اصفهان

از ویکی شیعه
اصفهان
Masjedimam isfahan.jpg
میدان و مسجد امام (مسجد شاه) اصفهان
اطلاعات کلی
کشور ایران
استان اصفهان
زبان فارسی
ادیان اسلام
مذهب شیعه
اطلاعات تاریخی
پیشینه اسلام قرن اول قمری
پیشینه تشیع قرن سوم قمری
اماکن
قبرستان‌ها تخت فولاد
حوزه علمیه حوزه علمیه اصفهانمدرسه چهارباغمدرسه جده بزرگ
مساجد مسجد شیخ لطف‌اللهمسجد جامع اصفهانمسجد امام اصفهان

اِصفَهان شهری بزرگ در مرکز ایران با سابقه تاریخی و تمدنی در اسلام و تشیع. پایتختی اصفهان در دوره صفویه موجب تمرکز علمای بزرگ شیعه و شکل‌گیری حوزه علمیه در آن شد و نیز بناهای مهم مذهبی از جمله مساجد و مدرسه‌های علمیه در آن ساخته شد و عالمان مشهوری از جمله مجلسی پدر و علامه مجلسی، شیخ بهائی، سید حسن مدرس و سید حسین بروجردی در آن زیسته‌اند و حوزه علمیه آن همچنان یکی از مراکز مهم حوزوی در ایران است که راهبری آن را حسین مظاهری از مراجع تقلید شیعه بر عهده دارد.

اصفهان پس از تسلط مسلمانان دست‌کم تا قرن چهارم، مشهور به تسنن و حتی ناصبی‌گری بوده است؛ اما پس از ظهور آل‌بویه در نیمه اول قرن چهارم، به‌تدریج با مهاجرت سادات و شیعیان، به شهری شیعی تبدیل شد و به‌تدریج در سده‌های هشتم و نهم، نوعی تفاهم میان اهل‌سنت و شیعیان در اصفهان ایجاد شد.

با ظهور پادشاهی صفویه در سال ۹۰۷ق تشیع مذهب رسمی ایران شد و شاه عباس اول در سال ۱۰۰۶ق پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. حوزه علمیه شیعه در اصفهان، در نیمه دوم قرن دهم و با تکیه بر عالمانی از جمله محقق کرکی تشکیل شد که از منطقه جبل عامل در لبنان کنونی، وارد اصفهان شدند و این شهر را به مرکز علوم و فنون دینی شیعه تبدیل کردند. بسیاری از مسجدها و مدرسه‌های علمیه مشهور اصفهان در این دوره ساخته شده است؛ از جمله مسجد شیخ لطف‌الله و مسجد حکیم.

اصفهان یکی از مراکز اصلی حوزه علمیه شیعه در ایران بوده است؛ چنانکه گفته شده در قرن یازدهم گاه ۶۰ مجتهد جامع‌الشرایط در یک مجلس حضور داشته‌اند. از همین رو مکتب فلسفی اصفهان که با میرداماد و شاگردان او شناخته می‌شود، از این شهر برخاسته است. کتاب‌های مهمی از جمله بحارالانوار اثر محمدباقر مجلسی و نیز قبسات اثر میرداماد در اصفهان نگاشته شده و نیز عالمان اصفهانی پیشتاز فارسی‌نویسی در آثار شیعی بوده‌اند. اصفهان همچنین یکی از پایگاه‌های اصلی اخباریگری بوده و عالمانی از جمله محمدتقی مجلسی، فیض کاشانی و فاضل تونی گرایش اخباری داشته‌اند.

عالمان شیعه اصفهان در جریان رویدادهای مهم سیاسی و مذهبی همواره نقش‌آفرینی کرده‌اند که جنبش تنباکو در دوران ناصرالدین شاه قاجار، ترویج استفاده از کالای ایرانی در دوره پیش از مشروطه، نقش‌آفرینی در نهضت مشروطیت ایران، نهضت ملی‌سازی صنعت نفت و نیز حضور جدی در جریان انقلاب ۱۳۵۷ش، از این موارد است.

بناهای مذهبی و شیعی فراوانی در دوره‌های مختلف در اصفهان بنا نهاده شده است؛ از جمله دست‌کم ۲۵ مقبره امامزادگان، ۸۰۰ مسجد، بیش از ۱۸۵ مدرسه علمیه و نیز خانقاه‌ها و تکیه‌های صوفیان. همچنین تخت فولاد، از معروف‌ترین و بزرگترین قبرستان‌های جهان اسلام در اصفهان بوده و قبری منتسب به یوشع نبی در آن است و تکیه‌ها و بقعه‌های فراوانی نیز در آن ساخته شده است.

جایگاه و اهمیت

اصفهان شهری است بزرگ در منطقه مرکزی ایران که سابقه تاریخی و تمدنی در اسلام و به خصوص تشیع دارد. این شهر یکی از پایتخت‌های سلسله صفویه بوده است که تشیع را به مذهب رسمی ایران تبدیل کرد. این مرکزیت باعث تمرکز علمای بزرگ شیعه و شکل‌گیری حوزه‌ علمیه، ساخت‌ بناهای مهم مذهبی و مسجدهای ماندگار و به نوعی تمدن و فرهنگ صفوی شد.[نیازمند منبع]

عالمان دینی نام‌آوری همچون مجلسی پدر و پسر، شیخ بهائی، ملاصدرا، جهانگیرخان قشقائی و نیز رحیم ارباب در اصفهان زیسته‌اند. اصفهان مرکز یکی از بزرگترین گرایش‌های حدیثی و فقهی شیعه به نام اخباریگری است. کتاب‌های بسیار تأثیرگذاری چون بحار الانوار در اصفهان تدوین شده‌اند. حوزه علمیه اصفهان یکی از سه حوزه علمیه بزرگ مرکزی ایران است. [نیازمند منبع]

تخت فولاد اصفهان یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین قبرستان‌های جهان اسلام است که افراد نامدار بسیاری در آن دفن شده‌اند. مسجد امام، مسجد شیخ لطف‌الله، مدرسه چهارباغ و مدرسه صدر از آثار معماری شیعی معروف در اصفهان هستند. عالمان اصفهان در نهضت مشروطه ایران حضوری فعال داشتند. در حوادث منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ش نیز مردم و حوزه علمیه اصفهان از شهرهای تأثیرگذار محسوب می‌شدند.[نیازمند منبع]

ورود اسلام؛ از اصفهان سنی تا اصفهان شیعی

تاریخ اصفهانِ پیش از اسلام با ابهام همراه است و با اسطوره‌ها و روایات افسانه‌ای-تاریخی آمیخته شده و بنیان‌گذار اصلی آن مشخص نیست.[۱] احتمال داده شده است که این شهر از سه هزار سال پیش از میلاد مسکونی بوده است[۲] ولی گفته شده که تا سده‌های آغازین دوره اسلامی و بلکه -به گفته لاکهارت، تاریخ‌نگار انگلیسی و نویسنده کتاب‌هایی درباره ایران- تا سده چهارم قمری، شهری یکپارچه و واحد به نام اصفهان وجود نداشته[۳] و پیش از آنکه شهر اصفهان مطرح شود، شهر جی، شهر اصلی منطقه اصفهان بوده است، چنانکه ابوریحان بیرونی نیز جی را یکی از شهرهای اصفهان دانسته است.[۴]

ورود اسلام به اصفهان

منطقه کنونی اصفهان در حوالی سال ۲۰ق و در دوران خلیفه دوم به دست مسلمانان عرب فتح شد و برخی قبایل عرب در آن سکنی گزیدند.[۵]

در دوران خلافت امام علی(ع)، یزید بن قیس و مخنف بن سلیم بن حارث حاکم آن شهر بودند.[۶] عبدالقیسی‌ها که در تاریخ به عبدی شهرت دارند، جزو قبایلی از مدائن بودند که دلبستگی فراوان به تشیع داشتند و در جنگ جمل امام علی(ع) را همراهی کردند. عبدالقیسی‌ها مدائن را از قدیمی‌ترین شهرهای شیعه کردند و بعد گروهی از آنان به اصفهان و قزوین رفتند.[۷]

بعد از امام علی(ع)، امویان بر سرزمین‌های اسلامی مسلط شدند. در این دوره حجاج ثقفی گروهی از کُردها را بر اصفهان مسلط کرد که شیعیان را آزار می‌دادند.[۸]

وضعیت تشیع و شیعیان تا پیش از دوران آل بویه

اصفهان پس از تسلط مسلمانان بر آن در دوران خلیفه دوم تا قرن‌ها به افراط در تسنن و حتی ناصبی‌گری معروف بوده است.[۹] ابوبکر خوارزمی در قرن چهارم اصفهان را به ناصبی‌گری مشهور دانسته است.[۱۰] قدیمی‌ترین حرکت شیعی در اصفهان مربوط به اواخر دوران اموی است؛ عبدالله بن معاویه از نوادگان عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب که از کوفه قیام کرده‌ بود، مدتی اصفهان را مرکز فعالیت‌های خود قرار داد.[۱۱]

