مقاله نامزد خوبیدگی

سید محمدکاظم شریعتمداری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
سید محمدکاظم شریعتمداری
Shariatmadari.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل سید محمدکاظم حسینی شریعتمداری
تاریخ تولد ۱۵ دی ۱۲۸۴ش
زادگاه تبریز
تاریخ وفات ۱۴ فروردین ۱۳۶۵ش
محل دفن قبرستان ابوحسین در قم
شهر وفات تهران
اطلاعات علمی
استادان حائری یزدی، میرزا جواد ملکی تبریزی، آقاضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی
شاگردان مکارم شیرازی، امام موسی صدر، جعفر سبحانی،موسوی اردبیلی، سیدموسی شبیری زنجانی
محل تحصیل تبریز، قم، نجف
اجازه اجتهاد از حائری یزدی، آقاضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی
تألیفات رساله عملیه، هدایة العباد الی طریق الرشاد، تعلیقه بر عروة الوثقی، مباحث حول قرآن.

سید محمدکاظم شریعتمداری (۱۲۸۴-۱۳۶۵ش) از مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم شمسی که پس از فوت آیت‌الله بروجردی از علمای تراز اول حوزه علمیه قم به شمار می‌رفت. وی در ابتدا از حامیان انقلاب اسلامی ایران بود و در رفراندوم فروردین ۱۳۵۷ش به نظام جمهوری اسلامی رأی داد، اما در آذر ۱۳۵۸ش در همه‌پرسی برای تأیید قانون اساسی، به مخالفت با اصل ۱۱۰ پرداخت که درباره اختیارات ولی‌فقیه بود. شریعتمداری در سال ۱۳۶۱ش متهم به اطلاع و حمایت مالی و سیاسی از کودتای صادق قطب‌زاده شد و پس از این ماجرا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حکم به سلب مرجعیت وی داد. شریعتمداری همچنین در خانه‌اش حصر شد و پس از چهار سال درگذشت.

شریعتمداری معتقد بود که اجرای حدود مربوط به وضعیتی است که حکومت واقعاً اسلامی باشد و احکام اسلامی جاری باشد. وی بر آن بود که هیچ شکل خاصی از حکومت در اسلام مشخص نشده است و باید حاکمیت ملی را پذیرفت. به باور وی، حاکمیت ملی یعنی حکومت مردم بر مردم، و وظیفه روحانیت با حاکمیت ملی تضادی ندارد.

شریعتمداری در دوران پهلوی موافق برانداختن نظام سلطنتی نبود و بر برگزاری انتخابات و عمل به قانون اساسی در چهارچوب سلطنت مشروطه تأکید داشت. او اگرچه سرکوب مردم در قیام ۱۵ خرداد را محکوم و از امام خمینی حمایت کرد، اما پس از موضع‌گیری درباره وقایع سال ۱۳۴۲ش از شدت اعتراض‌های خود کاست و روشی ملایم در برابر حکومت در پیش گرفت. شریعتمداری پیش از انقلاب ۱۳۵۷ با تأسیس دارالتبلیغ اسلامی و مجله مکتب اسلام، بیشتر به امور دینی و تبلیغی می‌پرداخت.

زندگی‌نامه

سید محمدکاظم حسینی شریعتمداری[۱] که «سید کاظم شریعتمداری» نیز خوانده شده[۲] در ۱۵ دی ۱۲۸۴ش در تبریز به‌دنیا آمد.[۳] پدر او سید حسن شریعتمدار تبریزی (درگذشت ۱۲۹۳ش) از واعظان و عالمان معروف تبریز بود.[۴] محمدکاظم شریعتمداری تحصیلات مقدماتی خود را در سال ۱۲۹۳ش در تبریز آغاز کرد و سپس به تحصیل فقه و اصول پرداخت.[۵] او در سال ۱۳۰۳ش در ۱۹ سالگی جهت ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت.[۶] سپس مدتی به نجف و پس از بازگشت به قم، مجدد به نجف نقل‌مکان کرد.[۷] او در قم در درس خارج شیخ عبدالکریم حائری یزدی،‌ مؤسس حوزۀ علمیۀ قم و میرزا جواد ملکی تبریزی شرکت نمود.[۵]

