هارون بن موسی تلعکبری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

ابومحمد هارون بن موسی بن احمد تَلَّعُکْبَری (درگذشت: ۳۸۵ق)، از محدّثان نامدار امامیه در قرن چهارم هجری قمری است. او در بغداد از مشایخ زیادی حدیث روایت کرد و شاگردان زیادی داشت. عالمان رجال، از وی به بزرگی و عظمت یاد کرده‌اند. سید مرتضی و سید رضی از شاگردان هارون بن موسی بودند.

قبیله، نسب و ولادت

وی از قبیله بنی شیبان[۱] و به مکانی به نام تَلّ، در شهرک عُکْبَرا، در ده فرسخی شمال بغداد، منسوب است.[۲] نام وی را گاه بدون تشدید «ل» و معمولاً با تشدید ضبط کرده‌اند.[۳] نام اجداد وی، پیش از احمد، دو گونه ثبت شده است.[۴] تاریخ ولادت وی معلوم نیست، ولی با توجه به اینکه از احمد بن ادریس اشعری (متوفی ۳۰۶)، محدّث معروف قمی، حدیث شنیده ظاهراً در اواخر قرن سوم به دنیا آمده است.[۵]

در مورد زمان دقیق ولادت وی هیچ تاریخ دقیقی ثبت و ضبط نشده است و هرچه در این مسأله نقل شده، همگی حدس و گمان می‌باشد. کمال الدین بن حیدر موسوی عاملی در «مشیخة تلعکبری»، اساتید هارون بن موسی را از رجال کبیر استرآبادی استخراج نموده است.[۶] در این اثر وقتی از مشایخی نام می‌برد که هارون بن موسی از آنها به صورت شفاهی روایت کرده ولی اجازه روایت نداشته است، به احمد بن ادریس اشعری قمی اشاره کرده و به نقل از هارون می‌گوید: «احادیث کمی از وی در خانه ابن همام اسکافی شنیدم و از او اجازه ندارم»[۷] ابن ادریس قمی در سال ۳۰۶ هجری قمری وفات یافته است و از این جا پیداست که هارون بن موسی در زمان حیات اشعری قابلیت شنیدن روایات را داشته و احتمالاً قریب به ۱۵ سال داشته است. بنابراین سال ولادت او را می‌توان حدود ۲۹۱ هجری قمری دانست.[۸] تلعکبری در سال ۳۸۵ق درگذشت.[نیازمند منبع]

مشایخ

بیشتر استادان اوایل عمر تلعکبری در بغداد بوده‌اند و ظاهراً تلعکبری در دهه‌های نخستین عمر در بغداد می‌زیسته است.[۹]

