ابن ادریس حلی

مقاله متوسط
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده
نیازمند خلاصه‌سازی
از ویکی شیعه
Ibn Idris.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل محمد بن منصور بن احمد بن ادریس
لقب ابن ادریس
تاریخ تولد ۵۴۳ق
تاریخ وفات حدود ۵۹۸ق
محل دفن محله «جامعین»
شهر وفات حله
خویشاوندان
سرشناس
از نوادگان شیخ طوسی
اطلاعات علمی
استادان عبداللّه بن جعفر دوریستی، ابن زهره حلبی، ابن شهر آشوب و...
شاگردان فخار بن مَعْد موسوی، محمد بن جعفربن نما، جعفر بن نما ابوالحسن علی بن یحیی خیاط، سید محیی الدین حسینی حلبی و...
تألیفات سرائر، خلاصة الاستدلال فی المُواسَعَة و المُضایقَة، المختصر فی المضایقة، رسالة فی معنی الناصب

محمد بن منصور بن احمد بن ادریس حلی عجلی معروف به ابن ادریس، فقیه تأثیرگذار امامی در اواخر قرن ششم قمری. گفته شده که نسبش از طرف مادر، به سه واسطه به شیخ طوسی می‌رسد.

او در فقه، اصول، تفسیر و لغت تبحر داشته و صاحب نظر بوده است. ابن ادریس به دلیل استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط احکام و به سبب فتواهای شاذ (کمیاب در میان علما) مشهور است. وی فقه را وارد مرحله جدیدی نمود و راه را برای نقد دیدگاه‌های شیخ طوسی باز کرد و به همین دلیل برخی از علما به او خرده گرفته‌اند. استادان معروف وی ابوالمکارم بن زهره و ابن شهرآشوب هستند و افرادی مانند ابن نما و حسن بن یحیی (پدر محقق حلی) از شاگردان او محسوب می‌شوند. اثر مشهور و تاثیرگذار ابن ادریس، کتاب سرائر است.

ولادت و نسب

نام او محمد، کنیه مشهورش ابوعبداللّه و لقبش فخرالدین و شمس‌الدین است.[۱] ابن ادریس را عِجلی و رَبَعی (منسوب به بنی‌عجل، قبیله‌ای از بکر بن وائل از شاخه ربیعه)[۲] نیز خوانده‌اند.[۳]

ابن ادریس زمان بلوغ خود را ۵۵۸ق ذکر کرده است،[۴] بنابراین برخی حدس زده‌اند که وی در ۵۴۳ق به دنیا آمده است.[۵]

ابن‌ادریس در پایان نسخه کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی، نَسَب خود را به‌طور کامل ذکر کرده و نام پدرش را منصور بن احمد بن ادریس آورده است. از این‌رو نام او (ابن‌ادریس) از جد اعلایش ادریس گرفته شده است.[۶] درباره نسب مادری ابن ادریس نیز اختلاف وجود دارد. برخی منابع ابن ادریس را نوه دختری شیخ طوسی دانسته و گفته‌اند او از طریق دایی خود، ابوعلی طوسی، از شیخ روایت کرده است.[۷] اما محققان با توجه به فاصله زمانی زیاد میان سال وفات شیخ طوسی (۴۶۰) و سال تولد ابن ادریس و ادله دیگر، این نظر را نپذیرفته‌اند.[۸]

برخی منابع، ابن ادریس را نواده دختری شیخ مسعود ورّام دانسته‌اند، مادر ابن ادریس فاضله صالحه بوده[۹] و مادر بزرگش، از پدر خود، شیخ مسعود ورام بن ابی فراس بن حمدان اجازه روایت داشت.[۱۰] [یادداشت ۱] سید محسن امین او را زوجه شیخ طوسی دانسته است.[۱۱] البته حسن صدر تصریح کرده است که مسعود ورام غیر از ورام بن ابی فراس معروف متوفای ۶۰۵ق است. [۱۲]

