حدیث نقطه
نقاشی خط و خطنگاری ثلث حدیث نقطه اثر محمد المشرفاوی خطاط عراقی | |
| اطلاعات روایت | |
|---|---|
| موضوع | فضیلت امام علی(ع) |
| صادره از | منسوب به امام علی(ع) |
| اعتبار سند | بدون سند |
| منابع شیعه | تفسیر المحیط الأعظم |
| منابع سنی | الدر المنتظم فی السر الاعظم |
| احادیث مشهور | |
| حدیث سلسلةالذهب • حدیث ثقلین • حدیث کساء • مقبوله عمر بن حنظلة • حدیث قرب نوافل • حدیث معراج • حدیث ولایت • حدیث وصایت • حدیث جنود عقل و جهل • حدیث شجره | |
حدیث نقطه یا اَنَا النقطَةُ الَّتی تَحتَ الباء سخنی منسوب به امام علی(ع) است که غالبا در آثار عرفانی نقل شده است. به گفته حدیثشناسان، توجه به حدیث «نقطه» از نیمه اول قرن هشتم هجری، همزمان با ظهور مکتب حروفیه و نقطویان، افزایش یافت. قدیمیترین گزارش این حدیث بدون سند، توسط ابنطلحه شافعی (درگذشت ۶۵۲ق) نقل شده و پس از او داود قیصری، سید حیدر آملی و حافظ رجب برسی نیز آن را بدون سند گزارش کردهاند. ابن ابیجمهور نیز حدیث را بدون ارائه سند نقل کرده است.
این حدیث علاوهبر امام علی(ع)، به ابوبکر شبلی، فردی از معاصران شبلی، و فردی از معاصران ابراهیم قرمیسینی نیز نسبت داده شده است. تردید در انتساب حدیث «نقطه» به امام علی(ع) بهدلیل آن است که در زمان ایشان نقطهگذاری در عربی وجود نداشت، همچنین، برخی معتقدند حدیث مذکور ریشه در سخنان عارفان داشته و تنها در دو روایت ضعیفالسند به کار رفته است.
در تفاسیر عرفانی، سید حیدر آملی، «نقطه زیر باء» را اشاره به جایگاه وجودی امام علی(ع) بهعنوان اولین مخلوق معیّن و منشأ پیدایش سایر موجودات میداند. ملاصدرا آن را به مرتبه بسیط وجود تفسیر میکند که تمام هستی را در بر میگیرد و بیانگر احاطه و وابستگی هستی به خداوند است. امام خمینی نیز «باء» را ظهور مطلق الهی و «نقطه» را اولین مرتبه تعین یافته از این ظهور، یعنی مقام ولایت احمدی میدانند.
اهمیت و اعتبار حدیث
حدیث «نقطه» منسوب به امام علی(ع) است که در کتابهای مختلف بهویژه تفاسیر و آثاری که رویکرد عرفانی دارند توجه ویژهای به آن شده است.[۱] گفته شده توجه به حدیث نقطه، از نیمه اول قرن هشتم هجری، همزمان با ظهور مکتب حروفیه و نقطویان، افزایش یافت.[۲] به گفته حدیثشناسان، قدیمیترین گزارش این حدیث بدون سند، توسط ابنطلحه شافعی (درگذشت ۶۵۲ق) در کتاب الدُرُّ المُنتَظَم فی السِرّ الاَعظَم نقل شده است.[۳] پس از او، داود قیصری،[۴] سید حیدر آملی[۵] و حافظ رجب برسی[۶] نیز این روایت را بدون ذکر سند گزارش کردهاند.