  1. وی در خانه محمد بن هَمّام (متوفی ۳۳۶) از احمد بن ادریس اشعری روایاتی شنیده بوده است.[۱۰] محمدبن همّام رئیس محدّثان شیعه در بغداد بود و احمدبن ادریس، احتمالاً در راه حج، که با مرگش در میانه راه به انجام نرسید، در بغداد مهمان وی شده بود.[۱۱]
  2. در دلائل الامامة،[۱۲] روایتی از حضرت علی(ع) در بصره، و ظاهراً درباره جنگ جمل، آمده که تلعکبری آن را از طبری روایت کرده است. مقایسه این سند با دو سند مشابه در تاریخ طبری[۱۳] درباره وقایع جنگ جمل نشان می‌دهد که استاد تلعکبری، مؤلف تاریخ طبری است، نه محمدبن جریر طبری صاحب کتاب المسترشد فی الامامة.
  3. از دیگر استادان اوائل عمر تلعکبری، ابوبکر محمد بن محمد بن سلیمان باغَنْدی (متوفی ۳۱۲) است.[۱۴] وی نیز ساکن بغداد و پیرو مذهب اهل سنّت بود.[۱۵]
  4. استاد دیگر وی محمد بن جعفر اسدی (متوفی ۳۱۲) است که تلعکبری کتاب وی را روایت کرده است.[۱۶] اسدی هر چند ساکن ری بوده[۱۷] ولی باتوجه به منصب وکالت امام مهدی(عج)، احتمال حضورش در بغداد برای ملاقات با حسین بن روح نوبختی، وکیل اصلی و نایب سوم امام عصر، بسیار است.
  5. به نوشته شیخ طوسی[۱۸] در ۳۱۳، محمد بن اشعث کوفی محدّث معروف و مؤلف کتاب اشعثیات که در مصر می‌زیسته، به تلعکبری و پدر و برادر وی اجازه روایت داده و این اجازه را محمدبن داودبن سلیمان به تلعکبری رسانده است و تلعکبری از محمدبن داود روایات الاشعثیات را که به پیامبر اکرم می‌رسد، شنیده و نقل کرده، ولی دیگر روایات این کتاب را که‌اندک می‌باشد نقل نکرده است.[۱۹]
  6. به گزارش ابن نجّار،[۲۰] ابومحمد هارون بن موسی عکبری (ظاهراً مصحّف تلعکبری)، از عبیدالله بن حسین بن علویه بزاز، در ۳۱۵ حدیث شنید.
  7. محمد بن حسین بن حفص خَثْعَمی (متوفی ۳۱۷)، دومین استاد تلعکبری است که به او اجازه روایت داد.[۲۱]
  8. تلعکبری از ابوالقاسم بَغوی (متوفی ۳۱۷) روایت کرده است.[۲۲]
  9. وی از احمد بن موسی بن العباس بن مجاهد در ۳۱۸ اخذ حدیث کرده است.[۲۳]
  10. به گزارش شیخ طوسی در رجال[۲۴] در سال ۳۱۸ تلعکبری یحیی بن زکریا کَتَنْجی را، که بیش از ۱۲۰ سال داشته، دیده و از وی حدیث شنیده بوده است.
  11. در ۳۲۲ از احمد بن محمد بن ابی الغریب (یا العریب) حدیث شنیده است.[۲۵]
  12. به گزارش رجال طوسی،[۲۶] وی از علی بن حسین بن بابویه قمی، در ۳۲۳ هنگامی که ابن بابویه وارد بغداد شد حدیث شنید و اجازه تمام روایاتش را دریافت داشت.[۲۷]
  13. در ۳۲۳ و پس از آن، تلعکبری از حسن بن محمد بن احمد زیدی ساکن رُمَیلَة بغداد حدیث شنید و از وی اجازه روایت گرفت.[۲۸]

مهمترین مشایخ

  1. مهمترین استاد تلعکبری محمدبن هَمّام بغدادی است که نخستین بار در ۳۲۳ از او حدیث شنید.[۲۹] تلعکبری در دهلیز منزل محمدبن همّام، به پیشنهاد ابن همّام با خدمتکار امام حسن عسکری(ع) هم‌صحبت شد و ماجراهایی از زندگی آن حضرت را از وی شنید.[۳۰] این ماجرا نشان دهنده نزدیکی تلعکبری به ابن همّام است. وی بیش از همه از این استادش روایت نقل کرد.
  2. دیگر استاد مهم تلعکبری، ابوالعباس احمدبن محمدبن سعید معروف به ابن عُقْدَه (متوفی ۳۳۲) است که سه بار، از جمله در ۳۳۰، به بغداد آمد در همان سال تلعکبری از وی حدیث شنید.[۳۱]

مشایخ دیگر

تلعکبری از مشایخ بسیار دیگری هم روایت کرده است و شمار مشایخ وی تقریباً به ۱۳۰ تن می‌رسد، از جمله :

