مقاله قابل قبول
شناسه ناقص

میرزای قمی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
میرزای قمی
میرزای قمی.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل میرزا ابوالقاسم بن محمدحسن شفتی قمی
لقب میرزای قمی، صاحب قوانین، محقق قمی
تاریخ تولد ۱۱۵۰ق
زادگاه بروجرد
تاریخ وفات ۱۲۳۱ق.
محل دفن قبرستان شیخان قم
شهر وفات قم
اطلاعات علمی
استادان آقا محمدباقر بهبهانیسید حسین خوانساری
شاگردان شیخ اسدالله تستریسید محسن اعرجیسید عبدالله شبرسید مهدی موسوی خوانساریسید جواد عاملی
محل تحصیل اصفهانقمکربلا
اجازه اجتهاد از آقا محمدباقر بهبهانی
تألیفات قوانینجامع الشتات
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی ارتباط و نامه‌نگاری با فتحعلی شاه قاجار و نصیحت او به مدارا با مردم
اجتماعی برپایی نماز جمعه و جماعت

میرزا ابوالقاسم بن محمدحسن شفتی قمی (۱۱۵۰ق-۱۲۳۱ق) معروف به میرزای قمی، از مراجع تقلید شیعه در قرن دوازدهم و سیزدهم قمری. میرزای قمی با برخی پادشاهان قاجار معاصر بود و آنان را به مدارا با مردم و ثبات در مذهب سفارش می‌کرد. برپایی نماز جمعه و جماعت از دیگر فعالیت‌های او به شمار می‌رفت.

مهم‌ترین اثر او کتاب قوانین است که به همین جهت او را «صاحب قوانین» لقب داده‌اند. حجیت ظن مطلق، اجتماع امر و نهی در شیء واحد شخصی، جواز قضاوت برای شخص مقلّد طبق فتوای مجتهد از آراء خاص فقهی ایشان بود.

زندگی‌نامه

میرزای قمی در سال ۱۱۵۰ق در روستای دره باغ (در منطقه جاپلق، دهستانی در ۱۲ کیلومتری بروجرد)[۱] متولد شد. چون از منطقه گیلان است، او را گیلانی و جیلانی[۲]و چون متولد شفت است، شفتی‌اش خوانده‌اند.[۳]

میرزای قمی در سال ۱۲۳۱ق در شهر قم وفات یافت و در قبرستان شیخان قم مدفون شد. سال تولد او را ۱۱۵۱ و ۱۱۵۳ و درگذشتش را ۱۲۳۳ نیز گفته‌اند.[۴]

پدر وی عالمی فاضل، جامع کمالات و زاهدی عابد بود. وی را ملا حسن[۵] و آخوند ملا حسن می‌خواندند.[۶]۹ او از مردم شفت (از توابع فومن) بود که در جوانی به حوزه علمیه اصفهان و سپس به جاپلق رفته بود.[۷]کتاب کأس السائلین نوشته اوست.[۸]

دامادان

  • میرزا ابو طالب قمی؛ فقیه متکلم، محدث و دانشمند علم اصول است.[۹]
  • ملا أسد اللّه بروجردی (متوفای ۱۲۷۰ق)؛ او سه فرزند از دختر میرزا دارد که آنان را محمدون ثلاث می‌گویند؛ میرزا فخر الدین محمد و جمال الدین محمد و نور الدین محمد. هر سه فرزند از پدر اجازه روایت و اجتهاد گرفته‌اند.[۱۰]
  • مولی محمد خوانساری؛[۱۱]
  • ملا علی بروجردی؛[۱۲]
  • میرزا علی رضا طاهری قمی؛[۱۳]
  • شیخ علی بحرینی؛
  • ملا محمد نراقی (متوفای ۱۲۹۷ق)؛ مولف مشارق الاحکام. وی فرزند ملا احمد نراقی مولف معراج السعاده است. از میرزای قمی اجازه اجتهاد دارد.[۱۴]

وفات

میرزای قمی در سال ۱۲۳۱ق درگذشت. پیکرش در قبرستان شیخان در کنار زکریا بن آدم دفن شد. شیخ عباس قمی می‌گوید در عالم رویا میرزا را دیدم٬ گفت: شفاعت اهل قم با من است.[۱۵]