وجود مقبره برخی امامزادگان و باقی ماندن قبور ایشان[۱۲] و نیز اصفهانی بودن برخی اصحاب امامان شیعه، نشانگر حضور شیعیان در اواخر قرن دوم و قرن سوم در این شهر است.[۱۳] ابراهیم بن قتیبه، سری بن سلامه از اصحاب امام هادی(ع)، عبدالرحمان اصفهانی، علی بن محمد بن شیره، و عبدالله بن محمد بن اصفهانی از یاران اصفهانی ائمه بوده‌اند.[۱۴] همچنین احمد بن علویه معروف به ابوالاسود کاتب که روایات زیادی نقل کرده است،[۱۵] و نیز ابوالفرج اصفهانی (درگذشته ۳۶۹ق) که کتابی در فضایل امیرالمؤمنین دارد و شیعه زیدی است، اصفهانی هستند.[۱۶]

سنیان دوستدار اهل بیت، در تعدیل تسنن افراطی در اصفهان نقش داشتند.[۱۷] حضور ابراهیم بن محمد ثقفی (درگذشته ۲۸۳ق)، نویسنده کتاب الغارات، و دیگر دانشمندان اهل عراق در اصفهان برای مبارزه با نگرش عثمانی و ضد اهل‌بیتی در این شهر، در رواج مذهب تشیع در این شهر مهم بود.[۱۸] نویسنده مقاله «محدثان اصفهانی در کتب امامیه»، ۵۴ راوی حدیث تا پایان قرن چهارم را نام برده که زاده یا ساکن اصفهان بوده‌اند.[۱۹]

اصفهان در دوران آل بویه

آل بویه که جزو حاکمان شیعه بودند، پیش از سال ۳۳۴ق اصفهان را تصرف کردند.[۲۰] در دوره آل بویه فضا برای مهاجرت سادات و شیعیان به اصفهان مهیا شد.[۲۱] عامل اصلی گسترش علاقه به اهل بیت و گرایش به تشیع در اصفهان و مناطق مرکزی ایران در این دوره، صاحب بن عَبّاد وزیر متنفذ آل‌بویه دانسته‌ شده است.[۲۲] او اشعار فراوانی در نشر فضائل اهل بیت داشت.[۲۳]

حضور تعداد زیادی از سادات در اصفهان، به عنوان یکی از عوامل کاسته شدن از افراط اهل تسنن و گسترش علاقه به اهل بیت دانسته شده است.[۲۴] در کتاب منتقلة الطالبیه فهرستی ۳۳ نفره از ساداتی که به اصفهان مهاجرت کرده‌اند گرد آمده است.[۲۵] به گفته جعفریان این کتاب که در قرن پنجم نوشته شده، فقط نام سادات مشهور را آورده است، نه همه سادات.[۲۶]

به رغم رواج گرایش‌های تند حنبلی در اصفهان، به تدریج راویان و محدثانی که علاقه‌مند به نقل روایات در فضائل اهل بیت بودند پدید آمدند.[۲۷] رسول جعفریان پژوهشگر تاریخ به سه نقل تاریخی از قرن چهارم اشاره کرده است که نشان‌دهنده حضور برخی محبان اهل بیت و نیز عالمان شیعه در اصفهان است.[۲۸] این ماجراها از راغب اصفهانی، دمیری و ابونعیم اصفهانی نقل شده‌اند.[۲۹] ابونعیم در کتاب «اخبار اصفهان»، گزارشی از مباحث عبدالله بن محمد کنانی شیعی با علمای سنی شهر آورده است.[۳۰] به نوشته جعفریان، ابومسعود رازی که خود از اهل تسنن بود ولی با افراط مخالف بود، تلاش فراوانی کرد که دشمنی با اهل بیت در اصفهان از بین برود.[۳۱]

از آل بویه تا حمله مغول

بعد از آل بویه، آل کاکویه حاکم منطقه مرکزی ایران شدند که اینان نیز شیعه بودند[۳۲] و از اواخر سده چهارم تا سال ۴۴۳ق که به دست طغرل سلجوقی سقوط کردند، حاکم اصفهان شدند.[۳۳]

در قرن ششم همچنان اصفهان مقر مخالفان شیعه بود و شیعیان اقلیتی فعال محسوب می‌شدند.[۳۴] به گزارش جعفریان، منتجب‌الدین رازی در کتاب فهرست خود نام چند عالم شیعه اصفهانی را ذکر کرده است که در قرن ششم می‌زیسته‌اند.[۳۵] با این حال به نوشته صاحب کتاب النقض در قرن ششم، عالمان شافعی اصفهان همچون بومنصور ماشاذه (درگذشته ۵۳۶ق)[۳۶] در روز عاشورا عزاداری برپا می‌کرده‌اند.[۳۷]

در قرن هفتم نیز عالمان شیعه در این شهر بوده‌اند.[۳۸] پیش از حمله مغول و در اوایل قرن هفتم، از ابوالسعادات اصفهانی به‌عنوان یکی از علمای شیعه اصفهان یاد شده است.[۳۹]

از حمله مغول تا ظهور صفویان

مسجد جامع (مسجد عتیق)، قديمی‌ترين بنای تاريخی اصفهان

اصفهان در سال ۶۳۳ق به دست مغولان سقوط کرد و پس از مدتی تحت سلطه حکومت ایلخانی قرار گرفت. در اصفهان دوره ایلخانی (قرن هفتم و هشتم قمری) اقلیتی فعال به ترویج شیعه پرداختند.[۴۰] حاکم اصفهان در این دوره بهاءالدین محمد جوینی بود که گرایش‌های شیعی داشته است.[۴۱] او از عمادالدین طبری عالم شیعه حمایت نموده و او را از قم به اصفهان دعوت کرد.[۴۲] عمادالدین طبری کتاب‌های متعددی در راستای ترویج تشیع در اصفهان نوشت،[۴۳] از جمله کتاب کامل بهائی که آن را به نام بهاءالدین ثبت کرد.[۴۴] با این حال در قرن هشتم و با اعلام پذیرش مذهب تشیع از جانب اولجایتو و ضرب سکه شیعی، اصفهانیان و برخی شهرهای سنی دیگر ایران با آن مخالفت کردند و کار به تنبیه آنان کشید.[۴۵]

در قرن هشتم و نهم، گویی نوعی تفاهم میان سنی و شیعه در اصفهان وجود داشت که رسول جعفریان از این پدیده با نام تسنن دوازده امامی یاد می‌کند.[۴۶] این تفاهم در کتیبه‌های این دوره نمودار است و نام دوازده امام در کنار خلفای سه‌گانه آمده است؛ مثل بقعه باباقاسم و نیز کتیبه موجود در محراب اولجایتو در مسجد جامع.[۴۷] نمونه دیگر بقعه پیربکران در ۳۰ کیلومتری اصفهان است که در آن نیز نام ۱۲ امام نوشته شده است.[۴۸] بخشی از این بناها ساخته حاکمان آل مظفر است[۴۹] که هر چند سنی شافعی بودند، ولی به بزرگان شیعه احترام می‌گذاشتند و مقام سادات را رعایت می‌کردند.[۵۰]

در قرن نهم و در زمان قراقویونلوها نیز بنای تاریخی درب امام (۸۵۷ق) در اصفهان ساخته شد.[۵۱] بنای مقبره دو امامزاده در مجموعه درب اصفهان به دستور حاکم اصفهان نیز در این دوره می‌تواند شاهدی بر تشیع وی باشد.[۵۲] همچنین در زمان آق‌قویونلو‌ها سردرِ زاویه درب کوشک اصفهان ساخته شده که حاوی شعائر شیعی از جمله حدیث انا مدینة العلم و علی بابها و شعری درباره وجوب محبت امام علی(ع) است.[۵۳]

در قرن نهم خاندان‌های مهم شیعه همچون آل ترکه در اصفهان حضور داشتند.[۵۴] همچنین برخی آثار علامه حلی، مثل ارشاد الأذهان و قواعد الاحکام در این شهر کتابت شده[۵۵] و گویی فضا برای ورود صفویه بسیار آماده شده است.[۵۶]

صفویان و تبدیل اصفهان به پایتخت تشیع

سلسله صفویه در سال ۹۰۷ق در ایران به قدرت رسید[۵۷] و با خواندن خطبه به نام امامان شیعه در تبریز، تشیع به مذهب رسمی ایران تبدیل شد.[۵۸] با ورود شاه اسماعیل اول به اصفهان، سنی‌گری در این منطقه به کلی از بین رفت.[۵۹] به دلیل تغییرات ایجاد شده در دو سه قرن گذشته، اصفهان برای پذیرش تشیع آمادگی داشت و هیچ گزارشی مبنی بر مقاومت در برابر صفویه ثبت نشده است.[۶۰] شاه عباس اول در ۱۰۰۶ق، پایتخت صفویه را از قزوین به اصفهان منتقل کرد.[۶۱] ژان شاردن، جهانگرد و سفرنامه‌نویس فرانسوی که در نیمه دوم قرن یازدهم به اصفهان سفر کرده است، این شهر را یکی از بزرگترین شهرهای جهان توصیف کرده است.[۶۲]

تشکیل حوزه علمیه شیعه

نوشتار اصلی: حوزه علمیه اصفهان

شکل‌گیری رسمی حوزه علمیه شیعه در اصفهان را در نیمه دوم قرن دهم و پس از رسمی شدن تشیع در ایران دانسته‌اند.[۶۳] اساس این حوزه را عالمان شیعه‌ای شکل دادند که از جبل عامل به ایران و اصفهان مهاجرت کرده بودند.[۶۴] علی بن هلال منشار کرکی، حسین بن عبدالصمد حارثی و شیخ بهایی در اصفهان کلاس درس دایر کردند.[۶۵] در این دوره ۵۸ مدرسه علمیه در اصفهان ساخته شد.[۶۶] گسترش علوم دینی چنان بود که گفته‌ شده در دوره صفویه مرکزیت همه علوم و فنون دینی شیعه در اصفهان بوده است.[۶۷]