  1. احمد بن محمد بن سلیمان باغَنْدی (متوفی ۳۲۶)،[۳۲]
  2. سعید بن احمد بن موسی العرّاد (متوفی ۳۲۶)،[۳۳]
  3. احمد بن محمد بن اسماعیل مقری (متوفی ۳۲۷)،[۳۴]
  4. ابن ابی الیابس (متوفی ۳۴۱)،[۳۵]
  5. ابن حُجام (جُحام)[۳۶]
  6. ابوغالب زراری (متوفی ۳۶۸)[۳۷]
  7. یکی از مشایخ تلعکبری، احمد بن محمد بن جعفر صولی است[۳۸] که در ۳۵۲ یا ۳۵۳ وارد بغداد شده و برای مردم حدیث نقل کرده است.[۳۹] علی القاعده تلعکبری هم در یکی از این سالها از وی حدیث آموخته است. یکی از مشایخ وی امام رضا علیه‌السلام را درک کرده و در ۳۴۰ که تلعکبری وی را دیده، بیش از ۱۵۰ سال داشته است.[۴۰]
  8. در میان مشایخ او نام یک زن نیز دیده می‌شود: فاطمه دختر هارون بن موسی بن الفرات که از طریق جد خود کتاب عبیدالله حلبی را روایت کرده است.[۴۱] تلعکبری از شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱) احتمالاً در سفر وی به بغداد روایت کرده است.[۴۲]
  9. در سامرا نیز از محمد بن احمد بن عبیدالله منصوری حدیث شنیده است.[۴۳]
  10. در میان مشایخ وی نام حسین بن حمدان خصیبی، از غالیان شیعی، نیز دیده می‌شود.[۴۴]

از راویان اصول کافی

تلعکبری یکی از راویان محمد بن یعقوب کلینی (متوفی ۳۲۸ یا ۳۲۹) و کتاب کافی است.[۴۵] برخی محدّثان در سال ۳۲۷ ه‍.ق از کلینی در بغداد حدیث شنیده‌اند.[۴۶] شاید تلعکبری هم در همین سال یا حدود آن از شیخ کلینی حدیث دریافت کرده باشد. گفتنی است که وی از سایر کتاب‌های کلینی (مثلاً رسائل الائمة) نیز روایت کرده است.

از دیدگاه عالمان رجال

تلعکبری در کتب رجال به جلالت قدر و بلندی مرتبت ستوده شده است:

  • ابن طاووس از وی با عنوان «الشیخ الصدوق» یاد کرده است.[۴۷]
  • شیخ مفید در کتاب لمح البرهان (تألیف ۳۶۳)، تلعکبری را در شمار «فقهای عصر و روات و فضلا» آورده است.[۴۸]
  • ابن نجّار وی را راوی مطالب نادرست معرفی کرده[۴۹] که این امر ناشی از اختلاف مذهبی وی با تلعکبری بوده است.

تالیفات

احمد بن علی نجاشی، تلعکبری را صاحب کتب دانسته ولی تنها نام یک کتاب وی را ذکر کرده است. آثار شناخته شده تلعکبری، که هیچیک از آنهابه طورمستقل باقی نمانده، عبارت انداز:

  1. «الجوامع فی علوم الدین»[۵۰] که از محتوای آن اطلاع درستی نداریم.
  2. «مشیخة» به نقل ابن حجر عسقلانی از ابن نجّار، تلعکبری در مشیخه خود از احمد بن علی نجاشی روایت کرده،[۵۱] این متن با اندک تفاوتی و به شکل صحیح‌تر در رجال شیخ طوسی[۵۲] وارد شده است.
  3. «کتابی در ادعیه و مستحبات» ابن طاووس در کتب دعای خود اسناد بسیاری را با نام تلعکبری آغاز کرده که متن احادیث به اعمال مستحبی و دعا تعلق دارد. به سبب کثرت اینگونه موارد و مشابهت مضمونی آنها، احتمالاً این احادیث از کتابی نوشته تلعکبری درباره دعا و مستحبات گرفته شده است.[۵۳]
  4. در کنار نگارش کتاب، وی برخی از ادعیة مأثور را از ائمه هدی(ع) نقل کرده که بسیار مورد توجه شیعیان، خاصه اهل علم می‌باشد. یکی از این ادعیه نقل شده توسط هارون تلعکبری، «دعای ابوحمزه ثمالی» است که وی به سندش از حسن بن محبوب زراد از ابوحمزه ثمالی نقل کرده که حضرت زین العابدین(ع) در سحرهای ماه مبارک رمضان این دعا را مناجات می‌فرموده است.[۵۴]

شاگردان

به گفته نجاشی، مردم به خانه تلعکبری می‌آمدند و بر وی حدیث می‌خواندند.[۵۵] شیخ طوسی، نیز با واسطه «جماعةٌ من اصحابنا»، از تلعکبری روایت کرده است.[۵۶] این تعبیرها حاکی از بسیاری شاگردان وی است. در مقابل، ابن نجّار ادعا کرده است که راویان اندکی از تلعکبری روایت کرده‌اند؛[۵۷] اما احتمالاً وی در این ادعا ناظر به راویان اهل تسنن است.