شریعتمداری اولین مجتهدی دانسته‌ شده است که از شیخ عبدالکریم حائری اجازه اجتهاد دریافت کرد.[۸] او در مجلس درس شیخ عبدالکریم حائری یزدی، هم‌درس امام خمینی بود.[۹] شریعتمداری در نجف در درس آقاضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی شرکت کرد[۱۰] و از آن دو حکم اجتهاد گرفت.[۱۱] در سال ۱۳۱۳ش به تبریز بازگشت[۷] و علاوه بر امامت جماعت در مسجد «خاله اُغلی»، در مدرسه طالبیه تبریز به تدریس پرداخت.[۷] وی در سال ۱۳۲۹ش به حوزه علمیه قم بازگشت[۱۲] و درس خارج فقه و اصول او از دروس مهم و پرجمعیت قم گزارش شده است.[۱۳] وی علاوه بر درس‌های عمومی به تدریس خصوصی برای شاگردان نزدیک خود نیز می‌پرداخت و افرادی مانند امام موسی صدر، مکارم شیرازی، موسوی اردبیلی، جعفر سبحانی و سید موسی شبیری زنجانی در درس خصوصی او شرکت می‌کردند.[۵]

شریعتمداری پس از فوت سید حسین طباطبایی بروجردی، به جهت مقلدان بسیاری که داشت، وجوهات بسیاری دریافت می‌نمود و به‌همین جهت قدرت مالی فراوانی داشت.[۱۴]

آثار

  • رساله‌ای در اجتماع امر و نهی
  • رساله‌ای در نهی در معاملات
  • رساله‌ای در لباس مشکوک
  • تعلیقه بر وسیلة النجاة
  • رساله عملیه
  • مناسک حج
  • هدایة العباد الی طریق الرشاد
  • تعلیقه بر عروة الوثقی
  • فروع علم اجمالی و قاعده فراغ و تجاوز
  • مباحث حول قرآن.

همچنین تقریرهایی از درس‌های او توسط شاگردان نوشته شد که برخی از آن‌ها چاپ گردید.[۱۵]

وفات، تشییع و تدفین

سید کاظم شریعتمداری پس از تحمل یک دوره‌ بیماری در ۱۴ فروردین ۱۳۶۵ش در بیمارستان مهراد تهران درگذشت.[۱۶] وی به‌اتهام اطلاع و حمایت از کودتای قطب‌زاده در خانه خود محصور شد و سرانجام در حصر خانگی درگذشت.[۱۷] شریعتمداری وصیت کرده بود در حسینیه‌اش غسل داده شود، سید رضا صدر (برادر امام موسی صدر) بر او نماز بخواند و در حرم حضرت معصومه و یا در خانه‌اش دفن گردد.[۱۶] با این حال پس از انتقال جنازه‌اش به قم، در قبرستان ابوحسین قم دفن گردید.[۱۸] سید محمدرضا گلپایگانی در نامه‌ای از اینکه «بدون تشییع و احترامات لازمه، و تدفین مخفیانه در محل غیرمناسب واقع شده» ابراز تأسف شدید نمود[۱۹] همچنین حسینعلی منتظری که در زمان درگذشت شریعتمداری قانم‌مقام رهبر جمهوری اسلامی ایران بود، در خاطراتش که در دوره برکناری وی از سمت قائم‌مقام رهبری منتشر شد، نوشته است که وی نیز به عمل نکردن به وصیت شریعتمداری معترض بوده است.[۲۰] اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۱۵ فروردین سال ۱۳۶۵ شمسی نوشته است که دفن بدون سروصدا و تنها با حضور خانواده بر اساس تصمیم جامعه روحانیت مبارز بوده است. وی در خاطرات این روز نوشته است که در قم گروهی از طرفداران وی تظاهرات به راه انداخته‌اند.[۲۱]

برخی نظریات

شریعتمداری معتقد بود که بهائی‌ها از نظر حقوق فردی با دیگر افراد ایرانی برابرند، ولی از نظرحقوق اجتماعی،مجاز به تبلیغات و تشکیل اجتماعات، برای نشر افکار و عقاید خود نیستند.[۲۲] او اعتقاد داشت که در اسلام مسئله‌ای به‌نام مصادره اموال نداریم؛[۲۳] مگر در مواردی که اموال برای مردم باشد که در این صورت باید پس از اثبات به دولت اسلامی منتقل شود.[۲۳]