برپایی نماز جمعه

از سال‌های نیمه اول قرن یازدهم، برپایی نماز جمعه در اصفهان صورت منظم به خود گرفت و محمدتقی مجلسی (درگذشته ۱۰۷۰ق) مرتب آن را اقامه می‌کرد.[۶۸] منصب امامت جمعه اصفهان پس از او نیز در خاندان مجلسی باقی ماند.[۶۹] پیش از او میرداماد و شیخ بهائی این وظیفه را انجام می‌دادند[۷۰] و بنا به نوشته‌ای از مجلسی اول نخستین نماز جمعه شیعیان در اصفهان را محقق کرکی (درگذشته ۹۴۰ق) اقامه کرده است.[۷۱]

در دوران صفوی، منصب امامت جمعه در شهرهای مهم معمولاً در اختیار شیخ الاسلام شهر بود[۷۲] که در بسیاری موارد با مشورت یا نصب شیخ‌الاسلام اصفهان تعیین می‌شد.[۷۳]

مصلح‌الدین مهدوی نام ۲۲ امام جمعه را ذکر کرده است که از آغاز اقامه نماز جمعه در اصفهان تا سال ۱۳۹۵ق منصب امامت جمعه بر عهده ایشان بوده است.[۷۴] از سال ۱۳۵۱ش سید جلال‌الدین طاهری اصفهانی در مسجد اعظم حسین‌آباد اصفهان نماز جمعه را اقامه می‌کرد.[۷۵] این منصب در دوران جمهوری اسلامی نیز با حکم امام خمینی، رهبر جمهوری اسلامی بر عهده او بود.[۷۶] پس از او از سال ۱۳۸۱ش سید یوسف طباطبائی اردستانی به این منصب گماشته شد.[۷۷]

ساخت بناهای مذهبی شیعی

تعداد قابل توجهی از مسجدهای مشهور اصفهان در دوران صفوی (بیش از ۱۶۰ مسجد)[۷۸] و بعد از آن ساخته شده است. در این دوران بخش‌هایی به مسجد جامع اصفهان -که پیش از آن بنا شده بود- افزوده شد. همچنین بخش‌هایی از آن تعمیر و بازسازی شد. مسجد امام به دستور شاه عباس بنا شد. مسجد شیخ لطف‌الله نیز در دوران شاه عباس اول و با هدف تجلیل از مقام شیخ لطف‌الله میسی ساخته شد. مسجد حکیم نیز از یادگارهای دوران صفویه است.

مدرسه‌های علمیه اصفهان که بیشتر در دوران صفویه ساخته شده‌اند متعددند. در کتاب «ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع» بیش از ۷۰ مدرسه از دوران صفوی نام برده است که بعدها از بین رفته‌اند[۷۹] و با این وجود ۲۴ مدرسه علمیه از همان زمان همچنان باقی است.[۸۰]

افول اصفهان پس از صفویه

در سال ۱۱۳۴ق شاه سلطان حسین از افغان‌ها شکست خورد و اصفهان سقوط کرد.[۸۱] در ۱۱۴۲ق نادرشاه افشار بر کشور ایران مسلط شد. او پایتخت را به مشهد منتقل کرد و مالیات‌های سنگین بر اصفهان وضع کرد و اصفهان آسیب فراوان دید.[۸۲]

اصفهان در دوران قاجار به سبب قحطی‌های مدام رو به ویرانی رفت؛[۸۳] به‌طوری که جمعیت شهر در این زمان ۸۰ هزار نفر براورد شده و کمترین تعداد جمعیت از آغاز شکل‌گیری اصفهان دانسته شده است.[۸۴] در این دوره موقعیت تجاری اصفهان نیز از دست رفت و جای آن را تبریز گرفت.[۸۵]

بنابر گزارش مربوط به اوایل قرن ۱۴ شمسی، اصفهان دارای ۱۶۹ مسجد بوده است،[۸۶] در حالی که به گفته نویسنده کتاب نصف جهان، در دوره قاجار در این شهر ۴۰۰ مسجد از دوره‌های مختلف وجود داشته است.[۸۷]

جنبش‌های سیاسی و مذهبی شیعی در اصفهان

حضور عالمان شیعه و نیز مردم مذهبی اصفهان در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی نشانگر آن دانسته شده است که جریان‌های سیاسی و اجتماعی در اصفهان ریشه مذهبی دارند.[۸۸] برخی از این فعالیت‌ها و اقدامات عبارتند از:

اصفهان و جنبش تنباکو

جنبش تنباکو در سال‌های ۱۳۰۸-۱۳۰۹ق در دوران ناصر‌الدین شاه قاجار، اعتراضی سراسری در ایران علیه قرارداد رژی بود. در اصفهان نیز اعتراضات علیه قرارداد تنباکو حتی پیش از صدور حکم میرزای شیرازی شروع شده بود.[۸۹] شیخ محمد نجفی و حاج آقا نورالله و چند تن دیگر کشیدن تنباکو را تحریم کرده بودند.[۹۰] گروه‌هایی از مردم به حمایت از این فتوا در مسجد مصلای تخت فولاد تجمع کردند[۹۱] و یکی از سرشناس‌ترین بازرگانان اصفهانی هر چه توتون و تنباکو داشت به آتش کشید.[۹۲]

علمای اصفهان و ترویج استفاده از کالای ایرانی

در سال‌های پیش از مشروطه و با گسترش واردات اجناس خارجی به ایران، گروهی از عالمان اصفهان با راهبری آقانجفی اصفهانی و شیخ محمدعلی ثقة‌الاسلام، با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند که از برخی از اجناس وارداتی مثل کاغذ و پارچه و... استفاده نمی‌کنند[۹۳] و سپس در همین راستا تجار ایرانی را به ایجاد شرکت‌های داخلی تشویق کرده و مردم را نیز به خرید از این شرکت‌ها و حمایت‌ از آنها دعوت می‌کردند.[۹۴] معروف‌ترین شرکت در این بین شرکت سهامی اسلامیه بود.[۹۵]

اصفهان و نهضت مشروطیت

در نهضت مشروطیت ایران هفت نفر از علمای درجه اول اصفهان فتوای حمایت از مشروطه صادر کردند.[۹۶] شاخص‌ترین عالم حامی مشروطه نورالله نجفی اصفهانی بود.[۹۷] خانه‌ او بعدها به موزه‌ای با نام «خانه مشروطه اصفهان» تبدیل شد. حضور جدی علمای اصفهان در نهضت مشروطه باعث ایجاد انجمن‌های متعددی شد: مثل انجمن اتحادیه علمای اعلام، انجمن اتحادیه طلاب، انجمن اتحادیه سادات و چند انجمن دیگر.[۹۸] پس از به قدرت رسیدن محمدعلی شاه در دوران استبداد صغیر نیز علمای اصفهان از جمله آقا نورالله نجفی و سید العراقین برای بازگشت مشروطه و نجات مردم اصفهان از قتل و رکود اقتصادی تلاش فراوانی کردند.[۹۹]

اصفهان و نهضت ملی نفت

در ماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران هم گروهی از روحانیان اصفهان فعال بودند و مردم را به حمایت از کاشانی و مصدق دعوت کردند. درباره این موضوع رسول جعفریان مقاله‌ای با عنوان «علمای اصفهان و ملی شدن صنعت نفت ايران» نوشته است.[۱۰۰] به گفته جعفریان، علمای حوزه اصفهان از سال ۱۳۲۰ش جمعیتی به نام هیئت علمیه اصفهان تشکیل دادند که رهبری آن با سید حسن چهارسوقی بود و اعضای اصلی این هیئت بیش از ۵۰ نفر بودند که در سال ۱۳۳۲ش در ماجرای ملی شدن صنعت نفت فعالیت داشتند.[۱۰۱] علمای این هیئت، هم برای لزوم ملی شدن صنعت نفت فتوا صادر کردند و هم برای کشته‌شدگان حادثه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ مجلس ختم برگزار کردند.[۱۰۲]

وعظ و منبر مهمترین ابزار تبلیغاتی نیروهای مذهبی در اصفهان بود.[۱۰۳] بازار اصفهان نیز از علمای حوزه اصفهان پیروی می‌کرد.[۱۰۴]

پس از بروز اختلاف بین مصدق و کاشانی اکثر علما و حوزویان اصفهان حامی کاشانی شدند و گروهی دیگر مثل نورالدین اشنی، خادمی و پسران رضا کلباسی از مصدق هواداری می‌کردند.[۱۰۵]

اصفهان و انقلاب اسلامی ایران

در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی ایران و انقراض حکومت پهلوی، روحانیان و مردم اصفهان نقش اثرگذاری داشتند. سید حسین خادمی، سید جلال‌الدین طاهری اصفهانی، سید محمدعلی صادقی، حسن صافی اصفهانی، علی‌اکبر پرورش و احمد سالک از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های اصفهان در دوران مبارزه با نظام سلطنتی پهلوی به شمار می‌روند. اصغر منتظرالقائم، پژوهشگر تاریخ، اسامی حدود ۳۰ نفر از معروف‌ترین روحانیان مبارز اصفهانی را ذکر کرده است.[۱۰۶]

پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ش گروهی از علمای اصفهان آیت‌الله خمینی را برای مرجعیت به مردم معرفی کردند.[۱۰۷] پس از حمله مأموران دولتی به مدرسه فیضیه قم، علمای اصفهان مجالسی برپا کردند، بازار تعطیل شد و برخی از روحانیان نمازهای جماعت خود را به‌عنوان اعتراض تعطیل کردند.[۱۰۸] پس از دستگیری آیت‌الله خمینی، رهبر حرکت اعتراضی به حکومت پهلوی، در خرداد ۱۳۴۲ گزارش‌های متعددی از تعطیلی چندین روزه خیابان‌ها و بازار، تشکیل جلسه و اعتراضات مردم اصفهان با همکاری مؤثر برخی معلمان و دانش‌آموزان ثبت شده است.[۱۰۹] پس از آزادی آیت‌الله خمینی از زندان در ۱۳۴۳ش نیز گروه زیادی از اهالی اصفهان با پیشتازی سید حسین خادمی برای دیدار با او به قم رفتند.[۱۱۰]

به گفته نویسنده کتاب تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی در اصفهان، کشته شدن شمس‌آبادی از عالمان مورد توجه اصفهان در سال ۱۳۵۵ش و استفاده دستگاه امنیتی پهلوی از این اتفاق باعث ایجاد فاصله بین گروه‌هایی از مردم اصفهان با هواداران مبارزه شد.[۱۱۱] با وجود این نیروهای انقلابی فعال بودند؛ به‌گونه‌ای که نخستین حکومت نظامی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی در مرداد سال ۵۷ در اصفهان اتفاق افتاد.[۱۱۲]

بنابر گزارش اداره کل بنیاد شهید استان اصفهان، تا بهمن ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، ۷۶ نفر در مبارزه با حکومت پهلوی جان خود را از دست داده‌اند.[۱۱۳]

درباره حوادث منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در اصفهان کتاب‌ها و مقالات متعددی منتشر شده است؛ از جمله مجموعه پنج جلدی «اصفهان در انقلاب» که از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی منتشر شده است.[۱۱۴] نیز کتاب تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی در اصفهان، نوشته مهدی مهرعلیزاده که مرکز اصفهان‌شناسی آن را منتشر کرده است.[۱۱۵]

بناهای مذهبی و شیعی اصفهان

بناهای مذهبی ناموری در اصفهان ساخته شده است. بیشتر این بناها پس از تثبیت اصفهان به‌عنوان پایتخت ایران شیعی ساخته شده‌اند.

امامزادگان و زیارتگاه‌های اصفهان

نام بیش از ۲۵ امامزاده مدفون در اصفهان، در کتاب تاریخ تشیع اصفهان گردآوری شده و شرح حال چند تن از آنان نوشته شده است.[۱۱۶] برخی از این موارد عبارتند از:

  • امامزاده احمد، در منطقه حسن‌آباد که به گفته برخی مقبره احمد بن عیسی بن زید است[۱۱۷] و به گفته برخی دیگر، مقبره احمد بن علی بن محمد الباقر.[۱۱۸] بر اساس نوشته کتاب تاریخ تشیع اصفهان، با تکیه بر تاریخ ساخت بنا در قرن پنجم هجری می‌توان نتیجه گرفت که شخص مدفون یکی از خاندان اهل بیت است ولی نمی‌توان مشخص کرد که قبر دقیقاً متعلق به چه کسی است.[۱۱۹]
  • امامزاده اسماعیل که مقبره داخل آن را متعلق به اسماعیل بن حسن بن زید دانسته‌اند که از نسل امام حسن مجتبی‌(ع) محسوب می‌شود.[۱۲۰]

به جز مقبره‌های متعلق به امامزادگان، برخی از بقعه‌های قبرستان تخت فولاد و نیز محل دفن مجلسی پدر و پسر معروف به «سرِ قبرِ آخوند» در کنار مسجد جامع عتیق نیز از زیارتگاه‌های مورد توجه مردم اصفهان هستند.[۱۲۱]

مسجدها

بنابر اعلام مرکز رسیدگی به امور مساجد استان اصفهان، در سال ۱۳۹۱ش در شهر اصفهان ۸۷۳ مسجد وجود داشته است.[۱۲۲] تعداد قابل توجهی از این مسجدها در دوران صفوی و بعد از آن ساخته شده است. در این دوران بخش‌هایی به مسجد جامع اصفهان افزوده شد و همچنین بخش‌هایی از آن تعمیر و بازسازی شد. مسجد امام به دستور شاه عباس بنا شد. مسجد شیخ لطف‌الله نیز در دوران شاه عباس اول ساخته شد. مسجد حکیم از یادگارهای دوران صفویه، و مسجد سید میراث دوران قاجاریه است.

برخی دیگر از مسجدهای شناخته‌شده اصفهان عبارتند از:

  1. مسجد علیقلی آقا
  2. مسجد ایلچی
  3. مسجد آقانور
  4. مسجد آقا محمدباقر چهارسوقی
  5. مسجد علی با مناره سلجوقی
  6. مسجد جامع اصفهان (محراب الجایتو)
  7. مسجد لُنبان
  8. مسجد مقصودبیک
  9. مسجد مصلی
  10. مسجد محله نور
  11. مسجد ذوالفقار
  12. مسجد رکن الملک
  13. مسجد سعید بن جبیر
  14. امام‌زاده اسماعیل.[۱۲۳]

حوزه علمیه و مدارس علمی دینی

در اصفهان مدارس دینی متعددی در طول زمان ساخته شده است. مصلح‌الدین مهدوی در کتاب خود «اصفهان دارالعلم شرق»، نام و مشخصات ۱۸۵ مدرسه علمیه را ذکر کرده است.[۱۲۴] از مجموع مدارس علمیه اصفهان، بنای ۲۴ مدرسه علمیه از زمان صفویه همچنان باقی است.[۱۲۵] ۱۶ مدرسه نیز پس از دوران صفویه ساخته شده و مورد استفاده است[۱۲۶] که از این تعداد ۵ مدرسه مخصوص زنان است.[۱۲۷] در دوره جمهوری اسلامی نیز ۵ مدرسه در اصفهان ساخته شده است.

برخی از مدارس مشهور اصفهان عبارتند از:

حوزه علمیه صدر بازار اصفهان، از بناهای دوره قاجار (۱۲۲۰ق)
  1. مدرسه ذوالفقار (بناشده در ۹۵۰ق)
  2. مدرسه جده بزرگ (بناشده در ۱۰۵۰ق)
  3. مدرسه جده کوچک (بناشده در ۱۰۵۶ق)
  4. مدرسه نیماورد (بناشده در ۱۱۱۷ق)
  5. مدرسه چهارباغ یا مدرسه امام صادق(ع)(بناشده در ۱۱۱۶ تا ۱۱۲۶ق)[۱۲۸] که آن را مهمترین و آخرین مدرسه ساخته شده در عصر صفوی دانسته‌اند.[۱۲۹]
  6. مدرسه‌ صدر بازار (بناشده در ۱۲۲۰تا ۱۲۲۹ق) که مهم‌ترین مدرسه دوران قاجار شمرده شده است.[۱۳۰]
  7. مدرسه صدر خواجو (بناشده در ۱۲۱۷ تا ۱۲۲۱ق)
  8. مدرسه دار الحکمة (بناشده در ۱۳۶۷ش).

از نیمه دهه ۱۳۷۰ش بیشتر مدارس علمیه اصفهان تحت نظارت مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان اداره می‌شوند.[۱۳۱] در سال‌های دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی به جز مدارس مخصوص «حوزه‌های علمیه خواهران»، بیش از ۳۸ مدرسه علمیه فعال و ۲۵ درس خارج در اصفهان وجود داشته است.[۱۳۲]

مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان از نهادهای پژوهشی وابسته به حوزه علمیه اصفهان که در سال ۱۳۷۷ش با دستور حسین مظاهری از مراجع تقلید در اصفهان تأسیس شد.[۱۳۳] هدف این مرکز، نشر معارف اسلامی با استفاده از آخرین فن‌آوری‌های اطلاع‌رسانی در پیشبرد پژوهش‌های اسلامی اعلام شده است.[۱۳۴]

تخت فولاد

نوشتار اصلی: تخت فولاد

تخت فولاد یکی از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین قبرستان‌های جهان اسلام است. این قبرستان حدود ۷۵ هکتار وسعت دارد و عالمان و شخصیت‌های شناخته‌شده بسیاری در آن مدفون هستند. در این قبرستان قبری منتسب به یوشع نبی وجود دارد.[۱۳۵] وجود این قبر بیانگر قدمت تاریخی این مکان است.[۱۳۶] پس از قبر یوشع قدیمی‌ترین قبر در این قبرستان متعلق به بابا فولاد در قرن پنجم قمری است.[۱۳۷] این قبرستان در قرن‌های پنجم تا هفتم محل عبادت و ریاضت اهل عرفان و تصوف بوده است[۱۳۸] و به همین جهت تکیه‌ها و زوایای متعددی در آن ساخته شده بود که تعداد آن را تا ۴۰۰ تکیه نیز گفته‌اند.[۱۳۹] معروف‌ترین تکیه در تخت فولاد مربوط به بابا رکن‌الدین مسعود بن عبدالله انصاری بیضاوی از صوفیان قرن هشتم است.[۱۴۰]