برخی از شاگردان شناخته‌شده وی عبارت‌اند از:

  1. بیش از همه پسر تلعکبری، ابوالحسین محمد بن هارون، از وی نقل کرده است.
  2. شیخ طوسی، سلامة بن ذکاء حَرّانی را صاحب التلعکبری خوانده[۵۸] که ظاهراً به معنای شاگرد ویژه است.
  3. شیخ مفید از وی با تعبیر «شیخنا» نام برده و ابن طاووس به شاگردی مفید نزد تلعکبری تصریح کرده است.[۵۹]
  4. سید مرتضی علم الهدی؛[۶۰]
  5. سیدرضی؛[۶۱]
  6. محمدبن محمدبن خالد مُذاری که در صفر ۳۸۳ از تلعکبری حدیث اخذ کرده است؛[۶۲]
  7. علی بن حسین بن محمدبن مَنْده که در صفر و ربیع الاول ۳۸۱ از تلعکبری حدیث شنیده است؛[۶۳]
  8. ابوالحسن علی بن محمد قزوینی؛[۶۴]
  9. ابن شاذان، مؤلف مائةُ منقبةٍ؛[۶۵]
  10. حسن بن ابی طاهر جاوانی مؤلف نورالهدی؛[۶۶]
  11. ابوالقاسم علی، فرزند شیخ مفید؛[۶۷]
  12. محمد بن حسن بن حسین بن ایوب قمی،[۶۸]
  13. جعفر بن احمد بن علی قمی معروف به ابن رازی؛[۶۹]
  14. ابوعبدالله حسین بن عبدالله حرمی؛[۷۰]
  15. ابوعبدالله حسین بن عبیدالله بن علی معروف به ابن واسطی؛[۷۱]

آراء خاص تلعکبری

به سبب موجود نبودن کتاب‌های تلعکبری، نمی‌توان آرای خاص وی را به دست آورد. فقط دو نظریه فقهی و حدیثی وی ذکر شده است.

  • به گزارش شیخ مفید، وی از اصحاب عدد بود و ماه رمضان را همیشه سی روز می‌دانست.[۷۲] این دیدگاه فقهی در دوره‌های بعد متروک گردید، ولی در قرن چهارم و پنجم بسیاری بدان معتقد بودند و درباره آن بحث می‌کردند.[۷۳]
  • تلعکبری، استعمال «اخبرنی» را هنگام نقل حدیث به روش اجازه، مجاز می‌دانسته و بر همین اساس از ابن ولید که به تصریح شیخ طوسی[۷۴] از او اجازه حدیث داشته و وی را دیدار نکرده با عبارت «اخبرنی» نقل کرده است.[۷۵]

خاندان

  • به گزارش رجال شیخ طوسی،[۷۶] در ۳۱۳ از ابن اشعث برای تلعکبری و پدر و برادر وی اجازه حدیث گرفته شده است. این گزارش نشان می‌دهد که پدر و برادر تلعکبری هم دست‌کم علاقه‌مند به دانش حدیث بوده‌اند.
  • نجاشی[۷۷] در شرح حال هارون بن موسی تلعکبری، اشاره می‌کند که با پسر تلعکبری (ابوجعفر) در خانه او حاضر می‌شده است در حالی که مردمان بر پدرش حدیث می‌خوانده‌اند.
  • همچنین به نوشته شیخ طوسی در رجال[۷۸] تلعکبری در ۳۷۰ از سهل دیباجی حدیث شنیده و او و پسرش از سهل اجازه روایت حدیث داشته‌اند. مراد از پسر تلعکبری ظاهراً همان فرزند مشهور وی محمدبن هارون است.
  • ابوالحسین محمد بن هارون تلعکبری که نامش در دلائل الامامة و کتب دعای ابن طاووس فراوان ذکر شده از پدر خود روایت بسیار دارد. روایات وی از شیخ صدوق هم بسیار است.[۷۹]