استادان و شاگردان

مهم‌ترین استادان و مشایخ روایی ابن ادریس عبارت‌اند از:

برخی شاگردان ابن ادریس و راویان حدیث از او عبارت‌اند از:

تاثیرات در فقه

تا پیش از ابن ادریس تمامی فقیهان به مدت یک قرن دنباله رو شیخ طوسی بوده و جرات مخالفت با شیوه استنباط و فتاوای وی را نداشتند اما ابن ادریس این سد را شکسته و فقه را وارد مرحله جدیدی نمود. به نظر محققان، بیشتر فقیهان پس از شیخ طوسی، به‌سبب اعتماد و حسن اعتقاد به شیخ، در آرای فقهی و غیرفقهی، از او پیروی می‌کردند؛ ازاین‌رو استنباط و اجتهاد در فقه شیعه رو به افول نهاد.[نیازمند منبع]

شماری معدود از فقها مانند ابن ادریس که به ضرورت استقلال فکری فقیه سخت پایبند بود، به تقلید از آرا و افکار گذشتگان خرده گرفتند و باب نقد آرای شیخ طوسی را گشودند. این شیوه بر فقهای ادوار بعد تأثیر گذاشت و به حرکت اجتهادی در فقه شیعه جانی دوباره بخشید.[۲۴]

آرای فقهی ابن ادریس در منابع فقهی بعدی همواره مورد توجه قرار گرفته است[۲۵] و گاهی آرای او همراه با نظر گروهی از فقهای حلّه (اصطلاحا: حِلّیون) ذکر شده است.[۲۶]

دیدگاه علما

فقها و شرح‌حال‌نگاران، از اهل سنت و شیعه، ابن ادریس را به بزرگی مقام و فهم و علم بالایش ستوده و از وی با اوصافی چون بی‌نظیر در علم فقه، یگانهٔ عصر خویش، محقق و رئیس مذهب یاد کرده‌اند.[۲۷] وی با برخی از عالمان اهل سنت درباره مسائل فقهی مکاتباتی داشت.[۲۸]

برخی از دانشمندان علم رجال با استناد به عبارتی در السرائر (نام کتاب فقهی ابن ادریس)، بر آنند که ابن ادریس به شیخ طوسی بی‌احترامی کرده است. آن‌ها حتی دلیل عمر کوتاه حلّی را همین امر دانسته‌اند.[۲۹]

اما تعبیر اهانت‌آمیزی در سرائر وجود ندارد و این نظر مردود شمرده شده است.[۳۰] ابن ادریس بارها از شیخ طوسی با احترام یاد کرده و پس از ذکر نام او عبارت «رضی‌اللّه عنه» و «رَحِمَه‌اللّه» را آورده است. وی از التبیان شیخ طوسی به عظمت یاد نموده[۳۱] و هنگام نقد دیدگاه‌های شیخ نیز هرگز به ناسزاگویی نپرداخته و حتی گاه سخن او را توجیه یا اقوال به ظاهر متعارض او را به گونه‌ای جمع کرده است.[۳۲]

محقق حلّی[۳۳] گاه با عبارت «المتأخر» به ابن ادریس اشاره و آرای او را نقد کرده است. به نوشته خوانساری[۳۴] علامه حلّی از او با عنوانی طعنه‌آمیز «الشّاب المترف» یاد کرده است؛ ولی مدرک این سخن معلوم نیست. به‌علاوه، علامه در بسیاری موارد آرای ابن ادریس را نقل کرده و پذیرفته است[۳۵] و چه‌بسا از او با احترام نام برده است.

به نظر ابن داوود حلی[۳۶]، ابن ادریس به‌طور کلی از احادیث اهل بیت (ع) اعراض کرده، لذا از او در بخش ضعفا نام برده است. اما بحرانی[۳۷] بر آن است که علوّ مرتبه علمی و فضل ابن ادریس انکارناپذیر است و اشتباه او در برخی مسائل، موجب قدح او نیست و از آنجا که ابن داوود حلی، ابن ادریس را شیخ فقها و سرآمد در علوم وصف کرده است، بهتر بود نام وی را در شمار ممدوحان ذکر می‌کرد.

