آیه ۱۲ سوره توبه
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | توبه |
| شماره آیه | ۱۲ |
| جزء | ۱۰ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مدینه |
| موضوع | ضرورت جنگ با پیمانشکنان و پیشوایان کفر |
| آیات مرتبط | آیه ۱۳ سوره توبه |
آیه ۱۲ سوره توبه دستور به جنگ با پیشوایان کافران داده است، البته درصورتی که به پیمانشکنی، شبههافکنی و عیبجویی دست بزنند. این دستور به این دلیل صادر شد که به مؤمنان بفهماند پس از عهدشکنی مشرکان دیگر عهد و پیمان با آنان اعتباری ندارد و تا پشیمانشدن مشرکان و دستبرداشتن از شرک یا پیمانشکنی باید این جنگ ادامه داشته باشد.
بیشتر مفسران، این آیه را ادامه آیات قبل (آیات ۷-۱۱ سوره توبه) و درباره همان مشرکان میدانند، اما علامه طباطبایی آن را مربوط به گروهی دیگر از مشرکانِ دارای پیمان میداند. در نگاه برخی، آیه بر مبارزه با سران کفر و ساختارهای سلطه در همه زمانها تأکید دارد.
در شأن نزول آیه، واژه ائمة الکفر بر گروههایی مانند یهودیان، سران قریش، اهل روم و فارس و ناکثین شرکتکننده در جنگ جمل تطبیق داده شده است؛ اما برخی تاکید دارند که اینها مصادیقاند و آیه عمومیت دارد و تطبیق آن بر تمامی سران کفر در همه زمانها بدون اشکال است.
جنگ با پیمانشکنان
آیه ۱۲ سوره توبه دستور می دهد در صورتی که کافران و مشرکان پیمانشکنی و شبههافکنی کنند،[۱] باید با پیشوایان کفر بجنگید،[۲] چراکه عهد و قسَم آنان پس از پیمانشکنی بیارزش است[۳] و این جنگ باید تا زمان پشیمانی آنها ادامه یابد.[۴]
﴿وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ ١٢﴾ [توبه:12]|﴿و اگر سوگندهای خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند پس با پیشوایان کفر بجنگید چرا که آنان را هیچ پیمانی نیست باشد که [از پیمانشکنی] بازایستند ١٢﴾
در تفسیر عبارت «طَعَنوا فی دینکم» دو دیدگاه مطرح است: برخی آن را بهمعنای طعنه و عیبجویی از دین میدانند[۵] و برخی آن را شبههافکنی تفسیر کردهاند.[۶] طبق دیدگاه دوم، مقابله با کسانی که با تبلیغات سوء در دین، بهویژه در موضوع امامت، شبههپراکنی میکنند، واجب است.[۷]
عبارت پایان آیه (لعلّهم ینتهون) تأکید دارد تا وقتی که آنان پشیمان شوند و از کارشان دست بردارند، میبایست با آنها بجنگید؛ مراد از آن، دست برداشتن از کفر و شرک،[۸] یا پیمانشکنی دانسته شده، هرچند ایمان نیاورند.[۹] برخی نیز هر دو را بیان کرده، معتقدند هدف از جنگ با پیشوایان کفر، انتقام نیست، بلکه هدف، دستبرداشتن از کفر و یا لااقل پیمانشکنی است.[۱۰]
جایگاه آیه در میان آیات
مفسران معتقدند این آیه در ادامه مطالب آیات قبل (آیات ۷-۱۱ سوره توبه) و در مورد همان مشرکان است[۱۱] و به قرینه عبارت «فَإِن تابوا…» در آیه قبل توضیح میدهند که معنای آیات چنین است: اگر آنان توبه کردند که برادران شما خواهند بود، اما اگر توبه نکردند و پیمانشکنیشان را ادامه دادند، با آنان بجنگید.[۱۲] در مقابل علامه طباطبایی مفسر قرآن، معتقد است این آیه در مورد این مشرکان نیست؛ زیرا آنان پیشتر پیمانهای خود را شکسته بودند و گفتن «اگر پیمان شکستند» درباره آنان بیمعناست؛ بلکه مقصود گروه دیگری از مشرکان است که با حکومت اسلامی عهد بستهاند.[۱۳]
پیشوایان کفر
سید علی خامنهای دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران با استناد به این آیه میگوید خطاب قرآن برای مبارزه با کفار متوجه کافران ناآگاه و عادی نیست، بلکه متوجه سران کفر و استکبار و تشکیلاتی است که بر سرنوشت جوامع مسلطاند. این آیه از آنان به «ائمه کفر» یاد میکند و در آیه ۴۱ سوره قصص نیز آنها را پیشوایانی میداند که مردم را به سوی جهنم میکشانند. بنابراین شدت و حدّت قرآن در برابر دشمنان اسلام، متوجه مردم عادیِ بیعناد نیست، بلکه متوجه سردمداران و پیشوایان کفر است.[۱۴] به نظر خامنهای، ائمه کفر در قرن چهاردهم شمسی، استکبار (سردمداران آمریکا و اسرائیل) است که مردم را به سوی جهنم میکشانند.[۱۵]