پانویس

  1. نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص۴۳۹
  2. سمعانی، الانساب، ۱۴۰۸ق، ج ۱، ص ۴۷۴، ج ۴، ص ۲۲۱
  3. شهید ثانی، رسائل شهید ثانی، ۱۳۷۹ش، ج ۲، ص ۱۰۶۸
  4. رجوع کنید به: نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۴۳۹
  5. شبیری، «تلعکبری ابو محمد هارون بن موسی بن احمد»، دانشنامه جهان اسلام، ج۸، ص۹۱.
  6. حسینی، تراجم الرجال، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۴۹. آغا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج ۱۰، ص ۱۴۲.
  7. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۴۱۱.
  8. آغا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، ص ۳۲۹ و ۳۲۸.
  9. رجوع کنید به: طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۲۶؛ شبیری، «نعمانی و مصادر غیبت»، انتظار، ص۲۵۲-۲۵۴
  10. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۱۱
  11. نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۹۲؛ ابن حجر عسقلانی، ج ۱، ص ۲۰۲ به نقل از منتجب الدین رازی در تاریخ الری
  12. دلائل الامامه،ص ۴۷۸
  13. طبری،ج ۴، ص ۵۳۳
  14. خطیب بغدادی، ج ۳، ص ۲۱۳؛ ذهبی، میزان الاعتدال فی نقدالرجال، ج ۴، ص ۲۸۷؛ رجوع کنید به: خَزّاز رازی، ص ۱۴۶
  15. خطیب بغدادی، ج ۳، ص ۲۱۳
  16. طوسی، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، ص ۴۲۶؛ رجوع کنید به: به طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۴۱
  17. ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ص ۴۴۲، ۴۸۸؛ نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۳۷۳؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۱۵۴۱۷
  18. رجال الطوسی، ص ۴۴۲
  19. رجال الطوسی، ص ۴۴۴
  20. ابن نجّار،ج ۱۷، ص ۳۱
  21. ابن رازی، المسلسلات، ص ۲۴۳۲۴۴؛ ابن شاذان، ص ۱۱۲؛ طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۴۲؛ طوسی، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، ص ۳۰۸
  22. ذهبی، میزان الاعتدال فی نقدالرجال، ج ۴، ص ۲۸۷
  23. خزاز رازی، ص ۱۴۶
  24. رجال،ص ۴۵۰
  25. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۱۰؛ رجوع کنید به: دلائل الامامه، ص ۸۱
  26. رجال طوسی،ص ۴۳۲
  27. ابن طاووس، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، ص ۱۸۲
  28. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۲۲
  29. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۳۹
  30. دلائل الامامة، ص ۴۲۸ ۴۳۱؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۲۱۵؛ طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۴۴ ۴۴۵
  31. شبیری، نعمانی و مصادر غیبت، ص ۲۵۳؛ رجوع کنید به: به خطیب بغدادی، ج ۵، ص ۱۹
  32. خزاز رازی، ص ۱۴۶
  33. نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۱۸۰
  34. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۱۲
  35. طوسی رجال طوسی، ص ۴۲۶
  36. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۴۳۴۴۴
  37. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۱۰
  38. دلائل الامامة، ص ۹۱، ۹۴
  39. مفید، الامالی، ص ۱۶۴؛ نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۸۴؛ طوسی، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، ص ۷۶