شیخ سدیدالدین حِمّصی رازی (از فقهای معاصر ابن ادریس) معتقد بود ابن ادریس دچار خلط بوده و از این رو آثارش قابل اعتماد نیست.[۳۸] این نظر را برخی محققان تا حدودی صحیح دانسته‌اند؛ زیرا مثلا ابن ادریس در بخش مُستَطْرَفات سرائر از اَبان بن تَغْلِب با واسطه کسی که یک یا دو طبقه متأخر از اوست، از امام حدیث نقل کرده[۳۹] یا سیاری (احمد بن محمد بن سیار) را از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) ذکر کرده است،[۴۰]، در حالی که او از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) است.

در عین حال گفته‌اند که آثار او در خور اعتماد است؛ زیرا می‌توان به تألیفات عالمان بزرگ اعتماد کرد، مگر در مواردی که خلاف آن ثابت شود.[۴۱]

ابن ادریس و حجیت خبر واحد

گفته شده است ابن‌ادریس تمامی روایات را کنار گذاشت؛ اما این سخن نادرست است؛ زیرا وی خبر متواتر و خبر مقرون به قراین قطعی را حجت می‌دانست و فقط عمل کردن به خبر واحد را نفی می‌کرد.[۴۲] برخی علمای پیش از او، مانند سید مرتضی علم الهدی [۴۳] و نیز برخی از علمای دیگر سده ششم، مانند ابن شهر آشوب[۴۴]، طَبْرِسی [۴۵] و ابن زهره[۴۶] نیز در حجت‌ ندانستن خبر واحد، با او هم‌نظرند.[۴۷]

هرچند ابن ادریس در بسیاری موارد به خبر واحد استناد نکرده[۴۸] و آن را علم‌آور ندانسته است،[۴۹] آثار وی مملو از احادیث، همراه با استناد به آن‌هاست؛[۵۰] زیرا ابن ادریس علاوه بر اخبار متواتر، استناد به اخبار واحدی را که با ادله دیگر مانند کتاب، سنّت یا اجماع تأیید شوند، جایز شمرده است.[۵۱]

از جمله پیامدهای انکار حجیت خبر واحد، توجه بیشتر ابن‌ادریس به ظواهر قرآن و سنت و اتفاق فقها و اصول عملیه است.[۵۲]

وفات

مرقد ابن ادریس در حله

به نظر برخی مؤلفان، ابن ادریس در حدود ۵۹۷[۵۳]، و به گفته فرزندش صالح[۵۴] در حدود ۵۹۸ درگذشته است. بنابراین، اینکه در بعضی منابع آمده است او در ۲۵ یا ۳۵ سالگی وفات کرد،[۵۵] نادرست است و به نظر برخی، ناشی از خطا در نوشتن کلمه تسعین به صورت سبعین [در گزارش سال وفات او] بوده است.[۵۶] این مطلب با گفته خود ابن ادریس [۵۷] درباره سال تألیف سرائر و نیز تصریح فخار، شاگرد او که در ۵۹۳ از او حدیث شنیده ناسازگار است. ابن ادریس در حلّه وفات یافت. مرقد او در محله «جامعین» حلّه قرار دارد و در ۱۳۴۰ش تجدید بنا شده است.[۵۸]

آثار

سرائر

نوشتار اصلی: سرائر

اثر مشهور ابن‌ادریس، کتاب الحاوی لتحریر الفتاوی، معروف به السرائر، شامل تمام ابواب فقه (عبادات، عقود، ایقاعات و احکام) است که آن را در سال‌های ۵۸۷ و ۵۸۸ تألیف کرد.[۵۹]

در پایان این کتاب فصلی با نام زیادات آمده که به مُستَطرَفات السرائر شهرت یافته و در آن احادیثی از آثار متقدمان گردآوری شده که در میان آن‌ها، احادیث نادر و منحصر به‌فردی دیده می‌شود.[۶۰].

