پرش به محتوا

عبدالحسین امینی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Fouladi
imported>Fouladi
خط ۱۸۷: خط ۱۸۷:
وی وقتی کتابخانه‌های دنیا را می‌دید، از این که [[نجف اشرف]] که آن زمان مرکز علمی شیعه بود ـ یک کتابخانه پربار و مجهز ندارد، ناراحت بود. سپس تصمیم گرفت کتاب‌خانه بزرگی در نجف دایر کند تا پاسخ‎گوی دانش‎پژوهان باشد.
وی وقتی کتابخانه‌های دنیا را می‌دید، از این که [[نجف اشرف]] که آن زمان مرکز علمی شیعه بود ـ یک کتابخانه پربار و مجهز ندارد، ناراحت بود. سپس تصمیم گرفت کتاب‌خانه بزرگی در نجف دایر کند تا پاسخ‎گوی دانش‎پژوهان باشد.
همین نبود کتابخانه مجهز و کافی، لازم بود که علامه را به فکر تأسیس کتابخانه تخصصی [[امیرالمؤمنین]] (ع) بیندازد.
همین نبود کتابخانه مجهز و کافی، لازم بود که علامه را به فکر تأسیس کتابخانه تخصصی [[امیرالمؤمنین]] (ع) بیندازد.
البته علامه برنامه مهندسی و فرهنگی بسیار جامعی برای کتابخانه و اطراف آن طراحی کرده بود که بیماری به ایشان مجال چنین کار بزرگ دیگری را نداد .
البته علامه برنامه مهندسی و فرهنگی بسیار جامعی برای کتابخانه و اطراف آن طراحی کرده بود که بیماری به ایشان مجال چنین کار بزرگ دیگری را نداد.
این طرح مهندسی را [[محمدرضا حکیمی]] در کتابش به خوبی توضیح داده‎اند که مراجعه به آن کتاب، خالی از لطف نیست.
در ماه جمادی الاولی سال ۱۳۷۳ق. در سن ۵۳ سالگی، علامه کتاب خانه را پایه‎گذاری کرد و به تهیه کتاب‎ها و فراهم آوردن کارهای ابتدایی مشغول شد. ایشان در قدم نخست، کتابخانه خود را که حدود ۵ ـ ۶ هزار جلد کتاب معتبر و تاریخی داشت، [[وقف]] کتابخانه امیرالمؤمنین کرد.<ref>جدایی، ص۱۷</ref>
در ماه جمادی الاولی سال ۱۳۷۳هـ.ق در سن ۵۳ سالگی،علامه کتاب خانه مجهزی را پایه‎گذاری کرد و به تهیه کتاب‎ها و فراهم آوردن کارهای ابتدایی مشغول شد. ایشان در قدم نخست، کتابخانه خود را که حدود ۵ ـ ۶ هزار جلد کتاب معتبر و تاریخی داشت، [[وقف]] کتابخانه امیرالمؤمنین کرد.<ref>جدایی، ص۱۷</ref>


== دیدگاهها و اهداف ==
== دیدگاهها و اهداف ==

نسخهٔ ‏۱ فوریهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۵:۳۰

اطلاعات کلی
زادروز۱۳۲۰ق.
زادگاهتبریز
محل زندگیتبریز، نجف
اطلاعات علمی
استادانسیدابوالحسن اصفهانی، میرزامحمد حسین نائینی، عبدالکریم حائری یزدی، محمد حسین کمپانی
آثارالغدیر، شهیدان راه فضيلت و ...


عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی، نویسنده کتاب معروف الغدیر و از علمای بزرگ شیعه در قرن 14ق. به شمار می‌آید. وی فقیه، محدث، متکلم، مورخ، و نسخه‌شناس بود.

وی علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، بنیانگذار کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف است که حاوی نسخه‌های خطی ارزشمندی است.