  40. رجوع کنید به: طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۵۱،ش ۶۴۱۱
  41. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۵۲
  42. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۳۹
  43. دلائل الامامة، ص ۴۷۴
  44. خزاز رازی، ص ۲۳۶؛ طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص ۴۲۳؛ رجوع کنید به: به نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۶۷؛ ابن غضائری، ص ۵۴
  45. کلینی، ج ۶، ص ۲۰۲؛ طوسی، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، ص ۳۹۵؛ طوسی، الاستبصار، ج ۱، ص ۷۳، ج ۴، مشْیخَه، ص ۳۰۸۳۰۹؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۱۰، مشیخه، ص ۱۳، ۲۳
  46. طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۱۰، مشیخه، ص ۲۹؛ طوسی، الاستبصار، ج ۴، مشیخه، ص ۳۱۰
  47. ابن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل فی عمل الیوم و اللیلة، ص ۵۲، ۲۲۸، ۲۳۶؛ ابن طاووس، کشف المحجة لثمرة المهجة، ص ۱۸
  48. به نقل ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ص ۵
  49. ابن حجر عسقلانی، ج ۷، ص ۲۴۱
  50. نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۴۳۹
  51. ابن حجر عسقلانی، ج ۱، ص ۲۸۹
  52. رجال شیخ طوسی،ص ۴۱۲،ش ۵۹۶۴
  53. رجوع کنید به: ابن طاووس،الاقبال بالاعمال الحسنة، ص ۱۱، ۲۴، ۴۷؛ ابن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص ۱۷۵؛ ابن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۱۹۲، ۴۷۸۴۷۹، ۵۰۱ ۵۰۲
  54. آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،‌ج۸، ص۱۸۶.
  55. نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۴۳۹
  56. رجوع کنید به: محقق حلّی، ص ۱۹۱؛ نوری، ج ۱، ص ۷۵
  57. به نقل ذهبی، میزان الاعتدال فی نقدالرجال، ج ۴، ص ۲۸۷؛ ابن حجر عسقلانی، ج ۷، ص ۲۴۱
  58. رجال طوسی، ص ۴۲۷
  59. ابن طاووس،کشف المحجة لثمرة المهجة، ص ۱۸
  60. طوسی، رجال طوسی،ش ۶۲۰۹
  61. شریف رضی، ص ۵۷، ۶۴، ۷۲
  62. عمادالدین طبری، ص ۹
  63. خزاز رازی، ص ۶۹، ۲۹۴، رجوع کنید به: به ص ۳۳، ۴۴
  64. ابن طاووس، الیقین باختصاص مولانا علی(ع)، ص ۱۸۸؛ رجوع کنید به: به کولبرگ، ص ۵۷۵ ۵۷۶
  65. رجوع کنید به: ابن شاذان، ص ۱۰۸ ۱۰۹، ۱۱۲
  66. رجوع کنید به: ابن طاووس، الیقین باختصاص مولانا علی(ع)، ص ۶۰۵
  67. حلوانی، ص ۱۴۷؛ رجوع کنید به: شبیری، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ش، ص ۱۱۹
  68. عاصم بن حمید، ص ۲۱
  69. ابن رازی، جامع الاحادیث، ص ۹۸، ۱۱۶؛ ابن رازی، مسلسلات، ص ۲۴۳، ۲۴۶
  70. دلائل الامامة، ص ۵۸، ۳۴۳
  71. کراجکی، ج ۱، ص ۳۸۶
  72. به نقل ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ص ۵
  73. به نقل ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ص ۵، مفید، جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة؛ نجاشی، رجال، ۱۴۰۷ق، ص ۱۲۴، ۴۰۱؛ طوسی، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، ص ۲۹۰، ص ۳۹۸؛ علم الهدی، ج ۲، ص ۱۷۶۳
  74. رجال طوسی، ص ۴۳۹، ش ۶۲۷۳؛ رجوع کنید به: ابن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۱۴۴
  75. محمد حضرمی، ذیل، ص ۹۶؛ خزاز رازی، ص ۲۵۶؛ دلائل الامامة، ص ۲۴۲، ۲۵۳-۲۵۴؛ نیز رجوع کنید به ابن طاووس، ۱۳۷۷ش، ص ۴۰۸
  76. رجال،ص ۴۴۲،ش ۶۳۱۳
  77. نجاشی،ص ۴۳۹
  78. رجال شیخ طوسی،ص ۴۲۷
  79. دلائل الامامة، ص ۶۶، ۷۱، ۷۴

