سدیدالدین حمصی رازی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
سدیدالدین حمصی رازی
اطلاعات فردی
نام کامل: محمود بن علی بن حسن حِمَّصی رازی
تاریخ تولد ۴۸۵ق (بنابر قولی)
زادگاه ری
تاریخ وفات ۵۸۵ق یا اوایل قرن هفتم قمری
محل دفن همدان
شهر وفات همدان
اطلاعات علمی
استادان حسین بن فتح
شاگردان منتجب‌الدین رازی، ورام بن ابی‌فراس حلی و‌ فخرالدین رازی
تألیفات المنقذ من التقلید و المرشد الی التوحید، بدایة الهدایة، المصادر.

محمود بن علی بن حسن حِمَّصی رازی معروف به سدیدالدین حمصی رازی متکلم امامیه در قرن ششم هجری قمری بود. برخی او را اهل ری دانسته از این‌رو لقب رازی به او داده‌اند. بعضی نیز او را اهل حِمْص از شهرهای سوریه دانسته‌اند.

بسیاری از علما، شخصیت علمی او را ستوده‌اند؛ از جمله شاگردش منتجب‌الدین رازی او را علامه زمان در علم کلام و اصول فقه خوانده است. ورام بن ابی‌فراس، از دیگر شاگردان حمصی، او را یگانه دوران و شیر میدان مناظره توصیف کرده است. فخر رازی، از متکلمان برجسته اهل سنت، را نیز از شاگردان او شمرده‌اند.

حمصی را متعلق به مکتب کلامی حله و از متکلمان عقل‌گرا دانسته‌اند. او با اینکه به عقل اهتمام داشت، اما رویکرد فلسفی نداشت. وی خبر واحد را در مباحث اعتقادی حجت نمی‌‌دانست و به اجماع استناد می‌کرد.

آثار حمصی، بیشتر در علم کلام است؛ اما تنها کتاب «المنقذ من التقلید» او در دسترس است. به گفته آقابزرگ تهرانی، حمصی در اواخر عمر به همدان سفر کرد و در آنجا از دنیا رفت.

زندگی‌نامه

محمود بن علی بن حسن حِمَّصی معروف به سدیدالدین حمصی رازی از متکلمان شیعه است که اطلاعات دقیقی از زندگی او در دسترس نیست.[۱] با این حال برخی او را متولد سال ۴۸۵ق دانسته‌اند.[۲]

صاحب روضات الجنات سدیدالدین را اهل حِمْص از شهرهای سوریه دانسته است.[۳] صاحب ریاض العلماء نخست او را اهل حمص دانسته، ولی احتمال داده است که حمصی، اهل ری بود و سپس ساکن حمص شد و یا برعکس، اهل حمص بوده و سپس ساکن ری شد.[۴] گروهی بر آنند که او اهل ری بوده و نسبت حمصی به جهت شغلش که نخودفروشی بود، به او داده شده است.[۵] ابن حجر عسقلانی در کتاب «لسان المیزان» حمصی را به تشدید میم دانسته و از منتجب‌الدین رازی، از شاگردان حمصی، نقل کرده است که حمصی تا ۵۰ سالگی نخودفروش بود.[یادداشت ۱] وی روزی با فقیهی بر سر معامله گفتگویش شد و به همین سبب نخودفروشی را کنار گذاشت و به تحصیل علم روی آورد.[۶] مطالب ابن حجر عسقلانی را به جهت نقل از شاگرد حمصی، صحیح دانسته‌اند.[۷] او را سدیدالدین حُمُّضی یا حُمُّصی نیز خوانده‌اند.[۸]

به گفته ابن حجر، حمصی ۱۰۰ سال عمر کرد و پس از قرن ششم قمری درگذشت.[۹] به گفته آقابزرگ تهرانی، او در اواخر عمر(اواخر قرن ششم) به همدان سفر کرد و در مدرسه جمالیه مشغول به تعلیم شد و در اوایل قرن هفتم قمری در آنجا از دنیا رفت[۱۰] و در آنجا نیز دفن شد.[۱۱] بعضی سفر حمصی به همدان را صحیح ندانسته و سال وفات او را ۵۸۵ق دانسته‌اند.[۱۲]

شخصیت علمی

سدیدالدین حمصی را از عالمان امامیه جریان‌ساز پس از دوره شیخ طوسی دانسته‌اند که در کلام، فقه و اصول فقه دانش گسترده‌ای داشت.[۱۳] منتجب الدین رازی، از شاگردان سدیدالدین، او را «علامه زمان در اصول دین و اصول فقه»، ثقه و باورع شمرده است.[۱۴] برخی او را از استوانه‌های برجسته در تحقیق و عالم بی‌نظیر در کلام و اصول فقه دانسته‌اند.[۱۵] صاحب ریاض العلماء او را متکلم و فقیه دقیق معرفی کرده است.[۱۶]