تحصیلات

میرزای قمی، علوم ادبی فارسی و عربی را نزد پدرش در روستای دره باغ آموخت آنگاه به خوانسار رفت و از شاگردان سید حسین خوانساری شد و چند سالی فقه و اصول فقه آموخت و با خواهر خوانساری (استادش) ازدواج کرد. پس از این در هجده سالگی[۱۶] به عراق رفت و در کربلا از شاگردان آقا محمدباقر بهبهانی شد.[۱۷]

اساتید و مشایخ

  • حسین بن أبی القاسم حسینی خوانساری؛ استاد قمی در خوانسار بود و به وی اجازه نقل روایت داد.[۱۸]
  • علامه محمد باقر وحید بهبهانی؛ قمی مدت زیادی نزد او تلمذ کرد واجازه اجتهاد دریافت کرد. قمی به وی ارادت ویژه‌ای دارد.[۱۹]
  • شیخ محمد مهدی فتونی عاملی؛ میرزای قمی از او نیز اجازه نقل روایت دارد.[۲۰]
  • محمد باقر هزارجریبی؛ میرزای قمی از او نیز اجازه نقل روایت دارد.[۲۱]
  • شیخ یوسف بن احمد آل عصفور بحرانی؛ میرزا از شاگردان مبرز مکتب درسی او در کربلا بود و از او اجازه نقل روایت گرفت.[۲۲]

از غربت تا مرجعیت عام

میرزای قمی پس از تکمیل اندوخته‌های علمی٬ به ایران و زادگاهش دره باغ برگشت. در اثر تنگدستی به روستای قلعه بابو (از روستاهای جاپلق) می‌رود. سپس به اصفهان، مدرسه کاسه‌گران رفت و از آنجا نیز به شیراز رفت که مصادف بود با ایام پادشاهی کریم خان زند؛ و ۲ یا ۳ سال در آنجا ماند. سپس به اصفهان بازگشت و به روستای بابو رفت. در این مدت برخی از طلبه‌ها در فقه و اصول از وی استفاده کردند. گذران زندگی‌اش به سختی بود و حسادت حسودان نیز شرایط را سخت‌تر کرده بود. او در انتهای رساله منجزات المریض می‌نویسد: این رساله را مولفش در حالی نوشت که خاطرش بسیار آشفته بود و نوائب و آلامش بسیار بود.[۲۳]

در مسافرت بود که گذرش به قم افتاد. مردمی از او خواستند در قم بماند و برایشان دین بیاموزد. میرزای قمی رحل اقامت افکند و به تدریس و تألیف کتاب‌ پرداخت. اقامه جمعه و جماعت کرد و محل مراجعه مردم شد چندان که شهرتش در ایران فراگیر و مرجع تقلید شد.[۲۴]

جایگاه علمی

فاضل قمی و محقق قمی[۲۵] القاب مشهور میرزای قمی است که حاکی از جایگاه بلند علمی او در بین علماء بود. گفته می‌شود او پس از علامه وحید بهبهانی مدرسه خاص اصولی تاسیس کرد.[۲۶]

توان علمی او چنان بود که در کربلا با فقیهی بزرگی مانند سید علی طباطبائی صاحب ریاض المسائل و حکیمی چون ملا علی نوری مباحثه و مکاتبه علمی می‌کرد.[۲۷]

میرزای قمی گرچه در علم رجال، کلام و حکمت، تاریخ و حدیث متبحر بود اما استادی تمام در فقه شناخته می‌شد. کتاب قوانین الاصول او در بین علما مقبولیتی عام داشت مورد تدریس٬ تحقیق و نیز شرح و حاشیه نویسی قرار گرفت.[۲۸]