گاه‌شمار زندگی عبدالحسین امینی[۱]
۱۳۲۰ق تولد
۱۳۴۰ق فوت جد علّامه امینی، مولی نجف قلی امین الشرع (تولد: ۱۲۵۷)؛ استنساخ کتاب سلیم بن قیس کوفی
۱۳۴۶ق استنساخ کتاب‏های ذیل: کتاب الحسین بن عثمان بن شریک • کتاب الزهد، حسین بن سعید اهوازی • کتاب أبی سعید عباد العصفری • کتاب جعفر بن محمّد الحضرمی • کتاب خلّاد السندی • کتاب زید النرسی • کتاب عبد الله بن یحیی الکاهلی • کتاب عبد الملک بن حکیم • کتاب عاصم بن حمید • کتاب مثنّی بن ولید الحنّاط • کتاب محمّد بن المثنّی الحضرمی • مختصر أصل علاء بن رزین • مسائل علی بن جعفر • نوادر علی بن أسباط • الأخبار المسلسلات، جعفر بن أحمد قمی • الأربعون حدیثاً فی مناقب أمیر المؤمنین علیه‌السلام، ابن أبی الفوارس • أصل زید الزرّاد • تزویج أمیرالمؤمنین علیه‌السلام ابنته من عمر بن الخطّاب، شریف مرتضی • مقتضب الأثر، ابن عیاش جوهری
۱۳۴۷ق استنساخ کتاب‏های ذیل: المزار، محمّد بن المشهدی • المجالس، شیخ مفید • نوادر الأثر أنّ علیاً خیر البشر، جعفر بن احمد قمی • الأنوار الباهرة فی انتصار العترة الطاهرة، ابن طاووس • خصائص الأئمّة، شریف رضی
۱۳۵۰ق دهم رمضان، اجازه روایی میرزا محمدعلی اردوبادی به علّامه امینی‏
۱۳۵۳ق محرم، اجازه روایی آقابزرگ تهرانی به علّامه امینی • استنساخ صفات الشیعة شیخ صدوق
۱۳۵۵ق چاپ کتاب شهداء الفضیلة در نجف • نخستین سفر حج‏
۱۳۵۶ق چاپ کامل الزیارات به تحقیق علّامه امینی‏
۱۳۵۸ق جمادی الأولی، اجازه روایی میرزا یحیی خویی به علّامه امینی
۱۳۶۲ق چاپ کتاب أدب الزائر در نجف‏
۱۳۶۴ق استنساخ کتاب‏های: المناقب المائة، ابن شاذان • إیضاح دفائن النواصب، ابن شاذان • الطرف، ابن طاووس
نخستین چاپ الغدیر در نجف، در ۹ جلد، که تا سال ۱۳۷۱ ادامه یافت
۱۳۶۵ق ۱۲ ذی القعده، نامه پادشاه اردن، ملک عبدالله، درباره الغدیر • ماه رمضان، سفر از نجف به کرمانشاه و خراسان • انتشار مقاله علی‏ ضفاف الغدیر، نوشته محمود غنیم، در: الکتاب (چاپ قاهره).
۱۳۶۶ق انتشار یادداشت درباره الغدیر، در: الکتاب (چاپ قاهره).
۱۳۶۷ق ۱۳ ربیع الآخر، مقاله محمدعلی حیدری درباره الغدیر • ذی الحجّه، مقاله عبد الفتاح عبد المقصود درباره الغدیر • ۱۹ ذی القعده، مقاله پولس سلامه درباره الغدیر.
۱۳۶۸ق ۱۴ ذی الحجه، یادداشت سیدعبدالحسین شرف الدین درباره الغدیر.
۱۳۶۹ق ۱۱ ماه رمضان، یادداشت سید محمّد صدر درباره الغدیر • ۱۱ شعبان، چاپ قصیده محمّد عبد الغنی حسن مصری، در تقریظ الغدیر، در مجله مصری الرسالة.
۱۳۷۰ق ۲۹ ربیع الاول، درگذشت پدرش میرزا احمد امینی، در تهران (تولد: ۱۲۸۷، تبریز) • ۵ ربیع الاول، یادداشت محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر • ۱۹ محرم، نشر قصیده ۸۵ بیتی سید محمّد هاشمی درباره الغدیر در مجله البیان چاپ نجف • ششم جمادی الآخره، یادداشت سید حسین حمامی درباره الغدیر • هشتم شوال، یادداشت محمّد نجیب زهر الدین عاملی، درباره الغدیر • دهم ماه رمضان، یادداشت سلمان عباس الدوّاح درباره الغدیر.
۱۳۷۱ق ۲۴ ماه رمضان، یادداشت شیخ مرتضی آل یاسین درباره الغدیر • ۲۸ محرم، یادداشت سید حسین موسوی هندی درباره الغدیر • شعبان، انتشار یادداشت عادل غضبان در مجله الکتاب، چاپ مصر • دوم ماه رمضان، تقریظ شیخ آقابزرگ تهرانی بر الغدیر.
۱۳۷۲ انتشار یادداشتی درباره الغدیر، در مجله الکتاب، چاپ مصر • هفتم ربیع الاول، مقاله محمّد عبد الغنی حسن درباره الغدیر با عنوان فی ظلال الغدیر • نخستین چاپ الغدیر در تهران، از سوی دار الکتب الإسلامیة، در ۱۱ جلد، که اضافاتی از علّامه امینی دارد. این کتاب بر اساس همین چاپ، در سال‏های ۱۳۸۷ و ۱۴۰۳ و ۱۳۹۶ بار دیگر منتشر شد • چهارم ربیع الآخر، مقاله محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر • چهارم ربیع الآخر، مقاله محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر.