منابع

  • آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۳ق.
  • ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، چاپ حسین اعلمی، بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.
  • ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ ش.
  • ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، چاپ محمد عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۱۵۱۴۱۷.
  • ابن رازی، جامع الاحادیث ویلیه العروس، الغایات، المسلسلات، الاعمال المانعة من الجنة و نوادر الاثر فی علی خیرالبشر، چاپ محمد حسینی نیشابوری، مشهد ۱۴۱۳.
  • ابن شاذان، مائة منقبة من مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و الائمة من ولده علیهم السلام، چاپ نبیل رضا علوان، بیروت ۱۴۰۹.
  • ابن صلاح، علوم الحدیث، چاپ مصطفی دیب البغا، بی‌جا، ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.
  • ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، چاپ فضل اللّه نوری، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۲، چاپ افست ۱۳۶۷ش.
  • ابن طاووس، الیقین باختصاص مولانا علی(ع) بامرة المومنین، چاپ انصاری، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۸۹.
  • ابن طاووس، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، چاپ جواد قیومی اصفهانی، بی‌جا، ۱۳۷۱ ش.
  • ابن طاووس، فتح الابواب بین ذوی الالباب و بین رب الارباب فی الاستخارات، چاپ حامد خفاف، قم ۱۴۰۹.
  • ابن طاووس، فرج المهموم، قم، دارالذخائر، بی‌تا.
  • ابن طاووس، کشف المحجة لثمرة المهجة، نجف ۱۳۷۰/۱۹۵۱.
  • ابن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، قم ۱۴۱۱.
  • ابن غضائری، الرجال لابن الغضائری، چاپ محمد رضا حسینی جلالی، قم ۱۴۲۲.
  • ابن قولویه، کامل الزیارات، چاپ عبدالحسین امینی، نجف ۱۳۵۶.
  • ابن نجّار، ذیل تاریخ بغداد، در احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، او، مدینة السلام، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، ج ۱۶۲۰، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
  • ابوسعید عباد عصفری، اصل ابی سعید عباد العصفری، در کتاب الاصول الستة عشر.
  • اتان کولبرگ، کتابخانه ابن طاووس و احوال و آثار او، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان، قم ۱۳۷۱ش.
  • احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
  • احمدبن محمد زراری، رسالة ابی غالب الزراری الی ابن ابنه فی ذکر آل اعین، چاپ محمد رضا حسینی، قم ۱۴۱۱.
  • تستری ؛ مصطفی بن حسین تفرشی، نقدالرجال، قم ۱۴۱۸.
  • تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب، استدراک و تعلیق ابوعبداللّه حسین بن محمد المعروف به ابن طباطبا، چاپ محمد کاظم محمودی، قم، ۱۴۱۳.
  • جعفربن حسن محقق حلّی، الرسائل التسع، چاپ رضا استادی، رسالة ۱: المسائل العزّیة، قم ۱۳۷۱ ش.
  • جعفربن حسن محقق حلّی، مروج (بیروت).
  • حسن بن یوسف علامه حلّی، ایضاح الاشتباه، چاپ محمد حسون، قم ۱۴۱۵.
  • حسن بن یوسف علامه حلّی، رجال العلامة الحلّی، چاپ محمد صادق بحرالعلوم، نجف ۱۳۸۱/۱۹۶۱، چاپ افست قم ۱۴۰۲.
  • حسین بن عثمان، اصل حسین بن عثمان، در کتاب الاصول الستة عشر من الاصول الاولیة فی الروایات و احادیث اهل البیت علیهم السلام، قم : دارالشبستری للمطبوعات، ۱۳۶۳ ش.
  • حسین بن محمد حلوانی، نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، قم ۱۴۰۸.
  • حسین بن محمد تقی نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، قم ۱۴۱۵-۱۴۲۰
  • حسینی، السید احمد، تراجم الرجال، قم، مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۱۴ق.
  • خطیب بغدادی.
  • خلاد سدّی، اصل خلاد السندی (السُدّی)، در کتاب الاصول الستة عشر.
  • درست بن ابی منصور، کتاب درست بن ابی منصور، در کتاب الاصول الستة عشر.
  • دلائل الامامة، منسوب به محمد بن جریر طبری آملی، قم : موسسه البعثه، ۱۴۱۳.