تنکابنی او را پرچم تحقیق، علامه فهامه، مقنن قوانین و سالک راه‌های صدق و یقین، یگانه علمای عامل و اسوه فقهای راسخ، رئیس دنیا و دین، زاهدترین مردم دنیا و اعلم فقهای زمان معرفی کرده است.[۲۹]محمد حسین قمی نیز حجت خدا بر تمام خلائق٬ شیخ اعظم٬ مولای معظم ما و عالم عاملش خوانده است.[۳۰] شیخ عباس قمی مولف مفاتیح الجنان می‌گوید میرزای قمی یکی از ارکان دین٬ رئیس العلماء، مولای فضلای اسلام، شیخ فقهای متبحر است.[۳۱]سید محس امین وی را علامه و رئیس مبرز مذهب دانسته است.[۳۲]

حجیت ظن مطلق، اجتماع امر و نهی در شیء واحد شخصی، جواز قضاوت برای شخص مقلد طبق فتوای مجتهد از آرای خاص او در فقه و اصول بود.[۳۳]

مقبره میرزای قمی در قبرستان شیخان قم

آثار

گفته‌اند که بیش از هزار رساله در علوم مختلف نوشته بوده که در غایت دقت و متانت است.[۳۴] برخی از آثار وی عبارتند از:[۳۵]

  • القوانین المحکمة فی الاصول (مشهور به «قوانین»)؛ موضوع این کتاب اصول فقه است و سال‌ها از کتاب‌های درسی حوزه‌های علمیه بوده است. برخی از شروح و حاشیه‌هایی که بر این کتاب نوشته‌اند از این قرار است:
  • حاشیه شیخ اعظم شیعه، مرتضی انصاری (متوفای ۱۲۸۱ق) بر مبحث استصحاب قوانین.
  • حدیقة البساطین فی شرح القوانین؛ تالیف میرزا محمد علی بن شیخ احمد انصاری قراچه‌داغی.
  • حقائق القوانین؛ تالیف حاج میرزا محمود بن علی اصغر طباطبائی تبریزی فاطمی (متوفای ۱۳۱۰ق).
  • تعلیقه سید محمد اصفهانی شهیر به شهشانی (متوفای۱۲۷۸ق)
  • تعلیقة سید علی قزوینی (متوفای ۱۳۰۰ق)
  • تعلیقة ملا لطف الله مازندرانی (متوفای ۱۳۱۱ق)
  • تعلیقه سید محس امین جبل عاملی.
  • حاشیة یا شرح علی شرح المختصر؛
  • شرح تهذیب الوصل علامه بهبهانی؛
  • مناهج الاحکام فی الطهارة و الصلاة؛
  • جامع الشتات؛ (فارسی)
  • معین الخواص؛
  • مرشد العوام؛
  • رسالة فی الاصول الخمسة الاعتقادیة؛
  • رسالة فی قاعدة التسامح فی ادلة السنن؛
  • رسالة فی جواز القضاء والتحلیف بتقلید المجتهد؛
  • القوانین المحکمة فی الأصول؛
  • رسایل المیرزا القمی؛
  • غنایم الایام فی مسائل الحلال و الحرام؛
  • حاشیه بر قوانین الأصول؛
  • رساله فارسی در اصول دین؛
  • سوال و جواب در مسائل فقهی؛ در سه مجلد.
  • دیوان شعر به عربی و فارسی؛ بالغ بر پنج هزار بیت.
  • رسالة فی عموم حرمة الربا لسائر عقود المفاوضات؛
  • أرجوزة فی المعانی و البیان؛
  • تراجم مشایخ الإجازة من الرواة؛
  • رسالة فی الشروط الفاسدة فی البیع؛
  • منظومه‌ای در المعانی و البیان؛
  • رسالة فی الرد علی الصوفیة و الغلاة؛
  • رسالة فی الوقف؛
  • رسالة فی الطلاق؛
  • رسالة فی القضاء و الشهادات؛
  • رسالة فی الفرائض و المواریث؛
  • التسامح فی أدلة السنن؛
  • حیل الربا؛
  • حاشیة علی زبدة الأصول شیخ بهائی؛[۳۶]
  • رسالة فی الرد علی "هنری مارتن" کشیش مسیحی ؛[۳۷]

شاگردان

برخی از شاگردان وی از این قرارند:[۳۸]