علاوه بر تکیه‌ها، بقعه‌های متعددی بر قبرهای شخصیت‌های شناخته‌شده نیز ساخته شده است؛ مصلح‌الدین مهدوی در کتاب «لسان الارض» اسامی نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از مشاهیر اصفهان که در تخت فولاد دفن شده‌اند، گردآوری کرده است.[۱۴۱] این افراد در داخل تکیه‌ها و بقعه‌ها یا در فضای بیرون از آن مدفون‌اند؛ مثل بقعه جهانگیرخان قشقایی[۱۴۲]، آقا حسین خوانساری[۱۴۳]، خاتون‌آبادی[۱۴۴]، بانو نصرت امین.[۱۴۵]

جدیدترین بقعه، مقبره سید ابوالحسن شمس‌آبادی است که تکیه شهدا نیز خوانده می‌شود و بسیاری از شهیدان جنگ عراق علیه ایران در سال‌های دهه ۱۳۶۰ش در آن دفن شده‌اند.[۱۴۶] عطاء‌الله اشرفی اصفهانی نیز در این قسمت مدفون است.[۱۴۷] حاج آقا رحیم ارباب و جلال‌الدین همایی در قسمتی که لسان الارض خوانده می‌شود دفن شده‌اند.[۱۴۸]

مصلای اصفهان

تصویری از مصلای اصفهان. در زمان ساخت

در محدوده تخت فولاد در دوره‌های مختلف مسجدهایی نیز ساخته شد.[۱۴۹] مهم‌ترین مسجد در منطقه تخت فولاد، مسجد مصلی بوده است.[۱۵۰] مصلای اصفهان در کنار تخت فولاد از بناهای دوران صفویه است. از سال ۱۳۷۴ش در کنار این شبستان قدیمی، ساخت بنایی با نام مصلای امام خمینی اصفهان آغاز شد.[۱۵۱] به‌ادعای برخی، ساخت این مصلی باعث تخریب آثار قدیمی و باستانی در این منطقه شده است.[۱۵۲] نخستین نماز برگزارشده در این مصلی نماز عید فطر بود که در تیر ۱۳۹۴ش برگزار شد.[۱۵۳]

حوزه‌های علمیه و دانش‌ها‌ی دینی

مکتب فلسفی اصفهان

نوشتار اصلی: مکتب فلسفی اصفهان

مکتب فلسفی اصفهان عنوانی است برای میرداماد و شاگردان فلسفی او در حوزه اصفهان.[۱۵۴] به گفته حسین نصر نخستین بار این نام را هانری کربن به کار برده است.[۱۵۵] آشتیانی (درگذشته ۱۳۸۴ش) فیلسوف شیعه، مکتب اصفهان را از جهت کمیت و کیفیت پرثمرترین دوران فلسفی ایران معرفی کرده است.[۱۵۶] میرداماد، ملاصدرا، میرفندرسکی، شیخ بهایی،[۱۵۷] فیض کاشانی، ملا رجبعلی تبریزی، شمسای گیلانی، آقا جمال خوانساری، سید احمد علوی و قاضی سعید قمی از نامورترین عالمان این مکتب‌اند.[۱۵۸]

تلاش برای هماهنگی بین اصول فلسفی و آموزه‌های شیعی، مهمترین شاخصه مکتب فلسفی اصفهان معرفی شده است.[۱۵۹] بزرگترین محصول این مدرسه را اندیشه فلسفی ملاصدرا یا حکمت متعالیه دانسته‌اند.[۱۶۰]

دانشمندان سرشناس دینی

شکل‌گیری حوزه علمیه شیعه در اصفهان زمینه‌ساز تدریس و تحقیق در دانش‌های دینی شد و عالمان بسیاری در این حوزه تربیت شدند؛ تا آنجا که گفته شده در قرن یازدهم گاه در یک مجلس ۶۰ مجتهد جامع‌الشرایط با هم حضور داشتند.[۱۶۱]

در اصفهان چندین خاندان علمی مطرح وجود داشته و دارد که بسیاری از عالمان شناخته‌شده اصفهان وابسته به این خاندان‌ها هستند؛[۱۶۲] همانند خاندان روضاتی، مجلسی‌، کلباسی‌، مسجدشاهی و خاتون‌آبادی.[۱۶۳]

برخی از شناخته‌شده‌ترین عالمان حوزه علمیه اصفهان که در رشته‌های علمی مختلف صاحب‌نظر و منشأ اثر بوده‌‌اند، عبارتند از:

همچنین ببینید: رده:دانش‌آموختگان حوزه علمیه اصفهان

پس از دوران صفویه هر چند حوزه علمیه اصفهان جایگاه پیشین خود را بازنیافت و حتی در دوران پهلوی اول به‌صورت نیمه‌تعطیل درآمد و بسیاری از مدارس آن تبدیل به انباری بازاریان شده بود،[۱۶۵] با این حال همیشه عالمان بزرگ و نامداری در آن حوزه مشغول به تدریس و تحقیق بوده‌اند. سید حسن مدرس از مجتهدان معروف دوره مشروطه و پهلوی اول در اصفهان تحصیل کرده بود و پس از بازگشت از نجف نیز از اساتید مهم حوزه اصفهان شد.[۱۶۶] سید حسین بروجردی که بعدها به مرجعیت عامه رسید نیز از تحصیلکردگان حوزه اصفهان بوده‌ است.[۱۶۷] گاه مراجع تقلیدی همچون محمدتقی رازی اصفهانی (درگذشت ۱۲۴۸ق) نیز در این شهر سکونت داشتند. از سال ۱۳۷۴ش نیز حسین مظاهری در اصفهان ساکن شده و راهبری حوزه علمیه اصفهان را بر عهده دارد.[۱۶۸]

همچنین کتاب ۵ جلدی درّة الصدف فیمن تلمذ من علماء اصفهان بالنجف تألیف رحیم قاسمی، در شرح حال و آثار ۴۹۸ تن از عالمان استان اصفهان است[۱۶۹] که برای تحصیل به نجف مهاجرت کردند.[۱۷۰] بخشی از کتاب نیز درباره عالمان شهر اصفهان است.[۱۷۱] استفاده از منابع متنوع فارسی و عربی، نسخه‌های خطی منتشر نشده، درج تصاویر علماء و تصویر اجازات، نامه‌ها و سنگ قبر آنها از امتیازات این کتاب است.[۱۷۲] این کتاب به مناسبت برگزاری اولین همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق، توسط مجمع ذخائر اسلامی قم و مرکز کربلاء للدراسات و البحوث در سال ۱۳۹۳ش منتشر شده است.[۱۷۳]

کتاب‌ها و آثار علمی

در حوزه علمی اصفهان کتاب‌هایی در حوزه دانش‌های دینی نوشته شده که این کتاب‌ها در زمان‌های بعدی محل مراجعه عالمان و پژوهشگران شدند. مجموعه بزرگ حدیثی بحار الانوار که زیر نظر محمدباقر مجلسی تدوین شد، بزرگ‌ترین مجموعه حدیثی شیعه است. پدر او، مجلسی اول پیش از آن، دو کتاب روضة المتقین و لوامع صاحبقرانی را در شرح کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق نگاشته بود.[۱۷۴] مرآت العقول که شرح بر کتاب کافی و نوشته محمدباقر مجلسی است نیز از آثار حوزه علمیه اصفهان است.

کتاب فلسفی قبسات، نوشته میرداماد،[۱۷۵] کتاب فقهی کشف اللثام، نوشته فاضل هندی،[۱۷۶] و کتاب رجالی ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، نوشته عبدالله افندی اصفهانی[۱۷۷] نیز از آثاری هستند که در حوزه علمیه اصفهان نگاشته شده‌اند.

در دوران جدید نیز کتابخانه دیجیتال قائمیه از محصولات حوزه علمیه اصفهان است.[۱۷۸]

مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت(ع) هم از مؤسساتی است که در اصفهان با هدف پژوهش در معارف شیعه اثناعشری و نشر آن راه‌اندازی شده و مدیر آن سید حسین رضازاده است.[۱۷۹]

نگارش آثار به زبان فارسی

عالمان اصفهانی پیشتاز فارسی‌نویسی کتاب‌های دینی شیعی و نیز ترجمه کتب گذشتگان به فارسی هستند. این روند از دوران صفویه آغاز شد[۱۸۰] و عالمان متعدد حوزه‌ علمیه اصفهان کتاب‌های فراونی به فارسی تألیف یا ترجمه کردند.[۱۸۱] مشهورترین عالم فارسی‌نویس، محمدباقر مجلسی، محدث مشهور است که کتاب‌های متعددی از جمله حلیة المتقین،[۱۸۲] جلاء العیون،[۱۸۳] عین الحیات،[۱۸۴] حق الیقین[۱۸۵] و حیات القلوب[۱۸۶] را به فارسی نوشت. برخی ۴۹ اثر فارسی برای مجلسی شمرده‌اند.[۱۸۷] معروف‌ترین مترجم این دوره علی بن حسن زاوره‌ای اصفهانی دانسته شده که تفسیر امام حسن عسکری و احتجاج طبرسی از جمله ترجمه‌های او است.[۱۸۸]