  • شبیری، سید محمد جواد، «تلعکبری ابو محمد هارون بن موسی بن احمد»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۸۳ش.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، رسائل الشهید الثانی، رسالة ۳۳: حاشیة خلاصة الاقوال، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۹ش.
  • سمعانی، عبد الکریم بن محمد ، الانساب، بیروت، دار الجنان، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
  • طبری، تاریخ (بیروت).
  • عاصم بن حمید، اصل عاصم بن حمیدالحناط، در کتاب الاصول الستة عشر،
  • عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علی الدرایة، چاپ محمد رضا مامقانی، قم ۱۴۱۱-۱۴۱۳.
  • عبدالنبی جزائری، حاوی الاقوال فی معرفة الرجال، قم ۱۴۱۸.
  • علی بن اسباط، نوادر علی بن اسباط، در کتاب الاصول الستة عشر،
  • علی بن حسین علم الهدی، رسائل الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، رسالة ۱۰: رسالة فی الرد علی اصحاب العدد، قم ۱۴۰۵-۱۴۱۰.
  • علی بن محمد خزاز رازی، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، چاپ عبداللطیف حسینی کوه‌کمری خوئی، قم ۱۴۰۱.
  • کلینی.
  • مثنی بن ولید، اصل مثنی بن الولیدالحناط، در کتاب الاصول الستة عشر،
  • محمد بن شریف رضی، خصائص الائمة علیهم السلام، چاپ محمد هادی امینی، مشهد ۱۴۰۶.
  • محمد بن ابوالقاسم عمادالدین طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، نجف ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
  • محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۳۵۱۳۸۰ ه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
  • محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقدالرجال، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ۱۹۶۳-۱۹۶۴، چاپ افست بیروت، بی‌تا.
  • محمد بن اسماعیل مازندرانی حائری، منتهی المقال فی احوال الرجال، قم ۱۴۱۶.
  • طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم ۱۴۱۴.
  • طوسی، محمد بن حسن، الرسائل العشر، چاپ محمد واعظ زاده خراسانی، رسالة ۹: رسالة فی تحریم الفقاع، قم ۱۴۰۴.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، نجف ۱۳۷۸۱۳۸۲.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزیز طباطبائی، قم ۱۴۲۰.
  • طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبة، چاپ عباداللّه طهرانی و علی احمد ناصح، قم ۱۴۱۱ الف.
  • محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران ۱۳۹۰.
  • محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، بیروت ۱۴۱۱ق.
  • محمد بن علی کراجکی، کنزالفوائد، چاپ عبداللّه نعمه، قم ۱۴۱۰.
  • محمد بن محمد مفید، جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة، چاپ مهدی نجف، قم ۱۴۱۳.
  • محمد بن محمد مفید، کتاب الامالی، چاپ حسین استاد ولی و علی اکبر غفاری، قم ۱۴۰۳.
  • شبیری، محمد جواد، «الکاتب النعمانی و مصادر کتابه الغیبة»، علوم الحدیث، سال ۲، ش ۳ (محرّم جمادی الا´خره ۱۴۱۹).
  • شبیری، محمد جواد، «نعمانی و مصادر غیبت»، انتظار، ش ۲ (زمستان ۱۳۸۰)، ش ۳ (بهار ۱۳۸۱).
  • شبیری، محمد جواد، چهار مقاله، در مقالات فارسی، ش ۵۵، قم. کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۳۷۲ ش.
  • محمد محسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزولی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
  • محمد محسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: النابس فی القرن الخامس، چاپ علی نقی منزوی، بیروت ۱۳۹۱/ ۱۹۷۱.
  • مسعودی، تنبیه.
  • نجاشی، احمد، الرجال، تحقیق سید موسی شبیری زنجانی، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • همان : نوابغ الرواة فی رابعة المئات، چاپ علی نقی منزوی، بیروت ۱۳۹۰/ ۱۹۷۱.
  • ابن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل فی عمل الیوم و اللیلة، چاپ غلامحسین مجیدی، قم ۱۳۷۷ ش.

پیوند به بیرون