۱۳۷۳ق ۲۵ ربیع الآخر، مقاله محمدسعید عرفی درباره الغدیر • ۱۸ محرم، مقاله عبدالرحمن کیالی درباره الغدیر • آغاز انتشار صحیفة المکتبة، که سه شماره آن تا سال ۱۳۷۵ متشر شد • اول جمادی الآخره، یادداشت سید محمّد شیرازی درباره الغدیر • اول جمادی الاولی، نخستین مرحله تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف (مطابق با ۱۹۵۸ م.)
۱۳۷۵ق دومین سفر حج • ۱۵ شعبان، یادداشت سید علی فانی اصفهانی درباره الغدیر • ۱۵ شعبان، یادداشت سید محمدعلی قاضی طباطبایی درباره الغدیر • ۱۳ ربیع الاول، یادداشت علاءالدین خروفه درباره الغدیر • ۲۰ ربیع الآخر، یادداشت محمّد تیسیر المخزومی الشامی درباره الغدیر
۱۳۷۶ق سفر به اصفهان و اقامت یک ماهه • انتشار کتاب یک ماه در اصفهان نوشته فرهنگ نخعی، گزارشی از سفر علّامه امینی به اصفهان • دومین مرحله تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف • برپایی مجلس نکوداشت علّامه امینی، توسط جمعیة الرابطة الأدبیة در نجف، با سخنرانی توفیق الفکیکی
۱۳۷۸ق انتشار مقاله علّامه امینی و احمد امین، نوشته مرتضی مدرسی چهاردهی، در: ارمغان (چاپ تهران)
۱۳۷۹ق ۲۷ ماه رمضان، یادداشت سید محمدجواد طباطبایی تبریزی درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • ۱۸ ذی الحجّه، افتتاح رسمی کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف
۱۳۸۰ق ۲۵ محرم، یادداشت شیخ محمدرضا شبیبی درباره کتابخانه • ۱۳ ذی القعده، یادداشت دکتر عبدالمجید حکیم درباره کتابخانه • اول جمادی الآخره، یادداشت عبدالمجید الانصاری درباره کتابخانه • سفر به هند و اقامت چهار ماهه (۲۴ شعبان تا ۲۵ ذی الحجّه)، و تألیف جلد اول ثمرات الأسفار • استنساخ کتابهای: المختصر من کتاب الموافقة لابن السمّان، زمخشری • مفتاح النجا، بدخشی • مناقب، ابن مغازلی • الإشارة إلی‏ سیرة المصطفی، علاءالدین بن قلیچ مغلطای • ثمرات الأسفار إلی الأقطار، ج ۱ • سوم شوال، ارسال گزارشی از سفر هند به آیة الله مرعشی نجفی
۱۳۸۱ق ۲۹ ذی الحجّه، یادداشت دکتر مصطفی جواد درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • استنساخ الصراط السوی، محمود بن محمّد شیخانی • یادداشت دکتر صلاح الدین منجّد درباره کتابخانه • ۲۹ ذی الحجّه، یادداشت سالم الآلوسی درباره کتابخانه
۱۳۸۳ق انتشار بیلان ده ساله کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، با عنوان تلک عشرةٌ کاملة
۱۳۸۴ق سفر به سوریه، اقامت چهار ماهه و تألیف جلد دوم ثمرات الأسفار • چاپ کتاب سیرتنا وسنتنا در نجف
۱۳۸۵ق ۴ ربیع الاول، یادداشت عبدالله القلقیلی مفتی اردن، عبد الاحد محمّد نماینده الأزهر، و محمّد متمول رئیس دفتر شیخِ الأزهر، درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • ۴ ربیع الاول، یادداشت محمّد أسد شهاب درباره کتابخانه • استنساخ روضة الفردوس، علی بن شهاب الدین همدانی
۱۳۸۷ق یادداشت رودی کریز، دانشمند آلمانی، درباره کتابخانه • انتشار یادداشتی درباره الغدیر، در: أجوبة المسائل الدینیة (چاپ کربلا)
۱۳۸۸ق سفر ۲۵ روزه به ترکیه.
۱۳۸۹ق درگذشت شیخ آقابزرگ تهرانی، شیخ اجازه علّامه امینی.
۱۳۹۰ق ۲۸ ربیع الآخر، درگذشت علّامه امینی در تهران، و دفن در محل کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف.