اخباری‌گری در اصفهان

دوران اوج‌گیری حوزه علمیه اصفهان با رشد و گسترش جریان اخباری در جهان تشیع همزمان بوده است؛ هر چند تا زمانی که آقاحسین خوانساری زنده بود، جریان اخبارگری در اصفهان جریانی قوی نبوده است، ولی پس از درگذشت خوانساری در ۱۰۹۸ق این جریان در اصفهان هم غلبه پیدا کرد.[۱۸۹] به گفته جعفریان، یکی از ارکان اصلی این جریان محمدتقی مجلسی است که به شدت تحت تأثیر محمدامین استرآبادی از بنیان‌گذاران جریان اخباری بوده است.[۱۹۰] در حوزه اصفهان نیز عالمان متعددی با گرایش اخباری مشغول تدریس و تحقیق و تألیف بوده‌اند که برخی از ایشان عبارتند از:

  1. محمد بن حسن نطنزی (درگذشته حدود ۱۰۰۳ق)
  2. عبدالله شوشتری اصفهانی (درگذشته ۱۰۲۱ق)
  3. محمدتقی مجلسی (درگذشته ۱۰۷۰ق)
  4. فاضل تونی (درگذشته ۱۰۷۱ق)
  5. فیض کاشانی (درگذشته ۱۰۹۱ق)
  6. محمدباقر مجلسی (درگذشته ۱۱۱۰ق)
  7. عبدالله سماهیجی (درگذشته ۱۱۳۵ق).[۱۹۱]

رشد تصوف و مخالفت‌ها با آن

یکی از جریان‌های دینی رایج در اصفهان، به‌ويژه در دوره صفویه جریان صوفیه بوده است. گفته شده که تعداد تکیه‌ها و خانقاه‌های صوفیان در اصفهان به بیش از ۲۰ خانقاه رسیده بود.[۱۹۲] مهدوی به نقل از شاردن (جهانگرد فرانسوی۱۶۴۳-۱۷۱۳م)، نام ۲۱ تکیه و خانقاه صوفیه در اصفهان را ذکر کرده است.[۱۹۳] رشد تصوف و مشاهده برخی رفتارها و باورهای ایشان، گروهی از عالمان شیعه را به نقد ایشان برانگیخت؛ ملاصدرا کتاب کسر اصنام الجاهلیة را در سال ۱۰۲۷ق[۱۹۴] و فیض کاشانی کتاب «الکلمات الطریفة» را در سال ۱۰۶۶ق در نقد صوفیه نگاشتند.[۱۹۵]

برخورد با جریان تصوف یکی از مهمترین حوادث دوران صفوی است.[۱۹۶] در اصفهان این حرکت بیشتر از سوی دو جریان به رهبری علامه مجلسی و میرلوحی پیگیری می‌شد.[۱۹۷] میرلوحی که در مقایسه با مجلسی موضعی تندتر در برابر صوفیه داشت، شش کتاب علیه آنان نوشت.[۱۹۸]

آیین‌ها و مراسم مذهبی

تعزیه در اصفهان قدمتی فراوان دارد؛ فردی به نام سید عبدالباقی دهکردی معروف به حاج صولت[یادداشت ۱] بنیانگذار مکتب تعزیه اصفهان دانسته شده است.[۱۹۹]

بنابر گزارشی در سال ۱۳۹۸ش، بیش از ۱۴۰۰ هیئت عزاداری در شهر اصفهان ثبت شده است.[۲۰۰] گفته شده برگزاری مراسم روضه در خانه زرگرباشی که به حسینیه زرگرباشی معروف است، از قرن یازدهم قمری شروع شده و حدود ۳۰۰ سال قدمت دارد.[۲۰۱] چنانکه در خانه بُنَکدار در دهه محرم مراسم روضه‌ای برگزار می‌شود که از سال ۱۲۲۸ش سابقه دارد.[۲۰۲] مراسم قرائت دعای کمیل نیز در سحرهای روز جمعه در بخش گلستان شهدا از مجموعه قبرستان تخت فولاد برگزار می‌شود. به گفته احمد سالک، از روحانیان اصفهانی، این مراسم قدمتی بیش از ۲۰۰ سال دارد.[۲۰۳] مهدی مظاهری، خطیب و روحانی اهل اصفهان، بیش از شصت سال این مراسم را اجرا می‌کرد.[۲۰۴]