ابن‌ادریس حلّی هدف از تألیف سرائر را نگارش کتابی مستند به دلایل و براهین صحیح و به دور از تقلید دیگران و بدون پیروی از اخبار آحاد ذکر کرده است.[۶۱] وی در این کتاب، علاوه بر بیان دیدگاه‌های خود، آرای فقهای معاصرش را نیز ذکر و احیانا نقد کرده که گاه واکنش آن‌ها را برانگیخته است.[۶۲]

هر چند ابن ادریس در سرائر اقوال فقهای بسیاری را نقل و احیانا نقد کرده، اما عمدتا به نقد و بررسی آرای فقهی و گاه اصولی شیخ‌ طوسی پرداخته و با ذکر ادله و مستندات، برخی از آن‌ها را پذیرفته[۶۳] و شماری دیگر را نپذیرفته است،[۶۴] به‌طوری که می‌توان سرائر را کتابی در نقد آثار طوسی به‌شمار آورد.[۶۵]

دیگر آثار

آثار دیگر ابن ادریس عبارتند از:

  1. خلاصة الاستدلال فی المُواسَعَة و المُضایقَة؛[۶۶]
  2. المختصر فی المضایقة؛ جعفر بن احمد قمرویه حائری، شاگرد ابن ادریس، نسخه آن را در ۵۸۸ کتابت کرده است.[۶۷]هر چند در برخی منابع فقهی به آرای ابن ادریس در این کتاب اشاره شده،[۶۸] اما نسخه‌ای از این کتاب در دسترس نیست.
  3. رسالة فی معنی الناصب؛ محقق کرکی آن را به ابن ادریس نسبت داده است.[۶۹]
  4. المسائل؛ برخی پرسش‌های فقهی را پاسخ داده و جعفر بن احمد قمرویه حائری آن را در ۵۸۸ با املای ابن ادریس نوشته است.[۷۰]
  5. مناسک الحج؛[۷۱]