تولد و کودکی

عبدالحسین امینی در سال ۱۳۲۰ق. در تبریز زاده شد، و در کنار پدرش (میرزا احمد امینی)-که از عالمان پرهیزگار آن سامان بود- پرورش یافت و در مدارس آن شهر مقدمات علوم را بیاموخت. آنگاه در محضر عالمانی چون سیدمحمد مولانا (مؤلف مصباح السالکین) و سیدمرتضی خسروشاهی(مؤلف معنی حدیث الغدیر، و نثارات الکواکب علی خیارات المکاسب، و هدایة الامة الی زیارة الائمة) و شیخ حسین (مؤلف هدایة الانام) به فراگرفتن مراحل دیگری از علوم اسلامی پرداخت.[۲]

هجرت به نجف

وی پس از تبریز، به نجف رفت و در آنجا نزد استادان بزرگ به ادامه تحصیل پرداخت، از جمله سیدمحمد فیروزآبادی (د. 1345ق)، و سیدابوتراب خوانساری (د. 1346ق).[۲]

اجازه اجتهاد

وی در اوان جوانی از مراجع بزرگی چون سید ابوالحسن اصفهانی (د. 1364ق) و میرزا محمدحسین نایینی (د. 1355ق) و شیخ عبدالکریم حائری یزدی (د. 1361ق) -به خط خود آنان- اجازه اجتهاد دریافت داشت، و از علمای دیگر اجازه روایت، که هر یک در این اجازات، مقامات علمی، دینی و اجتماعی وی را یادآور شده و ستوده بودند.[۲]

فرزندان

  1. محمد هادی امینی
  2. رضا امینی
  3. محمد صادق امینی
  4. احمد امینی
  5. محمد امینی
  6. کبری امینی.[۳]

درگذشت

علامه امینی ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹هـ.ش (۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰هـ.ق) دیده از جهان فروبست.[۴] آخرین سخنانی که در لحظه‌‌های آخر زندگی بر لبانش جاری شد، این بود: خداوندا! این سکرات مرگ است که به سویم می‌آید. پس به سوی من نظری کن و مرا با آن چه صالحان را کمک می‌کنی، کمک نما.[۵] فرزندش رضا دعاهای عدیله ، مناجات متوسلین و مناجات المعتصمین را می‌خواند و علامه هم با حزن و اندوه و در حالیکه اشک از چشمانشان سرازیر بود، دعاها را تکرار می‌کردند.[۶]

تشییع جنازه

مرقد علامه امینی

بامداد روز شنبه ۱۳ تیر ماه، پیکر ایشان از خیابان شاهپور تا سه راه بوذرجمهری و از آن جا تا مسجد ارک تشییع شد. مردم همانند کسی که عزیزترین کس خود را از دست داده باشند، در تشییع وی شرکت کردند به گونه‌ای که: میدان‌ها و خیابان‌ها پر بود از جمعیت؛ همه سیاه پوش و غرق در تجلیل علم.[۷]

افزون بر تهران، در شهرهای بغداد ، کاظمین ، کربلا و نجف نیز پیکر علامه با شکوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیکر بر گرد آستان مقدس علوی به وصیت خودشان، در حجره‌ای از کتابخانه امیرالمؤمنین علی (ع) که خود بنیان‌گذار آن بود به خاک سپرده شد.[۸]

گوشه‌هایی از وصیت نامه

امینی در قسمتی از وصیت نامه خود عنوان می کند: از فرزندان و دوستانم می‌خواهم که مرا از دعای خیر فراموش نکنند و در مجالس عزا و توسل و دعا مرا به یاد بیاورند. از طرف من، کسی را نایب قرار دهید تا ده سال به کربلا برود. ده سال مجلس عزا در روزهای شهادت فاطمه(س) برگزار کنید.

سخنان علمای شیعه درباره وی

سید ابوالحسن اصفهانی

وی در تقریظ خویش بر کتاب شهیدان راه فضیلت می فرمایند:

"کتاب ارجمند" شهیدان راه فضیلت" را با امعان نظر نگریستم و دیدم. با حسن ظنی که به مؤلف امینش -علامه امینی- دارم،مطابقت دارد. این پرچمدار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی، همان‎گونه است که زیبنده دانش و فضیلت و رأی و بصیرت است. خدا این مجاهد مدافع را مدد نماید و بازوی این قهرمان را که از افتخارات و حریم همرایانش پاسداری می‎نماید، بگیرد و در نشر فضائل و افتخارات رجال مذهبش یاری دهد. وی با ابداع وابتکارات جالبش بر نویسندگان متقدم و معاصر پیشی جسته، در این کارنامه درخشان بسیار درس‎های پرارج علمی و تاریخی و ادبی واخلاقی به ودیعت نهاده است .[۹]

محمدحسین غروی اصفهانی

شیخ محمد حسین غروی معروف به کمپانی، در تقریظ خویش بر اولین کتاب علامه امینی (ره)، علاوه بر ستایش و تمجید و تحسین کتاب به ستایش توانائی‎های ذاتی علامه نیز می‎پردازند و می فرماید:

"از مطالعه "شهیدان راه فضیلت" و آن مایه از علم و تاریخ صحیح و تتبع و بررسی موشکافانه و امانت نقل که در آن نهفته است پی بردم که مؤلفش حائز هر دو امتیاز است هم حسن انتخاب دارد و هم حسن ترتیب و بیان. این هر دو، دو برهانند بر نبوغ امینی در زمینه هنر نویسندگی و فضیلت راستگوئی و راستجوئی و بر چیره‎دستی در ساخت و پرداخت سخن...
من بی‎اختیار زبان به ثنایش می‎گشایم که در فراهم کردن گزارشات تاریخی پراکنده، چنین سخت کوشیده ودر زنده کردن نام و یاد مجاهدان دانشمندی که خون خویش به پای نهال فضیلت نثار کرده‎اند، احساسات گرم نشان داده و غیرت و همت نموده است.[۱۰]