پانویس

  1. سعیدی، «اصفهان»، ص۱۶۲و ۱۶۹.
  2. کیهان، جغرافیای مفصل ایران، ۱۳۱۰-۱۳۱۱ش، ج۲، ص۴۱۳.
  3. لاکهارت، انقراض سلسله صفویه، ۱۳۴۳ش، ص۱۹.
  4. بیرونی، آثار الباقیه، ۱۳۸۶ش، ص۳۵.
  5. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۳.
  6. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۳.
  7. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۰.
  8. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۸.
  9. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۱۸.
  10. جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۶.
  11. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۱۹.
  12. جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۷۸ش، ص۲۶۲.
  13. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  14. قریشی کرین، اصحاب اصفهانی ائمه اطهار، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۴-۲۱۷.
  15. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۲-۲۳.
  16. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۳.
  17. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  18. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۲.
  19. باقری سیانی، «محدثان اصفهانی در کتب امامیه»، ص۵۲-۵۳.
  20. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۲۷.
  21. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  22. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۰.
  23. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  24. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۱-۲۲.
  25. ابن‌طباطبا، منتقلة الطالبیة، ۱۳۷۷ش، ص۱۹-۳۱.
  26. جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۹.
  27. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  28. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۱۹-۲۰.
  29. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۱۹-۲۰.
  30. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  31. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۰.
  32. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴ش، ص۱۲۳.
  33. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴ش، ص۱۲۳.
  34. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  35. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۵.
  36. مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۰۲.
  37. رازی، النقض، ۱۳۵۸ش، ص۳۷۱.
  38. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  39. رک: توسلی فارفانی و سعادت، «شیخ ابوالسعادات...»، ص۱۳۱-۱۴۱.
  40. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۵۹.
  41. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۵.
  42. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۱۳.
  43. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۱۳.
  44. طبری، کامل بهائی، ۱۳۸۳ش، ص۲۸.
  45. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۵.
  46. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۸.
  47. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۸.
  48. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۸.
  49. گدار، آثار ایران، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۳۴۹-۳۵۱.
  50. خسروبیگی و صادقی‌فرد، «بررسی بنیان‌های مشروعیت حکومت آل مظفر»، ص۴۴.
  51. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۸.
  52. شاهمرادی و منتظرالقائم، «تشیع قراقویونلوها»، ص۵۸.
  53. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۹.
  54. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۰۲-۴۰۴.
  55. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۹.
  56. جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۸.
  57. میراحمدی، دین و مذهب در عصر صفوی، ۱۳۶۳ش، ص۵۱.
  58. میراحمدی، دین و مذهب در عصر صفوی، ۱۳۶۳ش، ص۵۱.
  59. جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۵.
  60. جعفریان، «پیشینه تشیع در اصفهان»، ص۲۹.
  61. اسکندربیک منشی، تاریخ عالم‌آرای عباسی، ۱۳۸۲ش، ص۵۴۴.
  62. شاردن، سفرنامه، ترجمه یغمایی، ج۴، ص۱۳۹۰.
  63. معینی، «حوزه علمیه اصفهان»، ص۱۷۳.
  64. فرهانی‌منفرد، مهاجرت علمای شیعه، ۱۳۸۸ش، ص۱۶۶-۱۶۷.
  65. طبسی، علمای جبل عامل و تثبیت تشیع در ایران، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۸.
  66. سیدکباری، حوزه‌های علمیه شیعه در گستره جهان، ۱۳۷۸ش، ص۴۶۰-۴۶۲.
  67. مهدوی، مزارات اصفهان، ۱۳۸۲ش، ص۱۶.
  68. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۶۷.
  69. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۶۷.
  70. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۶۷.
  71. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۶۹.
  72. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۳۷.
  73. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۶۸.
  74. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۱، ص۳۱۱-۳۱۷.
  75. پرتال امام خمینی. مرور خبر ۳ مهر ۱۴۰۰ش.
  76. خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۳۲۹.
  77. «انتصاب سید یوسف طباطبایی به امامت جمعه اصفهان»، مرور خبر در ۲۳ مرداد ۱۴۰۰.
  78. مهدوی، اصفهان دار العلم شرق، ۱۳۸۶ش، ص۴۵.
  79. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۲۵-۲۸۳.
  80. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۰۵-۲۲۲.
  81. اصفهانی، نصف جهان، ۱۳۶۸ش، ص۲۰۵-۲۰۶.
  82. اصفهانی، نصف جهان، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۷-۲۵۹.
  83. اصفهانی، نصف جهان، ۱۳۶۸ش، ص۲۸۰-۲۸۱.
  84. اصفهانی، نصف جهان، ۱۳۶۸ش، ص۲۸۲.
  85. کرزن، ایران و قضیه ایران، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۱.
  86. سعیدی، «اصفهان»، ص۱۷۶، به نقل از طهرانی، گاهنامه ۱۳۱۲ش، ص۹۲-۹۳.
  87. اصفهانی، نصف جهان، ۱۳۶۸ش، ص۶۰.
  88. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۴۰.
  89. صوفی نیارکی، «اصول اندیشه سیاسی آقا‌ نجفی‌ و نـقش‌ وی‌ در جـنبش مشروطیت»، ص۱۶۳.
  90. مهدوی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۴۴۰.
  91. مهدوی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۴۴۶.
  92. زریری، «شکست انگلیس در امتیازنامه رژی».
  93. مهدوی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۲۸-۲۹.
  94. مهدوی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۳۱-۳۳.
  95. صوفی نیارکی، «اصول اندیشه سیاسی آقا‌ نجفی‌ و نـقش‌ وی‌ در جـنبش مشروطیت»، ص۱۳۰.
  96. معینی، «حوزه علمیه اصفهان»، ص۱۹۴.
  97. معینی، «حوزه علمیه اصفهان»، ص۱۹۴.
  98. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۴۰.
  99. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۴۰.
  100. «علمای اصفهان و ملی شدن صنعت نفت ایران»، سایت کتابخانه تخصصی ایران و اسلام، مرور ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ش.
  101. جعفریان، «ملی شدن صنعت نفت؛ مروری بر فعالیت‌های هیئت علمیه اصفهان‌»، سایت صاحب‌نیوز. مرور خبر ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ش.
  102. جعفریان، «ملی شدن صنعت نفت؛ مروری بر فعالیت‌های هیئت علمیه اصفهان‌»، سایت صاحب‌نیوز. مرور خبر ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ش.
  103. چلونگر و دیگران، «نقش روحانیون اصفهان در تحولات نهضت ملی شدن صنعت نفت»، ص۸۲.
  104. چلونگر و دیگران، «نقش روحانیون اصفهان در تحولات نهضت ملی شدن صنعت نفت»، ص۸۳.
  105. چلونگر و دیگران، «نقش روحانیون اصفهان در تحولات نهضت ملی شدن صنعت نفت»، ص۸۵.
  106. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۶۹.
  107. ابطحی و کشتی‌آرا، «واکاوی سیر تحولات انقلاب اسلامی در شهر اصفهان»، ص۲۳.
  108. ابطحی و کشتی‌آرا، «واکاوی سیر تحولات انقلاب اسلامی در شهر اصفهان»، ص۲۵.
  109. ابطحی و کشتی‌آرا، «واکاوی سیر تحولات انقلاب اسلامی در شهر اصفهان»، ص۲۶.
  110. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، استاد سید علی‌اکبر پرورش، ۱۳۹۴ش، ص سیزده.
  111. «درباره کتاب تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی در اصفهان»، خبرگزاری ایرنا.
  112. «اعلام نخستین حکومت نظامی در دوران انقلاب اسلامی»، پرتال امام خمینی.
  113. «اینفوگرافی / نگاهی آماری به شهدای انقلاب استان اصفهان»، سایت نوید شاهد.
  114. «رونمایی از مجموعه کتاب پنج جلدی اصفهان در انقلاب»، سایت پرتال امام خمینی.
  115. «درباره کتاب تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی در اصفهان، خبرگزاری ایرنا.
  116. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴ش، ص۳۸۰-۳۹۳.
  117. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴، ص۳۸۰.
  118. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴، ص۳۸۲.
  119. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴، ص۳۸۳.
  120. فقیه‌ایمانی، تاریخ تشیع اصفهان، ۱۳۷۴، ص۳۸۵.
  121. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۱، ص۲۸-۲۹.
  122. «تعداد مسجدهای اصفهان»، خبرگزاری مهر.
  123. رک: «آشنایی با مساجد تاریخی اصفهان»، سایت ندای اصفهان.
  124. مهدوی، اصفهان دار العلم شرق، ۱۳۸۶ش، ص ۴۸-۳۲۸.
  125. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۰۵-۲۲۲.
  126. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۸۸-۳۳۲.
  127. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۳۲.
  128. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۷۴۴.
  129. چلونگر، پیشگفتار، ص۱۹.
  130. چلونگر، پیشگفتار، ص۱۹.
  131. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۷۷.
  132. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۷۷.
  133. محمودی، منبع‌شناخت، ۱۳۹۶ش، ج۲، ص۹۰۰.
  134. محمودی، منبع‌شناخت، ۱۳۹۶ش، ج۲، ص۹۰۱.
  135. بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصس قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۴۲۷.
  136. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۲۷.
  137. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۴۷.
  138. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.
  139. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۲۴.
  140. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۷۱.
  141. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۲۵۳-۲۷۱.
  142. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۴.
  143. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۸.
  144. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۱۱۲.
  145. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۶۸.
  146. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۱۵۱.
  147. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۱۵۲.
  148. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۱۸۵-۱۸۶.
  149. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۳۰.
  150. مهدوی، لسان الارض، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
  151. «تولد ۲۰سالگی مصلی اصفهان/ از تهدید آثار باستانی تا امید مردم به تکمیل پروژه»، خبرگزاری شبستان.
  152. نصر، «گوشه به گوشه ایران؛ تخت فولاد اصفهان»، خبرگزاری ایسنا.
  153. «تولد ۲۰سالگی مصلی اصفهان/ از تهدید آثار باستانی تا امید مردم به تکمیل پروژه»، خبرگزاری شبستان.
  154. نصر، «از مکتب اصفهان تا مکتب تهران».
  155. نصر، «از مکتب اصفهان تا مکتب تهران».
  156. آشتیانی، «شوارق الالهام و اصالت وجود»، ص۱۰۳.
  157. کرباسی‌زاده اصفهانی، «نگاهی به زمینه‌ها، اوصاف و پیامدهای مکتب اصفهان»، ص۳۴.
  158. نصر، «از مکتب اصفهان تا مکتب تهران».
  159. اوجبی، «شمسای گیلانی و مکتب فلسفی اصفهان»، ص۱۰۶.
  160. کرباسی‌زاده اصفهانی، «نگاهی به زمینه‌ها، اوصاف و پیامدهای مکتب اصفهان»، ص۳۰.
  161. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۵۵۵.
  162. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۵۷.
  163. موحد ابطحی، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۳۹۵-۵۵۰.
  164. معینی، «حوزه علمیه اصفهان»، ص۱۷۹-۱۹۲.
  165. منتظرالقائم، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، ص۲۴۳.
  166. «اسوه امام»، دوماهنامه حوزه، ص۴-۷.
  167. اباذری، آیةالله بروجردی آيت اخلاص، ۱۳۸۳ش، ص۱۷-۱۸.
  168. «نامه آیت‌الله مظاهری به آيت‌الله خامنه‌ای و پذیرش انتقال از قم به اصفهان».
  169. قاسمی، ۱۳۹۳ش، ج۵، فهرست مطالب.
  170. قاسمی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲-۱۳.
  171. قاسمی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲-۱۳.
  172. قاسمی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۳.
  173. «دُرة الصدف»، مركز كربلاء للدراسات والبحوث.
  174. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۱۰۴۵.
  175. «زندگی و شرح حال»، سایت رسانۀ مجازی میرداماد.
  176. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۷۵۴.
  177. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۴۲۰.
  178. «مؤسسه تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان.
  179. معرفی مؤسسه، پایگاه موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت علیهم‌السلام.
  180. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۱۰۹۷.
  181. معینی، «حوزه علمیه اصفهان»، ص۱۹۷.
  182. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۲، ص۱۸۱.
  183. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۲، ص۱۶۷.
  184. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۲، ص۲۰۴.
  185. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۲، ص۱۷۸.
  186. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۲، ص۱۸۳.
  187. بهبهانی، مرآت الاحوال، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۸۷.
  188. معینی، «حوزه علمیه اصفهان»، ص۱۹۸.
  189. ذاکری، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، ص۳۱۸.
  190. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۱۰۵۷.
  191. بهشتی، اخباریگری، ۱۳۹۰ش، ص۱۱۸-۱۵۸.
  192. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۱، ص۲۰۸.
  193. مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، حسینیه عمادزاده، ج۱، ص۲۰۸.
  194. ذاکری، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، ص۳۳۵.
  195. ذاکری، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، ص۳۳۶.
  196. ذاکری، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، ص۳۳۳.
  197. ذاکری، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، ص۳۳۶-۳۳۸.
  198. ذاکری، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، ص۳۴۲-۳۴۶.
  199. «شهر تاریخی اصفهان در هنر تعزیه صاحب مکتب است»، خبرگزاری تسنیم.
  200. «خانه بنکدار اصفهان، میزبان دو سده شور حسینی»، خبرگزاری ایرنا.
  201. «خانه زرگرباشی و باورهای مردمی»، سایت اصفهان امروز.
  202. «خانه بنکدار اصفهان، میزبان دو سده شور حسینی»، خبرگزاری ایرنا.
  203. «حکومت نظامی ابتدا در اصفهان شروع شد»، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
  204. مهدوی، مزارات اصفهان، ۱۳۸۲ش، ص۳۶۴.
  1. حاج صولت دهكردی با نام سيد عبدالباقی دهكردی نوه آيت الله دهكردي (نجفی اصفهانی ) است، که نسبش با۳۹ واسطه به امام سجاد (ع) می رسد. او معروف‌ترين تعزيه خوان منطقه چهارمحال و بختياری است كه در تكيه دولت هم اقدام به تعزيه خوانی كرده و ۳۹ بار به نجف وکربلا رفته و غالبا در آن سفرها به اجرای تعزیه پرداخته درسال ۱۳۱۹ق درشهركرد چشم از جهان فرو بست.و درآرامستان قدیم دهکرد که امروزه به پارک ملت معروف شده، آرمیده‌‌ است.شایان، علیرحم، سنت تعزیه خوانی در استان چهار محال‌وبختیاری.

