ابوالفضل تهرانی

از ویکی شیعه
میرزا ابوالفضل تهرانی
زادروز ۱۲۷۳ق
زادگاه - نور
درگذشت ۸ صفر ۱۳۱۶ ق
آرامگاه حرم حضرت عبدالعظیم
محل زندگی نور، تهران، سامرا و نجف
تحصیلات اجتهاد
آثار شفاء الصُدور فی شرح زیارة العاشور، حاشیة الاسفار، مُنیة البصیر فی بیان کیفیة الغدیر و کتاب‌های دیگر
خویشاوندان محمد ثقفی تهرانی

ابوالفضل تهرانی (۱۲۷۳ــ۱۳۱۷ق)، عالم و مؤلف شیعی قرن چهاردهم. او به میرزا ابوالفضل مجتهد کلانتر و ابوالفضل نوری نیز شناخته می‌شود. تهرانی تحصیلات خود را در شهرهای تهران، نجف و سامرا تکمیل کرد و از سید محمد صادق طباطبایی و سید محمدحسن حسینی شیرازی بهره برد. او سپس در تهران اقامت گزید و به فعالیت‌های علمی و تبلیغی اشتغال ورزید. شفاء الصُدور فی شرح زیارة العاشور،حاشیة الاسفار و مُنیة البصیر فی بیان کیفیة الغدیر، از آثار اوست. با تلاش او نخستین فعالیت‌های آموزشی در مدرسه سپهسالار آغاز شد.

زندگی

ابوالفضل تهرانی در سال ۱۲۷۳ق در تهران به دنیا آمد. از آنجا که اصل وی از شهر نور بود، ابوالفضل نوری نیز خوانده شده است.[۱] برخی منابع[۲] نام او را احمد ذکر کرده و ابوالفضل را که بدان مشهور است، کنیه‌اش دانسته‌اند؛ اما با توجه به اینکه فرزندش، میرزا محمد ثقفی، [۳] از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرده و از او نقل شده که پدرش پیش از تولد او نامش را ابوالفضل تعیین کرده بوده است، نمی‌توان آن را درست دانست.[۴]

پدر ابوالفضل، میرزاابوالقاسم تهرانی، از جهت انتساب به دایی خود، محمودخان کلانتر، به کلانتری شهرت یافت و فرزندش ، ابوالفضل، به این نام نیز خوانده شده است.[۵]

او در هشتم صفر ۱۳۱۶ قمری بر اثر بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم حضرت عبدالعظیم در کنار پدرش در مقبره ابوالفتوح رازی به خاک سپرده شد.[۶] برخی[۷] درگذشت او را ۱۳۱۷ و مدفن او را قبرستان وادی السلام نجف ذکر کرده‌اند که درست نیست.[۸]

تحصیلات

تهران

میرزاابوالفضل در کودکی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد. او نخست علوم و فنون مقدماتی را نزد پدر خود آموخت، تا جایی که پیش از بلوغ، آن‌ها را کاملاً فراگرفته بود،[۹] آنگاه تحصیل فقه و اصول را در دوره سطح آغاز کرد و پس از آن دوره خارج را نزد سیدمحمد صادق طباطبایی و میرزا عبدالرحیم نهاوندی گذراند و به درجه اجتهاد رسید، فلسفه و عرفان را نیز از آقامحمدرضا قمشه‌ای و میرزاابوالحسن جلوه فراگرفت.[۱۰]

نجف

میرزاابوالفضل در ۱۳۰۰ رهسپار نجف شد و چندین ماه در آنجا ماند و در درس میرزا حبیب اللّه رشتی شرکت کرد.

سامرا

وی پس از مدتی به دعوت میرزای شیرازی، به سامرا رفت و چند سال از درس فقه و اصول وی بهره برد و از نزدیکان او به شمار آمد. همچنین در آنجا رجال و دیگر علوم حدیثی را از میرزا حسین نوری آموخت و از محمدحسین کاظمینی (کاظمی) اجازه روایت گرفت. [۱۱]

بازگشت به تهران

او در ۱۳۰۶ق برای انجام مراسم حج به مکه رفت و در بازگشت مدتی در نجف اقامت کرد تا اینکه به دعوت گروهی از مردم به تهران بازگشت [۱۲] منابع سال بازگشت وی را مختلف ذکر کرده‌اند،[۱۳] ولی فرزندش، میرزامحمد ثقفی، بازگشت او را در ۱۳۱۰ گفته است.[۱۴] میرزاابوالفضل پس از بازگشت به تهران، به تدریس فقه و اصول و رجال و کلام پرداخت و نماز جماعت و مجلس وعظ و خطابه برپا داشت. او در ۱۳۱۲ مدرسه سپهسالار از بناهای میرزا حسین خان سپهسالار را افتتاح کرد، طلاب را در آن جای داد و در آن حلقه درس دایر کرد.[۱۵]