سید ابوالقاسم خوئی

وی خطاب به یکی از علما ثواب زیارت علامه امینی را از درس خواندن بالاتر می‎داند و می‎گوید: مطمئن باشید ثواب زیارت ایشان از ثواب همه این درس‌ها بیشتر است. [۱۱]

آقابزرگ تهرانی

وی در تقریظ خویش بر کتاب " شهیدان راه فضیلت" درسال ۱۳۵۳هـ.ق می‎نویسند: "برعاطفه پاک و احساس تابناکش آفرین ،براستاد گران‎مایه هنرمندی هزار آفرین که مظهر راستین دین است و جمال آئین و مردی پریقین، به خاطر شاهکاری که برای امتش پدید آورده و جهدی که نموده و هنری که به خرج داده است."[۱۲]

سخنان اندیشمندان اهل سنت درباره وی

محمد عبدالغنی حسن مصری

محمد عبدالغنی حسن از علمای اهل سنت درباره ایشان چنین می‌سراید: خطای لوآ در mw.text.lua در خط 25: bad argument #1 to 'match' (string expected, got nil). الگو:ب الگو:ب الگو:ب الگو:ب الگو:بالگو:بالگو:بالگو:ب الگو:پایان شعر

محمد سعید دحدوح

وی که از عالمان بزرگ حلب است در بخشی از نامه‌اش به علامه می‌نویسد: به راستی، شما روش و اخلاقی را از آل محمد (صلی الله علیه و آله) ارث برده‌اید که مانند آن را از غیر شما نخواهیم یافت، مگر تعداد قلیلی از پارسایان با اخلاص. [۱۳]

ویژگیهای اخلاقی

عبادت

علامه به عبادت و راز و نیاز ، نمازهای مستحبی و قرآن خواندن بسیار مشتاق بود. نزدیک فجر به نماز شب می‌ایستاد و پس از آن که نماز صبح را به جای می‌آورد، یک جزء کامل قرآن را با تدبر تلاوت می‌کرد.[۱۴]

زهد و تقوا

وی با این که ۴۰ سال در نجف اشرف ساکن بود، ولی خانه‌ای شخصی نداشت؛ خانه‌ای نیز که در آخر عمر خریده بود، بین علامه و کتابخانه مشترک بود.

دکتر سید جعفر شهیدی درباره زهد علامه می‌گوید: درباره تقوای او باید همین را بگویم که به حقیقت، مصداقی بود از آیه کریمه «یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائم». [۱۵]

شجاعت

علامه نقل می‌کند: هنگامی که به حج بیت الله الحرام مشرف شدم، بعد از نماز صبح روز عرفه، به سوی عرفات حرکت کردم. وقتی به صحرای عرفات رسیدم، صحرا پر از جمعیت بود و از کثرت جمعیت جایی برای نشستن و نصب خیمه نبود، اما دیدم در گوشه بیابان، جایی خلوت است که مشخص بود مکان ویژه پادشاهان و اشراف عربستان است. به شخصی که وسایل مرا حمل می‌کرد، گفتم وسایل را به آن مکان ببرد. وسایلم را به آن جا برد.

وقتی مشغول نصب خیمه بودم، یکی از مأموران با صدای بلند فریاد زد و مرا از نصب خیمه منع کرد، ولی من به او توجهی نکردم. به طرف من آمد و دستم را گرفت تا مانع خیمه زدن در آن جا شود. ایستادم و گفتم:چه می‌خواهی؟

گفت: نصب خیمه در این مکان ممنوع است

گفتم: چرا؟

گفت: مگر نمی‌بینی که این جا خیمه‌های امیر نصب شده است.

در این لحظه با صدای بلند و با تعجب فریاد زدم (تا هر که داخل خیمه است بشنود): به امیرت بگو از سرزمین ما بیرون برود؛ این سرزمین بندگان است و برای امرا و رؤسا در این مکان، جایی نیست.

مأمور ترسید و رفت تا کلام مرا به امیرش برساند. وقتی خبر به امیر رسید، فهمید که این فرد، شخصی عادی نیست که چنین شجاعتی دارد، از این رو، دیگر مانع وی نشدند و او در همانجا ماند.[۱۶]

سفرهای پژوهشی

تصویری از کتاب الغدیر

علامه امینی، برای تعقیب اهداف خویش -که در رأس همه آنها نشر ولای علی و بازگویی حقایق تشیع و ایجاد وحدتی اصولی و تقریبی راستین در میان مسلمانان قرار داشت- همواره به حرکت و سفر اقدام می کرد، و این سفرها را به صورتی بس ساده و اقتصادی انجام می داد. وی در این سفرها در پی کتابخانه‌ها، اعم از عمومی و شخصی، بود. وی در این کتابخانه‌ها به مطالعه، استنساخ و تهیه مآخذ و برخورد و ملاقات با استادان و اصلاح و ارشاد و نشر ولای صحیح و تأثیر در اهل علم و گاه نماز جماعت و منابر عمومی می پرداخت. شهرهایی که وی با این خصوصیات بدانها سفر کرده بود، از جمله اینهایند: حیدرآباد دکن، علیگره، لکهنو، کانپور، جلالی (در هند) رامپور، فوعه، معرفه، قاهره ، حلب، نبل، دمشق و....[۱۷]

الغدیر در رأس تألیفات علامه و حاصل زحمات ۴۰ ساله ایشان است که بالغ بر 20 جلد می‌شود. دکتر سید جعفر شهیدی که خود در نجف و تهران همراه ایشان بود، نقل می‌کند که، روزی علامه امینی به من گفت:

برای تألیف «الغدير» 10000 کتاب خوانده‌ام.