منابع

  • آشتیانی، سید جلال‌الدین، شوارق الالهام و اصالت وجود با نگاهی به اساتید مکتب فلسفی اصفهان، در وقف میراث جاویدان، شماره ۲، ۱۳۷۲ش.
  • اباذری، عبدالرحیم، آیة‌الله بروجردی آیت اخلاص، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۳ش.
  • ابطحی، سید علیرضا، کشتی‌آرا، کیمیا، «واکاوی سیر تحولات انقلاب اسلامی در شهر اصفهان در حد فاصل سال‌های ۱۳۴۰-۱۳۴۷ش»، در مجله پژوهش‌نامه تاریخ، شماره ۴۰، پاییز ۱۳۹۴ش.
  • ابن‌طباطبا، ابراهیم بن ناصر، منتقلة الطالبیة، محقق: سید محمدمهدی خرسان، قم، مکتبة الحیدریة، ۱۳۷۷ش.
  • اسکندر بیک منشی، تاریخ عالم‌ آرای عباسی، تصحیح: ایرج افشار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲ش.
  • «اسوه امام»، دوماهنامه حوزه، شماره ۲۲، ۱۳۶۶ش.
  • اصفهانی، محمدمهدی بن محمدرضا، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۸ش.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعه، محقق: حسن امین، بیروت، دار التعارف، ۱۴۰۳ق.
  • اوجبی، علی، شمسای گیلانی و مکتب فلسفی اصفهان، در آینه میراث، شماره ۳۰-۳۱، پاییز و زمستان ۱۳۸۴ش.
  • باقری سیانی، مهدی، «محدثان اصفهانی در کتب امامیه (تا پایان قرن چهارم هجری)»، مجموعه مقالات همایش پیشینه تشیع در اصفهان، به کوشش محمدعلی چلونگر و احمد زمانی، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰ش.
  • بهبهانی، احمد بن محمدعلی، مرآت الاحوال جهان‌نما، قم، انصاریان، ۱۳۷۳ش.
  • بهشتی، ابراهیم، اخباریگری (تاریخ و عقاید)، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش.
  • بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۶ش.
  • بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۰ش.
  • توسلی فارفانی، طیبه و سعادت، مینا، «شیخ ابوالسعادات عالم شیعی امامی در اصفهان قرن هفتم هجری»، مجموعه مقالات همایش پیشینه تشیع در اصفهان، به کوشش محمدعلی چلونگر و احمد زمانی، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰ش.
  • جعفریان، رسول، علمای اصفهان و ملی شدن صنعت نفت ایران، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، روزنامه شرق، ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ش.
  • جعفریان، رسول، ملی شدن صنعت نفت؛ مروری بر فعالیت‌های هیئت علمیه اصفهان‌. صاحب نیوز. مرور خبر ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ش.
  • جعفریان، رسول، «پیشینه تشیع در اصفهان»، فصلنامه وقف میراث جاویدان، شماره ۱۹-۲۰، پاییز و زمستان ۱۳۷۶ش.
  • جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۹۱ش.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران، تهران، نشر علم، ۱۳۷۸ش.
  • جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
  • چلونگر، محمدعلی، پیشگفتار، در اصفهان دار العلم شرق، سید مصلح‌الدین مهدوی، اصفهان، سازمان فرهنگی هنری شهرداری، ۱۳۸۶ش.
  • چلونگر، محمدعلی، و مهناز ملکی و طیبه توسلی، «نقش روحانیون اصفهان در تحولات نهضت ملی شدن صنعت نفت»، دوفصلنامه تاریخ‌های محلی ایران، شماره ۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
  • خسروبیگی، هوشنگ، و مژگان صادقی‌فرد، «بررسی بنیان‌های مشروعیت حکومت آل مظفر»، در فصلنامه مطالعات تاریخ اسلام، شماره ۳۹، زمستان ۱۳۹۷ش.
  • خمینی (امام)، سید روح‌الله، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • «دُرة الصدف»، مركز كربلاء للدراسات والبحوث، تاریخ درج مطلب: ۲۷ فوریه ۲۰۱۹م، تاریخ بازدید: ۴ دی ۱۴۰۰ش.
  • ذاکری، علی‌اکبر، «اخباری‌گری پیدایش و پیامدها»، در دوماهنامه حوزه، شماره ۸۹-۹۰، آذر تا اسفند ۱۳۷۷ش.
  • رازی، عبدالجلیل، النقض، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
  • زریری، رضا، «شکست انگلیس در امتیازنامه رژی»، در ماهنامه زمانه، شماره ۵۶، ۱۳۸۶ش.
  • سعیدی، عباس، اصفهان، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • شاردن، ژان، سفرنامه، ترجمه: اقبال یغمایی، تهران، نشر توس، بی‌تا.
  • شاهمرادی، سید مسعود، و منتظرالقائم، اصغر، «تشیع قراقویونلوها»، در نشریه پژوهش‌های تاریخی، دوره ۵، شماره ۱، بهار ۱۳۹۲ش.
  • صوفی نیارکی، تقی، «اصول اندیشه سیاسی آقا‌ نجفی‌ و نـقش‌ وی‌ در جـنبش مشروطیت»، در فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره ۸، تابستان ۱۳۸۴ش.
  • طبری، عمادالدین، کامل بهایی، تهران، مرتضوی، ۱۳۸۳ش.
  • طبسی، طیبه، علمای جبل عامل و تثبیت تشیع در ایران، قم، دلیل ما، ۱۳۹۵ش.
  • فرهانی‌منفرد، مهدی، مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۸ش.
  • فقیه ایمانی، مهدی، تاریخ تشیع اصفهان از دهه سوم قرن اول تا پایان قرن دهم، اصفهان، نشر مؤلف، ۱۳۷۴ش.
  • قاسمی، رحیم، دُرة الصدف، قم-کربلا، مجمع ذخائر اسلامی-مركز كربلاء للدراسات والبحوث، چاپ اول، ۱۳۹۳ش.
  • قریشی کرین، سید حسن، اصحاب اصفهانی ائمه اطهار، مجموعه مقالات همایش پیشینه تشیع در اصفهان، به کوشش محمدعلی چلونگر و احمد زمانی، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۹۰ش.
  • کرباسی‌زاده اصفهانی، علی، نگاهی به زمینه‌ها، اوصاف و پیامدهای مکتب اصفهان، در تاریخ فلسفه، شماره ۲، پاییز ۱۳۸۹ش.
  • کرزن، جرج ناتانیل، ایران و قضیه ایران، ترجمه: غلامعلی وحید مازندارنی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
  • کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، مطبعه مجلس، ۱۳۱۰-۱۳۱۱ش.
  • گدار، آندره و دیگران، آثار ایران، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.
  • لاکهارت، لارنس، انقراض سلسله صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران، ترجمه: مصطفی قلی عماد، تهران، مروارید، ۱۳۴۳ش.
  • محمودی، اکبر، منبع‌شناخت (نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی)، قم، انتشارت امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، ۱۳۹۶ش.
  • مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، استاد سید علی‌اکبر پرورش، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۹۴ش.
  • معینی، محسن، «حوزه علمیه اصفهان»، در کتاب حوزه‌ علمیه: تاریخ، ساختار، کارکرد، تهران، نشر کتاب مرجع، ۱۳۹۴ش.
  • منتظرالقائم، اصغر، «دگرگونی‌های حوزه علمیه اصفهان از ۱۱۳۵ هجری تاکنون»، در کتاب مرزبان اخلاق، به‌کوشش محمد اسفندیاری، اصفهان، دفتر تبلیغات اسلامی شعبه اصفهان، ۱۳۹۶ش.
  • موحد ابطحی، میرسید حجة، ریشه‌های و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان، اصفهان، دفتر تبلیغات المهدی، ۱۴۱۸ق.
  • مهدوی، سید مصلح‌الدین، اصفهان دار العلم شرق، تحقیق: محمدرضا نیلفروشان، اصفهان سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، ۱۳۸۶ش.
  • مهدوی، سید مصلح‌الدین، اعلام اصفهان، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶ش.
  • مهدوی، سید مصلح‌الدین، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، قم، نشر الهدایه، ۱۳۶۷ش.
  • مهدوی، سید مصلح‌الدین، زندگینامه علامه مجلسی (تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن ۱۱)، اصفهان، حسینیه عمادزاده، بی‌تا.
  • مهدوی، سید مصلح‌الدین، لسان الارض یا تاریخ تخت فولاد، اصفهان، انجمن کتابخانه‌های عمومی اصفهان، ۱۳۷۰ش.
  • مهدوی، سید مصلح‌الدین، مزارات اصفهان از قرن سوم هجری تا عصر حاضر، تحقیق: اصغر منتظر قائم، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ۱۳۸۲ش.
  • میراحمدی، مریم، دین و مذهب در عصر صفوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
  • نصر، سید حسین، «از مکتب اصفهان تا مکتب تهران»، ترجمه منوچهر دین‌پرست، در Transcendent Philosophy، سال دوم، شماره ۴، دسامبر ۲۰۰۱م.

پیوند به بیرون