پانویس

  1. ابن‌فُوَطی، تلخیص مجمع‌الآداب فی معجم الالقاب، ۱۹۶۵م، ج۴، قسم۳، ص۳۰۸؛ قمی، فوائدالرضویة: زندگانی علمای مذهب شیعه، ۱۳۲۷ش، ج۱، ص۳۸۵؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۱۲۰.
  2. سمعانی، الانساب، ۱۳۸۲ق،‌ ج۹، ص۲۳۹.
  3. مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ۱۳۴۹-۱۳۵۲ق، جزء۲، بخش۲، ص۷۷؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۱۳۸.
  4. مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۴، ص۱۹.
  5. مازندرانی حائری، منتهی‌المقال فی احوال الرجال، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۳۴۸.
  6. افندی‌اصفهانی، تعلیقة امل‌الآمل، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۵.
  7. حرّعاملی، امل‌الآمل فی علماء جبل عامل، ۱۳۶۲ش، قسم ۲، ص ۲۴۳؛ بحرانی، لؤلؤء بحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص ۲۳۷، ۲۷۸؛ خوانساری، روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات، ۱۳۹۰ق، ج ۶، ص ۲۷۴.
  8. نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ۱۴۱۵-۱۴۲۰ق، ج ۳، ص ۴۳-۴۵؛ قمی، فوائدالرضویة: زندگانی علمای مذهب شیعه، ۱۳۲۷ش، ج۱، ص۳۸۶.
  9. علیاری تبریزی، بهجة‌الآمال فی شرح زبدة‌المقال، ۱۳۷۱-۱۳۷۲ش، ج۶، ص۲۷۱.
  10. افندی اصفهانی، رياض العلماء و حياض الفضلاء، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۷۴.
  11. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق،‌ ج۲، ص ۲۷۵.
  12. صدر، تكملة أمل الآمل‏، ۱۴۲۹ق، ج۶، ص ۳۴۶
  13. افندی اصفهانی، رياض العلماء و حياض الفضلاء، ۱۴۳۱ق، ج۳، ص۱۹۰.
  14. افندی اصفهانی، رياض العلماء و حياض الفضلاء، ۱۴۳۱ق، ج۳، ص۳۱۱.
  15. افندی اصفهانی، رياض العلماء و حياض الفضلاء، ۱۴۳۱ق، ج۵، ص۳۱۲.
  16. حرّ عاملی، قسم ۲، ص۸۰، ۱۰۶؛ ذهبی، سیر اعلام‌ النبلاء، ۱۴۰۱-۱۴۰۹، ج۲۰، ص ۱۷۵، ج ۲۱، ص ۳۳۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۶، ص ۶۹
  17. افندی‌اصفهانی، تعلیقة امل‌الآمل، ۱۴۰۱ق، ج ۵، ص ۳۲ و ص۲۴۵
  18. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳، ج۶، ص۲۶۱.
  19. بحرانی، لؤلؤء بحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص۲۷۹؛ خوانساری، روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات، ۱۳۹۰ق، ج ۶، ص۲۷۷.
  20. حرّعاملی، امل‌الآمل فی علماء جبل عامل، ۱۳۶۲ش، قسم۲، ص۲۱۰؛ حسینی اشکوری، تراجم الرجال، ۱۴۱۴ق،‌ ج۱، ص۳۹۱
  21. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۴، ص۳۰.
  22. حسینی‌اشکوری، تراجم الرجال، ۱۴۱۴ق،‌ ج۲، ص۸۵۷؛ قمی، هدیة‌الاحباب فی ذکر المعروف بالکنی و الالقاب و الانساب، ۱۳۶۳ش، ص ۲۷۲؛ افندی اصفهانی، تعلیقة امل‌الآمل، ۱۴۰۱ق، ج ۱، ص ۳۵۱.
  23. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق،‌ ج۷، ص ۱۷۲.
  24. ابن‌طاووس، کشف المَحَجَّة لثمرة‌المُهْجة، ۱۳۷۵ش، ص۱۸۵؛ شهیدثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ۱۴۰۸ق، ص۹۳؛ شوشتری، قاموس الرجال‏، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۹۴؛ صدر، پیدایش و تطور علم اصول، فروردین ۱۳۶۴ش، ص۴۳.
  25. حسینی‌عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعدالعلامة، ۱۴۱۹-۱۴۲۳ق، ج۱، ص۵۱۴ و ج۹، ص۹ و ج۱۰، ص۵۷، ۱۷۷، ۳۳۶؛ نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۱۹۸۱م، ج۱۳، ص۷۷-۷۸.
  26. شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، ۱۴۱۲-۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۲۰، ۳۱۵ و ج۲، ص۱۴۴، ۲۰۶ و ج۳، ص۲۳۲، ۲۳۷؛ حسینی‌عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعدالعلامة، ۱۴۱۹-۱۴۲۳ق، ج۶، ص۱۵۳؛ نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۱۹۸۱م، ج۲۵، ص۳۲۱.