شهیدی در ادامه می‌گوید: او مردی گزافه‌گو نبود. وقتی می‌گفت کتابی را خوانده‌ام، به درستی خوانده و در ذهن سپرده و از آن یادداشت برداشته بود.[۱۸]

شهرت کتاب الغدیر به بسیاری از ممالک اسلامی و سایر مناطق جهان رسیده و همه جا منادی وحدت بین مسلمین گردیده است.[۱۹]

آثار

  1. الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب
  2. تحقیق و تعلیق بر کتاب کامل‌ الزیارات اثر ابن قولویه است.
  3. ادب الزائر لمن یمم الحائر
  4. سیرتنا و سنتنا سیرة نبینا و سنته
  5. اعلام الانام فی معرفه الملک العلام (در توحید) به فارسی.
  6. شهداء الفضیلة
  7. تفسیر سوره حمد
  8. تفسیر آیه «ولله الاسماء الحسنی»
  9. تفسیر آیه «و کنتم ازواجا ثلاثة»
  10. تفسیر آیه «و اذ اخذ ربک من بنی آدم» به نام المیثاق الاول
  11. تفسر آیه «قالوا ربنا امتنا اثنتین»
  12. ثمرات الاسفار
  13. رساله در علم «درایه»
  14. رساله در نیت
  15. ریاض الانس ( در 2 جلد، هر جلد 1000 صفحه)
  16. حاشیه بر رسائل شیخ انصاری
  17. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
  18. رساله‌ای در حقیقت زیارات (در پاسخ علمای پاکستان)
  19. العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز.[۲۰]

کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)

یکی از میراث‎های ماندگار علامه امینی تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علی (ع) در نجف اشرف است. علامه امینی که برای گردآوری منابع الغدیر، به کشورهای گوناگونی هم چون هند، مصر و سوریه سفر می‌کرد. وی وقتی کتابخانه‌های دنیا را می‌دید، از این که نجف اشرف که آن زمان مرکز علمی شیعه بود ـ یک کتابخانه پربار و مجهز ندارد، ناراحت بود. سپس تصمیم گرفت کتاب‌خانه بزرگی در نجف دایر کند تا پاسخ‎گوی دانش‎پژوهان باشد. همین نبود کتابخانه مجهز و کافی، لازم بود که علامه را به فکر تأسیس کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین (ع) بیندازد. البته علامه برنامه مهندسی و فرهنگی بسیار جامعی برای کتابخانه و اطراف آن طراحی کرده بود که بیماری به ایشان مجال چنین کار بزرگ دیگری را نداد. در ماه جمادی الاولی سال ۱۳۷۳ق. در سن ۵۳ سالگی، علامه کتاب خانه را پایه‎گذاری کرد و به تهیه کتاب‎ها و فراهم آوردن کارهای ابتدایی مشغول شد. ایشان در قدم نخست، کتابخانه خود را که حدود ۵ ـ ۶ هزار جلد کتاب معتبر و تاریخی داشت، وقف کتابخانه امیرالمؤمنین کرد.[۲۱]

دیدگاهها و اهداف

سخن امینی پس از سفر پژوهشی به هند

اگر من مرجع بودم، و وجوهات شرعی به دست من می رسید، همه را به طلاب می دادم تا سفر کنند، حرکت کنند، می گفتم: این هزینه! بروید و جهان را و انسان را بشناسید!

حکیمی، حماسه غدیر، ص285.

در اینجا برخی از دیدگاههای امینی که توسط محمدرضا حکیمی نگاشته شده است یاد می شود:

اجتهاد و مرجعیت

  • اجتهاد [در دنیای جدید] از حیطه قدرت فرد خارج است و باید «هیئت فتوی» و «مرجع مجری» و مقتدر و شجاع و زمان شناس و مجهز به دید و دریافت عصر تشکیل شود. وی تألیف رساله را برای مرجعیت جهان تشیع -که باید خود جهانی باشد در درون جهان معاصر- بسنده نمی دانست، و کسانی را که ناشایسته این مقام عظیم دینی و انسانی را اشغال می کنند می نکوهید، و این عمل (تصدی بدون همه شایستگیهای لازم) را جنایتی می دانست مساوی با برباد دادن همه ارزشهای تشیع.[۲۲]
  • باید میان عنوانهایی چون مجتهد، صاحب رساله، مقلَّد، و «مرجع-زعیم جهان تشیع» تفاوت قائل بود و به علت ملابسات زمانی و عناوین ثانویه دینی و اجتماعی، در مرجعیت، علاوه بر شروط معروف (بلوغ، عقل،...) شروط دیگری است.[۲۳] امینی درک می کرد که جهان امروز صاحب صدها جریان فکری، فلسفی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی و نظامی بین المللی است. از این رو، سرپرستی کلیت مواریث علمی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقدامی علی و آل علی را نمی توان فدای چند سال فقه و اصول خواندن و طلبگی کردن فلان آقا کرد. واینهمه را نمی توان به دست دلهای جبان و سینه های تنگ و چشمان پیش پابین و اندیشه های منجمد و مغزهای بسته و قلبهای بی حماسه و فقه خواندگان بی خبر از «حوادث واقعه» و ناآگاه از کلیت جهان و انسان و تاریخ و فرهنگها و سیستمهای معاصر سپرد.[۲۴]

نقد کتابهای دینی

  • امینی مخالف نشر کتابهایی بود که بر پایه نقد تاریخی و مآخذ موثق و مقابله و تطبیق و اجتهاد و استنتاج صحیح نوشته نشده است. وی درباره برخی از کتابهای دینی منتشر شده در زمان خودش می گوید: «کتابهایی را که در این سالها در شرح حال ائمه در زبان فارسی نوشته شده است باید ریخت به دریا!»[۲۵]

نقد برخی مجالس روضه‌خوانی

  • امینی با اینکه شیفته محافل حسینی و مجالس ذکر مصیبت بود و در چنین مجالسی بسیار متأثر و گریان می شد، اما از نوع محافل و مجالس مذهبی خشنود نبود، و از برخی آنها دلی پرخون داشت: از ابتذال برخی از این مجالس، و اینکه بیشتر گویندگان از حدیث و معارف دینی اطلاع کافی ندارند، از تقوای موضعی برخوردار نیستند، و از تاریخ حوادث و زندگانی ائمه طاهرین و فلسفه درگیری آنها با قدرتهای ستمگر زمان و فرهنگ انقلابی شیعی ناآگاهند، از اینهمه رنج می برد و درد می کشید. و از سخنان نامستند و نامناسب اهل منبر، و تعبیرات سبک و خالی از حشمت برخی از روضه‌خوانان، به عنوان یک حماسه‌بان بزرگ، احساس دردی عمیق می کرد. حکیمی در ادامه می نویسد: از خود وی شنیدم که می گفت: «در یکی از مجالس عمده تهران، در ایام عزاداری، شرکت کرده بودم، در وسط منبر -با اینکه کاری زننده بود- برخاستم و بیرون آمدم، چون نشستن و گوش دادن به آن حرفها را حرام دانستم.»[۲۶]

زیارت

  • امینی از غفلتی که شیعه در بهره برداری از زیارت دارد متألم بود، و همواره می خواست که این انبوهان جماعتهای شیعه که از سراسر جهان به سرِ تربتِ امامان می روند، یا در درون آبادیهای خویش، همواره مقابر فرزندان پیامبر را باشکوه نگاه می دارند، و برای این نگاهداشت هزینه ها صرف می کنند و به زیارت آنان می شتابند و بدین آثار تبرک می جویند و خجستگی می طلبند، اینهمه اقدام اینسان ساده نباشد و بازده جدی پرورشی داشته باشد. از این رو، یکی از کارهای نخستین او، چاپ منقح یکی از معتبرترین متون زیارتی شیعه بود به نام کامل الزیارات، چنانکه یکی از تألیفات او کتاب «ادب الزائر» است، در شرح آداب زیارت حضرت امام حسین(ع).[۲۷]

اهداف به انجام نرسیده

حکیمی در مقدمه یادنامه علامه امینی درباره اهداف محقق نشده امینی چنین می نویسد: بجز آنچه را که علامه امینی به انجام رسانید، هنوز هدفهای دیگری داشت که با پایان عمرش موفق به انجامشان نشد. این اهداف عبارت بودند از:

  1. تأسیس دارالتألیف (خانه نویسندگان)
  2. تأسیس مرکزی برای رسیدگی به نشریات جهان درباره اسلام.
  3. احیای آیین نقابت.
  4. پیشنهادی درباره توسیع و تحکیم مبانی مرجعیت.
  5. چاپ و نشر کتب بسیاری از علمای اسلام که به حالت خطی باقی مانده است.
  6. اقداماتی در جهت اعطای بینش بیشتر به طلاب علوم دینی وادار کردن آنان به حرکت و سفر به دور گیتی و شناخت زندگی واقعی و مسائل جهان و علوم زمان.
  7. تصحیح و تعدیل و نظارتی دقیق و دامنه دار در مورد کتب مذهبی، تا کم کم، اشخاصی درباره مذهب و مسائل مذهبی کتاب بنویسند که هم دارای اطلاعات کافی و تخصصند و هم صلاحیت، نه هر کس رسید...
  8. تصحیح مسیر مجالس مذهبی و نظارت بر آنچه در آنها به مردم آموخته می شود.[۲۸]

آثار تألیف شده در مورد ایشان

علامه امینی مصلح نستوه، این کتاب را عليرضا سيدكبارى نوشته و در آن به زندگی‎نامه وی پرداخته است.