| متن | ترجمه |
| وَ اعْلَمْ أَنَّ جَمِیعَ أَسْرَارِ اللَّهِ فِی الْکُتُبِ السَّمَاوِیَّةِ، وَ جَمِیعَ مَا فِی الْکُتُبِ السَّمَاوِیَّةِ فِی الْقُرْآنِ، وَ جَمِیعَ مَا فِی الْقُرْآنِ فِی الْفَاتِحَةِ، وَ جَمِیعَ مَا فِی الْفَاتِحَةِ فِی الْبَسْمَلَةِ، وَ جَمِیعَ مَا فِی الْبَسْمَلَةِ فِی بَاءِ الْبَسْمَلَةِ، وَ جَمِیعَ مَا فِی بَاءِ الْبَسْمَلَةِ فِی النُّقْطَةِ الَّتِی تَحْتَ الْبَاءِ، قَالَ الْإِمَامُ عَلِیٌّ: «وَ أَنَا النُّقْطَةُ الَّتِی تَحْتَ الْبَاءِ.» | و بدان که تمام اسرار خداوند در کتابهای آسمانی است، و تمام آنچه در کتابهای آسمانی است در قرآن، و تمام آنچه در قرآن است در سوره فاتحه، و تمام آنچه در فاتحه است در بسمله، و تمام آنچه در بسمله است در حرف «باء» بسمله، و تمام آنچه در حرف «باء» بسمله است در نقطهای است که زیر آن حرف «باء» قرار دارد. امام علی(ع) فرمود: «و من همان نقطهای هستم که زیر «باء» قرار دارد.»» |
ابن ابیجمهور (درگذشت پس از ۹۰۴ق) با اینکه حدیث را نقل کرده و آن را به امام علی(ع) نسبت داده و از قول ایشان با واسطه نقل کرده است، سندی برای آن ارائه نکرده است.[۷]
اختلاف در منشأ صدور روایت
حدیث نقطه غیر از امام علی(ع)، به افراد دیگری نیز نسبت داده شده است:
- ابوبکر شِبِلّی (متوفای ۳۳۵ق): عینالقضات همدانی،[۸] سمعانی،[۹] ابنعربی،[۱۰] سعیدالدین فرغانی،[۱۱] عبدالرزاق کاشانی،[۱۲] عبدالکریم جیلی[۱۳] و آلوسی[۱۴] این سخن را به شبلی نسبت دادهاند.
- فردی از معاصران شبلّی: ابوسعد خرگوشی،[۱۵] قُشِیری[۱۶] و غَزالی[۱۷] حکایتی را نقل کردهاند که فردی خود را «نقطه زیر باء» معرفی کرده و شبلی او را بهخاطر این ادعا مذمت کرده است.[۱۸]
- فردی از معاصران ابراهیم قَرمیسینی: عطّار نیشابوری حکایتی از ابراهیم قرمیسینی (متوفای ۳۰۷ق) نقل میکند که فردی خود را «نقطه زیر باء بسم الله» معرفی کرده است.[۱۹]
شواهد تردید در صدور روایت از امام علی(ع)
به گفته پژوهشگران، شواهدی که موجب تردید در صدور حدیث «نقطه» از امام علی(ع) شدهاند، چند مورد اصلی را دربرمیگیرند:
- برخی گفتهاند این سخن در اصل از عارفان بوده و بعدها وارد ادبیات روایی شده است.[۲۰]
- تردید در انتساب حدیث «نقطه» به امام علی(ع) بهدلیل آن است که در زمان ایشان نقطهگذاری در عربی وجود نداشت.[۲۱] مصاحفی که از قرن اول اسلامی و منسوب به اهل بیت(ع) از قرآن وجود دارند، هیچیک دارای نقطه نیستند. این مسئله را نشانهای دانستهاند که در آن زمان نقطهگذاری در رسم الخط و نگارش قرآن نبوده است[۲۲] و استفاده از نقطه به شکل کنونی در خط عربی بعد از زمان امام علی(ع) پدید آمده است.[۲۳]
- در روایات موجود نیز واژه «نقطه» به معنای امروزی بهکار نرفته است. تنها در دو روایت چنین کاربردی دیده میشود، ولی هر دو روایت از نظر سند و دلالت ضعیفاند و نمیتوان به آنها استناد کرد.[۲۴]