سید محمدکاظم شریعتمداری:
«ولایت فقیه امروز دوگونه تفسیر می‌شود که یکی با حاکمیت ملی، وفق دارد و مؤید آن است و دیگری وفق ندارد. من با آن ولایت فقیه که با حاکمیت ملی وفق دارد و آن را تأیید می‌کند موافقم.»[۲۴]

اسلام و حکومت

شریعتمداری را طرفدار نظریه اسلام مدنی دانسته‌اند که در مقابل نظریه اسلام سیاسی بود.[۲۵] بر اساس اسلام مدنی، اسلام برای حکومت نیست و هیچ شکل به‌خصوصی را برای حکومت تعیین نمی‌کند.[۲۶] در این نظریه وظیفه اصلی فقیه سیاست نیست و فقیه نیازی نیست دخالتی در سیاست داشته باشد.[۲۶] شریعتمداری معتقد بود باید حاکمیت ملی را پذیرفت. حاکمیت ملی از نظر وی به‌معنای حکومت مردم بر مردم است و وظایف روحانیت تضادی با حاکمیت ملی ندارد.[۲۷] از نگاه او ولی فقیه تنها در دو مورد می‌تواند اقدام کند: یکی زمانی که عملی خلاف اسلام یا قانون اساسی یا مصالح مردم شکل گرفته باشد، و دیگری جایی که کار مهمی باید انجام بگیرد اما مسئول نداشته باشد.[۲۸]

حدود

شریعتمداری معتقد بود اجرای حدود در جایی است که حکومت واقعاً اسلامی باشد و احکام اسلام در مملکت جاری شود.[۲۹] او معتقد بود برای اجرای حدود باید برنامه‌های اسلام برای ایجاد محیط اسلامی در تمام زندگی پیاده شود. در این راستا باید محیط اسلامی به وجود آورد، وضع اقتصادی جامعه را در چارچوب دولت و حکومت اسلامی به‌معنای واقعی سامان داد، به طبقات محروم رسیدگی کرد، برنامه‌های تربیتی و آموزشی اسلام را پیاده ساخت و مردم را تعلیم و تربیت اسلامی داد.[۲۹]

فعالیت‌های دینی تبلیغی پیش از انقلاب

شریعتمداری پس از درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی، از علمای تراز اول حوزه علمیه قم محسوب می‌شده است.[۳۰] او با علامه طباطبایی ارتباط داشت و زمانی که در چاپ تفسیر المیزان مشکلاتی به‌وجود آمد و مخالفت‌هایی با آن صورت گرفت، شریعتمداری بر جلد پنجم چاپ نخست آن مطلبی نوشت که در رفع مشکل تأثیرگذار بود.[۳۱] او همچنین در برخی موضوعات فرهنگی مانند رواج بی‌بندوباری در کشور بیانیه‌هایی صادر کرد و استفاده از تلویزیون را به علت فساد حرام دانست.[۳۲]

شریعتمداری با نفوذ بهائیت مقابله می‌کرد و در سال ۱۳۵۱ش خریدوفروش نوشابه‌هایی که در دست گروه‌های بهائی بود را حرام دانست.[۳۳] همچنین در سال ۱۳۵۵ش مردم را تشویق به بستن حساب‌های خود در بانک صادرات کرد؛ چرا که یک بهائی سهامدار عمده آن شده بود.[۳۴]

تأسیس دارالتبلیغ اسلامی و مجله مکتب اسلام

شریعتمداری مجله مکتب اسلام را در سال ۱۳۳۷ش تأسیس کرد[۳۵] و افرادی مانند ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی و حسین نوری همدانی در هیئت تحریریه آن حضور داشتند.[۳۶]

شریعتمداری مؤسس و مدیر مؤسسه دارالتبلیغ نیز بود.[۳۷] مراسم کلنگ‌زنی دارالتبلیغ در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۳ش انجام شد و در سال ۱۳۴۴ش افتتاح گردید.[۳۸]