گفته شده ابن ادریس حلی که معاصر سدیدالدین بود، او را ستوده و در نقد شیخ طوسی به کلام او استشهاد کرده است.[۱۷] ورام بن ابی‌فراس، محدث شیعی در قرن ششم قمری، سدیدالدین حمصی را با عبارات «یگانه دوران، زبان گویای متکلمان و شیر میدان مناظرات علمی» توصیف کرده است.[۱۸]

نقل شده که اهل شام تنها به چهار نفر که سدیدالدین حمصی از جمله آنها بود، «علماء الفقها» می‌گفتند. ابوالصلاح حلبی، سید بن زهره و ابن بَرّاج سه نفر دیگر بودند.[۱۹] البته برخی او را ایرانی دانسته و اهل شام بودن او را نپذیرفته‌اند.[۲۰]

او در علم متواضع و منصف بود، حرف حق را از هر کس که بود، می‌شنید و می‌پذیرفت و اهل جدل نیز نبود.[۲۱]

اساتید و شاگردان

از اساتید سدیدالدین حمصی تنها از حسین بن فتح الواعظ البکرآبادی جرجانی (درگذشت ۵۳۶ق)، استاد او در فقه، نام برده شده است.[۲۲] از جمله شاگردان او نیز این افراد را نام برده‌اند:

دیدگاه‌ها

گفته شده سدیدالدین حمصی بنیانگذار دوره متقدم مکتب کلامی حِلّه[یادداشت ۲] بود[۲۸] که شکل‌گیری و شکوفایی آن از حدود نیمه دوم قرن ششم آغاز شد و تا نیمه نخست قرن هفتم قمری ادامه یافت.[۲۹] برخی او را جزو متکلمان مدرسه کلامی ری دانسته‌اند.[۳۰] گفته شده اندیشه‌های کلامی او نزدیک به آرای سید مرتضی است.[۳۱]

برخی از دیدگاه‌های خاص وی عبارتند از:

  • اهتمام به جایگاه بالای عقل: عقل در روش و مباحث کلامی سدیدالدین حمصی جایگاه ویژه‌ای دارد. او استدلال را از راه‌های کسب معرفت شمرده و نهی از آن را جایز نمی‌داند.[۳۲] وی برآن است که ظواهر قرآن مبتنی بر دلایل عقلی هستند و عقل اصل است و غیرآن فرع.[۳۳] به همین جهت او در ناسازگاری مباحث نقلی با مباحث عقلی، مباحث نقلی را تأویل برده است.[۳۴] حمصی با اینکه از متکلمان عقل‌گراست؛ اما در مباحث کلامی، از استدلال‌های فلسفی استفاده نکرده است.[۳۵]
  • عدم حجیت خبر واحد در مباحث اعتقادی: از نظر حمصی، خبر واحد، ظن‌آور است و در مباحث اعتقادی استناد به آن جایز نیست.[۳۶]
  • حجیت اجماع: حمصی اجماع را در صورتی که کاشف از قول معصوم(ع) باشد، در مباحث اعتقادی پذیرفته[۳۷] و در مباحثی همچون وعد و وعید و اثبات حق خداوند بر عقوبت گناهکاران[۳۸] به اجماع استناد کرده است.
  • از نظر حمصی، عصمت امام پیش از زمان امامت، با دلیل عقلی قابل اثبات نیست و تنها از طریق شرع اثبات می‌شود؛ اما وجوب عصمت امام در حال امامت، مسئله‌ای عقلی و قابل اثبات با دلایل عقلی است.[۳۹]
  • وی معتقد بود لزومی ندارد امام پیش از امامت به همه احکام عالِم باشد.[۴۰]
کتاب المنقذ من التقلید.

گفته شده گویا سدیدالدین حمصی نخستین کسی است که در موضوع معاد و اعاده معدوم، بحث از اجزای اصلی بدن را مطرح کرد و معتقد شد که در روز قیامت، اجزای اصلی بدن یک فرد جمع می‌شود. ازاین‌رو، دیگر مسئله اعاده معدوم مطرح نمی‌شود.[۴۱]

آثار

آثار سدیدالدین حمصی،‌بیشتر در زمینه علم کلام است.[۴۲] این آثار را بدین شرح بیان کرده‌اند:

  1. «المنقذ من التقلید و المرشد الی التوحید» (در علم کلام) که به جهت اینکه در عراق نوشته شده به «تعلیق عراقی» نیز معروف است.[۴۳]
  2. بدایة الهدایة،
  3. التبیین والتنقیح فی التحسین والتقبیح(در علم کلام)،
  4. التعلیق الکبیر،
  5. التعلیق الصغیر،
  6. المصادر (فی اصول الفقه)،
  7. رساله فی فناءالنفس بعدالموت ثم رجوعهااما للعذاب اوالثواب،
  8. نقص الموجز للنجیب أبی المکارم‏.[۴۴]