برخی دیگر از مفسران نیز معتقدند در مبارزه با ظلم و استعمار میبایست ریشهها (سران و پیشوایان) را شناسایی کرد و از بین برد، چراکه توده مردم تابع سران و رهبران خود هستند و نبض جامعه در دست حاکمان جامعه است.[۱۶]
شأن نزول
مفسران درباره شأن نزول آیه و مقصود از پیشوایان کفر در این آیه، چند نظریه ارائه کردهاند:
- یهودیان؛[۱۷]
- جماعت کافران؛[۱۸]
- به گفته ابن عباس (صحابی پیامبر اکرم(ص))، سران قریش مثل ابوسفیان و عکرمه؛[۱۹]
- اهل روم و فارس؛[۲۰]
- به روایت حذیفه (از اصحاب پیامبر(ص)): در زمان نزول قرآن، مصداق این آیه هنوز نیامده بود.[۲۱]
تفسیر اخیر مطابق روایاتی است که این آیه را بر دشمنان امام علی(ع) در جنگ جمل تطبیق دادهاند.[۲۲] مطابق روایتی، امام علی(ع) سوگند یاد کرده که از زمان نزول آیه، تنها او (با جهاد با ناکثین) به این آیه عمل کرده است.[۲۳] تعبیر ناکثین که به طلحه و زبیر و دیگر یاران جنگ جمل (بهسبب نقض بیعت با امام(ع)) اطلاق شده، برگرفته از کلمه «نَکَثُوا» در همین آیه دانسته شده است.[۲۴] در برخی روایات نیز طلحه و زبیر از پیشوایان کفر شمرده شدهاند.[۲۵] با این حال، گفته میشود این موارد تنها مصداقاند و با عمومیت آیه نسبت به تمامی پیمانشکنان و سران کفر منافاتی ندارد.[۲۶]
پانویس
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۱۸۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۱۵۹؛ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۲۰۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۰۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۰۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۷.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۱۸۷.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۱۸۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۸.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۱۸۷.
- ↑ صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ۱۳۶۵ش، ج۱۲، ص۳۵۵.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۰۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۰۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۱۵۹.
- ↑ خامنهای، «بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سالروز ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)».
- ↑ خامنهای، «بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سالروز ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)».
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۰۸-۳۰۹ وج۸، ص۳۵۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۳۰۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۷.
- ↑ حسینی شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ۱۳۶۳ش، ج۵، ص۲۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۱۷-۱۸.
- ↑ علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۸۳.
- ↑ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۱.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۱۸۶.
- ↑ حمیری، قرب الاسناد، ۱۴۱۳ق، ص۹۶.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۱۸۶.
منابع
- خامنهای، سید علی، «بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سالروز ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)»، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- حسینی شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، تهران، انتشارات میقات، ۱۳۶۳ش.
- حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت، دار العلوم، ۱۴۲۳ق.
- حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، ۱۴۱۳ق.
- صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دار الثقافه، ۱۴۱۴ق.
- طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش.
- علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.