  27. ذهبی، تاریخ‌ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ۱۴۱۷ق، ص ۳۱۴؛ ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ج۵، ص۶۹۳؛ بحرانی، لؤلؤء بحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص۲۷۶؛ قمی، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، ۱۳۵۲-۱۳۵۵، ج۱، ص۴۴۴.
  28. ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱، ج۲، ص۶۷۸.
  29. مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ۱۳۴۹-۱۳۵۲ق، جزء۲، بخش۲، ص۷۷؛ مازندرانی‌حائری، منتهی‌المقال فی احوال الرجال، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۳۴۷.
  30. خویی، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۶۷.
  31. بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۲۹.
  32. مهدوی‌راد، تطور فقه شیعه و جایگاه سرائر در آن، ۱۳۶۹ش، ص۲۴ و نیز رک: ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱، ج۱، ص۱۱۴ و ج۲، ص۵۴، ۳۶۳ و ج۳، ص۴۳۰.
  33. محقق حلی، المعتبر فی شرح المختصر، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۳۵۱، ۳۴۲ و ج۲، ص۷۰۲.
  34. خوانساری، روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۲۷۷.
  35. برای نمونه رک: حلّی، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، ۱۴۱۲-۱۴۲۰، ج۸، ص۱۵۳، ۱۶۸-۱۶۹، ۱۷۰ و ج۹، ص۷۶، ۲۹۹-۳۰۰.
  36. ابن داوود، کتاب الرجال، ۱۳۸۳ق،‌ ص۴۹۸.
  37. بحرانی، لؤلؤء بحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص۲۷۹.
  38. رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۱۱۳.
  39. ابن ادریس، حاشیة ابن ادریس علی‌الصحیفة السجادیة، ۱۳۸۷ش،‌ ج۳، ص۵۶۳.
  40. ابن ادریس، حاشیة ابن ادریس علی‌الصحیفة السجادیة، ۱۳۸۷ش،‌ ج۳، ص۵۶۸.
  41. خویی، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۶۶؛ شوشتری، قاموس الرجال‏، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۳۸۱، ج۹، ص۹۳.
  42. ابن‌ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱، ج۱، ص۴۷.
  43. ج۱، ص۵۰۵۱.
  44. (ذیل إسراء: ۳۶).
  45. طبرسی، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۲۰۰ (ذیل سوره حجرات: ۶)
  46. ابن‌ زهره حلبی، غنیة‌النزوع الی علمی الاصول و الفروع، ۱۴۱۷ق، ص۳۲۹.
  47. مازندرانی‌حائری، منتهی‌المقال فی احوال الرجال، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۳۴۶؛ تفرشی، ج۴، ص۱۳۲؛ بناری، زندگی و اندیشه‌های ابن ادریس، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۳.
  48. برای نمونه رک: ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱، ج۱، ص۱۲۷، ۴۹۵.
  49. همان، ج۱، ص۱۲۷، ۳۳۰.
  50. خویی، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۶۸.
  51. برای نمونه رک: ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱، ج۱، ص۳۴۲، ج۲، ص۳۷۵، ج۳، ص۷۸، ۳۷۵.
  52. بناری، زندگی و اندیشه‌های ابن ادریس، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۳-۲۷۵.
  53. رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۳۹۸؛ ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ج۵، ص۶۹۳.
  54. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳، ج۱۲، ص۱۵۵.
  55. رجوع کنید به: مازندرانی‌حائری، منتهی‌المقال فی احوال الرجال، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۳۴۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۱۹.
  56. نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ۱۴۱۵-۱۴۲۰ق، ج۳، ص۴۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ج صفر، مقدمه عبدالرحیم ربانی شیرازی، ص۱۹۸.
  57. ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱ق، ج۱، ص۵۷۷، ج۳، ص۲۵۸.
  58. بحرانی، لؤلؤء بحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص ۲۷۷-۲۷۸.