دارالتبلیغ دارای کتابخانه عمومی و امانی، انتشارات و چاپخانه، بیمارستان و درمانگاه، مدرسه علمیه بانوان (دار الزهراء) و شعبه‌های مختلف در تهران، اهواز، تبریز و پاکستان بود.[۳۹] همچنین مجله پژوهشی «الهادی» به عربی، «پیام شادی» به فارسی و برای کودکان، مجله «بشائر» به عربی و برای کودکان، مجله «نسل نو» برای مخاطبان جوان[۴۰] و همچنین مجلات دیگر به زبان‌های دیگر چاپ می‌شد.[۴۱]

فعالیت‌های سیاسی پیش از انقلاب اسلامی ایران

شریعتمداری از جمله روحانیان میانه‌رو معرفی شده است که در عین مخالفت با حکومت پهلوی، حاضر به مبارزه قهرآمیز و تند نبوده است.[۴۲] رسول جعفریان معتقد است درخواست شریعتمداری از حکومت پهلوی، تا تیر ۱۳۵۷ش چیزی بیشتر از برگزاری انتخابات آزاد نبود.[۴۲] شریعتمداری موافق برانداختن سلطنت نبود و بر برگزاری انتخابات و عمل به قانون اساسی در چهارچوب سلطنت مشروطه تأکید داشت.[۴۳] او قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵ش (۱۹۰۶م) را تأیید می‌کرد.[۴۴]

شریعتمداری در سفر محمدرضا شاه به تبریز پس از سقوط فرقه دموکرات آذربایجان در سال ۱۳۲۶ش در مدرسه طالبیه تبریز با وی دیدار کرد.[۴۵] این دیدار در شرایطی بود که وی در زمره روحانیون درجه دوم تبریز قلمداد می‌شد و روحانیون درجه اول تبریز از ملاقات با شاه خودداری کردند.[۴۶] شریعتمداری در اعتراضاتش کمتر شخص شاه را مورد حمله قرار می‌داد و بیشتر کارگزاران حکومتی مانند نخست‌وزیر، وزرا و مجلسیان، مورد انتقاد او قرار می‌گرفتند.[۴۷] او در شهریور ۱۳۴۲ش به‌استناد نبود آزادی بیان و ممنوعیت مجالس دینی و وعظ، انتخابات مجلس را تحریم کرد[۴۸] و در واکنش به ماجرای کاپیتولاسیون[۴۸] و نفوذ بهائیان در دستگاه‌های حکومتی، مواضعی گرفته بود.[۳۲]

قیام پانزده خرداد

شریعتمداری سرکوب مردم در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش را لکه ننگینی دانست و از امام خمینی حمایت کرد.[۴۹] با این حال پس از موضع‌گیری در وقایع سال ۱۳۴۲ش از شدت اعتراض‌های او کاسته شد و روش ملایمی در برابر حکومت در پیش گرفت[۴۹] و در پیامی در محرم همان سال گفت که دیگر در مسائل سیاسی مداخله نمی‌کند.[۵۰]

شریعتمداری در پی بازداشت امام خمینی پس از سخنرانی در عاشورای ۱۳۴۲ش،[۵۱] از قم به تهران رفت و به‌همراه محمدتقی آملی از علمای تهران و سید محمدهادی میلانی از علمای مشهد، حکم اجتهاد امام خمینی را امضا کردند تا قانون تراز شامل امام خمینی شود و او از محاکمه نجات یابد.[۵۲]اصل تراز، اصلی در قانون مشروطه بود که مجتهدان درجه‌یک را هم‌تراز با قانون می‌دانست و بر اساس آن، مجتهدان تراز اول معاف از محاکمه قانونی بودند.[۵۳]

فعالیت‌های سیاسی پس از انقلاب اسلامی ایران

سید کاظم شریعتمداری یکی از مراجع چهارگانه در زمان انقلاب اسلامی بود.[۵۴] او در فروردین ۱۳۵۷ش در ذیل اعلامیه‌ای اعلام کرد در رفراندوم به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و از جمهوری اسلامی دفاع کرد.[۵۵] برخی طرفداران شریعتمداری، حزب خلق مسلمان را در برابر حزب جمهوری اسلامی تأسیس کردند که مشکلات و درگیری‌هایی به‌وجود آورد.[۵۴]