ویژگی‌های شخصی

گفته شده ابوالفضل، ابیات بسیاری را در حافظه داشته است. سیدحیدر حِلّی، از شاعران عراق، هنگام رفتن به سامرا از هماوردی با ابوالفضل ناتوان شد و در مدح او قصیده‌ای سرود. حَبُّوبی از دیگر شاعران نیز وی را ستوده است. آقابزرگ طهرانی نوشته او نثری شیوا داشت.[۱۶]

تالیفات

  • دیوان اشعار مشتمل بر قصاید و غزلیات عربی و فارسی در موضوعات مختلف از جمله مدح معصومین(ع). اشعار عربی این اثر به اهتمام سید جلال‌الدین حسینی ارموی و با مقدمه طولانی وی در ۱۳۶۹ (یا ۱۳۷۰) در تهران به چاپ رسیده است.[۱۷]
  • شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور که استاد وی ، میرزای شیرازی ، نیز بر آن تقریظ نوشته است. تألیف آن در ۱۳۰۹ به پایان رسید و اولین بار در ۱۳۱۰ در بمبئی چاپ شد. سپس در ۱۴۰۷، با تحقیق سید محمد علی موحد ابطحی در دو جلد در قم و در ۱۳۷۶ ش با تصحیح و تعلیق سیدابراهیم شبیری زنجانی در یک جلد در تهران به چاپ رسید.[۱۸]
  • الاءصابة فی مَن أجمعت علیه العصابة، شرح منظوم ارجوزه هفده بیتی سیدمهدی بحرالعلوم در علم رجال در باره اصحاب اجماع به عربی است. این شرح مشتمل بر ۳۶۸ بیت است و در ۱۳۰۴ در سامرا به پایان رسید. نسخه خطی آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[۱۹]
  • تمیمة المحدّث (یا تمیمة الحدیث) منظومه ای به عربی در علم درایه
  • صَدْحُ الحَمامه فی احوال الوالد العلاّ مه در شرح زندگانی پدرش و نیز قسمت‌هایی از زندگانی خود او به عربی ؛
  • قلائد الدرر فی نظم اللؤلؤ المنتثر که در آن کتاب الشافیه ابن حاجب را در علم صرف به نظم درآورده و برخی مطالب آن را رد کرده و مطالبی نیز به آن افزوده است. تألیف این اثر که بالغ بر شش هزار بیت است، پیش از چهارده سالگی وی آغاز شده است.[۲۰]
  • تنقیح المقالة فی تحقیق الدلالة، رساله‌ای به عربی در بحث دلالات منطق و اصول فقه است و با اینکه حجم زیادی دارد، به اتمام نرسیده است؛[۲۱]
  • حاشیة الاسفار که تعلیقات او بر الاسفار الاربعه ملاصدرا و به عربی است.
  • الرسالة العشقیه در بیان مسئله ای عرفانی و به عربی است.
  • مُنیة البصیر فی بیان کیفیة الغدیر به عربی؛
  • حاشیه فرائد الاصول؛
  • حاشیه المکاسب[۲۲]

فرزند

نوشتار اصلی: محمد ثقفی تهرانی

میرزا محمد ثقفی (۱۲۷۳-۱۳۶۴ش) سطوح عالی فقه و اصول را نزد آقامیرزا کوچک ساوجی و شیخ آقابزرگ ساوجی آموخت. در قم، در خارج فقه و اصول نزد عبدالکریم حائری یزدی شرکت کرد و از او تصدیق اجتهاد گرفت.[۲۳] ثقفی سپس به تهران بازگشت و در مسجد پامنار به تبلیغ و اقامه جماعت و تألیف و تدریس پرداخت. روان جاوید در تفسیر قرآن که در پنج جلد به چاپ رسیده است و غرر العوائد، شرح و حاشیه بر دررالفوائد شیخ عبدالکریم حائری یزدی از جمله آثار اوست.[۲۴] ثقفی در مرداد ۱۳۶۴ درگذشت.[۲۵] وی پدر خدیجه ثقفی همسر امام خمینی است.