علامه امینی جرعه نوش غدیر (به ضمیمه جرعه‌هایی از الغدیر) نوشته مهدی لطفی است، این اثر در ۲۵۶ صفحه ارائه شده و به زندگی علامه و معرف کتاب الغدیر ایشان پرداخته است.

حماسه غدیر نوشته محمدرضا حکیمی، كتاب‌ حاضر نقد و تفسيری بر كتاب‌ الغدير علامه‌ امينی است‌ که به زندگی‎نامه وی نیز پرداخته است.

همرهی حضر نوشته حسین شاکری، وی که ۲۵ سال در خدمت علامه بودهُ این کتاب را به فارسی نوشته است و اسم آن را همرهی خضر (بیست و پنج سال همراه علامه امینی) گذاشته است، مؤلف در این کتاب که ۱۱۷ صفحه است به زندگی و سفرهای علامه امینی پرداخته و توضیحی کامل از آن ارائه داده است.

پرونده:علامه امینی2.jpg
علامه امینی

یادنامه علامه امینی، نیز که زیر نظر سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی تدوین شده مجموعه مقالاتی است که توسط بزرگان حوزه و دانشگاه به احترام علامه امینی تقدیم شده است، شهیدی و حکیمی در ۲۸ صفحه اول این کتاب به زوایای کوچکی از زندگی علامه پرداخته‎اند سپس بیست مقاله در موضوعات مختلف علمی توسط علما، دانشمندان و فضلای حوزه ودانشگاه ارائه شده است.

همایش‎ها

همایش‎هاو بزرگداشت‎هایی برای علامه امینی در شهرهای مختلف مخصوصاً شهر قم گرفته شده است. در قم مراسمی از سوی مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی، ۲۳ فروردین‌ماه سال ۱۳۸۹ برگزارشد. همچنین همایش‎های مشابهی در شهرهای تهران، گیلان، بهبهان، لاهیجان برگزار شده است.

مطالعه بیشتر

پانویس

  1. طالعی ،سال شمار زندگانی علامه امینی.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ حکیمی، علامه امینی، در یادنامه علامه امینی، ص نوزده.
  3. جدایی، ص ۶
  4. یادنامه، ص بیست وهفت
  5. دراسه فی موسوعه الغدیر، کمال سید، ص ۲۵.
  6. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۵۵۱.
  7. حماسه غدیر: ص ۳۴۷.
  8. ربع قرن مع العلامه، ص ۲۸۶.
  9. جدایی، ص ۱۲
  10. جدایی، ص ۱۳
  11. یادنامه: ص ۷۰.
  12. جدایی، ص ۱۳
  13. ترجمه الغدیر: ج ۱، ص ۲۱.
  14. حماسه غدیر: ص ۵۵۱.
  15. حماسه غدیر: ص ۴۸۱.
  16. همرهی خضر، ص ۴۶.
  17. حکیمی، یادنامه ...، ص بیست و شش.
  18. شهیدی، تطور مذهب شیعه و امینی مجدد مذهب.
  19. جدایی، ص ۱۶
  20. حکیمی، علامه امینی، در یادنامه...، ص بیست و چهار.
  21. جدایی، ص۱۷
  22. حکیمی، حماسه غدیر، ص289.
  23. حکیمی، حماسه غدیر، ص290.
  24. حکیمی، حماسه غدیر، ص294.
  25. حکیمی، حماسه غدیر، ص297.
  26. حکیمی، حماسه غدیر، ص298-299.
  27. حکیمی، حماسه غدیر، ص304.
  28. حکیمی، یادنامه علامه امینی، ص بیست و هفت.

منابع

  • حکیمی محمد رضا، علامه امینی، در یادنامه علامه امینی، به اهتمام سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی، تهران، مؤسسه انجام کتاب، سال 1361ش/1403ق.
  • شهیدی، سیدجعفر، تطور مذهب شیعه و امینی مجدد مذهب، در یغما، سال بیست و ششم بهمن 1352 شماره 11 (پیاپی 305).
  • لطفی مهدی، علامه امینی جرعه نوش غدیر، چاپ اول، قم، ناشر نسیم حیات، سال۱۳۷۹ .
  • حکیمی محمدرضا، حماسه غدیر، دلیل ما، ۱۳۸۶
  • طالعی، عبدالحسین، امین شریعت، قم: بنیاد محقق طباطبائی، ۱۳۹۲.سالشمار زندگانی علامه امینی
  • علامه امینی، شهداء راه فضیلت، انتشارات روزبه، چاپ مشعل آزادی،
  • شاکری حسین،همرهی حضر،مترجم محسن رفعت، پیام سفید، تهران، ۱۳۸۹ش