تفسیر عرفانی از نقطه باء بسم الله
سید حیدر آملی، عارف قرن هشتم، معتقد است حضرت علی(ع) با معرفی خود بهعنوان «نقطه زیر باء بسم الله»، به جایگاه وجودی خود بهعنوان اولین مخلوق معیّن اشاره دارد. از دیدگاه آملی، الف (وجود مطلق) فاقد حد و ویژگی خاصی است، اما باء (وجود معیّن) همان الف است که به واسطه «نقطه»، خصوصیت یافته و باعث پیدایش مخلوقات دیگر با ویژگیهای منحصر به فردشان شده است. بنابراین، حضرت علی(ع) بهعنوان نقطه تعیینکننده در عالم هستی، منشأ پیدایش سایر موجودات هستند.[۲۵]
ملاصدرا، فیلسوف قرن یازدهم، «نقطه زیر باء» را به مرتبه بسیط وجود تفسیر میکند که در آن، تمام هستی، کتب آسمانی و موجودات جمع شدهاند؛ همانند حرف «ما» که شامل همه موجودات میشود. او معتقد است درک این مرتبه، به معنای درک احاطه و وابستگی کامل هستی به خداوند است.[۲۶] امام خمینی نیز باء را ظهور مطلق الهی و نقطه زیر آن را اولین مرتبه تعین یافته از این ظهور، یعنی مقام ولایت احمدی میدانند، که بیانگر اولین تعین از ظهور مطلق خداوند است.[۲۷]
تکنگاری
| ردیف | عنوان اثر | مؤلف |
|---|---|---|
| ۱ | سرّ النقطة التی تحت باء البسملة[۲۸] | علاءالدین سمنانی (درگذشت: ۷۳۶ق) |
| ۲ | الرسالة القدسیة فی أسرار النقطة الحسیة[۲۹] | سید علی بن شهابالدین همدانی (درگذشت: ۷۸۶ق) |
| ۳ | نقطة فی شرح أنا النقطة التی تحت الباء[۳۰] | صائنالدین تُرکه (درگذشت: ۸۳۵ق) |
| ۴ | سرّ النقطة[۳۱] | ملاصدرا شیرازی (درگذشت: ۱۰۵۰ق) |
| ۵ | تقسیم البحور، و الخاتمة فی شرح حدیث: أنا النقطة تحت ألباء[۳۲] | مظفر علیشاه نعمةاللهی کرمانی (درگذشت: ۱۱۲۵ق) |
| ۶ | شرح حدیث انا النقطة[۳۳] | محمدتقی مامقانی (درگذشت: ۱۳۱۲ق) |
پانویس
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۸۲.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۸۳.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۸۳.
- ↑ قیصری، شرح القیصری علی تائیة ابن فارض الکبری، ۱۴۲۵ق، ص۶۶؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۱۱۸.
- ↑ آملی، تفسیر المحیط الأعظم، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۴۰۸-۴۰۹.
- ↑ برسی، مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمومنین، ۱۴۲۲ق، ص۳۱.
- ↑ ابنابیالجمهور، مجلی مرآة المنجی، ۱۳۸۷ش، ص۴۰۹.
- ↑ عینالقضات همدانی، تمهیدات، ۱۳۴۱ش، ص۱۱۴.
- ↑ سمعانی، روح الارواح، ۱۳۸۴ش، ص۳۳۴.
- ↑ ابنعربی، فتوحات مکیة، دارصادر، ج۱، ص۷۳ و ص۱۰۲؛ ابنعربی، مجموعه رسائل (رسالة الباء)، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۴۵۸.
- ↑ فرغانی، مشارق الدراری، ۱۳۷۹ش، ص۲۵۷.
- ↑ عبدالرزاق کاشانی، کشف الوجوه الغر، ۱۴۲۶ق، ص۷۱.
- ↑ جیلی، الکهف و الرقیم، ۲۰۰۸م، ۲۳۸.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۴.
- ↑ خرگوشی، تهذیب الاسرار فی اصول التصوف، ۱۴۲۷ق، ص۴۲۳.