پانویس

  1. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۶، ص ۸۸؛ آقابزرگ طهرانی، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، ستون ۳۳.
  2. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۹، قسم ۱، ص ۴۷؛امین ، ج۲، ص ۴۷۵
  3. ابوالقاسم سحاب، تاریخ مدرسه عالی سپهسالار، ( تهران)، (بی تا.)، ص ۱۱۴ مقاله
  4. رجوع کنید به تهرانی، مقدمه محدّث اُرمَوی ، ص له ـ لو.
  5. آقابزرگ طهرانی، الذریعه،ج۹،قسم۱، ص۴۷۱۳۳۷ ش؛امین، ج ۲، ص ۴۷۵.
  6. مدرس تبریزی ، ج ۵، ص ۷۳؛حبیب آبادی ، ج ۶، ص ۲۰۴۴؛شریف رازی، اختران فروزان، ص۲۲۲ـ ۲۲۳
  7. قمی ، ج ۱، ص ۱۳۹؛امین ، ج ۲، ص ۴۷۵
  8. تهرانی، مقدمه محدّث ارموی ، ص کو.
  9. تهرانی، مقدمه محدّث ارموی، ص کح ، لج ـ لد
  10. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، قسم ۱، ص ۵۴؛ تهرانی، مقدمه محدّث ارموی ، ص کو، لد.
  11. امین، ج ۲، ص ۴۷۵حبیب آبادی ، ج ۶، ص ۲۰۴۳.
  12. آقابزرگ طهرانی ، ۱۴۰۳، ج ۶، ص ۸۸ ؛امین ، ج ۲، ص ۴۷۵؛تهرانی ، مقدمه محدّث ارموی ، ص له.
  13. رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال؛ حبیب آبادی، ج ۶، ص ۲۰۴۳
  14. تهرانی، مقدمه محدّث ارموی، ص کو؛ نیز رجوع کنید به تهرانی، مقدمه محدّث ارموی، ص له.
  15. امین، ج ۲، ص ۴۷۵؛حبیب آبادی ، ج ۶، ص ۲۰۴۳؛ تهرانی، مقدمه محدّث ارموی، ص له ؛موسوعه، ج ۲، ص ۲۵۴.
  16. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، قسم ۱، ص ۵۳ ـ۵۴؛موسوعه، ج ۲، ص ۲۵۳.
  17. حبیب آبادی ، ج ۶، ص ۲۰۴۴؛موسوعه ، ج ۲، ص ۲۵۵۲۵۶؛نیزرجوع کنید به تهرانی ، مقدمه محدّث ارموی ، ص قح
  18. امین ، ج ۲، ص ۴۷۵؛؛موسوعه ، ج ۲، ص ۲۵۶
  19. شریف رازی ، اختران فروزان ، ص ۲۲۳؛موسوعه ، ج ۲، ص ۲۵۴
  20. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، قسم ۱، ص ۵۴؛ تهرانی، مقدمه محدّث ارموی، ص لد؛موسوعه ، ج ۲، ص ۲۵۵ـ ۲۵۶
  21. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲۶، ص ۲۳۹؛موسوعه ، ج ۲، ص ۲۵۵
  22. تهرانی ، مقدمه محدّث ارموی، ص لد؛ موسوعه، ج ۲، ص ۲۵۵ـ ۲۵۷. برای آگاهی از سایر آثار وی رجوع کنید به موسوعه، ج ۲، ص ۲۵۴۲۵۷.
  23. شریف رازی ، گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۴۱۲۴۱۳.
  24. شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۴۱۲۴۱۳؛شریف رازی، اختران فروزان، ص ۲۲۳ـ ۲۲۴
  25. «به یاد عالم بارع آیت اللّه حاج میرزامحمد ثقفی تهرانی»، ص ۳۴.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، جزء ۱: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، ۱۴۰۴ق.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، چاپ احمد منزوی، تهران، ۱۳۳۷ش.
  • امین.
  • به یاد عالم بارع آیت اللّه حاج میرزامحمد ثقفی تهرانی، کیهان فرهنگی، سال ۲، ش ۵، مرداد ۱۳۶۴ش.
  • ابوالفضل بن ابوالقاسم تهرانی، دیوان، چاپ جلال الدین محدّث ارموی، تهران، ۱۳۶۹ش.
  • محمدعلی حبیب آبادی، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۶، اصفهان ۱۳۶۴ش.
  • محمد شریف رازی، اختران فروزان ری و طهران، یا تذکره المقابر فی احوال المفاخر، قم: مکتبه الزهراء، بی‌تا.
  • محمد شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ج۴، تهران، ۱۳۵۳ش.
  • عباس قمی، کتاب الکنی و الالقاب، صیدا، ۱۳۵۷-۱۳۵۸، چاپ افست قم، بی‌تا.
  • مدرس تبریزی.
  • موسوعه مؤلفی الامامیه، قم: مجمع الفکر الاسلامی، ۱۳۷۸ش.

پیوند به بیرون