گفته شده از این آثار تنها «المنقذ من التقلید» در دسترس است.[۴۵] این کتاب در شهر حله و به روش سید مرتضی در کتاب جمل العلم و العمل نوشته شده است.[۴۶]

پانویس

  1. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۶۹؛ سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۰۸.
  2. لجنة العلمیة فی مؤسسة الامام الصادق(ع)، معجم طبقات المتکلمین، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۳۳۰.
  3. موسوی خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ش،‌ج۷، ص۱۶۴.
  4. افندی، ریاض العلماء، ۱۴۳۱ق، ج۷، ص۱۲۴.
  5. عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۳۱۷؛ دوانی، «سدیدالدین حمصی»، ص۷۷ و ۷۸؛ جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۶۷.
  6. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۳۱۷.
  7. منتخب الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۴۳۲؛ دوانی، «سدیدالدین حمصی»، ص۷۷ و ۷۸.
  8. نگاه کنید به: منتخب‌الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۴۲۹ و ۴۳۱.
  9. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۳۱۷.
  10. تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۲۳، ص۱۵۲.
  11. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، بخش مقدمه، ص۱۲.
  12. لجنة العلمیة فی مؤسسة الامام الصادق(ع)، معجم طبقات المتکلمین، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۳۳۲.
  13. نگاه کنید به: دوانی، «سدیدالدین حمصی»، ص۷۳-۷۵؛ عطایی نظری، «نگاهی به ادوار و مکاتب کلامی امامیه در قرون میانه»، ص۳۱.
  14. منتخب الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۱۰۷ و ۴۰۰.
  15. کاظمی دزفولی، مقابس الانوار، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۱۱.
  16. افندی، ریاض العلماء، ۱۴۳۱ق، ج۷، ص۱۲۴ و ۱۲۵.
  17. کاظمی دزفولی، مقابس الانوار، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۱۱.
  18. سید ابن طاووس، فرج المهموم، ۱۳۶۸ق، ص۱۴۶.
  19. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، بخش مقدمه، ص۱۰.
  20. دوانی، «سدیدالدین حمصی»، ص۷۷.
  21. لجنة العلمیة فی مؤسسة الامام الصادق(ع)، معجم طبقات المتکلمین، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۳۳۱؛ جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۶۹.
  22. کاظمی دزفولی، مقابس الانوار، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۱۱؛ حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، بخش مقدمه، ص۱۰.
  23. تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۳۴.
  24. منتخب‌الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۱۱۳.
  25. کاظمی دزفولی، مقابس الانوار، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۱۱.
  26. منتخب الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۴۲۹؛ عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۳۱۷؛ کاظمی دزفولی، مقابس الانوار، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۱۱.
  27. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، بخش مقدمه، ص۱۰ و ۱۱؛ لجنة العلمیة فی مؤسسة الامام الصادق(ع)، معجم طبقات المتکلمین، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۳۳۱.
  28. عطایی نظری، «نگاهی به ادوار و مکاتب کلامی امامیه در قرون میانه»، ص۲۹ و ۳۰.
  29. عطایی نظری، «نگاهی به ادوار و مکاتب کلامی امامیه در قرون میانه»، ص۳۱.
  30. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۷۹.
  31. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۷۱.
  32. سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۱۶.
  33. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۷۰.
  34. سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۱۸.
  35. سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۱۱ و ۱۱۲.
  36. سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۲۱.
  37. سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۲۱.
  38. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۵.
  39. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۸۶.
  40. حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۹۴ و۲۹۵.
  41. فرمانیان و صادقی کاشانی، نگاهی به تاریخ تفکر امامیه، ۱۳۹۴ش،‌ ص۱۱۷ و ۱۱۸.
  42. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۷۰.
  43. تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۲۲؛ حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، بخش مقدمه، ص۸و۹.
  44. منتخب الدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۱۰۷ و ۴۰۰؛ حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، بخش مقدمه، ص۱۱و۱۲.
  45. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۷۰؛ سلیمانی بهبهانی و رئیسی، «روش‌شناسی سدیدالدین و این میثم بحرانی در مباحث کلامی»، ص۱۱۹.
  46. جبرئیلی، سیر تطور کلام شیعه، ۱۳۸۹ش، ص۲۷۰.
  1. به نخود در زبان عربی، حِمَّص یا حِمِّص گفته می‌شود.(نگاه کنید به: ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۱۷).
  2. از ویژگی‌های مکتب حله متقدم، گرایش متکلمان آن به مکتب کلامی ابوالحسین بصری معتزلی بود. همچنین گفته شده این مکتب به نوعی بازسازی مکتب کلامی شیخ مفید بوده است.(نگاه کنید به: عطایی نظری، «نگاهی به ادوار و مکاتب کلامی امامیه در قرون میانه»، ص۲۹ و ۳۱).

منابع