در عرصه اجتماع

میرزای قمی با برخی از پادشاهان قاجار از جمله، آقامحمدخان و فتحعلی شاه معاصر بود و با فتحعلی شاه نامه‌نگاری‌هایی داشته است.[۴۷] در یکی از این نامه‌ها، پادشاه را به مدارای با مردم، و در دیگری وی را به ثبات بر مذهب حق و میل نکردن به تصوف سفارش کرده است.[۴۸] شاه چنان به او علاقه داشت که حتی در قم همراه او به استحمام می‌رفت. شاه اصرار داشت پسر میرزا را داماد خود کند٬ اما میرزا از خدا خواست پسرش را از این مهلکه نجات دهد. پسر در جوانی دار فانی را وداع گفت.[۴۹] وی در قم نماز جمعه و جماعت برپا می‌داشت.[۵۰] در این زمان بود که گنبد حرم حضرت معصومه(س) طلاکاری شد و مدرسه فیضیه نوسازی گردید.[۵۱]

پانویس

  1. میرزا قمی، جامع الشتات(مقدمه مصحح)، ۱۳۷۱ش، ص۸.
  2. برقعی، راهنمای دانشوران در ضبط نامها، نسبها و نسبتها، ۱۳۸۴ش٬ ج۱، ص۱۷۳
  3. آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش٬ ج۱، ص۳۶۴
  4. میرزا قمی، جامع الشتات(مقدمه مصحح)، ۱۳۷۱ش، ص۹؛ الامین، اعیان الشیعة، ج۲، ص۴۱۲.
  5. آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش٬ ج۱، ص۳۳۳
  6. آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق٬ ج۹، ص۱۶
  7. میرزا قمی، جامع الشتات(مقدمه مصحح)، ۱۳۷۱ش، ص۸.
  8. آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش٬ ج۱، ص۳۳۴
  9. شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ۱۳۵۲ش٬ ج۱، ص۱۳۰
  10. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۲۸۶.
  11. تهرانی٬ طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق٬ ج۱۲، ص۳۳۱
  12. تهرانی٬ الذریعة، ۱۴۰۳ق٬ ج۴، ص۵۸
  13. تهرانی، نقباءالبشر، ۱۴۰۴ق٬ ج۱، ص۳۳۷.
  14. گلشن ابرار، جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۴ش٬ ج۵، ص۱۹۲
  15. حسینی، مردان علم در میدان عمل، ۱۳۷۷ش٬ ج ۳، ص۳۶.
  16. قمی، غنائم الأیام، ج۱، ص۳۹
  17. میرزا قمی، جامع الشتات(مقدمه مصحح)، ۱۳۷۱ش، ص۹.
  18. ناصر الشریعه٬ تاریخ قم، ۱۳۸۴ش٬ ص۲۹۳
  19. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۲.
  20. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۲.
  21. آشتیانی، بحر الفوائد فی شرح الفرائد، ۱۳۸۸ش٬ ج۸، ص۶۵۷
  22. بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، المقدمة، ۱۴۰۵ق، ص۱۲.
  23. قمی، رسائل المیرزا القمی، ۱۴۲۷ق٬ ج۱، ص۸ -۱۰
  24. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۲.
  25. برقعی، راهنمای دانشوران در ضبط نامها، نسبها و نسبتها، ۱۳۸۴ش٬ ج۲، ص۲۳۶
  26. قانصوه، المقدمات و التنبیهات، ۱۴۱۸ق٬ ج۱، ص۲۵
  27. قمی٬ غنائم الأیام، ج۱، ص۴۰
  28. خوانساری، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، ۱۳۹۰ق٬ ج۴، ص۴۰۲
  29. تنکابنی٬ قصص العلماء، ۱۳۸۳ش٬ ص۲۲۴
  30. قمی، توضیح القوانین، ۱۳۰۳ق٬ ص۲
  31. قمی، الکنی و الألقاب، ۱۳۶۸ش٬ ج۱، ص۱۴۳
  32. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۱.
  33. الامین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۱.
  34. آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش٬ ج۱، ص۳۶۴
  35. الحسینی السیدی، مقدمه «مناهج الاحکام»، ۱۴۲۰ق، ص۶.
  36. آشتیانی، بحر الفوائد فی شرح الفرائد، ۱۳۸۸ش٬ ج۸، ص۶۵۸ (موارد اخیر)
  37. سبحانی٬ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۱۳، ص۵۲
  38. الحسینی السیدی، مقدمه «مناهج الاحکام»، ۱۴۲۰ق، ص۶.
  39. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۳۸.
  40. صدر٬ تکملة أمل الآمل،۱۴۲۹ق٬ ج۴، ص۳۰۵
  41. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۰۷.
  42. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۲.
  43. صدر٬ تکملة أمل الآمل،۱۴۲۹ق٬ ج۱، ص۸۲
  44. عقیقی، طبقات مفسران شیعه، ۱۳۸۷ش٬ ص۷۲۲
  45. صدر٬ تکملة أمل الآمل،۱۴۲۹ق٬ ج۵، ص۲۳۹
  46. امین٬ مستدرکات أعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق٬ ج۲، ص۲۹۹
  47. الحسینی السیدی، مقدمه مناهج الاحکام، ۱۴۲۰ق، ص۶.
  48. الحسینی السیدی، مقدمه مناهج الاحکام، ۱۴۲۰ق، ص۷.
  49. قمی، رسائل المیرزا القمی، ۱۴۲۷ق٬ ج۱، ص۱۱-۱۰
  50. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۲.
  51. ناصر الشریعه٬ تاریخ قم، ۱۳۸۴ش٬ ص۸۳