- ↑ قشیری، الرسالة القشیریة، ۱۳۷۴ش، ص۲۴۳.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، دارالکتاب العربی، ج۱۱، ص۱۶.
- ↑ خرگوشی، تهذیب الاسرار فی اصول التصوف، ۱۴۲۷ق، ص۴۲۳.
- ↑ عطار نیشابوری، تذکرة الاولیاء، ۱۴۳۰ق، ص۶۷۶.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۹۷.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۸۸.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۹۱.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۸۹.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۹۱-۹۶.
- ↑ آملی، رساله نقد النقود، ۱۳۶۴ش، ص۷۰-۷۱.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۳۲-۳۴؛ صدرالدین شیرازی، مفاتیح العیب، ۱۳۶۳ش، ص۲۱-۲۴.
- ↑ خمینی، موسوعة الإمام الخمینی، ۱۴۰۰ش، ج۵۰، ص۸۰.
- ↑ دیمهکار گراب، «روایت أنا نقطة تحت الباء در ترازوی نقد»، ص۸۲.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۱۱، ص۲۲۱-۲۲۲.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۵۳.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۱۷۰.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۲۰، ص۲۱.
- ↑ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص۱۸۹.
منابع
- آلوسی، سید محمود، روح المعانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
- آملی، سید حیدر بن علی، تفسیر المحیط الاعظم، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۲۲ق.
- آملی، سید حیدر بن علی، رساله نقد النقود فی معرفة الوجود، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۴ش.
- ابنابیالجمهور، محمد بن زینالدین، مجلی مرآة المنجی، تهران، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۷ش.
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
- ابنعربی، محیالدین، فتوحات مکیة، بیروت، دارصادر، بیتا.
- ابنعربی، محیالدین، مجموعه رسائل (رسالة الباء)، بیروت، دارالمحجة البیضاء، ۱۴۲۱ق.
- ابنعطیهاندلسی، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
- المبرد، محمد بن یزید، الفاضل، قاهرة، مدارالکتب المصریة، ۱۴۲۱ق.
- برسی، حافظ رجب، مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمومنین، بیروت، الاعلمی، ۱۴۲۲ق.
- جیلی، عبدالکریم بن ابراهیم، الکهف و الرقیم فی شرح بسم الله الرحمن الرحیم، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۲۰۰۸م.
- خرگوشی، عبدالملک بن محمد، تهذیب الاسرار فی اصول التصوف، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق.
- خمینی، روحالله، موسوعة الإمام الخمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۴۰۰ش.
- دانی، عثمان بن سعید، المحکم فی نقط المصاحف، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۹۹۷م.
- دیمهکار گراب، محسن، «روایت «أنا نقطة تحت الباء» در ترازوی نقد»، مجله علوم حدیث، شماره ۷۷، پاییز ۱۳۹۴ش.
- سجستانی، ابنابیداود، کتاب المصاحف، قاهره، الفاروق الحدیثة، ۱۴۲۳ق.
- سمعانی، احمد بن ابیالمظفر، روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۸۴ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، قم، مکتبة المصطفوی، ۱۳۶۸ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، مفاتیح العیب، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
- عبدالرزاق کاشانی، محمود، کشف الوجوه الغر لمعانی نظم الدر، تحقیق: احمدفرید مزیدی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۶ق
- عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، تذکرة الاولیاء، دمشق، دارالمکتبی، ۱۴۳۰ق.
- عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد، تمهیدات، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۱ش.
- غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالکتاب العربی، بیتا.
- فرغانی، سعیدالدین، مشارق الدراری، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش.
- قشیری، عبدالکریم بن هوازن، الرسالة القشیریة، قم، بیدار، ۱۳۷۴ش.
- قیصری، داود، شرح القیصری علی تائیة ابن فارض الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۵ق.
- قیصری، داود، شرح فصوص الحکم، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- مزّی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، بیروت، موسسة الرسالة، ۱۴۱۳ق.
- نصیبی، محمد بن طلحه، الدر المنتظم فی السر الاعظم، بیروت، دارالهادی، ۱۴۲۵ق.