شدت انتظار برای امداد الهی میکاهد.[۷]
پانویس
- ↑ شیخ طوسى، التبيان، دار احياء التراث العربى، ج۲، ص۵۸۲؛ طبرسى، مجمع البيان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۸۲۹؛ طباطبايى، الميزان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۹؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۵۰۰ و ۵۰۷.
- ↑ مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۶۸ و ۷۸.
- ↑ ببینید: مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۷۹-۸۱.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۵۰۴.
- ↑ طباطبايى، الميزان، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۹؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۵۰۴.
- ↑ شیخ طوسى، التبيان، دار احياء التراث العربى، ج۲، ص۵۸۲؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۵۰۷.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۵۰۵.
منابع
- جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، اسراء، چاپ دوم، زستان ۱۳۸۸ش.
- شیخ طوسى، محمد بن حسن، التبيان فى تفسير القرآن، تحقيق احمد قصيرعاملى، بیروت، دار احياء التراث العربى، چاپ اول، بیتا.
- طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تحقيق محمد جواد بلاغى، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.