  59. صفدی، الوافي بالوفيات‏، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۱۸۳، بناری، زندگی و اندیشه‌های ابن ادریس، ۱۳۸۱ش، ص۱۳۵، ۳۱۸.
  60. مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۶.
  61. ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص ۵۱.
  62. محمدباقر صدر، ص۴۲؛ برای مناظره ابن ادریس با حمصی و ابن‌زهره رک: ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱، ۴۴۳.
  63. مثلا رک: ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱ق، ج۱، ص۳۲۳، ۳۳۴-۳۳۵.
  64. به عنوان نمونه رک: ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱ق، ج۱، ص۶۶، ۱۰۰، ۲۲۶.
  65. رک: ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۶۰، ج۲، ص۲۵۲، ۵۲۳، ۵۶۳.
  66. ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۱۴۱۰-۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۷۳؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳، ج۷، ص۲۱۱.
  67. آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳، ج۲۰، ص ۱۷۵.
  68. حسینی عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعدالعلامة، ۱۴۱۹-۱۴۲۳ق، ج ۹، ص ۶۲۶، ۶۳۲؛ نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۱۹۸۱ق، ج۱۳، ص۷۷-۷۸؛ انصاری، فرائدالاصول، ۱۴۲۷ق،‌ ج۱، ص۳۳۷.
  69. افندی‌اصفهانی، تعلیقه امل الآمل، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۳.
  70. بحرانی، لؤلؤء بحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص۲۷۹-۲۸۰؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۳۳۰-۳۳۱.
  71. ذهبی، سیر اعلام‌ النبلاء، ۱۴۰۱-۱۴۰۹، ج۲۱، ص۳۳۲.
  1. گفتنی است افندی اصفهانی این قول را نقل کرده و در تایید آن سخنی نگفته است.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت، چاپ علی‌نقی منزوی و احمد منزوی، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ۱، ۱۴۳۰ق.
  • ابن‌ادریس حلی، حاشیة ابن ادریس علی‌الصحیفة السجادیة، قم، چاپ حسن موسوی خرسان، ۱۳۸۷ش.
  • ابن‌ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ۱۴۱۰-۱۴۱۱ق.
  • عسقلانی، ابن‌حجر، لسان‌المیزان، بیروت، چاپ محمد عبدالرحمان مرعشلی، ۱۴۱۵-۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۵-۱۹۹۶م.
  • ابن‌ داوود حلی، حسن، کتاب الرجال، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ق.
  • ابن‌ زهره حلبی، حمزه بن علی، غنیة‌النزوع الی علمی الاصول و الفروع، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۷ق.
  • ابن‌شهرآشوب، رشید الدین محمد بن علی،‌ متشابه القرآن و مختلفه، تهران ۱۳۲۸ش، چاپ افست قم، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌ طاووس، سید علی بن موسی،‌ کشف المَحَجَّة لثمرة‌المُهْجَة، چاپ محمد حسون، قم، ۱۳۷۵ش.
  • ابن‌ فُوَطی، عبدالرزاق بن احمد، تلخیص مجمع‌الآداب فی معجم الالقاب، دمشق، چاپ مصطفی جواد، ۱۹۶۵م.
  • افندی اصفهانی، عبداللّه‌ بن عیسی، تعلیقة امل‌الآمل، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۱۰ق.
  • همو، ریاض‌العلماء و حیاض الفضلاء، بیروت، موسسة التاریخ العربی، چ۱، ۱۴۰۱ق.
  • امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۰۳ق.
  • انصاری، مرتضی‌ بن محمدامین، فرائدالاصول، قم، بی‌نا، ۱۴۲۷ق.
  • بحرالعلوم، محمد مهدی‌ بن مرتضی، رجال السید بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالیة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • بحرانی، یوسف‌ بن احمد، لؤلؤة‌البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم (بی‌تا.).
  • بناری، علی‌همت، زندگی و اندیشه‌های ابن ادریس، قم، ۱۳۸۱ش.
  • تفرشی، مصطفی‌ بن حسین، نقدالرجال، قم، ۱۴۱۸ق.
  • حرّعاملی، محمد بن حسن، امل‌الآمل فی علماء جبل عامل، چاپ احمد حسینی، بغداد( ۱۳۸۵)، چاپ افست قم، ۱۳۶۲ش.