شریعتمداری در موضوع قانون اساسی طرفدار قانون اساسی مشروطه، مصوب سال ۱۲۸۵ش بود و بر آن بود که در جمهوری اسلامی نیز می‌توان همان قانون اساسی را بدون سلطنت پذیرفت.[۵۶] شریعتمداری در ۹ آذر ۱۳۵۸ش در مورد همه‌پرسی برای تأیید قانون اساسی، اعلامیه‌ای صادر کرد و با اصل ۱۱۰ که در مورد اختیارات ولی فقیه بود مخالفت کرد.[۵۷]

Shariatmadari v roznameh.jpg

خلع از مرجعیت و حصر

سید کاظم شریعتمداری در ابتدای سال ۱۳۶۱ش متهم به اطلاع و حمایت مالی و سیاسی از کودتای صادق قطب‌زاده شد.[۵۸] بر اساس اقرار برخی افراد، شریعمتداری به یکی از روحانیان تهران پولی داده بود تا به قطب‌زاده داده و در کودتا هزینه کند.[۵۹] همچنین علیه او مطرح شد که از کودتا اطلاع یافته ولی اقدامی در جهت جلوگیری از آن به عمل نیاورده است.[۶۰] در مقابل، شریعتمداری ابتدا در نامه‌ای چهار صفحه‌ای تمام اظهارات قطب‌زاده را تکذیب کرد[۱۷] و تنها پذیرفت که روحانی‌ای به‌نام مهدوی به نزد او آمده، بدون ذکر نام قطب‌زاده مطالبی را از بعضی گروه‌ها نقل کرده و او با آن سخنان موافقت نکرده، بلکه از آن نهی کرده و آن را خلاف شرع دانسته است.[۶۱] پس از آن توبه‌نامه‌ شریعتمداری در تلویزیون پخش شد. طبق نقل سید محمد موسوی خوئینی‌ها دبیرکل مجمع روحانیون مبارز، امام خمینی پس از مشاهده این اعتراف گفته بود که ای کاش صداوسیما آن را پخش نمی‌کرد.[۶۲] هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۳۰ فروردین سال ۱۳۶۱ شمسی از قول سید احمد خمینی نقل کرده است که شریعتمداری در مذاکره با سپاه قم به اطلاع خود از قصد قطب‌زاده اعتراف کرده است.[۶۳]

در اردیبهشت سال ۱۳۶۱ش، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سلب مرجعیت سید کاظم شریعتمداری را اعلام کرد.[۶۴] برخی معتقدند امام خمینی با این کار موافق بود[۶۴] و در مقابل برخی معتقدند امام اطلاعی از این عمل جامعه مدرسین نداشته و بدان راضی نبوده است.[۵۹] شریعتمداری پس از این به حصر خانگی رفت و در همان حصر خانگی درگذشت.[۱۷]