منابع

  • امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، حققه واخرجه واستدرک علیه حسن الامین، بیروت٬ دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق-۱۹۸۶م.
  • قمی، ابو القاسم بن محمد حسن، جامع الشتات (فارسی)، تصحیح: مرتضی رضوی، تهران٬ کیهان، ۱۳۷۱ش.
  • قمی، ابو القاسم بن محمد حسن، مناهج الاحکام، قم٬ مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۲۰ق.
  • آزاد کشمیری، محمدعلی بن محمدصادق، نجوم السماء فی تراجم العلماء (شرح حال علمای شیعه قرنهای یازدهم و دوازدهم و سیزدهم هجری قمری)، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چ۲، ۱۳۸۷ ش.
  • برقعی، علی‌اکبر، راهنمای دانشوران در ضبط نامها، نسبها و نسبتها، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ۱، ۱۳۸۴ش.
  • ناصر الشریعه، محمد حسن، تاریخ قم، تصحیح علی دوانی، تهران، رهنمون، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، خوانساری، محمدباقر بن زین‌العابدین، قم، دهاقانی (اسماعیلیان)، چ۱، ۱۳۹۰ق.
  • جمعی از نویسندگان، گلشن ابرار، قم٬ نور السجاد٬ ۱۳۸۴ش.
  • حسینی، نعمت الله٬ مردان علم در میدان عمل، قم، مولف، ۱۳۷۷ش.
  • قانصوه، محمود، المقدمات و التنبیهات فی شرح أصول الفقه بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • قمّی، ابو القاسم بن محمد حسن، رسائل المیرزا القمی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی- شعبه خراسان، چ اول، ۱۴۲۷ق.
  • آشتیانی، محمدحسن بن جعفر، بحر الفوائد فی شرح الفرائد، قم، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه، چ اول، ۱۴۰۵ق.
  • صدر، حسن، تکملة أمل الآمل، بیروت،‌دار المؤرخ العربی، چ۱، ۱۴۲۹ق.
  • امین، حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۰۸ق.
  • عقیقی بخشایشی، عبد الرحیم، طبقات مفسران شیعه، قم، دفتر نشر نوید اسلام، چ۴، ۱۳۸۷ش.
  • قمی، محمد حسین بن محمد، توضیح القوانین تهران، چاپ اول، ۱۳۰۳ق.
  • قمی، عباس، الکنی و الألقاب، تهران، مکتبة الصدر، چ۵، ۱۳۶۸ش.
  • تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلماء، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چ اول، ۱۳۸۳ش.
  • شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ۱۳۵۲ش.
  • آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات أعلام الشیعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چ۱، ۱۴۳۰ق.
  • آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، بیروت، دار الأضواء، چ۳، ۱۴۰۳ق.

مطالعه بیشتر