  • حسینی‌اشکوری، احمد، تراجم الرجال، قم، ۱۴۱۴ق.
  • حسینی عاملی، محمد جواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعدالعلامة، چاپ محمدباقر خالصی، قم، ۱۴۱۹-۱۴۲۳ق.
  • خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات، قم، خاسماعیلیان، ‌۱۳۹۰ق.
  • خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، بی جا، بی نا، چ۵، ۱۴۱۳ق.
  • ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۵۹۱-۶۰۰ه، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
  • ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام‌ النبلاء، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۱-۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸م.
  • سمعانی، عبدالکریم، الانساب، هند، مطبعه مجلس دایره المعارف العثمانیه، ۱۳۸۲ق.
  • شوشتری، محمدتقی، شوشتری، قاموس الرجال‏، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمية، چ۲، ۱۴۱۰ق.
  • رازی، منتجب الدین، الفهرست، تحقیق جلال الدین محدث، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۳۶۶ش.
  • ابن مکی عاملی شهید اول، محمد، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، قم، ۱۴۱۲-۱۴۱۴ق.
  • ابن علی شهیدثانی، زین‌الدین‌، الرعایة فی علم الدرایة، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، ۱۴۰۸ق.
  • صدر، حسن، تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام، (بغداد ۱۳۷۰)، چاپ افست تهران (بی‌تا.).
  • همو، تكملة أمل الآمل‏، بیروت، دارالمورخ العربی، چ۱، ۱۴۲۹ق.
  • صدر، محمدباقر، «پیدایش و تطور علم اصول»، در مجله حوزه، ش۹، (فروردین ۱۳۶۴).
  • صفدی، خلیل بن ابیک، الوافي بالوفيات‏، تحقیق ریتر هلموت، لبنان، دارالنشر فرانز شتاینر،‌ ۱۴۰۱ق
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران، ناصرخسرو، چ۳، ۱۳۷۲ش.
  • حلّی، حسن‌ بن یوسف، تحریرالاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیة، قم، چاپ ابراهیم بهادری، ۱۴۲۰-۱۴۲۲ق.
  • حلّی، حسن‌ بن یوسف، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم، ۱۴۱۲-۱۴۲۰ق.
  • علم الهدی موسوی بغدادی، سید مرتضی علی‌ بن حسین، رسائل‌الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۰۵-۱۴۱۰ق.
  • علیاری تبریزی، علی‌بن عبداللّه، بهجة‌الآمال فی شرح زبدة‌المقال، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۳۷۱-۱۳۷۲ش.
  • قمی، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، چاپ سنگی نجف ۱۳۵۲-۱۳۵۵ق، چاپ افست بیروت (بی‌تا.).
  • همو، فوائدالرضویة: زندگانی علمای مذهب شیعه، تهران، بی نا،۱۳۲۷ش.
  • همو، هدیة‌الاحباب فی ذکر المعروف بالکنی و الالقاب و الانساب، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • کنتوری،اعجاز حسین‌ بن محمدقلی، کشف‌الحجب و الاستار عن اسماءالکتب و الاسفار، قم، ۱۴۰۹ق.
  • مازندرانی حائری، محمدبن اسماعیل،‌ منتهی‌المقال فی احوال الرجال، قم، ۱۴۱۶ق.
  • مامقانی، عبداللّه، تنقیح المقال فی علم الرجال، چاپ سنگی نجف ۱۳۴۹-۱۳۵۲ق.
  • مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار،
  • محقق حلّی، جعفربن حسن، المعتبر فی شرح المختصر، قم، بی‌نا، ۱۳۶۴ش.
  • مشار، خان بابا، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ۱۳۴۰-۱۳۴۴ش.
  • رازی، علی‌ بن عبیداللّه، الفهرست، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، قم، ۱۳۶۶ش؛
  • مهدوی‌راد، محمدعلی، «تطور فقه شیعه و جایگاه سرائر در آن»، در مجله آینه پژوهش، سال۱، ش ۴، (آذر و دی ۱۳۶۹ش).
  • نجفی، محمدحسن‌، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، ۱۹۸۱م.
  • نوری، حسین‌ بن محمد تقی، خاتمة مستدرک الوسائل، قم، ۱۴۱۵-۱۴۲۰ق.
  • هدائی، علیرضا، «ابن‌ادریس حلّی و کتاب السرائر»، مقالات و بررسی‌ها، دفتر ۵۹-۶۰، (زمستان ۱۳۷۵ش).

پیوند به بیرون