نگارخانه

پانویس

  1. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۶۰.
  2. شریف‌رازی، گنجینه دانشمندان، ۱۳۵۲ش، ج۲، ص۱۲.
  3. راستگو، «آیت‌الله شریعتمداری و آن چه بر او گذشت»، سایت خبرنامه گویا.
  4. «گذری بر زندگی علمی و سیاسی آقای سید کاظم شریعتمداری»، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۵.
  6. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۶۲.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۶۴.
  8. راستگو، «آیت‌الله شریعتمداری و آن چه بر او گذشت»، سایت خبرنامه گویا.
  9. «مصاحبه‌هایی با نزدیکان»، گفتگو با حسن شریعتمداری، سایت مدار شریعت.
  10. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۶۳.
  11. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۵.
  12. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۶۹.
  13. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۵.
  14. «مصاحبه‌هایی با نزدیکان»، گفتگو با حسن شریعتمداری، سایت مدار شریعت.
  15. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۷۰.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۲۴۸.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ «آیت‌الله شریعتمداری؛ مرجع تقلیدی که در حصر خانگی درگذشت»، سایت رویداد۲۴.
  18. راستگو، «آیت‌الله شریعتمداری و آن چه بر او گذشت» بخش دوم، سایت خبرنامه گویا.
  19. «نامۀ شدید اللحن آیة الله گلپایگانی»، سایت مدار مرجعیت.
  20. منتظری، «خاطرات»، ص۴۸۳.
  21. خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1365/ کتاب «اوج دفاع».
  22. «مصاحبه تلویزیون هلند با آیت‌الله العظمی آقای شریعتمداری»، ص۴۳.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ «مصاحبه آیت‌الله شریعتمداری با روزنامه گاردین»
  24. «شنیده‌ایم که حضرت آیت‌الله با ولایت فقیه مخالف هستید (مصاحبه آیت‌الله شریعتمداری با واشنگتن پست)»، سایت مدار شریعت.
  25. «مصاحبه‌هایی با نزدیکان»، گفتگو با حسن شریعتمداری، سایت مدار شریعت.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ «مصاحبه‌هایی با نزدیکان»،گفتگو با حسن شریعتمداری، سایت مدار شریعت.
  27. «مصاحبه تلویزیون هلند با آیت‌الله العظمی آقای شریعتمداری»، ص۴۱.
  28. «مصاحبه آیت‌الله شریعتمداری با روزنامه گاردین»، سایت مدار شریعت.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ «اجرای حدود و حکومت اسلامی (مصاحبه آیت‌الله شریعتمداری با روزنامۀ بامداد)»، سایت مدار شریعت.
  30. «جانشینان احتمالی آیت‌الله بروجردی چه کسانی بودند؟» سایت انتخاب.
  31. جعفریان، «مرجعیت سیاسی شیعه»، پرتال جامع علوم انسانی.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۷.
  33. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۹۱.
  34. «آیة الله العظمی شریعتمداری از ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷»، سایت مدار مرجعیت.
  35. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۷۰.
  36. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۷۱.
  37. «ماجرای میانجیگری مرحوم علامه سید محمدحسین طباطبایی در باره تأسیس دارالتبلیغ»، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  38. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۸۱.
  39. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۸۳.
  40. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۵.
  41. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۱۸۳.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ جعفریان، «مرجعیت سیاسی شیعه»، پرتال جامع علوم انسانی.
  43. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۸.
  44. «آیت‌الله شریعتمداری: علما برای رسیدن به قدرت تلاش نمی‌کنند (بازخوانی گفت‌وگو با اشپیگل در مرداد ۵۷)» سایت تاریخ ایرانی.
  45. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۵.
  46. موسوی تبریزی، خاطرات آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی (دفتر اول)، ۱۳۸۷ش، ص۵۱.
  47. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۵.
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۷.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۶.
  50. صحرائی، «شریعتمداری»، ج۲۷، ص۹۶.
  51. نجات آیت‌الله خمینی از اعدام توسط آیت‌الله شریعتمداری،‌ سایت رویداد۲۴.
  52. «مصاحبه‌هایی با نزدیکان»، گفتگو با حسن شریعتمداری، سایت مدار شریعت.
  53. «مصاحبه‌هایی با نزدیکان»،گفتگو با حسن شریعتمداری، سایت مدار شریعت.
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ «موسوی تبریزی: سلب مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری بدون اطلاع و اجازه امام بود»، سایت تاریخ ایرانی.
  55. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۲۱۱.
  56. «مصاحبه با رادیو دانمارک»، سایت مدار شریعت.
  57. سید کماری، مدار شریعت، ۲۰۱۰م، ص۲۲۸- ۲۲۹.
  58. «چند نکته درباره کودتای "قطب‌زاده-شریعتمداری"؛ حمایت مالی سعودی از کودتاگران»، خبرگزاری تسنیم.
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ «موسوی تبریزی: سلب مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری بدون اطلاع و اجازه امام بود»، سایت تاریخ ایرانی.
  60. «نحوه مواجهه با بحران‌آفرینی سید کاظم شریعتمداری»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  61. راستگو، «آیت‌الله شریعتمداری و آن چه بر او گذشت» بخش دوم، سایت خبرنامه گویا.
  62. موسوی خوئینی‌ها، «روایت موسوی خوئینی‌ها از پخش اعترافات تلویزیونی آیت‌الله شریعتمداری»، سایت تاریخ ایرانی.
  63. خاطرات روزانه / آیت الله هاشمی رفسنجانی / سال ۱۳۶۱ / کتاب «پس از بحران».
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ «چرا آیت‌الله شریعتمداری توسط مدرسین حوزه سلب مرجعیت شد؟»، سایت مشرق‌.

منابع